آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز شنبه و ساعتي بعد از آنكه شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي راي به گزارش برنامه هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل داد ، در سخناني فوق العاده احساسي و در عين حال عاري از ادب و نزاكت در نشستي درمونيخ ، مدعي آن شد كه ايران در برنامه هاي هسته اي اش بدنبال دست يابي به سلاح هسته اي است و تهديد كرد :" ما می خواهيم که ايران را از توليد سلاح هسته ای بازداريم و بايد بازداريم." صدراعظم تازه كار آلمان كه تشويق حضار عمدتا صهيونيست او را بشدت احساساتي كرده بود ، بلافاصله روشن كرد از اين رو با برنامه هاي هسته اي ايران براي توليد انرژي مخالف است كه به باور او مي تواند "تهديدي براي اسراييل باشد. " خانم مركل به پيشينه رفتار اجداد خود با يهوديان اشاره نكرد و در حاليكه توسط رامسفلد وزير دفاع آمريكا كه از حاضرين در نشست بود ، تشويق مي شد ، در نهايت بي نزاكتي و گستاخي و در يك فرافكني آشكار ، رييس جمهوري اسلامي ايران را با آدلف هيتلر مقايسه كرد و گفت:" رئيس جمهوری که حق موجوديت اسرائيل را مورد سئوال قرار می دهد، رئيس جمهوری که هولوکاست (قتل عام يهوديان در دوران نازی ها) را انکار می کند، نمی تواند کمترين مدارايی را از سوی آلمان انتظار داشته باشد." مركل توضيح نداد كه چرا بايد توان آنچه پدران او بر سر يهوديان آوردند را مردمي در گوشه اي ديگر از جهان بپردازند و مگر اين نيست كه نازي ها يهوديان را قتل عام كردند ، آنها را آواره ساختند و... چرا مسووليت آنرا نمي پذيرند و چرا آنها را به موطن خود عودت نمي دهند ؟ اين همان سوالات محمود احمدي نژاد است كه هيچ يك از رهبران اروپايي به آن پاسخ نگفته اند و مانند خانم مركل هر بار هم كه صحبت از آن شده با توهين و داد و بيداد و جيغ كشي ، فرافكني كرده اند و با دادن آدرس غلط سعي در فريب افكار عمومي نموده اند. دادن آدرس هاي غلط درباره موضوعات مختلف به افكار عمومي براي انحراف آن و يا جهت دادن به سمت و سويي خاص ، يكي از شگردهاي غربي ها و رژيم اسراييل مي باشد كه خانم مركل صدر اعظم تازه كار آلمان نيز از همين ابتداي كار به دام آن افتاده است . برنامه هاي هسته اي ايران يكي از اين موارد است. دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي بمنظور بهره برداري علمي و اقتصادي از آن ، هدف ايران در برنامه هاي هسته اي اش است و پيمانها و پادمانهاي ناظر بين المللي اين حق را براي آن به رسميت شناخته اند . " برائت " يك اصل عمومي است و نمي توان و نبايد تا زماني كه خلاف امري اثبات نشده ، هيچ فرد حقوقي و يا حقيقي را متهم به انجام و يا حتي تعقيب امري كرد كه براساس توافقهاي عمومي و يا قوانين و رويه هاي شناخته شده و پذيرفته ، تخلف محسوب مي شود. با اين همه ، غرب و در راس آن آمريكا حامي اصلي رژيم صهيونيستي در آدرسي دهي غلط ، مدتهاست كه مي كوشد تا افكار عمومي را نسبت به برنامه هاي هسته اي ايران مسموم كند و چنين وانمود سازد كه هدف اول و آخر ايران از روي آوري به فناوري هسته اي ، توليد سلاح هسته اي است و اين همان همان آدرس غلطي است كه آمريكا براي انحراف افكار عمومي از تهديدات بالقوه هسته اي از جانب اسراييل مي دهد كه بدون تعهد وتن دادن به هيچ يك از پيمانها و پادمانهاي ناظر، داراي يكي از مخوف ترين زرادخانه هاي هسته اي جهان است. در بحث هلوكاست يا قتل عام يهوديان حرف و سخن محمود احمدي نژاد روشن است . او در يك بحث علمي و دانشگاهي مي گويد :" برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند بگويند كه هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند و آنقدر روي اين مساله اصرار دارند كه هر كسي كه خلاف آن را ثابت كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند .