نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران روزگذشته و در روز ارتش پرافتخار كشور، بخش هايي از توانايي ها و قابليت هاي دفاعي خود را به نمايش گذاشتند. ايران امروز به بركت انقلاب اسلامي داراي نيروهاي مسلحي كارآمد ، هوشمند و درعين حال مكتبي است كه به خدا تكيه دارد و قدرتمندانه از مرزهاي سياسي و وحدت ارضي كشور دفاع مي كند و حامي آرمانهاي ديني و ملي است...
دوران كنوني را بايد با عنايت به مولفه ها، شواهد و قرائن بسيار، دوران بيداري اسلامي دانست كه كانون آن، همانگونه كه مقام معظم رهبري در آيين گشايش كنفرانس بين المللي قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين فرمودند، " فلسطين "است...
جهان اسلام امروز به نقطه سرنوشت سازو تعيين كننده تاريخي خود رسيده و كفر با همه ي توان و در عرصه هاي مختلف به مقابله با اسلام ، مقدسات و مظاهر آن برخاسته است. عراق ، افغانستان ، فلسطين و… تنها درعرصه سياسي ، نمونه هايي از اين مقابله است و در عرصه فرهنگ ، دشمن تا آنجا حقارت را پذيرفته است كه به مقدس ترين حريم هاي مسلمين وارد شده و آنرا مورد هتك حرمت قرار مي دهد...
دوست عزيزم جناب آقاي كوروش
با سلام واحترام و تشكر بسيار از كامنت هاي شما و با عنايت به فرصت و منابع ، پاسخ سووالات شما را ارايه مي كنم . من تلاش خودم را خواهم كرد كه پاسخ هاي شما را با نهايت ادب و احترام و بدور از هيچ نوع تعصبي خدمت شما ارايه كنم . اگر سووال ديگري بود و با ايرادي به مطالب من داشتيد ، مي توانيم باز هم به پرسش و پاسخ با هم ادامه دهيم .
مايلم قبل از همه پاسخ سووالات و يا نقطه نظراتي از جناب شما را بدهم كه فرصت كمتري را مي طلبد تا وقت و امكان براي پاسخگويي به سووالات اساسي تر شما باشد. در زمينه كنفرانس فلسطين اجازه دهيد بعد از پاسخ هاي شما در زمينه انرژي هسته اي در خدمت باشم .
نوشته ايد: عباراتي را كه شما در برخي كامنت هاي خود گذاشته و بنظر من محترمانه نيست را بارها در روز از راديو و تلويزيون مي شنويد و...
بايد عرض كنم : اولا كه اينطور نيست . مثلا هيچ وقت راديو و تلويزيون ما نمي گويد از دهان رژيم و.... فرض كنيم برداشت شما اين باشد ، آيا سند مي شود كه ما هم هر طور كه خواستيم و مهمتر از همه در مورد هر چيز و كس بكار ببريم . تاييد مي كنيد كه پسنديده نيست.
نوشته ايد كه به دانش من درباره انرژي هسته اي و مسايل آن شك داريد.
عرض مي كنم : همانطور كه من در بيوگرافي خودم نوشته ام ، در زمينه علوم استراتژيك تحصيل كرده ام و هرگز ادعايي در زمينه انرژي هسته اي و مسايل مرتبط با آن ، نداشته و ندارم و اگر هم دقت كرده باشيد موضوع را همواره از بعد دانش خودم مورد بررسي قرار داده ام يعني صرفا از بعد سياسي و استراتژيك ، اگر غير از اين بود شما بايد ايراد مي گرفتيد.
گفته ايد: " تاريخ ايراد سخنراني آقاي بوش كه به ادعاي شما (بنده ) گفته است "" ايران نبايد به فناوري هسته اي دست پيدا كند "" را هم قيد فرماييد ...
عرض مي شود كه ايشان نه تنها بارها كه بارها و بارها چنين مطلب و عين نوشته بنده را برزبان آورده اند كه آدرس فقط چند مورد آنرا كه در شبكه اينترنت نيز در دسترس شما قرار دارد ، در زير مي آورم آقاي بوش به اين گفته خود همچنان ادامه مي دهد كه مي توانيد با يك سرچ معمولي فهرست بلند بالايي از آنها را داشته باشد و اگر روزي و حداقل به يك سرويس صداي آمريكا و يا تلويزيون آن گوش دهيد حتما آنرا و ياتكرارش را از زبان رييس جمهوري آمريكا و يا ديگر سران اين كشور خواهيد شنيد . براي نمونه لطفا به اين منابع رجوع كنيد كه فقط در طول چند روز اول امسال بيان شده است :
· بي بي سي 01-01-85 بخش بامدادي فارسي
· راديو فردا 01-01-85- ساعت 11:30دقيقه
· خبرگزاري ايتاليا (آنسا) 02-01-85 ساعت 13:20دقيقه به وقت تهران
· روزنامه كامرسانت مسكو 02-01-85
· روزنامه گلف نيوز (امارات ) 01-01-85
· راديو آمريكا 02-01-85 بخش فارسي برنامه بامدادي
· روزنامه لس آنجلس تايمز 02-01-85
· راديو بي بي سي 03-01-85 بخش شبانگاهي
· راديو دويچه وله ( صداي آلمان ) 03-01-85 بخش شامگاهي
· و..
نوشته ايد: آيا مردم از خطرات تكنولوژي روسي آگاهند يا روزنامه ها مي توانند به آن بپردازند؟
عرض مي شود: در مورد مسايل هسته اي نهاد ناظر سازمان ملل ( آژانس بين المللي انرژي هسته اي ) بر همه ي فعاليت ها براي داير كردن يك نيروگاه و نيز بهره برداري از آن نظارت دارد. اين نظارت در تمامي مراحل ساخت ، تكميل و بهره برداري اعمال مي شود. بازرسان آژانس دائما به ايران آمده و آنطور كه گفته شده در آينده نيز به ايران خواهند آمد و قطعا اگر ايرادي ببنند به آژانس گزارش خواهند كرد. در ضمن از دهه 1940ميلادي كه اتحاد شوروي به قدرت شكافت هسته اتم براي مصارف مختلف از جمله انرژي دست يافت تا به امروز تنها يك مورد حادثه چرنوبيل در كارنامه راكتورهاي هسته اي سابق شوروي ثبت شده است و در حال حاضر دهها نيروگاه با فناوري روسي در گوشه و كنار جهان كار مي كنند كه مساله خاصي نداشته اند و يا حداقل آژانس گزارش نكرده است . مي دانيد كه آژانس با بهره برداري و بكار گيري از امكانات بسيار از جمله دستگاههاي سنجش آب ، هوا و خاك هرگونه تغيير در ميزان راديو اكتيو كره زمين را زير نظر دارد. در عين حال شما كه گفته ايد پاسخ سووالات خود را مي دانيد حتما از حوادث مشابه درآمريكا (تري مايلز آيلند ) ، اروپا و ژاپن كه برخي از آنها در سالهاي اخير بود اطلاع داريد. براي كسب اطلاعات بيشتر دراين زمينه شما را به سايت آژانس بين المللي انرژي هسته اي كه لينك آنرا در سايت سازمان مللwww.un.org پيدا خواهيد كرد ، ارجاع مي دهم .
