سلفي هاي وهابي ارديبهشت ماه امسال در اقدامي كه هر زائر بقيع شريف را ياد جنايات سلفي ها در ويران ساختن قبور ائمه (ع) و صحابه مي انداخت ، با نصب موانعي چند ، مانع از زيارت بصري قبور مطهر ائمه و اولاد و اهل بيت رسول الله ((صلی الله عليه وآله)  در مقابل ورودي بقيع شدند. اين عمل گستاخانه چنان واكنش تندي در جهنان اسلام به دنبال داشت كه وهابي را ناچار ساخت در كمتر از دو روز ، موانع را برچينند . واكنشي كه حتم دارم اگر در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري ( در روزي چون امروز ) هم اين چنين مي بود و مي شد ، سلفي ها هرگز جرات آنرا نمي كردند كه به قبور مطهر ائمه (ع) و صحابي هاي رسول الله ((صلی الله عليه وآله)  توهين كرده و به ويران ساختن آنها مي پرداختند. بخشي از اين حركت بزرگ عليه اقدام موهن سلفي بود مديون توسعه رسانه هاست .  در طول ساعتهايي كه موانع وجود داشت ، خبر آن در صدر خبرهاي رسانه هاي جهان اسلام بود و در اغلب كشورهاي اسلامي ، ديپلماتهاي عربستان احضار و پيامدهاي منفي آن به نمايندگان سياسي دولت رياض تذكر داده شد. اين موانع را اگر چه برچيده اند ولي همچنان مي توان ديد كه در گوشه اي از بقيع انبار شده است . زائراني كه اينك به بقيع مشرف مي شود باديدن اين "پالت هاي پلاستيكي " درآن گوشه ، ضمن مغرور بودن به خود براي نمايش يك وحدت عظيم و قوي اسلامي در سرتاسر جهان اسلام در برابر اقدامي موهن ، درعين حال اين درس را مي گيرند كه  اگر جهان اسلام باهم متحد بود و امكانات و ظرفيت عظيم خود را به كار مي گرفت ، بيش از يك ميليارد مسلمان امروز وضعيتي به مراتب بهتر درتعاملات مبتني بر قدرت در سطح جهان داشتند .

 و اما امروز همان قصه پرغصه دهه ها همچنان در بقيع شريف جريان دارد . از در بقيع که رو به سوي حرم مطهر رسول الله ((صلی الله عليه وآله)  دارد ، وارد مي شوي ، اولين چيزي که به جهت قد و اندازه فوري به چشم مي خورد ، تابلويي است به چند زبان و از جمله فارسي و اردو و انگليسي که روي آن تذکر داده شده است که دعا کردن – شفاعت طلبيدن – ابراز ارادت کردن و... به نوشته تابلو نسبت به " مردگان " !! بنا به قران و حديث جايز نيست !! نتيجه اينکه شما و يا هرزائري در مقابل ائمه معصوم (ع) که دهها حديث و روايت در تاييد نظارت ابدي آنها بر رفتار و کردار امت شان وجود دارد ، ودر مقابل رسول الله(صلی الله عليه وآله)  که محدثين بزرگ اهل سنت هم نقل کرده اند که روح مطهرشان کاملا ما را مي بينند و حاضر و ناظر هستند ، حق دعا کردن ، شفاهت خواستن از رسول خدا ((صلی الله عليه وآله)  و ائمه معصوم (ع) را نداري که در غير اين صورت اگر دستت به نشانه دعا خواني بلند باشد و يا اينکه پليس حافظ مذهب وهابي کتاب دعايي در دستتت ببينند ، بلافاصله تذکر داده مي شود که اين کار کافران !!! است ، ممکن است کتاب ضبط شود و درهمان قدم اول زائر از بقيع بيرون انداخته شود .

