سالهاي مياني دهه 1360 ، همين روزها كمي شايد بعد تر كه هوا بيشتر گرم مي شود ، ماموريت روزانه من كه تازه به جرگه خبرنگاران حرفه اي ( كه زندگي خود را از اين راه مي گذرانند ) پيوسته بودم ، هر روز عصر پوشش خبري تظاهرات عده اي در خيابانهاي تهران با عناوين مختلف كه آنها را به دلايلي ذكر نمي كنم و يا اجتماع در برابر اين نهاد و آن نهاد بود كه آن موقع به " بي حجابي " اعتراض داشتند و بعدها " بدحجابي " به ادبيات آنها وارد شد.
كاملا و با جزييات به ياد دارم ، معترضان كه اغلب اوقات توسط شخصي معروف به "حاج ب " رهبري مي شدند ، بارها و بارها با مصداقهاي ذهني خود زنان و حتي مردان بسياري را مورد خطاب و عتاب و در مواردي نيز ضرب و شتم قرار دادند كه چرا رعايت حجاب را نمي كنند و از يادم نمي رود وقتي اين عده درخيابان كه عمدتا هم خيابان ولي عصر ، بالا وپايين ميدان ، مركز تجمع و آمد و شد آنها بود ، حركت مي كردند ، چطور زنان ودختران و مردان جوان از مقابل آنها مي گريختند و بگير و بگير به راه مي افتاد ! و يادم هرگز نمي رود كه چطور در يكي از همان روزها "حاجي ب " موهاي سريك مرد جوان را با گرفتن قيچي از يك مغازه دار در نزديكي دو راهي يوسف آباد – مقابل يكي از ساختمان هاي كنوني وزارت ارشاد - در كنار خيابان كوتاه و بلند اصلاح كرد تا ادب شود و پس از آن رعايت شئونات را بنمايد! از آن سالها تا امروز بيشتر از بيست سال مي گذرد. آن سالهايي كه باز به ياد دارم در همين تظاهرات و نيز بر ديوار نويسي ها گفته و نوشته مي شد : زني كه حجاب ندارد ، شوهرش غيرت ندارد – ويدئو = فحشا
چند سال بعد ويدئو كه به همه ي خانه ها راه يافت ، مسوولين تازه به فكر ايجاد موسسه رسانه هاي تصويري افتادند ، آن زماني كه دربازار زير زميني كسي ديگر دنبال ويدئو نبود !! و همه يا سي دي و دي وي دي مي خواستد يا دنبال كارت براي تماشاي برنامه هاي پولي شبكه هاي ماهواره اي بودند كه ديش آنها سالها بود برروي بسياري از پشت بام ها جا خوش كرده بود . هنوز براي دسترسي به اينترنت بايد در جايي ثبت نام مي كردي ! كه بقالي ها هم كارتهاي اينترنتي را مانند نخود و لوبيا جزء نيازهاي مراجعين خود قراردادند ، و تازه اين همه زماني بود كه سالها از پديد آمدن دنياي مجازي اينترنت با شعار " من با همه هستم و همه با هم " مي گذشت .
همان سالها روحاني بسيار محترمي در تلويزيون برنامه هفتگي منظم و برنامه هاي غير منظم متعددي داشت و هنوز هم دارد و من نيز بارها با او و از جمله درباره مسايل فرهنگي صحبت كرده بودم . آن روحاني محترم دريكي از همين برنامه هاي تلويزيوني كه شايد عده زيادي هنوز آنرا بخاطر داشته باشند ، از برنامه هاي راديو و تلويزيون در پيش از انقلاب انتقادهاي بسيار كرد و براين نظر بود كه اگر ساعتي از آن فرصت ها در اختيار او و ديگر روحانيون بود ، چه خدماتي مي توانستند انجام دهند كه من ترديد ندارم ، ولي آيا مي شود همين الان بخواهيم كه اين دوست بزرگوار و همه افرادي كه همانند من دراين كشور مثلا كار فرهنگي مي كنيم، خودمان را چون همين بچه هايي كه اين روزها بازداشت مي شوند كه چرا حجاب را رعايت نمي كنند ،به محاكمه حداقل در برابروجدان خويش بكشانيم و بگوييم حالا كه نه ! بيش از 28سال است كه همه امكانات تبليغي فراوان تر و متنوع تر از گذشته در اختيار ما مي باشد ، و بپرسيم با اين همه امكانات و بودجه ها و دستگاههاي عريض و طويل چطور نتوانسته ايم يك مساله ساده و كاملا قابل قبول براي عقل ! مانند " حجاب " را بين همه بخصوص جوانها ، جا بيندازيم و الگوي هاي مناسب ،تعريف شده و قابل قبول براي همه سن ها با رعايت مقتضيات جنسي ارايه كنيم ؟ چه كسي مقصر است ؟ چه كسي را بايد جلب كرد و چون يك مجرم خطرناك در معيت پليس او را به محل هايي برد كه براي بسياري " تابو" ست ! مگر نه اينكه " فعل و يا ترك فعل معين براساس قانون " جرم محسوب مي شود ، در كجاي قانون ما حجاب و بدحجابي تعريف شده كه با استناد به آن اقدام به تذكر و بازداشت مي كنند؟ كه خود عملا نقض قانون است!
