*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
آمار امسال /١۴٠۴ کنکور سراسری دانشگاهها شوک بزرگی به همراه دارد و نشان می دهد متاسفانه روند به سویی است که دانشگاه هر چه بیشتر در اختیار اقشار مرفه جامعه قرار می گیرد و موضوع عدالت آموزشی بیشتر فراموش می شود.
آمار کنکور امسال نشان میدهد؛ سهم مدارس عادی دولتی از رتبههای برتر صفر درصد است؛ یعنی میلیونها دانشآموز که قرار است آینده کشور را بسازند، عملاً از رقابت عادلانه محروم شدهاند.
وقتی ۷۸٪ رتبههای برتر در اختیار سمپاد و درصدی هم سهم مدارس غیرانتفاعی و نمونه است، سؤال این است: عدالت آموزشی در ایران کجاست؟
تحلیل نفرات برتر کنکور نتایج جالبی دارد:
🔺️ سهم تهرانیها در رتبههای برتر ۲۵ درصد و سهم مشهدیها ۱۷ درصد است.
سهم دختران از نفرات برتر ۱۳ درصد رشد کرده، ۱۳ درصد رتبههای اول ۳ گروه در اختیار غیرانتفاعیهاست
🔺️ سهم مدارس مختلف در بین ۳۷ رتبه برتر کنکور امسال به این ترتیب است:
سمپادی ها: ۷۸ درصد؛ غیرانتفاعی ۱۰ درصد و نمونه دولتیها: ۸ درصد
🔺️ در گروه تجربی ۹۰ درصد رتبه برتری ها سمپادی و ۱۰ درصد دیگر نیز در مدارس نمونه دولتی درس خوانده اند.
🔺️ در گروه ریاضی ۷۰ درصد رتبه برتری ها سمپادی و ۳۰ درصد دیگر نیز در مدارس غیرانتفاعی درس خوانده اند.
🔺️در گروه انسانی ۷۰ درصد رتبه برتری ها سمپادی، ۲۰ درصد در مدارس نمونه دولتی و ۱۰ درصد دیگر نیز در مدارس غیرانتفاعی درس خوانده اند/ فرهیختگان/بلومبرگ
این وضعیت تاکیدی است که وظیفه دولت و مجلس تنها تبلیغ شعار عدالت نیست؛ آنها موظفند زیرساختهای مدارس عادی را تقویت کنند، کیفیت آموزش و معلمان را ارتقا دهند و فاصله طبقاتی آموزشی را کاهش دهند. در غیر این صورت، نظام آموزشی به جای پیشرفت و برابری، به بازتولید نابرابری و محرومیت ادامه خواهد داد.
🔸آمارهای تازه از نتایج کنکور رشته تجربی پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد، واقعیتی که نشان میدهد فرصت برابر آموزشی، بیشتر شبیه یک شعار است تا واقعیت!
🔸از میان داوطلبانی که رتبه زیر ۳ هزار کسب کردهاند، تنها ۱۳۵ نفر از دهکهای کمدرآمد و دارای وضعیت اقتصادی به شدت ضعیف هستند.
🔸این یعنی سهم محرومترین اقشار از بهترین رتبههای کنکور، تنها ۴.۵ درصد بوده است!
🔸در نقطه مقابل، ۱۵۶۳ نفر از این رتبههای طلایی، یعنی بیش از نیمی از کل رتبههای زیر ۳ هزار، متعلق به ثروتمندترین دهکهای جامعه هستند.
🔸به بیان سادهتر، بیشترین شانس موفقیت در بزرگترین آزمون کشور، برای ثروتمندان رزرو شده است.
🔸نکته تکاندهنده دیگر اینکه طبق این آمار، نزدیک به ۷۵ درصد رتبههای برتر کنکور تجربی تنها از میان ۴ دهک بالای اقتصادی انتخاب شدهاند. موضوعی که بار دیگر نشان میدهد پول، مسیر موفقیت در آموزش را تعیین میکند.
