با سفر " حسين ضرار" يك معاون ارشد وزارت امورخارجه مصر به تهران در روز چهارشنبه اين هفته كه گفته شده حامل پيامي از مقامات مصري براي دولت مردان ايراني است ، چنين به نظر مي رسد كه تهران و قاهره به سطحي از اراده سياسي رسيده اند كه روابط خود را هر چه بيشتر در مسير عادي سازي قرار دهند و باور دارند كه مساله يي اساسي و مانع غيرقابل رفع يي در ايجاد روابط و تعميق آن وجود ندارد و گذشته ها را مي توان متعلق به گذشته دانست و يا حتي در عين داشتن روابط، مواضع انتقادي را حفظ کرد، مهم اين است که روابط و مسير آن مديريت گردد و باور شود که تعويق عادي سازي روابط، هيچ  امتيازي براي دو طرف ندارد و  کارکرد خود را اگر داشت، ازدست داده است.

تحولات فراوان در سالهاي رکود روابط ميان تهران و قاهره بويژه در زمينه سياسي و استراتژيک که به تغيير بسياري از معادلات قديمي در منطقه انجاميده است،اينک بيش از هر زماني ايجاب مي کند که دو طرف  به هم نزديک شده و همانطور که خبرنگار روزنامه مصري الاهرام در سفر امارات از احمدي نژاد خواست و مطمئنا درخواست از مبارک نيز هست " براي بيرون بردن جهان اسلام  از نگراني ها" گام هاي تازه اما مستحکمي به سوي يکديگر بردارند.دو ملت ايران و مصر رابطه يي تاريخي و اشتراکات بسياري دارند که آنها را به هم نزديک  مي کند.برآيند افکار عمومي دو کشور که احمدي نژاد در سفر جنوب خليج فارس و مقامات مصري در چند نوبت به آن اشاره کرده اند، براين مهم تاکيد دارد که تهران و قاهره بايد به سمت عادي سازي روابط بروند و اين مهم قطعا در باور ديگر مردمان منطقه بخصوص در کشورهايي که بيشتر از اين روابط متاثر مي شوند مانند لبنان  و عراق و بخصوص فلسطيني ها نيز وجود دارد. دو کشور به رغم نداشتن رابطه رسمي سياسي، در سالهاي اخير قدم هاي خوبي را براي نزديک شدن به يکديگر و اعاده روابط برداشته اند که برجسته ترين آنها ديدار سال 1382 سيد محمد خاتمي رييس جمهوري وقت ايران با حسني مبارک در ژنو و ديدار تجديد شده اخير اين دو در قاهره و تاکيد دو شخصيت بر اهميت روابط دوجانبه  بويژه براي کمک به جهان اسلام جهت  برون رفت از مصايب و مشکلات عديده يي که با آن روبرو مي باشد، و سخنراني تاريخي آقاي خاتمي در دانشگاه الازهر و ديدار با مفتي اعظم و شيخ الازهر  بود.

همان گونه که در ايران مقاومتهايي نسبت به ازسرگيري رابطه با مصر بويژه به جهت رابطه آن با اسراييل  صورت          مي گرفته، در مصر نيز رابطه با ايران مخالفاني دارد.عمده اختلافات ايران و مصر به سياستهاي دو کشور در قبال لبنان و فلسطينيان و گروههاي فلسطيني و لبناني (و از جانب ايران همچنين رابطه مصر با اسراييل )  باز مي گردد که برخي مورد حمايت ايران و برخي مورد حمايت مصرند و در ميان کشورهاي عربي مصر تنها کشور عرب است که ايران با آن رابطه رسمي سياسي ندارد.

در حال حاضر که به نظر مي رسد دو کشور اهميت ازسرگيري روابط را درک کرده اند، نگراني واقع بينان سياسي در دو کشور تکرار  روند يک قدم به جلو و دو قدم به عقب است که در هر دوره اي بعد از شروع فصل آب شدن يخ هاي روابط، دوباره آنرا منجمد کرده است.در شرايط موجود بويژه بر عهده روشنفکران و نخبگان دو کشور است تا همانگونه که خاتمي در سخنراني خود در الازهر گفت،" براي از بين بردن اختلافات تلاش کنند و سعي و هم خود را متوجه آشتي ميان جريانها، مذاهب و تمدنها...براي رويارويي با کساني که در پي جدا کردن فرزندان امت اسلامي اند، نمايند" و در نظر داشته باشند که يکي از چند چالش بزرگ جهان در شرايط کنوني "ترس از اسلام و اتهام نارواي تروريسم است " که خاتمي در الازهر گفت:"ساخته دست قدرتهاي بزرگ مي باشد."

  دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي که سياست خارجي دولت اصلاحات را بر محور تنش زدايي قرارداد، از بسياري جهات بهترين فرصت براي ايران و مصر بود که روابط خود را عادي کنند که متاسفانه قدمهاي برداشته شده در هر دوکشور تحت تاثير هيجانات سياسي برخي گروهها و جناح هاي قدرت  قرار گرفت و تاکنون به تاخير افتاد ه است و روي اين مهم ازاساسات علم سياست انديشه نشد که " سياست خارجي يک کشور در چهارچوبي شکل مي گيرد که به آن "" منافع ملي "" گفته  مي شود.سياست خارجي يک کشور با حضور و بازي بازيگران متعددي شگل مي گيرد که     همه ي آنها "" واقعي "" و نه "" آرماني "" هستند و در چهارچوبي صورت مي گيرد که هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد."

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 11:15 | لینک  |