وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران اين هفته ميزبان صاحب نظران بسياري براي بررسي راههاي توسعه همكاري هاي متقايل در آسياي مركزي و قفقاز بود كه پنج كشور كناره درياي خزر به تمامي و يا بخش هايي ازآنها در حوزه جغرافياي قرار دادي اين منطقه قرار مي گيرد. پس از فروپاشي اتحاد شوروي و خاتمه جنگ سرد ، همگرايي و همكاري هاي منطقه يي اهميت ويژه يي يافت و رهبران سياسي كشورهاي در حال توسعه به اين نتيجه رسيدند كه همكاري هاي جمعي مي تواند منافع آنان را در مقابله با قطب هاي قدرت و ساير اعضاي جامعه بين الملل حفظ نمايد. نظريه پردازان روابط بين الملل نيز با تحليل و تفسير وضعيت جديد علل اين امر را تبيين نمودند . اين نظريه ها لازمه تشكيل اتحاديه هاي منطقه يي را
درتحقق دو شرط عمده دانستند:1) هماهنگي و سازگاري بازيگران اصلي در منطقه 2) ايجاد نهادي جديد و قانونمند براي هدايت فعاليت هاي منطقه يي
به عقيده صاحب نظران ، همكاري هاي منطقه يي موجب تلاش عمومي كشورهاي ذيربط براي حفظ امنيت منطقه شده و منافع ملي را از طريق توسعه حجم مبادلات و ارتباطات تامين مي كند و به عبارت ديگر ، اتحاديه هاي منطقه يي مي توانند نقش مثبتي در مهار منازعه هاي دولت هاي عضو داشته باشند و از طريق استقرار صلح موجب شكوفايي طرفيت هاي اقتصادي اين كشورها گردند. در يك بررسي مي توان گفت كه سازمان همكاري هاي اقتصادي كشورهاي حوزه درياي خزر براي تشكيل ، دو شرط عمده و اساسي را كه باعث توفيق اتحاديه هاي منطقه يي خواهد شد ، دارا مي باشد. اين منطقه با مساحت نزديك به 22 ميليون كيلومتر مربع و جمعيتي بالغ بر 260ميليون نفر به دليل موقيعت ويژه جغرافيايي به عنوان حلقه اتصال اروپا و آسيا، دارا بودن منابع غني غذايي ، ذخاير نفت و گاز و معادن سرشار از اهميت خاصي برخوردار است و با توجه به اين امر بايد گفت تنها هماهنگي و سازگاري رهبران سياسي كشورهاي منطقه موجب استحصال بهينه مواهب خدادادي اين منطقه خواهد شد. تا به حال جمهوري اسلامي ايران با اتخاذ مواضع معتدل و پرهيز از افراط و تفريط نقش مهمي در هماهنگ سازي نظرات كشورهاي حاشيه خزر داشته است و افزايش روز به روز تمايل كشورهاي منطقه به درك نظرات يكديگر و هماهنگ شدن با هم نيز اميد به نوعي همبستگي بين كشورهاي منطقه را بيشتر كرده است.
اما !اين هماهنگي و سازگاري بدون ايجاد نهاد قانونمند براي هدايت فعاليت هاي دست جمعي در منطقه تكميل نمي گردد . بطور طبيعي تشكيل سازمان همكاريهاي كشورهاي كناره خزر است كه مي تواند مقدمه يي براي تعيين رژيم حقوقي اين دريا باشد ، البته تا به حال گردهمايي هاي متعددي از مسوولين كشورهاي منطقه بطور غير رسمي چنين سازماني را ايجاد كرده است ،اما رسميت يافتن اين سازمان و هدايت فعاليت هاي دستجمعي از سوي دبيرخانه آن موجب تضمين تصميمات اتخاذ شده، خواهد بود.
از سوي ديگر تشكيل سازمان، نشانگر ثبات نظرات اعضا بوده و اولين نتيجه آن ايجاد امنيت اقتصادي لازم براي سرمايه گذاران خارجي است كه علاقه مند به حضور و سرمايه گذاري بيشتر در منطقه مي باشند. روشن است ، از عواملي كه موجب تضعيف همكاري هاي منطقه يي مي گردد ، دخالت بيگانگان در امور منطقه است . در واقع دخالت بيگانگان آفت همگرايي مي باشد و كشورهاي منطقه با شناخت اين آفت بايد اجازه ندهند قدرت هاي بزرگ كه جايگاهي در فعاليت هاي منطقه يي ندارند ، براي خود منافعي در درياي خزر قايل شوند واين مسووليت به عهده كليه كشورهاي كناره خزر است. آخرين نكته اينكه ، شرط اصلي امنيت درياي خزر پرهيز از نظامي كردن آن است . درياي خزر اگر مي خواهد امن بماند بايد غير نظامي باشد ، اختصاص بودجه هاي كلان براي نظامي كردن مناطق مختلف دريا نه تنها خسارت هاي اقتصادي داشته، بلكه ضريب برقراري صلح و امنيت در منطقه را نيز كاهش مي دهد و كشورهاي حاشيه درياي خزر بايد بدانند نعمت هاي فراوان اين دريا تنها در سايه حفط آرامش است كه مي تواند مورد بهره برداري قرار بگيرد.
نیز چاپ شده است
