وزيران امورخارجه عضو شوراي همكاري خليج فارس كه بطور معمول در همه ي نشست هاي خود موضوع مالكيت سه جزيره ايراني درخليج فارس را مطرح مي كنند ، در نشست اين هفته خود در ابوظبي نيز بار ديگر به طرح اين موضوع پرداخت . عطيه ، دبیر شورا بدنبال اين نشست از ایران خواست تا به مذاکره درباره آنچه او حق حاکمیت امارات متحده عربی بر این جزاير خواند ، بپردازد و یا حل موضوع را به دادگاهی بین المللی بسپارد!همانطور كه گفته شد ،اين اولين بار نيست كه شوراي وزيران امورخارجه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از ادعاي امارات عربي در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني حمايت مي كند و به جرات مي توان گفت كه اين شورا و ديگر نهادهاي شوراي همكاري خليج فارس در هر نشست و به هر بهانه يي اين ادعاي امارات را استماع و نوعا از آن حمايت كرده است . امارات عربي از بدو حيات سياسي اش در ابتداي دهه 70 قرن گذشته ميلادي ، روابط خود با جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير يك ادعاي بي اساس قرار داده و همين ادعا موجب آن شده است تابه رغم همه اشتراكات و نزديكي ها ، روابط ابوظبي با تهران ، در كمتر مقطعي آنچنان گرم باشد كه شايسته دو همسايه است .امارات عربي كه هدايت امور سياسي آن برعهده شيخ نشين ابوظبي است در " سوء تفاهمي " كه گرفتار آن شده بر اين مدعاست كه سه جزيره ايراني تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي به اين شيح نشين تعلق دارد . ابوظبي با اين باور سالها كوشيده است تا از مجاري مختلف از كانالها و مجاري شناخته شده بين المللي تا تبليغات فراوان ، اين ادعا را پيش ببرد .ابوظبي تابستان امسال نيز در يك اقدام سياسي از سفير امارات نزد سازمان ملل خواسته بود از دبير كل اين سازمان بخواهد تا به ادعاي آن در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني رسيدگي كند و اين ادعا را براي طرح در شوراي امنيت بفرستد . در آن نامه سفير ابوظبي به كوفي عنان ادعا شده بود :" از آنحا كه راههاي مسالمت آميز ، مذاكره مستقيم و ارجاع به ديوان بين المللي لاهه به نتيجه يي براي حل اختلاف منجر نشده ، خواهان آن هستيم كه شوراي امنيت به اين موضوع رسيدگي كند." بي ..بي.سي 18-02-84 - درآن نامه و نيز موضع گيري اخير وزراي امورخارجه شوراي همكاري خليج فارس چند نكته وجود دارد كه مروري بر پرونده ادعاي امارات و نحوه رفتار ايران با آن نشان مي دهد ، امارات حتي در طرح موضوع نزد دبير كل سازمان ملل و نيز در نشست هاي سياسي به قلب حقايق روي آورده است . پرونده ديپلماسي دو طرف روي موضوع نشان مي دهد اين جمهوري اسلامي ايران بوده است كه از ابتدا ابوظبي را به نشستن پشت ميز مذاكره و رفع سوء تفاهم دعوت كرده و بارها وزيران امور خارجه اش را براي گفت و گو به ابوظبي فرستاده است ، حال آنكه امارات نه تنها از اين دعوتها استقبال نكرده ، بلكه برخلاف سنت و نزاكت ديپلماتيك وزيران خارجه اش را براي پاسخگويي به سفرهاي صورت گرفته به تهران نفرستاده است . ازنظر حقوق بين الملل دو امر سوابق تاريخي و اعمال حاكميت ، مالكيت جمهوري اسلامي ايران را بر سه جزيره ايراني ثابت مي كند و جاي بحثي در اين خصوص باقي نمي گذارد و به همين دليل بود كه شوراي امنيت سازمان ملل در سال 1971حتي حاضر به شنيدن شكايت امارات نشد. انتظاري كه وجود دارد و ايران بارها بر آن تاكيد كرده ، اين است كه" دولت امارات براي تقويت همكاريها و همگرايي منطقه يي براي خدمت به منافع كشورها و مردم آن و تحكيم ثبات و امنيت اين منطقه حياتي حركت كند و از دامن زدن به مسائل تنش زا در شرايطي كه منطقه نياز به آرامش و صلح براي توسعه و شكوفايي دارد ، اجتناب ورزد و بداند كه تنها راه حل سوء تفاهم جزيي پيرامون جزيره ابوموسي گفت و گوهاي دو جانبه در فضايي دوستانه و بدور از جنجال است . " والسلام
نیز چاپ شده است
رابطه با آسياي مركزي بويژه با قزاقستان به عنوان سرزميني بين آسيا و اروپا و شرق و غرب آسيا همواره براي چين حايز اهميت بوده است و مقامات آستانه نيز به همكاري با كشور بزرگ و قدرتمند همسايه كه 1500 كيلومتر مرز مشترك با آن دارد، هميشه به عنوان يك رابطه با اهميت نگاه كردهاند. نگاهي به امكانات گسترده معدني و بازارهاي وسيع منطقه آسياي مركزي و از جمله قزاقستان، اهميت روابط پكن با اين كشور و رابطه متقابل را نشان ميدهد. براي چين با رشد بالا و محدوديت منابع بخصوص نفت و مواد معدني ديگر، كشورهاي آسياي مركزي از اهميت ويژه برخوردار هستند و متقابلا روابط اين كشورها با چين با يك ميليارد و چند صد ميليون نفري نيز از نقطه نظرهاي مختلف و از جمله اقتصادي با اهميت است.
منطقه آسياي مركزي در دوران حيات شوروي براي تبديل بيش از 60 درصد مواد اوليه خود به روسيه وابسته بود. در حدود 60 درصد كالاهاي صنعتي شوروي در جمهوري روسيه و فقط 5 دهم تا 5\1درصد آن در آسياي مركزي ساخته مي شد و قسمت اعظم بازرگاني اين منطقه با روسيه و درصد ناچيزي از آن در داخل آسياي مركزي صورت ميگرفت. از سال 1992 مناسبات اقتصادي و بازرگاني چين با 5كشور آسياي مركزي بويژه قزاقستان گسترش يافت. به موجب آمارهايي كه چيني ها منتشر كردهاند، بازرگاني چين با اين كشورها در سال 1992 ده برابر سال 1990 بود و به 465 ميليون دلار رسيد و اينك اين رقم تنها در رابطه با سه كشور قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان به حدود سه ميليارد دلار رسيده است. در سال 1993 بازرگاني چين و آسياي مركزي به 610 ميليون دلار يعني 31 درصد بيش از سال 1992 رسيد و در نيمه اول آن سال براي اولين بار بازرگاني چين با قزاقستان از بازرگاني روسيه و ساير كشورهاي آسياي مركزي با اين كشور فزوني گرفت. علاوه بر بازرگاني، همكاري در زمينه هاي اقتصادي و فني بين چين و آسياي مركزي نيز در سالهاي اخير گسترش قابل ملاحظه يي پيدا كرده است. در اوايل سال 1993تعداد سرمايه گذاريهاي مشترك بين چين و آسياي مركزي 95 مورد بود كه در اوايل سال 1994تعداد آنها به 453 مورد رسيد كه 313 مورد آنها بين چين و قزاقستان بود. يك نكته مهم در روابط كشورهاي آسياي مركزي بويژه با جمهوري نفت خيز قزاقستان، نياز چين به نفت بخصوص در سالهاي آينده و در ايالت همرز سين كيان است. در سالهاي اخير و با اتخاذ سياست دروازههاي باز اقتصادي در چين، مصرف نفت دراين كشور بطور چشمگيري رو به ازدياد نهاده است. از سال 1993 توليد نفت چين تنها 15درصد مصرف داخلي را تامين كرده است و پكن براي تامين مابقي سوخت مورد نياز خود نيازمند واردات نفت بوده است. ادامه اين روند چين را تشويق كرده است تا به همسايه نفت خيز خود قزاقستان نگاهي با توجه تر نشان دهد و از اين رو است كه چيني ها در سالهاي اخير با پيشنهادهاي متنوع به آستانه رفته اند تا نظر مقامات قزاق را به همكاري نفتي ميان دو كشور جلب كنند و بانكهاي بزرگ كشورهاي توسعه يافته شرق آسيا نيز اعلام كرده اند حاضرند براي احداث خط لوله نفت قزاقستان به شرق آسيا كه از خاك چين خواهد گذشت سرمايه گذاري نمايند. در سوي ديگر قزاقستان، اين كشور در حال حاضر نظير انگليس در اوايل دهه 1970 ميلادي و حتي شرايط كنوني آن خو
اهان جذب سرمايه هاي شركتهاي بين المللي نفت و گاز به صورت رقابت با ساير مناطق نفت خيز مي باشد. منابع بالقوه قزاقستان در مقايسه با كشورهاي عمده صادر كننده نفت كاملا اميد بخش به نظر مي رسد.
