تبليغاتX
یادداشت های یک روزنامه نگار
یادداشت های یک روزنامه نگار
سیاسی - استراتژیک

آمریکا ؛ سبب ساز بی اعتمادی جهانی به "ان .پی .تی"

 

 آمریکا توافقنامه هسته ای جدیدی را به نوشته روز 26 فروردین روزنامه اسراییلی " هاآرتص " با رژیم صهیونیستی ‌امضا کرده است که قراردادهای سابق دو طرف را که در طول دو دهه گذشته منعقد شده ، ارتقا می بخشد. 

بخشی از این قرارداد متوجه کمکهایی است که آمریکا تعهد کرده برای تقویت فعالیت های راکتور هسته ای " دیمونا" در اختیار تل آویو قراردهد.

دیمونا 50 سال پیش و در ابتدای شکل گیری رژیم صهیونیستی ساخته شد و تا چند سال پیش تاسیساتی کاملا مخفی بود و بازرسان آژانس بین المللی انرژی هسته ای هرگز نتوانسته اند از آن بازدید کنند.

قرارداد جدید همکاری هسته ای آمریکا و تل آویو در زمانی امضا می شود که سنجش های تخصصی صورت گرفته در مناطق پیرامونی دیمونا که آژانس بین المللی انرژی هسته ای نیز آنرا تایید کرده است ، نشان می دهد که منطقه بشدت آلوده و سطح آلاینده های رادیواکتیوی در آن بسیار بالاست و این امر سلامت مردم منطقه بخصوص فلسطینی ها و اردنی ها را در معرض تهدید جدی قرار داده است و کارشناسان نگران حادثه ای ناگوار فراتر از حادثه چرنوبیل در منطقه هستند.

میانگین عمر دیمونا 10 سال پیش پایان یافته است اما تل آویو همچنان بر استفاده از آن برای تجهیز بیشتر زرادخانه هسته ای اش که سازمان ملل تایید کرده حداقل 200 کلاهک هسته ای در آن نگهداری می شود ، اصرار دارد .

اسراییل هیچ یک از پیمانهای ناظر بر فعالیت های هسته ای از جمله پیمان ان .پی .تی و پادمانهای ناظر آنرا نپذیرفته و آمریکا که بیش از همه روی برنامه های صلح آمیز کشورهای دیگر از جمله ایران تمرکز کرده ، خود نه تنها ناقض ان .پی .تی شناخته می شود که کشوری دانسته می شود که به رغم همه ی ادعاها ، هنوز پادمانهای ناظر بر ان .پی .تی را امضا نکرده است.

آمریکا در برابر تعهدات بین المللی اش در خصوص منع تولید ، اشاعه و انباشت سلاح های هسته ای رفتاری همواره متناقض داشته است که جدیدترین قرارداد همکاری هسته ای اش با اسراییل نمونه تازه آن است ، حال آنکه واشنگتن پیشتر ادعا کرده بود که همکاری هسته ای با اسراییل را به این بهانه که تل آویو از پیوستن به پیمان ان .پی . تی سرباز می زند ، نمی پذیرد.

رفتارهای دوگانه آمریکا دربرابر تعهدات بین المللی اش در مقابل پیمان ان .پی تی ، پیمانی که اساس و فلسفه ذاتی آژانس را شکل می دهد ، اینک بیش از هر زمانی به تعبیر " بان کی مون " دبیر کل سازمان ملل، پیمان را دستخوش" بحران اعتماد" نموده است . آنچه پس از نزدیک به 38 سال از عمر پیمان بیش از همه به بحران اعتماد میان 188 عضو آن انجامیده و " بان کی مون " نیز در پیام اردیبهشت ماه سال گذشته خود به نشست نمایندگان کشورهای عضو، به صراحت به آن پرداخت ، فضای بی اعتمادی است که میان کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته عضو پیمان بخصوص آمریکا ، برای مانع تراشی های سیاسی آن در سر راه کشورهای در حال توسعه برای دسترسی به انرژی هسته ای با اهداف صلح آمیز به عنوان یک مولفه حیاتی برای توسعه اقتصادی ، بوجود آمده است ، امری که در بند چهارم پیمان به صراحت به عنوان یک حق قانونی به رسمیت شناخته شده است .

