تبليغاتX
یادداشت های یک روزنامه نگار
یادداشت های یک روزنامه نگار
سیاسی - استراتژیک

ايران پل ارتباطي آسياي مركزي و اقيانوس هند

امكان دسترسي به

امكان دسترسي به آبهاي آزاد همواره از اهداف استراتژيك كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز بوده و موقعيت ممتاز جمهوري اسلامي ايران در حد فاصل دو قاره آسيا و اروپا، نقطه اميدي براي تحقق اين اهداف محسوب شده است. سال 1376 هجري شمسي ، طرح دسترسي كشورهاي آسياي مركزي به آبهاي آزاد و ارتباط آسيا و اروپا ، در دستور كار كميسيون اقتصادي و اجتماعي براي آسيا و اقيانوسيه" اسكاپ " قرار گرفت واين كميسيون  با اعزام هياتي ، مطالعاتي در خصوص بهترين راهها براي تبادلات اين كشورها به عمل آورد. در اين مطالعات ارتباط كشورهاي آسياي مركزي از دو مسير به درياي آزاد مورد بررسي قرار گرفت . مسير اول از جنوب ، انتخاب ميان پاكستان و جمهوري اسلامي ايران به عنوان گذرگاه به آبهاي خليج فارس و مسير دوم از راه شرق ، با اتصال قزاقستان به دريا از طريق چين بود ." اسكاپ " در گزارش نهايي خود براي شبكه ارتباطي ايران جايگاه خاصي قايل شد و با اشاره به عوامل مهمي از قبيل وجود راه آهن مشهد – سرخس – تجن ، تسهيلات پيشرفته بندري در بندرعباس و تجربيات غني ايران در امر حمل و نقل و استاندارد بالاي راههاي ايران ، اين مسير را مناسب ترين راه براي اتصال دو قاره آسيا و اروپا اعلام كرد. در حال حاضر كشورهاي آسياي مركزي در كنار راههاي ايران ، استفاده از چند مسير ديگر را نيز مورد بررسي قرار داده اند. اين جمهوري ها مي توانند از طريق درياي خزر به بنادر" سوخومي " و" باتومي " در گرجستان و در كناره درياي سياه راه يابند ، اما اين مسير به لحاظ هزينه و مسافت ، قابل رقابت با راههاي ايران نيست . و جود مناقشات سياسي و نظامي در منطقه قفقاز نيز بهره برداري تجاري از اين راه را با ابهام مواجه ساخته است. استفاده از مسير پاكستان نيز به دليل نبود امنيت كامل در افغانستان ميسر نيست و بعيد است كه سرمايه گذاران تا قبل از برقراري آرامش كامل در اين كشور اقدام به سرمايه گذاري جهت احداث جاده هاي تراتزيني مناسب در آن كنند. از سوي ديگر كشورهاي حاشيه اقيانوس هند نيز در جستجوي امكان دسترسي به سواحل آسيايي اقيانوس آرام اميد به ايجاد شبكه ارتباطي بين چين و آسياي مركزي بسته بودند ، اما هيچ كدام از اين مجاري امتيازات جاده هاي ايران را بدست نياورد و كماكان ايران به عنوان پل ارتباطي بين دو قاره محسوب مي گردد. در اين ميان آنچه حائز اهميت است نقش كشورهاي آسياي مركزي و حاشيه اقيانوس هند در بكارگيري مناسب از موقعيت جغرافيايي اين مناطق براي رشد و توسعه اقتصادي مي باشد. از بعد سياسي براي كشورهاي آسياي مركزي كه نوعي كاهش وابستگي به روسيه را دنبال مي كنند ، همكاري با كشورهاي كناره اقيانوس هند مي تواند ايده آل باشد و از بعد اقتصادي نيز امكان صدور محصولات به آن سوي آبها و همچنين وارد كردن مايحتاج روزمره با شرايط آسان تر از گذشته آنها را خرسند خواهد ساخت و كشورهاي حاشيه اقيانوس هند نيز بازارهاي جديد و فضاي مناسبي را براي همكاري اقتصادي در آسياي مركزي پيدا مي كنند . دراين ميان جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان پل ارتباطي اين دو منطقه بايد از ظرفيت و توانايي خود در ارايه خدمات و ايجاد تسهيلات و شرايط مناسب ارتباطي،  نهايت بهره برداري را بنمايد ودر اين مسير بدور از شعارهاي تبليغاتي و با كردارهاي منطقي توام با برنامه ريزي دراز مدت در ارتباط با توسعه راههاي ترانزيتي ، فضاي مناسب را براي كشورهاي ذينفع فراهم آورد ، البته  بايد اذعان كرد كه ايران همواره حسن نيت خود را براي ارايه تسهيلات و تجهيزات ، رفع موانع ترانزيتي ، توسعه شبكه هاي ارتباطي ، اعطاي حق ترانزيت و در مجموع ايجاد شرايط مناسب و مطلوب به كشورهاي منطقه نشان داده است . فروپاشي اتحاد جماهير شوروي موقعيت مناسبي را براي افزايش همكاريهاي جنوب – جنوب فراهم آورد . جمهوريهاي آسياي مركزي كه عمدتا محاط در خشكي مي باشند،  به اهميت راههاي ترانزيتي پي برده اند و به اين ترتيب  فرصت مناسبي براي افزايش ارتباطات      منطقه اي ايجاد شده است كه بايد از آن نهايت بهره را به سود منافع منطقه برد و در اين ميان ايران بايد بكوشد  با همكاري همه جانبه منطقه اي در جستجوي يك سيستم  حمل و نقل پيشرفته و مناسب تر در منطقه و يك رژيم حقوقي كارا و قابل اجرا براي تحقق اهداف خود در مسير توسعه اقتصادي برآيد.

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 10:46 | متن كامل   | 

پيامهاى يك ملت سرفراز
 
نظام اسلامى ايران خواست ملتى بود كه آگاهانه و با شناخت آن را برگزيد و در مقاطع و فرصت هاى متعدد بر انتخاب خود و درستى آن تأكيد كرده است. نظام جمهورى اسلامى به اين اعتبار بود كه توانست نهادهاى خود را به وجود آورد و همين پشتوانه ملى بود كه به آن امكان داد تا از معدود نظام هاى سياسى در جهان باشد كه تمامى مؤلفه هاى «اقتدار ملى» را در خود دارد.
پشتوانه مردمى نظام مقدس جمهورى اسلامى در مناسبتهاى مختلف ابراز شده و تازه ترين آنها، راهپيمايى هاى بزرگ مردمى در روز خدايى ۲۲ بهمن امسال است كه در آن عينى ترين اشكال دموكراسى را مردم با ابراز نظر خود در مورد مسائل مهم كشور و از جمله «حق مسلم» دسترسى به انرژى هسته اى به نمايش گذاشتند.
تنوع جمعيت از هر حيث در راهپيمايى عيد انقلاب و رأى و نظر آنها كه در قالب شعارهاى برخاسته از شعور و درك انقلابى متجلى شد، نشان داد كه ملت ايران از هر طبقه، جنس و سن و سال و فارغ از تعلقات سياسى كه آن نيز خاص يك جامعه مردم سالار است، منافع ملى را بخوبى مى شناسد و با قدرت، صبر و تدبير، مسير عزت، اقتدار ملى و استقلال خود را خواهد پيمود و در دفاع از آن همچنان حاضر به فداكارى است.
انقلاب اسلامى ايران با تأسى به قيام عاشوراى حضرت اباعبدالله الحسين (ع) به پيروزى رسيد كه «هيهات منا الذله» سرفصل همه درسهاى آن است. راهپيمايى هاى روز خدايى ۲۲ بهمن امسال جلوه هاى پرشكوه بسيارى داشت كه از آن جمله شركت گسترده و پرنشاط و آگاهانه جوانان، نسل سوم انقلاب، در آن بود كه نظام اسلامى ايران اتكاى فوق العاده به آن دارد و به آن مباهات نيز مى كند. اتكاى نظام اسلامى ايران به ملت و بخصوص جوانان خودباورش و توانايى هاى آنها، اين نظام را قادر ساخته است كه بدون هراس از هيچگونه تهديدى، خواستهاى ملت را در مسير عزت و تعالى آن هدايت كند و بكوشد تا آن را در جايگاهى كه شأن و منزلت اوست، بنشاند و همين تلاش ملى است كه استكبار را امروز سراسيمه كرده است.
توانايى ملت ايران و جوانان اين كشور در دستيابى به فناورى فاخر و بومى استفاده از دانش هسته اى و هياهو و جنجالهاى اخير آنها نيز همانگونه كه رهبرى فرزانه انقلاب اخيراً فرمودند ناشى از همين سراسيمگى است، زيرا قدرتهاى سلطه گر نمى خواهند ملت ايران صاحب اين چنين توانايى علمى مستقل شود، حرفى كه ملت سربلند ايران هرگز آن را نخواهد شنيد و اين يكى از پيامهاى آنها در راهپيمايى روز خدايى ۲۲ بهمن بود كه دوران دستور سفارتخانه هاى بيگانه در اين كشور ۲۷ سال است كه سپرى شده است. ملت بزرگ ايران در راهپيمايى عيد پيروزى انقلاب، بار ديگر نشان داد كه چه مى گويد و چه مى خواهد و عزم راسخ آن متوجه چيست. استكبار كه قرنها با شعارهاى ظاهرفريب تمدن و ليبرال دموكراسى زندگى كرده، امروز همين شعارها را نيز به بهانه حمايت از آزادى بيان رسوا كرده است.
استكبار كه هرگونه اظهار ترديد و يا نفى يك افسانه تاريخى را ممنوع تلقى مى كند، گستاخى را به آن حد رسانده كه مقدسات يك ميليارد و نيم جمعيت كره زمين را در توطئه اى سازمان يافته با هدف رودررو قرار دادن تمدنها، مورد اهانت قرار مى دهد و وقيحانه اين توهين را به پاى «آزادى» مى نويسد. واكنش ملتهاى مسلمان و از جمله ملت مسلمان ايران در برابر اين گستاخى و هتك حرمت مقدساتشان بموقع بود و اين درس را داد كه دستهاى خبيث طراح اين توطئه كثيف قادر به عملى كردن اهداف خود نيستند.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 11:29 | متن كامل   | 