مقایسه آماری نشان میدهد که نسبت قبولی های کنکور هر سال به نفع طبقه مرفه تغییر کرده است.
روزنامه «هممیهن» چندی پیش در گزارشی از وضعیت فقر در جامعه نوشت: «مطالعات دفتر رفاه اجتماعی وزارت کار نشان میدهد، درصد بالایی از کودکان در خانوارهایی زندگی میکنند که دچار فقر پولی (۳۸ درصد از کودکان زیر خطفقر) هستند و حدود ۵۰ درصد از والدین، تحصیلات متوسطه دوم ندارند.»
این در حالیست که طبق آخرین آمار رسمی، مقایسه جمعیت کودکان سن مدرسه با آمار دانشآموزان نشان میدهد در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ تعداد ۹۹۲ هزار و ۳۲۱ کودک از تحصیل بازماندهاند.
این آمار بالاترین آمار کودکان بازمانده از تحصیل از سال ۱۳۹۵ تا کنون است که حتی از رکورد همهگیری کرونا در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ نیز فراتر رفته است.
تا پیش از سال ۱۴۰۰ معمولا تعداد دختران بازمانده از تحصیل بیشتر از پسران بود، اما طی سه سال گذشته این روند برعکس شده است.
در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ تعداد کودکان بازمانده از تحصیل، برای پسران ۵۴۳ هزار و برای دختران حدود ۴۵۱ هزار نفر بوده است.
آمار رسمی تایید می کند در دهه ای که گذشت تعداد ترک تحصیلان روند افزایشی داشته که عمده دلیل آن دشواریهای اقتصادی بوده است. مطابق با آمار :
تعداد ترک تحصیلان :
سال ۱۳۹۳ ۳۴۷۰۰۰ نفر
سال ۱۴۰۳ ۹۳۰۰۰۰ نفر
( ۲/۷ برابر افزایش )
و همزمان میانگین معدل دانش آموزان هم اُفت کرده است. میانگین معدل دانش آموزان بر اساس امتحان نهایی دبیرستان:
سال ۱۳۹۳ نمره ۱۳/۹
سال ۱۴۰۳ نمره ۱۰/۷
( %۲۳ اُفتِ تحصیلی )
مساله اساسی در کنکور دانشگاه ها که سبب کم رنگ شدن عدالت آموزشی و تقریبا بی معنی شدن رقابت می شود، موضوع سهمیه هاست که به حدود ١٩ نوع می رسد.
این سهمیهها شامل سهمیه ایثارگران (شامل شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان و خانوادههای درجه یک آنها )، سهمیه به عنوان مناطق (برای مناطق محروم و غیرمحروم) که معمولا برای خارج نشینها بیشتر استفاده می شود ، سهمیه بلایای طبیعی و ... می شود . سهمیه طلاب که می گویند، به طور مستقیم در کنکور سراسری مطرح نیست، اما ممکن است برای ورود به حوزههای علمیه و سپس از طریق آنها برای برخی رشتههای دانشگاهی مرتبط، تسهیلاتی وجود داشته باشد.
نگاهی به بحث سهمیهها و چالشهای آن:
نکته بسیار مهم و حساسی که سالهاست در جامعه و محافل دانشگاهی مورد بحث و جدل است .
بذارید این موضوع رو از ابعاد مختلف بررسی کنیم:
فلسفه وجودی سهمیهها:
جبران تبعیض و نابرابری:در ابتدا، هدف اصلی از سهمیهها، جبران نابرابریها و تبعیضهایی بوده که گروههای خاصی از جامعه در طول تاریخ یا به دلیل شرایط خاص (مثل جنگ و آسیبهای ناشی از آن) متحمل شدهاند. مثلاً، سهمیه ایثارگران برای تقدیر از فداکاریهای این عزیزان و خانوادههایشان در دفاع از کشور و جبران آسیبهایی که دیدهاند، در نظر گرفته شده است.