من درمقام يك روزنامه نگار كه در سال 84 بيش از 40يادداشت در زمينه انرژي هسته اي تنها براي روزنامه " اعتماد " نوشته ام و در آنها بسيار نيز از اقدامات مقامات ايراني در برخي زمينه ها در اين خصوص انتقاد كرده ام ،تاكنون نه از پرداختن به موضوع منع شده ام و نه اينكه حتي تذكري دريافت كرده ام و در ضمن در مقام سردبير در يك رسانه خبري بزرگ كشور قاطعا مي گويم كه تاكنون از سوي شوراي عالي امنيت ملي هيچ بخشنامه اي دال بر نپرداختن به مساله انرژي هسته اي و يا آنچه شما گفته ايد تكنولوژي روسي به من ابلاغ نشده است . طبيعتا شوراي امنيت ملي حق دارد در مقام قانوني خود رهنمودهايي براي رسانه ها داشته باشد كه رسانه ها نيز در چارچوب قانون آنرا اجرا مي كنند ولي هيچ وقت گفته نشده كه از فناوري روسي ايراد گرفته نشود. در ضمن به ياد داشته باشيد كه ما نيروگاه هسته اي بوشهر را ابتدا با آمريكايي ها و در ادامه با فرانسوي ها و آلماني ها پيش برديم كه بواسطه شرايطي كه در روابط ما با غرب بوجود آمد ، براي تكميل كار ! به فناوري روسي روي آورديم . در اين زمينه خوشبختانه كشور به پيشرفت هاي بسياري دست يافته و اميد دارم در آينده حتي از اين نوع فناوري نيز بي نياز شويم . شما حتما مي دانيد كه ما امروزدر چند دانشگاه كشور خوشبختانه در زمينه فيزيك هسته اي و نيروگاه هسته اي و... دوره هاي عالي دانشگاهي داير كرده ايم كه بسياري از دانشمندان ايراني اين رشته ، دانش آموخته هاي همين دانشگاههاي داخلي هستند كه در كنار آنها نيروهاي ايراني تحصيل كرده خارج نيز فعال هستند .
پرسيده اي آيا توليد برق از منابع هسته اي مقرون به صرفه است ؟
در جواب ضمن يك توضيح لازم عرض مي شود:
در مركز رآكتورهاى هسته اى ميله هاى سوخت و كنترل يك در ميان چيده شده اند. در درون ميله هاى سوخت، فرآيند شكافت رخ مى دهد و انرژى آزاد مى شود. اين انرژى، آب كه اطراف ميله ها را فرا گرفته گرم مى كند. آب گرم شده خود از درون مخازن آب ديگرى مى گذرد و آنها را گرم كرده و بخار مى كند. بخار آب توليد شده توربين ها را مى گرداند و با چرخش توربين ها كه به ژنراتور متصل اند، برق توليد مى شود. به اين ترتيب، انرژى توليد شده در اثر شكافت اورانيوم به برق تبديل مى شود. برق توليد شده از شكافت يك تن اورانيوم برابر برق توليد شده از سوزاندن ۲۰ هزار تن ذغال سنگ يا ۳۰ ميليون متر مكعب گاز طبيعى است!از آنجايى كه تعداد پروتون توليد شده در هر مرحله زنجير بيش از يكى است، اگر شكافت و واكنش زنجيرى خود به خود ادامه پيدا كند، واكنش زنجيره اى به سرعت گسترش يافته و به سرعت فراگير مى شود. در چنين حالتى در مدت كمى انرژى زيادى توليد مى شود. اين همان اتفاقى است كه در بمب هاى هسته اى مى افتد. براى كنترل اين فرآيند در نيروگاه ها، در ميان ميله هاى سوخت، ميله هاى كنترل را قرار مى دهند. اين ميله ها مواد جذب كننده نوترون هستند كه سرعت واكنش را كنترل كرده و مانع از انفجار ناگهانى آن مى شوند.
درباره پسمانده هاي هسته اي پرسيده ايد و اينكه چكار بايد كرد والي آخر
عرض مي شود:
رآكتورهاى هسته اى از لحاظ سرعت عمل به دو دسته تقسيم مى شوند:۱- رآكتورهاى گرمايى: كه سرعت عملشان كم است و فرآيند شكافت در آنها به آرامى صورت مى گيرد. اين رآكتورها كاملاً جنبه صلح آميز دارند. رآكتور اتمى بوشهر از اين گونه است.۲- رآكتورهاى سريع: كه هدف اصلى آنها توليد سوخت لازم براى سلاح هاى هسته اى است. محصول اين رآكتورها پلوتونيوم و اورانيوم ۲۳۵ است.
از مشكلات زباله هاي هسته اي پرسيده ايد ، عرض مي شود:
مثل هر فعاليت ديگر بشرى، توليد برق هسته اى هم ضايعاتى دارد. اما براى مثال، براى توليد ۸ مگاوات ساعت انرژى الكتريكى، تنها ۳۰ گرم زباله، راديواكتيو توليد مى شود. اين در حالى است كه براى توليد همين مقدار برق از بهترين نوع زغال سنگ، هشت هزار كيلوگرم دى اكسيد كربن توليد مى شود. در عين حال قبول دارم كه خطر زباله هاى هسته اى بسيار بيشتر و نگهدارى آنها نيازمند روش هاى پيچيده ترى است. با اين همه مي دانيم كه زباله هايى مثل لباس هاى تكنسين ها، لوازم و تجهيزات و ساير موادى كه راديو اكتيويته كمى دارند، اينها پس از فشرده سازى و آتش زدن دفن مى شوند. اما مهمترين قسمت دفن زباله هاى هسته اى، نابودى سوخت مصرف شده است. براى اين كار سوخت هسته اى را كه بسيار گرم و راديواكتيو است، چندين سال درون استخرهاى عميق آب قرار مى دهند. پس از سرد شدن، آن را خارج مى كنند. حدود ۳ درصد اين سوخت مصرف شده، مواد قابل بازيافت مثل پلوتونيوم و اورانيوم ۲۳۵ است كه مصارف پزشكى و نظامى دارد. بقيه آن را به پودر تبديل كرده درون مخازن محكم و غيرقابل خوردگى قرار داده و در نقاط معلومى كه دور از دسترس افراد است، دفن مى كنند. جالب تر است بدانيد كه پيشرفت دانش هسته اي امروز امكان آنرا فراهم آورده كه تا حد زيادي مواد راديو اكتيو از زباله ها گرفته شود و مي توان به آينده بيشتر اميدوار بود.
