*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
ما نمی توانیم شعار گفت و گو با جهان را بدهیم ، امٌا در خانه حاضر به صحبت با هم نباشیم و نخواهیم صدای دیگری را بشنویم. برون داد چنین رفتاری ، تصویر و تصور وجود جامعه ای است که در آن هر کس ساز خودش را می زند و با مفاهیمی مانند دموکراسی ، قانون اساسی و انتخابات بیگانه است.
اصول اساسی انقلاب و قانون اساسی دو محوری است که همه ی گروهها و جناح های قانونی در کشور باید به آن وفادار باشند . باور این دو و قبول اراده مردم که از آرای آنها برمی خیزد ، زمینه لازم را برای نشستن و گفت و گو و نایل شدن به همگرایی در اداره امور فراهم می کند .
آنچه کشور اینک بیش از هر زمانی به آن نیاز دارد ، " اتحاد ملی" است. ملّت ایران در اغلب امور خود، صدا و خواست واحد دارد و قدرت نباید بیش از این خود را به نشیندن این صدا و نادیده گرفتن خواسته ها بزند.
ضعف بزرگی که در ساخت سیاسی ایران خود را با گذشت زمان در سیستم جمهوری نشان می دهد، نبود احزاب واقعی و نهادهای مدنی قدرتمند است که با تجمیع اراده عمومی ، تحقق آنها را پیگیری و با کسب قدرت ، به اعمال و اجرای آن بپردازد .
از شاخص هاى اصلى و اساسى در سنجش ميزان توسعه يافتگی يك جامعه ، وجود و حضور قوى نهادهاى مدنى از جمله احزاب ، و چگونگى رابطه آنها با " قدرت " و قدرت با آنهاست .نهادهاى مدنی در همه ی جوامع و همه ى امورى كه به مردم و منافع آنها باز مى گردد ، و يا آنرا تامين و پاسداری می كند ، كاركردی محوری دارند.
مهمترين كاركرد نهادهاى مدنی در موقع بحران است . نهادهاى مدنی به عنوان ستون در جامعه مانع فروپاشى و اتمیزه شدن جامعه مى شوند و قدرت جلوگيرى از فروپاشى را دارند و همچنين است نقش نهادهاى مدنى در جلوگيرى از انفجار اجتماعى ،كه از طريق اطلاع رسانى به مردم – دولت ، و نقد پيوسته قدرت سياسى ، زمينه سازى اصلاح مداوم وتدريجی معايب را فراهم مي آورند .
تحقق عدالت شعاری است كه همه ى ساخت هاى سياسى خود را حداقل به
لحاظ ظاهرى مقيد به آن نشان مى دهند . تحقق اين مهم جز در موقعيتهای دموكراتيك و آزاد ممكن نيست ، چرا كه فرصتهای برابر در موقعيتهای دموكراتيك ايجاد مىشود .
امروز عدالت سياسى در هيات و كسوت دموكراسي ( تمکین به آرای عمومی- خواست و صدای مردم ) متجلی است و بايد به دوگانهسازی تاريخى كه با توجه به دموكراسی ، عدالت را فراموش مىكند و بالعكس، خاتمه داد. وجه سياسى عدالت، توزيع عادلانهی قدرت براى دور ماندن از مفاسد سياسي است.
هر كدام از سه وجه قدرت، ثروت و منزلت در هر جامعه اى اگر به درستى توزيع نشود ، مردم دچار ناعادلانگی خواهند شد و بتدريج از مشاركت آنان در امور كه يكى از نمادهای اساسى مشروعيت قدرت است ،كاسته و در نهايت از بين مى رود. منظور از مشاركت اين نيست كه حكومت در مواقع نياز مردم را به صحنه بكشاند، بلكه منظور از مشاركت، مشاركت دادن مردم در تعيين سرنوشتشان مى باشد.
مردم سالاری از دين برمی خيزد. در دين حاكم مطلق خداست، اما ما نيز مى
توانيم و باید بر سرنوشت خود حاكم باشيم. حاكميت انسان بر سرنوشت خويش حقى قراردادی نيست، حقى الهی است، لذا اگر مردم سالاری را قبول داريم و انقلاب اسلامى را روايتی از دين در جهت استقرار مردم سالاری مى دانيم ، بايد حكومت به حمایت از نهادهاى مدنی و مردمى اهتمام بورزد.
🌺 برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید:
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1
Http://r-pishdar.blogfa.com
https://eitaa.com/joinchat/1887896129C490688133a
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar