نوري المالكي طبق برنامه از پيش اعلام شده ، قرار است پايان اين هفته و در دومين سفر خود در مقام نخست وزير عراق در تهران باشد . اگر چه دو كشور ايران وعراق روابط سرد تاريخي بخصوص در دوره حكومت بعثي ها را پشت سر گذاشته اند و تهران و بغداد در هيچ مقطعي از تاريخ روابط دو جانبه تا به اين حد به هم نزديك نبوده اند ، اما يك مساله پيش روي روابط دو كشور تلاشهايي است كه با محوريت آمريكا و با بازي شماري از بازيگران منطقه يي براي توقف اين روابط و روند نزديكي صورت مي گيرد . درميان همسايه هاي عراق ، ايران به دلايلي چند كه همه ي آنها از مولفه هاي امنيت ملي آن محسوب مي شوند ، دل نگرانيهاي بسياري درباره روند حوادث در عراق و تحركاتي دارد كه قدرت هاي برون منطقه يي با محوريت مسايل عراق در منطقه در حال صورت دادن هستند كه پيشنهاد فروش 20 ميليارد دلار سلاح جديد به پنج كشور همسوي آمريكا در منطقه از آن جمله است . در ميان همسايه هاي عراق ، ايران وسوريه به جهت مواضع مخالف با آمريكا از جمله در خصوص عراق ، همواره مورد اين تهمت واشنگتن قرار گرفته اند كه در امور داخلي عراق دخالت مي كنند . اين ادعاهاا بر اي تهران و دمشق به حدي عادي و تكراري شده است كه ديگر كمتر توجهي به آن نشان مي دهند . با اين حال ادعاي آمريكا هر بار از سوي مقامات عراقي رد شده است و آنها همواره تاكيد كرده اند كه نه تنها چنين ادعايي را تاييد نمي كنند، بلكه خواهان آن هستند كه آمريكا ، عراق و مسايل آنرا وسيله و ابزاري براي تنظيم روابط خود با تهران و دمشق قرار ندهند. در فاصله سفر قبلي و سفر اين بار مالكي به تهران
تحولات زيادي در صحنه عراق ، روابط دو جانبه و نيز روابط ايران و آمريكا با محوريت عراق رخ داده است كه بر آيند ونتيجه همه ي آنها تاكيد بر نقش محوري ايران و سوريه در تحولات منطقه به عنوان دو بازيگر منطقه يي و ضرورت اصلاح استراتژي آمريكا در منطقه و بويژه در عراق بود كه اينك كاملا همسو با اهداف شبكه هاي تروريستي و برخي بازيگران نه چندان موثر در تعاملات منطقه يي است كه هدفي جز ناتوان نشان دادن دولت اكثريت ملت عراق به قصد اعاده وضعيت گذشته ندارند.
وضعيتي كه آمريكا امروز در عراق به آن گرفتار آمده است چيزي جز يك بن بست كامل نيست و واشنگتن به خوبي مي داند كه خروج از اين بن بست تنها با كمك بخصوص ايران ممكن است كه منافع آن در تطبيق كامل با منافع ملي عراق وعراقيها مي باشد و هيچ يك از همسايه هاي عراق از چنين جايگاهي برخوردار نيست . با اين وصف رهبران كاخ سفيد حاضر به هزينه كردن براي خروج از اين بن بست كه موقعيت سياسي آنها را نه تنها در سطح جهان و منطقه ، كه در داخل آمريكا نيز به خطر انداخته و انتخابات اخير دو نهاد قانونگذاري اين كشور يكي از جلوه هاي آن است ، نيستند . اگر چه در ماههاي اخير سيگنالهاي متفاوتي از سوي كاخ سفيد به سمت تهران براي كمك به سياستمداران آمريكايي براي خروج از بن بست عراق ارسال شده است ، اما همين ياري خواهي نيز خالي از ادبيات متكبرانه و سياستهاي زياده خواهانه ناشي از ضعف ديد و تحليل مسايل نبوده است. اشتباه اساسي دولتمردان آمريكا اين بود، كه فكر كردند حالا كه يك موقعيت كوتاه نصيب آنها شده، ميتوانند با امنيتي كردن فضاي كشورشان و منطقه ما، به اهداف خود برسند، اما خسارت درازمدتي را كه معلوم نيست تا كي ادامه خواهد داشت، ناديده گرفتند . بوش با امكانات بيشتر تبليغاتي و تجاربي كه سياستمداران حرفهيي و نيروهاي اطلاعاتي در اختيارش گذاشتند، «محور شرارت» را مطرح و برنامه تجاوزات خود را با اين محور براي مردم دنيا و آمريكا توجيه كرد و روزهاي اول هم به موفقيتهايي دست يافت . محاسبات آمريكا با اين زمينهها جور در نيامد و امروز آمريكا تلاش دارد از عمق باتلاق عراق بيرون بيايد و در اظهارات مقامات آمريكايي روش است. آنها ميدانند چه بمانند و چه بروند، بايد خسارت زيادي اعم از مادي و انساني بپردازند.