در مورد ذخاير اورانيوم ايران پرسيده ايد و اينكه آيا با فرضي كه مطرح كرده ايد و اينكه ميزان ذخاير ايران كم است ،رفتن به سمت داشتن فناوري هسته اي امري اقتصادي است يا نه ؟
در جواب بدون اينكه بخواهم وارد اهميت مقوله از ابعاد غير اقتصادي شوم كه به راحتي مي تواند مساله را حتي بدون توجه به بعد انرژي و ساير مصارف ممكن توجيه كند ، ضمن ارجاع شما براي مطالعه كامل كتاب " برنامه سلاح هاي استراتژيك ايران " كه اخيرا در انستيتو مطالعات استراتژيك لندن و زير نظر " گري سيمور " چهره متنفذ و عضو سابق شوراي روابط خارجي ايالات متحده تدوين شده است ، و در اينترنت در دسترس شما مي باشد ، بخش هايي از اين كتاب را كه بايد در عين حال سندي معتبر براي شما تلقي شود ، در زير مي آورم . اين مطالب از فصل نهم كتاب برداشت و ترجمه شده است :
... سازمان انرژي هستهاي ايران در سال 1974 كه ايران يك برنامه نيروي هستهاي بلندپروازانه را آغاز كرد، انجام يك بررسي ملي براي كشف ذخاير اورانيوم را شروع كرد. ايران اينك ادعا ميكند كه ذخاير ملي تثبيتشدهاي بالغ بر حدود سه هزار تن اورانيوم دارد و ذخاير اورانيوم بالقوه نيز بين 20 تا 30 هزار تن است. به هر حال تواناييهاي واقعي ايران براي استخراج مواد اورانيومي و توليد كيك زرد در كوتاه مدت، محدود به عمليات معدنكاري و آسياب كردن ميشود كه در منطقه «ساغند» يزد و «قچين» بندرعباس در دست ساخت هستند. دوم آنكه ذخاير ساغند كه در سال 1985 كشف شدهاند، در صحراي مركزي ايران و نزديك به شهر ساغند در استان يزد است. بزرگترين ذخيره مواد اورانيومي در صخرههاي سخت كه 200 تا 300 متر زير زمين قرار دارد، شناسايي شده است.
بنا بر تازهترين برآوردهاي سازمان انرژي هستهاي ايران، ذخاير ساغند حاوي حدود 55/1 ميليون تن از مواد داراي اورانيوم سطح پايين هستند كه 05/0 درصد آن اورانيوم است. به اين ترتيب، يك تن از مواد اورانيومي ميتواند به طور متوسط، حدود نيم كيلوگرم اورانيوم داشته باشد و مجموعا ذخيره برآورده شده، بالغ بر حدود 775 تن اورانيوم ميشود.
سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) در گزارشي كه مشتركا با آژانس بينالمللي انرژي اتمي تهيه كرده، برآورد پايينتري اعلام نموده و گفته است، 491 تن ذخيره اورانيوم به طور معقول در ساغند وجود دارد و منابع ديگر نيز حدود 876 تن ذخاير اورانيوم دارند. با توجه به عمق ذخاير سنگ معدن و محتواي كم اورانيوم در آنها، هزينه كيك زرد توليدشده از معدن ساغند احتمالا چند برابر بيشتر از قيمتهاي كنوني در بازار جهاني است. با اين حال ايران در معدن ساغند سرمايهگذاري كرده تا يك منبع مستقل اورانيوم براي نيازهاي هستهاي خود توسعه دهد، هرچند توسعه اين طرح، رشد بسيار كندي دارد. سازمان انرژي هستهاي ايران، پيشبيني ميكند كه توليد سنگهاي معدني در اواخر سال 2006 آغاز شود و 100 تا 120 هزار تن سنگ معدن اورانيوم در سال توليد كند، كه مرتبط با برنامه هستهاي ايران هستند.بنا بر طراحي موجود، بايد حدود 50 تا 60 تن اورانيوم طبيعي كه معادل 59 تا 70 تن كيك زرد هستند و سنگهاي معدني حاوي اورانيوم پس از استخراج از معادن، با پيمودن مسافت حدود 130 كيلومتر، به كارخانه آسيابي كه در «اردكان» در دست ساخت است، منتقل شوند. بنا بر اطلاع آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كه بازرسان آن در اكتبر 2004 از كارخانه اردكان بازديد كردهاند، ساخت آسياب صنعتي هنوز در مرحله اوليه قرار دارد، هرچند ايران ميگويد كه در نظر دارد اين كارخانه را پيش از اواخر سال 2006 و همزمان با آغاز عمليات در معدن ساغند تكميل كند؛ آسياب اردكان در رابطه با استخراج سالانه سنگ معدن از معدن ساغند طراحي شده است.هماينك ايران علاوه بر ساغند، در حال توسعه يك معدن اورانيوم باز و يك كارخانه آسياب در قچين، نزديك بندرعباس واقع در جنوب ايران است. اين معدن شامل سطوح متعددي از سنگهاي معدني اورانيوم سطح پايين در ذخاير نزديك به سطح زمين است كه در مقايسه با معادن عميق و ذخاير موجود در صخرههاي سخت، راحتتر استخراج ميشود. برآوردها درخصوص مجموع ذخاير اورانيوم در قچين به طور عمومي شناخته شده نيستند، اما بنا بر گفته مقامات ايراني، معدن و آسياب قچين براي توليد حدود 21 تن اورانيوم در سال، معادل 24 تن كيك زرد طراحي شدهاند. بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي در جولاي 2004 از اين محل ديدن كردند و اظهار داشتند كه عمليات معدنكاري آغاز شده بوده و آسياب، فعاليتهاي آزمايشي با اورانيوم را آغاز كرده و حدود 40 تا 50 كيلوگرم كيك زرد توليد ميكند.
