دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384
نگاه شرق به نفت شرق
در يك تحول عمده در پايان هفته گذشته، قزاقستان و چين كار احداث يك خط لوله نفتي ميان دو كشور را به پايان بردند و تا چند ماه ديگر صدور نفت قزاقستان به چين يكي از دارندگان بالاترين رشد اقتصادي در جهان آغاز مي شود. اين خط لوله موسوم به آتاسو آلاشانكو اولين خط لوله از يك جمهوري سابق اتحاد جماهير شوروي به چين است و به پرشتاب ترين اقتصاد جهان امكان مي دهد به نفت خام درياي خزر دست يابد. هزينه احداث خط لوله 960 كيلومتري 800 ميليون دلار اعلام شده كه آن را دو كشور و كنسرسيومي نفتي و بانكي تامين كردهاند. خط لوله در اواسط سال آينده كه بهرهبرداري عملي از آن آغاز مي شود 10 ميليون تن (روزانه 210 هزار بشكه) نفت قزاقستان را به چين انتقال مي دهد كه بخش كمي از توليد نفت اين كشور را شامل مي شود و از اين رو تا زماني كه خطوط لوله ديگر احداث نشود، قزاقستان همچنان براي صدور نفت خود به روسيه متكي خواهد بود. قزاقستان اينك بخش عمده نفت خود را از طريق روسيه به پالايشگاههاي نوروسيسك صادر مي كند و بخش نه چندان قابل ملاحظه آن به وسيله كشتي و در قالب سوآپ به ايران و جمهوري آذربايجان صادر مي شود. چين از جمله كشورهايي بود كه بلافاصله بعد از فروپاشي همسايه قدرتمند خود اتحاد جماهير شوروي، جمهوريهاي مستقل شده را مورد شناسايي قرار داد و با آنها روابط عميق سياسي و بويژه تجاري برقرار كرد، امري كه چين در سالهاي آغاز دهه 1980 آن را اساس سياست خود قرار داد.
رابطه با آسياي مركزي بويژه با قزاقستان به عنوان سرزميني بين آسيا و اروپا و شرق و غرب آسيا همواره براي چين حايز اهميت بوده است و مقامات آستانه نيز به همكاري با كشور بزرگ و قدرتمند همسايه كه 1500 كيلومتر مرز مشترك با آن دارد، هميشه به عنوان يك رابطه با اهميت نگاه كردهاند. نگاهي به امكانات گسترده معدني و بازارهاي وسيع منطقه آسياي مركزي و از جمله قزاقستان، اهميت روابط پكن با اين كشور و رابطه متقابل را نشان ميدهد. براي چين با رشد بالا و محدوديت منابع بخصوص نفت و مواد معدني ديگر، كشورهاي آسياي مركزي از اهميت ويژه برخوردار هستند و متقابلا روابط اين كشورها با چين با يك ميليارد و چند صد ميليون نفري نيز از نقطه نظرهاي مختلف و از جمله اقتصادي با اهميت است.
منطقه آسياي مركزي در دوران حيات شوروي براي تبديل بيش از 60 درصد مواد اوليه خود به روسيه وابسته بود. در حدود 60 درصد كالاهاي صنعتي شوروي در جمهوري روسيه و فقط 5 دهم تا 5\1درصد آن در آسياي مركزي ساخته مي شد و قسمت اعظم بازرگاني اين منطقه با روسيه و درصد ناچيزي از آن در داخل آسياي مركزي صورت ميگرفت. از سال 1992 مناسبات اقتصادي و بازرگاني چين با 5كشور آسياي مركزي بويژه قزاقستان گسترش يافت. به موجب آمارهايي كه چيني ها منتشر كردهاند، بازرگاني چين با اين كشورها در سال 1992 ده برابر سال 1990 بود و به 465 ميليون دلار رسيد و اينك اين رقم تنها در رابطه با سه كشور قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان به حدود سه ميليارد دلار رسيده است. در سال 1993 بازرگاني چين و آسياي مركزي به 610 ميليون دلار يعني 31 درصد بيش از سال 1992 رسيد و در نيمه اول آن سال براي اولين بار بازرگاني چين با قزاقستان از بازرگاني روسيه و ساير كشورهاي آسياي مركزي با اين كشور فزوني گرفت. علاوه بر بازرگاني، همكاري در زمينه هاي اقتصادي و فني بين چين و آسياي مركزي نيز در سالهاي اخير گسترش قابل ملاحظه يي پيدا كرده است. در اوايل سال 1993تعداد سرمايه گذاريهاي مشترك بين چين و آسياي مركزي 95 مورد بود كه در اوايل سال 