تبليغاتX
یادداشت های یک روزنامه نگار
یادداشت های یک روزنامه نگار
سیاسی - استراتژیک

ياد باد آن روزگاران

 

   همه ي آنها را مي شناختم ، قديمي ها را بيشتر  ! اما به همه ي به يكسان تعلق خاطر داشتم – سيد مهدي مير افضلي با غم يتيمي بزرگ شده بود و قسمت اين بود كه دو فرزند خردسالش هم  بدون سايه پدر بر سر بزرگ شوند . پسرش "سيد علي "  هنوز قادر نيست " بابا " را درست تلفظ كند. تابستان بود كه مهدي پايان نامه اش " مدرسه بچه هاي خيابان " را به تشويق من عكاسي كرد و چون همه ي زندگي اش براي آن نيز نمره "الف" گرفت. مهدي هفته هاي آخر خيلي آسماني شده بود و  و به قول بچه هاي جنگ " نور بالا " مي زد. روزي شايد ده بار سلام مي كرد . هر وقت كه از كنار ميزم در ايرنا   مي گذشت ، آنهم در زمستاني كه بس ناجوانمردانه سرد است ! و آخرين بار " سلام " و عليك من " سلام از بنده آقا سيد" ساعتي قبل از عروج او و آن پرواز آخر !

     پنج شنبه سوم آذر ساعتي با " سپهدار ساجدي " بحث حرفه يي داشتم . آنروز تعطيل سپهدار براي پوشش يك برنامه خبري رفته بود. جواني بود با سواد و عميق و دلسوز ، عاشق كارش بود و قبل از آن خدمتي به مردم و بيان دردي از آنها و تلاش براي رفع آن ، آخر بحث هم نتيجه گرفتيم كه بايد براي مردم و از مردم نوشت ، مسوولين براي خود تريبون زياد دارند!

   حاج" محمود ايل بيگي " را اوايل دهه 70 روي ارتفاعات " پيرسوران " در كوير مركزي ايران شناختم . با هم رفته بوديم كه يك نبرد واقعي را در صحنه كارزار و در اوج گرماي تابستان پوشش دهيم . چند بارانداز قاچاقچيان بزرگ مواد مخدر شناسايي شده بود و نيروها بنا داشتند تا عليه آنها اقدام كنند. جنگي واقعي بود و محمود هم درخط اول براي بينندگانش گزارش مي كرد : اينجا كوير مركزي ايران و اين فرزندان غيور شما هستند كه با دشمنان سلامت فرزندان شما  مي جنگند!   

    با "محمد علي بخشي " رفاقتي قديمي تر داشتم . هر دو سالها در يك نهاد انقلابي كار مي كرديم تا كه او به نيروي دريايي ارتش رفت و دل دريايي اش را به دريا سپرد تا در آن سه شنبه سياه ! آسماني شد.

   همه ي آنها را مي شناختم ، قديمي ها را بيشتر ! و با جديدي ها هم  رفاقتي پر رنگ داشتم . قديمي ها را از"جبهه"  مي شناختم  و نقل حرفهايمان  ياد آن روزها ! و با آنها هم كه سالي بود وسالياني هم حرفه ! خاطرات اين سو و آن سو ، و چه مشتاق بودند كه از آن روزهاي آسماني شدن بشنوند ، از آن شفاهت خواهي ها ، كه شفاهت  " شهيد" ، مقبول درگاه حق است. شفاهت شما را مي خواهم ، آسماني ها! ياد روز وصل ياران ياد باد !   

این یادداشت در شماره روز یکشنبه پبیست  آذر روزنامه  نیز چاپ شده است

 

 

    

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 12:59 | متن كامل   |