وهابيون درسال 1343هجري قمري بر عربستان سعودي حاکم شدند. در اين کشور قدرت به دو بخش مذهب و سياست تقسيم شده است . امور سياست در دست خاندان آل سعود است که بنيانگذار عربستان شناخته مي شود .پسوند نام اين کشور از آن خانواده گرفته شده است و داراي چند شاخه خانوادگي است و شاخه فرزندان عبدالعزيز قدرتمند تر هستند و ملک عبدالله پادشاه کنوني عربستان از اين شاخه است . شاخه دوم قدرت يا مذهب که انديشه هاي محمد عبدالوهاب بنيانگذار انديشه وهابي را نمايندگي مي کند ، افکار تندرويانه اي دارد که در بسياري از زمينه ها با چهار مذهب اصلي اهل سنت و نيز مذهب تشييع در مخالفت کامل قرار دارد و اين مخالفت عموما به هنگام زيارت حرم شريف پيامبراکرم حضرت محمد مصطفي(صلی الله عليه وآله)  و بقيع شريف خود را نمايشمي دهد که موجب درگيريهاي پليس حافظ و مروج افکار وهابي و زائران از هر يک از مذاهب اسلامي مي شود.

از نظر برخي علماي اسلامي ، وهابيت يک جريان انحرافي است که از شرايط مکاني و زماني و با سوء استفاده از موقعيت ميزباني زائران رسول الله (صلی الله عليه وآله)  و بيت الله الحرام ، براي تبليغ باورهاي خود آنهم به خش ترين شکل خود !! استفاده مي کند . علماي اسلامي که سالهاست با اين فرقه و انديشه هاي آن به عنوان يک تهديد براي جهان اسلام روبرو هستند ، مي گويند که وهابيون اگر بر باورهاي خود راسخ هستند، بايد بگذارند که جريانهاي اصيل اسلامي نيز در نقد نظر آنها ديدگاههاي خود را بيان و نشر دهند ، و بپذيرند که مردم – همانطور که در قران مجيد نيز آمده است - بهترين را انتخاب خواهند کرد. وهابيون درنشر باورهاي متحجرانه خود که متاسفانه حتي آيات قران نيز توسط اين گروه تحريف معنوي مي شود ،براي نمونه آياتي مانند آيه شريفه " مانک لاتسمع الموتي – سوره روم آيه 52" را که با مطالعه آيات قبل و بعد از آن روشن مي شود که مربوط به کفار و لجوج و مرده دلان است ، العياذبالله به شخص پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله)  و اهل بيت آن حضرت سلام الله اجمعين اطلاق مي کنند حال آنکه با نگاه و تعامل و دقت در آيات 79 و 93 از سوره مبارکه اعراف و احاديث بسيار که از جمله توسط صحيح بخاري نقل شده ، به صراحت در مي يابيم که ادعاي برخي مبلغان فرقه اي درحرمين قدسي داير بر قطع ارتباط اموات با اين دنيا ، نه تنها صحيح نيست که در مخالفت است.

بنا بر صراحت کلام الله و حديث که از جمله در " الجنائز باب الميت يسمع قرع النغال و باب قول الميت و هو علي الجنازه قدموني – صحيح بخاري " آمده ، ميت اگر صالح باشد حتي زماني که جسد او بسوي قبر برده مي شود ، صداي پاي تشيع کنندگان را مي شنود و مي گويد که زودتر او را ببرند ، ولي اگر ميت فرد صالحي نباشد ، خواهد پرسيد که مرا کجا مي بريد ؟

بقيع قديمي ترين و همچنان تنها گورستان شهر مدينه منوره است . اين مکان شريف مدفن بسياري از اعضاي خانواده و اهل بيت رسول الله (صلی الله عليه وآله)  و صحابه آن حضرت است. تا پيش از قدرت يابي وهابيون در عربستان سعودي ، بنابرشواهد و مدارک و عکس ها و ساير مستندات ، قبور ائمه (ع) و اغلب بزرگان مدفون دراين گورستان داراي قبه و بارگاه بود که توسط وهابيون تخريب شد . حوادث اخير مدينه منوره مانند هجوم پليس حافظ مذهب وهابي به عزاداران رسول الله (صلی الله عليه وآله) ‌ و نيز ايجاد موانع مقابل قبور ائمه اطهار (س) که عمدتا در سايه توسعه رسانه هاي ارتباطي و حساسيت يابي هرچه بيشتر مسلمين بسرعت در سطح جهان انعکاس داشت ، و واکنش هاي قابل پيش بيني آن در جهان اسلام ، به باور عموم اگر در دهه 1340  هجري قمري وجود داشت ، هم مانع از قدرت يابي افراطيون مي شود و هم بربقيع شريف و ساير مشاهد مقدسه آن نمي رفت که گردشگري در همان ايام در وصف بقيع شريف و مطهر نوشت :‌گويي در اين مکان قوي ترين زمين لرزه ها واقع شده – همه چيز از بين رفته و سرتاسر گورستان پوشيده از سنگ ، چوب و شيشه و ساير مصالح ساختماني است .