1994تعداد آنها به 453 مورد رسيد كه 313 مورد آنها بين چين و قزاقستان بود. يك نكته مهم در روابط كشورهاي آسياي مركزي بويژه با جمهوري نفت خيز قزاقستان، نياز چين به نفت بخصوص در سالهاي آينده و در ايالت همرز سين كيان است. در سالهاي اخير و با اتخاذ سياست دروازههاي باز اقتصادي در چين، مصرف نفت دراين كشور بطور چشمگيري رو به ازدياد نهاده است. از سال 1993 توليد نفت چين تنها 15درصد مصرف داخلي را تامين كرده است و پكن براي تامين مابقي سوخت مورد نياز خود نيازمند واردات نفت بوده است. ادامه اين روند چين را تشويق كرده است تا به همسايه نفت خيز خود قزاقستان نگاهي با توجه تر نشان دهد و از اين رو است كه چيني ها در سالهاي اخير با پيشنهادهاي متنوع به آستانه رفته اند تا نظر مقامات قزاق را به همكاري نفتي ميان دو كشور جلب كنند و بانكهاي بزرگ كشورهاي توسعه يافته شرق آسيا نيز اعلام كرده اند حاضرند براي احداث خط لوله نفت قزاقستان به شرق آسيا كه از خاك چين خواهد گذشت سرمايه گذاري نمايند. در سوي ديگر قزاقستان، اين كشور در حال حاضر نظير انگليس در اوايل دهه 1970 ميلادي و حتي شرايط كنوني آن خو
اهان جذب سرمايه هاي شركتهاي بين المللي نفت و گاز به صورت رقابت با ساير مناطق نفت خيز مي باشد. منابع بالقوه قزاقستان در مقايسه با كشورهاي عمده صادر كننده نفت كاملا اميد بخش به نظر مي رسد.
درمورد قزاقستان مي توان گفت كه از مجموع 160مخزن شناخته شده تنها 60 مخزن قابل بهره برداري است و بهره برداري از 100مخزن ديگر به دليل هزينه بالاي استخراج و نيز غلظت نفت آن مخازن و دور بودن آنها از بنادر صدور كه خود مستلزم صرف مبالغي هنگفت ارز براي حمل و نقل اين ماده ميباشد، مقرون به صرفه نيست. قزاقستان براي بهره برداري از منابع نفت و گاز خود (ذخايربالقوه گاز قزاقستان 10 تريليون متر مكعب برآورد شده است) نياز به سرمايه گذاري خارجي دارد و در اين مسير غرب بخصوص امريكا مشتاقانه پا پيش نهاده است. سياست امريكا از ورود به بازار نفت آسياي مركزي كه به صراحت و بارها از سوي ديپلماتهاي اين كشور در منطقه بيان شده بر حذف روسيه و ايران از اين بازار مبتني بوده است. دولتمردان قزاق پنهان نمي كنند كه براي عدم همكاري با ايران و روسيه بشدت تحت فشار امريكا قرار دارند. نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان در كتابي كه اخيرا از او و با عنوان در آستانه قرن 21 منتشر شده است به اين فشارها اشاره ميكند و مينويسد كه كشورش ناچار است در اين شرايط براي صدور نفت خود يك نگاه چند بعدي داشته باشد و اگر اين فشارها نبود، قزافستان مسير ايران را براي صدور نفت خود انتخاب مي كرد كه با هزينه اندكي بيش از يك دلار براي هر تن نفت، در مقابل سه دلار و اندي از راه چين و حدود چهاردلار از راه افغانستان و پاكستان و تا پنج دلار از خط لوله باكو جيهان، با صرفه تر است.
رابطه با آسياي مركزي بويژه با قزاقستان به عنوان سرزميني بين آسيا و اروپا و شرق و غرب آسيا همواره براي چين حايز اهميت بوده است و مقامات آستانه نيز به همكاري با كشور بزرگ و قدرتمند همسايه كه 1500 كيلومتر مرز مشترك با آن دارد، هميشه به عنوان يك رابطه با اهميت نگاه كردهاند. نگاهي به امكانات گسترده معدني و بازارهاي وسيع منطقه آسياي مركزي و از جمله قزاقستان، اهميت روابط پكن با اين كشور و رابطه متقابل را نشان ميدهد. براي چين با رشد بالا و محدوديت منابع بخصوص نفت و مواد معدني ديگر، كشورهاي آسياي مركزي از اهميت ويژه برخوردار هستند و متقابلا روابط اين كشورها با چين با يك ميليارد و چند صد ميليون نفري نيز از نقطه نظرهاي مختلف و از جمله اقتصادي با اهميت است.
