شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي درروزهاي پاياني ماه جاري ميلادي دوباره جلسه خواهد داشت و اين بار نيز پرونده برنامه هاي هسته يي ايران از جمله دستور هاي كاري آن خواهد بود. هرچه به نشست شورا نزديك مي شويم تعاملات در صحنه سياسي جهان روي اين پرونده شكل روشن تري بخود مي گيرد. كونداليزا رايس وزير امورخارجه آمريكا اين هفته و با صراحت تمام گفت كه از " نظر ايالات متحده آمريكا ، ايران بايد روياي قدرت هسته يي شدن را از سر بيرون كند" و در پاسخ ايران گفت كه برنامه هاي هسته يي خود را هرگز كنار نخواهد گذاشت. آمريكا بارها اعلام كرده است كه خواهان ارجاع پرونده برنامه هاي هسته يي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل است و با اين حربه سعي كرده است كه ضمن راه اندازي و اداره يك جنگ رواني شديد عليه تهران ، افكار عمومي جهانيان را عليه ايران و به عنوان يك عامل تهديد صلح وامنيت جهاني بسيج كند. رفتار سياسي ايالات متحده نشان مي دهد كه اين كشور بنبال آن است تا با جلب نظر همفكران اروپايي خود بخصوص انگليس با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت و اگر احتمالا با مقاومت هاي احتمالي برخي قدرتهاي بزرگ از جمله روسيه و چين اين امر محقق نشد در قالب شوراي حكام ، ضمن استفاده ابزاري از اين دو نهاد براي تشديد جنگ رواني جاري ، با شيوه صدورقطعنامه هاي پي در پي ، هزينه هاي توسعه ايران را بشدت افزايش دهد تا اقتصاد ايران براي ادامه برنامه هاي هسته يي كه بسيار نيز هزينه بر است ، از درون با مشكل روبرو شود. تعاملات سياسي روي برنامه هاي هسته يي ايران اينك و عمدتا در دو محور ايران و اروپا و ايران و ايالات متحده جريان دارد . هم ايران و هم ايالات متحده آمريكا مخالف اصلي برنامه هاي هسته يي آن ، مدتهاست كه در صحنه ديپلماسي جهان مي كوشند كه اين تعامل را از حالت دو سويه خارج كنند. ايران با وارد كردن بازيگران ديگر به ميدان بدنبال كاهش فشار به خود و خريد زمان است و در مقابل هدف آمريكا از وارد كردن بازيگران ديگر ، كاهش هزينه هاي سياسي خود ، گشودن جبهه هاي تازه و درگير كردن ايران در آنها با محوريت كشورهاي ديگر با برجسته كردن ادعاي تهديد بودن ايران و مغتنم شمردن زمان براي خاتمه دادن به وضعيت جاري در روابط دو كشور تا پيش از شروع شكل گيري كنوانسيون هاي حزبي در آمريكا در نزديك به يك سال و نيم ديگر براي انتخاب و معرفي نامزد احزاب جهت تصدي پست رياست جمهوري است. با اين وضعيت بدون ترديد آمريكا بيشترين فشار خود را در نشست آتي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي متوجه اين خواهد كرد تا به هر شكل كه شده از اجماع گرفته تا راي گيري ، پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل بفرستد . براي اين كار آمريكا به مقدمات بيشتري نياز دارد كه يكي از آنها " تهديد" نشان دادن ايران در نزد دولتها و افكار عمومي جهان است تا شوراي امنيت بر اساس منشور ملل متحد بهانه لازم را براي بررسي پرونده ايران به عنوان " مخل در صلح وامنيت جهاني " بيابد. نقطه آسيب پذير افكار عمومي "زمان " است كة بمحض بروز يك واقعه و يا طرح يك مساله تحت شرايطي كه عمده ترين آنها تشكيل " هسته مركزي " و " توزيع رسانه يي – رسانه يي شدن موضوع " مي باشد ، شكل مي گيرد و با بروز واقعه ديگر كه ويژگي هاي تبديل شدن به " افكار عمومي " را داشته باشد ، فراموش مي شود. مجريان جنگ رواني آمريكا – صهيونيسم ، با برجسته سازي ، توزيع گسترده و حتي تحريف سخنان اخير دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران در افشاي ماهيت متكي بر دهشت افكني ( تروريسم ) صهيونيسم ، در كنار ادعاهايي چون دخالت ايران درامور داخلي عراق و پشتيباني از دهشت افكنان و... جبهه هاي متعددي را عليه ايران باهدف " تهديد " نشان دادن اين كشور و نظام حاكم بر آن گشوده اند . آمريكا و صهيونيسم امروز با مديريت كردن بر افكار عمومي جهان تلاش بي وقفه يي را صورت مي دهند تا ازاجلاس آتي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي بهترين و مناسبت ترين نتيجه را براي خود كه ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت است ، بگيرند . دراين ميان و د ر دو بعد داخلي و خارجي وظايف سنگيني بر دوش مديران كشور قرار دارد. در بعد داخلي ، مديران بايد با درك اين مهم كه آثار هر تصميمي در سطح جهاني روي پرونده هسته يي ايران به داخل باز خواهد گشت ، ملت را در جريان جزئيات تماس ها و گفت و گوها و توافقهاي خود با دولتهاي ديگر بگذارند. اين پسنديده و مقبول نيست كه از يك ملت خواسته شود تا مساله يي را ملي تلقي كند اما از جزييات آن موضوع بي اطلاع باشد . مردم ايران در سالهاي اخير بارها و بارها نشان داده اند كه به مسوولين و كارگزاران نظام خود اعتماد كامل دارند اما اينك به جايي رسيده ايم كه لازم است ملت در جريان جزييات امر بطور كامل قرار گيرد تا در بازگشت آثار كار به داخل ، تحمل آن برايش ساده و ممكن باشد . در بعد خارجي ديپلماتهاي ايراني وظيفه سنگيني را بر دوش خود خواهند داشت كه مهمترين آنها بايد خريد زمان و وارد كردن بازيگران تازه و موثر بويژه از ميان كشورهاي تاثيرگذار در جنبش عدم تعهد به طرف هاي مذاكره خودآنهم در قالب آژانس بين المللي انرژي هسته يي و تغيير مسير مذاكرات از حالت سياسي به مسير فني و حقوقي باشد كه از ابتدا نيز مورد تاكيد صاحب نظران سياسي در داخل ايران بود كه به سياسي شدن مذاكره با اروپايي ها اعتراض داشتند .
این یادداشت در شماره روز شنبه ۲۱آبان روزنامه
نیز چاپ شده است