همانگونه كه اشاره رفت ، ايران دلايل بسياري دارد كه نگران بخصوص وضعيت امنيتي عراق باشد .ايران و عراق كه در طول دهه ها حكومت صدام حسين روابطي بشدت منجمد داشتند ، با حذف بعثي هاي از قدرت ، روابط خود را در همه ي ابعاد تا آن حد گسترده كردند كه به تعبير علي لاريجاني دبير شواريعالي امنيت ملي ايران ، دو كشور را به "متحد طبيعي " هم مبدل ساخته است. در ساخت عراق جديد ، تهران از روند شكل گيري نهادهاي سياسي در اين كشور بويژه مجلس و دولت براساس قانون اساسي آن حمايت كرد و در مباحث امنيتي كه امروز مساله اصلي عراق دانسته مي شود ، رهبران تهران بر اين نظر مي باشند كه " وجود عراق متحد ، مستقل ، قدرتمند و يكپارچه به نفع همه ي كشورهاي منطقه است و عراقي ها خود قادر به اداره امور كشور خويش هستند . " اين اشاره و گفته هاي صريح بسيار توسط مقامات تهران ، به اين معني مي باشد كه ايران ادامه حضور نيروهاي اشغالگر را عمده ترين مانع در برقراري امنيت در عراق و اصلي ترين عامل تلاشي امنيت در اين كشور مي داند و ايران در اين ميان و اين نظر تنها نيست و همانگونه كه عمر موسي دبير كل اتحاديه عرب نيز پاييز سال گذشته در جمع سران عرب گفت :" اشغال عراق و ادامه آن هرگز براي اين كشور امنيت نياورده و نخواهد آورد." ادامه حضور اشغالگران در عراق نه تنها امنيت اين كشور ، كه امنيت منطقه را با خطر جدي مواجه كرده است و در اين ميان ، ايران دلنگرانيهاي موجه بسياري از وضعيت امنيتي عراق دارد كه از آن جمله ، تاثير هر گونه ناامني و ناآرامي در اين كشور بر روي امنيت ملي ايران ، وجود جمعيت اكثرا شيعه در عراق و باقي ماندن مسايلي بين دو كشور بويژه پس از جنگ هشت ساله صدام حسين با ايران مي باشد كه تنها با وجود و حضور يك دولت مقتدر در بغداد قابل حل است.