درمورد قزاقستان مي توان گفت كه از مجموع 160مخزن شناخته شده تنها 60 مخزن قابل بهره برداري است و بهره برداري از 100مخزن ديگر به دليل هزينه بالاي استخراج و نيز غلظت نفت آن مخازن و دور بودن آنها از بنادر صدور كه خود مستلزم صرف مبالغي هنگفت ارز براي حمل و نقل اين ماده ميباشد، مقرون به صرفه نيست. قزاقستان براي بهره برداري از منابع نفت و گاز خود (ذخايربالقوه گاز قزاقستان 10 تريليون متر مكعب برآورد شده است) نياز به سرمايه گذاري خارجي دارد و در اين مسير غرب بخصوص امريكا مشتاقانه پا پيش نهاده است. سياست امريكا از ورود به بازار نفت آسياي مركزي كه به صراحت و بارها از سوي ديپلماتهاي اين كشور در منطقه بيان شده بر حذف روسيه و ايران از اين بازار مبتني بوده است. دولتمردان قزاق پنهان نمي كنند كه براي عدم همكاري با ايران و روسيه بشدت تحت فشار امريكا قرار دارند. نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان در كتابي كه اخيرا از او و با عنوان در آستانه قرن 21 منتشر شده است به اين فشارها اشاره ميكند و مينويسد كه كشورش ناچار است در اين شرايط براي صدور نفت خود يك نگاه چند بعدي داشته باشد و اگر اين فشارها نبود، قزافستان مسير ايران را براي صدور نفت خود انتخاب مي كرد كه با هزينه اندكي بيش از يك دلار براي هر تن نفت، در مقابل سه دلار و اندي از راه چين و حدود چهاردلار از راه افغانستان و پاكستان و تا پنج دلار از خط لوله باكو جيهان، با صرفه تر است.
این یادداشت در شماره روز دوشنبه بیست و هشتم آذر روزنامه
نیز چاپ شده است
" اعتماد" ديروز در خبري به نقل از " برخي مسوولان در وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح " كه به مجلس شوراي اسلامي رفته بودند، تا نمايندگان عضو كميسيون امنيت ملي را در جريان آخرين تحقيقات خود پيرامون علت سانحه هوايي هفته گذشته در تهران كه به شهادت جمعي از جمله شمار زيادي از كاركنان رسانه ها انجاميد ، قرار دهند ، خبر داد كه اين مسوولان خلبان را در رخ داد حادثه مقصر معرفي كرده اند. " اعتماد" در عنوان خبر خود با قيد كنايي " بازهم" افكار عمومي را نمايندگي كرد كه نه در گذشته و نه اين بار نپذيرفته و نمي پذيرد " خلباني كه ديگر در قيد حيات نيست تا از خود دفاع كند" و هيچ گزارش فني دقيق و مستند با امضاهاي معتبر درپاي آن، خلبان را تنها مقصر و عامل رخ داد حوادث مشابه در گذشته معرفي نكرده ، و درباره حادثه اخير نيز تاكنون اين چنين نشده ، تنها به اعتبار گفته مسوولين ! مقصر حادثه بوده باشد. توسعه امكانات ارتباطي و افزايش سطح آگاهي هاي عمومي و تخصصي مردم ، شعاع ديد آنها را حتي در مورد تخصصي ترين مسايل ، امروزه به حدي وسعت داده است كه نمي توان جز با اقامه دليل و مدرك و شواهد مستند و مستدل امري را به آن باورند . افكار عمومي امروز بيش از هر زماني نسبت به آنچه در پيرامونش مي گذرد ، فعال برخورد مي كند و مسوولين نيز حتما دريافته اند كه دوره مخاطبان غير فعال و هيچ انگاري افكار عمومي! خيلي سالهاست كه به پايان رسيده است. مردم در همين شهر تهران خبر سقوط هواپيماي نظامي را اول بار نه از رسانه ملي ! نه از رسانه خبري مادر كشور ! كه تنها دقايقي بعد از وقوع از منابع خبري خارجي دريافت كردند !! و درست در لحظاتي كه رسانه هاي خبري كشور مشغول بررسي بدهيم و ندهيم ، چه بدهيم و چه ندهيم از حادثه بودند !انبوهي از خبر ، عكس و فيلم روي شبكه هاي تلويزيوني و راديويي جهان و شبكه اينترنت قرار گرفت و جهانيان از حادثه مطلع شدند . اين وسايل ارتباطي سالها پيش نبود . در عالم ارتباطات و ميان حرفه يي هاي اين رشته، يك شعار حرفه يي بسيار بر زبانها مي آيد :" هر كس اولين خبر را داد ، نتيجه را نيز او مي گيرد." و طبيعي و بديهي است كه هر رسانه خبري براي خود خط مشي خاص داشته باشد و هدف و يا اهدافي را تعقيب كند و اين نه ايراد ، كه يك حسن كار ارتباطي است . سووال اين جاست كه مسوولين ! آنهايي كه وظيفه سازماني يشان بود و هست و رسانه هايي كه از بيت المال ارتزاق مي كنند و وظيفه اصلي ، اول و ذاتي آنها اطلاع رساني سريع ، صحيح و دقيق است تا مخاطب بتواند " نتيجه منطقي " اتخاذ كند ، دراطلاع رساني از اين حادثه چه نقشي داشتند ؟ افكار عمومي و نحوه شكل گيري آن يك بحث دانشگاهي و كلاسي است كه جاي آن فعلا در اين جا نيست و در گذشته به بهانه هايي به برخي از ويژگي هاي آن اشاره كرده ام، اما همه مي دانيم كه "اقناع " افكار عمومي بسيار پيچيده است و از اين همين روست كه امروزه در سطوح مختلف تصميم گيري و اجرا بويژه در نظام هاي مردم سالار كه مردم و هر راي آنها با اهميت است ! بهترين و خبره ترين كارشناسان ارتباطات و ديگر رشته ها ي مرتبط بكار گرفته مي شوند ، تا افكار عمومي را به بهترين و صحيح ترين شكل ممكن نسبت به يك موضوع ، حتي كم اهميت ترين آن براي عامه مردم، قانع كنند و به اين كار " مديريت افكار عمومي " مي گويند. حادثه سقوط هواپيماي C130ارتش جمهوري اسلامي ايران و نحوه اطلاع رساني نهادهاي مسوول و رسانه هاي ملي و مادر ! ضعف هاي بسياري را در حوزه اطلاع رساني چه در بين نهادهاي مسوول و نيز نهادي حرفه يي روشن و در نزد افكار عمومي منعكس كرد. انبوهي از شايعات و گفته هاي درست و غلط كه در پي سانحه بين مردم رواج يافت، بارسنگيني در اذهان است و پاسخگويي و زدودن آنها از ذهن مردم و جايگزين كردن اطلاعات صحيح ، توان و فرصت فوق العاده يي . مي خواهد و در اين ميان ترميم آسيبي كه به " اعتماد عمومي " وارد شده و مي شود ، دشوارتر و گاه غير ممكن است. جاي سخنگوي متخصص ! وزارت دفاع را در سانحه هوايي اخير چه كسي پر كرد ؟ آيا چنين پست و سمتي در وزارت دفاع و يا ارگانهاي مسوول ديگر وجود دارد؟ وقتي سخنگويي با ويژگيهاي لازم كه مخاطب او وگفته هايش را به اعتبار خصوصيات فردي و تخصص و جايگاه و شان علمي و فني اش بپذيرد ، وجود ندارد و يا اگر وجود دارد كسي او را نمي بيند و نمي شناسد و جايي در بين اظهارات عوام و خاص در رسانه ملي و رسانه خبري مادر كشور ندارد ! چرا نبايد پذيرفت كه مخاطب به سراغ منابع ديگر برود؟ درهيچ كجاي جهان رسانه ها بويژه درمسايل تخصصي و فني به جز كارشناسان و خبرگان آن فن و حرفه سراغ كسي نمي روند ، آيا اين مهم واصل علمي و بديهي در امر ارتباطات در اطلاع رساني حادثه هوايي ديده شد ؟ رسانه ملي و رسانه خبري مادر كشور ! به چه اعتبار علمي و فني و حرفه يي ميكروفون و دوربين و يا خروجي تلكس خود را در اختيار افراد غير كارشناس قرار دادند تا درباره حادثه يي كه به جهت فني امري پيچيده و كاملا تخصصي است ، اظهار نظر بكنند و براي اذهان عمومي مضطرب خوراك توليد شود ؟بحث مقصر بودن خلبان در سانحه هوايي هفته گذشته در تهران به اعتبار آنچه گفته شد براي افكار عمومي تنها زماني قابل قبول خواهد بود كه براي اولين بار ! هم كه شده با قبول همه مسووليتهاي آن توسط نهادهاي مسوول ، بصورت دقيق ، فني ، علمي و كارشناسي شده و با امضاهاي معتبر در زير گزارش آن، به محضر افكار عمومي تقديم شود . براي تحقق اين مهم ابزارهاي مختلفي وجود دارد كه از جمله آنها مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان ملت و رسانه ها با تاكيد مجدد بر كار حرفه يي هستند، كه وظيفه ذاتي آنها نمايندگي افكار عمومي و طرح و پيگيري خواسته هاي آن است.
