ایرانِ امروز به اندیشه، عقلانیت و فهم بدیهیات نیاز دارد
*رئوف پیشدار استاد دانشگاه- ششم خرداد ١۴٠۲
در میان مطالب زیادی که از دوستان در فضای مجازی این روزها دریافت کردم ، از جمله دو فیلم بود یکی مصاحبه سردار دهقان مشاور رهبری که گفته است برای برگزاری انتخابات پرشور مجلس در پایان سال شورای نگهبان سخت نگیرد و خلاصه اینکه سلیقه های مختلف بتوانند به مجلس راه پیدا کنند. فیلم دوم؛ توضیحی درباره نهاد قانونگذاری کشور سوئد و جایگاه رفیع آن در اداره امور کشور است. مجلسی که نمایندگان آن، از هیچ امتیاز خاص و متفاوتی برخوردار نیستند. در همین مجلس چندی پیش خواندیم که نماینده ای برای استفاده از امکانات مجلس برای برقراری یک تماس تلفنی غیرکاری تحت فشار افکار عمومی استعفا می کند و نماینده دیگری که گزارش مالیاتی خلاف داده بود، نه فقط دادگاهی و برکنار، که برای همیشه از مشاغل اداری کنار گذاشته می شود. مقایسه ایران و سوئد و ساختارهای آنها، قیاس کاملا مع الفارق است. از هر و هر زمینه بنگری، نهایت به اینجا خواهیم رسید که آنها خواستند و رسیدند و ما هنوز در شاید و بایدها هستیم و هنوز به این مهم باور نکرده ایم که « قدرت از آن مردم است»، و از این رو آغوش مان برای پذیرش دیکتاتوری باز بوده است و دیکتاتورها چیزی جز این نمی خواهند. جامعه ما باید بپذیریم به دلایلی چند از خلقیات فردی گرفته، تا تاریخ، مذهب و باورها به آن و متغیرهای دیگر، جامعه ای است که مستعد پذیرش ديکتاتور و دیکتاتوری است. البته نسل جوان در حال تغییر آن به سختی و مقاومت حاکمیت است. انتخابات و گزینش کارگزارانی که خدمتگذار مردم باشند، تشریفات و شیوه های مدرن و متمدنانه خود را دارد. رای قدرت مردم است، که به هر کس که باور و تمایل داشته باشند، می دهند. این رای ابدی نیست و مکانیزم های دموکراتیک تعریف شده ای برای بازپس گیری اعتماد به منتخبی وجود دارد و این اعتماد دائمی نیست. این باور نهادینه است که دموکراسی یعنی قدرت عزل کسی که انتخاب کرده ای، نه فقط انتخاب کردن! بر اساس معیارهای سازمان بینالمجالس در انتخابات آزاد و رقابتی همه ی شهروندان حق انتخاب شدن، حق تشکیل حزب یا تشکل سیاسی، حق فعالیت سیاسی دارند. با این حساب نه انتخابات مجلس یازدهم در سال ۱۳۹۸ و نه هیچ کدام از انتخابات دیگر جمهوری اسلامی، حتی روی کاغذ آزاد و رقابتی نیستند. قانون انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی، رقابت را میان افراد ملتزم به اسلام و ولایت فقیه، با تشخیص شورای نگهبان محدود کرده است. اعضای شورای نگهبان مستقیم یا غیرمستقیم توسط رهبر تعیین میشوند. این شورا میتواند در هر زمان و به هر دلیلی، مانع نامزدی هر کسی، حتی نمایندگان و کارگزاران خود حکومت، شود. در انتخابات مجلس یازدهم که سال ۱۳۹۸ برگزار شد بیش از ۱۶ هزار نفر اعلام داوطلبی کردند که تنها صلاحیت ۵ هزار نفر (حدود ۳۰درصد) تایید شد. طبق آمار ۷۰ درصد نامزدها، از جمله یک سوم نمایندگان مجلس دهم (۹۰ نماینده) از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. در انتخابات سال ۱۳۹۸ از مجموع ۶۲۷ داوطلب حزبی جبهه اصلاحات تنها صلاحیت ۴۴ نفر تایید شد. اصلاحطلبان در بیشتر حوزه های انتخابیه نامزدی برای معرفی نداشتند. با نزدیک شدن به انتخابات مجلس در اسفند ماه امسال، انتظار آنرا داریم که باز شعارها و اظهار نظرهایی که ۴۰ سال گذشته شنیده و می شنویم باز شنیده و برای چند صباحی رسانه های حکومتی به گرم کردن فضا بپردازند و بعد مثل همیشه! و مایه گذاشتن از این و آن و سوءاستفاده از ارزشها. ایرانِ امروز بیش از هر چیز به اندیشه نیاز دارد و بیش از قدرت نظامی به آب نیاز دارد و بیش از ایدئولوژی به اخلاق نیاز دارد و بیش از هوش به عقلانیت و فهم بدیهیات نیاز دارد و بیش از مرگ به زندگی نیاز دارد و بیش از گریه به شادی نیاز دارد و بیش از شعارهای آسمانی به شعورهای زمینی نیاز دارد، و بیش از نفرت به همدلی نیاز دارد. جوامع تحول مییابند و دیکتاتورها دیر یا زود، با خون یا بیخون، میروند، اما اگر در فرایند این رفتن، خشونت و نفرتی تولید شود، آن خشونت و نفرت میماند و دامان نسلهای بعدی را میگیرد. همانگونه که ما هنوز داریم تاوان نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد را میدهیم. امروز ماموریت روشنفکری، کارِ فکری و تولید اندیشه نیست، بلکه شادمان نگهداشتن جامعه و امیدوار نگهداشتن جوانان است. جوانان، سرمایههای اصلی کشورند، اگر شادمانه و امیدوار بمانند، هیچ نگرانی نیست، دوباره کشور را میسازند. حکومت، گرفتار بیماریهای پیرانهسری است، یعنی هم ناتوانتر از آن است که خودش را بازسازی کند و هم ناتوانتر آن است که بتواند مانع تحولاتی شود که این جوانها خواستار آن هستند. مرحله ورود حکومت به رفتارهای کاریکاتوری به شدت دارد در همه عرصههای حکمرانی بروز پیدا میکند و این خبر خوشی است. ما فقط باید مراقب جوانها باشیم که از دست نروند، که شادمان بمانند، که در خشم و نفرت فرو نروند که از ایران نگریزند، که ناامید نشوند.