توجيه يا به عبارت بهتر فريب افكار عمومي با فرافكني بويژه در زمينه هاي خارجي در بلوكي كه خود را " دموكراسي هاي غربي" مي خواند ، باسوء استفاده از وجود رسانه هاي پرشمار ديداري ، شنيداري و نوشتاري و جريانات همراه و گاه غير همراه سياسي در قالب احزاب و گروههاي غير دولتي ، يكي از شيوه هاي شناخته شده دراين كشورها براي گمراه كردن افكار عمومي است. اين شيوه در حالتهايي چون گرفتار شدن دولتها در يك بحران جدي اقتصادي و يا نظامي ، كاهش محبوبيت حزب حاكم بواسطه افزايش اعتراضات مردمي ناشي از فشارهاي اقتصادي و سياسي ، تزلزل وحدت ملي و موارد عديده ديگر ، كاربرد وسيعي دارد و در نظريه هاي ارتباطي راههاي مختلف مديريت ارتباطي آن تشريح و بيان مي شود. در تبليغات سياسي يا به اصطلاح پروپاگاند دولتمردان انگليسي بيشتر به اتخاذ و اعمال اين شيوه يعني فرافكني در مديريت افكار عمومي داخلي و ساخت و هدايت افكار برون مرز متوسل مي شوند . اين شيوه بر نظريه هاي ارتباطي كه مخاطب را " نيمه فعال " مي داند ، متكي است . سوژه اين روزهاي دولت لندن كه توني بلر نخست وزير انگلستان براي گرمي بخشيدن به آن شخصا وارد معركه شده است واز جمله مصدايق اين بحث دانسته مي شود ، ادعاهاي پرتعداد از نظر منبع و تنوع در ابزارهاي نشر داير بر نقش تخريبي ايران در عراق بخصوص در جنوب اين كشور مي باشد كه نيروهاي اشغالگر انگليسي در آنجا حضور دارند. اين هجمه تبليغاتي از اواخر ماه گذشته آن هنگام كه دو نظامي بمب گذار انگليسي كه قصدشان مجموعه اي فعاليتهاي تروريستي عليه مراكز عمومي و دولتي و مقامات و چهره هاي مذهبي و سياسي عراق در بصره بود ، بازداشت شدند ، تشديد شده است. نظاميان انگليسي وحشت زده از احتمال افشاي بيشتر اهدافشان در عراق ، به زنداني كه دو بمب گذار در آن بسر مي بردند ، حمله كردند و ضمن آزادي آن دو ، در درگيريهاي متعاقب آن ، عده زيادي از اهالي غير نظامي بصره را به قتل رساندند و فيلم خبري آن در سرتاسر جهان نمايش داده شد. اين حادثه در كنار افزايش فزآينده اعتراضات مردمي در داخل و بيرون انگلستان كه جنگ در عراق و حضور نظاميان انگليسي در آنرا " نامشروع " [1] مي دانند و از سوي ديگر فشار سنگين اقتصادي مشاركت در جنگ به رهبري آمريكا بر گرده مردم انگلستان ، دولت لندن را واداشته است تا براي توجيه دخالت خود در يك امر " غير مشروع " و " غير قانوني "[2] به فرافكني براي درماندگي خود در عراق بپردازد كه بي بي سي بنگاه سخن پراكني بريتانيا در تشريح وضعيت آنرا اينگونه بيان و توصيف كرده است:" . ما در عراق در يک مخمصه عجيبی گرفتار شده ايم و دولت الان نمی داند که چطور بايد اين مشکل را حل کند." [3] " احترام به آراي اكثريت " شعار سياستمداران دربسياري از نظام هاي سياسي از جمله در غرب است كه خود را مردم سالار مي دانند . ميزان اين تقيد كاملا در ارتباط با منافع سياستمداران است ، اكثريت اگر تامين منفعت كرد چه بهتر ! شعارهاي مردم سالارانه سرخواهند داد و اما اگر نظر او خلاف منفعت بود ، همانگونه كه استرا به صراحت