این یادداشت در شماره روز چهارشنبه بیت و سوم روزنامه
نیز چاپ شده است
محافل سياسي صهيونيستي ، در يك هجمه تبليغاتي تازه ، با بدست گرفتن بخشي از اظهارات محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران و طرح اين موضوع كه وي " قتل عام يهوديان (هلوكاست) در جريان جنگ دوم جهاني را انكار كرده است " بر طبل مظلوميت خود مي زنند و فرياد برآورده اند كه " رييس جمهوري تندروي ايران خواهان از ميان بردن تمامي يهوديان جهان است " . پيش از هر بحثي لازم مي آيد كه درنگي بر عين گفته هاي رييس جمهوري اسلامي ايران داشته باشيم كه روز 17آذرماه و در حاشيه دومين روز از نشست سران سازمان كنفرانس اسلامي در گفت و گو با خبرنگاران ايراد كرد. خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) كه آن سخنان را در ساعت 16و 24 دقيقه همين روز عينا روي خروجي خود داده است، از احمدي نژاد بدنبال ذكر چندين پاراگراف از گفته هاي او درباره گذشته و حال مردم مردم فلسطين كه دهها سال است سرزمين اجدادي آنها اشغال شده و در همه اين مدت تحت شديدترين سركوب ها ، شكنجه ها و زندانها بوده اند اما نه تنها آمريكا كه اروپا نيز اين جنايات را ناديده گرفته ، نقل كرده است :" برخي كشورهاي اروپايي اصرار دارند بگويند كه هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند و آنقدر روي اين مساله اصرار دارند كه هر كسي كه خلاف آن را ثابت كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند .گرچه ما اين ادعا را قبول نداريم ، اما اگر فرض كنيم كه درست است ،سوال ما از اروپايي ها اين است كه آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها از رژيم اشغالگر قدس است." تا به اينجاي بحث ، روشن مي كند و صراحت دارد كه سخن احمدي نژاد نه انكار يك موضوع ، كه حاوي يك اشاره ، يك فرض و در انتها طرح يك پرسش است . اشاره احمدي نژاد در سخنانش به يك ترديد تاريخي مي باشد كه دهه ها ا ست راست و يا دروغ بودن آن بويژه از نظر ابعاد مورد بحث تاريخ دانها مي باشد و برخي تاريخ دانهاي يهودي نيز بر آن و ابعاد ادعايي ترديد گذاشته اند . فرض احمدي نژاد اين است كه" هيتلر ميليونها يهودي مظلوم را در كوره هاي آدم سوزي سوزاند" ، سووال اين است :" آيا كشتار يهوديان مظلوم توسط هيتلر دليل حمايت آنها (اروپا) از رژيم اشغالگر قدس مي شود؟" طرح اين سووال توجه افكار عمومي غرب و بخصوص اروپا را بايد معطوف اين مهم كند كه چرا دولتهاي آنها كه اصرار بر باوراندن يك موضوع مورد ترديد با فرض صحت آن به آنها دارند ، اين اصرار رابا حمايت از رژيمي به عمل مي آورند كه يهوديان اصيل و مومن در گوشه و كنار دنيا دهه هاست بواسطه جنايات گسترده اش فرياد برمي آوردند كه از آنها نمايندگي نمي كند. دركنار ادعاي صهيونيستها كه با هر وسيله ممكن دهه ها آنرا در بين افكار عمومي جهانيان در گوشه و كنار جهان ترويج داده اند ، انبوهي از اسناد و مدارك نيز ارايه شده و بايد در بررسي هاي تاريخي و يا حتي ادعاها ، مطرح و مورد توجه قرار گيرد كه اتفاقا برخي از سوي يهوديان و يا روشنفكران شناخته شده غربي چون روژه گارودي فيلسوف فرانسوي ، ديويد ايورينگ مورخ انگليسي ، يوهن گودينوس سياستمدار سرشناس اتريشي ، فردريك توبن محقق و تاريخ دان آلماني و... ارايه شده و ادعاي صهيونيستها را درخصوص نسل كشي يهوديان و ابعاد آن مورد ترديد قرار مي دهد . اين اسناد و مدارك نه تنها هيچ گاه اجازه طرح و نشر نيافته كه در مقابل " هر كسي را كه خلاف آن را (ابعاد قتل عام يهوديان ) ثابت كرده و كند ، او را محكوم كرده و به زندان مي اندازند."
درجهان امروز منطقه اي به نام فلسطين وجود دارد . دراين صحنه هر روز عده اي زن و مرد و كودك مورد حمله قرار مي گيرند . برخانه هايشان بمب فرود مي آيد ، خانه هايشان در هم كوبيده مي شود و كشتزارهايشان با تانك شخم زده مي شود . اين سرزمين بيش از 50 سال است كه در اشغال رژيمي اشغالگر است كه رهبران آن هيچ ريشه اي در فلسطين ندارند ، اما سرنوشت آنرا بدست گرفته و بوميان آنرا آواره كرده اند. در طول 50 سال اشغال فلسطين تلاشهاي بسياري از سوي كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي و نيز نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد براي پاسخگويي به اين سووال كه " چه بايد كرد ؟" صورت گرفته است كه متاسفانه هيچ كدام به ثمر ننشسته و اين سرزمين همچنان در اشغال غاصبان ، و بومي هاي آن هدف سركوب و قتل عام روزانه اند. اشكال اساسي در چيست ؟ پاسخ روشن است ، راهكار! مردم فلسطين امروز مايوس از تلاش دولتمردان اسلامي و بي اعتماد به نهادهاي جهاني راه خود را براي آزادي سرزمين اجداي خويش يافته اند . انتفاضه ملت فلسطين با ايدئولوژي اسلامي نه تنها به مردم فلسطين كه به ديگر اعراب نشان داده است كه تنها راه نجات وطن خويش را بايد در مقاومتي متكي بر تعاليم اسلامي ببينند و جنوب لبنان و نوار غزه ثمره هاي اين مقاومت است .
شرايط سياسي در جهان و بويژه در جهان اسلام بعد از دهه ها سكوت ، بي تفاوتي و متاسفانه در مواردي همراهي برخي رهبران با اشغالگران، امروز در سايه مبارزات گسترده مردم فلسطين و پيش تر در لبنان و ديگر اراضي اشغالي به گونه اي رقم خورده است كه رهبران چاره اي جز دنباله روي از مردم سرزمين هاي خود كه درد اصلي آنها درد برادران و خواهران ديني فلسطيني يشان است، در خود نمي بينند . دراين ميان " راهكاري مشترك " مبتني بر اسلام و تعاليم آن و استفاده از ابزارهاي قدرتمندي كه جهان اسلام به فراواني از آن برخوردار مي باشد و حيات اقتصادي غرب به آن وابسته است و دراجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي در مكه مكرمه روي آن بحث شد ، همان چيزي است كه صهيونيسها را به وحشت انداخته و پرچم مظلوم نمايي در دست گرفته اند.
غرب بسيار به ارزشهايي مي نازد كه قرنها قبل از آنكه غربيها آنها را بشناسند و نام آنرا " دموكراسي " بگذارند ، مسلمين در اثر تعاليم ديني خود در سرزمين هاي خويش آنها را جاري ساخته بودند . جهان اسلام و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران امروز اعمال همان ارزشها يعني " دموكراسي " و مراجعه به آراي عمومي بومي يان فلسطين اعم از مسلمان ، مسيحي ، يهودي و ساير اديان و اعمال آنرا براي برون رفت از بحراني كه دهها سال است خاورميانه را در بر گرفته ، پيشنهاد مي كند . پيشنهادي كه " قطعي ، دموكراتيك و مطابق با موازين بين المللي است."
