*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه
هوای کلانشهرهای ایران و شهرهای صنعتی دوباره آنقدر آلوده شده است که مطابق معمول هشدار می دهند از خانه خارج نشوید! و اورژانس آمبولانسهایش را در خیابانها مستقر کرده است.
سالهای سال است که وضعیت همین است. بازی با افکار عمومی و طول دادن موضوع شاید باران و برفی و بادی بیاید، و تازگی، مدرک خواستن برای هر موضوعی حتی اگر بگویی دو، دو تا چهار تا می شود.
رسانه نماینده افکار عمومی است ولی تا به اینجای کار نشان داده است که از نظر دولتی ها چه قبل و چه حالا و حتی بعدها، مقصر دولت قبل و قبل تر است و ما بی گناهیم و ما بهترین! بقیه را هم امیدی نیست تا مادامی که نگاه به رسانه امنیتی است و در همان پیچ اول تامین کاغذ مانده اند و مردمی که به رسانه رُك و راست بگویم، اعتماد ندارند. همکاران هم که با نگرانی های بسیار برای همه چیز! ترجیح می دهند بنویسند : وی گفت، وی افزود! نکند که تشویش اذهان کرده باشند.
اگر گزارش شرکت کنترل کیفیت هوای تهران « مدرک!» حساب شود، هوای پایتخت هیچ روزی از روزهای گذشته امسال قابل تنفس نبوده است. عوامل آلودگی هوای تهران متعدد هستند، عواملی که عمدتا ریشه در فعالیتهای انسانی دارند.
شمار قربانيان آلودگي هواي تهران به روشني معلوم نيست، ولي آمار سازمان بهشت زهرا (س) و گفته هاي برخي اوقات بدون ملاحظه بعضي مديران مياني شهري ، نشان مي دهد كه كار از سلام و صلوات و حتي دعا هم گذشته است و من دعا مي كنم كه اين بار باران نبارد تا شايد همان بشود كه بايد بشود ، شايد آنها يي كه مي مانند که شاید بیشتر مسئولین باشند! به خود بيايند و باور كنند كه اين زندگي ، و اين سبك آن ! چيزي جز به خودكشی دستجمعی بردن مردم نیست . این مردم شایستگی و لیاقت زندگی خوب دارند. چیزی که حتی خودشان هم فراموش کرده اند.
شهر به گورستاني عمومي تبديل شده است كه هر روز اعلان مردن خودمان را در آن مي بينيم یک روز کرونا ، یک روز آلودگی هوا، سرطان ، سکته و... ولي هنوز باور نداریم كه " مرگ فقط براي همسایه نيست !"
آلودگي هوا به حدي با تهران عجين شده است كه گويي عضوي از آن است و بنا ندارد هرگز آنرا رها كند. اگر به آمار و ارقام نگاه كنيم در مي يابيم كه اين دو قلوي سيامي خيلي به هم چسبيده اند آنقدر كه امكان جداسازي آنها نيست ! مگر با يك عزم ملي ! بدون تعارف و بدون شعار !
مسئولين شهري درتازه ترين اظهار نظر خود در مورد آلودگي هواي تهران گفته اند كه از ابتدای سال به جز چند روز ، تهران همه ي روزها هوايي آلوده و يا بشدت آلوده داشته است . يك آمار تازه هم مي گويد كه مرگ زودرس بواسطه استنشاق از همين هوا ، به سراغ همه ي تهراني ها آمده است و دراين شهر بيماريهاي قلبي و عروقي و سرطان اولين و دومين عامل مرگ ومير است. بچه هاي آنها براي دريافت سرب و ديگر آلاينده هاي فوق العاده سمي مانند ' بنزن ' در معرض كُند ذهني قرار دارند . معنا و مفهموم ساده تر اين عبارت يعني :' پدرها ! مادرها ! اگر فردا بچه شما نمره درسي اش كم و يواش يواش ناچار شد هر مطلبي را بارها و بارها بخواند تا بفهمد ! يادتان باشد كه خود ما عامل اصلي آن بوديم ! بچه ما خنك وكودن نبود ! ما خواستيم و هنر مسئولین ما بود که او اين چنين شود ! مثل هنر تفکیک فرزندی که با تروریست ها همکار بوده و پدرش شعار مرگ و اعدام سریع دیگران را می دهد.