چنانچه مشكلات فني عمدهاي وجود نداشته باشد، فعاليتهاي ايران درخصوص معدنكاري و آسياب كردن در ساغند و قچين بايد براي توليد حدود 70 تا 80 تن اورانيوم در سال، كه معادل حدود 83 تا 94 تن كيك زرد است، كافي باشد؛ البته در صورتي كه كارخانهها فعاليت كامل داشته باشند، اين فعاليتها براي تأمين نيازهاي هستهاي غيرنظامي كوتاهمدت ايران كافي نيستند، بلكه بيش از دو برابر كيك زرد موجود، يعني حدود 235 تن نياز است تا تنها به عنوان مواد خام براي تهيه سوخت سالانه رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر مورد استفاده قرار گيرد. به هر حال، ايران علاوه بر توليد كيك زرد داخلي، يك ذخيره بزرگ از اورانيوم طبيعي وارداتي تهيه كرده كه عمده آن 531 تن كيك زرد خريداري شده از آفريقاي جنوبي در سال 1982 است كه در سال 1990 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش شده است. به هر حال، حتي با در نظر گرفتن اين مقدار از كيك زرد وارداتي، توان ايران براي عرضه سوخت به نيروگاه هستهاي بوشهر طي چند سال آينده، نارسا و ناكافي خواهد بود، مگر آنكه بتواند كيك زرد اضافي از منابع خارجي، تهيه و وارد كند يا توان معدنكاري و آسياب كردن داخلي خودش را توسعه دهد كه ايران اقدامات گسترده اي را در اين زمينه آغاز و به آژانس بين المللي انرژي هسته اي نيز گزارش كرده است ...
پرسيده ايد كه روي آوري به انرژي هسته اي براي مردم چه فايده اي دارد ؟
عرض مي شود:
ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اجراي چند نيروگاه هسته اي را مورد مطالعه قرار داد كه قرار داد اجراي آنها نيز از جمله با آمريكا منعقد شد . در همان سالها بررسي هاي موسسه آمريكايي " استنفورد" كه در سال 1974ميلادي منتشر شد ، نشان مي داد كه ايران تا سال 1994 ساليانه نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي دارد . ايران آن موقع 30 ميليون نفر جمعيت داشت و نرخ رشد اقتصادي آن قابل ملاحظه نبود . جمعيت ايران اينك 70ميليون نفر و يا نزديك به اين رقم است و اين سوال به جايي است كه پرسيده شود چطور ايران آن زمان با آن جمعيت نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي داشت ولي ايران امروز با اين جمعيت كه بر طبق برآوردها 30 سال ديگر به 100ميليون نفر خواهد رسيد و به علاوه رشد اقتصادي بالا ، به انرژي هسته اي نياز ندارد ؟ ايران با رشد بالا امروز بخش قابل ملاحظه اي از نفتي را كه استخراج مي كند ، صرف تامين نيازهاي داخلي مي سازد كه يك مانع اساسي در راه توسعه آن است. براي برون رفت از اين مشكل ، با عنايت به ارزش افزوده اي كه نفت و همين طور گاز مي تواند در پي داشته باشد و به علاوه اينكه ذخاير نفتي تمام شدني است ، راه پيش روي ايران ، روي آوري به انرژي هاي نو ، كم خطر براي محيط زيست و با صرفه از نظر اقتصادي چون انرژي هسته اي است كه اين مي تواند باعث صرفه جويي ساليانه 190ميليون بشكه نفتي شود كه اينك در سال تنها و تنها براي توليد انرژي در داخل ايران مصرف مي شود و هزينه هاي كلان اجتماعي ( هزينه هايي كه معمولا در محاسبات نمي آيد مانند آلودگي هوا و تاثير آن بر سلامت محيط و انسان و...) را نيز بايد به آن افزود.
ايران درحال حاضر تنها ساخت يك نيروگاه هسته اي خود را در بوشهر شروع كرده است كه آن نيز در صورت راه اندازي ، تنها قادر خواهد بود فقط 3/5 درصد از برق مورد نياز كشور را تامين كند و اين در حالي است كه 20درصد انرژي مورد نياز آمريكا از نيروگاههاي اتمي تامين مي شود و اين رقم براي فرانسه 78درصد ، ژاپن 27درصد ، آلمان 28درصد ، روسيه 15درصد ، كره جنوبي 40درصد و انگليس 23درصد است ، حال آنكه ايران اگر قادر باشد برنامه هاي مصوبه مجلس براي تامين 20هزار مگاوات برق از نيروگاههاي هسته اي را در دو دهه آينده عملي سازد ، فقط مي تواند تامين انرژي مورد نياز كشور از طريق انرژي هسته اي را به 15درصد افزايش دهد كه در مقايسه با ساير كشورها ، در آن زمان نيز رقم بالايي نخواهد بود.
بر خلاف باور شما ساخت نيروگاههاي هسته اي نه تنها در سالهاي اخير كاهش پيدا نكرده است كه هم اينك و به نوشته شماره 21دسامبر سال 2005" دلوايا ندليا " هفته نامه معتبر علمي و تحقيقي روسيه با تيراژ 12ميليون !! تنها سازمان فدرال انرژي هسته اي روسيه ساخت 11نيروگاه هسته اي در اين كشور وبيرون از آن ( از جمله ايران ) را در دست اجرا دارد . با توجه به منابع بسيار محدود ديگر مانند آب ، نور ، باد و ذغالسنگ ( بخصوص از نظر ارزش اقتصادي ) اين گفته نمي تواند صحيح باشد كه كشورهاي صنعتي ساخت نيروگاه هسته اي را ترك كرده اند آنهم بويژه در شرايطي كه مساله سوراخ شدن لايه اوزون و جدي شدن مخالفت ها با سياستهاي آمريكا بواسطه عدم رعايت پروتكل كيوتو جدي تر مي شود.
دوست عزيز كوروش
سووالات اساسي شما را صرفا از اين رو پاسخ گفتم كه به مراجعين به وبلاگم احترام گذاشته باشم. ادامه دادن به بحث در اين خصوص را ازاين رو كه به نوشته خودتان " پاسخ همه سووالات را مي دانيد" مفيد نمي دانم. به شما توصيه كاملا دوستاني مي كنم و آن اين كه قبل از باور يك موضوع و تبديل ساختن آن به ذهنيتي در خويش ، دامنه و عمق مطالعه خود را روي موضوع مورد نظر تعميق و توسعه دهيد كه يك شيوه آن مي تواند مطالعه بيشتر و منابع مفيد تر و درعين حال متنوع از نظر نوع نگاه باشد.
چون بكار بردن عبارات توهين آميز و غير مودبانه در كامنت هاي خودتان را به اين بهانه كه روزانه در رسانه ها از اين عبارات بسيار بكار برده مي شود ، انكار كرده ايد ، آنها را در زير براي مطالعه توام با تعمق بيشتر شما همراه با برجسته سازي به قصد جلب توجه جنابعالي مي آورم و در عين حال خاطر نشان مي كنم كه برفرض بكار بردن عبارتي از سوي منبعي و يا فردي ، دليلي براي تكرار بخصوص بدون شناخت بار آن از سوي هيچ كسي در نزد هر كسي و در هر كجا نبايد بشود.
