*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
همزمان با پایان رایگیری ۲۸ شهریور ١۴٠۴ شورای امنیت سازمان ملل و مخالفت با ادامه لغو تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، برخی سایتهای خبری و
کاربران شبکههای اجتماعی نوشتند: « مکانیزم ماشه فعال شد و تحریمهای سازمان ملل شروع شده است.»
اینها ادعاهای دقیق و درستی نیستند. مکانیزم ماشه از حدود سه هفته پیش یعنی از ششم شهریور ماه ۱۴۰۴ اجرایی شده و البته هنوز چند روز تا پایان مهلت توافق باقی مانده است.
مطابق با سازوکار پیش بینی شده در صورتی که غرب و ایران تا تاریخ ششم مهر ۱۴۰۴ به توافق نرسند، تحریمهای شورای امنیت دوباره اجرا میشوند.
بر اساس توافقی که ۱۰ سال پیش انجام شده و برجام نام گرفت ، حتی اگر یکی از اعضای دائم نیز به این پيشنويس رای منفی میداد، دیگر کشورها نمیتوانستند از حق وتوی خود استفاده کنند.با این وجود، همچنان این امکان به صورت بالقوه وجود دارد که طرفین در چند روز باقیمانده به توافق برسند.
اگر این توافق به دست نیاید، شش قطعنامه فریز شده ،دوباره اجرایی میشود؛ قطعنامههایی که در دوران محمود احمدینژاد (بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹) صادر، و در آنها محدودیتهای گستردهای برای فعالیتهای هستهای، موشکی، مالی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران اعمال شد.
شرایطی که در آن قرار گرفته ایم خلاصه و در یک کلام حاصل رقابت های افراطی جناحی در ایران ، تندروی های داخلی و عدم شناخت و بی اعتنایی به نظام های حاکم بر جهان است که در آن هر واحد سیاسی فقط به منافع ملی خود توجه دارد. در این نظام و ساختار، سازمانهای جهانی مانند سازمان ملل در عمل هیچ قدرتی ندارند و تنها محلی اند که در آن قدرتهای بزرگ توافق های بیرونی خود را عرضه می کنند که لزوما حتی منطبق بر منافع دیگر بازیگران از جمله متحدان نیست. در صحنه بین الملل چیزی به نام «قانونی» و «غیر قانونی» وجود ندارد. قدرت! آنها را معنی می کند. این که گمان کنیم کسی با توسل و تمسک به بازیچه ای به نام «قانون» در این جهان پرآشوب به نفع ما اقدامی خواهد کرد یک اشتباه محض است.
برجام، بدفرجام بود چون رقابت های جناحی تا مرز خیانت به کشور، و بازی بازیگران صحنه بین الملل و منطقه بویژه آمریکا که برایش اسرائیل با ارزش تر از ایران در سیاست های منطقه ای اش است، نگذاشتند به شکوفایی بنشیند و فردای روزی که روی موشک پیغام نابودی اسرائیل را نوشتند، می شد به سرنوشت این توافق پی برد.
داوری و اظهار نظر در موضوعاتی مثل اصول بین الملل، CFT یا FATF که کاملاً اقتصادی و حقوقی است از دایره تخصص عوام و طیف بزرگی از مقام دارها خارج است. اگر قرار باشد تصمیمات ملی با استناد به دیدگاههای غیرتخصصی گرفته شود، نتیجه چیزی جز افزایش ریسک، انزوا و هزینههای سنگین برای کشور نخواهد بود.
تحریمهایی که با تصویب شورای امنیت سازمان ملل احتمالا در روزهای آینده علیه ایران اجرایی خواهد شد، ماحصل توهمات ریاست کسانی بر کشور است که دستاورد شان فقط تحریم و قطعنامه علیه ایران شد. ایران قربانی متوهمانی شد که تحریم ها را کاغذپاره میخوانند، در مسیر برجام سنگ انداختند و انگشت اتهام به دیگران گرفتند.
در جامعه ای که به توسعه می اندیشد؛ تصمیم گیری ها دارای پشتوانه کارشناسی و عقلانیت است و امور در چارچوب قانون مبتنی بر منافع ملّی به پیش می رود و هیچ طرح و اقدامی بر منافع ملّی ترجیح ندارد.
در عرصه بين الملل اين طور نيست كه طرف مقابل، هر كسى را كه هر ادعایی داشت، بپذيرد، و به رسميت بشناسد. اين حوزه قاعده مند ترين عرصه از تعاملات است، كه در آن همه چيز تعريف شده است.
با گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی و آزمون و خطاهایی در سیاست خارجی که امروز روشن شده دستاورد زیادی برای ایران نداشته است ، وقت آن رسیده است که گذشته را مورد بازنگری گفتمانی و عملکردی قرار دهیم. اینک فرصت بهتر از هر زمانی فراهم آمده است که کارگزاران سیاست خارجی با در پیش گرفتن راهبردی جدید و مناسب با اقتضائات ، ایران را به نظم و نظام بین المللی و تعامل با جهان بر اساس منافع ملی، برگردانند تا مانند بسیاری از کشورهای دیگر ایران هم در مسیر توسعه و پیشرفت و تولید ثروت قرار بگیرد. حضور در آینده نزدیک رئیس جمهوری در نیویورک و شرکت در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل و سخنرانی و دیدار با رهبران جهان می تواند، این فرصت باشد.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO?mode=ems_copy_c
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar
https://t.me/raoufpishdar