بيان داشت ، خواهند گفت "اكثريت اشتباه مي كند" [4] . رهبران انگليس امروز با انبوه سووالاتي در مورد اهداف جنگ در عراق ، تحميل هزينه هاي فوق العاده سنگين به ماليات دهندگان به بهاي كاهش سطح خدمات اجتماعي با هدف تامين هزينه هاي جنگي و صف طولاني تابوتهاي سربازان خود كه هر روز در عراق كشته مي شوند ، روبرو هستند و پاسخي منطقي و متقن براي افكار عمومي كشورخود و جهانيان ندارند. نتايج نظر سنجي ها [5] موقعيت سياسي بلر( و همين طور بوش رييس جمهوري آمريكا) و حزب او را بسيار متزلزل نشان مي دهد و اين فرياد روز به روز در خيابانهاي لندن و واشنگتن بيشتر به گوش مي رسد كه " بوش و بلر ما را فريب دادند." والسلام
[1] سايت خبري بي بي سي 22/07/84- بر اساس نظرسنجی بی بی سی ۵۷ درصد مردم بريتانيا شرکت کشورشان در جنگ عراق را نادرست و نامشروع می دانند
تروريستها با دست زدن به دهشت افكني دراهواز و شهيد و مجروح كردن اين بار شماري روزه دار در آستانه افطار، در صدد برآمده اند تا وحدت ملي ايراني ها را به چالش بگيرند . جرياني گسترده با مشاركت
دهشت افكنان ، شبكه هاي گسترده تبليغاتي بيگانه ، مزدوران ، پول هاي كثيف خارجي و دشمني كه در كنار مرزهاي ايران لانه گزيده است ، مدتهاست كه مي كوشد تا با دست زدن به دهشت افكني در خوزستان ، اين پيام را به ملت ايران بدهد كه از وحدت مستحكم ملي در ايران دلي پر درد دارد. بمب گذاري هاي شنبه شب در اهواز از نگاه سياسي و استراتژيك به جهت ويژگي هاي آن مانند نحوه اقدام ، زمان آن ، نوع هدف و آثار ، يك " حادثه تروريستي كور " دانسته مي شود كه جز بهره هاي تبليغاتي كوتاه مدت ، ارزش ديگري ندارد ، اما تكرار آنها را نهادهاي مسوول بايد به عنوان يك چالش امنيتي ، جدي بگيرند. بمب گذاريهاي قبلي در اهواز در آستانه انتخابات رياست جمهوري و بعد از يك سري حوادث اجتماعي دراين شهر رخ داد و شبكه هاي تبليغاتي تروريستها كوشيدند تا با پيوند زدن ميان آنها ، اينگونه نتيجه گيري كنند كه منشا و ريشه آن داخلي و نوعي اعتراض است . اسناد و مدارك و نيز بازداشتهاي صورت گرفته در پي آن حوادث تروريستي ، ماهيت و ابعاد گسترده دخالت بيگانگان در آنرا روشن ساخت .همصدايي و يكصدايي رسانه هاي برخي كشورهاي متهم به حمايت از تروريستها با دولتهايشان در پي حوادث عصر شنبه اهواز مانند حادثه هاي قبلي ، گواه تلاش دوباره آنها براي داخلي نشان دادن اين حوادث تروريستي مي باشد و اين بار انتصاب استاندار جديد خوزستان محور تبليغات سياسي قرار گرفته است . يافته هاي نهادهاي امنيتي در بمب گذاريهاي قبلي ثابت كرد كه تروريست هاي بمب گذار كه درعراق زير چتر حمايت آمريكا و انگليس آموزش ديده اند ، از منطقه بصره در جنوب اين كشور به داخل ايران رخنه كرده بودند و اين گمان قوي وجود دارد كه تروريستها اين بار نيز به همان شيوه قبلي و با همان حمايت هاي نظامي ، اطلاعاتي و لجستيك اقدام به بمب گذاري در اهواز و شهيد و زخمي كردن روزه داران كرده باشند و عقبه اطلاعاتي و تبليغي آنها محور كار خود را انتصاب استاندار جديد