وقتي تازه كارها هم آدرس غلط مي دهند

     آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز شنبه و ساعتي بعد از آنكه شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي راي به گزارش برنامه هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل داد ، در سخناني فوق العاده احساسي و در عين حال عاري از ادب و نزاكت  در نشستي درمونيخ ، مدعي آن شد كه ايران در برنامه هاي هسته اي اش بدنبال دست يابي به سلاح هسته اي است و تهديد كرد :" ما می خواهيم که ايران را از توليد سلاح هسته ای بازداريم و بايد بازداريم." صدراعظم تازه كار آلمان كه تشويق حضار عمدتا صهيونيست او را بشدت احساساتي كرده بود ، بلافاصله روشن كرد از اين رو با برنامه هاي هسته اي ايران براي توليد انرژي مخالف است كه به باور او مي تواند "تهديدي براي اسراييل باشد. " خانم مركل به پيشينه رفتار اجداد خود با يهوديان اشاره نكرد و در حاليكه توسط رامسفلد وزير دفاع آمريكا كه از حاضرين در نشست بود ، تشويق مي شد ، در نهايت بي نزاكتي و گستاخي و در يك فرافكني آشكار ، رييس جمهوري اسلامي ايران را با آدلف هيتلر مقايسه كرد و گفت:"  رئيس جمهوری که حق موجوديت اسرائيل را مورد سئوال قرار می دهد، رئيس جمهوری که هولوکاست (قتل عام يهوديان در دوران نازی ها) را انکار می کند، نمی تواند کمترين مدارايی را از سوی آلمان انتظار داشته باشد."  مركل توضيح نداد كه چرا بايد توان آنچه پدران  او بر سر يهوديان آوردند را  مردمي در گوشه اي ديگر از جهان بپردازند و مگر اين نيست كه نازي ها يهوديان را قتل عام كردند ، آنها را آواره ساختند و... چرا مسووليت آنرا نمي پذيرند و چرا آنها را به موطن خود عودت نمي دهند ؟ اين همان سوالات محمود احمدي نژاد است كه هيچ يك از رهبران اروپايي به آن پاسخ نگفته اند و مانند خانم مركل هر بار هم كه صحبت از آن شده با توهين و داد و بيداد و جيغ كشي ، فرافكني كرده اند و با دادن آدرس غلط سعي در فريب افكار عمومي نموده اند.  دادن آدرس هاي غلط درباره موضوعات مختلف به افكار عمومي براي انحراف آن و يا جهت دادن به سمت و سويي خاص ، يكي از شگردهاي غربي ها  و رژيم اسراييل مي باشد  كه خانم مركل صدر اعظم تازه كار آلمان نيز از همين ابتداي كار به دام آن افتاده است . برنامه هاي هسته اي ايران يكي از اين موارد است. دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي بمنظور بهره برداري علمي و اقتصادي از آن ، هدف ايران در برنامه هاي هسته اي اش است و پيمانها و پادمانهاي ناظر     بين المللي اين حق را براي آن به رسميت شناخته اند . " برائت " يك اصل عمومي است و نمي توان و نبايد تا زماني كه خلاف امري اثبات نشده ، هيچ فرد حقوقي و يا حقيقي را متهم به انجام و يا حتي تعقيب امري كرد كه براساس توافقهاي عمومي و يا قوانين و رويه هاي شناخته شده و پذيرفته ، تخلف محسوب مي شود. با اين همه ، غرب و در راس آن آمريكا حامي اصلي رژيم صهيونيستي در آدرسي دهي غلط ، مدتهاست كه مي كوشد تا افكار عمومي را نسبت به برنامه هاي هسته اي ايران مسموم كند و چنين وانمود سازد كه هدف اول و آخر ايران از روي آوري به فناوري هسته اي  ، توليد سلاح هسته اي است  و اين همان  همان آدرس غلطي است كه آمريكا  براي انحراف افكار عمومي از تهديدات بالقوه هسته اي از جانب اسراييل مي دهد كه بدون تعهد وتن دادن به هيچ يك از پيمانها و پادمانهاي ناظر، داراي يكي از مخوف ترين  زرادخانه هاي هسته اي جهان است. در بحث هلوكاست يا قتل عام يهوديان حرف و سخن محمود احمدي نژاد روشن است . او در يك بحث علمي و دانشگاهي مي گويد :"  برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند بگويند كه هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند و آنقدر روي اين مساله اصرار دارند كه هر كسي كه خلاف آن را ثابت كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند .گرچه ما اين ادعا را ( به لحاظ ابعاد ادعايي مانند بسياري از مورخان جهان  ) قبول نداريم ، اما اگر فرض كنيم كه درست است ، سوال ما از اروپايي ها اين است كه آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها از رژيم اشغالگر قدس است."  تا به اينجاي بحث ، روشن مي كند و صراحت دارد كه سخن احمدي نژاد نه انكار يك موضوع ، كه حاوي يك اشاره ، يك فرض و در انتها طرح يك پرسش است . اشاره احمدي نژاد به يك ترديد و ابهام  تاريخي مي باشد كه دهه ها ا ست راست و يا دروغ بودن آن بويژه از نظر ابعاد مورد بحث تاريخ دانها مي باشد و برخي تاريخ دانهاي يهودي نيز بر آن و ابعادادعايي اش ترديد گذاشته اند .  فرض احمدي نژاد اين است كه" هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند" ، سوال اين است :" آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها (اروپا) از رژيم اشغالگر قدس مي شود؟" طرح اين سوال توجه افكار عمومي غرب و بخصوص اروپا را بايد معطوف اين مهم كند كه چرا دولتهاي آنها كه اصرار بر باوراندن يك موضوع مورد ترديد با فرض صحت آن به آنها دارند ، اين اصرار رابا حمايت از رژيمي به عمل مي آورند كه يهوديان اصيل و مومن در گوشه و كنار دنيا دهه هاست بواسطه جنايات گسترده اش فرياد برمي آوردند كه از آنها نمايندگي نمي كند. دركنار ادعاي صهيونيستها كه با هر وسيله ممكن دهه ها آنرا در بين افكار عمومي جهانيان در گوشه و كنار جهان ترويج داده اند ، انبوهي از اسناد و مدارك نيز ارايه شده و بايد در بررسي هاي تاريخي و يا حتي ادعاها ، مطرح و مورد توجه قرار گيرد كه اتفاقا برخي از سوي يهوديان و يا روشنفكران شناخته شده غربي چون روژه گارودي فيلسوف فرانسوي ، ديويد ايورينگ مورخ انگليسي ، يوهن گودينوس سياستمدار سرشناس اتريشي  ، فردريك توبن محقق و تاريخ دان آلماني و... ارايه شده و ادعاي صهيونيستها را درخصوص نسل كشي يهوديان و ابعاد آن مورد ترديد قرار مي دهد . اين اسناد و مدارك نه تنها  هيچ گاه اجازه طرح و نشر نيافته كه در مقابل " هر كسي را كه خلاف آن را (ابعاد قتل عام يهوديان ) ثابت كرده و كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند."  درجهان امروز منطقه اي به نام فلسطين وجود دارد . دراين صحنه هر روز  عده اي زن و مرد و كودك مورد حمله قرار مي گيرند . برخانه هايشان بمب فرود مي آيد ، خانه هايشان در هم كوبيده مي شود و كشتزارهايشان با تانك شخم زده مي شود . اين سرزمين بيش از 50 سال است كه در اشغال رژيمي اشغالگر است كه رهبران آن هيچ ريشه اي در فلسطين ندارند ، اما سرنوشت آنرا بدست گرفته و بوميان آنرا آواره كرده اند. در طول 50 سال اشغال فلسطين تلاشهاي بسياري از سوي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي و نيز نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد  براي پاسخگويي به اين سوال كه " چه بايد كرد ؟"  صورت گرفته است كه متاسفانه هيچ كدام به ثمر ننشسته و اين سرزمين همچنان در اشغال غاصبان است  و بومي هاي آن هدف سركوب و قتل عام روزانه اند. اشكال اساسي در چيست ؟ پاسخ روشن است ، راهكار! مردم فلسطين امروز مايوس از تلاش دولتمردان اسلامي و بي اعتماد به نهادهاي جهاني ، راه خود را براي آزادي سرزمين اجداي خويش يافته اند . انتفاضه ملت فلسطين با ايدئولوژي اسلامي نه تنها به مردم فلسطين كه به ديگر اعراب نشان داده است كه تنها راه نجات وطن خويش را بايد در مقاومتي متكي بر تعاليم اسلامي ببينند و جنوب لبنان و نوار غزه ثمره هاي اين مقاومت است .  شرايط سياسي در جهان و بويژه در جهان اسلام بعد از دهه ها سكوت ، بي تفاوتي و متاسفانه در مواردي همراهي برخي رهبران با اشغالگران،  امروز در سايه مبارزات گسترده مردم فلسطين و پيش تر در لبنان و ديگر اراضي اشغالي به گونه اي رقم خورده است كه رهبران چاره اي جز دنباله روي از مردم سرزمين هاي خود كه درد اصلي آنها درد برادران و خواهران ديني فلسطيني يشان است،  در خود  نمي بينند . دراين ميان " راهكاري مشترك " مبتني بر اسلام و تعاليم آن و استفاده از ابزارهاي قدرتمندي كه جهان اسلام به فراواني از آن برخوردار مي باشد و حيات اقتصادي غرب به آن وابسته است و دراجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي در مكه مكرمه روي آن بحث شد ، همان چيزي است كه صهيونيسها را به وحشت انداخته  و پرچم مظلوم نمايي در دست گرفته اند. غرب بسيار به ارزشهايي مي نازد كه قرنها قبل از آنكه غربيها آنها را بشناسند و نام آنرا " دموكراسي " بگذارند ، مسلمين در اثر تعاليم ديني خود در سرزمين هاي خويش آنها را جاري ساخته بودند . جهان اسلام و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران امروز  اعمال همان ارزشها يعني " دموكراسي " و مراجعه به آراي عمومي بومي يان فلسطين  اعم از مسلمان ، مسيحي ، يهودي و ساير اديان و اعمال آنرا براي برون رفت از بحراني كه دهها سال است خاورميانه را در بر گرفته ، پيشنهاد مي كند . پيشنهادي كه " قطعي ، دموكراتيك و مطابق با موازين بين المللي است."  والسلام

 

 

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 13:20 | متن كامل   | 

قدرت عاشورا و عاشورايي ها

نظام اسلامي ايران در ميان نظام هاي سياسي جهان به جرئت يك نمونه عالي  مردم سالاري است. نظام اسلامي ايران حاصل يك انقلاب بزرگ با ايدئولوژي اسلامي و راي و نظر قاطع و پيوسته ملتي است كه با آگاهي و شعور بالا در تاسي به رهبر خود ، نظام سياسي كشور خويش را انتخاب كرده و دستورات و تعاليم دين مبين اسلام را مبدا و منشا روابط خود در همه ي ابعاد زندگي قرار داده است. انقلاب اسلامي ايران تحت تاثير نهضت اباعبدالله الحسين (ع ) به پيروزي رسيد كه فرمود :" ان الحياه عقيدة و جهاد" ، و ملت بزرگ و انقلابي ايران اين رهنمود را در طول 27 سال  حيات پرشكوه و سربلند انقلاب اسلامي خويش همواره نصب العين ساخته و تعهد و پاي بندي خويش را به آن نشان داده است كه عالي ترين نمونه آن ، جنگ تحميلي 8 ساله صدام حسين – آمريكا عليه ملت نستوه ايران و انقلاب شكوهمند اسلامي اش است. ملت بزرگ ايران امسال در حالي سالگرد پيروزي انقلاب خويش را گرامي مي دارد كه انقلاب و دستاوردهاي عظيم آن در همه ي ابعاد بيش از هر زماني تثبت شده و اين انقلاب توانسته است پيام خود را در قلوب  عموم مردم آزاده جهان وهمه ي آنهايي كه آزاد انديشيدن و آزاد زيستن دغدغه آنهاست ، بنشاند. انقلاب اسلامي ايران علاوه بر جنبه هاي الهي تعاليم حاكم ، از اين حيث كه راي و نظر مردم را همواره با خود داشته ، مشروع ترين و مقبول ترين نظام هاي سياسي است كه  در اين ايام دوباره قدرت ملتي  كه عاشورا را سرمشق خود ساخته ، در حمايت از خود به نمايش گذاشته است. عزاداريهاي پرشور اين روزها در يادكرد مجاهدتهاي شهداي والامقام كربلا و فرياد هاي " هيهات منا الذله "  كه عاشوراي حسيني در روز پنجشنبه اين هفته اوج آن خواهد بود ، و نيز بزرگترين اجتماعات ملي در روز خدايي 22 بهمن  در روز شنبه هفته آينده ، ديگر بار به جهانيان نشان خواهد داد كه ملت عاشورايي هرگز سر خود را در برابر ذلت فرود نخواهد آورد و به آنچه آگاهانه و با شور و شعور انقلابي انتخاب كرده ، پاي بند است و ترديدي در آن ندارد.  ملت انقلابي ايران امسال در حالي سالگرد پيروزي انقلاب خويش را گرامي مي دارد كه استكبار دشمني هاي خود را با آن  و انقلاب اسلامي اش آشكارتر از هر زماني به نمايش گذاشته است كه فشار فوق العاده سنگين همراه با تهمت ها و ادعاهاي واهي  ، براي چشم  پوشي ملتي بزرگ از حق خود براي بهره مند بودن از انرژي هسته اي به عنوان يكي از وسايل و راههاي توسعه اقتصادي ، از جمله آنهاست . استكبار امروز ملت عاشورايي ايران را براي گذشت از حق مسلم و قانوني خود با هر وسيله و ابزار ممكن تهديد مي كند  و در مقابل  ملت انقلابي ، فهيم و رشيد ايران آنرا به تماشاي قدرت پايان ناپذيرخويش  در راهپيمايي هاي بزرگ و ملي روز خدايي 22 بهمن دعوت مي كند كه در آن يك ملت يكصدا فرياد برخواهند آورد : ملت عاشورايي از هيچ تهديدي نمي ترسد و سرخم نكردن در برابر ظلم و ذلت شعار عاشورا و عاشورايي هاست .

       دشمني و ستيز اسكتبار  با اسلام ومسلمين ابعادي وسيع دارد. اين روزها جهان اسلام از اقدام موهن و نابخشودني يك روزنامه دانماركي در اهانت به ساحت مقدس رسول گرامي اسلام (ص) و باورها و اعتقادات مسلمانان جهان و تكراراين حركت كريه  از سوي چند نشريه اروپايي كه نشان از يك حركت سازمان يافته دارد ، به خشم آمده است .در همه ي اديان الهي ، مكاتب فكري و سياسي ، اجتماعي و فرهنگي و حتي در تعاريف بنيادي ازآزادي و مفهوم و حدود و ثغور آن چه در نزد مقدمين و چه در نزد متاخرين ،  " آزادي " مفهومي است محصور و داراي حدود و  نمي توان و نبايد با بهانه قرار دادن آن از جمله به باورها ، اعتقادات و تعاليم اعتقادي ديگران توهين و آنرا مورد هتك حرمت قرار داد و آزادی بيان به مفهوم توهين نيست. باورهاي ديني در روح و ذهن مردم با هر گرايش ، ريشه هاي عميق دارد و از حرمت هايي برخوردار است كه عبور از آنها را غير ممكن مي سازد. در سالهاي اخير بسياري اميد داشتن كه با كم رنگ شدن نظريه جنگ تمدنها و غلبه نظريه گفت و گو تمدنها به عنوان يك اصل و ضرورت انكار ناپذير جهان امروز ، انسانها با هر باور و از هر نژاد و از هر موقعيت جغرافيايي جهان ، بتوانند درسايه تفاهم و همدلي و احترام ، زندگاني توام با مهر ومحبت و احترام به يكديگر را تجربه كنند و نشان دهند كه از قرون وسطي و ادبيات آن فاصله گرفته اند و بشر به جايي و مرحله يي از پيشرفت و شناخت رسيده است كه به عنوان ساكنان يك جهان ! جز از طريق گفت و گو و تفاهم ، آنهم در سايه همدلي و همنظري ، قادر به تامين سعادت و زندگاني توام با صلح و آرامش براي خود نيست . توهين به باورهاي مسلمين و شان و شخصيت آنها در غرب متاسفانه امري مسبوق به سابقه است . كالبد شكافي جوامع غربي نشان مي دهد كه در اغلب اين كشورها  مسلمانا ن شاهد و هدف  زشت ترين و در عين حال مدرن ترين !  اشكال آپارتايد هستند و بسياري از حقوق اساسي و اوليه آنها ، رعايت نمي شود .  كالبد شكافي رفتارهاي برخي كشورهاي غربي در قبال مسلمانها و كشورهاي اسلامي در عين حال نشان مي دهد كه آنها به غروري نكبت بار در برابر مسلمانها گرفتار آمده اند. نگاهي به صفحات روزنامه هاي غربي داشته باشد ، برنامه هاي راديويي و تلويزيوني آنها را گوش كنيد و ببينيد . كدام روز است كه در آنها به مسلمانها و كشورهاي اسلامي با عناوين و  صفت هاي مختلف توهين نشده باشد و يا نشود ؟! اين چه صدا هايي است كه از غرب مي آيد ! آيا اين سخنان تكرار همان سخنان نسنجيده و كودكانه يي نيست كه بوش در پي حادثه مشكوك 11 سپتامبر بر زبان آورد و اندك زماني بعد كه فهميد از جنگ هاي صليبي قرنهاست گذشته ، از بيان آن عذرخواهي كرد و خجالت آن براي ملت آمريكا ماند كه چنين رهبري دارد ؟ ملت انقلابي و نستوه ايران اسلامي به اين گستاخي هاي استكبار نيز  در آيين هاي پرشكوه عزاداري عاشورا و نيز راهپيمايي هاي ملي روز خدايي 22 بهمن پاسخي انقلابي و متين خواهد داد.