احترام خودم را به حضورتان بواسطه ديدار از اين وبلاگ و قرار دادن كامنت تجديد مي كنم . در ضمن من هيچ اعتراض و گله اي ندارم اگر شما روي دانش من در هر زمينه اي بخصوص انرژي هسته اي كه ازنظر فني در تخصص آكادميك من نيست ، شك كنيد !
رئوف پيشدار
27-01-1385
كامنت هاي شما :
با درود جناب پيشدار
اولا عباراتي كه شما براي زيبنده نبودن نظرات من مثال زديد اصلا چنين منظوري را نمي رسانند.
هزاران بار در طول روز خبر گزاريها از اين عبارات استفاده مي كنند پس همه اخبار آنها هتاكي به موضوع خبر است!!!!
در ضمن سوالات ديگري را هم دارم كه مي پرسم
آياكنفرانس قدس در روند تشكيل كشور مستقل فلسطين در كنار كشور اسرائيل تاثيري دارد؟
حال سوالات هسته اي
آيا غني سازي اورانيوم با منابع محدود اورانيوم ايران صرفه اقتصادي دارد؟
آيا شما از خطرات تفاله هاي هسته اي اطلاع داريد؟
آيا انرژي هسته اي در بيكاري ، فقر و اقتصاد نابسامان ايران تاثير مثبتي دارد؟
چرا در اروپا و آمريكا ساخت نيروگاههاي اتمي سير نزولي پيدا كرده است؟
فعلا همين سوالات و سوالات قبلي را پاسخ دهيد چون با روشن شدن جواب آنها براي خودتان سوالات بيشتري پيش مي آيد. اميدوارم كه پاسخ اين سوالات را بدهيد چون من واقعا به سطح اطلاعات شما درباره انرژي هسته اي و مسائل آن شك دارم.
بدرود
با درود جناب پيشدار
متاسفانه نتنها به هيچ كدام از سوالات من پاسخ داده نشد بلكه فقط شعارهايي را خواندم كه سه سال است از دهان سران جمهوري اسلامي شنيده مي شود.
بله ما دنبال برق هسته اي هستيم ولي آيا به طور شفاف به مردم توضيح مي دهيد كه اين برق هسته اي چه هزينه هايي دارد. هزينه هر نيروگاه هسته اي در مقايسه با همان نيروگاه ، با همان ظرفيت ولي گازي بسيار بيشتر است.
پاسخ سوالات اساسي را بدهيد نه اينكه به شعار دادن و بد و بي راه گفتن به آمريكا و بقيه بپردازيد.
درباره كنفرانس به اصطلاح "قدس" بايد گفت اين كنفرانس نتنها براي ايران و مردم سرزمينهاي فلسطيني نشين سودي ندارد بلكه بيشتر موجب انزواي ايران و فشار بر سازمان شبه نظامي حماس مي شود. ميهماناني كه به خرج دولت جمهوري اسلامي به اين كنفرانس دعوت شده اند مطمئنا هيچ علاقه اي به راه كارهاي دولت جمهوري اسلامي براي دور زدن راه صلح ندارند.
بدرود
با درود
ذخاير اورانيوم ايران در چه حد است؟
قيمت هر كيلو وات برق هسته اي چه قدر است؟
با زبالهاي هسته اي چه بايد كرد؟
فعلا به اين سوالات من پاسخ دهيد تا بعدا سوالات بيشتري برايتان دارم.
و اگر هم پاسخش را نمي دانيد بگوييد تا برايتان بفرستم.
بدرود
با درود جناب رئوف پيشدار
نخير عزيزم من به طور كامل پاسخهاي سوالاتم را مي دانم ، ولي بعضي اشخاص هستند كه فقط به خاطر تبليغات يك سويي كه صداوسيما و بقيه رسانه هاي وابسته درباره انرژي هسته اي مطرح كرده اند دم از انرژي هسته اي مي زنند بدون اينكه بدانند ذخاير اورانيوم ايران كمتر از آن چيزي است كه به كار 20 نيروگاه ديگر بيايد.
حتي كفاف همين يك نيروگاه را هم نمي دهد. و مسئله زباله هاي هسته اي كه در مقاله "لواشك هسته اي" آقاي شيرزاد به آن اشاره شده. و از همه مهمتر گراني يك كيلو وات برق هسته اي نسبت به بقيه راهها.
سوالات ديگرم هم از اين قرار است :
آيا روزنامه ها اجازه پرداختن به مباحث فوق را دارند و با بخشنامه شوراي امنيت ملي مواجه نمي شوند؟
آيا به مردم به طور شفاف درباره هزينه هاي پرداختي اين تكنولوژي وارداتي توضيح داده شده كه حالا توقع حمايت مردم را دارند؟
آيا مردم از خطرات تكنولوژي روسي آگاهند يا روزنامه ها مي توانند به آن بپردازند؟
فعلا تا اينجا كافيه. منتظر پاسخ هستم. البته در وبلاگ خودتان.
خداوند نگهدارتان باد.
با درود جناب پيشدار
من خيلي خوشحال ميشم كه هر چه زودتر مطلب و پاسخ شما را درباره سوالاتم بدانم.
در ضمن تاريخ ايراد سخنراني آقاي بوش كه به ادعاي شما گفته است "ايران نبايد به فناوري هسته اي دست پيدا كند " را هم قيد فرماييد. چون واقعا در چنين جمله اي بوي تبليغات و وارونه سازي رسانه هاي معلوم الحالي مثل راديو و تلويزيون حكومتي به مشام مي رسد.
بدرود

با سلام واحترام
ازاينكه به وبلاگ من سر مي زنيد و كامنت مي گذاريد ، بسيار بسيار ممنون و مفتخرم . جناب كوروش ! اولين شرط براي ورود به يك بحث علمي و آكادميك ، رعايت ادب و احترام و پرهيز از سطحي نگري مسايل است. ما بايد بياموزيم كه حتي با مخالف خود جز با ادب ، سخن نگوييم . بسيار علاقه مند بودم و هستم كه پاسخ سووالات شما را به صورت علمي و توام با آمار و ارقام و تحليل علمي ارايه و به اين ترتيب با دوستي جوان بحثي احتمالا سازنده براي دو طرف و شايد براي ديگران را آغاز كنم .
