هشت و نيم ميليون نفر قزاقستاني واجد شرايط راي دادن روزيكشنبه اين هفته به پاي صندوقهاي اخذ راي رفتند تا رييس جمهوري جديد اين كشور را انتخاب كنند. دراين دوره از انتخابات " نورسلطان نظربايف " رييس جمهوري كنوني قزاقستان كه از سال 1991 و استقلال اين كشور ، زمام امور را در دست دارد ، چهار رقيب را در كنار خود داشت كه خود بخوبي مي دانستند شانس قابل اعتنايي براي پيروزي در اين انتخابات ندارند . در ميان جمهوريهاي آسياي مركزي سابق شوروي و در حوزه يي فراتراز آن در منطقه "اورآسيا" ، قزاقستان از بسياري جهات حائز اهميت است. اين كشور با بيش از دو ميليون و هفت صدهزار كيلومتر مربع وسعت ، بزرگترين كشور از جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي بعد از فدراسيون روسيه است. قزاقستان داراي مرزهاي طولاني با چين در ناحيه يي است كه دولت پكن بواسطه تمركز ايغورها در آن و فعاليت شديد گروههاي خودمختاري طلب با دردسرهاي امنيتي بسياري مواجه است. قزاقستان در عين حال تنها كشور در آسياي مركزي است كه با روسيه هم مرز مي باشد و در خزرز نيز داراي طولاني ترين ساحل است و چهار كشور ديگر منطقه آسياي مركزي نيز هر يك با اين كشور مرز مشترك و در عين حال اختلافات و ادعاهاي بسيار ارضي دارند كه همه ي آنها ترجيح داده اند آنرا در زماني مناسب حل و فصل كنند. قزاقستان كشوري است كه در دوران شوروي با توليد ساليانه تا 25 ميليون تن غله ، عنوان "انبار غله آسياي مركزي " را داشت و دارد و علاوه بر آن منابع معدني بسيار ازجمله اورانيوم ، فلزات رنگين ، نفت ، آهن و بسياري مواد ديگر ، اين كشور را بالقوه و بالفعل به لحاظ توان اقتصادي از ديگر جمهوريهاي شوروي بخصوص در حوزه " اورآسيا" متمايز مي كند . قزاقستاني ها براي توصيف مواهب معدني بسيار كه از آن برخوردارند يك ضرب المثل دارند كه مي گويد:" در جدول تناوبي عناصر(مندليف) هيچ فلز و شبه فلزي وجود ندارد كه آنهم به فراواني در خاك قزاقستان وجود نداشته باشد." و يك گزارش رسمي آژانس بين المللي انرژي هسته يي را در سال 1992 كه گفته بود " 25درصد ذخاير شناخته شده اورانيوم جهان در خاك قزاقستان است " تاييدي بر اين مدعا قرار مي دهند . در دوران حكومت شوراها" قزاقستان آزمايش دوستي خلق ها" خوانده مي شد ، عنواني كه استالين بعد از جنگ دوم جهاني و بدنبال تبعيد! گسترده اقوام و مليتهاي مختلف از سرتاسر سابق شوروي و مناطق تصرف شده در دوران جنك ، به قزاقستان داد و بتدريج اين سرزمين وسيع و دشتهاي گسترده آنرا به زيست گاه بيش از 100قوم و ملتي تبديل كرد كه در حوزه سياسي سابق شوروي و فراتر از آقمار آن در شرق اروپا ، مانند آلماني ها در آن سكونت داده شدند . چنين وضعيتي در طول دهها سال موجب آن شد تا هيچ قوم و ملتي حتي قزاقها ! نتوانند اكثريت جمعيت را در اين سرزمين وسيع داشته باشند . موقعيت ژئوپولتيك قزاقستان و قرار گرفتن آن در ميان دو همسايه ابرقدرت ، چين و روسيه ، در كنار منافع فوق العاده ي اقتصادي و سياسي كه آمريكا براي خود در سالهاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي در اين كشور بدست آورده، گرچه قزاقستان را به ميداني براي تنظيم روابط قدرتهاي بزرگ با هم مبدل ساخته ، اما دولتمردان قزاق توانسته اند از همين موقعيت استفاده برده وضمن انتقال بخش بزرگي از هزينه هاي خود به دوش قدرتهاي حاضر درمنطقه بخصوص در زمينه هاي نظامي و امنيتي ، در سايه رقابتهاي جاري، ضمن تامين بالاترين ضريب امنيت منطقه يي براي خود و دور داشتن كشور از تنش هاي احتمالي كه زمينه هاي آن با تركيب جمعيتي اين كشور و منافع قدرتهاي منطقه يي و فرامنطقه يي در آن بسيار است ، بيشترين سرمايه خارجي را در ميان جمهوريهاي سابق شوروي جذب بخش هاي مختلف اقتصادي كشور كنند و در سايه آن قزاقستاني ها زندگاني متفاوت و ممتازي نسبت به ديگر جمهوريهاي حوزه "اورآسيا" داشته باشند . قزاقستان بعد از فروپاشي شوروي چهارمين قدرت هسته يي جهان بعد از آمريكا، روسيه و اوكرايين بود و هم اينك نيز اين كشور با برخورداري از يك راكتور هسته يي توليد برق در "آكتاو" در كناره خزر ، تنها كشور منطقه است كه اگر چه به ميزان نه چندان زياد ، اما برق از منابع هسته يي توليد مي كند. دولتمردان قزاق كه هزينه هاي سياسي ،اقتصادي و امنيتي قدرت هسته يي بودن را براي خود سنگين مي ديدند ، در اولين سالهاي بعد از استقلال در توافقهايي با روسيه و آمريكا و دريافت كمكهاي بسيار مالي و تضمين هاي امنيتي از آنها، ترجيح دادند تا آنگونه كه نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان درچند مصاحبه با نگارنده در سالهاي طولاني ماموريت خبري دراين كشور بارها به زبان آورد، بار سنگين موشكهاي هسته يي دوربرد اتحاد شوروي را از روي دوش خود بردارند و اولويت خود را كه اصلاح ساختار اقتصادي كشور بود ، به پيش ببرند. در اولويتهايي كه دولتمردان قزاق براي كشور خود تعريف كرده بودند ، توجه اساسي به اقتصاد و بهبود زندگاني و معيشت مردم شده بود و الويتهاي ديگر از جمله در زمينه سياسي به عمد و يا سهو ناديده گرفته شد . درسايه چنين تدبيري كه مولفه هاي اساسي بسيار از جمله فرهنگ سياسي مردم سابق شوروي و تنوع جمعيتي قزاقستان به آن كمك بسيار كرد ، دولتمردان قزاق توانستند اراده سياسي خود را درهمه ي ابعاد بر جامعه جاري كنند و هيچ جريان مخالفي بويژه در غياب نهادهاي اصيل و ريشه دار مردمي و جريان داشتن برخوردهاي حذفي قدرت حاكم ، نتواند در برابر اراده رييس جمهوري كه در" نظام رياستي " قزاقستان ، قانوني و مشروعيت هر امري در اراده او خلاصه مي شود ، سربرآورد ، تا قدرت همچنان در دست عده يي باشد كه به رياست نورسلطان نظربايف از بدو استقلال كشور با اصلاحات پي در پي در قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر به نفع خود، برصندلي هاي آن تكيه زده اند. تحت فشار فزآينده خارجي ، نورسلطان نظربايف درسالهاي اخير به اصلاحاتي سياسي تن داد كه از درون آن چند حزب سياسي ونهاد ظاهرا غير دولتي بيرون آمدند كه اگر چه گاهي اوقات به نقد قدرت پرداخته اند و يا موضعي در مقابل آن داشته اند ، اما هرگز پاي از " نقد " فراتر نگذاشته و قدرت را به چالش نگرفته اند . سرعت اصلاحات اقتصادي آقاي نظربايف اگر چه به جذب سرمايه گذاري خارجي در ذخاير نفتي قزاقستان و شكوفايي اين بخش از اقتصاد آن توام با دلهره از ابتلاي آن به بيماري هلندي ( توجه به يك بخش از اقتصاد و غافل شدن از ديگر بخش ها ) انجاميده است ، اما كندي اصلاحات سياسي زمينه را براي فراگير شدن فساد اقتصادي آماده كرده است كه استمرار آن مي تواند جهت سرمايه هاي خارجي كه اساس اقتصاد اين كشور را تشكيل مي دهد ، تغيير دهد . انتخابات گذشته در قزاقستان براي نهادهاي انتخابي آن كه شامل رياست جمهوري ، دو مجلس شورا و سنا و شوراها مي شود ، همواره مورد انتقاد ناظران بين المللي بوده است كه قدرت حاكم را به "آزاد نبودن و ناعادلانه بودن انتخابات " و " تلاش حاكمان براي در دست داشتن همچنان قدرت " متهم كرده اند و انتخابات اخير نيز با چنين حرف و حديث هايي همراه بود . نتيجه انتخابات روز يكشنبه رياست جمهوري در قزاقستان به رغم نتيجه دو نظرسنجي يكي از سوي يك موسسه آمريکايی و ديگري توسط مخالفان رييس جمهوري فعلي كه نظربايف را برنده آن مي شناسد ، پيش از برگزاري آن و اين بار فراتراز مخالفان عادي ، توسط يكي از نزديكترين ياران نظربايف ، " توياكباي " در گذشته دادستان كل و رييس مجلس سناي قزاقستان ، مورد ترديد قرار گرفته كه اين انتخابات و نتيجه آنرا " متقلبانه " دانسته است. مخالفان آقاي نظربايف او را تهديد به كشاندن اعتراضات خود به خيابانها كرده اند درحاليكه تحليلگران منطقه يي بر اين عقيده هستند كه رشد واقعي اقتصادي كه براي مردم ملموس مي باشد ، برقراري تفاهم ميان اقليتهاي مذهبي و قومي در كثيرالاقوام ترين كشور جهان و مهارت دولتمردان قزاق در هدايت امور ميان منافع قدرتهاي تاثيرگذار منطقه يي و فرامنطقه يي و تامين آن ،در كنار آينده يي كه به منابع منطقه بستگي دارد و تحصيل آن در گروي امنيت است ، نه تنها براي قزاقستاني ها كه براي بازيگران در صحنه سياست منطقه ظاهرا و فعلا ! با ارزش تر از يك انقلاب رنگين ديگر در حوزه سياسي سابق شوروي است.
