* رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
درگیری ماموران شهرداری با مرد دستفروش در قزوین تاکیدی بسیار گذاشت بر این مهم که آستانه تحمل ما پائین آمده است و ما مدیریت رفتارهای خودمان از جمله مدیریت خشم را نیاموخته ایم.
شايد شما هم با من هم عقيده باشيد كه "آستانه تحمل " در ميان ما بشدت پائین است، يا پائین آمده است . اين امر در هر دو صورتش و يا هر شكل وضعيتي ديگر كه براي آن قائل باشيم ، يك مساله اساسي اجتماعي مي باشد كه لازم است مورد توجه نهادهاى مسوول بويژه نهادهاي آموزشي قرار گيرد. براي بحث در اين باره وعلت و علل آن و ارايه راههاي حل مساله ، بايد از پشتوانه تحقيقي لازم كه در آن ابزار و وسايل استانداردي كه از نظر علمي روايي و پايايي كافي داشته باشند ، استفاده كنيم و يا كرده باشند كه نه براي من ممكن است و نه اگر تحقيق علمي قابل اعتنايي در اين زمينه صورت گرفته باشد ، در دسترس من است ، و لذا ناچاراً بر مبناي مشاهدات به بحث مختصري دراين باره مي پردازم با اين انتظار و اميد كه موضوع مورد توجه جدى نهادهای علمي و آموزشي و اهل فن قرار گيرد.
روانشاسان اين امر كه " آستانه تحمل " يا به عبارت ديگر " آستانه تحريك " هر فرد امري وراثتي باشد را به طور كامل نمي پذيرند و تاكيد مي كنند كه آموزش و كنترل دو نكته اصلي در اين خصوص است .آنها درعين حال با صراحت و به استناد تحقيقات موردي مانند علت و علل نزاعهای خياباني و يا حوادث جاده اي كه توسط نهادهايي چون سازمان پزشكي قانوني و راهنمايي و رانندگي فراجا صورت گرفته و يا علت بالا رفتن نرخ طلاق درجامعه ما ، اتفاق نظر دارند كه روابط بين فردي درجامعه ما دچار نقصان شديدي است و اين موضوع را در نهادهاي مختلف جامعه از خانواده گرفته تا مدرسه و اجتماع بزرگتري به نام شهر و در نهايت كشور كه در آن زندگي مي كنيم ، مي توانيم ببينيم .
جهان بويژه در ربع قرن اخير بسيار پرشتاب تحولاتي را پشت سرگذاشته است ، حال آنكه، نه سرعت همپايي ما با سرعت تحولات مطابق بوده و نه حتي از نظر نوع نگرش توانسته ايم تحولات را براي خود معني كنيم، و در نتيجه با خودمان و درخودمان درگير بوده ايم و نتوانسته ايم يك برنامه ريزي آموزشي را تعريف كنيم كه هم مناسب با تحولات باشد و هم با اعتقادهاي ما مطابقت كند كه نتيجه آن اصل دانستن برداشت خودمان و پيش بردن امور بر مبناي آزمون وخطا ، بي اعتمادي و بدآموزش دادن بوده است.
چنين ساختي در آموزش عمومي جامعه تنها به انتقال يك سري مفروضات مي پردازد و آموزش مهارت هاي اجتماعي فراموش و يا مورد غلفت قرار مي گيرد . در اين ساخت ما فرانمي گيريم كه چگونه بايد خشم خود را كنترل كنيم در نتيجه اگر فرد برون ريزي باشيم ، بلافاصله واكنش نشان مي دهيم و اگر درون ريز باشيم در خودمان و براي خودمان از كاه ، كوهي مي سازيم كه افسردگي و تنش هاي شديد روحي و رواني يكي از پيامدهاي آن است . مطالعات موردي روي زندگاني زوج هاي جوان كه در دادگستري تهران و سازمان بهزيستي درباره علت و علل بالا رفتن نرخ طلاق در جامعه ما صورت گرفته و در رسانه ها نيز منتشر شده ، تاييد مي كند كه اگر زوج هاي ما مهارت هاي زندگي مشترك را مي آموختند ، حتي اگر مي آموختند كه چگونه بايد با هم حرف بزنند ، يقيناً بسياري زندگي ها از هم نمي پاشيد . آموزش اين مهارتها وظيفه نظام آموزشي و ابزارهايي چون رسانه هاست .اينكه بسياري از جوانان ما نمي دانند چه معياري را بايد براي انتخاب شريك زندگي خود در نظر بگيرند ، اينكه نمي دانند چه مي خواهند ، اينكه دانش كافي براي انتخاب ندارند و علي آخر ، هيچ دليلي ندارد جز آنكه باز هم گفته شود اين وظيفه نظام آموزشي به معناي عام خود است كه مهارت هاي زندگي از جمله مهارت حل مساله و تصميم گيري و نيز مهارت كنار آمدن با مساله را بياموزد.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO?mode=ems_copy_c
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar
https://t.me/raoufpishdar