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 10:15 | متن كامل   | 

بازي را حالا ايران مديريت مي كند

 

   شورای حکام آژانس بين المللی انرژی هسته اي در اقدامي كاملا سياسي و گزينشي روز شنبه راي به " گزارش "  پرونده برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز ايران به شورای امنيت سازمان ملل داد. انگليس ، آلمان و فرانسه كه ايران بيش از دو سال درگفت و گو با آنها صلح آميز بودن برنامه هاي خود را به آنها اثبات كرده بود و نيز آمريكا ، سرمدار فشار سياسي سنگيني به شورا براي اين گزارش دهي بودند. اين كه شوراي حكام راي به" گزارش " و نه " ارجاع " پرونده ايران به شوراي امنيت كه خواست اول قدرتهاي فشار بود ، داد ، ابتدا به اين معنی است كه غربي ها قادر نشدند به رغم همه ي تلاشها ، اعضاي شوراي حكام را به " ارجاع " پرونده ايران به شوراي امنيت متقاعد كنند و دوم ، كانالهاي ديپلماتيك همچنان باز است و اين گزارش دهي به معني  ورود ديپلماسی به مرحله تازه ای  در دو زمين شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و شوراي امنيت است ،اما محور اساسي همچنان شوراي حكام خواهد بود. گرچه تا زمان نگارش سرمقاله بيانيه اي رسمي از سوي دولت ايران منتشر نشده است ، اما بايد اولين قرباني اين اقدام شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و خيره سري اروپايي ها و آمريكايي ها در قبال پرونده برنامه هاي هسته اي ايران را لغو اقدامات داوطلبانه تهران از جمله پروتكل الحاقي به پيمان ان پي تي دانست  كه دولت ايران براي اثبات همه جانبه حسن نيت خود در برنامه هاي هسته اي اش ، پيش از آنكه مجلس شوراي اسلامي نهاد قانونگذاري كشور آنرا تصويب كند ، به اجرا گذاشته بود و حال بايد طبق مصوبه قبلي مجلس تمامي آن اقدامات داوطلبانه را لغو كند. ايران كه از قديمي ترين اعضاي پيمان منع توليد و تكثير سلاح هاي هسته اي موسوم به ان پي تي است ، با استناد به اين پيمان ، غني سازي را حق خود مي داند و آنرا مستند به بند چهارم پيمان مي داند كه در آن تمامي امضا كنندگان پيمان از جمله قدرتهايي كه بر گزارش پرونده برنامه هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل اصرار داشتند ، آنرا پذيرفته و خود را به آن مقيد و متهد دانسته اند.  اقدامات داوطلبانه از سوي ايران براي نشان دادن حسن نيتش از جمله در اجراي پروتكل الحاقي اين امكان را به بازرسان آژانس مي داد كه بدون اطلاع قبلي و سر زده از تمامي مراكز هسته اي ايران ديدن كنند و علاوه بر آن با استفاده از دوربين هاي كارگذاشته شده هر گونه تحركي را دراين مراكز زير نظر داشته باشند . در اجراي مجموعه اقدامات داوطلبانه ، ايران همچنين پذيرفته بود تا فعاليت هاي غني سازي را موقتا متوقف كند و تنها به فعاليت هاي تحقيقاتي بپردازد كه نه در پيمان ان پي تي و نه در پروتكل الحاقي آن ، تخلف محسوب نمي شود و اينك با اصراري كه بر گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت شده ، دولت ايران بايد در اجراي مصوبه مجلس كه منعكس كننده اراده ملي است ، همه ي آنها اقدامات داوطلبانه را متوقف و در اجراي حق قانوني خود به استناد پيمان ان پي تي به غني سازي بپردازد. از همان ابتدا كه دورتازه فشارها به شوراي حكام براي برخوردي سياسي با پرونده ايران شروع شد ، تحليلگران مطرح ساختند كه اين فشارها براي آن به ايران وارد مي شود كه قدرتهاي بزرگ قادر به برقراري تعاملي سازنده با اين كشور در تعاملات جهاني و منطقه اي مانند عراق – افغانستان و فلسطين اشغالي نيستند و اصرار ايران بر حق مردم فلسطين در انتخاب حكومتي برخاسته از آراي آنها ، به ايران امكان مي دهد تا بازي را مديريت كند وگرنه ايران عضو پيمان ان پي تي و متعهد به آن است و هيچ گزارشي تاكنون داير بر انحراف برنامه هاي آن از پيمان ارايه نشده است  و اگر ايران اين موضع را نمي داشت ، هم شورا و هم كشورهاي بزرگ ، مانند برزيل ، هند ، پاكستان ، مصر ، كره جنوبي و مهتمر از همه اسراييل با انباري از سلاح هاي هسته اي ، چشمان خود را به روي برنامه هاي هسته اي آن مي بستند.  همانگونه كه يكي از سخنگويان آژانس بين المللی انرژی هسته اي بدنبال تصويب قطعنامه گزارش برنامه هاي ايران به شوراي امنيت گفت کشورهای اروپايی و آمريكا سعي بسيار داشتند كه پرونده ايران را به شوراي امنيت " ارجاع " دهند كه تلاش هاي ديپلماتيك ايران و ايستادگي برخي بلوكهاي قدرتمند مانند غير متعهدها  ، شانتاژ كننده ها را ناچار به تعديل موضع و درخواست " گزارش " درباره آن بخش از فعاليت هاي هسته اي  ايران که ممکن است جنبه تسليحاتی داشته باشد ، كرد و در آينده بايد ديد دبير كل آژانس كه بارها بر عدم انحراف برنامه هاي هسته اي ايران از پيمان ان پي تي تاكيد كرده ، تا چه حد قادر است فشارهاي سياسي را از سازماني تخصصي كه در راس آن قرار گرفته است ، دور كند و وجاهت و اعتبار اين سازمان تخصصي را قرباني مطامع سياسي برخي قدرتها نكند. بازي سياسي غرب با پرونده هسته اي ايران كه با سوء استفاده از موقعيت نهادهاي جهاني چون  سازمان ملل و نهادهاي تخصصي آن مانند آژانس بين المللي انرژي هسته اي همراه است ، ابراز نگراني حتي دبير كل اين سازمان را در پي داشته است و عنان روز سه شنبه هفته گذشته گفت  كه :" ازكاهش تدريجي اقتدار و مشروعيت سازمان ملل نگرانم و علت آن را نيز اين برداشت مي دانم  كه فقط پنج كشور دايمي شوراي امنيت در سازمان ملل تصميم گيري    مي كنند." گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت به اين معني نيست كه شورا بلافاصله قادر خواهد بود و اصولا صلاحيت آنرا دارد تا اقداماتي را عليه ايران سازمان بدهد . براي آنكه شوراي امنيت بتواند به پرونده ايران رسيدگي كند ، ابتدا بايد پرونده به اين شورا ارجاع شود و سپس شورا صلاحيت خود را براي رسيدگي ابراز نمايد. شوراي امنيت به دلايل عديده نمي تواند براي رسيدگي به پرونده برنامه هاي هسته اي ايران ، داراي صلاحيت باشد كه عمده دليل آن عدم تخلف ايران از مقررات و پيمانهاي جهاني است .ايران در همكاري گسترده با آژانس كه بازرسانش مرتبا براي بازرسي مراكز هسته اي ايران به اين كشور سفر مي كنند ، اثبات كرده است كه هيچ برنامه پنهان  هسته اي ندارد و آنچه به دنبال آن است ، صرفا بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي مي باشد  و اين حق همه كشورهاي عضو پيمان ان پي تي از جمله ايران است.ايران  پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اجراي چند نيروگاه  هسته اي را مورد مطالعه قرار داد كه قرار داد اجراي آنها نيز از جمله با آمريكا منعقد شد . در همان سالها بررسي هاي موسسه آمريكايي " استنفورد" كه در سال 1974ميلادي منتشر شد ، نشان مي داد كه ايران تا سال 1994 ساليانه نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي دارد . ايران آن موقع 30 ميليون نفر جمعيت داشت و رشد توسعه يي آن قابل ملاحظه نبود . جمعيت ايران اينك 70ميليون نفر و يا نزديك به اين رقم است و اين سوال به جايي است كه پرسيده شود چطور ايران آن زمان با آن جمعيت نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته اي داشت ولي ايران امروز با اين جمعيت كه بر طبق برآوردها 30 سال ديگر به 100ميليون نفر خواهد  رسيد و به علاوه  رشد اقتصادي بالا ، به انرژي هسته اي  نياز ندارد ؟ ايران با رشد بالا ، امروز بخش قابل ملاحظه اي از نفتي را كه استخراج مي كند ، صرف تامين نيازهاي داخلي مي سازد كه يك مانع اساسي در راه توسعه آن است. براي برون رفت از اين مشكل با عنايت به ارزش افزوده اي كه نفت مي تواند در پي داشته باشد و به علاوه اينكه ذخاير نفتي تمام شدني است ، راه پيش روي ايران ، روي آوري به انرژي هاي نو ، كم خطر براي محيط زيست و با صرفه از نظر اقتصادي چون انرژي هسته اي است كه  اين مي تواند باعث صرفه جويي ساليانه ميليونها  بشكه نفت شود كه فشارناشي از مصرف آن اينك بر دوش اقتصاد ايران و مردم آن است.

