آمريكا در ماههاي اخير تمام تلاش خود را به كار بسته است تا ايران و برنامه هاي هسته اي آنرا در يك سو، و جامعه بين الملل را در سوي ديگر قرار دهد . دعوت عنان از واشنگتن براي گفت و گو با ايران بمنظور حل مسايل سياسي اش و همزمان ادامه ايستادگي روسيه و چين دو عضو دائم و برخوردار از حق وتو درشوراي امنيت و شماري از اعضاي غير دائم اين شورا در برابر پيش نويس قطعنامه اي عليه ايران در شورا كه تحليلگران سياسي آنرا " تله اي براي كشورهاي مستقل عضو شورا " مي خوانند، و همراهي نشان دادن كشورهايي چون تركيه از متحدان آمريكا با برنامه هسته اي ايران كه رجب طيب اردوغان نخست وزير آن اين موضع را درپايان هفته گذشته و در ملاقات با رييس جمهوري اسلامي ايران در باكو اين گونه بيان داشت " نقطه نظرات ايران وتركيه در مورد فعاليتهاي هسته اي متفاوت از يكديگر نيست " ، مي توان نشانه هايي از شكست آمريكا در اين جهت و در عين حال نداشتن منطق گفت و گو دانست .
در سمت ديگر ، ايران هرگز گفت و گو با آمريكا براي حل و فصل اختلافات موجود را بطور كلي رد نكرده است ، اما آنچه تاكنون مانع از آن شده تا از جانب تهران گفت و گو مفيد به فايده دانسته شود ، ادبيات آمريكايي ها و ادامه سياستهاي اسكتباري اين كشور بوده است كه به تعبير رييس جمهوري اسلامي ايران " ادبياتي زور گو است وهيچ كشور مستقلي ادبيات قدرت هاي زور گو را نمي پذيرد."جمهوري اسلامي ايران در همه مسايل منطقه اي و جهاني و ازجمله درعراق و پيشتر در افغانستان، نشان داده است كه خواهان صلح و آرامش بر مبناي عدالت و كرامت انساني است و سياست منطقه اي خود را بر همكاري هاي اقتصادي مفيد ، گسترده ، استقرار صلح و امنيت و رفاه و برقراري اعتماد و همكاري و تفاهم با همه همسايةها و كشورهاي منطقه قرار داده است و درمقابل اين آمريكا بوده است كه با سياست هاي اخلالگران خود ثبات ، صلح و امنيت منطقه و آرامش جهان را مخدوش و بخطر انداخته است.
ايران دلايل بسياري دارد كه بگويد " به آمريكا اعتماد نداريم " . اولين نكته و شايد اصلي ترين دليلي كه به اين بي اعتمادي انجاميده و موجب آن گرديده تا ديوار بلند بي اعتمادي همچنان بين دو كشور و روابط آنها وجود داشته باشد ، روحيه استكباري حاكم بر كاخ سفيد و اين گمان مي باشد كه " آمريكا مالك و صاحب همه ي جهان است ." آمريكا حتي اخيرا كه " بارها" پيام داد خواهان گفت و گو و كمك تهران در مورد عراق مي باشد ، نشان داد كه در گفتار و عمل صادق نيست . رهبران آمريكا با ادبيات استكباري و توام با كبر و غرور خود ، سالهاست كه به سياستي دوگانه و تبعيض آميز در برابر ايران ادامه مي دهند .آنها از صلح و امنيت جهاني سخن مي گويند اما در عمل وقتي نه تنها ندا صلح خواهي كه اقدامات عملي ايران را براي توسعه و تعميق صلح و امنيت مي بينند ، هر آنچه را در توان دارند، از جنگ گسترده رواني با كمك شبكه هاي رسانه اي صهيونيستي گرفته تا قدم هاي عملي ، براي اخلال درآن بكار مي بندند . آمريكا براي از بين بردن ديوار بلند بي اعتمادي ميان خود و ايران ، راهي جز پيش قدم شدن و آنهم با اقدامات صادقانه عملي ندارد و تا پيش از آن نمي توان به فروريختن ديوار بي اعتمادي اميد داشت.