* رئوف پیشدار
استاد دانشگاه - ۲۷ شهریور ماه ١۴٠۲
پیش بینی می شود؛ آقای رئیسی در سخنرانی امسالش در مجمع عمومی سازمان ملل، به مجموعه ای از موضوعات مورد توجه ایران در عرصه بین المللی بیشتر توجه خواهد کرد که از جمله موضوع برجام، رابطه تنش آلود با آمریکا و تحریمهای آن علیه ایران و تروریسم دولتی اسرائیل خواهد بود.
حضور رئیس جمهوری در سازمان ملل به عنوان یک نهاد جهانی و در عین حال یک بازیگر قدرت مند در صحنه های بین المللی، گواهی بر واقع گرایی در روابط بین الملل است که سیاست خارجی ایران باید حول آن به پیش برود.
برآیند مشترک بازیگران عرصه سیاست، تلاش برای به دستگیری قدرت، حفظ آن و نمایش قدرت به منظور کسب اعتبار و وجهه بینالمللی است.
اهداف سیاست خارجی باید برحسب منافع ملی تعریف شوند و منافع ملی بر حسب قدرت تعریف میشود. قدرت و منافع ملّی دو مفهوم اصلی و کلیدی است و در این میان آنچه مهم است، تفکیک بین «آنچه هست» و «آنچه باید باشد»، یعنی واقعیت و آرمان ! می باشد.
سياست خارجی يك كشور معمولا سوای از تعاريف كلی و مضمونی، در چارچوبي شكل می گيرد كه به آن " منافع ملّی" گفته می شود. سياست خارجی يك كشور با حضور و بازى بازيگران متعددی شکل می گيرد كه " واقعی" و نه " آرمانی " هستند و در چارچوبي صورت مي پذيرد كه هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد. اصلي ترين نكته در اين خصوص، شناخت اين واقعيت ها و ميزان تاثير گذاري آنها و شناخت حدود منافع دو طرف است.
واضح و مبرهن است که «ارتباطات بین المللی» یکی از اساسی ترین نیازهای توسعه بویژه، توسعه دانش بنیان است. ارتباطات بین المللی شاخه های مختلفی دارد که یکی از اساسی ترین و در عین حال بنیادی ترین آنها همکاری با صاحبان فناوریهای است. چرخ یک بار اختراع شده است و سرمایه گذاری دوباره برای اختراع چرخ! محترمانه اش کج فهمی از مفهوم توسعه است. چه بپسندیم و چه نپسندیم، سیاست و روابط سیاسی امروزه با همه ی امور و تعاملات جهانی پیوند خورده است.
در جامعه ای که به توسعه می اندیشد؛ تصمیم گیری ها دارای پشتوانه کارشناسی و عقلانیت است و امور در چارچوب قانون مبتنی بر منافع ملّی به پیش می رود و هیچ طرح و اقدامی بر منافع ملّی ترجیح ندارد.
نگاه به تاریخ نشان می دهد که هیچ کشوری با دیوار کشیدن به دور خود و یا رابطه داشتن با حداکثر چند واحد سیاسی هم سطح، و حتی پایین تر! نتوانسته است به توسعه دست پیدا کند.
در عرصه بين الملل اين طور نيست كه طرف مقابل، هر كسى را كه هر ادعایی داشت، بپذيرد، و به رسميت بشناسد. اين حوزه قاعده مند ترين عرصه از تعاملات است، كه در آن همه چيز تعريف شده است.
با گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی و آزمون و خطاهایی در سیاست خارجی که امروز روشن شده دستاورد زیادی برای ایران نداشته است ، وقت آن رسیده است که گذشته را مورد بازنگری گفتمانی و عملکردی قرار دهیم و از جمله بپذیریم که سیاست خارجیِ غرب ستیز به تقویت جمهوری اسلامی در خارج از مرزها نینجامیده و بهار عربی هم که تصور می شد، جنبشی انقلابی و ضد آمریکایی است، فروکش کرد. همچنین هیچ کشور اسلامی و عربی برای محو اسرائيل با ایران همراهی جدی نکرد و یک به یک خلوت خود با اسرائیل را که سال ها پنهان می کردند ، حالا نه تنها آشکار کرده اند و می کنند ، که روز به روز با قبح زدایی از رابطه خود ، آنرا علنی تر هم می کنند.
اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم که این سیاست خارجی، در داخل نیز نتیجه ای جز عقب ماندگی اقتصادی، استهلاک امکانات و تشدید و گسترش فقر و تحریمی فلج کننده و دو قطبی زیانبار سیاسی نداشته است.
اینک که در ایران همه ی قوا یکدست و متعلق به یک جناح فکری هستند ، این فرصت بهتر از هر زمانی فراهم آمده است که کارگزاران سیاست خارجی با در پیش گرفتن راهبردی جدید و مناسب با اقتضائات ، ایران را به نظم و نظام بین المللی و تعامل با جهان بر اساس منافع ملی، برگردانند تا مانند بسیاری از کشورهای دیگر ایران هم در مسیر توسعه و پیشرفت و تولید ثروت قرار بگیرد. حضور آقای رئیسی در نیویورک می تواند، این فرصت باشد.
رئیس جمهوری در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل حتماً در تشریح سیاست خارجی ایران به موضوع رابطه با آمریکا نیز اشاره خواهد کرد.
می دانیم؛ مسائل عديده ای بر روابط فریز شده ۴٠ و چند ساله ایران و آمریکا سایه انداخته است که برجام و مسائل متعاقب خروج آمریکا از آن، توافق دارای امضای قدرت های بزرگ جهانی و سازمان ملل، یکی از آن ها و البته مهم تر! است.
یخ رابطه در روابط ایران و آمریکا آنقدر محکم است و دیوار بی اعتمادی بلند، که ایجاب می کند شاید سال ها دیپلمات های دو طرف مسائل خود را یک به یک روی میز مذاکره بگذارند و برای حل و رفع آنها چانه زنی کنند. در عین حال این یک واقعیت عینی و ملموس است که هژمونی آمریکا در رابطه جهانی با ایران تاثیر بسیار دارد به گونه ای که محدودیت ها و ممنوعیت های تحریمی آن ، امروز حتی دوستان ما را نیز در خوشبینانه ترین حالت ، در جبهه بی تفاوت ها قرار داده است.
سیاست علمی است که در آن هر طرف صرفا از موضع منافع ملی خود به آن می نگرد و باور دارد که " هیچ دوستی و یا دشمنی دائمی نیست و همه ی واحدهای سیاسی واقعی و نه آرمانی هستند. "
آنچه در شرایط خطیر کنونی بیش از هر زمانی توجه به آن لازم و حتی یک تکلیف ملّی است ، حفظ وحدت ملی، اقناع افکار عمومی و امید بخشی به آینده است.