نه تنها از نگاه دبیر کل سازمان ملل و رهبران واقع بین جهان ، که از نظر بسیاری ازسیاستمداران آمریکا ! دولت کنونی این کشور بواسطه پارادوکس های رفتاری ، " اصلی ترین " عامل بحران اعتمادی دانسته می شود که پیمان منع تولید ، تکثیر و اشاعه سلاح های هسته ای را برگرفته است. سناتور" مک کین " از داوطلبان نامزدی انتخابات سال 2009 ریاست جمهوری آمریکا از جمله دارندگان این نظر است. او روزهای ابتدای اریبهشت ماه سال گذشته در جریان سفرهای تبلیغاتی اش در "نیوهمشایر " از جمله گفته بود :" آمریکا به رغم ادعاهایش ، خود بزرگترین ناقض پیمان ان. پی .تی بوده است ،زیرا نه تنها به خلع سلاح که از شروط اساسی پیمان بوده عمل نکرده ، بلکه زرادخانه های هسته ای خود را نیز توسعه داده و به اشاعه سلاح های هسته ای پرداخته است."

از دیگر نمونه های عدم مسوولیت پذیری آمریکا در برابر تعهدات بین المللی از جمله ان .پی .تی و برخوردهای دوگانه آن ، رای مثبت کنگره آمریکا در روز 17آذرسال 1385 به لایحه صادرات فناوری و مواد شکاف پذیر به هند و موافقتنامه تکمیلی آن مبنی بر " مجاز بودن صادرات فناوری و انرژی هسته ای آمریکا به هند " است که رسانه های بین المللی روز چهارم مرداد ماه 1386 از آن خبر دادند و از جمله شامل همکاریهای هسته ای با اهداف نظامی نیز می شود . براساس اصل تقدم تعهدات بین المللی ، مصوبه مورد اشاره کنگره آمریکا و موافقتنامه تکمیلی آن ، در تضاد کامل با حقوق بین الملل قرار دارد. آمریکا از جمله امضا کنندگان پیمان ان. پی. تی است و براساس تعهد خود نمی تواند و نباید به کشوری مانند هند که تاکنون به هیچ یک از پیمانهای نظارتی بر فعالیت های هسته ای خود تن نداده است ، فناوری هسته ای صادر کند و به علاوه این اقدام آمریکا کنترل سلاح های هسته ای را دشوار تر می کند .

نقض عهد توسط آمریکا تنها به صدور فناوری و انتقال مواد شکاف پذیر به هند محدود نمی شود. دولت واشنگتن " گناه اولیه " هسته ای شدن رژیم صهیونیستی را برعهده دارد ، رژیمی که "عنان " دبیر کل پیشین سازمان ملل و "البرادعی " مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای بارها آنرا " رژیمی بی مسوولیت " خوانده اند .

اسراییل بیش از 50 سال است که با پشتیبانی و حمایت صریح آمریکا ، یک برنامه خطرناک و سری تسلیحات هسته ای را با گریز از نظارت جامعه جهانی بر این برنامه ها ، به کمک واشنگتن به پیش می برد ، برنامه ای که به تایید آژانس بین المللی انرژی هسته ای تاکنون و حداقل به تولید 200 بمب اتمی انجامیده است که چیزی جز عناد رژیم صهیونیستی با جامعه جهانی نیست.

رژیم صهیونیستی در پس برنامه های مخفی هسته ای خود ، ماهیت تروریستی و متکی برتجاوز و تهدید به زور علیه دیگر کشورها را پنهان کرده است که خطر این رژیم را برای صلح و امنیت جهانی و رژیم های حقوقی تنظیم کننده روابط بین المللی ، دو چندان می کند.

آنچه دراین میان بیش از هرچیزی مایه تاسف است ، این مهم می باشد که رژیم صهیونیستی با دراختیار گرفتن عمده رسانه های ارتباطی جهان از جمله رسانه های آمریکایی ، ضمن پنهان کردن ماهیت واقعی خود ، با آدرس دهی غلط سعی می کند نگاهها را از برنامه های هسته ای مخفی و سایر اقدامات دهشت افکنانه اش در سرزمین های اشغالی دور ، و متوجه کشورهایی مانند ایران کند که برنامه های شفاف و قانونی و نظارت شده هسته ای دارند و در عین حال برخلاف رژیم صهیونیستی هرگز علیه کشوری متوسل به زور ویا حتی تهدید نشده اند.

