تبليغاتX
یادداشت های یک روزنامه نگار
یادداشت های یک روزنامه نگار
سیاسی - استراتژیک

آنچه احمدي نژاد مي گويد

محافل سياسي صهيونيستي ، در يك هجمه تبليغاتي تازه ، با بدست گرفتن بخشي از اظهارات محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران و طرح اين موضوع كه وي " قتل عام يهوديان (هلوكاست) در جريان جنگ دوم جهاني را انكار كرده است " بر طبل مظلوميت خود مي زنند و فرياد برآورده اند كه " رييس جمهوري تندروي ايران خواهان از ميان بردن تمامي يهوديان جهان است " . پيش از هر بحثي لازم مي آيد كه درنگي بر عين گفته هاي رييس جمهوري اسلامي ايران داشته باشيم كه روز 17آذرماه و در حاشيه دومين روز از نشست سران سازمان كنفرانس اسلامي در گفت و گو با خبرنگاران ايراد كرد. خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) كه آن سخنان را در ساعت 16و 24 دقيقه همين روز عينا روي خروجي خود داده است، از احمدي نژاد بدنبال ذكر چندين پاراگراف از گفته هاي او درباره گذشته و حال مردم مردم فلسطين كه دهها سال است سرزمين اجدادي آنها اشغال شده و در همه اين مدت تحت شديدترين سركوب ها ، شكنجه ها و زندانها بوده اند  اما نه تنها آمريكا كه اروپا نيز اين جنايات را ناديده گرفته ، نقل كرده است :"  برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند بگويند كه هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند و آنقدر روي اين مساله اصرار دارند كه هر كسي كه خلاف آن را ثابت كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند .گرچه ما اين ادعا را قبول نداريم ، اما اگر فرض كنيم كه درست است ،سوال ما از اروپايي ها اين است كه آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها از رژيم اشغالگر قدس است."  تا به اينجاي بحث ، روشن مي كند و صراحت دارد كه سخن احمدي نژاد نه انكار يك موضوع ، كه حاوي يك اشاره ، يك فرض و در انتها طرح يك پرسش است . اشاره احمدي نژاد در سخنانش به يك ترديد تاريخي مي باشد كه دهه ها ا ست راست و يا دروغ بودن آن بويژه از نظر ابعاد مورد بحث تاريخ دانها مي باشد و برخي تاريخ دانهاي يهودي نيز بر آن و ابعاد ادعايي ترديد گذاشته اند .  فرض احمدي نژاد اين است كه" هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند" ، سووال اين است :" آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها (اروپا) از رژيم اشغالگر قدس مي شود؟" طرح اين سووال توجه افكار عمومي غرب و بخصوص اروپا را بايد معطوف اين مهم كند كه چرا دولتهاي آنها كه اصرار بر باوراندن يك موضوع مورد ترديد با فرض صحت آن به آنها دارند ، اين اصرار رابا حمايت از رژيمي به عمل مي آورند كه يهوديان اصيل و مومن در گوشه و كنار دنيا دهه هاست بواسطه جنايات گسترده اش فرياد برمي آوردند كه از آنها نمايندگي نمي كند. دركنار ادعاي صهيونيستها كه با هر وسيله ممكن دهه ها آنرا در بين افكار عمومي جهانيان در گوشه و كنار جهان ترويج داده اند ، انبوهي از اسناد و مدارك نيز ارايه شده و بايد در بررسي هاي تاريخي و يا حتي ادعاها ، مطرح و مورد توجه قرار گيرد كه اتفاقا برخي از سوي يهوديان و يا روشنفكران شناخته شده غربي چون روژه گارودي فيلسوف فرانسوي ، ديويد ايورينگ مورخ انگليسي ، يوهن گودينوس سياستمدار سرشناس اتريشي  ، فردريك توبن محقق و تاريخ دان آلماني و... ارايه شده و ادعاي صهيونيستها را درخصوص نسل كشي يهوديان و ابعاد آن مورد ترديد قرار مي دهد . اين اسناد و مدارك نه تنها هيچ گاه اجازه طرح و نشر نيافته كه در مقابل " هر كسي را كه خلاف آن را (ابعاد قتل عام يهوديان ) ثابت كرده و كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند."