نیز چاپ شده است
سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران و شهادت جمعي از بهترين دوستان و همكارانم در حادثه هوايي هفته گذشته، در روزهايي كه گذشت ، خبرنگاران ، مسايل ومشكلات كاري آنها را در صدر توجه مسوولين و مردم قرار داد و در يك فضاي احساسي! همراهي عمومي متوجه خبرنگاران و اصحاب رسانه ها شد . خبرنگاران كيستند ؟ آنها فرزندان همين مردم هستند كه در تقسيم بندي لايه هاي اجتماعي درتمامي جوامع ، به طبقه " روشنفكران " تعلق دارند و افكار عمومي را نمايندگي مي كنند و يا قرار است كه اينطور باشد. تلاش آنها متوجه بيان و تصوير كردن " همه ي آن چيزهايي است كه همگان مي بينند ! اما كسي را يارا و امكان گفتن و نوشتن و به تصوير كشيدنش نيست ." آنها قبل از همه چيز يك انسانند مانند ديگران ، شايد با احساسي بيشتر و رقيق تر و اما حتما با نگاهي متفاوت ،عميق و در عين حال دقيق كه لازمه اين كار و حرفه است . حاصل كار روزانه يك خبرنگار و يك گروه خبري براي چند لحظه و يا دقيقه در معرض افكار عمومي قرار مي گيرد ، حاصل كار هر چه باشد ، خبرنگار كسي است كه با ذره ذره وجود خود و با تمام احساس خويش آنرا پديد آورده و چون يك انسان است ! قبل از مخاطب ، با همه ي وجود حرف به حرف و كلمه به كلمه آنرا چه شاد و چه غمگين حس كرده و در معرض اضطرابها و چالش هاي فكري و روحي يش قرار گرفته است .همين استرس ها ، فشارهاي شديد روحي و عصبي و دلهره ها! هست كه به باور عموم محققين پزشكي موجب آن مي شود تا خبرنگاران عمري طولاني نداشته باشند و در دوران حيات خود نيزاغلب به بيماريهاي روحي ، عصبي و قلبي وعروقي مبتلا شوند و يا بواسطه نوع كار و ضرورت حضور در حوادث و بحرانهاي مختلف مانند درگيريها و جنگها در معرض آسيب هاي احتمالي قرار گيرند. با اين شناخت از مرتبه اجتماعي و مسووليت ها و وظايف ، و نيز تهديد ها و خطراتي كه متوجه روح و جسم اصحاب رسانه هاست ، دراغلب كشورهاي جهان تسهيلات و خدمات ويژه يي را براي اين طبقه در نظر مي گيرند كه تامين حداقل معيشت زندگي ، خدمات بيمه يي و تاميني مناسب حتي ناشي از مسووليت كاري ! جزيي از آنهاست. در طول سي سال كار خبري ، فرصتهايي دست داد تا در ماموريتهايي برون مرزي از جمله در جنگهاي داخلي لبنان ودر اوج آن جنگها در سال 1982، در هشت سال جنگ تحميلي صدام حسين عليه ايران ، جنگ سال 2001آمريكا در افغانستان و حمله اخير آمريكا به عراق و مناسبتهاي خبري ديگر همدوش همكاران خارجي ام باشم . هيچ وقت و در هيچ برنامه يي آنها را نگران از وضعيت حال و آينده خود نديدم . به لحاظ ابزاري و تجهيزات و حتي وسايل انفرادي براي حفاظت از خود ،آنها اغلب بهترين امكانات را در اختيار داشتند و با برخورداري از بيمه هاي مختلف پشتوانه يي داشتند كه از آنها و خانواده يشان در صورت وقوع حادثه يي حمايت مي كرد ، حال آنكه من و امثال من ! نه آنزمان كه الان نيز نه ابزار كافي و مفيد حرفه يي در اختيار داريم و نه حتي بيمه عمر، حادثه و امثالهم ! و بيمه نيم بند ما را هم حتي داروخانه سركوچه مان براي دادن چهار قرص سردرد قبول ندارد ، جوانها كه همين را هم ندارند! و عمر و جواني آنها را " محصول " و زحمت و تلاشهايشان را "كار" مي شناسند و با عنوان " كار محصولي " به غارت مي برند ، بي آنكه فردايي براي آنها متصور باشد . در لبنان كه بودم براي پوشش درگيريهاي مسلحانه كه مي رفتيم كاپشني به تن داشتيم كه برروي آن به عربي نوشته شده بود " خبرنگار – رحم كنيد ، تير نزنيد" - در آن آتش باريها كه گاه طرفين براي كوبيدن مواضع يكديگر حتي به سلاح هاي سنگين مانند تانك و كاتيوشا متوسل مي شدند و هر محله بيروت پايتخت لبنان در اختيار يك گروه مسلح بود ، همه ي گروهها اين قاعده كلي را پذيرفته بودند كه خبرنگاران را حداقل تاجايي كه براي آنها امكان دارد از تعرض مصون بدارند و آمار خبرنگاران كشته شده در طول 15 سال جنگ داخلي لبنان ، مويد اين گفته است. از كار در ديگر كشورها خاطرات بسياري دارم كه شايد روزي فرصت شد و امكاني و حداقل توانستم بخشي از آنها را بنويسم . اما دراينجا ! اينجايي كه تا همين ديروز، بگذاريد بنويسم "بعضي ها" ، بي مهري هاي بسياري به خبرنگاران رواداشتند و با چوب بي توجهي آنها را از خود راندند و قلم وخودكار از دستشان گرفتند ، ما ! به يكباره و آنهم بواسطه يك حادثه ! براي چند روزي هم كه شده " عزيز- فرهيخته – دلسوختگان مردم – خادمان ملت و نظام و... " مي شويم ؟ بد گماني نيست ، باور كنيد چند دهه تجربه به من مي گويد كه اين ها همه احساسات است و خواهد گذشت و باز هيچ كس ما را باور نخواهد كرد ، حتي همسرم كه نمي پذيرد در آمد من از روزنامه نگاري هماني است كه اول هر ماه دست او مي دهم . استادم دكتر بهزادي روز وداع با ياران شهيدمان نوشت كه " چه ساده از خط فقر گذشتند" ، درد من و ما ! فقط فقر نيست كه حتما آخرين آنهاست . درد اول و اصلي ما ! عدم باور " خبرنگار" و مسووليت و وظيفه بزرگي است كه او هر لحظه و ساعت با دنياي كلمات بردوش خود مي كشد . يك چيز را باور دارم و آن لطف مديرعامل بهشت زهرا (س) و قطعه ي " اصحاب رسانه " است ، اگر آن هم مانند بازنشستگي زودتر از موعد خبرنگاران، مشمول بند و تبصره نشود.
نیز چاپ شده است
همه ي آنها را مي شناختم ، قديمي ها را بيشتر ! اما به همه ي به يكسان تعلق خاطر داشتم – سيد مهدي مير افضلي با غم يتيمي بزرگ شده بود و قسمت اين بود كه دو فرزند خردسالش هم بدون سايه پدر بر سر بزرگ شوند . پسرش "سيد علي " هنوز قادر نيست " بابا " را درست تلفظ كند. تابستان بود كه مهدي پايان نامه اش " مدرسه بچه هاي خيابان " را به تشويق من عكاسي كرد و چون همه ي زندگي اش براي آن نيز نمره "الف" گرفت. مهدي هفته هاي آخر خيلي آسماني شده بود و و به قول بچه هاي جنگ " نور بالا " مي زد. روزي شايد ده بار سلام مي كرد . هر وقت كه از كنار ميزم در ايرنا مي گذشت ، آنهم در زمستاني كه بس ناجوانمردانه سرد است ! و آخرين بار " سلام " و عليك من " سلام از بنده آقا سيد" ساعتي قبل از عروج او و آن پرواز آخر !
پنج شنبه سوم آذر ساعتي با " سپهدار ساجدي " بحث حرفه يي داشتم . آنروز تعطيل سپهدار براي پوشش يك برنامه خبري رفته بود. جواني بود با سواد و عميق و دلسوز ، عاشق كارش بود و قبل از آن خدمتي به مردم و بيان دردي از آنها و تلاش براي رفع آن ، آخر بحث هم نتيجه گرفتيم كه بايد براي مردم و از مردم نوشت ، مسوولين براي خود تريبون زياد دارند!
حاج" محمود ايل بيگي " را اوايل دهه 70 روي ارتفاعات " پيرسوران " در كوير مركزي ايران شناختم . با هم رفته بوديم كه يك نبرد واقعي را در صحنه كارزار و در اوج گرماي تابستان پوشش دهيم . چند بارانداز قاچاقچيان بزرگ مواد مخدر شناسايي شده بود و نيروها بنا داشتند تا عليه آنها اقدام كنند. جنگي واقعي بود و محمود هم درخط اول براي بينندگانش گزارش مي كرد : اينجا كوير مركزي ايران و اين فرزندان غيور شما هستند كه با دشمنان سلامت فرزندان شما مي جنگند!
با "محمد علي بخشي " رفاقتي قديمي تر داشتم . هر دو سالها در يك نهاد انقلابي كار مي كرديم تا كه او به نيروي دريايي ارتش رفت و دل دريايي اش را به دريا سپرد تا در آن سه شنبه سياه ! آسماني شد.