خوزستان قرار داده است . اگر اين امر اثبات شود كه تروريستها اين بار نيز از آن سوي مرز براي بمب گذاري در ايران آمده بودند، بر طبق قوانين بين المللي ايران اين حق خواهد داشت تا دست به اقدام تلافي جويانه عليه اردوگاههاي تروريستها به هر ترتيبي كه مصلحت بداند ، بزند . ايران درعين حال اين حق را خواهد داشت و بايد بكار ببندد كه از دولتهاي آمريكا و انگليس بخواهد تا بر طبق كنوانسيون ژنو به عنوان نيروهاي اشغالگر عراق ، تروريستهايي را كه در داخل اين كشور مامن گزيده اند ، تحويل دهند و در غير اين صورت بايد عواقب آنرا از هر جهت و جنس بپذيرند. نهادهاي امنيتي كشور حتما اراده لازم براي پايان دادن به حوادث تروريستي مانند آنچه عصر شنبه در اهواز رخ داد را دارند ،اما اين انتظار از دستگاه ديپلماسي كشور نيز مي رود تا از مجاري ديپلماتيك پيام ملت ايران كه هشت سال جنگ تحميلي را با همه ي مصايب آن ديده و شاهد شهادت عزيزان بسياري از خود در حوادث گوناگون تروريستي بوده است به گوش حاميان سياسي ، مادي و تبليغاتي تروريستها برساند كه " كسي كه در خانه شيشةاي نشسته ، سنگ اندازي نمي كند."
* این یادداشت در شماره امروز ( دوشنبه ۲۵مهر ) روزنامه اعتماد نیز به چاپ رسیده است. برای مطالعه نسخه الکترونیکی این یادداشت لطفا به این آدرس مراجعه فرمایید:
http://http://www.etemaad.com/aspClinets/start.asp

کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا اين هفته سفري دوره يي را به سه كشور از پنج كشوري آسياي مركزي و افغانستان انجام مي دهد كه هدف از آن آنگونه كه رايس پيش از سفرش ادعا كرد ، پيشبرد دموکراسی است . رايس در اين سفر به ازبكستان تنها متحد كليدي سابق آمريكا در آسياي مركزي كه دوران ماه عسل سياسي آنها بهار امسال و در پي حوادث خونين "انديجان " به پايان رسيد و نيز تركمنستان نخواهد رفت . رايس دراين سفر در حوزه سياسي آسياي مركزي از قزاقستان ، قرقيزستان و تاجيكستان سه كشوري كه رهبرانشان از سوي نهادهاي مدني طرفدار حقوق بشر براي نقض كم و بيش گسترده آزاديهاي انساني مورد انتقاد هستند ، ديدن مي كند تا حمايت آمريكا را از آنها اعلان كند. پنج كشور آسياي مركزي در نزد ايالات متحده آمريكا از موقعيتي ويژه برخوردارند . اين كشورها درعين برخورداري از ذخاير طبيعي در زمان كسب استقلال در سال 1991، از فقير ترين و وامانده ترين جمهوريهاي شوروي بودند. با اضمحلال شوروي سريعا جرياني در جمهوريهاي استقلال يافته شكل گرفت كه با سرعتهايي متفاوت مسيري دوري از روسيه را مي پيمود . در ميان كشورهاي آسياي مركزي هيچ كشوري به اندازه ازبكستان در سالهاي بعد از استقلال خود سياست دوري از روسيه را در پيش نگرفت . اسلام كريم اف در دوران خوش ! روابط بارها گفته بود كه از روابط نزديك كشورش با آمريكا براي تنظيم روابط با روسيه استفاده مي كند . كريم اف در عين حال اولين رييس جمهوري آسياي مركزي بود كه عذر نيروهاي نظامي روسيه را از ازبكستان خواست و با گوشه چشم نشان دادن به ناتو به عضويت برنامه " براي صلح " آن