در پي تحولات نظامي جاري در لبنان و به اعتبار آشنايي هاي من از اين كشور ناشي از مدتها اقامت در آن در دهه 1980ميلادي ، چند تن از دوستان در كامنت هايي ديدگاههاي من را درباره اين حوادث خواسته اند . با احترام به تمامي آنها ، يادداشت زير را كه در تاريخ 16 آبان سال 1384 از من در روزنامه " اعتماد" به چاپ رسيده دوباره تقديم مي كنم و بر اين نظرم كه در آن مسايل محوري و اساسي كه منجر به اين درگيريها شده ، تبيين گرديده است .
سياست خاورميانه يي آمريكا از دوران نيكسون ( 1974-1968 ) همواره سه اصل كلي داشته است:
1) حفظ و برتري منطقه يي اسراييل از حيث سياسي – اقتصادي – تكنولوژيك و...
2) دريافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورميانه
3) حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارحي و آسيب داخلي
حضور گسترده آمريكا در منطقه خاورميانه به سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني و افول قدرت امپراتوري بريتانيا در منطقه بر مي گردد . در دوره حاضر ، مسايل مهم در سياست منطقه يي آمريكا در ارتباط با منطقه خاورميانه در سال 1991و ورود آمريكا به جنگ با عراق براي اخراج نظاميان اين كشور از كويت رقم خورد. آمريكا در سال 1992و با شعار دو دولت اسراييلي و فلسطيني دراراضي فلسطيني ها ، زمينه را براي امضاي قرار داد صلح ميان فلسطيني ها با اسراييل آماده كرد و سال بعد از آن قرار داد صلح اسلو با هدايت بيل كلينتون رييس جمهوري وقت آمريكا ميان دو طرف منعقد گرديد . توافقنامه " وادي عربه " كه در سال 1994ميان اردن و اسراييل منعقد شد ، به حالت جنگ كه سالها بر روابط دو طرف حاكم بود ، پايان داد و در سمت ديگر ، جبهه اعراب را هر چه بيشتر تضعيف نمود. آمريكا در اين دوران با تشديد اقدامات اقتصادي و سياسي خود عليه ايران ، روابط راهبردي ميان اسراييل و تركيه را كليد زد و بدنبال آن آنكارا و تل آويو در حد يك متحد سياسي و نظامي در منطقه شروع به همكاري كردند و اسراييل اجازه يافت تا براي آنچه تامين امنيت خود مي خواند ، از فضاي تركيه استفاده كند. سفر ژنرال " بير" معاون ستاد كل نيروهاي مسلح تركيه به اسراييل در سال 1996كليد اين روابط را زد. در پي اين سفر تركيه تا حد صف آرايي نظاميانش در پشت مرزهاي سوريه جلو رفت و دمشق را ناچار كرد تا " عبدالله اوجالان " رهبر كردهاي مخالف دولت آنكارا را از اين كشور اخراج كند. در سوي ديگر صحنه ، آمريكا فشار خود را به كردهاي عراق براي متحد شدن عليه صدام حسين با محوريت خانم " مادلين آلبرايت " وزير امورخارجه وقت خود تشديد كرد و طالباني و بارزاني دو تن از رهبران عمده كرد عراق كه طي سالها نبرد با دولت صدام حسين در مواقعي نيز تا حد از بين بردن كامل طرف مقابل عليه يكديگر جنگيده بودند ، براي ساقط كردن رژيم صدام حسين هم عهده شدند و به اين ترتيب اولين كليد پروژه آمريكا در راستاي يك پروسه بزرگ در سياست خارجي آمريكا كه برتري آنرا بر جهان تك قطبي شده بعد از فروپاشي شوروي بطور كامل اعمال كند، زده شد.كه چند سال بعد به ثمر نشست .
آمريكا بعد از صدام حسين به اين نتيجه رسيده است كه براي حل معادله اسراييل بايد اول مساله سوريه را حل كرد. آمريكا از اين رو براي حل مساله مطرح شده عراق را انتخاب كرد كه بر عكس ظاهرش ضعيف ترين حلقه در ميان حلقه هاي موجود بود. ويژگي هاي (ظاهري ) رژيم صدام حسين كه عبارت بودند از ضد آمريكايي ، ضد اسراييلي و ضد ايراني بودن آن ، دل كسي را از بركناري اين رژيم بدرد نمي آورد. آمريكا با اين اطمينان دست به اشغال عراق زد كه حكومت آينده آن در حداقل ( كف ) نزديك به آمريكا خواهد بود و در معادله با اسراييل مواضعي نزديك با آمريكا اتخاذ خواهد نمود و در حداكثر ( سقف ) به عنوان يك رژيم دست نشانده كاملا در جهت منافع آمريكا عمل مي كند.