همه ي آنها را مي شناختم ، قديمي ها را بيشتر ! و با جديدي ها هم رفاقتي پر رنگ داشتم . قديمي ها را از"جبهه" مي شناختم و نقل حرفهايمان ياد آن روزها ! و با آنها هم كه سالي بود وسالياني هم حرفه ! خاطرات اين سو و آن سو ، و چه مشتاق بودند كه از آن روزهاي آسماني شدن بشنوند ، از آن شفاهت خواهي ها ، كه شفاهت " شهيد" ، مقبول درگاه حق است. شفاهت شما را مي خواهم ، آسماني ها! ياد روز وصل ياران ياد باد !
این یادداشت در شماره روز یکشنبه پبیست آذر روزنامه
نیز چاپ شده است
ساعتی پیش يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران پيش از فرود در فرودگاه مهرآباد در
منطقه مسکونی موسوم به شهرک توحيد در منطقه يافت آباد در جنوب غرب تهران سقوط کرد.
اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشهای اوليه حاکی از اين است که دست کم هفتاد و چهار نفر در آن جان باخته اند.
آن گونه که در گزارشها آمده، سرنشينان هواپيما عمدتاً عکاسان و خبرنگارانی بوده اند که برای تهيه گزارش از رزمايشی نظامی در منطقه چابهار واقع در جنوب شرق ايران به آن منطقه اعزام شده بوده اند.
هواپيمای سی - 130 در مجتمعی مسکونی که از ساختمانهای ده طبقه تشکيل شده فرود آمده و آتش گرفته است.
فرودگاه مهرآباد که هم کاربرد نظامی و هم غيرنظامی دارد با گسترش شهر تهران در محدوده شهری قرارگرفته و در حال حاضر مراحل انتقال بخش غيرنظامی آن به فرودگاه امام خمينی که بتازگی در جنوب تهران ساخته شده آغاز گرديده است.
تخلیه کشته شدگان و یاری رسانی به آسیب دیدگان ادامه دارد و تلویزیون ایران یک اطلاعیه از پلیس را پیوسته پخش می کند که از مردم می خواهد تا راهها را برای آمد و رفت آمبولانسها باز کنند.
دو تن از همکاران من درخبرگزاری جمهوری اسلامی آقایان سپهدار ساجدی خبرنگار و سید مهدی میر افضلی خبرنگار عکاس از جمله سرنشینان این هواپیما بوده اند که از سرنوشت آنها اطلاع دقیق و موثقی در دست نیست .
رييس جمهوري اسلامي ايران روز سه شنبه براي شركت در اجلاس فوق العاده سران عضو سازمان كنفرانس اسلامي به عربستان سعودي رفت . سفر احمدي نژاد به عربستان نزديك به دو هفته پس از آن صورت مي گيرد كه حضرت آيت الله خامنه يي در اقدامي بي سابقه در پيامي براي پادشاه عربستان سعودي ، توجه بيشتر او را از جمله به مسايلي جلب كرد كه جهان اسلام بخصوص در عراق و فلسطين اشغالي با آن روبرو است. نشست سران سازمان كنفرانس اسلامي در عربستان سعودي يك اجلاس فوق العاده و سومين نشست از اين دست در تاريخ اين سازمان است . ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودي خواستار تشكيل اجلاس شده بود و براي آن دو دستور كار عمده يعني ادامه بحران در عراق و فلسطين اشغالي و راه حل هاي آن ديده شده است. ايران وعربستان سعودي در سالهاي اخير روابط خود را در همه زمينه ها توسعه داده اند و به تعبير " اسامه بن احمد السنوسي " سفير اين كشور در تهران به نقطه يي رسيده اند كه " هيچ مانعي براي توسعه بيشتر روابط آنها ديده نمي شود." رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به عربستان سعودي ضمن شركت در اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي ، با رهبران ارشد اين كشور نيز ديدار و گفت و گو خواهد داشت كه " توسعه همكاريهاي سياسي ، اقتصادي و امنيتي و فراهم آوردن تسهيلات بيشتر براي زائران ايراني " به گفته سفير عربستان در تهران ، اهم محورهاي مورد بحث در اين ملاقاتها خواهد بود. با همه ي نزديكي و همنظري كه ايران و عربستان سعودي در روابط دو جانبه به آن دست يافته اند ، ديدگاههاي دو كشور در خصوص مسايل مهم جهان اسلام از جمله درعراق و فلسطين زياد به هم نزديك نيست . درمورد فلسطين و پايان دادن بحران در آن ، ديدگاه عربستان سعودي متوجه طرحي است كه ملك عبدالله در سال 1381و در نشست سران اتحاديه عرب در بيروت آنرا ارايه نمود . پادشاه عربستان سعودي در آن طرح پيشنهاد كرده بود كه اعراب در صورتيكه اسراييل ، كشور فلسطيني را در كنار خود به رسميت بشناسد و از اراضي اشغال شده بعد از سال 1967 ميلادي خارج شود و قدس را به عنوان پايتخت دولت فلسطيني بپذيرد ، " دولت اسراييلي " را مورد شناسايي قرار دهند. اساس اين طرح هم از سوي اسراييل و هم از سوي آمريكا كه بعدها طرح موسوم به " نقشه راه " را براي حل بحران در خاورميانه ارايه كرد ، رد شده است. درخصوص فلسطين ديدگاه رسمي ايران روشن است. ايران خواهان اجراي يك همه پرسي تحت نظارت سازمان ملل براي تعيين حكومتي مبتني و متكي بر آراي اكثريت مردم است . ايران و عربستان دو قدرت بزرگ اسلامي و داراي نقش رهبري در جهان اسلام هستند. عربستان سعودي پرچم حمايت از مسلمانان سني را بردوش دارد و ايران نفوذ خود را بر شيعيان متمركز است. درعراق ، ايران و عربستان سعودي از سقوط يك دشمن مشترك و عامل تهديد امنيت منطقه يعني صدام حسين خرسند هستند . ايران در دو جنگ آمريكا با عراق در سالهاي 1370و 1381 هجري شمسي بي طرفي پيشه نمود و در سمت ديگر ، عربستان سعودي كه در جنگ اول خليج فارس به صف نيروهاي متحد آمريكا عليه رژيم صدام حسين پيوست و با ارزش ترين خدمات فني و پشتياني را نيز ارايه كرد، در جنگ دوم به اين نتيجه رسيد كه نه تنها وارد جنگ نشود ، بلكه از نبرد نظامي براي ساقط كردن صدام نيز حمايت نكند كه اين امر به سردي بيشتر روابط آن با واشنگتن انجاميد. ايران علت ناامني و بحران در عراق را ادامه اشغال اين كشور مي داند و خواهان خروج نيروهاي اشغالگر از آن و توزيع قدرت در عراق براساس سهم و نقش هر يك از اقوام مي باشد كه دراين صورت شيعيان كه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مي دهند ، خواهند توانست بعد از دهه ها حكومت سني ها ، دولت داري خود را داشته باشند كه چندان به مذاق سعوديها خوش نمي آيد . موضع رسانه يي رهبران ارشد عربستان سعودي درخصوص بحران جاري درعراق تاكيد بر آرامش و پرهيز از درگيري است اما راهكار آنرا در نشست هاي ديپلماتيك " اجراي عدالت مابين قوميت ها و طيف هاي مختلف عراق " مي دانند كه چند مولفه اساسي در آن با توجه به شرايط جديد عراق نياز به باز تعريف دارد و بعيد بنظر مي رسد كه بازيگران داخلي و خارجي تاثيرگذار در عراق بخصوص شيعيان ، حاضر به پذيرش تعريف رياض از آنها باشند. درمقابل ، عربستان سعودي در پي تحولات اخير در صحنه سياسي خاورميانه و خروج نيروهاي سوري از لبنان كه به كاهش نفوذ سوريه و نيروهاي لبناني مورد حمايت آن از جمله برخي گروههاي شيعه در تعاملات سياسي اين كشور انجاميد ، نفوذ خود را بر لبنان و اقوام سني آن متمركز كرده و توانسته با هزينه هاي بالا و كمك ديگر بازيگران خارجي فعال در صحنه سياسي اين كشور بويژه فرانسه و آمريكا كه بدنبال ارتقاء جايگاه و سهم گروههاي غير شيعي دراين كشور هستند ، جاي پايي براي تنظيم روابط خود با ديگر بازيگران و از جمله ايران پيدا كند كه در صحنه ديگر ، عراق ! بالاترين نفوذ را دارد . والسلام
نیز چاپ شده است