در آمد كه زمينه را براي توسعه اين سازمان نظامي به تمامي محورهاي پيراموني روسيه فراهم مي كند. [1] ازبكها درهمان حالي كه عذر روسها را مي خواستند و ارتش پرتعداد خود را در منطقه سازمان مي دادند، همكاريهاي نظامي با آمريكا را تا حد يك متحد نزديك توسعه دادند. تحولات سالهاي پاياني دهه 1990ميلادي در افغانستان و متعاقب آن واقعه 11 سپتامبر 2001، پاي آمريكا را به منطقه آسياي مركزي كه روسيه آنرا حياط خلوت خود و چين در منظر استراتژيكش مي بيند ، بازتر كرد و واشنگتن توانست چند پايگاه نظامي و از جمله پايگاه فوق العاده مهم و حساس با امكانات مدرن ناوبري " خان آباد" در خاك ازبكستان و در نزديكي مرز افغانستان را كه از اتحاد شوروي به ارپ برده بود ، در اختيار بگيرد. اين همكاري نظامي ازبكستان با آمريكا نه تنها خشم روسيه وارث اتحاد شوروي ، كه عصبانيت چين را نيز كه از امنيت ملي خود نگران بودند ، بدنبال داشت . اين نگراني در قالب چندين تذكر جدي به دو طرف براي احترام به منافع طرفين از جمله بيانيه اجلاس سران گروه شانگهاي در نشست بهار امسال "آستانه " پايتخت قزاقستان ابراز و منعكس شد. ازبكستان از سال 1991 كه اتحاد شوروي فروپاشيد ، در تنظيم روابط خارجي خود ، نزديكي به آمريكا و اسراييل و دوري از روسيه ، چين و ايران سه قدرت اساسي منطقه را محور قرار داد و در اين نزديكي ، دو طرف تا به آنجا پيش رفتند كه آمريكا به اساسي ترين متحد دولت تاشكند در منطقه تبديل شد و تاشكند گرم ترين رابطه را در مقايسه با دولتهاي منطقه همزمان با واشنگتن با رژيم تل آويو داشت . گرمي روابط تاشكند و واشنگتن تا بهار امسال كه دولت آمريكا تحت فشار شديد جامعه جهاني و از جمله سازمان ملل و دبير كل آن ناچار شد قتل عام "انديجان " را محكوم كند و برخي از مقامات كاخ سفيد از ضرورت حفظ منافع خود با كنار گذاشتن دولت كنوني ازبكستان به رياست اسلام كريم اف سخن گفتند ، ادامه داشت و پس از اين موضع گيري بود كه كريم اف فهميد انقلاب رنگين بر فضاي كشور او نيز سايه افكنده است و در همين دوران بود كه "هلموت برو" از نمايندگان پارلمان اروپا نيز اين ديدگاه را مطرح كرد كه " آمريكا بايد ضرورت تغيير رژيم در ازبكستان را بپذيرد." زيرا" اين رژيم قادر نيست در دراز مدت امنيت را از راههاي دموكراتيك در كشور برقرار كند. "
در جغرافياي سياسي، اقتصادي و انساني آسياي مركزي، ازبكستان جايگاه خاصي دارد. اين كشور با نزديك به 25 ميليون نفر جمعيت، پرجمعيتترين كشور آسياي مركزي است. منابع نفت و گاز آن محدود ولي در مقابل ذخاير غني معدني چون اورانيوم و فلزات رنگين دارد. ازبكستان راه به دريا ندارد و كشوري كاملا محصور در خشكي است و در ملاحظات ژئوپلتيك زماني مورد توجه بازيگران منطقهيي و فرامنطقهيي قرار ميگيرد كه در مركز رقابتها قرار گيرد. به نظر کارشناسان آسياي مركزي كشتار دهشتناك انديجان به علاوه موفقيت انقلاب های رنگين در فضای حکومت شوروی سابق که از طرفداری کشورهای غربی برخوردار است ، باعث شروع يک فصل تازه درروابط سياسی دولت ازبکستان