از ادبيات شما در كامنت هاي گذاشته شده ، بنظر مي رسد كه از امر و يا اموري عصباني هستید . شايد حق با شما باشد ! در آن حالت نيز دليلي براي عصبانيت و هتاكي وجود ندارد . رژيم ... منابع خبري ... و... عباراتي كه جنابعالي در كامنت هاي خود بكار برده ايد ، قطعا زيبنده نيست . اگر حوصله داشته باشيد علاوه بر موارد قبلي در فرصت مناسب ، پاسخ تمامي سووالات شما را خواهم داد و در عين حال خوشحال و خرسند خواهم شد كه اگر سوال ديگري بود و يا مطرح شد ، به آنها نيز پاسخ بگويم .
به دوست خوبم كوروش كه از كامنت هايش همچنين معلوم است جواني اهل مطالعه و تحقيق و پيگيري مي باشد ، توصيه اي دوستانه نيز دارم و آن اين است كه سعي كنند به مطالعات خود با درنگ و تامل و تعمق در مطالب تخصصي ، توسعه و عمق بيشتري ببخشند .
از دوست خوبم كوروش با اين هم ممنونم .
پيشدار
26-01-1385
تازه ترين گزارش سازمان ملل كه در پانزدهم فروردين برابر با 4 آوريل امسال ، روز جهاني مبارزه با "مين " هاي زميني منتشر شد مي گويد، با آنكه سالهاست نهضتي بزرگ از صلح دوستان در سرتاسر جهان به مبارزه با اين نوع سلاح و كاربرد آن براه افتاده و اين نهضت توانسته است امضاهاي رهبران كشورهاي بسياري را درزير توافقنامه يي براي منع توليد و بكارگيري مين هاي ضد نفر بياورد ، ولي هنوز " مين " هاي ضد نفر و كاربرد آن يك مساله بين المللي است . سازمان ملل در گزارش خود مي گويد كه مين های زمينی هرسال موجب مرگ يا معلول شدن تا ۲۰ هزار نفر می شود و حداقل يک پنجم قربانيان، کودکان هستند. درپيامي به اين مناسبت کوفی عنان دبيرکل سازمان ملل گفت که :"در جامعه متمدن جايی برای مين های زمينی وجود ندارد."
فعالان ضد مين در جهان از اينكه 150كشور كنوانسيون منع استفاده از مين هاي زميني ضد نفر را امضا كرده اند و كمك هاي مالي براي اجراي كنوانسيون افزايش يافته ، خرسند هستند ، اما آنرا كافي نمي دانند و اين كه گفته مي شود سه قدرت بزرگ جهان آمريكا، چين و روسيه ، هنوز انبارهاي بزرگي از مين هاي زميني ضد نفر را در اختيار دارند ، تهديدي جدي عليه كنوانسيون و اهداف انساني آن مي دانند. با آنكه تقريبا همه ي كشورهاي جهان به كنوانسيون مذكور پيوسته اند و يا اگر نپيوسته اند مفاد آنرا داوطلبانه اجرا مي كنند ، اما سازمان ملل گزارش هايي در اختيار دارد كه نشان مي دهد گروههاي شورشي هنوز درسيزده كشور از مين هاي ضد نفر استفاده مي كنند و مين ها و مواد منفجره باقي مانده از درگيريها در 80 كشور جهان يك مساله جدي است و هر سال جان شماري را مي گيرد و يا معلول مي كند كه بيشترين عده آنها كودكان و زنان هستند .
افغانستان يكي از آلوده ترين كشورهاي جهان به مين است . درسفري به اين كشور در پاييز سال 2001 ميلادي شخصا ميادين مين بسياري را در گوشه و كنار افغانستان مشاهده كردم و با مردان و زنان و كودكان بسياري برخورد داشتم كه بر اثر انفجار مين معلول شده بودند. در آن سفر مقام ارشد امنيتي افغانستان به من گفت كه تنها اتحاد شوروي در طول سالهاي اشغال افغانستان ميليونها مين در خاك اين كشور باقي گذاشته است و بر طبق يك برآورد سازمان ملل ، شوروي براي هر افغان سه مين در خاك افغانستان باقي گذاشته است! يكي ديگراز مناطق آلوده به مين در جهان ، ايران است كه آنرا به يكي از قربانيان بزرگ مين در جهان و دومين كشور آلوده به اين نوع سلاح ، تبديل كرده است و برآورد مي شود كه از 8 سال جنگ تحميلي انبوهي از مين در مناطق جنگي در غرب و جنوب غربي كشور باقي مانده باشد.
با آنكه در طول 17سال بعداز جنگ تحميلي تلاش هاي فوق العاده يي براي پاكسازي مناطق جنگي از مين صورت گرفته و افراد بسياري نيز دراين راه شهيد شده اند ، ولي باز خبرهايي هر از گاه از انفجار مين و كشته شدن و يا زخمي شدن افراد بخصوص در مناطق غربي كشور در رسانه ها منتشر مي شود كه نشان مي دهد " مين " همچنان يك مساله جدي است و اقدامات گسترده تري بايد دراين زمينه بخصوص آگاهي رساني به ساكنان مناطق سابقا جنگي و يا افرادي كه ضرورتا به اين مناطق آمد و شد دارند ، صورت گيرد. دلايل بسياري موجب آن شده است تا به رغم سالها تلاش براي پاكسازي مناطق جنگي از مين ، هنوز اين مناطق آلوده تلقي شوند كه از آن جمله مي توان به عدم وجود ودرصورت وجود مبادله نقشه هاي ميادين مين اشاره كرد كه لازم است در گفت و گوها با مقامات عراقي مورد توجه قرار گيرد. تغييرات و تاثير گذاري پديده هاي جوي برروي تغيير محل مين ها ، سرعت بيشتري را در خنثي سازي آنها مي طلبد كه صد البته با توجه به حجم مين هايي كه درخاك ايران در مناطق سابقا جنگي پراكنده است ، اين امر نياز به بودجه و امكانات بيشتر دارد كه شايد تامين آن آنهم در زماني كوتاه كه لازمه كار است ، در توان يك كشور نباشد و از اين رواست كه مي بايست دست همكاري نهادهاي جهاني مانند سازمان ملل و نهادها و سازمانهاي مردمي فعال دراين زمينه و كنوانسيون اوتاوا را فشرد .