هشت و نيم ميليون نفر قزاقستاني واجد شرايط راي دادن روزيكشنبه اين هفته به پاي صندوقهاي اخذ راي رفتند تا رييس جمهوري جديد اين كشور را انتخاب كنند. دراين دوره از انتخابات " نورسلطان نظربايف " رييس جمهوري كنوني قزاقستان كه از سال 1991 و استقلال اين كشور ، زمام امور را در دست دارد ، چهار رقيب را در كنار خود داشت كه خود بخوبي مي دانستند شانس قابل اعتنايي براي پيروزي در اين انتخابات ندارند . در ميان جمهوريهاي آسياي مركزي سابق شوروي و در حوزه يي فراتراز آن در منطقه "اورآسيا" ، قزاقستان از بسياري جهات حائز اهميت است. اين كشور با بيش از دو ميليون و هفت صدهزار كيلومتر مربع وسعت ، بزرگترين كشور از جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي بعد از فدراسيون روسيه است. قزاقستان داراي مرزهاي طولاني با چين در ناحيه يي است كه دولت پكن بواسطه تمركز ايغورها در آن و فعاليت شديد گروههاي خودمختاري طلب با دردسرهاي امنيتي بسياري مواجه است. قزاقستان در عين حال تنها كشور در آسياي مركزي است كه با روسيه هم مرز مي باشد و در خزرز نيز داراي طولاني ترين ساحل است و چهار كشور ديگر منطقه آسياي مركزي نيز هر يك با اين كشور مرز مشترك و در عين حال اختلافات و ادعاهاي بسيار ارضي دارند كه همه ي آنها ترجيح داده اند آنرا در زماني مناسب حل و فصل كنند. قزاقستان كشوري است كه در دوران شوروي با توليد ساليانه تا 25 ميليون تن غله ، عنوان "انبار غله آسياي مركزي " را داشت و دارد و علاوه بر آن منابع معدني بسيار ازجمله اورانيوم ، فلزات رنگين ، نفت ، آهن و بسياري مواد ديگر ، اين كشور را بالقوه و بالفعل به لحاظ توان اقتصادي از ديگر جمهوريهاي شوروي بخصوص در حوزه " اورآسيا" متمايز مي كند . قزاقستاني ها براي توصيف مواهب معدني بسيار كه از آن برخوردارند يك ضرب المثل دارند كه مي گويد:" در جدول تناوبي عناصر(مندليف) هيچ فلز و شبه فلزي وجود ندارد كه آنهم به فراواني در خاك قزاقستان وجود نداشته باشد." و يك گزارش رسمي آژانس بين المللي انرژي هسته يي را در سال 1992 كه گفته بود " 25درصد ذخاير شناخته شده اورانيوم جهان در خاك قزاقستان است " تاييدي بر اين مدعا قرار مي دهند . در دوران حكومت شوراها" قزاقستان آزمايش دوستي خلق ها" خوانده مي شد ، عنواني كه استالين بعد از جنگ دوم جهاني و بدنبال تبعيد! گسترده اقوام و مليتهاي مختلف از سرتاسر سابق شوروي و مناطق تصرف شده در دوران جنك ، به قزاقستان داد و بتدريج اين سرزمين وسيع و دشتهاي گسترده آنرا به زيست گاه بيش از 100قوم و ملتي تبديل كرد كه در حوزه سياسي سابق شوروي و فراتر از آقمار آن در شرق اروپا ، مانند آلماني ها در آن سكونت داده شدند . چنين وضعيتي در طول دهها سال موجب آن شد تا هيچ قوم و ملتي حتي قزاقها ! نتوانند اكثريت جمعيت را در اين سرزمين وسيع داشته باشند . موقعيت ژئوپولتيك قزاقستان و قرار گرفتن آن در ميان دو همسايه ابرقدرت ، چين و روسيه ، در كنار منافع فوق العاده ي اقتصادي و سياسي كه آمريكا براي خود در سالهاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي در اين كشور بدست آورده، گرچه قزاقستان را به ميداني براي تنظيم روابط قدرتهاي بزرگ با هم مبدل ساخته ، اما دولتمردان قزاق توانسته اند از همين موقعيت استفاده برده وضمن انتقال بخش بزرگي از هزينه هاي خود به دوش قدرتهاي حاضر درمنطقه بخصوص در زمينه هاي نظامي و امنيتي ، در سايه رقابتهاي جاري، ضمن تامين بالاترين ضريب امنيت منطقه يي براي خود و دور داشتن كشور از تنش هاي احتمالي كه زمينه هاي آن با تركيب جمعيتي اين كشور و منافع قدرتهاي منطقه يي و فرامنطقه يي در آن بسيار است ، بيشترين سرمايه خارجي را در ميان جمهوريهاي سابق شوروي جذب بخش هاي مختلف اقتصادي كشور كنند و در سايه آن قزاقستاني ها زندگاني متفاوت و ممتازي نسبت به ديگر جمهوريهاي حوزه "اورآسيا" داشته باشند . قزاقستان بعد از فروپاشي شوروي چهارمين قدرت هسته يي جهان بعد از آمريكا، روسيه و اوكرايين بود و هم اينك نيز اين كشور با برخورداري از يك راكتور هسته يي توليد برق در "آكتاو" در كناره خزر ، تنها كشور منطقه است كه اگر چه به ميزان نه چندان زياد ، اما برق از منابع هسته يي توليد مي كند. دولتمردان قزاق كه هزينه هاي سياسي ،اقتصادي و امنيتي قدرت هسته يي بودن را براي خود سنگين مي ديدند ، در اولين سالهاي بعد از استقلال در توافقهايي با روسيه و آمريكا و دريافت كمكهاي بسيار مالي و تضمين هاي امنيتي از آنها، ترجيح دادند تا آنگونه كه نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان درچند مصاحبه با نگارنده در سالهاي طولاني ماموريت خبري دراين كشور بارها به زبان آورد، بار سنگين موشكهاي هسته يي دوربرد اتحاد شوروي را از روي دوش خود بردارند و اولويت خود را كه اصلاح ساختار اقتصادي كشور بود ، به پيش ببرند. در اولويتهايي كه دولتمردان قزاق براي كشور خود تعريف كرده بودند ، توجه اساسي به اقتصاد و بهبود زندگاني و معيشت مردم شده بود و الويتهاي ديگر از جمله در زمينه سياسي به عمد و يا سهو ناديده گرفته شد . درسايه چنين تدبيري كه مولفه هاي اساسي بسيار از جمله فرهنگ سياسي مردم سابق شوروي و تنوع جمعيتي قزاقستان به آن كمك بسيار كرد ، دولتمردان قزاق توانستند اراده سياسي خود را درهمه ي ابعاد بر جامعه جاري كنند و هيچ جريان مخالفي بويژه در غياب نهادهاي اصيل و ريشه دار مردمي و جريان داشتن برخوردهاي حذفي قدرت حاكم ، نتواند در برابر اراده رييس جمهوري كه در" نظام رياستي " قزاقستان ، قانوني و مشروعيت هر امري در اراده او خلاصه مي شود ، سربرآورد ، تا قدرت همچنان در دست عده يي باشد كه به رياست نورسلطان نظربايف از بدو استقلال كشور با اصلاحات پي در پي در قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر به نفع خود، برصندلي هاي آن تكيه زده اند. تحت فشار فزآينده خارجي ، نورسلطان نظربايف درسالهاي اخير به اصلاحاتي سياسي تن داد كه از درون آن چند حزب سياسي ونهاد ظاهرا غير دولتي بيرون آمدند كه اگر چه گاهي اوقات به نقد قدرت پرداخته اند و يا موضعي در مقابل آن داشته اند ، اما هرگز پاي از " نقد " فراتر نگذاشته و قدرت را به چالش نگرفته اند . سرعت اصلاحات اقتصادي آقاي نظربايف اگر چه به جذب سرمايه گذاري خارجي در ذخاير نفتي قزاقستان و شكوفايي اين بخش از اقتصاد آن توام با دلهره از ابتلاي آن به بيماري هلندي ( توجه به يك بخش از اقتصاد و غافل شدن از ديگر بخش ها ) انجاميده است ، اما كندي اصلاحات سياسي زمينه را براي فراگير شدن فساد اقتصادي آماده كرده است كه استمرار آن مي تواند جهت سرمايه هاي خارجي كه اساس اقتصاد اين كشور را تشكيل مي دهد ، تغيير دهد . انتخابات گذشته در قزاقستان براي نهادهاي انتخابي آن كه شامل رياست جمهوري ، دو مجلس شورا و سنا و شوراها مي شود ، همواره مورد انتقاد ناظران بين المللي بوده است كه قدرت حاكم را به "آزاد نبودن و ناعادلانه بودن انتخابات " و " تلاش حاكمان براي در دست داشتن همچنان قدرت " متهم كرده اند و انتخابات اخير نيز با چنين حرف و حديث هايي همراه بود . نتيجه انتخابات روز يكشنبه رياست جمهوري در قزاقستان به رغم نتيجه دو نظرسنجي يكي از سوي يك موسسه آمريکايی و ديگري توسط مخالفان رييس جمهوري فعلي كه نظربايف را برنده آن مي شناسد ، پيش از برگزاري آن و اين بار فراتراز مخالفان عادي ، توسط يكي از نزديكترين ياران نظربايف ، " توياكباي " در گذشته دادستان كل و رييس مجلس سناي قزاقستان ، مورد ترديد قرار گرفته كه اين انتخابات و نتيجه آنرا " متقلبانه " دانسته است. مخالفان آقاي نظربايف او را تهديد به كشاندن اعتراضات خود به خيابانها كرده اند درحاليكه تحليلگران منطقه يي بر اين عقيده هستند كه رشد واقعي اقتصادي كه براي مردم ملموس مي باشد ، برقراري تفاهم ميان اقليتهاي مذهبي و قومي در كثيرالاقوام ترين كشور جهان و مهارت دولتمردان قزاق در هدايت امور ميان منافع قدرتهاي تاثيرگذار منطقه يي و فرامنطقه يي و تامين آن ،در كنار آينده يي كه به منابع منطقه بستگي دارد و تحصيل آن در گروي امنيت است ، نه تنها براي قزاقستاني ها كه براي بازيگران در صحنه سياست منطقه ظاهرا و فعلا ! با ارزش تر از يك انقلاب رنگين ديگر در حوزه سياسي سابق شوروي است.
