*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
صبح امروز چهاردهم فروردين ماه ١۴٠۴ که این بخش از خاطرات آن جنگ سال ١٣٨٢ و سقوط صدام را نوشتم، اوّل صبح اخبار بین المللی را که خواندیم باز دیدم که ترامپ رئیس جمهوری نامتعارف آمریکا و نتانیاهو همپیمانش در اسرائیل، ایران را به جنگ تهدید کرده اند و خودی ها هم تهدید به پاسخگویی کرده اند و در این بین یکی از روسای سابق قوا و الان مشاور عالی! از ضرورت داشتن سلاح هستهای گفته و حالا کلی بسیج شده اند که این گاف را پاک کنند.
نمی دانم و نمی فهمم آیا اینها می دانند جنگ چیست، چه آثار و ویرانی هایی دارد! خشت، خشت این مملکت در چهل سال گذشته به قیمت رنج، سختی و محرومیت عمومی روی هم گذاشته شده است و هیچ کس در هیچ مقام و موقعیتی حق ندارد بهانه به دست دشمن برای ویرانی ایران بدهد.
من در افغانستان و عراق دیدم که چگونه جنگنده های آمریکایی کله سحر در حالی که خلبان هایشان زیر رختخواب و کنار اهل و عیال در آمریکا یا اروپا یا یک جای امن دیگر خوابیده بودند با کامپیوتر و ماهوارهای که با آن ارتباط داشتند، یک به یک هدف های مورد نظر را بمباران می کردند و تا قهوه صبحگاهی یشان سرد نشده، آن هواپیما ( پهپاد) را در فرودگاه پایگاهی مثلا در سومالی یا جزیره دیهگو گارسیا -Diego Garcia یا روی ناوی در خلیج فارس، دریای عمان یا اقیانوس هند فرود می آوردند و پارکش می کردند و دست بچه یشان را می گرفتند و می بردند مدرسه!
نکوهش جنگ به معنای تسلیم نیست، معنایش عقل کردن و تدبیر برای حفاظت از کشور و در جایش دفاع قهرمانانه است، نه تیغ دادن در کف زنگی مست!
در میان نوشته ها، یادداشت اخیر همکار اهل قلم و آزاده « رحیم قمیشی» را هم خواندم. دردمندانه نوشته بود :
🔶 سال ١٣۵٨ و برابر شواهد گزارش کردند ، صدام در حال تقویت مواضع خود و آمادگی برای یکحمله بزرگ است، اما آن مقامات همه چیز را شوخی میگرفتند؛ و گفتند صدام جرئت حمله به ایران را ندارد!
🔶 برادرم (که از جمله گزارش کنندگان بود) پنج ماه پس از شروع جنگ، با دل رنجیده و خونیناش بیشتر نماند، و ۸ سال حرص نخورد برای جنگی که میشد در نطفه آن را خفه کرد، او شانس آورد و ندید چندصد هزار نفر کشته شدند و چقدر خانههای پر از وسایل به تصرف نظامیان عراق درآمدند و بر سر مردم ایران چه آمد.
هنوز پس از چهل و پنج سال حسرت میخوریم کاش جلوی جنگ را توانسته بودیم بگیریم.!
🔶 در محاصره سوسنگرد مجبور شدم چند شبی را در بعضی از خانههای خالی از سکنه مردم جنگزده سوسنگرد به صبح برسانم، آن شبها خواب به چشمهایم نمیآمد، نه که عراقیها هر لحظه ممکن بود دوباره شهر را تصرف کنند، از عکسهایی که در پذیرایی آن خانهها، از صاحبان خانههای هموطنان عربم به دیوارهایشان نصب بود و آن نگاه نافذشان. میدانستم آنها اگر کشته نشده باشند ، دلشان پی شهر و خانه یشان است.
🔶 تهدید هر جنگی را باید جدی گرفت. ولو احتمال آن به چند درصد ناچیز هم نرسد! ما در سال ۱۳۵۹ اشتباه کردیم، نادان بودیم و نمیدانستیم جنگ یعنی چه، و چقدر برای پیشگیری از جنگ همه مسئولیت داریم.
در خرمشهر هم همین شکل مردم خانه و کاشانه خود را رها کرده و به امید بازگشت سریع ، هر کس دور و نزدیک، جایی رفته بود. جنگ که ادامه پیدا کرد، بنیاد امور جنگ زدگان تشکیل شد و وقتی جنگ تمام شد، خیلی از آن مهاجرین چشم از دنیا بسته، و حسرت به دل دیدن دوباره شهر و دیار خود، از دنیا رفته بودند. خیلی هاهم در جوامع جدید جذب شدند، ولی شهرهای جنگ زده، همچنان درد دارند.
ما جنگ طلب نیستیم و نباید دشمن را هم به آن تحریک کنیم، ولی این را خوب می دانیم که اینجا وطن ما، خاک ما، خاستگاه ما و خانه آخرت ما است، پس مراقبیم! چشم هایمان باز، و با هم در دفاع از وطن، متحد! ولی بهانه نمی دهیم.
برای مطالعه نوشته های نویسنده متمنی است لینک زیر را دنبال کنید :
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1