*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه - ١٢ آبان ١۴٠۲
«در گذشته یک جنگ نظامی موفق میتوانست سود کلانی نصیب طرف پیروز جنگ کند و او را قادر سازد تا نظام تجارت جهانی را به نفع خود بازآرایی کند، همانطور که بریتانیا پس از غلبه بر ناپلئون و ایالات متحده با غلبه بر هیتلر این کار را کردند.اما تغییرات در فنآوری نظامی امکان تکرار چنین شاهکاری را در قرن بیست و یکم دشوار می سازد.بمب اتم پیروزی در یک جنگ جهانی را به یک خودکشی بدل ساخته است.بی تصادف نیست که از زمان هیروشیما، ابرقدرتها هرگز مستقیماً وارد جنگ با یکدیگر نشده اند و فقط درگیر کشمکش های ارزانی شده اند که در آن اغوای استفاده از بمب اتم برای پیشگیری از شکست اندک بود. این امر حتی توسل به جنگ بر علیه یک قدرت هسته ای درجه دوم را نیز بسیار ناخوشایند کرده است.جنگ سایبری حتی کار را برای قدرتهای بزرگ بدتر نیز کرده است؛در دورانی مانند عصر ملکه ویکتوریا ارتشها براحتی میتوانستند سرزمینهای گسترده ای را تصرف و قبایل را قتل عام کنند، بدون آنکه صلح در پایتخت ها و شهرهای این قدرتها بخطر بیفتد.اما امروزه توسل به جنگ علیه کشوری که دارای قابلیت های جنگ سایبری قابل توجه باشد، میتواند ظرف چند دقیقه جنگ را به مراکز و شهرهای بزرگ حمله کننده بکشاند. ویروس های کامپیوتری و بمبهای منطقی میتوانند ترافیک هوایی در دالاس را متوقف کرده، باعث تصادم قطارها در فیلادلفیا شوند و شبکه برق را در میشیگان قطع کنند. بنظر می رسدکه جنگ دیگر آن ماهیت تاریخی خود را از دست داده است و سلاحهای موجود تنها کشورها را قادر به تخریب کامل یکدیگر کرده است، بدون اینکه امکان بنا نهادن یک امپراتوری سودآور را به یک طرف بدهد.» ٢١ درس برای قرن بیست و یکم/یوال نوح حراری
مصداق پیش گفته، منطقه خاورمیانه است که درآن رقابت های تسلیحاتی بشدت جریان دارد و تمایل به داشتن سلاح هستهای در آن زیاد است. هسته ای شدن اسرائیل و پاکستان در دهههای اخیر، میل هسته ای شدن را در منطقه افزايش داده است طوری که برخی کشورهای منطقه به قیمت گرسنگی و فقر ملت های خود هزینه های زیادی را کرده و می کنند تا حداقل یک بمب اتمی داشته باشند!
منابعی که خرید و فروش تسلیحات در جهان را گزارش می کنند می گویند که خاورمیانه بویژه در محور جنوبی خلیج فارس از افزارهای جنگی پر شده است.
این حجم از تسلیحات بالقوه صلح در خاورمیانه را تهدید می کند و یک اتفاق می تواند آتش جنگی را شعله ور کند که نه فقط منطقه، که صلح و امنیت جهانی را به خطر بیندازد.
آمریکا ،بریتانیا ، فرانسه و از مدتی پیش روسیه عمده فروشندگان سلاح به کشورهای خاورمیانه هستند و اخیرا اسراییل هم به این فهرست اضافه شده است.
تازه ترین اقدام به خرید گزارش شده تسلیحات در منطقه توسط امارات از آمریکا به ارزش ۲۳ میلیارد دلار شامل ۵۰ فروند جنگنده اف-۳۵ و تسلیحات دیگری از جمله ۱۸ فروند پهپاد ام کیو-۹ رپیر است.
برآورد می شود که فقط آمریکا در یک سال گذشته ١٠٠ میلیارد دلار تسلیحات به کشورهای حوزه خلیج فارس فروخته است.
عوامل واگرایی در منطقه خلیج فارس آنقدر زیاد است که مانع از همگرایی موثر کشورهای منطقه تاکنون حتی در چهارچوب تشکل های منطقه ای مانند شورای همکاری خلیج فارس شده و بعید بنظر می رسد در افقی قابل رویت حل آنها ، سبب همگرایی این کشورها شود.
این عوامل را می توان ذیل این سرفصل ها دید :
۱. دیدگاه های امنیتی متفاوت
۲. نبود اعتماد جمعی
۳. رویکرد متفاوت نسبت به وضع حاکم بر منطقه
۴. اختلاف های ارضی و مرزی
۵. نفوذ قدرت های بزرگ فرامنطقه ای
۶. رقابت تسلیحاتی
۷. نبود الگوها و ایده های رفتاری مشترک
۸. اختلافات فرهنگی، قومی و سیاسی
مؤسسه بینالمللی تحقیقات صلح استکهلم در گزارش سالیانه اش گفته است که نظامیگری در خاورمیانه افزایش یافته و گواه آن غیر از جنگهای چند سال اخیر، افزایش۸۷ درصدی واردات تسلیحات نظامی به این منطقه در پنج سال گذشته بوده است که بیش از یکسوم تجارت جهانی اسلحه را شامل میشود.
یک مساله اساسی در روابط کشورهای حوزه خلیج فارس که از سالها پیش مورد توجه استراتژها بوده و مساله ای مهم و اساسی در روابط منطقه ای تلقی می شود ، فقدان همکاری های امنیتی دستجمعی منطقه ای به عنوان یک نیاز اساسی می باشد که منطقه را هر چه بیشتر به سوی میلیتاریسم سوق داده است .
همکاری های امنیتی در منطقه در سالهای اخیر سه سمت عمده ، یکی دو جانبه و دومی چند جانبه منطقه ای و سومی دو یا چند جانبه با حضور نیروهای بیرون از منطقه داشته است که ضعف در دومی از نگاه تحلیلگران در منطقه به همراه عواملی دیگر که قابل تامل هستند ، موجب شکننده شدن امنیت در منطقه و کاهش سطح آن شده است و شکل سوم این همکاریها،حضور هر چه بیشتر نیروهای بیگانه و فرامنطقه ای را سبب گردیده که خود عاملی بالقوه خطرناک و جدی برای امنیت منطقه است.
آنچه خلا آن اینک در همکاری های امنیتی منطقه ای بیشتر از هر زمانی احساس می شود ، نبود یک سازمان برای هدایت و تمرکز فعالیت های کشورهای منطقه در آن می باشد که پیش نیاز آن وجود باور لزوم یک واحد امنیتی درراستای ثبات منطقه ای است .
دهشت افکنی ( تروریسم ) بلایی است که کشورهای منطقه اینک با آن روبرو هستند واین امر و مبارزه با آن می تواند به عنوان یک نقطه مشترک برای همکاری های چند جانبه در قالب یک سازمان امنیتی منطقه ای تلقی شود.
دو مساله در منطقه موجب امکان یابی دهشت افکنان (تروریست ها) برای ظهور ، قدرت نمایی و نهایت تبدیل شدن به یک تهدید جدی امنیتی برای همه ی کشورهای منطقه شده است .
این دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نیروهای بیگانه در منطقه و دوم تقویت بدبینی و بی اعتمادی مردم منطقه به دولت های خود
از نگاه استراتژیست ها ، برقراری و تقویت همکاری های دو جانبه امنیتی مانند آنچه در سالهای اخیر میان ایران و ترکیه و ایران و عراق بوجود آمده است ، با تشکیل یک ستاد واحد فرماندهی و هدایت عملیات میان سه کشور که در بدو امر می تواند مهمترین مساله امنیتی منطقه یعنی دهشت افکنی و مبارزه با آنرا در دستور کار خود قرار دهد ، بستری است که نه تنها فعالیت های امنیتی که در آینده امور نظامی و اعتماد زایی در منطقه را در دستور کار داشته باشد.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1
Http://r-pishdar.blogfa.com
https://eitaa.com/joinchat/1887896129C490688133a