گرچه ما اين ادعا را ( به لحاظ ابعاد ادعايي مانند بسياري از مورخان جهان ) قبول نداريم ، اما اگر فرض كنيم كه درست است ، سوال ما از اروپايي ها اين است كه آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها از رژيم اشغالگر قدس است." تا به اينجاي بحث ، روشن مي كند و صراحت دارد كه سخن احمدي نژاد نه انكار يك موضوع ، كه حاوي يك اشاره ، يك فرض و در انتها طرح يك پرسش است . اشاره احمدي نژاد به يك ترديد و ابهام تاريخي مي باشد كه دهه ها ا ست راست و يا دروغ بودن آن بويژه از نظر ابعاد مورد بحث تاريخ دانها مي باشد و برخي تاريخ دانهاي يهودي نيز بر آن و ابعادادعايي اش ترديد گذاشته اند . فرض احمدي نژاد اين است كه" هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند" ، سوال اين است :" آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها (اروپا) از رژيم اشغالگر قدس مي شود؟" طرح اين سوال توجه افكار عمومي غرب و بخصوص اروپا را بايد معطوف اين مهم كند كه چرا دولتهاي آنها كه اصرار بر باوراندن يك موضوع مورد ترديد با فرض صحت آن به آنها دارند ، اين اصرار رابا حمايت از رژيمي به عمل مي آورند كه يهوديان اصيل و مومن در گوشه و كنار دنيا دهه هاست بواسطه جنايات گسترده اش فرياد برمي آوردند كه از آنها نمايندگي نمي كند. دركنار ادعاي صهيونيستها كه با هر وسيله ممكن دهه ها آنرا در بين افكار عمومي جهانيان در گوشه و كنار جهان ترويج داده اند ، انبوهي از اسناد و مدارك نيز ارايه شده و بايد در بررسي هاي تاريخي و يا حتي ادعاها ، مطرح و مورد توجه قرار گيرد كه اتفاقا برخي از سوي يهوديان و يا روشنفكران شناخته شده غربي چون روژه گارودي فيلسوف فرانسوي ، ديويد ايورينگ مورخ انگليسي ، يوهن گودينوس سياستمدار سرشناس اتريشي ، فردريك توبن محقق و تاريخ دان آلماني و... ارايه شده و ادعاي صهيونيستها را درخصوص نسل كشي يهوديان و ابعاد آن مورد ترديد قرار مي دهد . اين اسناد و مدارك نه تنها هيچ گاه اجازه طرح و نشر نيافته كه در مقابل " هر كسي را كه خلاف آن را (ابعاد قتل عام يهوديان ) ثابت كرده و كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند." درجهان امروز منطقه اي به نام فلسطين وجود دارد . دراين صحنه هر روز عده اي زن و مرد و كودك مورد حمله قرار مي گيرند . برخانه هايشان بمب فرود مي آيد ، خانه هايشان در هم كوبيده مي شود و كشتزارهايشان با تانك شخم زده مي شود . اين سرزمين بيش از 50 سال است كه در اشغال رژيمي اشغالگر است كه رهبران آن هيچ ريشه اي در فلسطين ندارند ، اما سرنوشت آنرا بدست گرفته و بوميان آنرا آواره كرده اند. در طول 50 سال اشغال فلسطين تلاشهاي بسياري از سوي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي و نيز نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد براي پاسخگويي به اين سوال كه " چه بايد كرد ؟" صورت گرفته است كه متاسفانه هيچ كدام به ثمر ننشسته و اين سرزمين همچنان در اشغال غاصبان است و بومي هاي آن هدف سركوب و قتل عام روزانه اند. اشكال اساسي در چيست ؟ پاسخ روشن است ، راهكار! مردم فلسطين امروز مايوس از تلاش دولتمردان اسلامي و بي اعتماد به نهادهاي جهاني ، راه خود را براي آزادي سرزمين اجداي خويش يافته اند . انتفاضه ملت فلسطين با ايدئولوژي اسلامي نه تنها به مردم فلسطين كه به ديگر اعراب نشان داده است كه تنها راه نجات وطن خويش را بايد در مقاومتي متكي بر تعاليم اسلامي ببينند و جنوب لبنان و نوار غزه ثمره هاي اين مقاومت است . شرايط سياسي در جهان و بويژه در جهان اسلام بعد از دهه ها سكوت ، بي تفاوتي و متاسفانه در مواردي همراهي برخي رهبران با اشغالگران، امروز در سايه مبارزات گسترده مردم فلسطين و پيش تر در لبنان و ديگر اراضي اشغالي به گونه اي رقم خورده است كه رهبران چاره اي جز دنباله روي از مردم سرزمين هاي خود كه درد اصلي آنها درد برادران و خواهران ديني فلسطيني يشان است، در خود نمي بينند . دراين ميان " راهكاري مشترك " مبتني بر اسلام و تعاليم آن و استفاده از ابزارهاي قدرتمندي كه جهان اسلام به فراواني از آن برخوردار مي باشد و حيات اقتصادي غرب به آن وابسته است و دراجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي در مكه مكرمه روي آن بحث شد ، همان چيزي است كه صهيونيسها را به وحشت انداخته و پرچم مظلوم نمايي در دست گرفته اند. غرب بسيار به ارزشهايي مي نازد كه قرنها قبل از آنكه غربيها آنها را بشناسند و نام آنرا " دموكراسي " بگذارند ، مسلمين در اثر تعاليم ديني خود در سرزمين هاي خويش آنها را جاري ساخته بودند . جهان اسلام و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران امروز اعمال همان ارزشها يعني " دموكراسي " و مراجعه به آراي عمومي بومي يان فلسطين اعم از مسلمان ، مسيحي ، يهودي و ساير اديان و اعمال آنرا براي برون رفت از بحراني كه دهها سال است خاورميانه را در بر گرفته ، پيشنهاد مي كند . پيشنهادي كه " قطعي ، دموكراتيك و مطابق با موازين بين المللي است." والسلام