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 8:29 | متن كامل   | 

تحريم سلاح امت اسلامي

اقدام موهن و نابخشودني يك روزنامه دانماركي در اهانت به ساحت مقدس رسول گرامي اسلام (ص) و باورها و اعتقادات مسلمانان جهان و تكراراين حركت كريه  از سوي چند نشريه اروپايي ، خشم و تنفر مسلمانان را در گوشه و كنار جهان برانگيخته است. در همه ي اديان الهي ، مكاتب فكري و سياسي ، اجتماعي و فرهنگي و حتي در تعاريف بنيادي ازآزادي و مفهوم و حدود و ثغور آن چه در نزد مقدمين و چه در نزد متاخرين ،  " آزادي " مفهومي است محصور و داراي حدود و    نمي توان و نبايد با بهانه قرار دادن آن از جمله به باورها ، اعتقادات و تعاليم اعتقادي ديگران توهين و آنرا مورد هتك حرمت قرار داد و آزادی بيان به مفهوم توهين نيست. باورهاي ديني در روح و ذهن مردم با هر گرايش ، ريشه هاي عميق دارد و از حرمت هايي برخوردار است كه عبور از آنها را غير ممكن مي سازد. در سالهاي اخير بسياري اميد داشتن كه با كم رنگ شدن نظريه جنگ تمدنها و غلبه نظريه گفت و گو تمدنها به عنوان يك اصل و ضرورت انكار ناپذير جهان امروز ، انسانها با هر باور و از هر نژاد و از هر موقعيت جغرافيايي جهان ، بتوانند درسايه تفاهم و همدلي و احترام ، زندگاني توام با مهر ومحبت و احترام به يكديگر را تجربه كنند و نشان دهند كه از قرون وسطي و ادبيات آن فاصله گرفته اند و بشر به جايي و مرحله يي از پيشرفت و شناخت رسيده است كه به عنوان ساكنان يك جهان ! جز از طريق گفت و گو و تفاهم ، آنهم در سايه همدلي و همنظري ، قادر به تامين سعادت و زندگاني توام با صلح و آرامش براي خود نيست . به رغم ترويج و نهادينه شدن  باور     گفت و گوي تمدنها در ميان توده هاي مردم در اقصي نقاط جهان ، اين مهم هنوز در باور برخي رهبران سياسي و نهادهاي فكري و فرهنگي درغرب كه در آن رهبراني چون بوش رييس جمهوري آمريكا همچنان بر طبل جنگ هاي صليبي مي كوبند ، قرار نگرفته است و حمايت روز جمعه هفته گذشته سازمان امنيت و همكاري اروپا از اهانت و اقدام موهن شماري از     روزنامه هاي غربي به پيامبر اسلام (ص) نمونه تازه آن است كه درعين حال نشان آن مي باشد كه غرب به رغم همه ي ادعاهايش ، هنوز رهبراني دارند كه قرون وسطايي فكر مي كنند. حق ترديد در تمامي عقايد اصيل و تعاليم ديني كه ريشه الهي دارند ، پذيرفته شده است و اسلام  نمونه عالي و مترقي آن است كه در آن خداوند تبارك و تعالي از رسول گرامي ايش          مي خواهد تا به عابدين  بشارت دهد كه بخوانند و بشنوند و بهترين آنها را برگزينند . اين تعليم در قروني ارايه شده  كه انسانها از جمله در غرب هنوز به بسياري از معرفت ها دست نيافته بودند و تاريكي و جهل در ذهن و انديشه هاي فراواني سايه افكنده بود. سازمان امنيت و همكاري اروپا در بيانيه خود كه در آن از اصل حق ترديد سخن مي گويد ، در ادامه و آنجايي كه مي گويد:" وقتي احترام به عقايد توصيه مي شود ، اين توصيه بايد دو جانبه باشد"  دچار پارادكسي شده است  كه آنرا قادر نمي سازد به اين مهم پاسخ دهد كه چرا خود به اين توصيه عمل نكرده و در حمايت از اقدامي موهن و توهين آميز كه اصل احترام به عقايد را به چالش گرفته ، بيانيه صادر كرده  و خود به توصيه به عمل آورده،  مقيد نبوده است. آزادي مفهومي با مرزهاي ظريف و دقيق است كه در نگاهي  حتي سطحي به آن ، آن را از توهين و گستاخي مبرا  مي سازد و هيچ فرد و ملت متمدن نمي تواند به خود اين اجازه را بدهد كه به بهانه آزادي و برخوردار بودن از آن ، باورها و عقايد ديگران مورد هتك حرمت و بي احترامي قرار دهد. صلاحيت ها ي ذاتي نهادهاي جهاني بويژه در عرصه فرهنگ برخلاف باور سازمان امنيت و همكاري اروپا ، متوجه نزديكي و همدلي ملت ها است كه پيروان اديان و مكاتب فكري مختلف آنها را به وجود آورده اند ، نه جدايي و تفرقه ميان آنها . بدين ترتيب اين گفته سازمان مذكور به هيچ روي پذيرفتني نيست كه  در بيانيه روز جمعه هفته گذشته گفته است: "  مسووليت اينكه تصميم گرفته شود چه چيزي اخلاقي و قابل چاپ است ، با سازمانهاي رسانه يي و     هيات هاي تنظيم كننده مطبوعات است " . حقوق اساسي و بنيادي ملت ها به هيچ روي امري قابل واگذاري به غير نيست و در تمامي مباني حقوقي اين اصل مورد قبول و پذيرش و احترام قرار گرفته است و هيچ سازمان و نهادي نمي تواند در هيچ سطحي اين ادعا را به عمل بياورد كه از مردم ، حتي دسته يي از آنها و همه ي حقوق آنان نمايندگي مي كند و هيچ منشور ، توافق و تعهدي نيست كه اين امر در آن ديده شده باشد. توهين به باورهاي مسلمين و شان و شخصيت آنها در غرب متاسفانه امري مسبوق به سابقه است . كالبد شكافي جوامع غربي نشان مي دهد حتي در كشورهايي كه خود را مانند فرانسه مهد آزادي و مردم سالاري مي دانند و سازمان امنيت و همكاري اروپا از جمله از آن نمايندگي مي كند ، مسلمانا ن شاهد و هدف        زشت ترين و در عين حال مدرن ترين اشكال آپارتايد هستند و بسياري از حقوق اساسي آنها از جمله آزادي هاي مذهبي به مانند شماري ديگر از كشورهاي اروپايي و نيز آمريكا رعايت نمي شود كه ممنوعيت استفاده از حجاب اسلامي يك  نمونه آن است .  كالبد شكافي رفتارهاي برخي كشورهاي غربي در قبال مسلمانها و كشورهاي اسلامي در عين حال نشان مي دهد كه آنها به غروري نكبت بار در برابر مسلمانها گرفتار آمده اند. نگاهي به صفحات روزنامه هاي غربي داشته باشد ، برنامه هاي راديويي و تلويزيوني آنها را گوش كنيد و ببينيد كدام روز است كه در آنها به مسلمانها و كشورهاي اسلامي با عناوين و     صفت هاي مختلف توهين نشده باشد و يا نشود ! اين چه صدا هايي است از غرب مي آيد ! آيا اين سخنان تكرار همان سخنان نسنجيده و كودكانه يي نيست كه بوش در پي حادثه مشكوك 11 سپتامبر بر زبان آورد و اندك زماني بعد كه فهميد از جنگ هاي صليبي قرنهاست گذشته ، از آن بيان آن عذرخواهي كرد و خجالت آن براي ملت آمريكا ماند كه چنين رهبري دارد ؟ مسلمانها در طول تاريخ نشان داده اند كه حتي با اسراي جنگي خود در كمال انسانيت و رفعت رفتار كرده اند . آيا رهبران غرب اين را مي دانند كه چرا فردي كه درتاريخ غرب او را " ريچارد شيردل " مي خوانند در جنگ هاي صليبي حاضر به ادامه جنگ در برابر مسلمانها نشد.؟ مسلمانها در هيچ مقطعي از تاريخ چون زندانبانهاي ابوغريب و بگرام رفتار نكرده اند و هيچ وقت ملتهاي دنيا را براي شكنجه در زندانهاي مخفي ندزديده اند ! در مقابل مسلمانها ، براساس تعاليم ديني خود حتي در قرون وسطي به سربازان راه و رسم زندگي درست و حرفه و فن مي آموختند كه سربازان اسير رومي و امپراتوريهاي ديگر غربي كه بعد از آزادي علم و دانش و فن را از سرزمين هاي اسلامي به غرب بردند ، نمونه هاي آن است. علماي اسلام همواره مبشر گفت وگو و تفاهم و حسن همزيستي بوده اند و اسلام به اين مهم مفتخر است كه در عين اينكه جامع ترين و كامل ترين اديان الهي است ، اما باب گفت و گو را همواره باز گشته و اين درس را مسلمين مي توانند مدعي باشند كه به غرب داده اند كه  انديشمندان خود را به خاطر باور يك اصل مهم علمي در آتش نسوزانند . جهان اسلام بويژه از روزي كه سلمان رشدي  ملحد با نگارش كتاب موهن خود ،  باورهاي ديني مسلمين را در پناه قدرتهاي سياسي غرب به چالش گرفت و رهبر كبير انقلاب اسلامي حكم الهي را عليه او انتشار دادند ، گرفتار يك ستيز غير رسمي با برخي ! در غرب شده است. واكنش اين بار مسلمانها به گستاخي به مقدسات آنها نشان داد كه آنها بخوبي دريافته اند كه چه سلاحي در دست دارند و كارايي آن تاكجا و چه حد    است . اولين واكنش ها به گستاخي به عمل آمده به ساحت مقدس رسول الله (ص) نه از جانب دولتهاي اسلامي كه از سوي ملتهاي مسلمان بود !  در نخستين واكنش ملتهاي مسلمان به سرعت اقدام به تحريم كالاهاي دانماركي كردند كه كاريكاتورهاي موهن اول بار در يكي از روزنامه هاي آن كشور به چاپ رسيد. در پي اين اقدام،  يك شركت فعال دانماركي در عربستان سعودي تنها در همان ابتداي تحريم اعلام كرد كه روزانه ميليونها دلار زيان مي دهد و كسي حاضر به خريد توليدات آن نيست و اگر اين وضعيت ادامه يابد،  در روزهاي آينده ورشكسته خواهد شد. اگر چه تحريم كالاهاي دانماركي عذرخواهي دوپهلو و      غير قابل پذيرش دولت و روزنامه گستاخ اين كشور را بدنبال داشت ، ولي تكرار چاپ كاريكاتورهاي موهن از سوي برخي روزنامه هاي ديگر غربي كه توسط  نهادهايي چون سازمان امنيت و همكاري اروپا نيز پشتيباني و تاييد شده ، نشان داد كه مسلمانها اين بار در برابر يك اقدام سازمان يافته و هماهنگ قرار دارند  كه راهي جز يك تحريم گسترده تر باقي نمي گذارد . يك ميليارد و نيم مسلمان اگر در روز فقط يك دلار كالاي غربي بويژه توليدات كشورهايي كه رسانه هاي آنها در پناه دولتهايشان به اعتقادات ديني آنها توهين كرده اند را نخرند ، باور كنيد ظرف يك دوره بسيار كوتاه به حيات اقتصادي بسياري از شركتهاي غربي پايان خواهند داد . اين قدرت را غربي ها خوب مي دانند  . لطفا اين بخش از گزارش خبرگزاري  آلمان را كه درتاريخ 12بهمن ماه امسال انتشار داد با دقت بخوانيد:" در صورتيكه تحريم جهان اسلام يك سال بطول بكشد ، صرفا! بخش كشاورزي دانمارك بيش از  220 ميليون يورو ضرر خواهد كرد و حدود چهار هزار فرصت شغلي اين بخش از بين خواهد رفت ."

   

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:13 | متن كامل   | 

شوراي حكام ؛ فرصت براي نمايش صلاحيت هاي علمي و فني

    شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي قرار است فردا جلسه يي فوق العاده داشته باشد و در آن از جمله به پرونده برنامه هاي هسته يي ايران رسيدگي كند.  وزيران امور خارجه آمريکا، روسيه، انگليس ، فرانسه و چين که همراه با وزير امور خارجه آلمان و نماينده اتحاديه اروپا اين هفته در اجلاسی در لندن شرکت کرده بودند ، روز  سه شنبه گفتند  که مايلند اجلاس فوق العاده شورای حکام آژانس بين المللی انرژي هسته يي ، در نشست خود ، پرونده هسته يی ايران را به شورای امنيت سازمان ملل گزارش كند. بازي سياسي غرب با پرونده هسته يي ايران كه با سوء استفاده از موقعيت نهادهاي جهاني چون  سازمان ملل و نهادهاي تخصصي آن مانند آژانس بين المللي انرژي هسته يي همراه است ، ابراز نگراني حتي دبير كل اين سازمان را در پي داشته است و عنان روز سه شنبه اين هفته گفت  كه :" ازكاهش تدريجي اقتدار و مشروعيت سازمان ملل نگرانم و علت آن را نيز اين برداشت مي دانم  كه فقط پنج كشور دايمي شوراي امنيت در سازمان ملل تصميم گيري مي كنند."  ايران در روابط سياسي خود با ديگر كشورها و نيز نهادها و سازمانهاي جهاني همواره كوشيده است كه سياستي متعادل را در همه زمينه ها از جمله  برنامه هاي هسته يي اش به پيش ببرد ، اما در مقابل اروپايي ها و غربي ها با رفتار و عملكرد خود و برخوردهاي گزينشي و استفاده ابزاري از نهادهاي جهاني ، حيثيت نهادهاي بين المللي را مخدوش كرده اند.آنها همچنان رفتار و ادبياتي قرون وسطايي دارند و غافل هستند كه ادبيات جهان در تعاملات بين المللي  نيز قرنها ست تغيير كرده و ديگر نمي شود با زبان زور و تهديد سخن گفت . امروز نه آمريكا و نه هيچ قدرت ديگري قادر نيست نه تنها به يك كشور ، بلكه حتي به گروههاي اجتماعي نيز با تهديد نظر خود را تحميل كند و از اين رو بايد  نشست امروز شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي و نحوه برخورد آن با پرونده برنامه هاي هسته يي مسالمت آميز ايران  را  فرصت تازه يي براي اين سازمان تخصصي جهاني دانست تا صلاحيت هاي ذاتي خود را كه رسيدگي هاي فني و حقوقي و نه سياسي ! به پرونده فعاليت هاي اعضا است ، نشان دهد. فشاري كه بر آژانس بين المللي انرژي هسته يي از سوي قدرتهاي بزرگ بخصوص آمريكا وارد مي شود ، امري پوشيده نيست و دبير كل آژانس بارها اما  تلويحا در اظهارات خود و حتي در  گزارش دهي هايش به آژانس و نهادهاي آن مانند شوراي حكام به آن اشاره كرده است و آنچه در اين ميان متاسفانه زمينه را براي مخدوش كردن بيشتر چهره اين نهاد تخصصي بين المللي فراهم مي كند ، عدم عبور دبير كل آژانس از تعارفات و ملاحظات سياسي است كه نگذاشته او تاكنون و به رغم بارها اذعان به عدم انحراف برنامه هاي هسته يي ايران ، گزارش شفافي به آژانس ارايه كند . ايران در همكاري گسترده با آژانس كه بازرسانش مرتبا براي بازرسي مراكز هسته يي ايران به اين كشور سفر مي كنند ، اثبات كرده است كه هيچ برنامه پنهان  هسته يي ندارد و آنچه به دنبال آن است ، صرفا بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته يي مي باشد كه همه ي اعضاي آژانس بين المللي انرژي هسته يي با امضا گذاشتن به پاي پيمان ان پي تي ، اين حق  همه ي اعضا و از جمله ايران را كه از قديمي ترين اعضاي آژانس است ، شناسايي كرده اند.ايران  پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اجراي چند نيروگاه  هسته يي را مورد مطالعه قرار داد كه قرار داد اجراي آنها نيز از جمله با آمريكا منعقد شد . در همان سالها بررسي هاي موسسه آمريكايي " استنفورد" كه در سال 1974ميلادي منتشر شد ، نشان مي داد كه ايران تا سال 1994 ساليانه نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته يي دارد . ايران آن موقع 30 ميليون نفر جمعيت داشت و رشد توسعه يي آن قابل ملاحظه نبود . جمعيت ايران اينك 70ميليون نفر و يا نزديك به اين رقم است و اين سوال به جايي است كه پرسيده شود چطور ايران آن زمان با آن جمعيت نياز به 20هزار مگاوات برق از منابع هسته يي داشت ولي ايران امروز با اين جمعيت كه بر طبق برآوردها 30 سال ديگر به 100ميليون نفر خواهد  رسيد و به علاوه  رشد اقتصادي بالا ، به انرژي هسته يي نياز ندارد ؟ ايران با رشد بالا امروز بخش قابل ملاحظه يي از نفتي را كه استخراج مي كند ، صرف تامين نيازهاي داخلي مي سازد كه يك مانع اساسي در راه توسعه آن است. براي برون رفت از اين مشكل با عنايت به ارزش افزوده يي كه نفت مي تواند در پي داشته باشد و به علاوه اينكه ذخاير نفتي تمام شدني است ، راه پيش روي ايران ، روي آوري به انرژي هاي نو ، كم خطر براي محيط زيست و با صرفه از نظر اقتصادي چون انرژي هسته يي است كه  اين مي تواند باعث صرفه جويي ساليانه 190ميليون بشكه نفتي شود كه اينك در سال تنها و تنها براي توليد انرژي در داخل ايران مصرف مي شود و هزينه هاي كلان اجتماعي را نيز بايد به آن افزود.