  درجهان امروز منطقه اي به نام فلسطين وجود دارد . دراين صحنه هر روز عده اي زن و مرد و كودك مورد حمله قرار مي گيرند . برخانه هايشان بمب فرود مي آيد ، خانه هايشان در هم كوبيده مي شود و كشتزارهايشان با تانك شخم زده مي شود . اين سرزمين بيش از 50 سال است كه در اشغال رژيمي اشغالگر است كه رهبران آن هيچ ريشه اي در فلسطين ندارند ، اما سرنوشت آنرا بدست گرفته و بوميان آنرا آواره كرده اند. در طول 50 سال اشغال فلسطين تلاشهاي بسياري از سوي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي و نيز نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد  براي پاسخگويي به اين سووال كه " چه بايد كرد ؟"  صورت گرفته است كه متاسفانه هيچ كدام به ثمر ننشسته و اين سرزمين همچنان در اشغال غاصبان ، و بومي هاي آن هدف سركوب و قتل عام روزانه اند. اشكال اساسي در چيست ؟ پاسخ روشن است ، راهكار! مردم فلسطين امروز مايوس از تلاش دولتمردان اسلامي و بي اعتماد به نهادهاي جهاني راه خود را براي آزادي سرزمين اجداي خويش يافته اند . انتفاضه ملت فلسطين با ايدئولوژي اسلامي نه تنها به مردم فلسطين كه به ديگر اعراب نشان داده است كه تنها راه نجات وطن خويش را بايد در مقاومتي متكي بر تعاليم اسلامي ببينند و جنوب لبنان و نوار غزه ثمره هاي اين مقاومت است .

   شرايط سياسي در جهان و بويژه در جهان اسلام بعد از دهه ها سكوت ، بي تفاوتي و متاسفانه در مواردي همراهي برخي رهبران با اشغالگران،  امروز در سايه مبارزات گسترده مردم فلسطين و پيش تر در لبنان و ديگر اراضي اشغالي به گونه اي رقم خورده است كه رهبران چاره اي جز دنباله روي از مردم سرزمين هاي خود كه درد اصلي آنها درد برادران و خواهران ديني فلسطيني يشان است،  در خود  نمي بينند . دراين ميان " راهكاري مشترك " مبتني بر اسلام و تعاليم آن و استفاده از ابزارهاي قدرتمندي كه جهان اسلام به فراواني از آن برخوردار مي باشد و حيات اقتصادي غرب به آن وابسته است و دراجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي در مكه مكرمه روي آن بحث شد ، همان چيزي است كه صهيونيسها را به وحشت انداخته  و پرچم مظلوم نمايي در دست گرفته اند.

     غرب بسيار به ارزشهايي مي نازد كه قرنها قبل از آنكه غربيها آنها را بشناسند و نام آنرا " دموكراسي " بگذارند ، مسلمين در اثر تعاليم ديني خود در سرزمين هاي خويش آنها را جاري ساخته بودند . جهان اسلام و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران امروز  اعمال همان ارزشها يعني " دموكراسي " و مراجعه به آراي عمومي بومي يان فلسطين  اعم از مسلمان ، مسيحي ، يهودي و ساير اديان و اعمال آنرا براي برون رفت از بحراني كه دهها سال است خاورميانه را در بر گرفته ، پيشنهاد مي كند . پيشنهادي كه " قطعي ، دموكراتيك و مطابق با موازين بين المللي است."  

  

 این یادداشت در شماره روز سه شنبه بیست و دوم  آذر روزنامه  نیز چاپ شده است

 

 

 

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:17 | متن كامل   |