در تعاليم ديني و فرهنگي كه از رسانه ها بخصوص تلويزيون در مقام دانشگاه عمومي مكرر پخش مي شود كي و كجا ، حجاب مورد نظر را براي جوانان تبيين و تشريح و كدام سريال پر مخاطب را برايش ساخته ايم يا كتاب مفيد را به زبان او ! برايش نوشته ايم ، كه حال انتظار داريم موجي از جوانهايي كه امروز اكثريت عددي جامعه ما را تشكيل مي دهند ، در دنيايي كه ارتباطات حتي فرهنگ گفتاري آنها را تغيير داده و براي درك واژگان زبان آنان بايد لغتنامه مخصوص ! داشت ، آنها را الگو و سرمشق خود قراردهند و همان چيزي را بگويند كه من دهها سال پيش از زبان پدرم و پدرم دهها سال قبل از زبان پدرش و... شنيده بودم و بودند و با همان ادبيات و سطح استدلالي برايم و برايشان تبيين شده بود.
چند نفر از همين دختران و زنان و حتي مردان بازداشت شده و تذكر گرفته شبيه خانمها و آقاياني لباس پوشيده و يا آرايش داشتند كه مانند آنها را نه از سه شبكه برون مرزي سيماي جمهوري اسلامي ايران موسوم به جام جم ، كه از شبكه هاي داخلي مي بينيم ؟ اين بچه ها فارغ التحصيلان غير حضوري ! همين " دانشگاه عمومي " و سينمايي مشابه همان هستند ! با اين همه چون ذهن هاي پاك و قلب هايي شفاف دارند، داخل و خارج نمي كنند ، رياكاري نمي كنند ، در عاشوراها براي امامشان گريه هاي واقعي ونه براي دوربين ! مي كنند و اگر ارزشهاي ديني و ملي شان درگوشه اي از جهان مورد تعرض قرار گيرد ، با نهايت ادب و احترام ، متعرض را با ابزارهاي امروزي دنياي ارتباطات ، منكوب مي كنند. اينها ادامه همان جوانهايي هستند كه ايثار و شجاعت و دين داري ايراني را با خون خود در تاريخ نوشتند . اينها ادامه همان جوانهايي هستند كه مساجد را اداره مي كردند ، در خيابانها تا به صبح پاس مي دادند تا دشمن نگاه چپي به اين كشورومردم آن نكند .اينها ادامه همان زنان و دختراني هستند كه همسران ، پدران و برادرانشان را به رفتن و ماندن در جبهه ها تشويق مي كردند ، هيچ از خودمان پرسيده ايم همين بچه هايي كه اطمينان دارم نمازهايشان را مي خوانند – واگر هم نمي خوانند كه باز ما مقصريم - چرا به جماعت نمي آيند؟ چرا جماعت خوانهاي ما عموما مردان و زنان چون من در طلب بهشت ! و سن پا درد و دست درد هستند ؟ و چرا در اين تعداد از مساجد ما به هنگام اذان صبح بسته است و فعاليت مساجد مانند سينماها سانسي شده است ! جواب ساده است ما هيچ وقت آنها را باور نكرديم . باور كنيد ما مقصريم به جاي اين بچه ها خودمان را بازداشت كنيم – براي خودمان پرونده درست كنيم كه 28سال همه امكانات را داشتيم اما كاري براي آنها نكرديم ! اين بچه ها را باور كنيد ، اينها فرزندان ما هستند . آقاي وزير ! با نگفتن مساله حل نمي شود ، با بخشنامه هم نمي توان صورت مساله را پاك كرد ، مساله را باور كنيم ،بپذيريم ، حل آن خيلي ساده است.
