*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
آقای وزیر گردشگری با سابقه امنیتی در مقایسه با منی که از کلاس اوّل ابتدایی تا آخرین مرحله دانشگاه بالاترین نمره ریاضی ام یک ١۴ بوده است، بیشتر می فهمد و باید بداند که عدد و ارقام چه نقشی در اداره و تمشیت امور دارد ولی من نمی فهمم چطور یک آمار فرض به درستی و صحت بدون درنظر گرفتن متغیرهای اساسی بویژه عينى نشانه زنده و با نشاط بودن یک جامعه است.
آقای وزیر گفته است که :«حدود ۴۵ میلیون نفر از مردم( در روزهای نوروزی) به سفر رفتند! و این پیام ملت ایران در خصوص زنده و با نشاط بودن آنها است.»
و نتیجه :که آنهم از برکت تلاش های دولت برای رفاه مردم است، مردمی که در بدرقه سال ١۴٠٣ گفتند؛ برو که دیگه برنگردی! و همان وقت آمار رسمی داده شد که « یارانه کمک معیشتی مرحله ١٦٩ مربوط به اسفند ماه ١٤٠٣ به حساب ١٦،٨١٩،١٣٣ سرپرست خانوار دهک های چهارم تا نهم واریز شد» آمار دهک های اوّل، دوّم و سوّم را نداده بودند.
من نمی دانم آقای وزیر چطوری و از کجا و با چه مبنایی حتی تخمینی و نه علمی و آکادمیک چنین ادعایی کرده است، ادعایی به گُندگی ۴۵ میلیون نفر! طبق این آمار، بیش از نیمی از مردم کشور به سفر رفتند! آیا به نظر شما آقای وزیر متوجه شده که گزارش داده شده به او هم مهمل! بوده و ۴۵ میلیون یعنی چی ؟ و برای جابجایی این جمعیت فرض بر داشتن توانایی لازم برای سفر، چه امکانات وسیع حمل و نقلی، هتلی، تغذیه ای و خیلی چیزهای دیگر می خواهد که نه در بضاعت ایران با ضعف های عمیق در همه ی زمینه ها، که حتی تامین آن در توان قدرتهای بزرگ اقتصادی هم نیست.
استاد ریاضی و آمار من در مقطع تحصیلات تکمیلی دو ترم پشت هم ، بزرگ استادی بود از اعاظم اساتید و برجسته های آنها که مشهور بود از جمله طراحان سوال آزمون دوره های ارشد و دکتری است. استاد در یکی از جلسات درس، بحثی را ارائه کرد با این عنوان که « چگونه با آمار دروغ بگوئیم» نه اینکه استاد بخواهد به ما دروغگویی را بياموزد و نه اینکه من بخواهم خدای ناکرده به آقای وزیر بی احترامی و بی ادبی کنم. در آن جلسه استاد با استدلال های علمی و مصادیق ما را با شیوه های دروغ گویی با آمار و ارقام آشنا کرد و چه سرشکسته شدم وقتی بعد سالها خبرنگاری متوجه شدم که چه دروغ هایی را با آرایش آمار و ارقام به خورد مردم بی نوایی داده ام که به ما اعتماد کردند.
یکی از محاسن اینترنت امکان سریع فکت چک کردن است و مثل قبل از عصر اینترنت و شبکه های اجتماعی نیست که هر حرفی بزنند، گمان کنند در حافظه مردم نمی ماند و به آن دسترسی نیست.
در جستجوی آمار، می بینیم که در سال ١۴٠٠ که وضعیت مالی مردم بهتر از حالا بود هم، ادعای مشابه ولی توسط رئیس جمهوری وقت شده، و نتیجه گرفته که نشانه وضعیت خوب اقتصادی مردم است. خدا پدر او را بیامرزد که تنها گفته بود ٣٠ درصد مردم در نوروز آن سال سفر رفتند! که فکت چک ها به آن نشانه «شاخدار» داده بودند.
خیلیها این روزا میگویند ؛ وضعیت اقتصادی کشور که بده! پس چرا همه آیفون دستشونه؟ چرا کافه ها و رستورانها پُره؟ اینا همش ظاهره یا واقعاً اوضاع خوبه؟
یه نظریه جالب تو اقتصاد هست به اسم اثر رژ لب (Lipstick Effect) که شاید جواب این سوال ها باشد.
ماجرا این است که وقتی اوضاع اقتصادی خراب می شود و مردم نمی توانند هزینه های بزرگ بکنند مثل خرید خونه، ماشین یا سفرای گران ، میان سمت خریدای کوچیک ولی خوشحال کننده!
مثل یه رژ لب، یه گوشی قسطی، یا یه شب بیرون رفتن با دوستان.، سفرهای چادرخوابی، خانه عمه و خاله خوابیدن و مشابه آن!
این خریدای کوچیک، یه جور پاداش روانی است ؛ یه راه برای حفظ انگیزه، عزت نفس یا فقط یه حالِ خوبِ ساده توی یه روز سخت.
شاید یه رژ لب نشانه ای از لوکس گرایی نباشد، ولی نمادی از نیاز انسان به امید، توی روزای سخت است . پس شاید اون آیفون ها یا کافه نشینی ها بیشتر از اینکه نشانه رفاه باشند ، نشانه یک جور مقاومت باشند.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1