با آمريکا ، روسيه و چين و به نسبت نفوذ با ايران خواهد شد . براساس تحولات اخير چنين به نظر می رسد که کريم اف برای حفظ بقای سياسی خويش ، همکاری خود را با روسيه ، چين و ايران افزايش دهد و از نفوذ آمريکا و غرب در اين کشور بكاهد ، امري كه اسلام كريم در پايان بهار امسال و چند روزي بعد از حوادث خونين انديجان با سفر به پكن به آن دست زد و رهبران چين با استقبال شاهانه از او و روسها با رفتار صميمي هفته گذشته خود با رييس ازبكستان در نشست سران آسياي مركزي و رييس جمهوري روسيه در سن پترزبورگ نشان دادند كه در صورت چرخش كريم اف حاضرند خونين ترين حادثه دهه هاي اخير در آسياي مركزي را نيز به ياد نياورند . والسلام
* این یادداشت در شماره روز پنجشنبه ۲۱مهر روزنامه "اعتماد " نیز به چاپ رسیده است. درصورت تمایل لطفا برای مطالعه نسخه الکترونیکی آن به این آدرس مراجعه فرمایید:
۱- سياست خارجي ازبكستان ، نزديكي به آمريكا دوري از روسيه - نگارنده - خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۳۷۸
http://www.etemaad.com/aspClinets/start.asp
بعضي خبرها از انتصاب مدير عاملي جديد براي موسسه فرهنگي و مطبوعاتي "ايران " متعلق به خبرگزاري جمهوري اسلامي ( ايرنا) و نحوه اين گزينش كه خود مصداق نقض صريح قانون از سوي مدعيان به تعهد كامل در برابر قانون است و استاد دكتر بهزادي در يادداشت سردبير روز دوشنبه بسيار ريز و دقيق به آن پرداخته بود ، از نگاه حرفه يي هاي اين سازمان خبري ، نشاني جدي و صريح و تاييدي بر وارد بودن نگراني عميق آنها از آينده كار حرفه يي در ايرنا تلقي شده است. ايرنايي ها دو سه هفته پيش كه مدير عامل جديد اين سازمان منصوب شد ، به صراحت تمام به صفار هرندي وزير ارشاد كه احمد خادم المله را براي معارفه برده بود ، گفتند كه ايرنا براي آنكه دوباره " خبرگزاري جمهوري اسلامي " شود ، بايد از ملاحظات حزبي و گروهي خارج و بدور بماند و در مسيري حرفه يي به فعاليت بپردازد و انتقاد امروز آنها از چند سالي مديريت حزبي بر اين سازمان خبري كه امروز قدرت را واگذاشته است ، به معناي تاييد جناح مقابل آن نيست و هيچ حزب و گروهي در كشور نبايد چه در قدرت و چه بيرون از آن ، انتظار داشته باشد كه رسانه يي ملي ، وظيقه بولتن حزبي را ايفا كند. ايرنايي ها كه از تحولات اخير دراين سازمان و آمدن مدير عاملي از سنخ خود تا پريروز كه خبر رسيد خارج از روال قانوني براي" ايران" مدير مسوول تعيين كرده اند! خوشحال و به آينده اميدوار بودند كه دوباره ايرنا را در جايگاه رسانه خبري مادر كشور خواهند ديد ، ضمن باور زودهنگام بودن خرسندي خود ، تاكيد مي كنند كه براي بازگرداندن اعتبار گذشته به ايرنا و رساندن آن به جايگاهي كه شايسته امروز اين نهاد خبري باشد، بايد" صداقت خبري " با دوري جستن از كا رحزبي يا به تعبير عامه سياسي كاري در صدر برنامه هاي آن قرار گيرد . در نظام رسانه يي امروز جهان رسانه يي موفق است كه ارتباط دو طرفه با مردم داشته باشد و اين ارتباط در قالب نگاههاي تنگ حزبي نمي گنجد . صفار