در محور اول ، سخن ايران اين است كه " اين كشور بهره مندي از چرخه فناوري صلح آميز هسته اي را حق قانوني و مسلم خود مي داند و اين حق ، براساس پيمانهاو پادمانهاي ناظر به رسميت شناخته شده است و لذا به هيچ روي نمي توان آنرا سلب كرد و ايران نيز تسليم فشارهاي چند قدرت جهاني نمي شود." اين موضع ايران كه تازه گي نيز ندارد ، در حالي تكرار مي شود كه مدير كل آژانس بين المللي انرژي هسته اي براساس يك ماموريت از سوي شوراي امنيت سازمان ملل ، مسووليت دارد تا گزارش تاره اي از فعاليت هاي هسته اي ايران و تطبيق آن با پيمان ان پي تي را تا روز 8ارديبهشت ماه امسال به اين شورا ارايه كند. آژانس و ايران در طول همكاريهاي طولاني خود ، همواره روي دو نكته اذعان و تاكيد كرده اند . آژانس در گزارشهاي خود هيچ وقت از انحراف برنامه هاي هسته اي ايران از پيمان ان پي تي صحبت نكرده و ايران نيز حتي زماني كه شديدا تحت فشار سياسي به تعبير احمدي نژاد " دو ، سه قدرت " بوده ، از ادامه همكاريهاي خود با آژانس سخن گفته است. با اين همه ، آژانس درشكننده ترين فشارهاي سياسي به آن در طول سالهاي اخير ، حيثيت و اعتبار فني و حقوقي خود را شايد ناخواسته در گروي زياده خواهي و سوءاستفاده برخي قدرتهاي جهاني قرار داده است واحتمالا از اين رو است كه تاكنون و به رغم اذعان مدير كل آن به " عدم انحراف " برنامه هاي هسته اي ايران ، مدير كل به صراحت و روشني گزارشي در اين باره ارايه و منتشر نكرده است. ماموريت جاري آقاي البرادعي مدير كل آژانس اما اين بار ، حيثيت و صلاحيت هاي اين نهاد تخصصي را به طور جدي بويژه ازمنظر فني و حقوقي با خطر روبرو كرده و آژانس عملا در دوراهي احياي حيثيت حقوقي و فني خود با تن ندادن به فشارها ، و يا هتك آن با تن دادن به برخوردهاي سياسي برخي قدرتها، قرار گرفته است. آنچه مي تواند اعتبار آژانس را به آن بازگرداند به محتواي گزارشي كاملا گره خورده كه مدير كل آژانس بايداز برنامه هاي هسته اي ايران در روزهاي آينده به شوراي امنيت بدهد. ايران با عضويت در آژانس بين المللي انرژي هسته اي و پذيرش پيمان منع توليد و تكثير و اشاعه سلاحهاي هسته اي و تن دادن به شرايط اين عضويت و پيامدهاي آن ، اين انتظار را نيز داشته است كه بتواند از مزاياي پيش بيني شده در پيمان كه كم نيز نيستند و از جمله برخورداري از چرخه فناوري هسته اي براي اهداف صلح آميز برخوردار باشد. از ديگر امتيازهايي كه ايران انتظار داشته با عضويت در پيمان به آن دست يابد و در پيمان به صراحت به آن اشاره و مورد تاكيد قرار گرفته است ، برخورداري از حمايت هاي فني و تحقيقي آژانس و اعضاي ان بويژه كشورهاي برخوردار بود. نقد عملكرد آژانس در اين خصوص و نحوه تعامل آن با ايران در طول دهه ها عضويت اين كشور در آن ، نشان مي دهد كه رفتارهاي آژانس در برابر ايران با كمال تاسف هرگز ، برخوردي متناسب با پيمان و اصول آن نبوده و آنچه دراين مدت و بويژه در سالهاي اخير بوده چيزي جز " مزاحمت كاري" و همنوايي با فشارهاي سياسي برخي قدرتها نبوده است. با اين همه ايران بارها اعلام داشته و احمدي نژاد نيز در مصاحبه روز دوشنبه خود به آن اشاره داشت كه " علاقه مند به ادامه همكاري با آژانس در چارچوب پيمان ان پي تي " است ." و انتظاري كه حال وجود دارد اين مهم مي باشد كه دبير كل آژانس ، شوراي حكام آن و نيز شوراي امنيت خردمندي پيشه كنند تا" اين روند به همين ترتيب ادامه يابد " كه درغير اين صورت تهران يك راه بيشتر در جلوي پاي خود ندارد و آن همان نكته اي مي باشد كه احمدي نژاد به آن اشاره كرد:" اگر ببينيم دراين چارچوب (ان پي تي و آژانس ) حق ما را ضايع مي كنند ، تجديد نظر مي كنيم ."
