" مساجد ، منازل و مدارس ما را بسوزانيد – اما روح ما نخواهد مرد –
ما زانو نخواهيم زد – امشب تسليم بدون نبرد هرگز " اين قطعه چند بيت از اشعار ترانه اي است كه اين روزها با صداي " مايكل هارت " گیتاریست و خواننده آمريكايي در ستايش مقاومت مردم غزه ، و محكوميت جنايات اسراييل در آن ،به گوش صلح دوستان جهان مي رسد. تصاويري كه براي اولين بار بعد از برقراري آتش بس درغزه در روز يكشنبه 29ديماه انتشار يافت ، عمق فاجعه اي را كه طي 23 روز جنگي بي امان در اين شهر گذشت ، آنهم نه به تمامي ، كه به اندازه شعاع ديد دوربين ، تصوير مي كند. هزاران خانه درهم كوبيده شده و از دهها مدرسه و مسجد و مراكز خدماتي و تاسيسات شهري ، فقط ! تله هايي از خاك باقي مانده است .
رهبران رژيم صهيونيستي پنجمين ارتش بزرگ دنيا را با اين هدف حداكثري !
به غزه فرستادند تا آنگونه كه "ايهود المرت "بارها و بارها گفته بود " ساختار غزه " را تغيير دهد ، و "حماس را نابود نمايد." ارتش اسراييل در حداقل ! اين هدف را دنبال مي كرد كه " حماس كاملا تضعيف شود " تا حدي كه به هرآنچه اسراييل مي خواهد ، تن در دهد.
از ميان انبوه فيلم هاي خبري شبكه هاي مختلف تلويزيوني دنيا از فاجعه غزه، يك سكانس از يك پلان گزارشي تصويري از بي بي سي در ساعت 17و 53 دقيقه چهارشنبه 25ديماه 1387 به وقت تهران ، شايد اشاره به بسياري از ريشه هاي وقايعي كه امروز در غزه مظلوم ، قرباني دموكراسي غربي ! مي گذرد ، و شاهد آن هستيم ، داشته باشد . قصد من تحليل مسايل و موضوعات نيست . قصد دراين نوشتار فقط نگاه به موضوع از نگاه تاريخ است . گزارش بي بي سي بعد از ساعت ذكر شده ، چند بار ديگر تكرار شد . با توجه به شناختي كه از نوع كار بي بي سي و مواضع انگليس در ارتباط با جنگ جاري در غزه و اصولا پيدايش صهيونيسم و جناياتي كه امروز در منطقه مي گذرد ، دارم ، فقط مي توانم بپذيريم كه آنچه پخش شد ، فقط و فقط يك اتفاق ! بوده است !
تنفر از آمريكا ، اسراييل و رهبران عرب به حرف اغلب وبلاگ نويسان عرب بخصوص اين روزها كه جنگ در غزه با شدت هر چه تمامتر ادامه دارد ، مبدل شده است.
شرايط حاكم بر فلسطين و فلسطيني ها امروزه بسيار درد ناك تر از هر
زماني در طول 60 سالي است كه از پيدايش رژيمي غاصب در اين سرزمين به نام اسراييل مي گذرد . محاصره سياسي و اقتصادي مدعيان دروغين دموكراسي ، و حال آتش افروزي گسترده آنها برسر مردمان بومي فلسطين ، مي رود كه به يك تراژدي بزرگ انساني منجر شود . با اين همه غزه همچنان ايستاده است و زن فلسطيني فرياد مي كند كه :" من همچنان فرزنداني خواهم آورد تا كه خانه خويش بازستاند."
شما هم اگر اخبار تهاجمات گسترده رژيم صهيونيستي به غزه را
پيگيري مي كنيد ، حتما اين صحنه ها را كه هواپيماهاي اسراييلي به يكباره مجموعه اي از بمب هاي نوراني را ( شبيه به نورافشاني ) برروي غزه مي ريزند ، ديده ايد . علاوه بر مواد انفجاري ، دراين بمب ها از فسفر استفاده مي شود ، كه ماده اي بسيار سمي و كشنده است .
يكي از شاخه هاي علم حقوق "حقوق جنگ "است كه بر شيوه عمل طرفين درگيرها نظارت مي كند ، و طرفين موظف هستند در همه حال مفاد آنرا رعايت و به الزامات آن تن دهند. حقوق جنگ علاوه بر قواعد نوشته و مدون ، پروتكل ها ،كنوانسيون ها و توافق هاي بسياري را ، به همراه عرف در بر مي گيرد، كه همگي قواعد آمره و الزام آور هستند . نگاهي به جنگ هاي رخ داده بخصوص در دوره هاي اخير نشان مي دهد كه متاسفانه اين قواعد اغلب از سوي طرفين جنگ ها ، بخصوص آنهايي كه به حمايت قدرتهاي بزرگ مستظهر هستند ، رعايت نشده و نمي گردد .
