چهارشنبه دهم آبان 1385
امنيت منطقه ؛ ضرورتي بدون حضور بيگانگان
واحدهايي از ارتش آمريكا و چند كشور غربي به اتفاق برخي از امير نشين هاي حوزه خليج فارس ، از روز دوشنبه 8 آبان ، يك تمرين نظامي مشترك را در اين پهنه آبي آغاز كرده اند. با آنكه برگزار كنندكان اصلي تمرين گفته اند كه هدف آن به هيچ روي ايران نيست ، برخي رسانه هاي بين المللي چنين القا مي كنند كه پيام تمرين متوجه ايران است كه بر حق خود براي دسترسي به انرژي صلح آميز هسته يي تاكيد مي كند و در مورد حل و فصل مسايل مهم منطقه جون بحران درعراق ، افغانستان و فلسطين اشغالي ديدگاههايي دارد كه مورد توجه و اقبال توده هاي مردم است . هدف و پيام تمرين نظامي بيگانه ها در خليج فارس هر چه باشد، از منظر استراتژيك روشن است كه اين تمرين نه تنها نمي تواند به تامين امنيت منطقه كمك كند كه اقدامي در راستاي روش و سياست آمريكا در منطقه مبتني بر ايجاد تنش دانسته مي شود. امروز كاملا روشن است كه بيگانگان به رغم حضور طولاني مدت در خليح فارس نه تنها نتوانسته اند امنيت منطقه را تامين كنند كه همواره مخل امنيت – ايجاد كننده زمينه براي رقابت تسليحاتي و افزايش هزينه هاي نظامي كشورهاي منطقه و تضعيف امنيت آنها بوده اند كه عراق ، افغانستان و فلسطين اشغالي نمونه هاي آن هستند.
مطالعه مدل هاي مختلف همكاريهاي امنيتي در گوشه و كنار جهان نشان مي دهد كه براي منطقه خليج فارس با ويژگي ها و مولفه هاي خاص امنيتي و ضد امنيتي ، تنها مدلي كه پاسخگو خواهد بود ، طراحي يك نظام همكاري هاي امنيتي منطقه يي بين كشورهاي منطقه و بدون دخالت قدرتهاي فرامنطقه يي است و بهترين شكل اين مدل فراهم آوردن يك ساختار امنيت منطقه يي با مشاركت 6كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس شامل عربستان سعودي ، امارات عربي متحده ، كويت ، بحرين ، قطر و عمان به همراه ايران و عراق مي باشد .
منطقه اينك دستخوش بحران ناشي از تضعيف امنيت داخلي عراق و پناه گرفتن تروريسم دراين كشور ، عدم ثبات سياسي در افغانستان و ادامه بحران در فلسطين اشغالي ناشي از ادامه اشغال آن به علاوه حضور گسترده نيروهاي فرا منطقه يي مي باشد كه همزماني آنها با خلاء ساختاري براي همكاريهاي دستجمعي امنيتي به عنوان يك ضرورت حياتي، موجب تهديد روز افزون امنيت منطقه شده است.
همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه يي و سومي دو و يا چند جانبه با حضور نيروي هاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليگران مسايل استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه در جاي خود به آن پرداخته خواهد شد ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها، حضور هرچه بيشتر نيروهاي بيگانه در منطقه را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است . آنچه خلاء آن اينك در همكاريهاي امنيتي منطقه يي بيشتر از هر زماني احساس مي شود ، نبود يك سازمان براي هدايت و تمركز فعاليت هاي كشورهاي منطقه در آن مي باشد كه پيش نياز آن وجود باور لزوم يك ساختار و ترتيبات امنيتي در راستاي ثبات منطقه يي است. دهشت افكني بلايي است كه كشورهاي منطقه اينك با آن روبرو هستند و اين امر و مبارزه با آن مي تواند به عنوان يك نقطه مشترك براي همكاريهاي چند جانبه در قالب يك سازمان امنيت منطقه يي تلقي شود. دو مساله در منطقه موجب امكان يابي دهشت افكنان براي ظهور ، قدرت نمايي و نهايت تبديل شدن به يك تهديد جدي امنيتي براي همه ي كشورهاي منطقه شده است. اين دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نيروهاي بيگانه درمنطقه چه بصورت اشغال ( عراق وافغانستان ) و يا توافق شده ( اغلب كشورهاي حوزه خليج فارس ) و ساخت (القاعده) و تحت حمايت قرار دادن تشكل هاي دهشت افكن ( منافقين ) با هدف هاي مختلف از جمله تنظيم روابط با كشورهاي منطقه و دوم : تقويت بدبيني و بي اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود بويژه بواسطه تكيه بيش از حد به آمريكا كه به باور استراتژيستهاي منطقه مي تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي منطقه بينجامد ،
نكته حائز اهميت در هر ساخت امنيتي در منطقه ، شناخت سياست هاي آمريكا در منطقه و منافعي مي باشد كه در تعقيب آن است. سياست خاورميانه يي آمريكا از دوران نيكسون ( 1974-1968 ) همواره سه اصل كلي داشته است: 1) حفظ و برتري منطقه يي اسراييل از حيث سياسي – اقتصادي – تكنولوژيك و... 2) دريافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورميانه 3) حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارجي و آسيب داخلي كه اصولي كاملا در تقابل با منافع و مصالح كشورهاي منطقه بويژه درحوزه امنيت است.
