غرش اين توپها شنيده نمي شود
توجه كرده ايد كه بعضي مرگ ها هم چقدر با كلاس است?!دوستي دارم خيلي باكلاس ، هميشه اتو كشيده و شانه كرده ، وقتي از زندگي صحبت مي كند و يا حتي از مرگ ، تكيه كلامش " كلاس " است و اينكه اين كار كلاس دارد و آن كار نه . آرزوي نهايي دوست من " مردن با كلاس ! " است ، توي يك سانحه هوايي و اگر شد در يك زير دريايي كه به قول او ، آنوقت كلاسش هم بالاتر است ، بويژه اگر اين مردن در خارج باشد و در اعلانيه بنويسند : فوت فلاني را " در خارج از كشور " و در " سانحه هوايي يا زير دريايي " به اطلاع مي رسانيم ! ديروز كه دوست را ديدم دوباره از " مردن با كلاس " حرف زد و اشاره داشت به حادثه سقوط هواپيما در فرودگاه مشهد كه درآن به روايتي رسمي 28نفر جان سپردند . خبر آن لحظه به لحظه پوشش داده شد و پيامهاي تسليتي بود كه سرازير گرديد ، از رييس جمهوري كه در سفر شهرستان بود تا دبير كل سازمان ملل ، روي ديگر سكه بحث او ، حوادث جاده اي بود كه در همان روز ، قبل از آن و بعد از آن اتفاق افتاد و مي افتد ، مثل همين حادثه تصادف جاده نايين كه 29كشته داشت و چندين نفري زخمي كه هنوز با مرگ دست و پنچه نرم مي كنند و قبل از آن جان باختن بيش از 20دانش آموز در جاده مشهد – دهها مسافر يك اتوبوس در استان هرمزگان و اين وضعيت ادامه داشته و دارد و گويي كه همه چيز و همه كس دست به دست هم داده اند تا حداقل در زمينه " حوادث جاده اي " ايران رتبه اول جهان را داشته باشد! و قصه كي بود ، كي بود ، من نبودم، ادامه پيدا كند. و دريغ از يك پيام تسليت و يا شجاعتي در استعفا و سپردن كار به آنهايي كه قادرند و توان و دانش كار را دارند.
سازمان بهداشت جهاني در گزارش بهار امسال خود ، جاده های ايران را از لحاظ تعداد کشته ها بر اثر حوادث رانندگی ، خطرناکترين راههای دنيا معرفي كرد و پليس ايران گزارش داده است که در سال گذشته در هر ساعت بيشتر از سه نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده اند. در گزارش رسمي پليس كه چندي پيش منتشر شد، آمده بود كه در سال گذشته ۲۷ هزار و ۳۲۳ نفر در تصادفات رانندگی جان باخته اند و از ابتدای فروردين تا ۲۳ مرداد ماه سال جاری بيشتر از ۲۲۸ هزار مورد تصادف در ايران رخ داده که در آن ۹۵۹۵ نفر کشته و ۷۳ هزار و ۱۳۷ نفر مجروح شده اند كه نسبت به دوره مشابه در سال قبل افزايش تكان دهنده اي دارد .طبق آمارها، خسارات سالانه حوادث جاده ای ايران چهار هزار ميليارد تومان برآورد می شود که حدود چهار درصد توليد ناخالص داخلی کشور است. فرمانده پليس راه اخيرا و بارها در تلويزيون و در مقابل ديدگان ميليونها بيننده از خود و سازمانش در مقابل روند هولناك حوادث جاده اي رفع مسووليت كرده است ، ساير نهادها هم كه وظايف خود را محدود و حداكثر در كارهايي مثل امداد و اسفالت و خط كشي جاده و از اين قبيل مي دانند و جواب نهايي آنها " امكانات نداريم " است ، و اين مردم هستند كه بازهم بايد جواب مساله آن پرتغال فروش را پيدا كنند و با داغ هايي بسازند و بسوزند كه شمار آنها را رييس اورژانس كشور در 26ديماه سال گذشته " هر سال به اندازه يك سال جنگ تحميلي " اعلام كرده بود. مرگ هر روزه دهها تن در حوادث رانندگي در كشور آنقدر براي مسوولين عادي شده است كه گويي انتظار دارند و يا اصلا در مسووليت از ما بهتران است كه آنها هم بايد از كره اي ديگر براي حل آن به روي زمين بيايند و تنها مسووليت آنها برگزاري سمينارهاي پر طمطراق و هزينه هاي بسيار براي يافتن چراي اين نكته است كه سالهاست گفته مي شود: " يك چهلم تصادفات جهان در ايران رخ مي دهد " كه ضريب نفوذ خودرو در آن حتي از بسياري كشورهاي در حال توسعه پايين تر است . آنطور كه گفته مي شود بسياري از " قربانيان (حوادث جاده اي ) به علت دير رسيدن به مراكز درماني و يا بخاطر نبود مراقبت هاي پزشكي در بيمارستان ها مي ميرند" و " نبودن شبكه امداد رساني در جاده ها مهمترين عامل افزايش تعداد قربانيان حوادث رانندگي است ." اين ها همه يافته هاي نهادهاي مسوول و متولي امور حمل و نقل در كشور است ، همان نهادهايي كه مسووليت حل مساله را نيز قاعدتا بر عهده دارند ، اما در مقام عمل ، هر يك مسووليت را متوجه ديگري مي داند و در نهايت هيچ كس نيز پاسخگو نيست و خود را مسوول نمي داند! كه چرا بايد هر سال 27هزار نفر ( كه روندي متاسفانه شديدا رو به افزايش دارد ) در جاده هاي كشور قرباني شوند تا مسوولين دريابند كه جاده هاي ما عموما غير استاندارد است ، امداد جاده اي نداريم ، خودروها فرسوده است و خودروهاي نو نيز از اقل استانداردهاي لازم برخوردار نيست . مسووليت مرگ درصد بالايي از حادثه ديدگان در بيمارستانها كه رييس مركز اوژانس كشور گفته است "... بخاطر نبود مراقبت هاي پزشكي در بيمارستانها مي ميرند" آيا جز با وزارت بهداشت است ؟ و آيا مسووليت عدم تطبيق رشد توليد خودرو در كشور و اجراي زير ساخت هاي مورد نياز جز بر عهده مسوولين و مديراني است كه ضعف ها و ناتواني هاي مديريتي خود را باور ندارند؟ و تقاص آنرا بايد مردمي بپردازند كه خودروي غير استاندارد و با عيوب متعدد را به ناچار بايد بخرند و ميليونها تومان انواع عوارض و مالياتها را يكجا بپردازند و بعد سر آنها منت گذاشته شود كه " يارانه سوخت " مي گيرند ! آقايان ! توپها و تانك ها دراين جنگ اعلان نشده سالهاست كه بي امان شليك مي كنند ، صداي آن را نشنيده ايد ؟
· نقل قول ها و آمارهاي اين يادداشت از گزارش اخير سازمان بهداشت جهاني درباره " وضعيت جاده هاي ايران " – و " اعتماد" دوشنبه 26 ديماه 1384 و مطلب " هر ساعت 3 ايراني در تصادف كشته مي شوند " برداشت شده است .
