*رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
کانال خبری «یورونیوز» شبکه خبری اروپا به نقل از مقام های امنیت ملی آمریکا :« ساخت بمب اتمی جدید آمریکا که ۲۴ برابر قدرتمندتر از بمب هیروشیماست «جلوتر از زمانبندی پیش میرود. سازمان امنیت هستهای اولین واحد تولیدی بمب بی۱۳-۶۱ را تا پایان سال مالی جاری تکمیل خواهد کرد و این اتفاق بسیار جلوتر از زمانبندی انجام خواهد شد.» ٢٠ فروردین ماه ١۴٠۴
نقل قول بالا یکی از نشانه های ناتعهدی و ناصداقتی آمریکا در قبال پیمانهای بین المللی علیرغم شعارهایی که رهبران واشنگتن می دهند، است..
آمریکا سالهاست بی اعتنا به تعهدات جهانی برای محدود سازی و خلع سلاح هستهای همچنان به غنی سازی زرادخانههای خود می پردازد و نهادهای جهانی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم چشم خود را به روی آن بسته اند.
در ميان پيمانها و توافق هاي دستجمعي بين المللي، هيچ يك به اندازه پيمان منع توليد،تكثير و اشاعه سلاح هاي هسته اي موسوم به NPT محبوب نبود. بشر اميدواريهاي بسياري داشت تا كه در سايه اين پيمان بتواند بدون ترس و دلهره از سلاح هاي هسته اي كه قدرت تخريب و ويرانگري آنرا در جنگ دوم جهاني به چشم ديد، زندگاني خود را داشته باشد.
نمايندگان كشورهاي جهان در سال 1968 پيمان را در چارچوب گفت وگوهايي طراحي و پي ريختند كه در سال 1970 پس از رفت و آمدها و تبادل نظرهاي بسيار ، مفاد آن براي اعضا لازم اجرا شد . روح پيمان و چكيده وعصاره آن همان شعاري است كه" كنفرانس بين المللي خلع سلاح و عدم اشاعه " فروردین 1389 در تهران سر لوحه كار خود قرار داد :" انرژي هسته اي براي همه ، سلاح هسته اي براي هيچكس "
اميدواري بشر به زندگاني بدون نگراني از سلاح هاي هسته اي دوام چنداني نياورد و اولين و اساسي ترين قدم ها براي به تعبير "بان كي مون " دبير كل پیشین سازمان ملل "بي اعتمادي " به پيمان NPT توسط قدرتهايي بر داشته شد كه به صراحت پيمان به عنوان "قدرتهاي هسته اي آن زمان "پذيرفته و متعهد شده بودند كه به خلع سلاح هسته اي تن دهند. نمايندگان جامعه بشري كه آن زمان پاي پيمان امضا گذاشتند ، اذعان داشتند كه با توجه به ويرانيهايي كه يك جنگ هستهاي براي نوع بشر ببار ميآورد ، و در نتيجه نياز به يك تلاش همه جانبه براي جلوگيري از خطر چنين جنگي و اتخاذ اقداماتي در جهت حفظ امنيت مردم هست ؛ بايد كه جلوي گسترش سلاح هاي هسته اي را گرفت ، و درهمان حال كه كشورها اجازه دارند تا براي اهداف و مقاصد و منافع صلح جويانه به توان شكافت هسته دست پيدا كنند ، همه ي مساعي جميله دولتها و ملت ها بايد مصروف آن گردد كه جلوي توليد ، تكثير و اشاعه سلاح هاي هسته اي گرفته شود.
اين نكته اساسي در همان ماده اول پيمان و بدنبال مقدمه اي به نسبت جامع كه همين مهم را به علاوه ضرورت و اهميت خلع سلاح هسته اي ديده،اين گونه آورده شده است:"هر يك از اعضاي اين پيمان كه داراي سلاح هستهاي است ، متعهد ميشود از واگذاري مستقيم يا غير مستقيم سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي و يا كنترل بر اين سلاحها يا ادوات انفجاري به ديگري خودداري نموده و هيچ يك از دولتهاي فاقد سلاح هستهاي را به هيچ طريقي در ساختن سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي و يا كسب اين سلاحها يا ديگر ادوات انفجاري هستهاي و كنترل بر آنها كمك، تشويق و ترغيب ننمايد. "
اساسي ترين نكته و در حقيقت روح پيمان NPT، خلع سلاح بود كه نه تنها قدرتهاي هسته اي به آن تن ندادند كه با انتقال آن به رژيم شروري مانند رژيم تل آویو و كشورهاي غير عضو پيمان ، اساسي ترين ضربه را به اعتبار پيمان و اميدهايي كه به آن بسته شده بود ، زدند.