محور دوم ، گفت و گو با آمريكا- ايران دلايل بسياري دارد كه بگويد " به آمريكا اعتماد نداريم " . اولين نكته و شايد اصلي ترين دليلي كه به اين بي اعتمادي انجاميده و موجب آن گرديده تا ديوار بلند بي اعتمادي همچنان بين دو كشور و روابط آنها وجود داشته باشد ، روحيه استكباري حاكم بر كاخ سفيد و اين گمان مي باشد كه " آمريكا مالك و صاحب همه ي جهان است ." آمريكا حتي اخيرا كه " بارها" پيام داد خواهان گفت و گو و كمك تهران در مورد عراق مي باشد ، نشان داد كه در گفتار و عمل صادق نيست . آمريكا در حالي كه براي خروج از باتلاق عراق به ظاهر دست به سوي ايران دراز مي كرد ، در واقع با دخالت هاي روز افزون و علني ، عملا بزرگترين و اصلي ترين مانع در سر راه تشكيل يك دولت قوي و فراگير در عراق بود و از هيچ نوع سنگ اندازي در اين مسير خودداري نكرد و هنوز هم به اين شيطنت ادامه مي دهد . اين دخالت ها ، امنيت داخلي درعراق را تا به آن حد تخريب كرد كه خطر بروز يك جنگ داخلي و تمام عيار در آن كشور بيش از هر زماني تقويت شد، و دراين بين تنها درايت عراقي ها بخصوص مرجعيت ديني درآن بود و هست كه عراق رااز افتادن به گرداب يك اين جنگ باز داشته است. آمريكا در عين حال وقتي از گفت و گو باايران در مورد عراق صحبت مي كرد ، آشكارا پيدا بود كه قصد آن از اين اقدام تنها بهره برداري تبليغي است . درنگي در صحبت هاي مقامات آمريكايي دراين خصوص و بويژه اظهارات زلماي خليل زاد سفير كاخ سفيد در آمريكا، اين موضوع را كاملا روشن مي سازد كه گفت و گو با ايران فقط يك ابزارتبليغي براي دولت واشنگتن بود كه برخلاف حدس و باور كاخ سفيد ، تهران با قبول آن ، آنهم به درخواست رهبران عراقي ، آمريكا را خلع سلاح ساخت . همانطور كه گفته شد ،ايران دلايل بسياري دارد كه بگويد و تاكيد كند به آمريكا اعتماد نداشته و ندارد. رهبران آمريكا با ادبيات استكباري و توام با كبر و غرور خود ، سالهاست كه به سياستي دوگانه و تبعيض آميز در برابر ايران ادامه مي دهند .آنها از صلح و امنيت جهاني سخن مي گويند اما در عمل وقتي نه تنها ندا صلح خواهي كه اقدامات عملي ايران را براي توسعه و تعميق صلح و امنيت مي بينند ، هر آنچه را در توان دارند، از جنگ گسترده رواني با كمك شبكه هاي رسانه اي صهيونيستي گرفته تا قدم هاي عملي ، براي اخلال درآن بكار مي بندند . آمريكا براي از بين بردن ديوار بلند بي اعتمادي ميان خود و ايران ، راهي جز پيش قدم شدن و آنهم با اقدامات صادقانه عملي ندارد. واشنگتن نمي تواند در حاليكه هر روز از جنگ عليه ايران سخن مي گويد ، اموال و دارايي هاي اين كشور را بلوكه كرده ، براي ساقط كردن جمهوري اسلامي ايران رسما بودجه اختصاص مي دهد ، تروريست ها را براي اخلال در امنيت ايران و منطقه و بكار گيري آنها در عمليات تروريستي مورد نظر خود ، در پناه گرفته است و با برخوردهاي گزينشي بسياري از اصول مسلم حقوق بين الملل و مورد علاقه و احترام ملت ها را به چالش مي گيرد و اماها و بايد هاي ديگر ، انتظار داشته باشد كه ديواربي اعتمادي موجود بين واشنگتن و تهران فرو ريزد.