  بقيع از  پرخاطره ترين مكانهای مدينه  است; جايی كه آن را پيش از آمدن پيامبر (صلی الله عليه وآله) «بقيع الغرقد» می ناميدند. «غرقد» نوعی درخت است كه در گذشته، داخل اين قبرستان و يا در كنار آن وجود داشته و به تدريج با گسترش قبرستان، آن درختها ـ كه به نظر برخی توت بوده ـ از ميان رفته است. بقيع به عنوان زمينی در حاشيه بخش مركزی يثربِ پيش از اسلام، گورستان مردم اين شهر بود و پس از اسلام نيز به عنوان مهمترين گورستان مدينه شناخته شد. اين گورستان با وسعت نسبتاً زياد خود ـ به مانند نوع قبرستانهای كهن كه در محيطی باز و پراكنده قرار داشته ـ در طول قرون مختلف اسلامی، مَدْفن صحابه، تابعين و مهمتر از همه، چهار تن از امامان (عليهم السلام) بوده و از اين رو محل زيارت تمامی زائران مدينه منوّره است.

بقيع در ناحيه شرقی مسجدالنبی و تقريباً در فاصله يكصد متری آن واقع شده و بارها حدود آن تغيير كرده است. اين قبرستان تا يكصد سال پيش، خارج از حصار قرار داشته، اما اكنون در ميان شهر مدينه واقع شده، از چند سوی در محاصره خيابانهای ستين، عبدالعزيز و ابوذر قرار گرفته و مبدأ خيابان باب العوالی از بقيع آغاز می شود.

بقيع در آغاز دولت اسلامی مدينه، مانند پيش از اسلام، به عنوان قبرستان، مورد استفاده قرار گرفت. يكی از نخستين مهاجران كه در بقيع مدفون شد، عثمان بن مظعون بود. وی در مكه به پيامبر(صلی الله عليه وآله) گرويد، سپس به حبشه هجرت كرد و پس از مهاجرت به مدينه در جنگ بدر حضور يافت و آنگاه درگذشت.

به نقل از ابن حجر، وقتی عثمان بن مظعون درگذشت، رسول خدا(صلی الله عليه وآله) در حالی كه اشك از چشمانش سرازير بود، او را بوسيد. زمانی هم كه ابراهيم فرزند پيامبر(صلی الله عليه وآله)درگذشت، حضرت فرمود: او به سَلَف صالح ما عثمان بن مظعون پيوست.

پراكندگی قبرستان، از همان زمان مطرح بوده و به همين دليل است كه اكنون برخی از قبور صحابه، در فاصله های بسيار دورتر از بخش اوليه آن ـ در زمان ما ـ قرار گرفته است. برای نمونه میتوان به فاصله قبر سعدبن معاذ با قبور ائمه اطهار(عليهم السلام) اشاره كرد.

از ديگر چهره های معروف صحابه كه در دوره حيات پيامبر(صلی الله عليه وآله) درگذشت و در بقيع آرميد، همين سعدبن معاذ است كه در نبرد خندق مجروح شد و چندی بعد به شهادت رسيد.

گفتنی است كه محدوده حد فاصل ميان بقيع و حرم پيغمبر(صلی الله عليه وآله) تا چند سال پيش مجموعه هايي از خانه ها و كوچه و بازار و كتابخانه عارف حكمت را تشكيل می داد كه بخش های مختلف آن به مرور از ميان رفت و در حال حاضر به صورت يك فضای سنگفرش باز به عنوان حياط باز مسجد مورد استفاده است. در اين محله كه ميان شيعيان به محله بنی هاشم شهرت دارد، خانه هايی وجود داشت كه به عنوان خانه امام جعفر صادق(عليه السلام) شهرت داشت و كوچه تنگ مزبور را نيز به عنوان «زقاق جعفر» می شناختند. از اين خانه و كوچه كه در حوالی سالهای 60 تا 63 تخريب شد، تصاويری برجای مانده است.