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 15:56 | متن كامل   | 

راه موجود ؛ تعامل سازنده غرب با ايران

وزيران امور خارجه آمريکا، روسيه، انگليس ، فرانسه و چين که همراه با وزير امور خارجه آلمان و نماينده اتحاديه اروپا در اجلاسی در لندن شرکت کرده بودند ، بامداد ديروز گفتند  که مايلند اجلاس فوق العاده شورای حکام آژانس بين المللی انرژي هسته اي ، در نشست خود در پنجشنبه اين هفته ، پرونده هسته ای ايران را برای رسيدگی به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع دهند. اين درخواست در صورت ارايه به آژانس و براي آنكه قابل طرح و رسيدگي باشد ، ابتدا بايد تاييد دبير كل آژانس را داشته باشد كه هنوز معتقد است حرف و حديث ها درباره پرونده هسته اي ايران از راههاي ديپلماتيك قابل حل و فصل است . شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي 35عضو دارد كه شماري از آنها در جبهه مخالف قدرتهاي بزرگ قرار دارند كه با برخوردهاي سياسي و نه حقوقي و فني ، اصرار بر فشارهاي بيشتر بر ايران آنگونه كه رايس وزير امورخارجه آمريكا گفته براي انصراف از برنامه هاي هسته اي اش دارند. علاوه بر اين كشورها ، جبهه اعضاي جنبش عدم تعهد موسوم به " گروه نم " نيز بلوك قدرت مندي در آژانس و شوراي حكام آن است  و براي آنكه بتوان پرونده ايران را از آژانس خارج و به شوراي امنيت فرستاد ، بايد نظر آنها نيز همراه شود كه درپيش نويس بيانيه آنها براي ارايه به نشست فوق العاده شورا  در روزگذشته  گفته شده  " بر حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي و اين كه تعليق غير الزام آور حقوقي  است " تاكيد خواهند كرد. معاون دبير كل آژانس بين المللي انرژي هسته اي كه اين هفته  از يك پارك در شمال تهران كه به ادعاي آمريكا ، ايران در آن برنامه مخفي هسته اي دارد،  ديدن كرد ، به گفته آصفي سخنگوي وزارت امورخارجه درحالي راهي وين شد كه قانع گرديد ادعاي آمريكا دراين خصوص نيز بيهوده بوده كه تاييد ديگري بر برخوردهاي سياسي و سوء استفاده ابزاري آمريكا و برخي از قدرتهاي بزرگ از نهادهاي جهاني مانند آژانس بين المللي انرژي هسته اي و سازمان ملل است و محمد البرادعي دبير كل آژانس در گزارش خود به شوراي حكام حتما بايد به آن اشاره كند . ايران در همكاري گسترده با آژانس كه بازرسانش مرتبا براي بازرسي مراكز هسته اي ايران به اين كشور سفر مي كنند ، اثبات كرده است كه هيچ برنامه پنهاني هسته اي ندارد و آنچه به دنبال آن است ، صرفا بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي مي باشد كه همه ي اعضاي آژانس بين المللي انرژي هسته اي با امضا گذاشتن به پاي پيمان ان پي تي ، اين حق  را به همه ي اعضا و از جمله ايران از قديمي ترين اعضاي آژانس ، داده اند . دربيانيه پاياني  نشست لندن پنج عضو شوراي امنيت و آلمان در عين حال نرمشي نيز به چشم مي خورد زيرا در آن هيچ يك از دارندگان حق وتو در شوراي امنيت سخن از ضرورت برخورد اين شورا با ايران و يا اتفاق نظري در اين خصوص نكرده اند و به علاوه  آنگونه كه از"جک استراو"، وزير خارجه انگليس  نقل شده " وزيران خارجه شرکت کننده در اجلاس لندن توافق کردند که تصميم گيری در شورای امنيت تا ماه مارس سال جاری ( 10اسفند به بعد ) و پس از ارايه گزارش مديرکل آژانس به اجلاس عادی شورای حکام آژانس به تعويق افتد." و اين نشان مي دهد كه اعضاي نشست لندن به نتيجه مذاكرات در شوراي حكام اميد ندارند و به علاوه كانالهاي ديپلماتيك بسته نشده است و اين همان گفته ايران است كه مي گويد : " اگر چه از ارسال پرونده برنامه هاي هسته اي اش به شوراي امنيت نگراني ندارد ، اما مايل است مسايل را از طريق گفت و گو حل و فصل كند." و در اثبات اين نيت نيز در بروكسل گفت و گوهايي را با نمايندگان سه كشور اروپايي طرف صحبت هاي خود به پيش مي برد . آنگونه كه شنيده شده  در اجلاس لندن، کشورهای غربی اصرار داشتند که پرونده ايران هرچه زودتر و با تصويب قطعنامه ای در اجلاس اضطراری شورای حکام در روزهای 2 و 3 فوريه( 13و 14بهمن )  به شورای امنيت ارجاع شود ،اما چين و روسيه درخواست کردند جهت کمک به يافتن راه حل احتمالی برای بحران کنونی به ايران مهلتی داده شود. روسيه طرحي را براي همكاري مشترك با ايران در برنامه هاي هسته اي اش ارايه كرده و ابراز علاقه نموده كه چين نيز در آن مشاركت داشته باشد. در سفر هفته گذشته دبير شوراي عالي امنيت ايران به مسكو و پكن اين همكاري و ابعاد آن مورد بحث و بررسي قرار گرفت .
پيشنهاد روسيه شامل انجام مراحل مقدماتی غنی سازی در ايران و تکميل اين فرآيند در خاک روسيه و ارسال آن به ايران براي استفاده در نيروگاه های هسته ای اين كشور مي باشد .علاوه بر روسيه، کشورهای اروپايی و چين از طرح روسيه حمايت کرده اند. طرح روسيه نواقص بسياري دارد كه مي بايست در گفت و گوهاي كارشناسي مورد بحث و بررسي قرار گيرد و همانگونه كه "علي لاريجاني " دبير شوراي عالي امنيت ملي گفته اين موضوع در نشستي بين دو طرف در 27 بهمن             ( 16فوريه)  بررسي خواهد شد. از نظر دولت ايران طرح روسيه ، " طرحي قابل بررسي "است ولي  آنگونه كه "غلامحسين الهام " سخنگوي دولت روز دوشنبه اين هفته گفت :"موضع جمهوری اسلامی در مورد غنی سازی اورانيوم تغيير نخواهد کرد زير اين امر حق قانوني اين كشور در چارچوب پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای است ." تشديد فشار به ايران و يا بكارگيري اهرم هايي عليه آن براي دست برداشتن از برنامه هاي هسته اي اش ، به باور عموم تحليلگران بطور قطع واكنش اين كشور را بدنبال خواهد داشت و آن را وادار خواهد كرد تا از اهرم هاي خود كه كم نيز نيستند ، استفاده كند. يكي از اين    اهرم ها نفت است كه در شرايط كنوني بازار هر گونه تغييري در شرايط حتي در اقل آن كاهش عرضه " سكته اقتصادي      غرب " را به دنبال خواهد داشت و به علاوه ايران براساس همان پيماني كه اصرار دارد غني سازي حق قانوني و به رسميت شناخته شده آن است ، امكانات و فرصت هاي متعددي براي كاهش و يا توقف سطح همكاريهاي خود با آژانس بين المللي انرژي هسته اي دارد و اين نكته روز يكشنبه اين هفته به صراحت توسط " منوچهر متكي " وزير امورخارجه ايران بيان شد كه گفت :"  تصميم شورای حکام در مداخله دادن شورای امنيت در موضوع هسته ای ايران  کشور باعث خواهد شد تا جمهوری اسلامی به همکاری های داوطلبانه خود با آژانس خاتمه دهد و اجرای پروتکل الحاقی به پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - شامل بازديدهای گسترده و اعلام نشده از مراکز اتمی خود را متوقف کند." در حالي كه ايران همچنين امكان آن را  دارد همان گونه كه در پذيرش پيمان ان پي تي شرط كرده ، از اين پيمان و عضويت در آژانس خارج شود. با اين همه اظهارات اخير وزير امور خارجه انگليس در مورد " يافتن راه حلی برای پرونده برنامه هاي هسته ای ايران بدون خدشه دار شدن اعتبار ايران " ، كه نشانه اشتباه غرب در برخوردهايش با اين كشور مي تواند تلقي شود ، به نظر   مي رسد همان گونه كه متكي در سخنان اخيرش گفت :" تعامل سازنده غرب با ايران " به عنوان تنها راه موجود  را نبسته است.

 

 

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 12:2 | متن كامل   | 

واقعيتي كه بايد باور كنيد

 

  جمهوري اسلامي ايران و سه كشور اروپايي طرف  مذاكره آن در خصوص برنامه هاي هسته اي مسالمت آميزش دور تازه اي از مذاكرات خود را در بروكسل آغاز كردند. اين مذاكرات قرار بود در نيمه اول ديماه برگزار شود كه سه كشور اروپايي به بهانه از سر گيري تحقيقات هسته اي يكي از حقوق مسلم  ايران ، آنرا به تاخير انداختند . آمريكا در روزهاي اخير تلاش بسيار كرد تا با تشكيل اجلاس اضطراري آژانس بين المللي انرژي هسته اي ، پرونده برنامه هاي هسته اي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل بفرستد. واشنگتن در اين راستا كوشيد تا نظر دولتهاي پكن و مسكو و بلوك قدرتمند غير متعهد ها را به خود جلب كند كه پاسخ منفي آنها به اين خواست و اصرار بر لزوم مذاكره با ايران به عنوان تنها راه معقول و منطقي ، سرانجام اروپاييها را نيز متقاعد كرد كه تنها راه ، مذاكره با ايران است كه  با هدف راست آزمايي برنامه هاي هسته اي خود ، همواره براي گفت و گو آماده بوده است . سه كشور اروپايي و ايران در حالي در بروكسل گفت و گوهاي خود را شروع كردند كه يك بهانه و ادعاي ديگر آمريكا در ادامه همكاريهاي تهران با بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي عملا از آن گرفته شده و اينك ايران دست بالا دارد كه در صورت بهانه تراشي مجدد ، دوباره بر اين نكته تاكيد كند كه با پرونده برنامه هاي هسته اي آن نه فني و حقوقي كه كاملا سياسي برخورد مي شود. آمريكا اخيرا و با استناد به گزارش سراپا كذب يك گروهك تروريستي مدعي وجود برخي برنامه هاي پنهان در يك پارك در لويزان تهران شده بود . آژانس بين المللي انرژي هسته اي براي بررسي اين ادعاي آمريكا " اولي هاينونن " معاون اين آژانس را به تهران فرستاد و او بدنبال بازرسي از اين مجتمع و روزها بررسي اسناد و مدارك ارايه شده به گفته آصفي سخنگوي وزارت امورخارجه ، راضي از ايران برگشت و به اين ترتيب يك تصور غربي ها كه گمان مي كردند گزارش بازرسان از پارك لويزان به گونه اي خواهد بود كه با ارايه آن به نشست فوق العاده شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي زمينه گزارش يا ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت فراهم خواهد شد نيز از بين رفت . با از بين رفتن زمينه تحقق انتظارات غرب و با ايستادگي جمهوري اسلامي ايران بر مواضع خود مبني بر حق انجام تحقيقات هسته اي ، مقامات غربي كه در روزهاي قبل از آن بشدت عليه برنامه هاي هسته اي ايران تبليغ مي كردند و اهداف مسالمت آميز آنرا زير سوال مي برند ، درچرخشي كاملا آشكار در مواضع خود ،  ديپلماسي را دوباره پيشنهاد كردند و مانند "جك استراو"  وزير امورخارجه انگليس  آن را " تنها راه پيشرفت " دانستند . ايران در حالي در بروكسل با نمايندگان سه كشور اروپايي به گفت و گونشسته است كه مي گويد " در رسيدن به حق قانوني خود جدي است" . آنچه ايران از آن به عنوان حق مسلم و قانوني خود نام مي برد ،  براساس پيمان ان پي تي كه اين كشور از قديمي ترين اعضاي آن است، به ايران و ديگر كشورهاي عضو داده شده است و آنها را مجاز ساخته است تا از انرژي هسته اي براي اهداف مسالمت آميز استفاده كنند و به آن دست يابند. در هر گفت و گو چند نكته بايد مورد توجه مذاكره كنندگان باشد كه مهتمرين آنها باوراين مهم است كه توافق از دل رايزني بدست مي آيد و پيش زمينه آن اعتماد است كه امري دو طرفه مي باشد . ايران براي جلب اعتماد جهاني به اهداف صلح آميز برنامه هاي هسته اي خود ، در سالهاي اخير علاوه بر آنكه همكاريهاي خود را با آژانس بين المللي انرژي هسته اي توسعه بيشتر داده ،  گفت و گوهايي را نيز با سه كشور اروپايي پيش برد و در اين راستا تا آنجا پيش رفت كه براي مدت بيش از دو سال عملا بخش عمده و اصلي  برنامه هاي هسته اي خود را معلق گذاشت  ، اما در مقابل  طرف هاي اروپايي نه تنها به وعده هاي خود عمل نكردند ، بلكه با برخوردهاي تحقير آميز و رفتارهاي خلاف قانون و درخواستهاي غير قانوني و غير منطقي  نشان دادند كه نبايد يكسويه به آنها اعتماد كرد. همانگونه كه گفته شد اعتماد امري دو طرفه است ، ايران دو سال به اروپا در گفت و گوهايش اعتماد كرد و حالا وقت آن است تا همانگونه كه رهبري معظم انقلاب تابستان امسال خواستند  و مورد تاكيد قرار دادند :" سه كشور اروپايي كاري كنند كه ما به آنان اعتماد كنيم ." و بدانند كه نمي توانند با منطق زوري كه آمريكا به دنبال آن است ، با ايران و ملت بزرگ آن صحبت كنند . اروپايي ها بايد در خاطر داشته باشند كه " ملت ايران تحميل ، زورگيري و باج خواهي را از هيچكس قبول نمي كند و دوران استعمار قرن نوزدهم گذشته است و بايد لحن طلبكارانه خود را تغيير دهند . امروز نظام جمهوري اسلامي ايران متكي به هفتاد ميليون نفر جمعيت است  و ملت و دولت همانند كوه احساس قدرت و توانايي مي كنند و از حقوق خود كوتاه نخواهند آمد . برنامه هاي مسالمت آميز هسته اي ايران و ضرورت تحقق اهداف تعيين شده در اين مسير " يك خط قرمز " و  امري فرا جناحي است و همانطور كه رهبري معظم انقلاب و رييس جمهوري بارها بر آن تاكيد داشتند ، اين امر " حق ملت " ايران است و " هيچكس هم حق معامله در اين مورد را ندارد ."  سياست اروپا در برابر برنامه هاي هسته اي ايران در طول گفت و گوهاي صورت گرفته در گذشته ،  سياستي غير عادلانه و تحت تاثير و القاي آمريكا و اسراييل بود . اروپا نمي تواند در حاليكه از اعتماد سازي  و ضرورت آن سخن مي گويد ، خود رفتاري مغاير با آن پيشه كند و به  تهديد روي بياورد.  نصيحت تابستان امسال رهبري معظم انقلاب  به كشورهاي اروپايي طرف گفت و گو با ايران را  يادآوري مي كنم :"  تحت تاثير آمريكا و صهيونيست ها قرار نگيرد زيرا آنها ، نه به دنبال منافع اروپا و نه به دنبال منافع ملت ايران هستند ." و اصرار داريم باور كنيد ،  ايران كشوري نيست كه بتوان با آن بازي كرد . ايران جايي نيست كه بتوانند با آن  مانند عراق  و ليبي  برخورد  كنند  و اين اشتباه مسلم  است كه گمان شود مي توانند ايران را در مسير توسعه دانايي محور ، معطل كنند  . ايران تصميم خود را براي برخورداري  از امتيازات بي پايان انرژي هسته اي گرفته است و اين تصميم  غير قابل برگشت است  و به اين ترتيب اين غرب است كه بايد خود را با  واقعيت هاي موجود ،" ايراني قدرتمند و برخوردار از توان هسته اي مسالمت آميز و در عين حال متعهد و مقيد به تعهدات جهاني " تطبيق دهد .

