رودستي كه اين بار آمريكا به اسرائيل زد
رويدادهاي روزهاي اخير و پس از حدود سه هفته از آغاز جنگ لبنان، نشان از آرايش جديد توسط آمريكا در نخستين اهداف خاورميانه جديد در منطقه دارد.
واكنشها، تقسيم كار، موضعگيريهاي سياسي و انجام مأموريتهاي كشورهاي داخل و خارج منطقه در اين سه هفته و يكي دو هفته پيش از آن؛ يعني هجوم وحشيانه اسرائيل به غزه براي براندازي دولت حماس ثابت ميكند كه توافقهاي پشت صحنه آمريكا با كشورها به چه نحو تنظيم شده است.
در داخل منطقه، مصر و عربستان در توافقهاي پنهاني، با گرفتن معافيت از راهبرد دمكراتيك شدن كشورهايشان و رعايت حقوق بشر براي چند سالي، موضع سكوت در برابر قلع و قمع فلسطينيان و دولت حماس را بر عهده گرفتند و با اطلاع از تدارك حمله اسرائيل عليه لبنان در دفاع از لبنان هيچ گونه اقدامي انجام ندادند. درواقع، اين دو كشور عربي داراي قدرت نسبي، با فروختن ارزان خود و براي دوام چند سال بيشتر حكومت خود، امروز در توازن قوا بين مسلمانان و اعراب با اسرائيل، هيچ وزني ندارند. مأموريت عملياتي در اين آرايش، بر عهده اسرائيل گذاشته شد. درواقع، اين بار اسرائيل براي آمريكا انجام مأموريت ميكند. هميشه اسرائيل آمريكا را براي تكميل حلقه نقشههاي شوم خود در منطقه به كار ميگرفته و اين بار اسرائيل با دريافت امتياز از آمريكا در زير پا گذاشتن طرح «نقشه راه»، خودداري از تشكيل دولت فلسطين در غزه و براندازي دولت فلسطيني حماس، مسئوليت حمله به لبنان را به عهده گرفت كه البته به خاطر محاسبات غلط از توان نظامي خود و حزبالله لبنان، هماكنون در حال پرداخت هزينههاي گزاف شكست در انجام اين مأموريت است.
درواقع، بهكارگيري بيرحمانه اسرائيل توسط آمريكا در اين معركه، به اندازهاي خطرناك بوده كه اسرائيل را در آستانه بنبست قرار داده، به گونهاي كه امروز پس از سه هفته از آغاز جنگ، همه درها روي اسرائيل بسته شده و مرتب خشم افكار عمومي جهان عليه جنايات كور و بيهدف آمريكا و اسرائيل اوج ميگيرد. ارتش اسرائيل در زمين متوقف شده و نيروي هوايي و موشكي اسرائيل، تاكنون نتوانسته يك هدف نظامي حزبالله را در لبنان، آن هم در سرزمين محدودي مورد اصابت قرار دهد. هرچند موضعگيريهاي يكجانبه و مفتضحانه آمريكا در حمايت از اسرائيل در شوراي امنيت و بمباران مقر نيروهاي سازمان ملل و فاجعه قانا براي تسكين اسرائيل و ناكاميهاي اوست، ولي تلفات ارتش اسرائيل، ناامني شهرها و شهركهاي يهودينشين، مورد اصابت قرار گرفتن ناوچهها، شكستن ابهت ارتش اسرائيل، متوقف و عقب راندن ارتش زميني اسرائيل توسط حزبالله، عملي شدن يكي پس از ديگري تهديدهاي سيدحسن نصرالله عليه اسرائيل و از همه مهمتر، احيا و بازسازي روحيه و عزت سركوب شده اعراب و مسلمانان منطقه و اوج گرفتن محبوبيت حزبالله و سيدحسن نصرالله، به عنوان سمبل مقاومت و عزت اعراب و مسلمين، دستاوردهاي كمي نيست كه بتوان با اين مسكنها آن را درمان كرد. با اين حساب، آمريكا دستاورد چهل ساله نظامي و سياسي اسرائيل را در بهكارگيري اين رژيم در اجراي نقشه خود مصرف كرده و اين براي اسرائيل حقيقتا جبرانناپذير است.
مشخص نيست، دولتمردان اسرائيلي، هزينههايي چون امنيت اتباع، فعاليت تجاري و اقتصادي، امن بودن خاك تحت تصرف خود و نيز هيمنه شكستناپذيري خود را چگونه در راه ايجاد طرح آمريكا هزينه كردهاند، حال آن كه تاكنون، اين آمريكا بوده است كه به دليل نفوذ و قدرت لابيهاي صهيونيستي، اعتبار خود را هزينه سياستهاي اسرائيل و راهبردهاي صهيونيستها ميكرد.
هرچند هماكنون به دليل شرايط جنگي، تنها بخشي از اعتراضات محافل هشيارتر يهودي درباره اين رويداد منعكس شده، به يقين، در درازمدت، دولتمردان بيتجربه كنوني رژيم اسرائيل، بايد پاسخگوي موج انتقادات نخبگان جامعه اسرائيل درباره اشتباه اخير خود باشند.
اما به نظر، وظيفه اقدامات سياسي و ديپلماسي، به عهده فرانسه گذاشته شده است. فرانسه كه تاكنون در معادلات خاورميانه و اعراب و رژيم صهيونيستي، سعي بر اين داشت كه تمايلي به اعراب و به ويژه در مورد فلسطين و لبنان به سمت اين كشورها از خود نشان دهد و گاه در اين مورد در داخل حكومت فرانسه، اختلافات شديدي بروز ميكند، اين بار ظاهرا از جانب آمريكا مأموريت گرفته است كه كاملا به نفع آمريكا و اسرائيل در معادلات سياسي و تنظيم قطعنامهها، ايفاي نقش كند؛ اينكه در ازاي اين انجام وظيفه چه امتيازي به فرانسه تعلق گرفته يا خواهد گرفت، در آينده روشنتر خواهد شد.
البته ناگفته نماند كه سازمان ملل و شوراي امنيت و ديگر سازمانهاي بينالمللي نيز همچنان مسئوليتهاي خود را در پيشبرد اهداف آمريكا در منطقه و اين بار بسيار وقيحانهتر از هميشه دنبال ميكنند و با سكوت و عدم اقدامات جدي و برعكس مماشات و جانبدارانه نسبت به متجاوزان، بيش از پيش، اعتبار خود را نزد افكار بيدار مردم از دست ميدهند.