عنايت رسول خدا(صلی الله عليه وآله) به دفن شدگان بقيع

رسول خدا (صلی الله عليه وآله) به بقيع عنايتی ويژه داشت، برخی شب ها به آنجا می رفت و برای اهل بقيع آمرزش می طلبيد. آن حضرت هر زمان كه به زيارت بقيع می رفت، خطاب به مدفونين بقيع می فرمود:

«السَّلامُ عَلَيْكُمْ دارَ قَوْم مُؤْمِنِين، وَ إنّا اِنْ شاءَالله بِكُمْ لاحِقُون، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لاَِهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَد. اَلّلهُمَّ لاتحرمنا أَجْرَهُم وَ لاتفتنّا بعدهم. اللّهُمَّ اغْفِرْ لَنا و لَهُمْ».

بقيع و بقعه های آن

پس از رحلت پيامبر(صلی الله عليه وآله) تا به امروز، اين قبرستان، همچنان آباد و برقرار بوده و بسياری از صحابه و تابعين و علما را در طول تاريخ در آغوش خود جای داده است. مالك بن انس گويد: حدود ده هزار نفر از صحابه در بقيع دفن شده اند.

 

از كيفيت برخی از قبور چنين بر می آيد كه مكانهای خاصی از بقيع، اختصاص به افراد خاصی داشته و يا به هر حال، وضعيت چنان بوده كه امكان دفن افراد وابسته به يك خانواده وجود داشته و آنان میتوانسته اند در كنار هم دفن شوند. برای مثال، كنار هم قرار داشتن قبور چهار امام، با اين كه در فواصل مختلف زمانی رحلت كرده اند، شاهدی برای اين امر است. همچنين دفن شدن چندين تن از همسران پيامبر يا دختران آن حضرت و... در كنار يكديگر، همين موضوع را تأييد می كند.

باقی ماندن محل اين قبور، نشان از آن دارد كه قبرهای مذكور از همان آغاز مورد توجه و زيارت مردم بوده است. اين امر اختصاص به شيعه نداشته و اهل سنت نيز نسبت به قبور همسران پيامبر و يا عثمان و نيز برخی از علمای خود; مانند مالك بن انس و استاد و شيخ او نافع، قاری قرآن كه در كنار هم مدفون هستند، احترام گذاشته و به زيارت آنها می رفته اند. اين مسأله سبب شد تا به مرور، برای حفظ اين قبور، بناها و بقعه هايی كه در آغاز كوچك بوده، روی آنها ساخته شود.

عباسيان، برای حفظ قبر عباس، بنايی روی آن ساختند. از آنجا كه قبر عباس در كنار قبر چهار امام و قبر منسوب به حضرت زهرا(عليها السلام) يا فاطمه بنت اسد بود، بقعه ياد شده، بر روی همه آنها يكجا بنا شد. پيش يا پس از آن، بقعه هايی نيز برای همسران پيامبر، عمه ها و نيز امام مالك و غيره ساخته بودند و از قرن ششم به بعد، كسانی از بزرگان نيز كه علاقمند به برخی از مدفونين در اين مكان بودند، بقعه هايی برای آنان ساختند.

به نوشته مَطَری (741) افزون بر قبّه هايی كه روی مزار عباس و چهار امام بود، در كنار آن، قبه هايی روی قبر عقيل و عبدالله بن جعفر نيز وجود داشت. پس از آن قبّه هايي بر مرقد ابراهيم فرزند پيامبر(صلی الله عليه وآله) بود كه در سمت قبله آن، ضريح مشبّك قرار داشت و در كنار وی عثمان بن مظعون دفن شده بود.

اين سخن پيامبر در وقت دفن ابراهيم كه به سلف صالح ما عثمانبن مظعون ملحق شد، همانطور كه مطری نقل كرده، ثابت می كند كه قبر عثمان بن مظعون بايد در كنار قبر ابراهيم باشد.

وی می افزايد: پيش از آنكه عبدالرحمان بن عوف درگذرد، عايشه از او خواست كه در خانه اش كنار شيخين دفن شود، اما او گفت كه با ابن مظعون عهدی دارد و می خواهد كنار او دفن شود. به نوشته مطری، اين زمان، در داخل قبه عقيل، يك حظيره سنگی بود كه قبور زنان پيامبر در آن قرار داشت و بدين ترتيب روشن می شود كه بعدها قبه های مستقل برای همسران پيامبر(صلی الله عليه وآله) ساخته شده است.

