...جهان امروز با مسايل بسياري روبروست كه زندگي سعادتمند و توام با صلح و آرامش براي تمامي مخلوقات خداوند و اشرف آنها بني آدم (ع) را در معرض خطر قرار داده است كه علتي جز دور شدن از فرهنگ انبياء ندارد. در طول زمان از ابتداي خلقت انسان تاكنون ، هرجايي كه بشر به سمت آرمانهاي انبياء الله و دعوت آنها حركت كرده ، آنجا نقطه سعادت ، آرامش و صلح و دوستي و برادري شد و هر مقدار از فرهنگ آن بزرگان فاصله گرفت ، همانجا نقطه آسيب پذيري او شد و باعث جنگها و جدال ها گرديد. روابطي كه امروزه بر جهان حاكم است ، اينكه در آن عده اي مي خواهند با زور سلاح و به رخ كشيدن قدرت زرادخانه هاي خود ، به تامين منافع خويش بپردازند، تنها يك علت دارد و آن دور شدن و فاصله گرفتن از باور و عمل به تعاليم انبياي الهي است . انبياءالله در فرهنگ خود كه برصداقت ، انسان دوستي و مهرورزي استوار است ، گفت و گو را توام با حفظ عزت و كرامت انساني تبليغ مي كردند و گفت و گو يك اصل ثابت در فرهنگ آنها بود. حفظ كرامت انساني بنا بر تعاليم انبياء (ص) يك وظيفه عمومي و بر همه ي دين داران امري واجب شمرده شده و جنگ و جدل هرگز در فرهنگ آنها جايي نداشته است. وضعيتي كه امروز فرزندان آدم (ع) به آن دچار و در آن گرفتار شده اند ، درست اززماني آغاز شد كه بشر از فرهنگ انبياء الله فاصله گرفت و قدم در پرتگاه گذاشت . ريشه يابي كنيم ، چرا در تاريخ بشر اين قدر جنگ و ستيز بوده است ؟ چرا اين قدر بد اخلاقي و بي اخلاقي رواج پيدا كرده است ؟ اين جايي كه انسان امروزي به آن رسيده ، كجاست و مختصات آن كدام است؟ در اين مختصات آيا امنيت پايدار ، دموكراسي ، مردم سالاري ، حقوق بشر ، صداقت ، انسان دوستي و مهرورزي به ابناي بشر ... جايي دارد؟ پيامبران الهي همه صلح دوست و مبشر دوستي و رفاقت و برادري بودند ، با اين همه دور شدن بشر از فرهنگ آن بزرگان، امروز كار را به جايي رسانده است كه براي بسط سلطه ، غارت ديگر ملت ها و تامين منافع ، عده اي به پيامبران خدا توهين مي كنند . بشر با اين فرهنگ و ادبيات راه به جايي ندارد و نخواهد برد، و يقينا هرگز به صلح و آرامش و پيشرفت نيز دست نخواهد يافت .
جهان امروز با بيم هاي بسيار و درعين حال اميدهايي زندگي مي كند كه از روند فعلي آن جدا نيست .اين وضعيت چاره اي جز هم انديشي درباره آينده جهان و مسووليتي كه همگان در قبال آن دارند، باقي نمي گذارد. با سپري شدن عصر انديشه هاي الحادي ، يگانه پرستي و اعتقاد به ربوبيت مبدا هستي به يكي از اساسي ترين مشتركات فكري انسانها تبديل شده است و اين اعتقاد مي تواند راهگشاي بسياري از مشكلات در عصر حاضر باشد ، زيراحقيقت ، نور ايمان و اخلاق را وارد زندگي مي كند و چينن ترتيبي است كه او را از تجاوز ، زور گويي و بي عدالتي باز مي دارد و به سوي مهرورزي و خدمت به هم نوع رهنمون مي سازد. در نگاه به آينده بشريت و جهاني كه او در آن اشرف مخلوقات دانسته شده است ، يك نقطه اميد ، درك مشترك جهاني از معرفتي است كه تاريك انديشي قرون وسطي بخش عمده اي از جهان غرب را ازاين منابع مهم معرفتي محروم كرد و طي قرون به كنار گذاشتن منابع ديگر معرفتي يعني خدا و معرفت هاي ديني از زندگي بشر دربخشي از غرب منجر شد. تفكرات الحادي امروز رو به افول است و جاي خود را به توجه توامان به دين و دانش و علم ومعنويت مي دهد كه مايه اميد بشريت براي رهايي از مصايبي است كه جهان امروز با آن روبرو ست . نقطه توجه و اهتمام همه ي پياميران الهي و مصلحان فكري در طول تاريخ متوجه " نگاه شايسته " به انسان و جايگاه او بوده است كه خداوند تبارك و تعالي او را اشرف مخلوقاتش خوانده و او را مامور ساخته است تا برروي زمين به آباداني و بسط عدالت بپردازد و هيج كس و هيچ چيز را جز او كه آفريدگار همه ي هستي است ، ستايش نكند ، و اين حاصل نخواهد شد ، مگر اراده اي همسو برمبناي فطرت مشترك بشري پشتوانه آن گردد و آنرا محقق سازد .
تهديدهاي بسياري اميدهاي شكل گرفته براي صلح ، آرامش و نيكبختي بشر را امروزه با دلهره مواجه ساخته كه ازآن جمله مي توان به غلبه سلطه نظامي ، افزايش فقر و فاصله كشورهاي غني و فقير ، توسل به زور و خشونت براي حل بحرانها ، گسترش تروريسم به خصوص به شكل دولتي آن ، اشاعه سلاحهاي كشتار جمعي ، غلبه ناراستي ها در تعاملات بين دول و ناديده گرفتن حق برابر انسانها و ملت ها در مناسبات جهاني اشاره كرد.اين تهديد ها اگر چه واقعي ، اما جبري نيستند و انسان قادر است با اراده خويش اين روند را به سود حياتي سرشار از اميد و بهروزي تغيير جهت دهد و آرامش و صلح استوار را بر دو پايه " عدالت و معنويت " مستقر سازد. دوري از معنويت و بي عدالتي موجود در سطح جهان و بويژه در رفتار توام با تبعيض و تكبر قدرت هاي بزرگ ، امروزه به بستري براي زايش كينه ورزي و جنگ و تروريسم تبديل شده است . بني آدم امروز در انتظار تحقق " عدالت جهاني" است تا طعم شيرين و جذاب آنرا از جمله در برخورداري از حقوق برابر ، توزيع صحيح منابع در قلمرو حاكميت دولت ها ، تساوي آحاد بشر در برابر قانون ، احترام به قرار داد هاي بين المللي ، آرامش و صلح و زندگي شرافتمندانه و... بچشد و اين همان وعده الهي است كه همواره و در طول تاريخ از حضرت آدم (ع ) تا حضرت خاتم (ص ) اساس ماموريت همه ي انبياء و اولياي الهي را تشكيل داده و عقل و منطق نيز در برابر آن خضوع كرده اند، و در غير اين صورت سازوكارها براي ايجاد اعتماد و تحكيم صلح همچنان ناكارآمد خواهند بود كه حاصل آن جز " اشاعه مسابقه تسليحاتي و رشد فريبكاري و ناامني و تروريسم و خشونت " چيزي نخواهد بود.