ايران و بحرين اخيرا توافقنامه همكاريهاي امنيتي ميان خود را كه
موعد پنج ساله آن به پايان رسيده بود ، براي دوره اي ديگر تمديد كردند تا به گفته وزراي امورخارجه دو كشور به يك نياز اساسي منطقه اي در همكاري با هم پاسخ دهند. موافقت نامه شامل همکاری در زمینه های مبارزه با مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و تروریسم و تشکیل کمیته های مشترک مي شود كه ايران نمونه آنرا با تركيه نيز سالهاست دارد و صاحب نظران مسايل امنيتي در منطقه ، همواره آنرا يك الگوي خوب براي همكاريهاي دو جانبه و چند جانبه منطقه اي معرفي كرده اند.
تهاجم گسترده و چندباره رژيم صهيونيستي به "غزه " نام اين منطقه در كناره
درياي مديترانه را برزبانها انداخته است. هستند عده زيادي كه اطلاعاتي راجع به اين منطقه و موقعيت جغرافيايي ، تاريخي و سياسي آن ندارند . اين مجموعه سعي دارد به سوالات احتمالي اين دسته از خوانندگان محترم "يادداشتهاي يك روزنامه نگار " پاسخ دهد .
آيت الله جمي رخ در نقاب خاك كشيد . ياد و نامش هميشه جاودان و پاينده مانند آبادان –
سال گذشته بود كه چند روزي بعد از انتشار كتاب خاطرات مرحوم " نوشتم تا بماند" به جرات مي توانم بگويم تمام كتاب فروشي هاي مقابل دانشگاه تهران را گشتم تا شايد بتوانم آنرا بخرم و توفيق نشد . امسال ابتداي سال توفيق يافتن كتاب دست داد . بيش از 1000صفحه و يا نزديك به آن دارد . بمحض خريد ، مطالعه آنرا آغاز كردم . كتاب شرح نگاري از وقايع روزانه در طول سالهاي ابتداي جنگ است . اين نوع نوشته ، ادبيات خاص خود را دارد - معمولا كلي نگاري است - بعضي وقت تكراري است و كشش لازم را ندارد و... – ولي كتاب خاطرات مرحوم آيت الله جمي آنقدر حتي براي مني كه سالها در جنگ زندگي كردم و به قولي با جنگ بزرگ شديم ، جالب ، پركشش و پر از اطلاعات است كه آنرا در دو شب تمام كردم . بارها به هنگام خواندن آن گريستم . روزهاي مظلوميت و در محاصره بودن آبادان را به ياد دارم . روزهايي كه در آن در كنار آب در آبادان ! قطره اي آب براي نوشيدن !! آرزو بود . شرح روزهايي را خواندم كه شايد خودم هم از نزديك آنها را ديده بودم ، ولي از نگاه ديگري برايم خاطرات گذشته را بيشتر تجلي مي كرد . روزهايي كه خيابانهاي آبادان پر از جنازه شهدا بود و هيچ كس جرات آنكه سرش را از پناهگاهي كه در آن پناه گرفته بود بيرون بياورد ، نداشت كه اگر اين مي شد، حتما تركش خمپاره يا بمبي سرش را به باد مي داد . روزهايي را به ياد مي آورم كه در نوروزش شير زنان آباداني خانه هاي خود را با " گل بهي " رنگ و بويي مي دادند تا دشمن كور شوند. و جمي هرگز آبادان را تنها نگذاشت ، حتي بعد از آنكه برادرش در مقابل چشمانش توسط يك خمپاره عراقي در وسط خيابان تكه تكه شد و آيت الله دهها بار از تيرهاي دشمن جان سالم بدر برد ، و با آنكه بومي بود بارها در جبهه ودر عيادت از رزمنده ها گم شد ، و دشمن در چند قدمي خانه او پاي مي كوبيد ! جمي ماند – نماز جمعه آبادان ماند – و هم او بود كه هر روز در زير بمب و گلوله متجاوزان به راديو نفت ملي آبادان مي رفت تا پيام مقاومت آبادان و آباداني ها را به جهانيان بدهد. و روزي كه در برگي از خاطراتش خواندم كه چطور وقتي بعد از روزها ليواني ازآب يخ در راديو به او داده اند ، چقدر برايش گوارا بوده است . شديدا به ياد شهداي كربلا گريستم – آبادان هم كربلايي ديگر بود . همان روزهايي كه او و همه ي آنهايي كه در آبادان مانده بودند ، حتي نان براي خوردن نداشتند . آيت الله جمي مانند مرحوم آيت الله توسلي يك عاشق تمام عيار بود. آيت الله جمي عشق به امام (ره) و كشور را در ماندن در آبادان در تمامي روزهاي جنگ اثبات كرد ، و مرحوم توسلي كه قلبش وقتي به ساحت مقدس بيت امام (ره) اهانت شد ، تاب نياورد و ايستاد !