ناآرامي درعراق به رغم صورت راز آلود آن ، ماهيت پيچيده اي ندارد.اعاده امنيت در اين كشور به تحقق چند مهم وابسته است. اولين و مهمترين مساله يي كه عراق در اين مسير با آن روبروست ، ادامه اشغال اين كشور و حضور نيروهاي بيگانه در آن مي باشد كه هرگز براي آن امنيت نياورده و نخواهد آورد و لذا همانطور كه قبلا گفته شد و رييس دولت عراق نيز چندين بار بر آن تاكيد گذارده است ، اشغالگران براي خروج از اين كشور بايد يك جدول زمان بندي شده ارايه كنند . اين امر چون با اهدافي كه آمريكا از اشغال عراق تعقيب مي كرد و مي كند، منافات دارد ، بعيد بنظر مي رسد كه به سرعت وآساني عملي باشد ، از اين رو دولتمردان عراق بايد به موازات فشار دولت هاي منطقه كه اشغال عراق و ادامه حضور اشغالگران در آن ، امنيت ملي آنان را نيز به خطر انداخته است ، تمامي مساعي خويش را دراين مسير بكار ببندند . مساله مهم ديگر كه امنيت درعراق را شكننده كرده است ، مساله مقاومت و تروريسم و ضرورت تفكيك آنها از يكديگر است. مقاومت بر طبق كنوانسيون هاي بين المللي از جمله دو كنوانسيون ژنو و نيز كنوانسيون هاي ديگر ناظر بر نحوه اداره امور سرزمين هاي اشغالي ، تا رفع اشغال ، اقدامي مشروع تلقي مي شود با اين همه، مقاومت و اقدامات تروريستي از سوي تروريسم جهاني كه شناخت خاستگاه ، ماهيت و رفتارهاي آن چندان پيچيده نيست ، امروز در عراق بحدي به هم آميخته شده است كه تفكيك آن ممكن نيست و اين وظيفه خطير بر دوش تمامي رهبران عراق است كه با موضع گيريهاي روشن و مشاركت در روند وفاق ملي در اين كشور ، تروريستها را تنها بگذارند و به دولت منتخب مردم عراق ياري دهند تا بتواند امنيت را بر آن اعاده كند. وضعيت خطير امروز عراق ايجاب مي كند و نيازمند آن است كه همه ي گروههاي عراقي به سهم خود از اعتماد ملي در اين كشور قانع باشند و همچنين ديگر محورهايي كه مي توانند نقشي موثر در اعاده امنيت و برقراري دولتي ملي و دائمي در اين كشور و حفظ استقلال و تماميت ارضي آن داشته باشند ، به صورتي كاملا فعال و صادقانه وارد عمل شوند و يكي از اين محورها مي تواند كشورهاي همسايه عراق و بازيگران منطقه يي و فرامنطقه يي فعال درآن باشد .
سفر تازه نوري المالكي به تهران را بايد دور تازه يي از تلاش هاي دو كشور براي نزديكي وتوسعه بيشتر مناسبات با هم دانست . از تركيب هيات عراقي اينطور پيداست كه همكاريهاي امنيتي از جمله محورهاي اساسي گفت و گوهاي دو طرف خواهد بود كه اخير نيز دو كشور به علاوه آمريكا در پي گفت و گوهاي بغداد موافقت كردند كميته يي سه جانبه دراين خصوص تشكيل دهند.
تهران و بغداد بدنبال سقوط صدام حسين فصل تازه يي را در روابط خود گشودند كه در طول دهها سال حكومت بعثي ها بر عراق بشدت منجمد بود و حال چنين بنظر مي رسد كه دو طرف تمايل شديد دارند كه اين همكاريها را سازماندهي كنند. براي دوكشور روشن است كه تنها همكاريهاي دو و چند جانبه امنيتي مي تواند سد راه تهديداتي باشد كه منطقه را در برگرفته است. ايران و عراق 1336كيلومتر مرز مشترك دارند و طبيعي و بديهي است كه روابط خوب امنيتي ميان دو كشور مي تواند نقش مهمي در سالم سازي فضاي امنيتي منطقه داشته است . همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه يي و سومي دو و يا چند جانبه با حضور نيروي هاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليگران مسايل استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه در جاي خود به آن پرداخته خواهد شد ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها، حضور هرچه بيشتر نيروهاي بيگانه در منطقه را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است . آنچه خلاء آن اينك در همكاريهاي امنيتي منطقه يي بيشتر از هر زماني احساس مي شود ، نبود