فراواني آلاينده ها در هواي تهران امروز نه فقط يك مساله زيست محيطي كه به دلايلي چند يك تهديد جدي از منظر امنيت ملي است و نگاه به موضوع از همين منظر بود كه كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي را وداشت تا مساله را در سال ١٣٨٧ در دستور كار خود قرارداده و آنرا به عنوان يك تهديد امنيتي جدي مورد بررسي قرار دهد كه البته بعد رها و موضوع از بيخ و بن فراموش شد.
مساله آلودگي روز افزون هواي تهران و کلان شهرها و پيامدهاي منفي آن امري است كه سالهاست درباره آن گفته مي شود و مي نويسند .
نخستين زنگ خطر جدي درباره آلودگي هواي تهران در سال ١٣٧۴ به صدا
درآمد. در آن هنگام نزديك به يكصد نفر از كارشناسان و مدرسان حوزه هاي مرتبط با محيط زيست، جغرافيا و شهرسازي در پي نشستي در سالن اجتماعات پارك شهر متني موسوم به بيانيه "هواي تهران ٧۴" را منتشر كردند كه در آن براي نخستين بار از آلودگي هواي تهران به عنوان يك " بحران ملي" كه راه مقابله با آن "عزم ملي" است، نام برده شد.
اين بيانيه عمدتا بر آثار بهداشتي و بيماري زاي آلودگي هوا تاكيد داشت و نويسندگان آن كوشيدند بر اين نكته پا بفشارند كه يكي از عوامل عمده همه گيري نگران كننده بيماري هايي همچون افسردگي، اضطراب و انواع ناراحتي هاي تنفسي در تهران، آلودگي هوا بوده و اين پديده را مي بايست از جمله عوامل قابل توجه مرگ و مير در تهران به شمار آورد.
البته، اين بيانيه آنقدر بازتاب نيافت كه بتوان تصور كرد همچون مانيفستي براي همه ي فعاليت هاي بعدي مقابله با آلودگي هوا در تهران مورد توجه بود، اما واقعيت اين است كه در همه ي سالهاي بعد از انتشار اين بيانيه ، همچنان اثر بهداشتي آلودگي هوا بود كه مورد توجه قرار مي گرفت و آثار زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (از جهت تاثيري كه بر تخريب و رنگ باختگي آثار تاريخي، معماري و فرهنگي دارد) اين پديده فراموش شده است. دليل اين امر شايد اين باشد ، آماري كه سه سال بعد از بيانيه "هواي تهران ٧۴" توسط جايكا (كنسرسيومي از مشاوران بين المللي كه با محوريت كارشناسان ژاپني طرح جامع براي كاهش آلودگي هواي تهران را تدوين كردند) منتشر شده بود، بسيار هول انگيز بود: آلودگي هوا سالانه بين هفت تا ۹ هزار نفر را در تهران مي كشد! يعني به طور متوسط سالانه هشت هزار نفر و تقريبا هر ساعت يك نفر.
آلوده سازي هواي تهران چند متهم اصلي دارد كه اولين آنها خودروهاي بسياري هستند كه هر روز هم بر تعداد آنها در اين شهر افزوده مي شود و شهر به پاركينگي بزرگ مبدل شده است . دراين پاركينگ مدعيان ! پلاك خودروهاي خود را در مقابل دوربين هاي كنترل ترافيك مي پوشانند و يا به هزار حيله ديگر متوسل مي شوند تا وارد مناطق ممنوعه شوند . پليس امكانات نرم افزاري و سخت افزاري كافي براي برخورد با آنها را ندارد و كسي، مسئول و غیر مسئول باور نمي كند كه : اين هوا ديگر نه براي من و نه براي شما ! براي هيچ يك از ما قابل تنفس نيست !
مدير طرح جامع كاهش آلودگي تهران گفته است كه عامل ٨٩ درصد آلودگي هواي تهران منابع متحرك ( خودروها و موتورسيكلت ها ) هستند. خودروهايي كه فاقد استاندارد زيست محيطي هستند، ٣٠ تا ۴٠ برابر بيشتر از ساير خودروهاي استاندارد آلايندگي دارند و هر روز باز هم توليد و راهي شهرهاي ما مي شود.
