آمريكا رسما تاييد كرده است كه تخليه پايگاه هوايي مناس در قرقيزستان ، پايگاهي كه قلب عمليات نظامي آمريكا در افغانستان به حساب مي آمد را از روز دوشنبه 25خرداد شروع كرده است. دولت بيشكك بهمن ماه سال گذشته بود كه از آمريكا خواست تا سريعا پايگاه مناس در نزديكي بيشكك پايتخت را تخليه كند .پايگاه مناس در سال 1384 و بعد از آنكه ازبكستان نيز از آمريكا در خواست مشابه اي را براي بيرون بردن نيروهايش از پايگاه "خان آباد " به عمل آورد ، به شكل گسترده مورد استفاده آمريكا قرار گرفت. آمريكا مدعي بود كه از مناس براي پشتيباني نيروهاي خود در افغانستان و آنچه آنرا مبارزه با تروريسم مي خواند ، استفاده مي كند، اما كشورهاي منطقه بويژه روسيه و چين اين حضور را يك تهديد امنيتي در فضاي كشورهايي مي دانند كه در معرض تحولات داخلي قرار دارند و تحولات بنيادي در آنها مغاير با منافع اين كشورها درمنطقه است . كارشناسان بر اين باورند كه ازبكستان نيز با درك اين تهديد بخصوص با موضع گيري سال 1384 آمريكا بدنبال حوادث خونين " انديجان – جنوب شرقي ازبكستان " در پي بيرون كردن نيروهاي آمريكايي برآمد. مقامات پنتاگون بر اهميت پايگاه مناس برای نيرو های آمريکايی و سرنوشت عمليات آمريکا در افغانستان تاکيد می کنند و كارشناسان مسايل استراتژيك درمنطقه بر اين باورند كه نبود گزينه هاي ديگر- با حساسيتي كه روسيه و چين به اين حضور دارند – عمليات آتي آمريكا در منطقه آسياي مركزي و افغانستان به طور جدي لطمه خواهد خورد.
كارشناسان امور استراتژيك در منطقه آسياي مركزي بر اين عقيده اند كه آمريكا در صورت خروج از مناس – بعد از خروج از خان آباد - هرگز ممكن نيست كه بتواند جانشيني براي آن پيدا كند زيرا توازن استراتژيك در منطقه بعد ازسالهاي ابتداي دهه 1990 ، فروپاشي اتحاد شوروي ، به نفع روسيه و تا حدودي نيز چين تغيير كرده است . روسيه و چين نخستين پيام ها را در 1383 به ازبكستان ( براي پايگاه خان آباد ) و بعد از آن به قرقيزستان (براي پايگاه مناس ) دادند و به صراحت گفتند كه تاشكند و بيشكك به اين حضور پايان دهند زيرا كه آنها آنرا مغاير با منافع و امنيت ملي و عمومي خود مي دانند .
ازبكستان از سال 1991 كه اتحاد سابق شوروي فروپاشيد در تنظيم روابط خارجي خود ، نزديكي به آمريكا و اسراييل و دوري از روسيه ، چين و ايران سه قدرت اساسي منطقه را محور قرار داد و در اين نزديكي ، دو طرف تا به آنجا پيش رفتند كه آمريكا به اساسي ترين متحد دولت تاشكند در منطقه تبديل شد و تاشكند گرم ترين رابطه را در مقايسه با دولتهاي منطقه با رژيم تل آويو داشت . گرمي روابط تاشكند و واشنگتن تا بهار سال 1384 كه دولت آمريكا تحت فشار شديد جامعه جهاني و از جمله سازمان ملل و دبير كل آن ناچار شد قتل عام انديجان را محكوم كند و برخي از مقامات كاخ سفيد از ضرورت حفظ منافع خود با كنار گذاشتن دولت ازبكستان به رياست اسلام كريم اف سخن گفتند ، ادامه داشت و پس از اين موضع گيري بود كه كريم اف فهميد انقلاب رنگين بر فضاي كشور او نيز سايه افكنده است . آمريكايي ها در همين مدت موفق شدند با انقلاب هاي رنگين حكومت ها در قرقيزستان را تغيير دهند تا نوبت به "قربان بيك باكي يف " رييس جمهوري كنوني رسيد كه با تنظيم روابط بيشكك با مسكو و واشنگتن و پكن بويژه با استفاده از شرايط تغيير موازنه در منطقه با قدرت يابي روسيه ، با طرح درخواست خروج نيروهاي آمريكايي از كشورش در آستانه سفر ابتداي بهمن ماه سال گذشته خود به مسكو، نشان داد رهبري قرقيزستان مي خواهد نگاه به شرق را بار ديگر بر سياست خارجي دولت بيشكك مستقر سازد.
