برفي كه روز يكشنبه بخش شمالي كشور را پوشاند و باران در بخش هايي از نيمه جنوبي كشور ، يك آزمون جدي مديريتي براي مديران كشور در همه ي حوزه ها بخصوص بخش هاي خدماتي بود. برف و تسليم عملي ! مديريت كشور در برابر آن نشان داد كه نظام مديريتي ما به واقع نياز به بازنگري و بكارگيري توانهاي فكري قوي دارد كه بتوانند به موقع بينديشند و به موقع تصميم بگيرند و تصميم مبتني بر علم و عقل را آنهم بجا و به موقع اجرا كنند. مسدود شدن راههاي اصلي كشور و قطع تمامي ارتباطات جاده يي و هوايي كشور و برون آن با پايتخت ، و توقف عملي هر نوع فعاليتي در بخش وسيعي از كشور ، از منظر علم استراتژيك يعني پايان مديريت ! و تسليم و رها كردن امور . در اين واقعه هيچ كس نمي تواند و حق ندارد بهانه كند كه " غافلگير شديم " و آنرا بهانه يي براي توجيه بي تدبيري و عدم مديريت خود قرار دهد كه دوران غافلگيري با توسعه علم ، دانش و فناوري دهه هاست پايان يافته است. بارش برف در نيمه شمالي و باران در بخش هايي از جنوب كشور را حتي سازمان هواشناسي در روزهاي پاياني هفته گذشته ، پيش بيني و در اطلاعيه هاي خود به آگاهي عموم و از جمله نهادهاي مربوطه رسانده بود . چطور است كه باز شاهد تكرار ادعاهايي هستيم كه گوش مردم سالهاست با آنها آ شناست و از آن پرشده است .
ايران مكانات فراواني دارد . هم سخت افزاري و هم نرم افزاري . اما چرا كشور اين گونه اداره مي شود ؟ پاسخ ساده است ! نبود مديريت ! و عدم بكارگيري نخبه هاي عمل گرايي كه اصلي ترين قربانيان تفكرات محدود درچارچوب هاي بسته جناحي طي تاريخ اين كشور بوده و هستند .
اين همه خسارت را چه كسي پاسخ خواهد گفت ؟ و چه كسي مسووليت آنرا مي پذيرد و مهم تر ، سزاي او چيست ؟ چه كسي مي تواند پاسخ دهد كه اگر مديريت كشور آنگونه كه ادعا مي كند، آماده بود ! چرا بايد تمامي راههاي اصلي كشور بسته شود ، پروازها متوقف گردد و آنطور كه پليس راه مي گويد 14استان كشور عملا با محدوديت هاي تردد روبرو شوند و برف و يخ در سطح خيابانهاي شهرها تلمبار شود ، آمد و شد مردم ممكن نباشد ، تمام فعاليت هاي اقتصادي كشور متوقف شود و دهها اتفاق به لحاظ اثر اجتماعي ، اقتصادي و حتي سياسي بزرگ و كوچك ديگر ، و نهايت ، كار به جايي برسد كه كشور دو روز رسما و تا زدوده شدن آثار اين بي تدبيري ها ، عملا تعطيل شود !
بي سابقه بودن بارش را شايد عده يي بخواهند بهانه بي تدبيري هاي خود قرار دهند ، از آنها بايد پرسيد كه آيا اين نوع حوادث طبيعي و يا حتي غير طبيعي اش در جاهاي ديگر دنيا و در همين اطراف ما مثلا در تركيه و روسيه كه امكانات بسيار كمتري از ما دارند ، اتفاق نمي افتد ؟ آنها با مساله چگونه برخورد و آنرا مديريت مي كنند ؟ در آلماتي قزاقستان كه در دوره يي چند ساله در آن زندگي كرده ام و به لحاظ ساخت هاي شهري و خدماتي شبيه به خيلي ديگر ازنقاط شوروي سابق است ، در اين فصل سال بارش پيوسته و دائمي برف يك امر طبيعي است و در هيچ روزي تا نزديكي هاي فروردين براساس تقويم ما ، بعيد است كه حتي از ده درجه سانتي گراد زير صفر بالاتر بيايد . در همين شهر كه بخش عمده ارايه خدمات شهري مانند نظافت و حمل و نقل عمومي بر دوش خانم هاست ، هيچ روزي از روزهاي فوق العاده سرد و يخبندان، در تمام سالهايي كه در آن زندگي كردم ، نه مدرسه ها بسته شد و نه فرودگاه و نه حتي خياباني . آنهم با كمترين امكانات كه حداكثر آن تراكتورهاي معمولي بود و بيل و كلنگ كارگران و چند كاميون شهرداري . نتيجه ، شهر هميشه تميز و مرتب ، و ارايه خدمات در مناسب ترين شكل خود جريان داشت كه نشان مي داد بر شهر مديريت مي شود.
اگر به شما برنمي خورد و جسارت نمي دانيد عرض مي كنم : آقايان بايد باور كنيد كه نمي توانيد !