ماده دوم پيمان تاكيد دارد :" هر يك از اعضاء اين پيمان كه فاقد سلاح هستهاي است متعهد ميشود از قبول مستقيم يا غير مستقيم انتقال سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي و يا كنترل بر اين سلاحها يا ساير ادوات انفجاري هستهاي به ديگري خودداري نموده و به هيچ طريقي سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي را نساخته و كسب ننمايد و در جستجو و يا دريافت كمك براي ساخت سلاحها يا ساير ادوات انفجاري هستهاي برنيايد ."
همان طور كه اشاره رفت ، اساس پيمان NPT ، يک معامله جهاني بود که بر طبق آن قرار شد کشورهاي داراي سلاح هسته اي به سمت کنار گذاشتن و خلع سلاح هسته اي حرکت کنند و کشورهاي خارج از باشگاه دارندگان اين دسته از تسليحات ، در صدد دستيابي به سلاح هسته اي بر نيايند ، و حال کاملا مشخص است که بنيان هاي اين توافق بين المللي از هر دو جهت توسط کشورها و رژيم هاي شرور زير پا گذاشته است و قدرتهاي هسته اي که در برابر پيمان متعهد به خلع سلاح و عدم اشاعه آن بودند ،خود به بزرگترين ناقض آن مبدل شده اند که در راس آنها ايالات متحده آمريکا قرار دارد .
بيدليل نيست که اين راهبرد بازدارندگي مبتني بر نابودي تضمينشده متقابل، يا ديوانگي نام گرفته است.برخي از دولتهاي هستهاي در سالهاي اخير از نظريهي بازدارندگي در مقابل ساير قدرتهاي هستهاي بر مبناي نابودي تضمينشده متقابل هم فراتر رفتهاند تا جائيکه در راهبرد هستهاي اين دولتها، بر حفظ انتخاب هستهاي در برابر تهديدات متعارف از سوي ناقضين معاهده عدم اشاعه تأکيد شده است، در حاليکه بزرگترين ناقضين معاهده عدم اشاعه، قدرتهايي هستند که علاوه بر نقض تعهد خود در ماده 6 معاهده براي خلع سلاح هستهاي، حتي در اشاعه عمودي و افقي اين سلاحها گوي سبقت را از ديگران ربوده و منجمله با کمک به تسليح رژيم تل آویو به سلاحهاي هستهاي و حمايت از سياستهاي آن رژيم، در اشاعهي واقعي اين سلاحها نقش مستقيم و مغاير تعهدات خود بر مبناي ماده یک معاهده ايفا کرده و منطقهي خاورميانه و جهان را با تهديدي جدي روبرو کردهاند و در رأس اين دولتها، ايالات متحده آمريکا است.
برای مطالعه نوشته های نویسنده متمنی است لینک زیر را دنبال کنید :
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1
سناتور "مک کين " از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آمريکا در سخناني که سال 1385 در "نيوهمشاير " ايراد کرد، گفت :"آمريکا به رغم ادعاهايش ، خود بزرگترين ناقض پيمان NPT بوده است ،زيرا نه تنها به خلع سلاح که از شروط اساسي پيمان بوده عمل نکرده ، بلکه زرادخانه هاي هسته اي خود را نيز توسعه داده و به اشاعه سلاح هاي هسته اي پرداخته است."
امروزه و آنچه بیش از نیم قرن پس از امضاي پيمان منع توليد ، تکثير و گسترش سلاح هاي هسته اي موسوم به NPT، براي 188 عضو پيمان سوال است اين مي باشد که چرا کشورها و رژيم هاي شروري مانند آمريکا و اسراييل يا از امضاي پيمان سر باز مي زنند ، و يا پس از امضاي آن به طرق مختلف به تداوم پيگيري خواسته هاي نامشروع خود مي پردازند ؟ و در چنين شرايطي آيا پيمان در اساس منسوخ نشده ؟ وآيا با چنين تعاملي با آن ، تبعيت ساير کشورها از پيمان امري بي فايده نيست ؟ بخصوص که اين کشورها هيچ گاه قصد توليد و يا تکثير اين گونه سلاح ها را نداشته اند.