منطقه آسياي مركزي در دوران حيات شوروي براي تبديل بيش از 60 درصد مواد اوليه خود به روسيه وابسته بود. در حدود 60 درصد كالاهاي صنعتي شوروي در جمهوري روسيه و فقط 5 دهم تا 5\1درصد آن در آسياي مركزي ساخته مي شد و قسمت اعظم بازرگاني اين منطقه با روسيه و درصد ناچيزي از آن در داخل آسياي مركزي صورت ميگرفت. از سال 1992 مناسبات اقتصادي و بازرگاني چين با 5كشور آسياي مركزي بويژه قزاقستان گسترش يافت. به موجب آمارهايي كه چيني ها منتشر كردهاند، بازرگاني چين با اين كشورها در سال 1992 ده برابر سال 1990 بود و به 465 ميليون دلار رسيد و اينك اين رقم تنها در رابطه با سه كشور قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان به حدود سه ميليارد دلار رسيده است. در سال 1993 بازرگاني چين و آسياي مركزي به 610 ميليون دلار يعني 31 درصد بيش از سال 1992 رسيد و در نيمه اول آن سال براي اولين بار بازرگاني چين با قزاقستان از بازرگاني روسيه و ساير كشورهاي آسياي مركزي با اين كشور فزوني گرفت. علاوه بر بازرگاني، همكاري در زمينه هاي اقتصادي و فني بين چين و آسياي مركزي نيز در سالهاي اخير گسترش قابل ملاحظه يي پيدا كرده است. در اوايل سال 1993تعداد سرمايه گذاريهاي مشترك بين چين و آسياي مركزي 95 مورد بود كه در اوايل سال 1994تعداد آنها به 453 مورد رسيد كه 313 مورد آنها بين چين و قزاقستان بود. يك نكته مهم در روابط كشورهاي آسياي مركزي بويژه با جمهوري نفت خيز قزاقستان، نياز چين به نفت بخصوص در سالهاي آينده و در ايالت همرز سين كيان است. در سالهاي اخير و با اتخاذ سياست دروازههاي باز اقتصادي در چين، مصرف نفت دراين كشور بطور چشمگيري رو به ازدياد نهاده است. از سال 1993 توليد نفت چين تنها 15درصد مصرف داخلي را تامين كرده است و پكن براي تامين مابقي سوخت مورد نياز خود نيازمند واردات نفت بوده است. ادامه اين روند چين را تشويق كرده است تا به همسايه نفت خيز خود قزاقستان نگاهي با توجه تر نشان دهد و از اين رو است كه چيني ها در سالهاي اخير با پيشنهادهاي متنوع به آستانه رفته اند تا نظر مقامات قزاق را به همكاري نفتي ميان دو كشور جلب كنند و بانكهاي بزرگ كشورهاي توسعه يافته شرق آسيا نيز اعلام كرده اند حاضرند براي احداث خط لوله نفت قزاقستان به شرق آسيا كه از خاك چين خواهد گذشت سرمايه گذاري نمايند. در سوي ديگر قزاقستان، اين كشور در حال حاضر نظير انگليس در اوايل دهه 1970 ميلادي و حتي شرايط كنوني آن خو
اهان جذب سرمايه هاي شركتهاي بين المللي نفت و گاز به صورت رقابت با ساير مناطق نفت خيز مي باشد. منابع بالقوه قزاقستان در مقايسه با كشورهاي عمده صادر كننده نفت كاملا اميد بخش به نظر مي رسد.
درمورد قزاقستان مي توان گفت كه از مجموع 160مخزن شناخته شده تنها 60 مخزن قابل بهره برداري است و بهره برداري از 100مخزن ديگر به دليل هزينه بالاي استخراج و نيز غلظت نفت آن مخازن و دور بودن آنها از بنادر صدور كه خود مستلزم صرف مبالغي هنگفت ارز براي حمل و نقل اين ماده ميباشد، مقرون به صرفه نيست. قزاقستان براي بهره برداري از منابع نفت و گاز خود (ذخايربالقوه گاز قزاقستان 10 تريليون متر مكعب برآورد شده است) نياز به سرمايه گذاري خارجي دارد و در اين مسير غرب بخصوص امريكا مشتاقانه پا پيش نهاده است. سياست امريكا از ورود به بازار نفت آسياي مركزي كه به صراحت و بارها از سوي ديپلماتهاي اين كشور در منطقه بيان شده بر حذف روسيه و ايران از اين بازار مبتني بوده است. دولتمردان قزاق پنهان نمي كنند كه براي عدم همكاري با ايران و روسيه بشدت تحت فشار امريكا قرار دارند. نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان در كتابي كه اخيرا از او و با عنوان در آستانه قرن 21 منتشر شده است به اين فشارها اشاره ميكند و مينويسد كه كشورش ناچار است در اين شرايط براي صدور نفت خود يك نگاه چند بعدي داشته باشد و اگر اين فشارها نبود، قزافستان مسير ايران را براي صدور نفت خود انتخاب مي كرد كه با هزينه اندكي بيش از يك دلار براي هر تن نفت، در مقابل سه دلار و اندي از راه چين و حدود چهاردلار از راه افغانستان و پاكستان و تا پنج دلار از خط لوله باكو جيهان، با صرفه تر است.
این یادداشت در شماره روز دوشنبه بیست و هشتم آذر روزنامه
نیز چاپ شده است
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 9:27 | متن كامل
|