|
توفيق ملت بزرگ ايران در سايه تلاش ها و مجاهدتهاي فرزندان عالم اين كشور در دستيبابي به فناوري غني سازي اورانيو م براي مقاصد صلح آميز ، ايران را بر بام معرفت و علم و فناوري جهاني قرار داد و" حال ملت ايران خود را مفتخر مي داند كه ديروز شهيدان و ايثارگران آن ايران عزيز را بربام استقلال و عزت نشاندند و امروز جوانان عزيز ايران اسلامى مى روند تا قله هاى علم و فناورى را يكي پس از ديگري فتح كنند." دسترسي به چرخه سوخت هسته اي با هدف هاي مسالمت آميز ، يك مطالبه ملي و حقي بود كه همه مردم ايران از نظام خود مي خواستند و در همه پرسي روز خدايي 22 بهمن 1384، همه ي ايراني ها به آن راي مثبت دادند و تحقق اين خواست ملي در روز 20فروردين 1385 با افتخار ، غرور و سربلندي در تاريخ ملت هميشه سرفراز ايران ثبت شد. همانطور كه رييس جمهوري در سخنانش براي اعلان نيل افتخار آميز ايران به قله بزرگ علمي غني سازي و ورود به باشگاه كم تعداد اتمي جهان گفت :" اين دستاورد بزرگ حاصل رنج ، مقاومت و پايداري ملت بزرگ ايران است و شروعي خواهد بود براي پيشرفت ها و موفقيت هاي بزرگ تر ." دهه ها ست كه آپارتايد هسته اي حاكم برجهان با نيرنگ هاي مختلف مي كوشد تا سد راه پيشرفت و ترقي جهانيان و نيل به رفاه و آسايش عمومي از طريق تنظيم معادلات سياسي و اقتصادي در سايه انبوه سلاح هاي كشتار جمعي به نفع خود شود. در راس اين نظام سلطه در جهان آمريكا قرار دارد كه ننگ قتل عام صدها هزار نفر از كودكان و زنان و مردان ژاپني در بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي براي همه ي تاريخ برروي پيشاني سياستمداران آن حك شده است.در مقابل اين نظام متكي بر آپارتايد ، جمهوري اسلامي ايران قرارداد كه خواهان صلح و آرامش برپايه ايمان الهي براي همه بشريت است و" اقتدار خود را نه از زرادخانه هاي هسته اي ، كه از اقتدار ملي و عمق ايمان مذهبي ملت خود كسب كرده است." ايران در تلاش قانوني خود براي دستيابي به فناوري توليد سوخت هسته اي براي مقاصد صلح آميز ، كاملا به تعهدات بين المللي اش از جمله پيمان منع توليد ، تكثير و اشاعه سلاح هاي هسته اي موسوم به ان پي تي پاي بند بوده و همانطور كه رييس جمهوري اعلان كرد " در آينده نيز كه مسير خود را تا توليد صنعتي سوخت براي نيروگاهايش ادامه خواهد داد ، به همكاري با آژانس بين المللي انرژي هسته اي مي پردازد ." ايران در مسير دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي، فراتر از شيطنت هاي معمول قدرتهاي سلطه گر با بد اخلاقي ها و قانون شكني ها و جسارت هاي زيادي نيز از سوي حاكمان آپارتايد هسته اي روبرو شد كه در تاريخ ملت ايران بي سابقه نيست و از آن جمله مي توان به جسارت هاي استكبار پير در ماجراي ملي شدن صنعت نفت ايران اشاره كرد . نصحيت ما نيز به اخلالگران درتعاملات جديد بين المللي همان توصيه اي است كه احمدي نژاد در مشهد و در اعلان ورود افتخار آميز ايران به باشگاه هسته اي جهان به عمل آورد ،" به حق ملت ايران احترام بگذاريد و نفرين ابدي و تاريخي اين ملت را براي خود نخريد " و بدانيد كه ادبيات جهان در تعاملات بين المللي قرنها ست تغيير كرده و ديگر نمي شود با زبان زور و تهديد سخن گفت . امروز نه آمريكا و نه هيچ قدرت ديگري قادر نيست نه تنها به يك كشور،بلكه حتي به گروههاي اجتماعي نيز با تهديد نظر خود را تحميل كند . ايران در همكاري گسترده با آژانس بين المللي انرژي هسته اي كه بازرسانش مرتبا براي بازرسي مراكز هسته اي ايران مي آيند و هم اكنون نيز در كشور هستند ، اثبات كرده است كه هيچ برنامه پنهان هسته اي ندارد و آنچه به دنبال آن است ، صرفا بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي مي باشد كه همه ي اعضاي آژانس بين المللي انرژي هسته اي با امضا گذاشتن به پاي پيمان ان پي تي ، اين حق همه ي اعضا و از جمله ايران را شناسايي كرده اند. ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اجراي چند نيروگاه هسته اي را مورد مطالعه قرار داد كه قرار داد اجراي آنها نيز از جمله با آمريكا منعقد شد . در همان سالها بررسي هاي موسسه آمريكايي " استنفورد" كه در سال 1974ميلادي منتشر شد ، نشان مي داد كه ايران تا سال 1994 ساليانه نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي دارد . ايران آن موقع 30 ميليون نفر جمعيت داشت و نرخ رشد اقتصادي آن قابل ملاحظه نبود . جمعيت ايران اينك 70ميليون نفر و يا نزديك به اين رقم است و اين سوال به جايي است كه پرسيده شود چطور ايران آن زمان با آن جمعيت نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي داشت ولي ايران امروز با اين جمعيت كه بر طبق برآوردها 30 سال ديگر به 100ميليون نفر خواهد رسيد و به علاوه رشد اقتصادي بالا ، به انرژي هسته اي نياز ندارد ؟ ايران با رشد بالا امروز بخش قابل ملاحظه اي از نفتي را كه استخراج مي كند ، صرف تامين نيازهاي داخلي مي سازد كه يك مانع اساسي در راه توسعه آن است. براي برون رفت از اين مشكل ، با عنايت به ارزش افزوده اي كه نفت مي تواند در پي داشته باشد و به علاوه اينكه ذخاير نفتي تمام شدني است ، راه پيش روي ايران ، روي آوري به انرژي هاي نو ، كم خطر براي محيط زيست و با صرفه از نظر اقتصادي چون انرژي هسته اي است كه اين مي تواند باعث صرفه جويي ساليانه 190ميليون بشكه نفتي شود كه اينك در سال تنها و تنها براي توليد انرژي در داخل ايران مصرف مي شود و هزينه هاي كلان اجتماعي را نيز بايد به آن افزود. والسلام |
شرايط حاكم بر فلسطين و فلسطيني ها امروزه بسيار درد ناك تر از هر زماني است. محاصره سياسي و اقتصادي مدعيان دروعين دموكراسي ،عرصه را تاجايي بر فلسطيني ها تنگ كرده است كه دولت منتخب آنها قادر به ارايه ابتدايي ترين خدمات عمومي به مردم هميشه در محاصره نظامي نيز ، نمي دهد. فلسطيني ها در پي سالها مقاومت و مبارزه براي آزادي سرزمين هاي خودشان و توسل و اتكا به انواع ايدئولوژي ها كه ثمري عملي براي آنها نداشت ، در انتخابات اخير پارلماني خود به " اسلام " به عنوان گرايش سياسي و " مقاومت " به عنوان راهبرد خود راي دادند و حماس آنرا شالوده و اساس كار خود تعيين كرده است. سالها گفت و گو و سازش با رژيم اشغالگر كه طي آن فلسطيني ها نه تنها امتيازي بدست نياوردند كه تمام امتيازهاي خود را نيز از دست دادند و اشغالگران آنها را به نفع خود مصادره كردند ، نشان داد كه نه به اشغالگران و نه به حاميان آنها ، نبايد هيچ اميدي داشت.