يك سازمان براي هدايت و تمركز فعاليتهاي كشورهاي منطقه در آن مي باشد كه پيش نياز آن وجود باور لزوم يك واحد امنيتي در راستاي ثبات منطقه يي است. دهشت افكني بلايي است كه كشورهاي منطقه اينك با آن روبرو هستند و اين امر و مبارزه با آن مي تواند به عنوان يك نقطه مشترك براي همكاريهاي چند جانبه در قالب يك سازمان امنيت منطقه يي تلقي شود. دو مساله در منطقه موجب امكان يابي دهشت افكنان براي ظهور ، قدرت نمايي و نهايت تبديل شدن به يك تهديد جدي امنيتي براي همه ي كشورهاي منطقه شده است. اين دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نيروهاي بيگانه درمنطقه چه بصورت اشغال ( عراق وافغانستان ) و يا توافق شده ( اغلب كشورهاي حوزه خليج فارس ) و ساخت (القاعده) و تحت حمايت قرار دادن تشكل هاي دهشت افكن ( منافقين ) با هدف هاي مختلف از جمله تنظيم روابط با كشورهاي منطقه و دوم : تقويت بدبيني و بي اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود بويژه بواسطه تكيه بيش از حد به آمريكا كه به باور استراتژيستهاي منطقه مي تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي منطقه بينجامد ، امري كه در سالهاي اخير نشانه هايي از آنرا در برخي كشورهاي عربي حوزه خليج فارس بارها شاهد بوديم . از نگاه استراتژيستها ، برقراري و تقويت همكاريهاي دو جانبه امنيتي مانند آنچه در سالهاي اخير ميان ايران و تركيه برقرار شده و در ماههاي اخير ايران و عراق به آن علاقه مندي نشان داده اند با تشكيل يك ستاد واحد فرماندهي و هدايت عمليات ميان سه كشور كه در بدو امر مي تواند مهمترين مساله امنيتي منطقه يعني دهشت افكني و مبارزه با آنرا در دستور كار خود قرار دهد ، بستري است كه نه تنها فعاليتهاي امنيتي كه در آينده امور نظامي و انتظامي را نيز با عضو گيري ديگر كشورها ، ميان كشورهاي منطقه هماهنك كند تا زمينه از هر حيث براي حضور نيروهاي بيگانه در منطقه از ميان برداشته شود.همانطور كه اشاره رفت ، يكي از اهداف بيگانه ها در منطقه براي در حمايت قرار دادن تشكل هاي دهشت افكن ، تنظيم روابط با كشورهاي منطقه مانند آن چيزي مي باشد كه آمريكا بويژه در پي اشغال عراق با استفاده از منافقين در روابط خود با ايران صورت مي دهد . گرچه " موفق الربيعي " مشاور در امور امنيت ملي عراق كه دو سال پيش توافقنامه نامه يي براي همكاريهاي امنيتي با ايران را امضا كرد ، تعهد سپرد كه بغداد هر چه سريعتر تروريستهاي منافق را از عراق بيرون كند ، اما هم ايران و هم دولتمردان كنوني عراق كه تلاش بسيار براي عادي سازي روابط دو كشور همسايه و مسلمان دارند ، خوب واقفند كه منافقين واستمرار حضور آنها در خاك اين كشور ، مانند بسياري مسايل امنيتي عراق درحال حاضر ، مساله يي است كه حل آن به جانب سوم يعني آمريكا بستگي دارد كه به رغم شناسايي منافقين به عنوان يك گروهك تروريستي ، نزديكترين همكاريها و ارتباطات را با آن دارد و بعيد بنظر مي رسد تا زمانيكه روابط تهران و واشنگتن در وضعيت و سطح كنوني قرار دارد ، آمريكا مايل باشد اين اهرم را براي تنظيم روابط خود با ايران بويژه در صحنه عراق از دست بدهد كه خود تاييدي بر ضرورت و اهميت تشكيل هرچه سريعتر يك سازمان همكاريهاي امنيتي در منطقه و بر عهده گرفتن امنيت منطقه توسط كشورهاي منطقه است.
از همه ي عزيزاني كه اين پست و مطالب ديگر وبلاگ " يادداشتهاي يك روزنامه نگار" را با لطف خود مورد توجه قرار داده اند تقاضا مي كنم براي كمك به يك پژوهش دانشگاهي درباره محتواي اين وبلاگ در صورت تمايل نظرات خود را درباره محتوا و نوع نگاه به موضوعات بدون تعارفات معمول در بخش نظرات ابراز بدارند. اجازه بدهيد براي تكميل اين نظر خواهي و ارسال فرم مربوطه از شما ايملي داشته باشم.
باسپاس
رئوف پيشدار
13-05-1386