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:24 | متن كامل   | 

فقط گفت و گو

دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران اين روزها بشدت فعال است تا با تشكيل يك محور تازه با مشاركت روسيه، چين ، و آفريقاي جنوبي ،  برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز خود را به پيش ببرد . روز جاري و هفته آينده بواسطه چندين نشستي كه قرار است در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران و نحوه تعامل با آن از سوي قدرتهاي بزرگ  و احتمالا آژانس بين المللي انرژي هسته اي برگزار شود، يقينا دوباره موضوع برنامه هاي هسته اي ايران را در صدر اخبار رسانه ها قرار خواهد داد. در سياست خارجي ، جمهوري اسلامي ايران براساس رهنمودهاي حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب سه اصل " حكمت – عزت و مصلحت " را شعار اساسي خود ساخته  و آنرا به برنامه هاي  هسته اي اش نيز تسري داده است . ايران يكي از اولين كشورهاي جهان بود كه به عضويت آژانس بين المللي انرژي هسته اي در آمد و بر پاي پيمان منع توليد و تكثير سلاحهاي هسته اي موسوم به ان پي تي و پادمانهاي آن امضا گذاشت . ايران در عمل ،با همكاري گسترده با آژانس در طول دهها سال عضويت آن ، كوشيده است تعهد و وفاداري خود را به  امضاي گذاشته شده زير پيمان ان پي تي نشان دهد و متقابلا نيز اين انتظار را داشته باشد كه از مزاياي همان پيمان استفاده كند. از جمله مزاياي پيمان به رسميت شناخته شدن حق اعضا در دستيابي به انرژي هسته اي است كه در ماده چهارم پيمان به صراحت بيان و مورد تاكيد قرار گرفته است . از ديگر مزاياي پيمان در صورت عمل و تعهد همه ي اعضا به آن ،الزام كشورهاي برخوردار به ياري كشورهاي غير برخودار در دستيابي به انرژي هسته اي است كه اين مهم نه تنها از سوي قدرتهاي بزرگ ناديده گرفته شده ، بلكه در عمل با ايجاد موانع غير حقوقي و فني كوشيده اند سد راه دستيابي به اين "حق " شوند. ايران  پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اجراي چند نيروگاه  هسته اي را مورد مطالعه قرار داد كه قرار داد اجراي آنها نيز از جمله با آمريكا منعقد شد. پيروزي انقلاب اسلامي و وضعيتي كه بدنبال آن بر روابط تهران و واشنگتن سايه افكند ، آمريكا را به يك مدعي در مقابل برنامه هاي  هسته اي ايران تبديل كرد و اين كشور با فشار بر آژانس بين المللي انرژي هسته اي در صدد آن برآمد تا با ياري برخي متحدان سياسي خود ، مسير پرونده را از فني و حقوقي به سياسي تغيير دهد و چنين ادعا كند كه ايران در برنامه هاي هسته اي خود بدنبال سلاح هسته اي است . دادن آدرس هاي غلط درباره موضوعات مختلف به افكار عمومي براي انحراف آن و يا جهت دادن به سمت و سويي خاص ، يكي از شگردهاي دولتمردان آمريكا  است .  ظرافت ها و دقايقي كه در اين تكنيك بكار بسته مي شود ، بقدري پيچيده و در عين حال متنوع است  كه  عموما تشخيص آنرا براي مخاطب ، حتي  " مخاطب فعال " دشوار مي سازد. برنامه هاي هسته اي ايران يكي از اين موارد است. دستيابي به انرژي صلح آميز هسته يي بمنظور بهره برداري علمي و اقتصادي از آن ، هدف ايران در برنامه هاي هسته اي اش است و پيمانها و پادمانهاي ناظر بين المللي اين حق را براي آن به رسميت        شناخته اند . " برائت " يك اصل عمومي است و نمي توان و نبايد تا زماني كه خلاف امري اثبات نشده ، هيچ فرد حقوقي و يا حقيقي را متهم به انجام و يا حتي تعقيب امري كرد كه براساس توافقهاي عمومي و يا قوانين و رويه هاي شناخته شده و پذيرفته ، تخلف محسوب مي شود. با اين همه ، آمريكا در آدرسي غلط ، مدتهاست كه مي كوشد تا افكار عمومي را نسبت به برنامه هاي هسته اي ايران مسموم كند و چنين وانمود سازد كه هدف اول و آخر ايران از روي آوري به فناوري هسته اي توليد سلاح هسته اي است . واشنگتن در اين مسير يك سياست چند محوري را تعقيب مي كند كه يك سمت آن در ماههاي اخير تمركز فعاليت هاي خود را بيشتر روي كشورهاي حوزه خليج فارس يعني  همسايه هاي جنوبي ايران متمركز كرده است . نگران كردن كشورهاي همسايه از اهداف برنامه هاي هسته اي ايران با بزرگ نمايي خلاف واقع تاثيرات كار راكتور هسته اي ايران برروي محيط زيست منطقه ، همان آدرس غلطي است كه آمريكا به اين كشورها براي انحراف افكار از تهديدات بالقوه هسته اي از جانب اسراييل مي دهد كه بدون تعهد وتن دادن به هيچ يك از پيمانها و پادمانهاي ناظر، داراي يكي از مخوف ترين  زرادخانه هاي هسته اي جهان است.  ايده " خاورميانه عاري از سلاح هاي هسته اي " ، ايده يي است كه ايران اسلامي تعقيب مي كند .درمقابل اين تلاشهاي صادقانه و روشني اندازي بر برنامه هاي هسته اي از سوي ايران كه بارها مورد تاييد و در عين حال قدرداني آژانس بين المللي انرژي هسته اي و دبير كل آن قرار گرفته است و در حاليكه ايران باب مذاكره با هر كشوري را با هدف " راست آزمايي " در مورد برنامه هاي هسته اي اش باز گذاشته و فراتر از آن كشورهاي مختلف را به سرمايه گذاري و مشاركت در اين برنامه ها دعوت كرده است ، استراتژی ايالات متحده اين بوده است تا ايران را هرچه بيشتر به انزوای بين المللی بکشاند . آمريكا اصرار بر ارسال پرونده برنامه هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل دارد و در اين راستا كوشيده است تا يك اجماع بين المللي را شكل دهد كه پاسخ دريافت شده تاكنون " نه " بوده است. چين و روسيه دو عضو شوراي امنيت و آفريقاي جنوبي به عنوان رييس جنبش عدم تعهد و يك عضو تاثير گذار در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و نيز سازمان ملل به صراحت اعلام داشته اند كه ضمن شناسايي حق ايران در برخورداري از انرژي هسته اي به استناد پيمان ان پي تي ، از ارسال پرونده اين كشور به شوراي امنيت حمايت نمي كنند و بر اين نظرند كه گفت و گوها با تهران بايد ادامه يابد و تنها چاره و راه حل سوء تفاهم موجود ، گفت و گو است و اين نكته در ذهن انگليسي ها نيز همانطور كه " استروا" وزير امور خارجه اين كشور در اجلاس داووس گفت ، وجود دارد .  

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:21 | متن كامل   | 

طرح روسيه ؛ منفعت ما آنجا نيست

                                                                                                                                                                                

        در سفري كه دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران هفته گذشته به مسكو داشت ، به گفته آصفي سخنگوي وزارت امورخارجه ، طرح مسكو  براي همكاري هسته يي با ايران به عنوان " يك مجموعه " كه مي تواند طرح مفيدي باشد ، ديده شده است. طرح روسيه كه حامياني نيز در غرب دارد ، ناظر بر يك همكاري مشترك با ايران براي غني سازي اورانيوم است كه اگر چه درباره جزييات آن هنوز اطلاعات بيشتري منتشر نشده ، ولي آنگونه كه در رسانه هاي   بين المللي آمده و ديپلمات ها نقل كرده اند ،  معطوف به اين امر است كه ايران در صورت پذيرش آن ، به استخراج اورانيوم از سنگ معدن و برخي كارهاي مقدماتي آن در داخل خاك خود بپردازد ،  اما مراحل غني سازي در خاك روسيه و زير نظر بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته يي صورت گيرد . طرح تا همين حد خود ، حداقل دو ايراد كاملا اساسي دارد كه آنرا غير قابل پذيرش مي سازد. اول : طرح ، حق حاكميت ملي ايران را به چالش مي گيرد و دوم :  يك حق از حقوق مسلم ايران به عنوان يك واحد سياسي مستقل در سطح بين الملل و برخوردار از حقوق مساوي با ديگر واحدها ، ناديده گرفته شده است.  نه شوراي عالي امنيت ملي و نه وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران تاكنون دراين باره به صراحت و روشني سخني نگفته اند و روشن نكرده اند كه هدف از مذاكره با روسها در خصوص طرح ارايه شده چيست ، و آيا ايران اصولا مايل است كه درباره چنين طرحي بيشتر از تعارفات سياسي و ديپلماتيك سخن بگويد . طرح آنگونه كه از كليات آن پيدا است و اساس آنرا تشكيل مي دهد ، هيج سودي را نه از نظر فني و نه اقتصادي عايد ايران نخواهد كرد و از نظر سياسي نيز طرحي پر چالش خواهد بود. استخراج اورانيوم و توليد گازي كه مبناي غني سازي است اگر چه از مقدمات آن دانسته مي شود ، ولي غني سازي محسوب نمي شود و يك كار تبديلي است و ايران نمي تواند به اين ترتيب خود را در زمره كشورهاي عضو باشگاه هسته يي قرار دهد.  پذيرش طرح روسيه از سوي ديگر  به معني گذشت از داشتن چرخه كامل سوخت هسته يي و چشم پوشي حتي  موقت از حق مسلمي مي تواند دانسته شود كه پيمان منع توليد و تكثير سلاح هاي هسته يي موسوم به ان پي تي بة استناد بند چهارم خود به ايران و ديگر كشورهاي  غير برخوردار عضو داده است تا در جهت هاي صلح آميز به آن دست پيدا كنند.  پيشنهاد توليد مشترك سوخت  هسته يي چه با روسيه و چه به ديگر كشورهاي علاقه مند ، فقط بايد زماني قابل طرح و بررسي فني و حقوقي دانسته شود  كه ابعاد سياسي آن از جمله عدم تعارض طرح با حق حاكميت ملي و حقوق بين المللي  ايران روشن شود.  در اين خصوص يك شكل كار همانگونه كه پيشتر و در يادداشتي در همين روزنامه گفته شد  و شوراي عالي امنيت ملي نيز از آن استقبال كرد ، مي تواند توليد سوخت هسته يي در داخل كشور با مشاركت سرمايه گذاران داخلي و خارجي اعم از حقيقي و يا حقوقي با ايجاد شركتهاي مشترك و از طريق عرضه عمومي سهام آنها  در نهادهاي مالي داخل و خارج از كشور باشد كه رييس جمهوري نيز اساس آنرا در سخنراني خود در نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل ارايه داد  و هيات وزيران هم تابستان امسال  آيين نامه اجرايي آنرا نوشت . اين كار چند حسن دارد اول : بواسطه حضور و وجود سهامداران ، نظارت بر برنامه ها و مسالمت آميز بودن آنها هم از سوي سهامداران و هم نهادهاي مالي جهاني احتمالا ذ يسهم و نيز آژانس  بين المللي انرژي هسته يي افزايش خواهد يافت . دوم: با افزايش نظارت ، فشارهاي سياسي كه اينك به يك نقطه و آن هم دولت ايران متمركز شده  ، كاهش خواهد يافت . سوم : با افزايش نظارت ، افكار عمومي نسبت به صلح آميز بودن  برنامه ها و تقيد و تعهد توليد كنندگان به پيمانها و معاهدات بين المللي متقاعد خواهد شد و چهارم و مهمترين از همه ، با عرصه سهام و جلب و جذب سرمايه ، هزينه برنامه ها كه بسيار نيز بالاست،  ميان سهامداران و به ميزان سهام آنها تقسيم و توزيع خواهد شد. با ابراز علاقه يي كه روسيه  ، چين  و آفريقاي جنوبي براي همكاري مشترك با ايران در زمينه توليد سوخت هسته يي نشان داده اند ، بهترين گزينه دراين مقطع و در اولين قدم ، بنظر مي رسد تشكيل يك شركت مشترك توسط چهار كشور براي توليد سوخت هسته يي باشد . هم چين و هم روسيه از بزرگترين توليد كنندگان و صادر كنندگان سوخت هسته يي در جهان هستند و آفريقاي جنوبي نيز دراين زمينه پيشرفت هاي چشمگيري داشته است . دانش فني آنها به علاوه دانش هسته يي محققان ايراني و وجود منابع بزرگ اورانيوم در داخل ايران و نيازي كه اين كشوربه عنوان بازار مصرف در حال رشد به سوخت هسته يي دارد ، بهترين توجيه براي اقتصادي بودن اين طرح است.