غرب كه درحمايت از رژيم صهيونيستي حتي تا مرحله گره زدن حيات سياسي خود با حيات اشغالگران پيش رفته است ، ادبياتي دارد پر از واژه هاي زيبا مانند دموكراسي ، حقوق بشر و آزادي راي . در طول تاريخ اشغال فلسطين كه تنها با حمايت قدرتهاي غربي ممكن شد و ادامه آن نيز به اين حمايت وابسته است ، غرب نشان داده است كه به هيچ يك از اين اصول كه در ادبيات سياسي اش به آن بسيار مي بالد ، وفادار و پايبند نيست و اين واژه ها در مورد فلسطين هرگز از مرز شعار فراتر نرفته و نمي رود و پاي بندي به ابزار آن وجود ندارد. غرب امروز با تهديد قطع كمكهاي اقتصادي اش به فلسطيني ها ، عملا به مقابله با دموكراسي و حقوق بشر در فلسطين و همزمان حمايت از ادامه دهشت افكني و جنايات روز افزون اشغالگران در سرزمين هاي اشغالي برخاسته است و ملتي را به تحميل فشارهاي بيشتر تهديد مي كند كه 50سال است در بدترين و غير انساني ترين شرايط، ناچار به زندگي و مقاومت براي احقاق اصولي ترين حقوق خود بوده ، شرايطي كه تنها نتيجه سياست هاي غرب در حمايت از اسراييل مي باشد .
اينك هفته هاست كه غرب در حسابي شناور و دو گانه و در عين حال مشترك با رژيم صهيونيستي ، كمكهاي خود به فلسطيني ها را به حالت تعليق در آورده تا هم قدم با تشديد فشارهاي نظامي اشغالگران ، هرچه بيشتر آنها را در تنگنا و فشارهاي روز افزون اقتصادي و سياسي قرار دهد . اين امر مسووليت بزرگي را بر دوش كشورهاي اسلامي قرار مي دهد وآن جايگزني سريع اين كشورها با كمكهاي سخاوتمندانه و بي دريغ به مردم فلسطين و نهادهاي فلسطيني است.
در چنين شرايطي تهران كه همواره حامي مردم فلسطين و حقوق آنها بوده است ، ميزبان شخصيت ها و چهره هاي با نفوذ جهان مي باشد كه از روز جمعه در سومين "كنفرانس بين المللي قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين " راههاي ياري به مردم فلسطين بويژه در پي تحولات عميق سياسي اخير در اين سرزمين را بررسي خواهند كرد كه به گفته دبيركل آن " با توجه به اينكه حماس در انتخابات اخير بويژه در بيت المقدس بيشترين آرا را بدست آورده ، طبيعتا برگزاري اين كنفرانس داراي بار سياسي فوق العاده اي خواهد بود چرا كه محوريت اين كنفرانس حمايت از اماكن مقدسه و طرح هاي اسلامي دولت برخاسته ازمجلس قانونگذاري فلسطيني خواهد بود ، كه حماس بيشترين كرسي هاي اين مجلس را دارد."
درجهان امروز منطقه اي به نام فلسطين وجود دارد . دراين صحنه هر روز عده اي زن و مرد و كودك مورد حمله قرار مي گيرند . برخانه هايشان بمب فرود مي آيد ، خانه هايشان در هم كوبيده مي شود و كشتزارهايشان با تانك شخم زده مي شود . اين سرزمين بيش از 50 سال است كه در اشغال رژيمي اشغالگر است كه رهبران آن هيچ ريشه اي در فلسطين ندارند ، اما سرنوشت آنرا بدست گرفته و بوميان آنرا آواره كرده اند. در طول 50 سال اشغال فلسطين تلاشهاي بسياري از سوي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي و نيز نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد براي پاسخگويي به اين سووال كه " چه بايد كرد ؟" صورت گرفته است كه متاسفانه هيچ كدام به ثمر ننشسته و اين سرزمين همچنان در اشغال غاصبان ، و بومي هاي آن هدف سركوب و قتل عام روزانه اند. اشكال اساسي در چيست ؟ پاسخ روشن است ، راهكار! مردم فلسطين امروز مايوس از تلاش دولتمردان اسلامي و بي اعتماد به نهادهاي جهاني راه خود را براي آزادي سرزمين اجداي خويش يافته اند . انتفاضه ملت فلسطين با ايدئولوژي اسلامي نه تنها به مردم فلسطين كه به ديگر اعراب نشان داده است كه تنها راه نجات وطن خويش را بايد در مقاومتي متكي بر تعاليم اسلامي ببينند و جنوب لبنان و نوار غزه ثمره هاي اين مقاومت است .
شرايط سياسي در جهان و بويژه در جهان اسلام بعد از دهه ها سكوت ، بي تفاوتي و متاسفانه در مواردي همراهي برخي رهبران با اشغالگران، امروز در سايه مبارزات گسترده مردم فلسطين و پيش تر در لبنان و ديگر اراضي اشغالي به گونه اي رقم خورده است كه رهبران چاره اي جز دنباله روي از مردم سرزمين هاي خود كه درد اصلي آنها درد برادران و خواهران ديني فلسطيني يشان است، در خود نمي بينند . دراين ميان " راهكاري مشترك " مبتني بر اسلام و تعاليم آن و استفاده از ابزارهاي قدرتمندي كه جهان اسلام به فراواني از آن برخوردار مي باشد و حيات اقتصادي غرب به آن وابسته است و دراجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي در مكه مكرمه روي آن بحث شد ، همان چيزي است كه صهيونيسها را به وحشت انداخته و پرچم مظلوم نمايي در دست گرفته اند.
غرب بسيار به ارزشهايي مي نازد كه قرنها قبل از آنكه غربيها آنها را بشناسند و نام آنرا " دموكراسي " بگذارند ، مسلمين در اثر تعاليم ديني خود در سرزمين هاي خويش آنها را جاري ساخته بودند . جهان اسلام و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران امروز اعمال همان ارزشها يعني " دموكراسي " و مراجعه به آراي عمومي بومي يان فلسطين اعم از مسلمان ، مسيحي ، يهودي و ساير اديان و اعمال آنرا براي برون رفت از بحراني