توزیع عادلانه فرصتها:سهمیههای مناطق محروم هم با هدف توزیع عادلانه فرصتهای آموزشی و کمک به دانشآموزان این مناطق برای دسترسی به دانشگاهها، ایجاد شده است.
چالشها و انتقادات وارد بر سهمیهها:
کاهش رقابت و بیعدالتی:
همونطور که میدانید ، اصلیترین انتقادی که به سهمیهها وارد می شود ، کاهش رقابت و ایجاد احساس بیعدالتی در بین داوطلبان کنکور است . وقتی داوطلبی با رتبه به مراتب پایینتر به واسطه سهمیه وارد رشته و دانشگاهی می شود که داوطلب بدون سهمیه با رتبه بهتر نتوانسته وارد آن شود ، این حس بیعدالتی عمیقاً ایجاد می شود. .
مسئله "نوه و نتیجه":
گسترش دامنه سهمیهها به نسلهای بعدی (مثل نوه و نتیجه) یکی از نقاطی است که انتقادات زیادی را به دنبال داشته است . بسیاری معتقدند که هدف اصلی سهمیهها باید جبران خسارت مستقیم به فرد و خانواده درجه یک باشد و تعمیم آن به نسلهای بعد، هدف اصلی را منحرف می کند .
کیفیت آموزشی و "عدم سواد درست":
این موضوع هم یکی از نگرانیهای جدی است . وقتی دانشجوهایی با اختلاف سطح علمی قابل توجه وارد یک رشته و دانشگاه می شوند ، میتواند روی کیفیت کلی آموزش در کلاسها و در بلندمدت، روی کیفیت نیروی انسانی متخصص در جامعه تأثیرگذار باشد . البته، این به معنی عدم توانایی همه ی سهمیهداران نیست، اما به طور بالقوه این خطر وجود داره.
از بین رفتن انگیزه:
این سیستم میتواند انگیزه درس خواندن را از آن دسته از دانشآموزانی که سهمیه ندارند و فقط باید به تکیه بر تلاش خودشان باشند ، بگیرد.
.تلاش برای اصلاح و بحثهای جاری:
در سالهای اخیر، بحثهای زیادی برای بازنگری در سهمیهها و اصلاح قوانین مربوط به آنها مطرح شده است.
برخی پیشنهادها شامل:
کاهش درصد اختصاصی سهمیهها: کم کردن ظرفیتی که به سهمیهها اختصاص داده می شود .
محدود کردن دامنه سهمیه:
مثلاً محدود کردن سهمیه ایثارگران به خود ایثارگر و فرزندان بلاواسطه.
استفاده از سیستم "نمره تراز شده":
برخی پیشنهاد میدهند که به جای اختصاص ظرفیت، نمرات داوطلبان سهمیهدار با ضریب خاصی تراز بشود تا تفاوتها کمتر بشود و رقابت واقعیتر صورت بگیرد.
افزایش ظرفیت دانشگاهها:
افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو به طور کلی میتواند تا حدی فشار رقابتی را کم کند و امکان ورود بیشتری را برای همه داوطلبان فراهم کند.
موضوع سهمیهها واقعاً پیچیده است و از یک طرف دلایل موجهی برای ایجاد آنها وجود داشته که واقعا اصولی انجام نشده و فقط در نوشتار موجه است و از طرف دیگر چالشهای بزرگی رو ایجاد کرده که به حس بیعدالتی ونگرانی از کیفیت آموزشی منجر شده است .
البته نه فقط برای ورود به دانشگاه بلکه در تمام زمینه هایی چون اشتغال ،دریافت تسهیلات ،زمین ،وسیله نقلیه و ......
در نهایت، رسیدن به یک تعادل که هم حقوق گروههای خاص را در نظر بگیره و هم عدالت آموزشی و کیفیت علمی را فدای آن نکند، کاری دشوار و نیازمند بررسیهای عمیق و کارشناسی شده است.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO?mode=ems_copy_c
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar
https://t.me/raoufpishdar