تفاوت ماهوي راهكارهاي نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته در چيست ؟
اين سووال اساسي دراذهان بسياري از كارشناسان و صاحب نظران علوم نظامي ، انتظامي و امنيتي است و در پي آن اين سووال نيز مطرح مي شود كه علل گرايش نظاميان كشورهاي درحال توسعه به شيوه هاي شبه كودتايي در چيست ؟
براي پاسخ به سووال ابتدا بايد به بررسي و تحليل چند متغير اساسي در دو دسته كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته پرداخت كه در اولي زمينه را براي نظامي گري آماده مي كند و در دومي مانع از گرايش به آن مي شود.
يك متغير اساسي دراين زمينه در كشورهاي در حال توسعه ، رابطه تاريخي ارتش ( به معناي عام آن شامل نيروهاي نظامي – انتظامي و امنيتي ) با صاحبان قدرت چه ازمنظر سياسي و چه از منظر اقتصادي است.
در كشورهاي در حال توسعه ، رابطه ارتش با زمين داران ، معدن داران و صاحبان نهادهاي اقتصادي ديگر ، يك رابطه سنتي و تاريخي است . دراين دسته كشورها بيشتر نظاميان خود خاستگاهي از طبق سرمايه دارند و در نتيجه در جهت حفظ و بقاي سيستم و نظام تلاش مي كنند كه از جمله آنها پاكستان وارتش پنجابي اين كشور است كه سرمايه داران بزرگ كشور را در اين ايالت در خود جاي داده است .
يك متغير اساسي ديگر در ساخت ارتش در كشورهاي در حال توسعه ،نقش ديده شده براي ارتش در قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر است. دراين كشورها نوعا ارتش و فرمانده هان ارشد آن ، برتر از ديگر قوا و سرآمد آنها ديده شده اند . تركيه پيش از اصلاحات اخير در قانون اساسي خود و تعيين حدود و ثغور تازه براي ارتش چنين وضعي داشت و در حال حاضر و در همسايگي ما ، ارتش پاكستان از چنين موقعيت و جايگاهي برخوردار است.
اقتصاد كشورهاي در حال توسعه نوعا متكي به يك نهاد و يا تعداد معدودي عنصر طبيعي و يا نيمه فرآورده شده است و ارتش خود را حافظ اين منفعت و طبيعتا صاحبان آن مي داند و صاحبان قدرت نيز هم براي اعمال قدرت در مديريت كاري و هم براي حفاظت از سرمايه خود به ارتش نياز دارند. اين رابطه از متغيرهاي قوي و اساسي در رابطه سرمايه وارتش در كشورهاي در حال توسعه است و زمينه را براي حضور و قدرت يابي و اعمال قدرت نظاميان در كشورهاي در حال توسعه فراهم مي آورد.
براي اين بخش مثالهاي متعددي وجود دارد كه كشورهاي آمريكاي لاتين و برخي كشورهاي آفريقايي مصداق آن هستند .
ارتش درعين حال در برخي كشورهاي در حال توسعه ، خود را حامي و حافظ ايدئولوژي حاكم مي داند . اين حمايت به وجه ارتش ميان توده هاي وفادار به ايدئولوژي مي افزايد و اين حمايت نيازي است كه ارتش و نظامي ها براي حفط موقعيت خود و تامين منافع دارند. پاكستان وتركيه از جمله كشورهايي هستند كه ارتش در آن خود را حامي و حافظ ايدئولوژي حاكم مي داند. از ديگر زمينه ها براي روي كار آمدن ، بقا و تقويت نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه ، مي توان به اعطاي امتيازهاي خاص و پرداخت هاي بالا به نظاميان و ذي نفوذ كردن آنها در نظم موجود اشاره كرد . يك نمونه برجسته اين گفته و مصداق آن جمهوري عربي سوريه است . بر ارتش سوريه و نهادهاي وابسته به آن يك خانواده و قبيله (علويان ) حكومت مي كنند كه در يك زنجيره براي حفظ منافع خود ، ناچار به حمايت از يكديگر و نظام هستند.
* این بحث را در آینده پی خواهم گرفت .