دادن آدرس های غلط درباره موضوعات مختلف به افکار عمومی برای انحراف آن و یا جهت دادن به سمت و سویی خاص ، یکی از شگردهای دولتمردان آمریکا و رژیم اسراییل است . ظرافت ها و دقایقی که در این تکنیک بکار بسته می شود ، بقدری پیچیده و در عین حال متنوع است که عموما تشخیص آنرا برای مخاطب ، حتی " مخاطب فعال " دشوار می سازد.

برنامه های هسته ای ایران یکی از این موارد است. دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای بمنظور بهره برداری علمی و اقتصادی از آن ، هدف ایران در برنامه های هسته ای اش است و پیمانها و پادمانهای ناظر بین المللی این حق را برای آن به رسمیت شناخته اند . " برائت " یک اصل عمومی است و نمی توان و نباید تا زمانی که خلاف امری اثبات نشده ، هیچ فرد حقوقی و یا حقیقی را متهم به انجام و یا حتی تعقیب امری کرد که براساس توافقهای عمومی و یا قوانین و رویه های شناخته شده و پذیرفته ، تخلف محسوب می شود. با این همه ، آمریکا و رژیم صهیونیستی با آدرس دهی غلط ، مدتهاست که می کوشند تا افکار عمومی را نسبت به برنامه های هسته ای ایران مسموم کنند و چنین وانمود سازند که هدف اول و آخر ایران از روی آوری به فناوری هسته ای ، صرفا و صرفا تولید سلاح هسته ای است .

ایده " خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای " ، ایده ای است که ایران تعقیب می کند و تعهد این کشور به عنوان یکی از اعضای قدیمی آژانس بین المللی انرژی هسته ای به تمامی پروتکل ها و پادمانهای ناظر ، می تواند نشانه تعهد راسخ و صداقت آن به ایده ای باشد که مطرح و تحقق آنرا تعقیب می کند.

همانطور که گفته شد ، رژیم صهیونیستی از نگاه آژانس بین المللی انرژی هسته ای نهاد ناظر سازمان ملل ، رژیمی برخوردار از سلاح های هسته ای شناخته شده است که در زرادخانه های آن بیش از 200کلاهک هسته ای نگهداری می شود و این کلاهک ها خطری بالقوه برای صلح و ثبات جهانی بویژه در منطقه پرآشوب خاورمیانه است. اسراییل رژیمی است که از بدو پیدایش در سال 1948 میلادی تکیه خود را برای حیات سیاسی بر تسلیحات بویژه از نوع هسته ای آن استوار کرده است.

"موشه دایان" وزیر جنگ پیشین رژیم اسراییل بر این باور بود " در صورتی که اسراییل در خاورمیانه نتواند با سلاح متعارف قدرت بازدارندگی‌اش را به منصه‌ی ظهور برساند ، باید به سلاح هسته ای پناه ببرد" به همین منظور در مرحله‌ی اول، وزارت جنگ این رژیم تصمیم به تشکیل کمیته‌ی پژوهش‌های هسته ای متشکل از پنج کارشناس برجسته‌ی اسراییلی به رهبری پروفسور "برگمان " گرفت، کار این کمیته برنامه‌ریزی برای تاسیس نیروگاه هسته ای و اعزام هیات علمی به نقاط مختلف جهان برای کسب و تقویت دانش هسته ای بود.

در مرحله دوم رژیم صهیونیستی به جمع آوری پول روی آورد به طوری که توانست با کمک دولت‌های انگلیس و آمریکا تا سال 1953 میلادی 100 میلیون دلار از ثروتمندان یهودی جهان برای رسیدن به توان هسته ای جمع آوری کند و در همین راستا در زمان نخست وزیری بن گوریون، شیمون پرز مسوول مذاکرات اتمی این رژیم با فرانسه شد و سرانجام با کمک فرانسه و آمریکا کار ساخت نیروگاه دیمونا را در سال 1963 به پایان رساند.

