افرادي را كه روزجمعه مي توانند در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شركت كنند ، از حيث استقاده از حقوق سياسي خود در اين انتخابات مي توان به سه دسته تقسيم كرد : اول ، آن دسته از افرادي كه تصميم خود را هم براي شركت در انتخابات و هم راي دادن به نامزد مورد نظر گرفته اند. دوم ، آن دسته كه تصميم گرفته اند تا در انتخابات به هر دليل و علت ، شركت نكنند و دسته سوم ، كساني كه هم براي شركت در انتخابات و هم راي دادن به يكي از نامزدها، هنوز مردد هستند كه روي سخن اين يادداشت مي باشند.
علت ترديد اين دسته از واجدين شرايط راي دادن براي شركت در انتخابات هر چيزي از جمله دلايل افرادي مي تواند باشد كه تصميم گرفته اند تا درانتخابات شركت نكنند ، با اين تفاوت كه وجود عنصر ترديد در آنها گواه بر آن است كه دلايل خود و يا ديگران را در اين بخش كافي نمي دانند. حق شركت در انتخابات و انتخاب شدن از جمله حقوق سياسي هر فرد واجد شرايط ( برحسب قانون ) است . در قالب اين " حق " صحيح است كه گفته شود " راي دادن يا راي ندادن حقي است كه به تبع اصل شهروندي همه مردم بطور يكسان از آن برخوردارند و مي توانند از اين حق براي پيشبرد روند حاكم بر زندگي فردي و جمعي خود سود ببرند " اما در دل اين نكته ، اصل" مسووليت " براساس حق شهروندي ، بايد كه افراد مردد را نيز به شركت در انتخابات متقاعد كند و بپذيرند كه انتخابات مظهر مردم سالاري است و مي توانند با استفاده از " حق " خود حتي با يك راي (ها) بر نتيجه انتخابات به سود باورها ، انديشه ، خواسته و تمنيات خويش تاثير بگذارند. در اين خصوص بويژه در روزهاي اخير بسيار گفته و شنيده شده است و قاعدتا اگر موثر بوده باشد ، بايد به آن بخش از ترديدها كه ضرورت و اهميت شركت در انتخابات را مورد تشكيك و ترديد قرار مي دهد ، پايان دهد و مي ماند بخش دوم آن كه به چه كسي بايد راي داد ؟
بدون وجود و حضور نهادهاي مدني قدرت مند كه آمال و خواسته هاي راي دهندگان را تجميع ، دسته بندي و تبديل به طرح و برنامه كنند و در دوره مبارزه انتخاباتي آنها را تشريح و ابعاد آنرا با همه آثار و پيامدها بيان نمايند و ضامن اجراي آن برنامه ها در صورت كسب آراي مردم توسط نامزد حمايت شده باشند ، مسووليت هر دو طرف راي گيرنده و راي دهنده بسيار سنگين است و آنها خود بايد وظايفي را كه در جوامع مردم سالار بطور معمول نهادهاي مدني انجام مي دهند بر عهده بگيرند و چنين وضعيتي خالي از مخاطرات خاص خود نيست . فرض بر اين است كه نامزدها با عبور از سد نظارت استصوابي شوراي نگهبان داراي شرايط عمومي يكساني هستند ، اما آنچه اصولا بايد موجب تميز هشت نامزد اين دوره از هم و هر يك با ديگري شود، برنامه ها و طرح هاي نامزدها با تعاريف روشن و دقيق در ابعاد و زمينه هاي گوناگون در صورت نيل به هدف است .دقت در برنامه ي نامزدها و تكفيك كردن شعارها و برنامه ها از يكديگر و بررسي سوابق نامزدها كه ميزان تعهد آنها را به برنامه هايشان روشن سازد ، اگر چه كافي نيست ، اما تا حد زيادي به راي دهنده كمك خواهد كرد تا كسي را برگزيند كه طرح ها و برنامه هايش در صورت نيل به رياست جمهوري خواسته ها و انتظارات شمار هر چه بيشتري از آحاد مردم را پاسخ خواهد گفت. ميزان تعهد و پايبندي نامزدها به برنامه ها و وعده هاي انتخاباتي پس از انتخابات و دريافت راي مردم و نحوه پيگيري آنها ، حتما سوالي خواهد بود كه هر راي دهنده اي از خود خواهد داشت . همانطور كه گفته شد ، در غياب نهادهاي مدني فعال (از نقطه نظر ماهيتي و كاركردي ) اين مسووليت را نيز بايد راي دهنده بردوش بگيرد كه راهكارهاي آن در قوانين كشور آمده است ، اما بهتر است قبل از آن به كسي راي بدهيم كه به وفاي به عهده ، شجاعت ، مردم داري ، ايمان ، تعهد ، كار با برنامه ، سلامت نفس خود و اطرافيانش و دور انديشي شهرت داشته و "منافع ملي " كه منعفت تك تك مردم در آن باشد را به منفعت خود و يا جناحي خاص نبخشد.