واحدهايي از ارتش آمريكا و چند كشور غربي به اتفاق برخي از امير نشين هاي حوزه خليج فارس ، از روز دوشنبه 8 آبان ، يك تمرين نظامي مشترك را در اين پهنه آبي آغاز كرده اند. با آنكه برگزار كنندكان اصلي تمرين گفته اند كه هدف آن به هيچ روي ايران نيست ، برخي رسانه هاي بين المللي چنين القا مي كنند كه پيام تمرين متوجه ايران است كه بر حق خود براي دسترسي به انرژي صلح آميز هسته يي تاكيد مي كند و در مورد حل و فصل مسايل مهم منطقه جون بحران درعراق ، افغانستان و فلسطين اشغالي ديدگاههايي دارد كه مورد توجه و اقبال توده هاي مردم است . هدف و پيام تمرين نظامي بيگانه ها در خليج فارس هر چه باشد، از منظر استراتژيك روشن است كه اين تمرين نه تنها نمي تواند به تامين امنيت منطقه كمك كند كه اقدامي در راستاي روش و سياست آمريكا در منطقه مبتني بر ايجاد تنش دانسته مي شود. امروز كاملا روشن است كه بيگانگان به رغم حضور طولاني مدت در خليح فارس نه تنها نتوانسته اند امنيت منطقه را تامين كنند كه همواره مخل امنيت – ايجاد كننده زمينه براي رقابت تسليحاتي و افزايش هزينه هاي نظامي كشورهاي منطقه و تضعيف امنيت آنها بوده اند كه عراق ، افغانستان و فلسطين اشغالي نمونه هاي آن هستند.
مطالعه مدل هاي مختلف همكاريهاي امنيتي در گوشه و كنار جهان نشان مي دهد كه براي منطقه خليج فارس با ويژگي ها و مولفه هاي خاص امنيتي و ضد امنيتي ، تنها مدلي كه پاسخگو خواهد بود ، طراحي يك نظام همكاري هاي امنيتي منطقه يي بين كشورهاي منطقه و بدون دخالت قدرتهاي فرامنطقه يي است و بهترين شكل اين مدل فراهم آوردن يك ساختار امنيت منطقه يي با مشاركت 6كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس شامل عربستان سعودي ، امارات عربي متحده ، كويت ، بحرين ، قطر و عمان به همراه ايران و عراق مي باشد .
منطقه اينك دستخوش بحران ناشي از تضعيف امنيت داخلي عراق و پناه گرفتن تروريسم دراين كشور ، عدم ثبات سياسي در افغانستان و ادامه بحران در فلسطين اشغالي ناشي از ادامه اشغال آن به علاوه حضور گسترده نيروهاي فرا منطقه يي مي باشد كه همزماني آنها با خلاء ساختاري براي همكاريهاي دستجمعي امنيتي به عنوان يك ضرورت حياتي، موجب تهديد روز افزون امنيت منطقه شده است.
همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه يي و سومي دو و يا چند جانبه با حضور نيروي هاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليگران مسايل استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه در جاي خود به آن پرداخته خواهد شد ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها، حضور هرچه بيشتر نيروهاي بيگانه در منطقه را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است . آنچه خلاء آن اينك در همكاريهاي امنيتي منطقه يي بيشتر از هر زماني احساس مي شود ، نبود يك سازمان براي هدايت و تمركز فعاليت هاي كشورهاي منطقه در آن مي باشد كه پيش نياز آن وجود باور لزوم يك ساختار و ترتيبات امنيتي در راستاي ثبات منطقه يي است. دهشت افكني بلايي است كه كشورهاي منطقه اينك با آن روبرو هستند و اين امر و مبارزه با آن مي تواند به عنوان يك نقطه مشترك براي همكاريهاي چند جانبه در قالب يك سازمان امنيت منطقه يي تلقي شود. دو مساله در منطقه موجب امكان يابي دهشت افكنان براي ظهور ، قدرت نمايي و نهايت تبديل شدن به يك تهديد جدي امنيتي براي همه ي كشورهاي منطقه شده است. اين دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نيروهاي بيگانه درمنطقه چه بصورت اشغال ( عراق وافغانستان ) و يا توافق شده ( اغلب كشورهاي حوزه خليج فارس ) و ساخت (القاعده) و تحت حمايت قرار دادن تشكل هاي دهشت افكن ( منافقين ) با هدف هاي مختلف از جمله تنظيم روابط با كشورهاي منطقه و دوم : تقويت بدبيني و بي اعتمادي مردم منطقه به دولتهاي خود بويژه بواسطه تكيه بيش از حد به آمريكا كه به باور استراتژيستهاي منطقه مي تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي منطقه بينجامد ،
نكته حائز اهميت در هر ساخت امنيتي در منطقه ، شناخت سياست هاي آمريكا در منطقه و منافعي مي باشد كه در تعقيب آن است. سياست خاورميانه يي آمريكا از دوران نيكسون ( 1974-1968 ) همواره سه اصل كلي داشته است: 1) حفظ و برتري منطقه يي اسراييل از حيث سياسي – اقتصادي – تكنولوژيك و... 2) دريافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورميانه 3) حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارجي و آسيب داخلي كه اصولي كاملا در تقابل با منافع و مصالح كشورهاي منطقه بويژه درحوزه امنيت است.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 10:47 | متن كامل
|