شرایط امروز جهان موید این مهم است که نظام های حاکم بر آن در حل مسایلی که مبتلابه بشر است ، در همه زمینه ها ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی به بن بست رسیده ، و این نظام ها و در اساس ادبیات و نظریات آنها نمی توانند پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی حال و آینده انسان باشند ، و رکود و بحرانی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جهان ، بخصوص در غرب ، تایید این نظر است.
چنین شرایطی حکم می کند که به نظریه پردازی و طراحی نظام های جدید برای مدیریت جهان که مبتنی بر فطرت پاک انسان باشد ، به عنوان یک ضرورت قطعی نگریسته شود ، که بار اصلی آن بر دوش نهادهای علمی و تحقیقی مانند دانشگاهها و حوزه های علوم دینی است ، که باید به تبیین و تدوین تئوریهای اسلام به عنوان جایگزینی از همه رو مناسب برای اداره امور ، و معرفی آن به جهانیان بپردازند.
وضعیت امروز جهان گواه بر این مهم است که تئوریهای قدیمی ناکارآمدتر شده اند و انسان برای اداره و پیشبرد امور خود ، نیازمند طراحی نظام نوین جهانی مبتنی بر عدالت ، برابری و فطرت پاک انسانی است ، و اگر نظام اسلامی ما به عنوان نظامی که این ویژگیهای اساسی را تبلیغ ، و در صدد حاکم سازی آن است بتواند این نظم را تبیین و تدوین کند و در معرض قرار دهد ، همانطور که رییس جمهوری اسلامی ایران اخیرا در مراسم معرفی اساتید نمونه دانشگاههای کشور گفت ، ساخت علم و فناوری آن کار سختی نخواهد بود. و به فعلیت در آمدن آن کار پیچیده ای نیست و تنها بخشی از توان موجود است که با هدف قرارگرفتن آن می تواند عملی شود.
در این مسیر باید عنایت داشت که در همه ادیان الهی این باور بنیادی وجود دارد که فلسفه بعثت همه انبیا (ص) دو اصل مهم ، " خدا پرستی "و " عدالت " بوده که پایه و اساس زندگی سعادتمند و توام با صلح و آرامش برای تمامی مخلوقات خداوند و اشراف آنها بنی آدم (ع) می باشد. در طول تاریخ هیچ قوم وملتی دیده نشده و تاریخ روایت نکرده است که بدون توجه به این دو اصل مهم ، یعنی خدا پرستی و عدالت ، توانسته باشد به سعادت و آرامش برسد و از مواهب آن برای هر دو جهان ، بهره مند شود.
روابطی که امروز بر جهان حاکم است ، اینکه در آن عده ای می خواهند با زور سلاح و به رخ کشیدن قدرت زرادخانه های خود ، به تامین منافع خویش بپردازند ، تنها یک علت دارد و آن دور شدن وفاصله گرفتن از باور و عمل به تعالیم انبیای الهی و تکیه بر تئوریها و نظرات مبتنی بر نظام مادی است که به استعمار نو انجامید و به بن بست رسیدن آن امروز عیان و پیدا است. پیامبران الهی همه صلح دوست و مبشر دوستی و رفاقت و برادری بودند . با این همه دور شدن بشر از فرهنگ آن بزرگواران امروز کار را به جایی رسانده است که برای بسط سلطه ، غارت دیگر ملت ها و تامین منافع ، عده ای العیاذبالله به پیامبران خدا توهین می کنند . روشن است که بشر با این فرهنگ و ادبیات راه به جایی ندارد و نخواهد برد و یقینا هرگز به صلح و آرامش و پیشرفت نیز دست نخواهد یافت ، مگر اینکه نظمی نو برای مدیریت جهان در انداخته شود که اساس و بنیاد آن بر اصول اساسی فطرت آدمی یعنی خداپرستی ، عدالت و برابری استوار باشد که تئوری سازی و نظریه پردازی آن ، به عنوان یک ماموریت اساسی ، امروز بر دوش علما و اندیشمندان اسلامی در حوزه ها و دانشگاههاست.