روحشان شاد
در ايران و در ميان عامه مردم بيشتر به " ايكس " معروف است. يكي از اين مخدرها،" متلين دي اكسي مت آمفتالين"يااكستازي است كه با اسامي عاميانه زيادي نيز خوانده ميشود . پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت فاجعه بزرگ غزه ، حجت را بر همگان تمام
كرده است. پيام ، بسيار پر محتوا ، دقيق ، روشنگر و در عين حال مسئوليت آور براي تمامي مسلمانان و آزاديخواهان و بخصوص رهبران ، علما و انديشمندان در سرتاسر جهان و بويژه كشورهاي اسلامي است. پيامي كه حجت را از همه حيث بر انسان ! نه فقط مسلمان ، تمام مي كند ، و پس از اين ما هستيم ، خدا و وجدان خويش ، و اگر طالب شهادت باشيم هم زهي سعادت كه دراين راه باشد ، كه حكم فرمودند:"همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن، موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود، شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهداي بدر و اُحد در محضر رسولالله ـ صلياللهعليهوآله ـ محشور شود."
از ميان انبوه فرآورده هاي خبري كه شبكه هاي مختلف راديو و تلويزيوني دنيا از جنايات تازه اسراييل در غزه مي دهند ، جمله كوتاه اما بسيار نغز ، با معني و مسووليت آور يك دختر بچه فلسطيني ! ساكن غزه كه شنبه شب به "الجزيره " گفت :" رهبران عرب ! بپا خيزيد ، كه هيچ قدرتي بالاتر از قدرت خدا نيست و خدا ما را ياري خواهد كرد ." مسووليت ها ، وظيفه و نقشه راه را در مواجه با رژيم دد منش صهيونيستي كاملا و به بهترين شكل به همه ي مسلمين و از جمله رهبران عرب ! نشان مي دهد و آن " مبارزه " و "مقاومت "آنهم به صورت "همه جانبه "
است . جوان فلسطيني امروز " خيبر " را الگوي مبارزه خود قرار داده است . او باور دارد كه "خانه عنكبوت سست تر از آني است كه ادعامي كند ." او در جنگ 33 روزه بزرگترين ارتش منطقه با يك گروه چريكي اما معتقد و مومن ديد كه با ايمان به خدا و اسلام مي تواند سرزمينش را آزاد كند ، و از اين رو است كه مي بينيم فلسطيني شديدا مجروح در بمباران گسترده غزه در روز شنبه 7 ديماه ، در حالي كه آخرين رمق ها را در خود جمع كرده است ، با صدايي بلند آنقدر كه همه وجدانهاي بيدار و پاك دنيا بشنوند ، شهادتين خود را ادا مي كند . و به اين ترتيب پيام سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله (ع) خطاب به همه ي آزاده هاي دنيا را به گوش آنها مي رساند كه ، اگر مسلمان نيستند ، لااقل آزاده باشد .
آلودگي هواي ابر شهر تهران به حدي رسيده است
كه كارگزاران امور شايد به عنوان "آخرين راهكار" /به اين نتيجه رسيده اند كه به مديريت زماني آمد و شد و شروع و خاتمه فعاليت هاي روزانه شهروندان بپردازند شيوه اي در مديريت شهري كه در بسياري از كشورهاي جهان دهه هاست اعمال مي شود. آلودگي هواي تهران ريشه در مسايل چندي دارد كه بخش قابل ملاحظه اي از آن متاثر از فرهنگي است كه بدون توجه به الزامات زندگي جمعي برپايه القائاتي مانند " دارندگي ، برازندگي است " ، " هركس را توي قبر خودش مي گذارند " ،"چهار ديواري اختياري " و ... شكل گرفته است .
