*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
سه شنبه ١٨ شهریور ماه ١۴٠۴ - ساعت ٩:٠٠ بامداد، اینجا تهران! برق رفت، این تنها کاری است که در این کشور دقیق و بموقع و کامل انجام می شود. تبلیغاتی نیست که بگویند فاز فلانش افتتاح شد، یا می شود و خواهد شد!
عادت کردهام برق که رفت هم صلوات بفرستم، نوعی اعتراض! مثل قدیما که برق می آمد.
خانه گرم است. بیرون شاید بهتر باشد بخصوص تو مترو! کولرهای مترو کنار دَرها معمولا خوب کار می کند. چند روزی است که بنا دارم گوشت بخرم، جای شکرش باقی است که من اهل گوشت نیستم مگر گاهی!
به سه فروشگاه زنجیره ای محل سر می زنم، هیچ کدام گوشت ندارند. قصابی بزرگ محل روی شیشه کاغذی چسبانده « شقه گوسفندی فقط امروز ١/۶٠ تومان!» یک میلیون و ۶٠ هزار تومان!
مترو خنک است. این ساعت روز واگن ها پُر از مسافر است. آقایی که کنار من ایستاده و میله را گرفته، بشدت بدنش بوی پیاز! می دهد. تو را به خدا ما گناه نکردیم ، یا دوش بگیرید، یا حداقل بدنتان را اسپری کنید. جوانی کف مترو نشسته، خودش جای دو سه نفر را گرفته است. دست فروشی : باطری قلم و نیم قلم چهار تا ٢۵ تومن! از این آشغالهایی است که تو هر دستگاهی بگذاری خرابش می کند. مرد نابینا تا میدان امام حسین (ع) که قیمتها آنجا بهتر است، دو بار سر تا تَه قطار را طی می کند. پیرزنی در بیرون ایستگاه به گدایی نشسته : حاج آقا خدا مادرت رو بیامرزه، یک کمکی بکن! به خانم جوانی که یکی دو سالی است تو متروی ایستگاه شادمان که سوار شدم، سنتور می نوازد، هدیه ای داده بودم. می گویند دانشجو است. بعید نیست. همیشه ماسک به صورت دارد. کیف و کتابش کنارش است.
ساعت از ١٠ و نیم گذشته است. بازار میدان امام حسین (ع) بیشتر آنهایی که گوشت می فروشند هنوز مغازه را باز نکرده اند. از فروشنده دل و جگر می پرسم می گوید : میان. الان یواش یواش می یان!
در فروشگاه رفاه میدان امام حسین (ع) گوشت گوسفندی را کیلویی ۶٧٠ هزار و چند تومان می فروشند. بسته ها همه بالای دو کیلو، دو سه تایی هم بالای سه کیلو! از روی سلفون می شود دید که پُر از استخوان و چربی است. به خانم صندوق دار می گویم : بسته ها را کوچک کنید مردم راحت می خرند . جواب می دهد : گفتیم، ولی نمی کنند!
معلوم است آن وقت نمی توانند این همه استخوان و دنبه به مردم به اسم تنظیم بازار! بدهند. دولت آنطور که در رسانه ها گفته شده بنا دارد از کنیا گوشت وارد کند و کیلویی ۶٠٠ هزار تومان بفروشد!
محل ما گربه زیاد دارد. قدیما وقتی از کنارشان رد می شدی یک میو، میو چیزی می کردند. حالا اصلا اعتنا نمی کنند. نمی دانم گوشتی که خریدم بو ندارد! یا گربه ها میل به گوشت ندارند! هر چه هست از روزی که زباله های تهران را توی ظرف های مخصوص جمع می کنند، گربه ها آکروبات باز شده اند و دسترسی به غذا هم بیشتر! نوع خوراکشان هم وقتی مردم نمی توانند گوشت و مرغ بخرند به سمت سوسیس و کالباس و سویا تغییر کرده است.
با خودم خیلی فکر می کنم؛ دولت به جایی رسیده که قبل از شورش مردم برای نان! یک راه بیشتر ندارد! سریع باید کالاهای اساسی را به صورت کوپنی به همه ی مردم بدهد. اقتصاد ایران به حدی آلوده به فساد است که گَند آن همه جا را گرفته و جز با یک نظام شدیدا کنترلی نمی شود کاری کرد. اطمینان دارم که رانت خواران مفسد متظاهر به انقلابی گری آنرا هم نخواهند گذاشت.
از خواهرم که در لندن کار پزشکی می کند می خواهم گزارشی ویدئویی از سوپر مارکت محل شان برایم تهیه کند و نشان دهد که قیمتها در لندن چطور است، در آمدها چقدر است و هزینه ها چقدر! ما اینجا به ریال در آمد داریم، همه حتی دولت با دلار و پوند و یورو با ما حساب می کنند. فیلم را حوالی ساعت ١٧ برایم می فرستد.
ان فیلم را در کانال رسمی ام در واتساپ که امکان آنرا دارم و لینک آن پایین است قرار می دهم. پیشتر ببخشید که صدایش کمی ضعیف است ولی قیمت روی کالاها واضح است.
بعد از ظهر روز دوشنبه ١٧ شهریور ١۴٠۴ سمت میدان خراسان کاری داشتم. در بازگشت با اتوبوس از میدان ١٧ شهریور ( ژاله) رد شدیم، اتوبوس دور تا دور میدان را گشت. مراسمی، چیزی نبود. هر کس سرش به کار خودش بود. دوره خبرنگاری هر سال مراسم این روز میدان را پوشش می دادیم. من که آخر و به درستی نفهمیدم که چطور شد ١٧ شهریور ماه ١٣۵٧ به سوی مردم تیراندازی شد، چند نفر کشته شدند، کی یا تیراندازی کردند، شایعات کدامش درست بود ، عکس های شهدا را در سالن متروی میدان شهدا چند سال پیش که شمردم خیلی خیلی کمتر از ادعاها بود.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO?mode=ems_copy_c
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar
https://t.me/raoufpishdar