 

                    

 

 

                                                                                                                                    

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:18 | متن كامل   | 

جنگ اعلان نشده

لطفا به ساعت خود نگاه كنيد! ساعت چند است ؟ چند وقت از آخرين باري كه درهمين روز به ساعت خود نگاه كرديد ، مي گذرد ؟ يك ساعت ، دو ساعت كمتر يا بيشتر ؟ مهم نيست ! عدد يافته را در سه ضرب كنيد . جواب ! عده هموطناني است كه در همين مدت در حوادث جاده يي  در كشور ، جان خود را از دست دادند !! و وقتي روز پايان يابد عده آنها به 72 نفر ( به طور متوسط ) خواهد رسيد ! و باز روز ديگر و همين كشته ها و داغ هاي تازه بر دل بازماندگان ! و روزها ،  ماهها و سالها و تكرار فاجعه و در پايان سال 27هزار كشته و دهها هزار مجروج و مصدوم و معلول و كيست كه جز گفتن " امكانات نداريم " پاسخگو باشد ؟ بعد از بيماريهاي قلبي و عروقي ، حوادث جاده يي دومين عامل مرگ و مير در كشور شناخته شده است كه به گفته رييس مركز اوژانس كشور " .. . هر سال به اندازه يك سال جنگ تحميلي قرباني مي گيرد ." مرگ هر روزه دهها تن در حوادث رانندگي در كشور آنقدر براي مسوولين عادي شده است كه گويي انتظار دارند و يا اصلا در مسووليت از ما بهتران است كه آنها هم بايد از كره يي ديگر براي حل آن به روي زمين بيايند و تنها مسووليت آنها برگزاري سمينارهاي پر طمطراق و هزينه هاي بسيار براي يافتن اين نكته است كه سالهاست گفته مي شود: " يك چهلم تصادفات جهان در ايران رخ مي دهد " كه ضريب نفوذ خودرو در آن حتي از بسياري كشورهاي در حال توسعه پايين تر است . آنطور كه گفته مي شود  بسياري از " قربانيان (حوادث جاده يي ) به علت دير رسيدن به مراكز درماني و يا بخاطر نبود مراقبت هاي پزشكي در بيمارستان ها مي ميرند" و " نبودن شبكه امداد رساني در جاده ها مهمترين عامل افزايش تعداد قربانيان حوادث رانندگي است ." اين ها همه يافته هاي نهادهاي مسوول و متولي امور حمل و نقل در كشور است ، همان نهادهايي كه مسووليت حل مساله را نيز قاعدتا بر عهده دارند ، اما در مقام عمل هر يك مسووليت را متوجه ديگري مي داند و در نهايت هيچ كس نيز پاسخگو نيست و خود را مسوول نمي داند! كه چرا بايد هر سال 27هزار نفر در جاده هاي كشور قرباني شوند تا مسوولين دريابند كه جاده هاي ما عموما غير استاندارد است ، امداد جاده يي نداريم ، خودروها فرسوده است و خودروهاي نو نيز از اقل استانداردهاي لازم برخوردار نيست . مسووليت مرگ درصد بالايي از حادثه ديدگان در بيمارستانها كه رييس مركز اوژانس كشور گفته است "... بخاطر نبود مراقبت هاي پزشكي در بيمارستانها مي ميرند" آيا جز با وزارت بهداشت است ؟ و آيا مسووليت عدم تطبيق رشد توليد خودرو در كشور و اجراي زير ساخت هاي مورد نياز جز بر عهده مسوولين و مديراني است كه ضعف ها و ناتواني هاي مديريتي خود را باور ندارند؟ و تقاص آنرا بايد مردمي بپردازند كه خودروي غير استاندارد و با عيوب متعدد را به ناچار بايد بخرند و ميليونها تومان انواع عوارض و مالياتها را يكجا بپردازند و بعد سر آنها منت گذاشته شود كه " يارانه سوخت " مي گيرند ! آقايان ! توپها و تانك ها سالهاست كه دراين جنگ اعلان نشده شليك مي كنند ، صداي آن را     نشنيده ايد ؟ ناله و فقان 27 هزار خانواده  و هزاران خانواده هاي وابسته قربانيان حوادث جاده يي را مي توانيد در اطراف خود ، يك محله بالاتر يك محله پايين تر بشنويد ! لطفا گوش خود را تيز كنيد ! آن ناله يي كه مي شنويد ضجه و فغان خانواده هايي است كه در فرصت نگارش همين يادداشت جان خود را در جاده ها از دست دادند . صداي توپ ها و تانك ها در اين جنگ اعلان نشده در بهشت زهرا ( س ) وضوح بيشتري دارد . فاصله آن تا دفتر شما چقدر است ؟                                                                                                             

· تمامي نقل قول ها و آمارها از " اعتماد" دوشنبه 26 ديماه و مطلب " هر ساعت 3ايراني در تصادف كشته مي شوند " برداشت شده است .

 این یادداشت در شماره امروز (دوشنبه نهم بهمن ۱۳۸۴) روزنامه  نیز چاپ شده است

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 10:34 | متن كامل   | 

دشمن اينگونه مي انديشد

     دهشت افكنان هدايت شده در تداوم حركت هاي كور قبلي ، بازهم در اهواز اقدام به بمب گذاري و شهادت شماري از مردم كردند . براي مردم و مسوولين ايراني روشن است كه اين نوع اقدامات كور،  ريشه در آن سوي مرز هاي ايران دارد كه در آن  بازيگراني كه در باتلاق بي تدبيريها، جاه طلبي و روياي قدرت  گرفتار آمده اند ، مي كوشند تا در عين فرافكني مشكلات خود ، ديگران را درگير بحران و با آن سرگرم سازند . تقارن اين حادثه دهشت افكنانه با تحولات اخير در عراق و پرونده برنامه هاي هسته يي ايران نمي تواند بي ارتباط باشد. در عراق موفقيت مردم اين كشور در برگزاري انتخابات پارلماني  و نتيجه آن ، كه زمينه را براي تشكيل يك دولت دائمي و برخوردار از قدرت و اقتدار لازم در آن فراهم مي كند، شكست بزرگي براي  بازيگران خارجي در آن ارزيابي مي شود. اهداف اشغالگران بويژه آمريكا از اشغال عراق كاملا روشن است . سياست خاورميانه يي آمريكا از دوران نيكسون        ( 1974-1968 ) همواره از اين سه اصل كلي پيروي كرده است : 1) حفظ و برتري منطقه يي اسراييل از حيث سياسي – اقتصادي – تكنولوژيك و... 2) دريافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورميانه 3) حفظ رژيم هاي متحد آمريكا در برابر تهديد خارحي و آسيب داخلي .  به باور استراتژيست هاي آمريكا ، اشغال عراق با ارزش ترين كمك را به تحقق اين تدابير در منطقه مي كرد ،اما  تحولات اين كشور  در پس سرنگوني صدام حسين ، آنگونه كه آمريكايي ها پيش بيني كرده بودند ، جلو نرفت . آمريكايي ها بر اين باور بودند كه با سرنگون كردن صدام خواهند توانست حكومتي را در عراق روي كار آورند كه در حداقل ( كف ) نزديك به آمريكا خواهد بود و در معادله با اسراييل مواضعي نزديك با آمريكا اتخاذ خواهد نمود و در حداكثر( سقف ) به عنوان يك رژيم دست نشانده كاملا در جهت منافع آمريكا عمل مي كند. آمريكا در راستاي اهداف گفته شده بعد از اشغال عراق ، فشارهاي خود را به سوريه و ايران دو مخالف سرسخت اسراييل تشديد كرد و به آن ادامه مي دهد  تا راه را براي برتري همه جانبه اسراييل آماده كند . اين فشارها زماني مي توانست اثرات خود را به طور كامل برجاي بگذارد كه آمريكا مي توانست تحولات عراق را به شكل مورد نظر هدايت و مديريت كند و در عين حال سوريه و ايران را در حداقل به  تغيير رفتار در برابر منافع آمريكا وادار سازد . ايستادگي ايران و سوريه و انتخابات پارلماني درعراق و نتيجه آن نشان داد كه واشنگتن دراهداف خود از اشغال عراق دچار اشتباه در برآورد  شده و قادر نبوده است كه نقش و قدرت همه ي بازيگران را درك كند. يكي از تاكتيك هايي  كه آمريكا براي نيل به استراتژي خود در منطقه در طول دهه هاي اخير اتخاذ و به آن عمل كرده ، مبتني بر ايجاد كانونهاي بحران و مديريت بر آنها بوده است. لبنان ، افغانستان ، قفقاز و مناطق ديگري از منطقه و نقشي كه آمريكا در آنها بازي كرد و مي كند ، مويد اين گفته است. آمريكا با اين تاكتيك در نقاط بحراني و مناطقي كه استعداد آنرا دارند ، با تحريك گروه ها ، يا دسته ها و جناح ها ي ناراضي و معترض و پشتيباني كامل از آنها و در مواردي با خلق گروهها و دسته هاي مجهول و مجعول كوشيده است ، امنيت ملي كشورهاي منطقه را به چالش بگيرد و در مواردي نيز موفق بوده است . كالبد شكافي آن موارد موفق ،  نشان مي دهد حكومت هاي آنها عموما ريشه هاي ضعيف مردمي داشته و در وابستگي به بيگانگان حتي به خود آمريكا بسيار قوي بوده اند . اين نكته تصديق اين مدعاست  كه واشنگتن در ملاحظات استراتژيك خود زماني كه پاي منافع مطرح باشد ، حتي متحدين خود را نيز  نخواهد ديد. اين تاكتيك را بيگانگان مدتهاست كه در ايران نيز دنبال مي كنند و پشتيباني رسانه ها و نيز نهادهاي مالي خود را براي تحقق آن  بكار گرفته اند . شعور ، درك و قدرت تجزيه و تحليل بسيار بالاي ايراني ها از هر طبقه و قوم ، و اتحاد مستحكم آنها  زير نام ايران و ايراني كه عالي ترين نمود هاي آنرا تاريخ در طول هشت سال  جنگ تحميلي صدام حسين – آمريكا ، عليه ايران ثبت كرده است  و حماسه هاي بزرگ مردم عرب زبان ايران در جنوب كشور ، زرين ترين برگهاي اين  تاريخ مي باشد ،  قطعا هيچ زماني به دشمنان اجازه تحقق اهدافشان را نخواهد داد . واكنش هاي  سريع و گسترده مردمي و توام با انزجار از دهشت افكنان نسبت به اقدامات دهشت افكنانه اخير در اهواز،  نشان داد كه مردم اين خطه از ايران بويژه ايرانيهاي عرب زبان آن ، اهداف دشمنان را بخوبي دريافته و شناخته اند. انتخاب زمان و مكان اين عمليات دهشت افكنانه  كه هدف آن مراكز عمومي و مردم عادي بود، دست دهشت افكنان و هدايت كنندگان آنها را چند باره باز كرد .از نگاه سياسي و استراتژيك اين حوادث دهشت افكنانه  به جهت ويژگي هاي آن مانند نحوه اقدام ، زمان آن ، نوع هدف و آثار ، يك " حادثه دهشت افكنانه كور " دانسته  مي شود كه به هيچ روي و با هيچ منطقي  قابل بهره برداري نيست و علاوه بر آن نه يك چالش با نهادهاي امنيتي محسوب مي شود و نه اينكه نشانه كاهش ضريب امنيتي در جامعه ايران ، سرزميني با اين وسعت و جمعيت است . با اين حال از نهادهاي امنيتي و انتظامي انتظار مي رود  و يك خواسته عمومي است كه نسبت به شناسايي و بازداشت عوامل اين حادثه بسرعت اقدام كرده و قوه قضاييه نيز قاطعا با آنها رفتار كند ، تا دگر بار شاهد تكرار اين گونه حوادث نباشيم . يافته ها در مورد حوادث مشابه درگذشته نشان مي داد و تاييد مي كرد كه دهشت افكنان تحت حمايت بيگانه و با هدايت از آن سوي مرز ، اقدام به عمل دهشت افكنانه  كرده بودند . درباره حادثه اخير ، نيروهاي امنيتي به تحقيقات خود ادامه مي دهند و چنانچه نقش بيگانگان در آن روشن شود كه سوء ظن ها دراين زمينه قوي است ، اين وظيفه وزارت امورخارجه خواهد بود تا اقدامات لازم را براي احقاق حقوق ملي از طريق نهادهاي بين المللي صورت دهد و در نهايت اين پيام به گوش بيگانگان برسد :" كسي كه در خانه شيشه يي زندگي  مي كند ، سنگ نمي اندازد."                                                                                 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 15:28 | متن كامل   | 