در جغرافياي سياسي، اقتصادي و انساني آسياي مركزي، دو كشور ازبكستان و قرقزستان جايگاه خاصي دارند. ازبكستان با نزديك به 25 ميليون نفر جمعيت، پرجمعيت ترين كشور آسياي مركزي است. منابع نفت و گاز آن محدود ولي در مقابل ذخاير غني معدني چون اورانيوم و فلزات رنگين دارد. ازبكستان راه به دريا ندارد و كشوري كاملا محصور در خشكي است . قرقيزستان نيز به جز جمعيت اندكش ، ساير مولفه هاي اساسي استراتژيك رابراي بازي هاي مهم و حساس در منطقه دارد. اين كشور داراي معادن بزرگ و غني از انواع فلزات و شبه فلزات و نيز رودخانه ها و منابع اساسي آب است كه آسياي مركزي بشدت به آن وابسته مي باشد. اين كشور مانند ازبكستان محصور در خشكي است و با داشتن مرزهاي طولاني با چين ، به راههاي روسيه و چين شديدا وابسته است . اين دو كشور با همه ي امتيازات استراتژيك خود ، در ملاحظات ژئوپلتيك زماني مورد توجه بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي قرار ميگيرند كه در مركز رقابتها قرار گيرند. حضور آمريكا در آسياي مركزي با نگراني جدي مقامات كشورهاي اين منطقه تعقيب مي شود . اعضاي سازمان همكاريهاي شانگهاي که کشورهای روسيه، چين و جمهوری های سابق شوروی در آسيای مركزي را در بر می گيرد ، و چند قدرت منطقه اي مانند ايران نيز عضو ناظر آن هستند ، در نشست سال 1384 خود در " آستانه" پايتخت قزاقستان ابراز داشتند كه " نسبت به اهداف آمريكا در منطقه حساس و در عين حال بد بين هستند ." آنها گفتند كه " بر اين باورند ، آمريكا تغيير حكومتها در منطقه آسياي مركزي ، تحريك اقوام بخصوص ايغورها در غرب چين و نيز گروههاي تجزيه طلب در روسيه را تعقيب مي كند و به دنبال حضور دايمی در منطقه است ." منطقه اي که روسيه آنرا حياط خلوت و چين در منظر استراتژيك خود می بينند.
رفتار دولتمردان قرقيز در مقابل آمريكا و پيشتر ازبكها ، به نظر کارشناسان آسياي مركزي باعث شروع يک فصل تازه درروابط سياسی منطقه با آمريکا ، روسيه و چين و به نسبت نفوذ با ايران خواهد شد . براساس تحولات اخير چنين به نظر می رسد که بيشكك همکاری خود را با روسيه ، چين و ايران افزايش دهد و از نفوذ آمريکا و غرب در اين کشور جلوگيری کند. امري كه در بهار سال 1384 زماني كه اسلام كريم اف رييس جمهوري ازبكستان همسايه قرقيزستان به آن دست زد، درپكن پايتخت چين باعث استقبال شاهانه از او شد ، و رهبران پكن با گسترانيدن فرش قرمز زير پاي رييس جمهوري ازبكستان به او نشان دادند كه در صورت چرخشش حاضرند خونين ترين حادثه دهه هاي اخير در آسياي مركزي را نيز به ياد نياورند . اتفاقي كه تشابه بسياري به استقبال گرم اخير مسكو از قربان بيك باكي يف رييس جمهوري قرقيزستان داشت .