به باور اغلب اعضاي NPT ، آنچه موجب طرح جدي اين سوال و به تعبير " بان کي مون " دبير کل پیشین سازمان ملل در پيام او به نشست دوره اي بازبيني پيمان در وين "بحران عدم اعتماد " ميان اعضاي آن شده ، " ريشه در برخوردهاي منفعت طلبانه آمريکا با پيمان " دارد که موجب پديد آمدن فضايي از " بي اعتمادي ميان کشورهاي در حال توسعه و کشورهاي توسعه يافته عضو پيمان بخصوص آمريکا ، براي مانع تراشي هاي سياسي آن در سر راه کشورهاي در حال توسعه براي دسترسي به انرژي هسته اي با اهداف صلح آميز شده است ."
همانطور كه ديديم و در جابجاي پيمان NPT نيز به صراحت آمده و مورد تاكيد است ؛ بهره مندي كشورهاي عضو از انرژي هسته اي حق آنهاست – قدرتهاي هسته اي بايد به خلع سلاح تن دهند – كشورهاي برخوردار بايد به كشورهاي غير برخوردار براي دستيابي به توان شكافت هسته در جهت مقاصد صلح آميز كمك كنند. اين ها از ديگر مفاد اصلي و اساسي پيمان NPT است كه متاسفانه هيچ يك صورت واقعي و عملي نه تنها به خود نگرفته ، كه قدرتهاي بزرگ تا جايي كه توانسته و مي توانند در اين مسير بخصوص دستيابي به دانش هسته اي مسالمت آميز ، بر سر راه كشورهاي عضو پيمان سنگ اندازي مي كنند كه ايران – قديمي ترين عضو پيمان و از اعضاي اوليه آژانس - از آن جمله است .
آنچه ايران در چارچوب پيمان NPT و پادمانهاي آن بدنبالش است ، پاسخگويي و تامين يك نياز اساسي براساس منافع ملي و ناشي از اختيارات ذاتي (حق ) درجهت توسعه مي باشد كه پيمان NPT هم به عنوان يك شهادتنامه و اعتراف عمومي برآن تاكيد گذاشته و صراحت بخشيده ، و اين حقي نيست كه يك عده اي به عده اي و يا يك طرف داده باشند ، و يا بخواهند از آن بگيرند .
آمريكا در همان حال كه ايران را متهم مي كند ، خود با توزيع فناوري هسته اي ميان كشورهاي غير عضو پيمان و در همان حال تقويت توان و قدرت هسته اي رژيم شرور تل آویو ، گناه بزرگ آلوده شدن بيشتر جهان به سلاح هاي هسته اي را بر دوش دارد. اگر ادعاي مبارزه با گسترش سلاح هستهاي آمريکا دروغ نبود، آيا رژيم تل آویو ميتوانست ضمن خودداري از پذيرش مقررات بينالمللي در اين زمينه به ويژه NPT ، سرزمين اشغال شدهي فلسطين را به زرادخانهاي مبدل سازد که انبوهي از سلاحهاي هستهاي در آن ذخيره شده است؟
از زماني که انفجار نخستين جنگافزارهاي هستهاي توسط دولت ايالات متحده در هيروشيما و ناکازاکي فاجعهاي انساني با ابعاد بيسابقه در تاريخ آفريد و امنيت بشري را با تهديدي عظيم مواجه ساخت، ضرورت نابودي کامل اين سلاحها مورد اجماع قاطع جامعه جهاني قرار داشته است.
استفاده از سلاح هستهاي نه تنها به کشتار و تخريب گسترده منجر شد، بلکه ميان آحاد مردم ، نظامي و غير نظامي، کوچک و بزرگ، زن و مرد و کهنسال و خردسال تمايزي قائل نشد و آثار ضد بشري آن مرزهاي سياسي و جغرافيايي را در نورديد، و حتي به نسلهاي بعدي نيز خسارتهاي جبران ناپذير وارد نمود و لذا هرگونه استفاده و حتي تهديد به استفاده از اين سلاح، نقض جدي مسلمترين قواعد بشر دوستانه و مصداق بارز جنايت جنگي قلمداد ميگردد.اصرار اين دولتها بر نگهداري، افزايش و گسترش توان تخريبي اين سلاحها، که هيچ کاربردي جز ارعاب و ترور دستهجمعي و ايجاد امنيت کاذب، مبتني بر بازدارندگي ناشي از نابودي تضمينشده همگاني نداشته و ندارد، استمرار کابوس هستهاي جهان را به دنبال داشته است. منابع خارج از شمار اقتصادي و انساني در رقابت غير عقلاني هزينه شدهاند تا هر يک از ابرقدرتها توان خيالي پيدا کنند که بيش از ده هزار بار رقيبان خود و ساير ساکنان کره خاکي منجمله خودشان را نابود کنند.