ساعت ۷ و ۵۵ دقيقه صبح روز شنبه هفتم ديماه ۱۳۸۷ مكان بزرگراه جلال آل احمد - بعد از تقاطع كردستان - آمبولانس مزدا به شماره ۷۱۳ و ۱۵ متعلق به يك شركت خصوصي خدمات پزشكي آژير كشان و روشن كردن چراغ هاي گردان از راننده ها درخواست مي كند راه را براي او بازكنند. ترافيك سنگين صبحگاهي حركت را سخت كرده است . چند راننده راه را براي آمبولانس باز مي كنند. راننده آمبولانس چيزي را به روي خيابان پرتاب مي كند . دقت مي كنم يك قوطي سيگار از آن نوع سيگارهاي نازك و بلند است . نگاه مي كنم سيگار خودش و دوستش را كه كنار او نشسته روشن مي كند. بيماري در آمبولانس نيست . براي سرويس اداره ما راهي باز شده و از خط ديگر از آمبولانس سبقت مي گيرد و من نمي توانم غير از شماره مشخصات ديگري از آمبولانس را ثبت كنم اگر چه اگر بناي بر رسيدگي باشد همين اطلاعات هم كافي كافي است. به مركز اطلاعات و بازرسي ناجا (۱۹۷) زنگ مي زنم و موضوع را مي گويم و ضمن آن پيشنهاد مي كنم با توجه به موارد زياد سوءاستفاده از نشان هاي سرويس هاي امدادي كه از حساسيت عمومي نسبت به اين نوع سرويس ها و ضرورت همكاري با آنها مي كاهد ، پليس در اعطاي موقعيت امدادي به سازمانهاي مختلف بازبيني و يا عملكرد آنها را تحت نظارت قراردهد. اگر پليس به اين مورد رسيدگي كرد ممنون مي شوم از نتيجه اقدامات خود من را نيز مطلع بفرمايند تا به اطلاع خوانندگان اين وبلاگ نيز رسانده شود.
سفري رسمي به تهران را آغاز خواهد كرد ، او اكنون در تركيه است . قيد احتمال از اين جهت بكاربرده شد كه هنوز اعلانيه اي رسمي در مورد اين سفر در تهران داده نشده است و حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران نيز در مصاحبه هفتگي اخير خود اگر چه انجام سفر را تاييد كرد ، ولي در مورد زمان آن گفت كه رايزني در اين مورد درجريان است." منزوي كردن ايران " در حداكثر ، و در حداقل "بلند كردن صداي
اعراب برسر ايران " آرزوهاي آمريكا در محور تحركات منطقه اي آن عليه جمهوري اسلامي ايران است كه هفته نامه آمريكايي" تايم " در شماره هفته دوم اسفند1384 به عنوان "آرزوهاي بزرگ " جرج بوش رييس جمهوري و كاندوليزا رايس وزير امورخارجه آمريكا به آنها اشاره داشت .
هوای تهران به حدی آلوده شده است که به عنوان یک
مساله و معضل از منظر امنیت ملی ، در دستور کار کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز قرار گرفته است.
جانشين رييس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي در 26آبان ماه امسال در شهركرد از واقعيتي پرده برداشت كه كارشناسان سالها بود درباره آن و پيامدهايش هشدار مي دادند و آن جايگزيني مواد مخدر صنعتي با سنتي بخصوص در ميان جوانان بود .
آخرهاي تابستان سال گذشته بود كه امير دوبي در يك نمايشگاه ساختماني پرده از طرح جاه طلبانه " باغ جميره" برداشت ، باغي كه به گفته وي قرار بود "ونيز خليج فارس " باشد . اين باغ در نظر بود ، شامل مجمع الجزايري مركب از آسمان خراش هاي متعدد ، بوستان ها و كانال هاي مصنوعي باشد كه بخشي از آن در خشكي و بخشي ديگر در دريا بود. برآورد شده بود كه براي ساخت جميرا 70 ميليارد دلار سرمايه گذاري شود. همين كه خبر تصميم امير براي ساخت جميرا اعلام شد، هشت كشتي بزرگ در منطقه پيدا شدند كه كارشان آوردن خاك و سنگ و خالي كردن آن در منطقه اي بود كه براي ساخت باغ در نظر گرفته شده بود. اين كار چند ماهي ادامه يافت و بار خاك و سنگ دهها كشتي در منطقه خالي شد تا اينكه آمد و شد كشتي ها كم و كم و دست آخر به نوشته شماره روز سه آذر "اشپيگل آن لاين " در پايان ماه نوامبر متوقف شد و اعلام گرديد كه طرح ايجاد باغ جميره "به دليل سرايت بحران مالي جهان به دوبي فعلا ! اجرا نخواهد شد."