هرندي آن روز در مراسم معارفه مدير عامل جديد ايرنا و پيش تر در حكم او در تبيين و تشريح ماموريتهاي مورد انتظار از اين سازمان خبري به چند محور اشاره داشت كه اساس آنها " احياي سازمان و ارتقاء سطح فعاليت هاي آن درجهت اطلاع رساني صحيح ، صادقانه و بموقع در حوزه رويدادها و انعكاس مواضع ، فعاليت ها و خدمات نظام جمهوري اسلامي ايران " بود. تحقق اين مهم يقينا در دو بخش نرم افزاري و سخت افزاري الزاماتي را مي خواهد و طلب مي كند كه همه ي آنها اينك در اختيار اين نهاد خبري و يا در عمل تحت مديريت حرفه يي آن نيست كه" ايران " از آن جمله است. ايرنا بعد از چندين سال پراز فراز و فرود در ساختار مديريتي آن كه به تعبير يك روزنامه نگار قديمي و با سابقه به غروب فعاليتهاي حرفه يي در اين نهاد خبري سرآمد و كارآمد دهه هاي 60 و 70هجري شمسي انجاميد و تحولات اساسي و بنيادي در كار رسانه يي در سطح بين الملل هرچه بيشتر اين وضعيت را تشديد كرد ، اينك با امكاناتي در حد هيچ به رقابت با ترك تازاني فرستاده مي شود كه از همه چيز ، هراندازه كه اراده كرده اند در اختيار گرفته اند و در مقابل ايرنا حتي نمي تواند براي امكاني ارتباطي كه فرزند اوست و قانون اين تعلق را تاييد و روزانه صدها هزار بار درشناسنامه ( لوگوي ) نشريات موسسه تكرار مي شود وبه علاوه عرصه ، عرصه حرفه يي و كاري است ، متولي اي را بگمارد كه به تحقق ماموريت هاي آن كمك كند و تاسف زماني بيشتر مي شود كه اين اقدام از سوي حرفه هايي باشد كه حال در راس قدرت گرفته اند . اين انتظار به جا خواهد بود منتظر باشيم تا حرفه يي هاي ديروز كه امروز برمسند سياسي نشسته اند ، نشان دهند كه همان حرفه يي ها هستند و جنس نگاهشان سياسي و حرفه شان " سياست " نيست .والسلام
|
|
|
1-National Securty 2 آقا بخشي، عليأ و افشاري رادأ مينوأ فرهنگ علوم سياسيأ مركز مطالعات و مدارك علمي ايرانأ ويرايش سومأ بهار.1376 *3 اعتماد 17مهر صفحه اول *4 سايت بي بي سي 04\07\84 *5 تلويزيون آ.ان.اس جمهوري آذربايجان 03\07\84 *6 روزنامه »آينا« چاپ باكو 04\07\84 * 7 روزنامه »زرگالو« چاپ باكو 04\07\84 * 8 منبع بالا*9 »استراتژي امريكا براي قرن 21« ابرار معاصر تهران *10»ارلي« سخنگوي وزارت امورخارجه امريكا 16\07\84 |
اهداي جايزه صلح نوبل به آقاي البرادعي و آژانس بين المللي انرژي هسته يي از جهاتي چند حائز اهميت بسيار است و از جمله مي توان آنرا به منزله تقويت آژانس و به تعبير خود آقاي البرادعي " موتور محرك تازه اي براي آژانس " و فرآيند تلاشهاي متكي بر ديپلماسي دبير كل براي حل و فصل اختلافات و اعمال اراده جهاني در قالب پروتكل ان پي تي و پادمانهاي آن بر فعاليت هاي هسته يي دانست و طبيعي است كه چنين شكل و رفتاري مورد تاييد برخي اعضاي آژانس مانند آمريكا كه تلاش آنها دادن چهره اي سياسي و نه علمي و فني به آژانس است ، نباشد. والسلام
* این یادداشت در شماره امروز(یکشنبه ۱۷مهر) روزنامه اعتماد نیز به چاپ رسیده است. برای مطالعه نسخه چاپی آن لطفا به آدرس زیر مراجعه فرمایید.