همانطور كه گفته شد ، آمريكا اينك فشار خود را در سياستهاي منطقه اي اش روي سوريه متمركز كرده است تا برا ي حل مساله اعراب و اسراييل ، در وهله اول دولت دمشق را به تغيير رفتار متقاعد كند و در صورتيكه اين دولت بر مواضع خود اصرار ورزد، اقدام به تغيير رژيم دمشق كند و شرايط داخلي اين كشور كم و بيش براي اين كار آماده است. سوريه كه در سال 1998و در حاليكه حافظ اسد كه به زيركي مشهور بود در راس قدرت قرار داشت ، با كوتاه آمدن در برابر صف آرايي ارتش تركيه در مرزهاي خود نشان داد در صورت تشديد فشار بر آن حاضر به عقب نشيني از مواضع اش است ، اينك در نوك پيكان حمله آمريكا قرار دارد. آمريكا با كمك فرانسه ( كه بدنبال بازگشت به مواضع سنتي خود در خاورميانه است ) قطعنامه 1559شوراي امنيت سازمان ملل را از تصويب گذراند و سوريه را واداشت تا بعد از دهه ها حضور نظامي گسترده در لبنان اين كشور را ترك كند و اينك با قطعنامه 1636شوراي امنيت در برابر اتهام بزرگ دخالت در ترور رفيق حريري نخست وزير پيشين لبنان كه روز 26 بهمن سال 1383 در بيروت به قتل رسيد ، قرار دارد. خروج نيروهاي سوريه از لبنان اين كشور را بيشتر در برابر فشارهاي آمريكا و اسراييل آسيب پذير كرد . از نظر دولت آمريكا ، كشورهاي ايران ، سوريه و عربستان سعودي ياري دهندگان مالي و سياسي جريانهاي مبارز با اسراييل در لبنان و اراضي اشغالي فلسطين هستند. آمريكا به بهانه تلاش براي دست يابي به سلاح هسته يي عليه ايران و به بهانه هاي متعدد عليه سوريه و نيز با تشديد فشار سياسي به عربستان سعودي و حتي تحريك برخي گروههاي داخلي به آسيب زدن به منافع دولت رياض در داخل اين كشور ، اين پيام را به رهبران دولتهاي تهران ، دمشق و رياض مي دهد كه بايد حمايت خود را از گروههاي فلسطيني قطع كنند. آمريكا همزمان با فشار سياسي به دولتهاي مورد اشاره ، با قطع پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني " المنار" كه به حزب الله لبنان تعلق دارد به اين بهانه كه المنار از فعاليتهاي تروريستي حمايت مي كند و فشار براي خلع سلاح حزب الله و افزايش سهم و ارتقاي جايگاه گروههاي ديگر لبناني در سياست داخلي اين كشور ، سعي در مهار حزب الله و همزمان با مسدود كردن فيلترهاي مالي و سياسي و هدف قرار دادن رهبران ، مهار حماس دارد . تحولات سياسي در فلسطين بعد از مرگ ياسر عرفات ، زمينه روي كار آمدن رهبران ميانه روي فلسطيني را فراهم كرد . رهبراني مانند محمود عباس كه متوقف ساختن مبارزه فلسطيني ها عليه اسراييل را شعار و تعهد دولت خود در برابر دولتهاي واشنگتن و تل آويو قرار داده است .
آمريكا اينك در منطقه خاورميانه با دو چالش عمده روبرو است :
1) نيروهاي مسلح خود را در دو كشور عراق و افغانستان بدون اينكه تثبيت موقعيت كند ، مستقر كرده است .
2) ناديده گرفتن توده هاي منطقه بخصوص اعراب كه دومي به بي اعتمادي بيشتر مردم منطقه به دولتهاي خود و هم
زمان آمريكا منجر شده است .
استراتژيستهاي منطقه بر اين باورند كه بي اعتمادي مردم به دولتهاي خود در منطقه مي تواند به بروز شورش ، قيام و حتي سرنگوني حكومتهاي منطقه بينجامد ، امري كه در سالهاي اخير نشانه هايي از آنرا در برخي كشورهاي عربي حوزه خليج فارس بارها شاهد بوديم . وقوع چنين امري و پيامدهاي آن يقينا اصول حياتي سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه را هدف قرار خواهد داد. يك اتفاق احتمالي ديگر مي تواند ، تمايل يافتن رهبران عرب به سوي مردم خود در مقابل بي اعتمادي به آمريكا با هدف تقويت جبهه خود باشد كه در اين صورت نيز منافع آمريكا دستخوش خطر خواهد شد و تحولات اخير در صحنه سياسي و اجتماعي عربستان سعودي ، بحرين ، قطر و... در همين راستا ارزيابي مي شود.