به باور تحلیلگران ، علت همکاری فرانسه با اسراییل این بود که فرانسه برای تسلط مجدد بر کانال سوئز و تفوق در درگیری با بخشی از دنیای عرب، اسراییل را به عنوان یکی از متحدان طبیعی خود می‌دانست و در نتیجه به فکر تقویت این رژیم به عنوان هم پیمان خود در خاورمیانه افتاد، تا جایی که نخست وزیر فرانسه اعلام کرد یک بمب هسته ای به اسراییل مدیون است! بدین ترتیب در اکتبر 1957 فرانسه و اسراییل توافقاتی برای ساخت یک راکتور 24 مگاواتی امضا کردند، در این پروتکل‌ها به یک کارخانه فرآوری شیمیایی نیز اشاره شده بود. این کارخانه به طور مخفیانه با همکاری تکنسین‌های اسراییلی و فرانسوی در منطقه‌ای از صحرای نقب به نام" دیمونا "ساخته شد. اهمیت دیمونا به حدی بود که یک آژانس اطلاعاتی جدید به نام LEKEM برای مخفی نگهداشتن و محافظت از اسرار و تاسیسات آن تشکیل شد و بدین ترتیب 1500 اسراییلی و فرانسوی در دیمونا مشغول به کار شدند. از سوی دیگر نیروی هوایی فرانسه پس از خرید آب سنگین از نروژ به رغم این تعهد که آن را به هیچ کشور ثالثی منتقل نمی‌کند 4 تن از این مواد را مخفیانه به اسراییل منتقل کرد. تا زمان افشاگری "مردخای وانونو" یک یهودی مراکشی الاصل و کارشناس هسته ای اسراییل که در مصاحبه با روزنامه انگلیسی ساندی تایمز در 5 اکتبر سال 1986 پرده از فعالیت‌های هسته ای این رژیم برداشت، هیچ کس اطلاعی از این فعالیت‌ها نداشت و بدنبال این افشاگریها بود که " وانونو" به 18سال زندان محکوم شد که پس از آزادی اجازه خروج از سرزمین های اشغالی و مصاحبه و دیدار عمومی به وی داده نمی شود.

بااین افشاگری، توجه کارشناسان هسته ای جهان به رژیم صهیونیستی جلب شد و علی رغم پنهانکاری و محدودیت‌های شدیدی که ازسوی این رژیم انجام گرفت، طی تحقیقاتی فاش شد که اسراییل به غیر از دیمونا دارای دو مرکز هسته ای دیگر به نامهای "نحال سوریک " و " بنی روبین" است. براساس یک گزارش نظامی که سال 2003میلادی در آمریکا منتشر شد، اسراییل در سال 1967، 15 بمب هسته ای داشت که تا سال 1980 تعداد آنها به 200 و تا سال 1997 به 400 بمب رسید. صهیونیست‌ها همچنین در سال 1973، 20 موشک هسته ای و در سال 1974 هم 3 واحد توپخانه‌ی هسته ای برپا کرده بودند که هر واحد 12 توپ 175 میلیمتری و 230 میلیمتری داشت. در سال 1984 صهیونیست‌ها 31 بمب پلوتونیوم و 10 بمب اورانیوم تولید و در سال 1994 بین 64 تا 112 بمب با کلاهک کوچک و 50 موشک هسته ای از نوع ریما ساختند. اسراییل همچنین در دهه 90 میلادی سه زیر دریایی از آلمان خریداری کرد. این زیردریایی‌ها بسیار پیشرفته که "دولفین"، "لویاتان "و "تکوما " نام دارند ، با کمک مالی کشورهای آلمان و آمریکا ساخته شده‌اند و قادر به شلیک موشک‌های کروز با بار هسته ای هستند .این زیردریایی‌ها در ماه مارس 1999 و اوت 2000 عملیاتی شده‌اند. با این حجم گسترده فعالیت‌های هسته ای اسراییل ، آمریکا و کشورها اروپایی‌ که مدعی عاری سازی جهان و منطقه خاورمیانه از سلاح‌های هسته ای می‌باشند، نه تنها هیچ اعتراضی نکرده بلکه همواره از این فعالیت‌ها چشم‌پوشی کرده‌اند و زمانی که آریل شارون، نخست وزیر این رژیم برای اولین بار در 31/7/2004 با اعتراف به داشتن سلاح اتمی گفت "اسراییل سلاح‌های اتمی خود را با موافقت و رضایت آمریکا در اختیار دارد" جامعه‌ی جهانی و آژانس بین‌المللی نه تنها هیچ عکس‌العملی نشان ندادند، بلکه با سکوت خود و دادن آدرس غلط ! این فعالیت‌ها را تایید کردند.

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 7:34 | متن كامل   |