در پرونده اي كه سال ١٣٨٧ از منظر تهديدي براي امنيت ملي از وضعيت هواي تهران تهيه و به مجلس شوراي اسلامي ارايه شد، مجموع خسارتهای مالي ناشي از آلودگي هوا در آن سال به هشت هزار ميليارد تومان ! ( كه الان بسيار بيشتر از آن موقع شده ) برآورد شده بود كه ميلياردها تومان زيان ناشي از هزينه هاي اجتماعي - هزينه هايي كه همه ي افراد بدون توجه به نقش آنها در بوجود آمدن آن هزينه ها پرداخت مي كنند، ولي درمحاسبات نمي آيد را هزينه اجتماعي مي گويند – مانند پيامدهاي زيست محيطي و بهداشتي و سلامت عمومي ناشي از آلودگي هوا و... بايد به آن افزود.
بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهاني كه "ايسنا " از آن خبر داده بود تا سال ٢٠١٢ در ايران ١٠ هزار و ۶٠٠ نفر براثر آلودگي هوا دچار مرگ زودرس شدند كه يك سوم اين تعداد مربوط به شهر تهران و يك سوم ديگر مربوط به استانهاي درگير گرد و غبار است.
آنچه سبب وضعیت موجود شده ، قانون گریزی نهادهای مسئول و بی اعتنایی به مصوبات قانونی و توصیه های کارشناسی بوده است که البته باید به آن مسائل فرهنگی و اجتماعی و رفتاری شهروندان را نیز افزود.
همانطور که گفتم؛ نخستين زنگ خطر جدي درباره آلودگي هواي تهران در سال 1374 به صدا درآمد که به بيانيه "هواي تهران ٧۴ " منتهی شد كه در آن براي نخستين بار از آلودگي هواي تهران به عنوان يك " بحران ملي" كه راه مقابله با آن "عزم ملي" است، نام برده شد.
در آن بیانیه تاکید شده بود :
- نگاه ملی به موضوع آلودگی هوای تهران به عنوان یک بحران فراشهری
- تسریع در بازنگری طرح جامع کاهش آلودگی هوا در یک افق ۵ ساله جدید و با شاخصهای عملکردی قابل اندازهگیری و متولی نظارت مشخص به عنوان یک سند فرادستی و لازم الاجرا
- محول شدن نظارت بر رعایت استانداردهای محیط زیستی در زمینه خودرو و سوخت به سازمان مستقل از ارگان تولید کننده
- تشکیل مرجع قانونی مشخص جهت رسیدگی به تخلفات صورت گرفته در طول این مدت و پیگیری قضایی گزارش سازمان بازرسی کل کشور( این سازمان سال ١٣٧١ در گزارشی نسبت به روند رو به افزایش آلاینده ها در هوای تهران هشدار داده بود.)
- توسعه حمل و نقل عمومی به ویژه شبکه مترو و گسترش خدمات شهر الکترونیک با هدف مدیریت تقاضای سفر
- بازنگری نحوه اطلاع رسانی به شهروندان و شفاف و دقیق شدن این مهم به عنوان حق شهروندی ایشان
- استفاده از نظرات نخبگان و متخصصان در حوزه تصمیم سازی و تصمیم گیری
- نظارت بر سوخت مصرفی در منابع ثابت به ویژه صنایع و نیروگاههای تهران بر اساس استانداردهای موجود
- جلوگیری از اجرای اقدامات مقطعی و فاقد عقبه کارشناسی در حوزه مدیریت آلودگی هوا
* در بیانیه همان زمان گفته شده بود : پیامدهای آلودگی هوای تهران در حد یک «فاجعه ملی» میباشد که ابعاد آن در سالیان آتی مشخصتر دامنگیر جامعه ما خواهد شد.
اکنون بعد از گذشت بيش از ربع قرن میزان دستیابی به اهداف و موفقیت طرح مذکور برای متخصصین و فعالان محیط زیست در هالهای از ابهام است.
کم توجهی به برگزاری مداوم و مستمر کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوا با حضور تمامی اعضای موثر این کمیته در سنوات گذشته ، عدم نظارت برمیزان پیشرفت محورهای برنامه، پاسخگو نبودن سازمانهای متولی و نقض مصوبه ممنوعیت استقرار صنایع جدید در شعاع ١٢٠ کیلومتری تهران، تولید همچنان خودروهای غیر استاندارد و بی اعتنایی به توپوگرافی تهران در توسعه شهر بخصوص در غرب شهر جملگی نشان میدهد که هنوز هم عزم جدی برای کاهش آلودگی هوای تهران وجود ندارد، تا جایی که حتی تحقق برخی از محور های اصلی طرح جامع کاهش آلودگی هوا کاملاً به حالت تعلیق درآمده است.