روزنامه ها در آخرين شماره هفته گذشته خود از حجت الاسلام دري نجف آبادي دادستان كل كشور نقل كردند كه بناست براي حمايت از فعاليت هاي اقتصادي و سرمايه گذاران ، ستادي تشكيل شود تا در نهايت با ايجاد يك فضاي مناسب و متفاوت ! زمينه را براي رونق اقتصادي و خروج از ركودي كه اينك تعداد زيادي از واحدهاي توليدي كشور بويژه در بخش صنعت را زمين گير كرده است ، فراهم كند. اينكه اين ستاد خواهد توانست به اقتصاد كشور آهنگ و توان مناسبي را براي دوباره برپاخاستن بدهد يا نه ! و ابزارها و راهكارهاي در نظر گرفته شده چيست و تا چه حد واقع بينانه است ، يا توضيح داده نشده يا با ابهاماتي همراه است كه بايد روشن شود . با اين همه آنچه از سخنان دادستان كل و پيش تر از آن در صحبت هاي آيت الله هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه برمي آيد ، نگرانيهايي است كه مسوولين ارشد كشور و از جمله در قوه قضاييه از ادامه وضعيت حاكم بر نهادهاي اقتصادي و از جمله در بخش صنعت دارند . اگر چه آمار رسمي و موثقي از تعداد واحدهاي صنعتي تعطيل شده و يا نيمه تعطيل و يا درشرف تعطيل در دست نيست ، اما اخبار جسته و گريخته يي را كه از سدها مي گذرد و در روزنامه ها منعكس مي شود ، مي توان گواه بر وضعيت بحراني حاكم بر صنعت كشور دانست كه قادر نيست خود را چهار دست و پا هم كه شده به جلو ببرد و هر روز مي خوانيم و يا در صف كارگران بيكار شده در انتظار دريافت وام و يا بيمه بيكاري مي شنويم كه فلان كارخانه نيز تعطيل شد. بحراني كه بر صنعت كشور حاكم شده يقينا دلايل بسياري دارد كه حتما يا مطالعه شد ه و يا اگر اهتمامي جدي براي خروج از وضعيت وجود داشته باشد ، خواهد شد . بحران حاكم بر اقتصاد صنعتي كشور ريشه در مسايل عديده اي دارد كه رياست قوه قضاييه چندي پيش در جلسه مسوولان عالي قضايي كه در آن از جمله خبر تشكيل دفتر(ستاد) حمايت از سرمايه گذاري سالم را اعلام كردند ، به تعدادي از آنها اشاره داشتند . رييس قوه قضاييه در آن جلسه كه" ايلنا " از آن خبر داد ، از جمله گفته بودند:" (براي ) صاحبان سرمايه بايد ايجاد امنيت كرد تا سرمايه خصوصي افراد جذب كشور شود نه آنكه سرمايه ايراني از كشور فراري داده شده و علاوه بر ضربه بر اقتصاد ومنابع ملي ، زمينه اشتغال و توسعه و رونق اقتصادي در خارج از كشور فراهم گردد ... ديگر اجازه نخواهيم داد برخي دستگاههاي دولتي و مجموعههاي نظارتي با ارايه گزارشهاي نادرست فضاي سرمايه گذاري آزاد و رقابتي كشور را مورد تهديد قرار دهند و قوه قضاييه نيز در جهت حمايت از سرمايهگذاريهاي آزاد وامنيت سرمايه مردم جلوي برخي احضارهاي بي مورد و بگير و بندها را خواهد گرفت ... و اين دفتر (ستاد) با هر نوع اقدامي كه منجر به ضربه زدن به امنيت اقتصادي و سرمايه هاي مشروع و توسعه سرمايه شود ، برخورد خواهد كرد." در صورت محوريابي سخنان رياست قوه قضاييه ، درخواهيم يافت كه همه اين محورها يك برآيند مشترك دارند و آن " امنيت " براي سرمايه گذار و سرمايه است و تا اين امر محقق نشود ، نه تنها عدم ورود سرمايه به كشور كه خروج آن نيز امري طبيعي است . يقينا قلب و روح هر ايراني اصيل و غيرت مند از شنيدن و خواندن اين خبر به درد خواهد آمد كه :" در شش ماه نخست امسال حدود 400هزار ايراني بيش از 200ميليارد دلار در امارات سرمايه گذاري كرده اند."- اعتماد به نقل از ايسنا ، سوم آذر 1384 - اين سرمايه ها مي توانست چه تعداد شغل در كشور بوجود بياورد و از قبل آن چه تعداد نيروي آماده به كار جلب و جذب كار مي شدند و " بيكاري يك تهديد براي امنيت ملي " محسوب نمي شد ؟ اين سرمايه ها به چند كارخانه و واحد توليدي مي توانست جان دوباره ببخشد؟ اما چطور شد كه اين سرمايه ها " فرار " را ترجيح دادند ؟ رياست قوه قضاييه از " توقف احضارهاي بي مورد و بگير و به بندها"ي سرمايه گذاران خبر مي دهند ! آيا ايشان و دادستان محترم كل كشور از شمار سرمايه گذاران زنداني در زندانهاي كشور آماري در دست دارند ؟ آيا تاكنون اميني ( رسانه ها در مقام امين ترين نهاد هاي مردمي بارها اين گزارش را داده اند ) براي آنها از نوع برخورد برخي مراجع قضايي با سرمايه گذاران گزارش داده است ؟ آقاي شاهرودي ، آقاي دري نجف آبادي ! شما كاملا با مسايل حقوقي آشنا هستيد ، من هم سالها در دانشگاه حقوق خوانده ام . براي شما نمونه اي از نحوه تعامل و برخورد يكي از محاكم را با سرمايه گذاري نقل مي كنم كه در عين حال افتخار دارد " سالهاي دفاع مقدس رزمنده بود – مجروح شده و... " – او را به جهت مشاوره قضايي كه از من به جهت آشنايي مشترك خواسته بود ، مي شناسم . مهندس " اسدالله پ " مدير عامل يك كارخانه يخچال سازي در شهر " خ " است . او و چند سرمايه گذار كارخانه را در مزايده اعلام شده براي خصوصي سازي آن و با طي مراحل قانوني خريدند. درابتدا آنچه در توانشان بود براي رونق كارخانه به كار بستند – حقوق كارگران به موقع پرداخت شد و... تا اينكه زمان ايفاي تعهد نهاد فروشنده كارخانه پيش آمد – او به تعهد امضا شده خود داير بر پرداخت وام عمل نكرد و بررسي اسناد شركت كه توسط موسسه حسابرسي قبلا تاييد شده بود ، نشان داد كه چه حساب سازيهاي در آن نشده است و ... و كارخانه ازتوليد باز ايستاد و كارگران هم حقوق خود را طلب كردند و به دادگستري شكايت بردند و مقام قضايي در حاليكه سرمايه، سرمايه گذاران كه چندين برابر طلب كارگران است و ميليونها تومان مواد اوليه و توليدات كارخانه در انبارهاي آن توقيف شده ، حكم به بازداشت مدير عامل بيمار شركت داد كه آن روزها بواسطه بيماري شديد قلبي در بخش سي سي يو بيمارستاني درتهران بستري بود و تمام مدارك آن موجود است. در اجراي حكم مرجع قضايي نيروي انتظامي مدير عامل شركت را بر روي تخت بيمارستان بازداشت و با دستبد و طي صدها كيلومتر به شهر " خ " منتقل كرد و در اين شهر مقام محترم قضايي با يك ميليارد تومان ! بله يك ميليارد تومان !! قرار او را راهي زندان كرد و مدير عامل بازداشت شده با بزهكاراني هم سلول شد كه حتما از روي اتفاق ! يكي از آنها قاتل بود و در همان روزها در زندان و جلوي چشم زندانيهاي ديگر و از جمله آقاي مدير عامل ! اعدام شد . آن بار بيماري شديد آقاي مدير عامل و تلاش وكيل او موجب آن شد تا او با تخفيف قرار به 400 ميليون تومان ! و پس از روزها زندان وچند روزي بستري بودن در بيمارستان شهر بواسطه وخامت حال آنهم تحت الحفظ و همراه با دستبند و پاي بند و تامين قرار ، از زندان آزاد شود تا دوباره و با شكايتي ديگر از كارگران كه حقوق معوقه خود را تمام و كمال طلب مي كنند و حاضر به بازگشت به سر كار نيز نيستند ، يك ماه بعد و اين بار با قراري سنگين تر راهي زندان شود واين بار هم نه وكيل او و نه خانواده اش راهي به نزد مقامات مسوول نيابند تا حرف آنها را بشنوند كه از قول مدير عامل مي گويند :" كارگران سر كار بيايند كار كنند و براي هر روز كار خود دو روز حقوق بگيرند تا حقوق معوقه آنها نيز جبران شود " و مسوولين محلي نيز قدمي موثر براي حل مساله برندارند و مقام محترم قضايي هر لحظه مدير عامل را تهديد كند كه اگر حقوق كارگران آنهم سريعا و تماما پرداخت نشود ، باز هم بايد به زندان برگردد ، بي آنكه به شكايت مدير عامل و ديگر سهامداران از مديران قبلي شركت براي حساب سازي و ارايه اسناد و مدارك و دفاتر خلاف واقع توجه شود. درباره اين پرونده كه مشابه آن در محاكم فراوان است ، گفته هاي بسياري است كه براي آگاهي از آنها بايد همه ي پرونده را ديد و خواند و در اين جا و اين ستون جا به حد كافي براي طرح كامل و جامع و همه سو نگر آن وجود ندارد. در هر حال اين پرونده ، يك " نمونه " از پرونده هاي بسياري است كه در محاكم ما اينك عليه سرمايه گذاران مطرح است كه در صورت اراده رياست قوه قضاييه و دادستان كل كشور ، در اختيار آنها قرار خواهد گرفت .