نايب الصدر كه در محرم سال 1306 ق. از بقيع ديدن كرده، از واقع شدن بقيع درخارج ديوار اصلی شهر مدينه ياد كرده و نوشته است: دور بقيع حصاری بود كه دو در داشت; يكی از اين دو در، در برابر بقعه ائمه(عليهم السلام) بود و ديگری در برابر درِ اصلی ورود به شهر مدينه. درآنجا سنگ نبشته ای وجود داشت كه اشعار تركی بر آن حك شده بود و نشان می داد كه تاريخ بنای حصار بقيع، سال 1223 ق. بوده و به دست سلطان محمود عثمانی نوشته شده است.

به نوشته برخی از منابع، در سال 1234 ق. محمدعلی پاشا، حاكم مصر، بقعه ائمه بقيع را به دستور سلطان عثمانی بازسازی كرد.

سيد جعفر مدنی برزنجی (م 1317 ق.) كه خاندانش از سوی دولت عثمانی، متوليان رسمی بقيع بودند، نوشته است: بقعه هايی كه عباس و ائمه چهارگانه در آن قرار داشتند، قبه های بزرگ و عالی بوده است. اين بقعه، به مانند ديگر قبّه های منهدم شده، بعدها در دوره سلطان محمودخان عثمانی ساخته شد كه به گفته مدنی، بوّابی آن با فرامين سلطانی، از سوی عثمانیها، در خاندان آنها بوده است. اين دربانان، به رغم آن كه از سادات بودند، نسبت به شيعيان، به ويژه شيعيان عجم سختگيری زيادی داشتند و برای هر زائر شيعه كه وارد حرم ائمه می شد، مبلغی می گرفتند.

در نزديكی قبّه عباس و ائمه، بقعه كوچكی روی قبر ابنابی الهيجاء بوده است. اين شخص كه از امرای دولت فاطمی بود، كارهای عمرانی زيادی در آثار متبركه حرمين به انجام رسانيد. در همان نزديكی، مقبره ای هم برای اميرچوپان ـ از سلسله چوپانيان عراق عجم ـ بوده است.

به طور معمول قبوری كه دو سنگ ـ يعنی يكی در بالا و ديگری در پايين ـ دارد، صاحب آن زن و قبوری كه تنها يك سنگ دارد، نشان از مرد بودن صاحب آن می باشد. طی دو دهه گذشته، دو بار ديوار بقيع تخريب و بازسازی شده است. بازسازی جديد كه در روزگار فهد صورت گرفت، بقيع را به مقدار زيادی از حالت ويرانه ای كه پيش از آن داشت، درآورد. در اين طرح كه هماهنگی وضعيت بقيع با مجموعه طرح حرم نبوی مورد توجه بود، ابتدا ديواره های بقيع به شكل زيبايی ساخته شد; سپس در داخل بقيع طی سالهای 1418 ـ 1419 مسيرهای رفت و آمد سنگفرش گرديد و مانع از برخاستن خاك به دليل شلوغی جمعيت شد. اين در حالی است كه اميد می رود قبور ائمه بقيع، دست كم سنگفرش شده و از اين وضعيت بدر آيد.

اكنون قبور موجود در بقيع به صورت فضای باز و ساده و بدون بقعه درآمده و قبرها جز نشانی ساده، به صورت سنگی كه بالای سر آنها گذاشته شده، چيزی ندارد. با اين حال، تعلق خاطر مسلمانان به مدفون شدگان بقيع سبب گرديد كه همچنان قبر عده ای از بزرگانِ مدفون، مشخص باقی بماند; گرچه به مرور زمان، قبور صدها بلكه هزاران تن از صحابه و تابعين به دست فراموشی سپرده شد و قبر آنان نامشخص ماند.

 سفرنامه ها و كتاب های تاريخی كه در قرون مختلف به نگارش درآمده است، حكايت از اعتنای كامل زائرانِ حرم نبوی به اين قبرستان می كند. مسلمانان از هر فرقه ومسلك، پس از زيارت خيرالبشر به زيارت دفن شدگان در بقيع آمده و خاطره پرشكوه عصر نخستين اسلامی و مظلوميت امامان را زنده نگاه داشته اند.

 

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 11:59 | لینک  |