هشدار بانک جهانی درباره تشدید آلودگی هوا در ایران نیز شاهدی دیگر است. خسارت آلودگی هوا در ایران از ۷.۱ میلیارد دلار در سال ٢٠٠١ به هشت میلیارد دلار در سال ٢٠٠۶ رسیده که ۱.۸ میلیارد دلار آن مربوط به خسارات ناشی از آلودگی هوا در پایتخت بوده و از همه مهمتر اینکه بانک جهانی خاطرنشان کرده این رقم تا ١٠ سال آینده به ١۶ میلیارد دلار خسارت برای کل کشور افزایش خواهد یافت.(همشهری آنلاین)
همانطور که اشاره رفت ؛ آنچه که هوای کلانشهرهای ایران و از جمله تهران را غیر قابل تنفس کرده ، مجموعه ای از عواملی است که دهه هاست شناخته شده و حتی برای آنها راه چاره های علمی و کارشناسی ارایه گردیده است ، اما در کمال بی توجهی مدیریتی اجرای آنها هر سال به سال دیگر موکول شده است.
مباحثی مانند ممنوعیت استقرار و توسعه واحدهای صنعتی در شعاع ١٢٠ کیلومتری تهران با بی اعتنایی به آن عملا نادیده گرفته شده ، خودروها و موتورسیکلت هایی که سالهاست گفته می شود نباید تولید شود، همچنان پلاک می شود.
به طور کلی، منابع آلودگی هوا در دو دسته منابع آلاینده متحرک و ثابت دستهبندی میشوند. منابع آلاینده متحرک، شامل خودروهای شخصی، کامیونها و موتورسیکلت ها هستند که هر کدام، سهمی در آلودگی دارند.
خانم" صدراعظم نوری" عضو سابق شورای شهر تهران به " امتداد" گفته است: بالغ بر ۶٠ درصد از آلودگی به این منابع مربوط بوده که سهم هریک از آنها متفاوت است. مثلا خودروهای سواری ١۴ درصد، موتورسیکلتها ١٠ درصد ، کامیونها ١۵/٧درصد، اتوبوس حدود ۶ درصد، مینیبوسهای دیزلی ۴ درصد و سایر عوامل نیز به ترتیب، سهمی از این حدود ۶٠ درصد را به خود اختصاص دادهاند. از طرفی، منابع ثابت هم که حدود ۴٠ درصد آلودگی هوا را به خود اختصاص دادهاند، شامل نیروگاهها، پالایشگاهها، کارخانجات، سوختهای خانگی و ادارات و واحدهای تجاری میشوند.
گردش هوا در تهران از جنوب غرب به سمت شمال شرق است و همین امر سبب می شود تا آلاینده های این نیروگاهها راهی آسمان تهران شود که محصور در کوهها و ساختمانهای بلند مرتبه در منطقه ٢٢ شهرداری تهران یعنی مسیر اصلی وزش باد است. این آلایندههای مازوتی میزان بالایی گوگرد و ذرات کمتر از ٢ و نیم میکرون دارد که برای سلامت انسان فوق العاده خطرناک است.
درباره خطر بر هم خوردن توپوگرافی تهران با احداث ساختمانهای بلند مرتبه در غرب شهر بارها نهادهای ذیربط به شهرداری تذکر دادند که اعتنایی به آن نشد و سرانجام این شد که می بینیم : تهران هوایی برای تنفس ندارد.
در شبکه های اجتماعی در کنایه به بی توجهی دولت مردان به مساله جدی آلودگی هوا در ایران، و گذاشتن بار تقصیر همه ی آن به روی دوش مردم، این کلیپ زیاد به خصوص با داغ شدن دوباره موضوع آلودگی هوا، دست به دست می شود :
آقای مجری: چه کمکی به کاهش آلودگی هوا کردی؟
فامیل دور: ما نه کارخونه داریم، نه تولیدی، نه ماشین، همین که بدبختیم خودش بیشترین کمکه!
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1
Http://r-pishdar.blogfa.com
https://eitaa.com/joinchat/1887896129C490688133a
https://t.me/raoufpishdar