بازخواني يك نوشته
رييس جمهوري اسلامي ايران روز شنبه 12 اسفند براي ديداري يك روزه به عربستان مي رود. يادداشت زير را كه در آذرماه سال گذشته از من در روزنامه " اعتماد " به چاپ رسيده، به اعتبار همچنان باقي بودن مسايل اساسي ، در اين مقطع نيز قابل مطالعه مي بينم . در مطالعه اين نوشته به تاريخ نگارش آن كه 15 آذر ماه سال 1384 است ، توجه خواهيد داشت.
ايران ،عربستان ؛ اشتراكات و افتراقات
رييس جمهوري اسلامي ايران روز سه شنبه براي شركت در اجلاس فوق العاده سران عضو سازمان كنفرانس اسلامي به عربستان سعودي رفت . سفر احمدي نژاد به عربستان نزديك به دو هفته پس از آن صورت مي گيرد كه حضرت آيت الله خامنه يي در اقدامي بي سابقه در پيامي براي پادشاه عربستان سعودي ، توجه بيشتر او را از جمله به مسايلي جلب كرد كه جهان اسلام بخصوص در عراق و فلسطين اشغالي با آن روبرو است. نشست سران سازمان كنفرانس اسلامي در عربستان سعودي يك اجلاس فوق العاده و سومين نشست از اين دست در تاريخ اين سازمان است . ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودي خواستار تشكيل اجلاس شده بود و براي آن دو دستور كار عمده يعني ادامه بحران در عراق و فلسطين اشغالي و راه حل هاي آن ديده شده است. ايران وعربستان سعودي در سالهاي اخير روابط خود را در همه زمينه ها توسعه داده اند و به تعبير " اسامه بن احمد السنوسي " سفير اين كشور در تهران به نقطه يي رسيده اند كه " هيچ مانعي براي توسعه بيشتر روابط آنها ديده نمي شود." رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به عربستان سعودي ضمن شركت در اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي ، با رهبران ارشد اين كشور نيز ديدار و گفت و گو خواهد داشت كه " توسعه همكاريهاي سياسي ، اقتصادي و امنيتي و فراهم آوردن تسهيلات بيشتر براي زائران ايراني " به گفته سفير عربستان در تهران ، اهم محورهاي مورد بحث در اين ملاقاتها خواهد بود. با همه ي نزديكي و همنظري كه ايران و عربستان سعودي در روابط دو جانبه به آن دست يافته اند ، ديدگاههاي دو كشور در خصوص مسايل مهم جهان اسلام از جمله درعراق و فلسطين زياد به هم نزديك نيست . درمورد فلسطين و پايان دادن بحران در آن ، ديدگاه عربستان سعودي متوجه طرحي است كه ملك عبدالله در سال 1381و در نشست سران اتحاديه عرب در بيروت آنرا ارايه نمود . پادشاه عربستان سعودي در آن طرح پيشنهاد كرده بود كه اعراب در صورتيكه اسراييل ، كشور فلسطيني را در كنار خود به رسميت بشناسد و از اراضي اشغال شده بعد از سال 1967 ميلادي خارج شود و قدس را به عنوان پايتخت دولت فلسطيني بپذيرد ، " دولت اسراييلي " را مورد شناسايي قرار دهند. اساس اين طرح هم از سوي اسراييل و هم از سوي آمريكا كه بعدها طرح موسوم به " نقشه راه " را براي حل بحران در خاورميانه ارايه كرد ، رد شده است. درخصوص فلسطين ديدگاه رسمي ايران روشن است. ايران خواهان اجراي يك همه پرسي تحت نظارت سازمان ملل براي تعيين حكومتي مبتني و متكي بر آراي اكثريت مردم است . ايران و عربستان دو قدرت بزرگ اسلامي و داراي نقش رهبري در جهان اسلام هستند. عربستان سعودي پرچم حمايت از مسلمانان سني را بردوش دارد و ايران نفوذ خود را بر شيعيان متمركز است. درعراق ، ايران و عربستان سعودي از سقوط يك دشمن مشترك و عامل تهديد امنيت منطقه يعني صدام حسين خرسند هستند . ايران در دو جنگ آمريكا با عراق در سالهاي 1370و 1381 هجري شمسي بي طرفي پيشه نمود و در سمت ديگر ، عربستان سعودي كه در جنگ اول خليج فارس به صف نيروهاي متحد آمريكا عليه رژيم صدام حسين پيوست و با ارزش ترين خدمات فني و پشتياني را نيز ارايه كرد، در جنگ دوم به اين نتيجه رسيد كه نه تنها وارد جنگ نشود ، بلكه از نبرد نظامي براي ساقط كردن صدام نيز حمايت نكند كه اين امر به سردي بيشتر روابط آن با واشنگتن انجاميد. ايران علت ناامني و بحران در عراق را ادامه اشغال اين كشور مي داند و خواهان خروج نيروهاي اشغالگر از آن و توزيع قدرت در عراق براساس سهم و نقش هر يك از اقوام مي باشد كه دراين صورت شيعيان كه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مي دهند ، خواهند توانست بعد از دهه ها حكومت سني ها ، دولت داري خود را داشته باشند كه چندان به مذاق سعوديها خوش نمي آيد . موضع رسانه يي رهبران ارشد عربستان سعودي درخصوص بحران جاري درعراق تاكيد بر آرامش و پرهيز از درگيري است اما راهكار آنرا در نشست هاي ديپلماتيك " اجراي عدالت مابين قوميت ها و طيف هاي مختلف عراق " مي دانند كه چند مولفه اساسي در آن با توجه به شرايط جديد عراق نياز به باز تعريف دارد و بعيد بنظر مي رسد كه بازيگران داخلي و خارجي تاثيرگذار در عراق بخصوص شيعيان ، حاضر به پذيرش تعريف رياض از آنها باشند. درمقابل ، عربستان سعودي در پي تحولات اخير در صحنه سياسي خاورميانه و خروج نيروهاي سوري از لبنان كه به كاهش نفوذ سوريه و نيروهاي لبناني مورد حمايت آن از جمله برخي گروههاي شيعه در تعاملات سياسي اين كشور انجاميد ، نفوذ خود را بر لبنان و اقوام سني آن متمركز كرده و توانسته با هزينه هاي بالا و كمك ديگر بازيگران خارجي فعال در صحنه سياسي اين كشور بويژه فرانسه و آمريكا كه بدنبال ارتقاء جايگاه و سهم گروههاي غير شيعي دراين كشور هستند ، جاي پايي براي تنظيم روابط خود با ديگر بازيگران و از جمله ايران پيدا كند كه در صحنه ديگر ، عراق ! بالاترين نفوذ را دارد .