متهم مدعي شده است

     اسراييل كه به واسطه در اختيار داشتن زرادخانه يي   بزرگ از تسليحات هسته يي  و فرار از نظارت جهاني بر برنامه هاي هسته يي اش با حمايت آمريكا و ادامه سياستهاي دهشت افكنانه يك رژيم خودسر و مخل در امنيت جهاني شناخته مي شود ، اين روزها  فرستاده يي را به مسكو فرستاده است تا از دولت روسيه بخواهد از همكاري هسته يي با ايران منصرف شود . دادن آدرس هاي غلط درباره موضوعات مختلف به افكار عمومي براي انحراف آن و يا جهت دادن به سمت و سويي خاص ، يكي از شگردهاي دولتمردان آمريكا   و رژيم اسراييل است .  ظرافت ها و دقايقي كه در اين تكنيك بكار بسته مي شود ، بقدري پيچيده و در عين حال متنوع است  كه  عموما تشخيص آنرا براي مخاطب ، حتي  " مخاطب فعال " دشوار مي سازد. برنامه هاي هسته يي ايران يكي از اين موارد است. دستيابي به انرژي صلح آميز هسته يي بمنظور بهره برداري علمي و اقتصادي از آن ، هدف ايران در برنامه هاي هسته يي اش است و پيمانها و پادمانهاي ناظر بين المللي اين حق را براي آن به رسميت شناخته اند . " برائت " يك اصل عمومي است و نمي توان و نبايد تا زماني كه خلاف امري اثبات نشده ، هيچ فرد حقوقي و يا حقيقي را متهم به انجام و يا حتي تعقيب امري كرد كه براساس توافقهاي عمومي و يا قوانين و رويه هاي شناخته شده و پذيرفته ، تخلف محسوب مي شود. با اين همه ، آمريكا در آدرسي غلط ، مدتهاست كه مي كوشد تا افكار عمومي را نسبت به برنامه هاي هسته يي ايران مسموم كند و چنين وانمود سازد كه هدف اول و آخر ايران از روي آوري به فناوري هسته يي صرفا و صرفا توليد سلاح هسته يي است . واشنگتن در اين مسير يك سياست چند محوري را تعقيب مي كند كه يك سمت آن در ماههاي اخير تمركز فعاليت هاي خود را بيشتر روي كشورهاي حوزه خليج فارس يعني   همسايه هاي جنوبي ايران متمركز كرده است . نگران كردن كشورهاي همسايه از اهداف برنامه هاي    هسته يي ايران با بزرگ نمايي خلاف واقع تاثيرات كار راكتور هسته يي ايران برروي محيط زيست منطقه ، همان آدرس غلطي است كه آمريكا به اين كشورها براي انحراف افكار از تهديدات بالقوه هسته يي از جانب اسراييل مي دهد كه بدون تعهد وتن دادن به هيچ يك از پيمانها و پادمانهاي ناظر، داراي يكي از مخوف ترين  زرادخانه هاي هسته يي جهان است.  ايده " خاورميانه عاري از سلاح هاي هسته يي " ، ايده يي است كه ايران از قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تعقيب مي كند و تعهد اين كشور  به عنوان يكي از اعضاي قديمي آژانس بين المللي انرژي هسته يي به تمامي پروتكل ها و پادمانهاي ناظر ،  مي تواند نشانه تعهد راسخ و صداقت آن به ايده يي باشد كه مطرح  و تحقق آنرا تعقيب مي كند. اسراييل از نگاه آژانس بين المللي انرژي هسته يي نهاد ناظر سازمان ملل ، رژيمي برخوردار از سلاح هاي هسته يي شناخته شده است كه در زرادخانه هاي آن بيش از 200كلاهك هسته يي نگهداري مي شود و اين كلاهك ها خطري بالقوه براي صلح و ثبات جهاني بويژه در منطقه پرآشوب خاورميانه است. اسراييل رژيمي است كه از بدو پيدايش در سال 1948 ميلادي تكيه خود را براي حيات سياسي بر تسليحات بويژه از نوع هسته يي آن استوار كرده است. موشه دايان، وزير جنگ پيشين رژيم اسراييل  بر اين باور بود در صورتي كه اسراييل در خاورميانه نتواند با سلاح متعارف قدرت بازدارندگي‌اش را به منصه‌ي ظهور برساند ،بايد به سلاح هسته يي  پناه ببرد. به همين منظور در مرحله‌ي اول، وزارت جنگ اين رژيم تصميم به تشكيل كميته‌ي پژوهش‌هاي هسته يي متشكل از پنج كارشناس برجسته‌ي اسراييلي به رهبري پروفسور "برگمان " گرفت، كار اين كميته برنامه‌ريزي براي تاسيس نيروگاه هسته يي و اعزام هيات علمي به نقاط مختلف جهان براي كسب و تقويت دانش هسته يي بود. در مرحله دوم رژيم صهيونيستي به جمع آوري پول روي آورد به طوري كه توانست با كمك دولت‌هاي انگليس و آمريكا تا سال 1953 ميلادي 100 ميليون دلار از ثروتمندان يهودي جهان براي رسيدن به توان هسته يي جمع آوري كند و در همين راستا در زمان نخست وزيري بن گوريون، شيمون پرز مسوول مذاكرات اتمي اين رژيم با فرانسه شد و سرانجام با كمك فرانسه و آمريكا كار ساخت نيروگاه ديمونا را در سال 1963 به پايان رساند. به باور تحليلگران ، علت همكاري فرانسه با اسراييل اين بود كه فرانسه براي تسلط مجدد بر كانال سوئز و تفوق در درگيري با بخشي از دنياي عرب، اسراييل را به عنوان يكي از متحدان طبيعي خود مي‌دانست و در نتيجه به فكر تقويت اين رژيم به عنوان هم پيمان خود در خاورميانه افتاد؛ تا جايي كه نخست وزير فرانسه اعلام كرد يك بمب هسته ای به اسراييل مديون است! بدين ترتيب در اكتبر 1957 فرانسه و اسراييل توافقاتي براي ساخت يك راكتور 24 مگاواتي امضا كردند، در اين پروتكل‌ها به يك كارخانه فرآوري شيميايي نيز اشاره شده بود. اين كارخانه به طور مخفيانه با همكاري تكنسين‌هاي اسراييلي و فرانسوي در منطقه‌يي از صحراي نقب به نام" ديمونا "ساخته شد. اهميت ديمونا به حدي بود كه يك آژانس اطلاعاتي جديد به نام LEKEM‌ براي مخفي نگهداشتن و محافظت از اسرار و تاسيسات آن تشكيل شد و بدين ترتيب 1500 اسراييلي و فرانسوي در ديمونا مشغول به كار شدند. از سوي ديگر نيروي هوايي فرانسه پس از خريد آب سنگين از نروژ به رغم اين تعهد كه آن را به هيچ كشور ثالثي منتقل نمي‌كند 4 تن از اين مواد را مخفيانه به اسراييل منتقل كرد. تا زمان افشاگري "مردخاي وانونو" يك يهودي مراكشي الاصل و كارشناس  هسته يي اسراييل  كه در مصاحبه با روزنامه انگليسي ساندي تايمز در 5 اكتبر سال 1986 پرده از فعاليت‌هاي هسته يي اين رژيم برداشت، هيچ كس اطلاعي از اين فعاليت‌ها نداشت و بدنبال اين افشاگريها بود كه " وانونو" به 18سال زندان محكوم شد كه پس از آزادي اجازه خروج از سرزمين هاي اشغالي و مصاحبه و ديدار عمومي به وي داده  نمي شود. بااين افشاگري، توجه كارشناسان هسته يي جهان به رژيم صهيونيستي جلب شد و علي رغم پنهانكاري و محدوديت‌هاي شديدي كه ازسوي اين رژيم انجام گرفت، طي تحقيقاتي فاش شد كه اسراييل به غير از ديمونا داراي دو مركز هسته يي ديگر به نامهاي "نحال سوريك " و " بني روبين" است. براساس يك گزارش نظامي كه سال 2003ميلادي در آمريكا منتشر شد، اسراييل در سال 1967، 15 بمب هسته يي داشت  كه تا سال 1980 تعداد آنها به 200 و تا سال 1997 به 400 بمب رسيد. صهيونيست‌ها همچنين  در سال 1973، 20 موشك هسته يي و در سال 1974 هم 3 واحد توپخانه‌ي هسته ای برپا كرده بودند كه هر واحد 12 توپ 175 ميليمتري و 230 ميليمتري داشت. در سال 1984 صهيونيست‌ها 31 بمب پلوتونيوم و 10 بمب اورانيوم توليد و در سال 1994 بين 64 تا 112 بمب با كلاهك كوچك و 50 موشك هسته يي از نوع ريما ساختند. اسراييل همچنين در دهه 90 ميلادي سه زير دريايي از آلمان خريداري كرد. اين زيردريايي‌ها بسيار پيشرفته  كه "دولفين"، "لوياتان "و "تكوما " نام دارند ، با كمك مالي كشورهاي آلمان و آمريكا  ساخته شده‌اند و قادر به شليك موشك‌هاي كروز با بار هسته يي هستند .اين زيردريايي‌ها در ماه مارس 1999 و اوت 2000 عملياتي شده‌اند. با اين حجم گسترده فعاليت‌هاي هسته يي اسراييل ، آمريكا و كشورها اروپايي‌ كه مدعي عاري سازي جهان و منطقه خاورميانه از سلاح‌هاي هسته يي مي‌باشند، نه تنها هيچ اعتراضي نكرده بلكه همواره از اين فعاليت‌ها چشم‌پوشي كرده‌اند و زماني كه آريل شارون، نخست وزير اين رژيم براي اولين بار در 31/7/2004 با اعتراف به داشتن سلاح اتمي گفت "اسراييل سلاح‌هاي اتمي خود را با موافقت و رضايت آمريكا در اختيار دارد" جامعه‌ي جهاني و آژانس بين‌المللي نه تنها هيچ عكس‌العملي نشان ندادند،  بلكه با سكوت خود و دادن آدرس غلط ! اين فعاليت‌ها را تاييد كردند.

براي مطالعه بيشتر در خصوص برنامه هاي هسته يي اسراييل و چگونگي حمايت آمريكا و اروپا از اين رژيم و تهديداتي كه از اين ناحيه متوجه صلح و امنيت جهاني است ، مطالعه منابع زير توصيه مي شود: 1- خبرگزاري فرانسه 30/10/83 -2- اسراييل و سلاح‌هاي هسته يي- نوشته آونر كوهن- ترجمه رضاسعيد محمدي- ناشر: دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت خارجه 3- روزنامه ايران 19/4/83 -4- روزنامه جمهوري اسلامي 26/2/83 – 5-- روزنامه همشهري 26/2/83 13

 

  این یادداشت در شماره امروز دوشنبه سوم بهمن  ۱۳۸۴ روزنامه  نیز چاپ شده است

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 9:45 | متن كامل   | 

زبان فارسي ؛ حلقه اتصال مردم ايران و آسياي مركزي

      يكي از آثار فروپاشي اتحاد شوروي،  توجه كشورهاي مشترك المنافع به احياي هويت فرهنگي خود بود و در اين ميان كشورهاي آسياي مركزي به طور اعم و كشورهاي فارسي زبان منطقه نظير تاجيكستان به طور اخص ، تلاش مستمري را براي بازسازي زبان فارسي آغاز كردند. واقعيت اين است كه زبان فارسي به عنوان يك عنصر فرهنگي غني همواره نفش مهمي در حفظ و حراست از استقلال فرهنگي ملل فارس زبان در مقابل ترفندهاي بيگانگان ايفا كرده و اين مساله درآسياي مركزي نمود خاصي داشته است. در بررسي تاريخ آسياي مركزي بارها و بارها به مشكلات متعددي از سوي دولت شوروي براي فارس زبانان اين امپراتوري فروپاشيده بر مي خوريم . در دوره استالين بسياري بدليل تلاش براي حفظ زبان فارسي زنداني شده و تحت شكنجه و آزار قرار گرفتند و ملتهاي تحت سلطه شوروي حق نداشتند خود را " فارس"  يا "ايراني " بنامند و از آنان خواسته مي شد در شناسنامه ، خود را روس ، قزاق و يا ازبك معرفي كنند و تنها در دوره خروشچف بود كه دولتمردان كرملين تحت فشار بين المللي ، اجازه دادند كلمه " پرسيان " به معني فارس در شناسنامه هاي فارس زبانان ثبت گردد ، اگر چه عليرغم اين وضعيت،  بسياري از ترس عواقب بعدي اختفاي هويت اصلي خود را ترجيح  دادند . تاجيكهاي آسياي مركزي كه در سرتاسر اين منطقه و بخصوص در دو كشور تاجيكستان و ازبكستان پراكنده اند ، در طول همه ي اين دوران ، اهتمام ويژه اي براي حفظ زبان فارسي و حراست از هويت فرهنگي خود به عمل آوردند. براي تاجيكها ، زبان فارسي به عنوان زبان دوم اسلام آميختگي خاصي با مذهب دارد و اين امر  انگيزه مضاعفي براي پايداري در اين مبارزه فرهنگي محسوب مي گرديد. شاعران پارسي گوي نظير فردوسي و رودكي و نويسندگان فارس نگار همچون ابن  سينا ، بيروني ، خوارزمي و... سايه خود را در آسياي مركزي گسترانيده و باعث مباهات تاجيكها در مقابل ديگر اقوام كه فاقد هويت فرهنگي معتبر بودند ، مي گرديد. در اصل اين پيشينه تاريخي ، علت مقاومت فارس زبانان در طول سلطه اتحاد شوروي بر اين منطقه بود . براساس اسناد تاريخي در استان خوارزم واقع در ازبكستان تا سال 1973 افراد فارس زبان زندگي مي كردند و قبر پورياي ولي جوانمرد و شاعر پارسي گوي ايراني كه هنوز نيز زيارتگاه مردم اين خطه است ، نشانگر عمق نفوذ ادبيات فارسي در آسياي مركزي مي باشد.

بر سر در مقبره اين پهلوان بزرگ ، شعري آشنا از وي به خط فارسي نوشته شده است :

      گر بر سر نفس خود اميري مردي – گر بر دگران خرده نگيري مردي – مردي نبود فتاده را پاي زدن – گر دست   فتاده اي بگيري مردي . در شهرهاي تاجيك نشين سمرقند و بخارا ، آثار و علائم زبان فارسي نمود بيبشتري دارد . مردم با داستانهاي گلستان سعدي انس و الفتي خاص دارند و با زمزمه ترانه هاي ايراني ، همچون " ني " شكوه گوي      جدايي ها هستند . عيد نوروز در آسياي مركزي و بخصوص در دو كشور تاجيكستان وازبكستان بزرگترين اعياد ملي است و ترانه "گل نوروز " كه با لهجه شيرين خراساني خوانده مي شود ، ترنم مشترك مردم خوش ذوق اين منطقه مي باشد. امروزه انديشمندان و روشنفكران آسياي مركزي كه عده آنها نيز بسيار هست ، حراست  از هويت ملي و تاريخي خود را در احياي زبان فارسي ممكن مي پندارند. بيش از 80 درصد كتابهاي قديمي و نسخ خطي موجود در كتابخانه هاي آسياي مركزي به زبان فارسي است ، گنجينه اي كه بدون آموزش زبان فارسي ، امكان بهره برداري از آن وجود نخواهد داشت و شايد به همين دليل است كه بسياري از رهبران و دولتمردان آسياي مركزي  بيش از گذشته به گسترس زبان فارسي در كشورهاي خود مي انديشند وبي اعتنا به تبليغات مسموم كه اين زبان را عاملي براي توسعه نفوذ ايران معرفي مي كنند ، خواهان تقويت زبان فارسي هستند . اين واقعيت است كه مسووليت متوليان پاسداري از زبان فارسي در ايران را بيش از پيش سنگين مي سازد. سياست گذاران در گسترش زبان فارسي در خارج از كشور بخوبي مي دانند كه امروزه مليونها نفر از مردم كشورهاي منطقه طالب آموزش زبان فارسي هستند و تغذيه اين جمعيت جز در سايه برنامه ريزي صحيح و توزيع عادلانه امكانات موجود نمي تواند ممكن گردد . دركنار تقويت فعاليتهاي جاري كه آثار مثبت فراواني نيز داشته   است ، تقويت برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و توجه بيشتر رسانه هاي مكتوب به معرفي منطقه از ابعاد مختلف،  نقش عمده اي در معرفي اين زبان بويژه همسان سازي گويش هاي دري ، تاجيكي و فارسي خواهد داشت. وجود گويش هاي مختلف در بين فارس زبانان ، بيگانگي تدريجي آنها را در پي خواهد داشت و تلاش براي يافتن راههاي مناسب جهت ايجاد همگوني بين اين گويش ها ضروري مي باشد . ايران اسلامي در حال توسعه است و گسترش زبان فارسي نيز همانند رشد و توسعه كشور ، ضروري مي باشد و اين امر در سايه همكاري كليه دستگاههايي كه به امر آموزش و پژوهش در زبان فارسي اشتغال دارند ، محقق خواهد شد.

این یادداشت در شماره امروز سه شنبه ۴بهمن ۱۳۸۴ روزنامه  نیز چاپ شده است

 

نوشته شده توسط رئوف پیشدار  در ساعت 10:0 | متن كامل   |