وقتي در اولين مصاحبه عمومي در سال جديد جناب الهام در مقام سخنگوي دولت با "شدت " و با " قاطعيت " بركناري يا كنارگيري چند تن از وزرا از جمله دو وزير مستعفي كشور و اقتصاد را تكذيب كرد و آنرا دروغ سيزده خواند و به رسانه ها نسبت داد ، خودش هم مي دانست كه راست نمي گويد . در علم ارتباطات شاخه يي است كه بر اساس روانشناسي و جامعه شناختي افراد عمل مي كند . در اين شاخه با استفاده از تكنيك هاي خاص مانند دقت روي ادبيات فرد ، نوع حركات صورت و دست و چشم ، سنجش ميزان اعتماد فرد به گفته هاي خود آنهم با شيوه هايي چند و خلاصه با اين روش ها نتيجه گرفته مي شود كه آيا فردي كه در حال سخن گفتن است نهايتا راست مي گويد و يا دروغ ، و به اين آنچه بيان مي كند اعتماد و اطمينان دارد يا نه ، و نيز آنچه مي گويد همه و تمامي آنچيزي است كه درباره آن سخن مي گويد يا نه .
تحليل سخنان جناب الهام در همان جلسه و با همين تكنيك ها ، كاركشته هاي رسانه يي را به صورت علمي ، و مردمي را كه به اين نوع تكذيب ها و عموما بعدا تاييد آنها آشنا هستند ، و در يكي دو سال اخير بخصوص ، به آن عادت كرده بودند ، متقاعد ساخت كه آنكه دروغ سيزده را روزها بعد از آن و هفته ها بعد از قبول استعفاي وزرا توسط رييس جمهوري مي گويد ، رسانه ها نيستند !
سخنگوي محترم دولت در مصاحبه با خبرنگاران در حالي اصرار بر دروغ سيزده خواندن خروج برخي وزرا از دولت داشت كه نه تنها ماهها بود خبر آن در محافل نزديك به دولت دهان به دهان نقل مي شد و حتي زمان آن در بعد از انتخابات مجلس و تعطيلات سال نو ابراز مي شد ، همانطور كه شد ، كه وزراي مستعفي قبل و بعد از عيد در چند جا و از جمله حجت الاسلام پور محمدي در مصاحبه خداحافظي گونه ! با ويژه نامه نوروزي " ايران " حداقل به صورت تلويحي آنرا تاييد كرده بودند .
در كارنامه جناب الهام در مقام سخنگوي دولت از اين نوع تكذيب ها كه بعدا تاييد شده است و نيز تاييد هايي كه بعدا تكذيب شده ! كم نيست ، اما از ايشان تعجب مي كنم در مقامات چندي كه قرار دارند كه همه ي آنها دسترسي ها را به افكار عمومي بيشتر مي كند ، برچه اساس گمان مي كنند كه مي توانند با اين نوع پاسخگويي ها افكار عمومي را كه در دوره حاضر و به اعتبار توسعه روز افزون امكانات و ابزار و وسايل ارتباطي ، بشدت فعال است ، منحرف نمايند و اصولا منعفت چنين كاري در چيست و آيا برخلاف باور ايشان ، اين نوع تعامل با افكار عمومي براي دولت اعتبار مي آورد ؟ و يا برعكس موجب آن خواهد شد تا مردم آنچه را كه خود دريافته اند حال از هر كانالي مي خواهد باشد ، باور كنند و به آن اطمينان نمايند و زمينه براي شايعه سازي دشمنان و بهره برداريهاي آنها باز و بازتر باشد.
در سالهايي كه به عنوان خبرنگار در شوروي سابق مامور بودم ، در يكي دو مورد اول به تجربه و با حدس و تحليل فردي ، اما در ادامه با قاطعيت به اين نتيجه رسيده بودم كه هر گاهي بخواهند وزيري را به گفته برادران فارس زبان تاجيكم از كابينه "سبك داشت " نمايند ، اول رييس دولت و بعد برخي از وزراي نزديك به دولت و كم كم در رسانه ها يي كه همگي آنها هم دولتي بودند ، او را مورد نقد قرار مي دادند و اينقدر به آن مي پرداختند كه يا خود وزير پيش قدم شود و با برعهده گرفتن كلي گناه ! و تقصير از دولتي كه نظام آن رياستي ! بود و همه مقامات از بالا تا پايين آن چه مي كردند جز نظر رييس دولت دولت نبود ،كنار برود ، كه دراين صورت مي توانست به پستي ديگر اميدوار باشد ، و يا اينكه اگر بر ادامه حضور اصرار داشت كه معمولا اين طور نبود ، آنقدر رسوا شده بود كه رييس دولت با كمترين هزينه و يا حتي بدون هزينه در نزد افكار عمومي و تازه براي تقويت وجاهت و اعتبار خود ، او را به كنار نهد . سالها بعد كه شوروي فروپاشيد و افكار عمومي آن به امكانات ارتباطي فراوان و متنوع دست يافت ، عمر اين نوع فريب ساده انگارانه افكار عمومي هم پايان يافت و كرملين نشين ها هم دريافتند كه افكار عمومي امري نيست كه به سادگي و بدون هزينه بتوان آنرا فريب داد.