* رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
اینکه میلیاردها دلار پول در بانکهای خارجی داریم ولی نمی توانیم از آن استفاده کنیم، اینکه هر کی به امارات می رود پای ادعای ارضی ابوظبی روی جزایر سه گانه ایرانی امضاء می گذارد، اینکه در طرح های اقتصادی کلان منطقه ای مثل جاده، خطوط نفت و گاز و دهها اینکه دیگر، نشانه هایی است که می گوید؛ ایران از جامعه جهانی جدا شده و یا بگوییم جدا کرده اند. جمهوری اسلامی این طوری و تنها در محیط زمخت و خشن و بی عاطفه سیاست بین الملل گذران می کند.
در منطقه خطوط و طرح های جدید ارتباطی دریایی، زمینی و هوایی میان شرق و غرب عالم شکل گرفته و یا در حال شکل گیری است که آثار شگرفی در معاملات و تعاملات منطقه ای و جهانی خواهد داشت. با آنکه جغرافیای ویژه ایران حکم می کند که ایران بازیگری اصلی در این ارتباطات باشد، ولی جای ایران خالی است و مسیرها بگونه ای طراحی و اجرا شده که ایران را دور زده اند و ژئواکونومیک جدیدی برای منطقه خلق شده است.
پیمانهای منطقه ای در حوزه های مختلف متناسب با زمان شکل گرفته، بی آنکه ما در آن باشیم. این پیمانها در نظم جدید جهانی، بازیگرانی موثرتر از ساخت های قدیمی اند.
امضای چین و روسیه پای ادعای امارات، از آن جهت اهمیت دارد که پکن و مسکو ، قبلەی سیاست خارجی شرق گرا و نامتوازن جناح اصولگرا و هستەی اصلی قدرت است.
از نظر آنان شرق گرایی و روابط نزدیک با چین و روسیه بدیل غرب گرایی میانەروها و اصلاح طلبان است و مهم ترین حسن آن این است که با مخاطرەی استحالەی هویتی نظام همراه نیست.
اما چین و پیشتر هم روسیه با تکرار موضع قبل خود و جانبداری آشکار از امارات علیرغم اعتراضات ایران، نشان دادند که در این توهم ژئوپولتیک شریک نیستند.
پکن که خود با معضل"جزایر شورشی" روبروست و چند روز قبل طی رزمایشی محاصرەی تایوان را شبیه سازی کرد، بهتر از هر کشوری از حساسیت های ایران نسبت به این جزایر آگاه است.
با این وجود در ترجیح امارات متحدەی عربی با داشتن اقتصادی جهانی بر ایران منزوی و زیر تحریم، تردیدی به خود راه نمی دهد.
در این بین استراتژیستهای ایرانی! مدعی اند که آینده از آن اسلام انقلابی است و در تکامل طبیعی تاریخ،کاخ سفید روزی حسینیه خواهد شد.
این همان نقطەای است که راه تهران را از چین و روسیەی پساکمونیسم، ژاپن، اتحادیه اروپا و دیگر بازیگران منطقه ای و جهانی جدا می کند . برای آنها رابطه با آمریکا و دولت های غربی یک مزیت غیر قابل جایگزین است و بریدن از اقتصاد جهان و نظام تقسیم کار بین المللی قسمی خودکشی سیاسی است.از این رو همراهی شان با ایران در مسیر تعدیل نظام جهانی ماهیتی تاکتیکی دارد. ایران از منظر مسکو و پکن بازیگری اخلال گر و پارتیزان نظام جهانی و اهرمی جهت فشار است.معمولا در عصر دولت های ملّی جنبش های مقاومت و شاخه های پارتیزانی شان وجه المصالحه و قربانی الزامات نظام دولت - ملت می شوند. این راز فرصت طلبی چین در نگاه متفاوت به تنگەهای تایوان و هرمز است!
این امر تاکید می کند که باید روابط حسنه، پایدار و عمیقی با همه کشورها و ابرقدرتهاو همه بازیگران داشته باشیم. اساساً منافع ملّی در همین راستا قابل تحقق است.
اگر ما سیاست متوازن و منسجمی داشتیم، روسیه و چین و هیچ قدرتی به خود جرات نمیداد تمامیت ارضی ایران را زیر سؤال ببرد.
این نظر وجود دارد که امارات زمانی که دید ایران واکنش قوی و متناسب با همراهی روسیه و چین در امضای بیانیه هایی که تمامیت ارضی ایران را نشانه می گیرد، نشان نداد و حداکثر آن احضار کاردار بود! به ادعای مورد نظر سرعت بخشیده و از قدرت مالی و لابیگری نهایت استفاده را می کند، طوری که پیشبینی می شود تحرکات امارات فراتر خواهد رفت و حتی تشدید خواهد شد و امارات با قدرت بیشتری ادعای مالکیت بر جزایر سه گانه را پیگیری می کند.
میان تحلیلگران هم نظری وجود دارد که قدرت و ظرفیت امارات، چین و روسیه را جذب کرده است ، حال آنکه تهران ابزار زیادی برای عقب راندن مسکو و پکن ندارد و منافع بسیاری از خود را با منافع مسکو و پکن بی آنکه منفعتی ویژه از این همراهی و هم وزن آن بدست آرد، گره زده است.
شیخ نشین امارات هر از گاهى با طرح موضوعاتی مانند میانجیگری دیگر کشورها و یا شکایت در مراجع بینالمللی درباره جزایر سهگانه ايران و گرفتن امضای کشورها زیر بیانیه ها، تلاش دارد با سیاستی زیرکانه، موضوع را به گونهای نشان دهد که از مرحله ادعا خارج بوده و به عنوان یک واقعیت و حق برای اماراتیها مطرح است !
🟡 برای مطالعه نوشته های نویسنده ،لطفا لینک های زیر را دنبال کنید.
https://chat.whatsapp.com/LgEB4ZlnFKY5ohMdKOOZiO1
https://x.com/lioeLabnnjAz2HE?s=09
https://t.me/raoufpishdar
eitaa.com/raoufpishdar
https://www.facebook.com/Raoufpishdar