مقامات عراقي كه اين روزها براي توسعه و تعميق روابط ميان دو كشور همسايه بيشتر به تهران سفر مي كنند ، با اذعان به سابقه گروهك دهشت افكن (تروريست ) منافقين بر اين نكته تاكيد دارند كه علاقه يي به ادامه حضور دهشت افكنان عضو اين گروهك و رهبري آنها در كشورشان ندارند . " موفق الربيعي " مشاور در امور امنيت ملي ، جلال طالباني رييس جمهوري موقت عراق و عادل عبدالمهدي معاون رييس جمهوري اين كشور ، سه مقام سياسي و امنيتي ارشد عراق هستند كه در يك ماه اخير به تهران سفر كرده و هر سه بر اراده دولت موقت اين كشور براي اخراج منافقين از عراق تاكيد و خود را به آن متعهد ساخته اند . گروهك منافقين در دهه 1360 هجري شمسي با انتقال تدريجي مركزيت خود از اروپا به عراق ، به بخشي از ارتش و پليس خفيه صدام حسين تبديل شد و در جنگ او عليه ايران نيز اقدامات ايذايي بسياري را عليه نيروهاي ايراني صورت داد و در سركوب خونين كردها و شيعيان عراق در سالهاي ابتداي دهه 1370هجري شمسي نقشي اساسي داشت . حضور منافقين تحت حمايت رسمي آمريكا در خاك عراق يكي از مسايلي است كه بر روي روابط رو به بهبود بغداد با تهران سايه افكنده است . نهادهاي امنيتي ايران ، گروهك دهشت افكن منافقين را كه از درون متلاشي شده ، تهديد امنيتي براي كشور نمي دانند ، ولي افكار عمومي ايران وجود و حضور آنها را در خاك كشوري كه مي خواهد گذشته ها را جبران كند ، نمي پذيرد. ايراني ها به گذشت شهرت دارند و از اين همين رو است كه براساس برآيند افكار عمومي ، نهادهاي مسوول در كشور اعلام داشته اند كه چنانچه فريب خورده هاي گروهك دهشت افكن منافقين كه اتفاقا بيشترين عده آنها را اين دسته افراد تشكيل مي دهند ، علاقه مند به بازگشت به ايران باشند ، درهاي كشور به روي آنها باز است و صدها فريب خورده يي كه در ماههاي اخير به كشور بازگشته و زندگي عادي خود را از سر گرفته اند ، گواه بر اين امر است. هم ايران و هم دولتمردان كنوني عراق كه تلاش بسيار براي عادي سازي روابط دو كشور همسايه و مسلمان دارند ، خوب واقفند كه منافقين واستمرار حضور آنها در عراق مانند بسياري مسايل امنيتي اين كشور درحال حاضر ، مساله يي است كه حل آن به جانب سوم يعني ايالات متحده آمريكا بستگي دارد كه به رغم شناسايي منافقين به عنوان يك گروهك دهشت افكن ، نزديكترين همكاريها و ارتباطات را با آن دارد و از فريب خورده هاي آن براي فعاليتهاي جاسوسي در داخل و خارج عراق بخصوص درميان اقوام اين كشور و نيز همسايه هاي آن از جمله ايران و تركيه استفاده مي كند و تاكنون رسانه هاي بين المللي بارها در اين باره گفته و نوشته و مدارك متقني را نيز انتشار داده اند. بر طبق كنوانسيون ژنو ناظر بر امور سرزمين هاي اشغالي و نيز تنظيم رفتار با اسراي جنگي ، آمريكا به عنوان نيروي اشغالگر نمي تواند دهشت افكنان منافق را در حمايت خود قرار دهد و بايد آنها را به ايران مسترد دارد تا طبق همين كنوانسيون ها و استانداردهاي تعريف شده ، مورد محاكمه قرار گيرند. صدها ترور كوري كه منافقين در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي در ايران مرتكب شده و مسووليت آن را نيز پذيرفته اند و نيز بمب گذاريهاي متعدد در سازمانها ، نهادها و ارگانهاي نظام و حتي خيابانها و معابر شهرهاي ايران كه جان صدها نفر را گرفت ، اقدامات دهشت افكنانه بسيار در برون مرز از جمله در عراق در دهه 1370هجري شمسي و مشاركت مستقيم و فعال در قتل عام شيعيان و اكراد عراق كه مقامات اين كشور و از جمله جلال طالباني رييس جمهوري دولت موقت و" موفق الربيعي " مقام ارشد امنيتي عراق بارها از آن سخن گفته اند و اسناد و مدارك بسيار آن پس از سقوط صدام نيز منتشر شده است و ورود مستقيم به جنگ با سربازان ايراني به نفع صدام حسين در طول جنگ 8ساله او با ايران ، بخشي از دادنامه هايي هستند كه از سوي ملتهاي ايران و عراق در نزد افكار عمومي جهان عليه گروهك دهشت افكن منافقين و حامي اصلي آن دولت ايالات متحده طرح شده است. اعلام آمادگي دولت عراق براي استرداد دهشت افكنان منافق به ايران بخشي از تعهد اين كشور در برابر توافقنامه ها و پيمانهاي جهاني و الزام آور براي دولت آمريكا به عنوان نيروي اشغالگر عراق است و هيچ يك از دو طرف نمي تواند از زير بار آن شانه خالي كند و قوه قضاييه ايران نيز بايد آمادگي آن را داشته باشد تا از طريق نهادها و مجاري تعيين شده در كنوانسيون ژنو و نيز توافقنامه هاي همكاريهاي امنيتي دستجمعي در سطح بين المللي حكم استرداد دهشت افكنان بخصوص رهبران آنها را به اجرا بگذارد .
امروزه صدام حسين مهمترين مانع بر سر راه بهبود و توسعه روابط دو كشور از صحنه سياسي عراق حذف شده است و در راس دولت اين كشور افرادي قرار گرفته اند كه براي سالهاي طولاني و به جهت نزديكي هايي كه وجود داشت ، قادرند پيام هاي دوستي و همكاري تهران را درك كنند و دست آنرا بفشارند. سازمان ملل گرچه رژيم بعثي عراق را آغاز گر جنگي ويرانگر با ايران دانسته است كه خسارتهاي معنوي و مادي بسياري را به دو دولت و ملت تحميل كرد ، ولي تهران بعد از سقوط صدام نشان داده است كه مايل نيست روابط تازه با بغداد را تحت تاثير آن دوران تلخ و خاطرات تلخ ترآن قرار دهد. با اين همه مقامات تهران حتما به هياتهاي عراقي به رياست مشاور امنيت ملي اين كشور كه در تهران بود گفته اند كه خواهان آن هستند تا براي تعميق روابط و از بين بردن هر عاملي كه مانع آن باشد و يا سايه خود را بر آن بيندازد ، مسايلي كه بين دو كشور وجود دارد هر چه زودتر حل و فصل شود كه يكي از آنها استمرار حضور دهشت افكنان منافق تحت حمايت آمريكا در خاك عراق است. والسلام