" استفان رادميكر" معاون وزير امورخارجه آمريكا با اين ادعا كه قطعنامه اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي تاييدي بر موضع اين كشور داير بر انحراف برنامه هاي هسته يي ايران از پروتكل ان پي تي است ، در اظهاراتي كه روز سه شنبه به نقل از وي توسط خبرگزاريها منتشر شد ، خطاب به همكاران هسته يي ايران گفت كه " بايد همكاري خود را با ايران قطع كنيد." وي خطاب سخنان خود را روشن نكرد اما روشن است كه طرف سخن او روسيه شريك هسته يي ايران مي باشد كه قرار دادي ميلياردي را با ايران براي ساخت نيروگاه هسته يي بوشهر امضاكرده ا ست . درخواست آمريكا از شركاي هسته يي ايران به دلايلي چند ، خواستي غير قانوني و در راستاي تلاشهاي واشنگتن براي حاكميت آپارتايد هسته يي ارزيابي مي شود. در قطعنامه اخير شوراي حكام هيچ اشاره يي چه به صراحت و چه به كنايه داير بر انحراف برنامه هاي هسته يي ايران از پيمان ان پي تي و پادمانهاي آن نشده است و تنها تاكيدي كه در آن وجود دارد ، ادامه ي همكاريهاي ايران با آژانس بين المللي انرژي هسته يي نهاد ديده بان سازمان ملل براي رفع " كسر اعتماد" است كه ايران دربالاترين سطح اعلام كرده خود رابه آن وفادار مي داند . بر طبق بند چهارم پيمان ان پي تي ، تمامي اعضاي پيمان از جمله ايران كه عضو قديمي آژانس نيز هست ، حق دارند به فناوري هسته يي مسالمت آميز كه خود چرخه يي گسترده از جمله غني سازي را در برمي گيرد ، دست يابند ، لذا ايران حداقل تاكنون كه چرخه آن نيز كامل نيست ، هيچ تخلفي از پيمان نداشته است. درمقابل بر طبق پيمان ، كشورهاي برخودار كه آمريكا از جمله آنها شناخته شده است ، موكلفند به كشورهاي غير برخودار در دستيابي به فناوري صلح آميز هسته يي كمك كنند . آمريكا نه تنها در برابر هيچ يك از اعضاي پيمان به اين تعهد بين المللي خود عمل نكرده ، بلكه با گريختن از امضاي نهايي پروتكل الحاقي آن در كنگره اين كشور و در تخلفي كاملا آشكار و محرز كه در گزارشهاي آژانس نيز مكرر آمده است، به تسليح هسته يي برخي دولتهاي طرفدار خود و نيز رژيم هاي مخل صلح و امنيت جهاني مانند رژيم صهيونيستي پرداخته است كه نه تنها عضو پيمان ان پي تي نيست كه هيچ گونه نظارت بين المللي را نيز تا كنون با حمايت گسترده آمريكا بر زرادخانه هاي هسته يي اش با 200تا400كلاهك هسته يي بر طبق اعلان آژانس بين المللي انرژي هسته يي نپذيرفته است.
مقابله آمريكا با برنامه هاي هسته يي ايران علاوه بر ماهيت سياسي ، ماهيت اقتصادي نيز دارد. منابع هسته يي جهان و فناوريهاي آن امروزه عمدتا در اختيار چند كشور قرار دارد كه آمريكا در صدر آنهاست . اين موقعيت آمريكا چند سالي است كه با ورود و يا فعال شدن بازيگران ديگر در اين بخش از اقتصاد جهان كه دانش هسته يي بومي ايران و قدرت يابي روسيه و چين در اين بازار مصداق آن مي باشد ، به خطر افتاده است و لذا از نقطه نظر آمريكايي ها راه چاره برون رفت از اين وضعيت تشديد فشارهاي سياسي و اقتصادي به اين دسته از كشورها و اعمال آپارتايد هسته يي است كه در صورت تحقق ، بدون ترديد در آينده شكاف عميق بين كشورهاي برخوردار و غير برخوردار را عميق تر خواهد كرد. ايران براي تعميق اعتماد جهاني به برنامه هاي هسته يي اش در اجلاس اخير سران كشورهاي عضو سازمان ملل در نيويورك پيشنهاد مشاركت كشورهاي ديگر با اين كشور در برنامه هاي هسته يي خود را داد كه آمريكا را شديدا نسبتا به پيامدهاي چنين همكاري و تاثير آن در بازار فناوريهاي هسته يي به وحشت انداخت و رهبران واشنگتن فشارهاي سياسي خود را به ايران براي دوري جستن از بازار و ادامه حاكميت آپارتايد هسته يي تشديد كردند. تحول ديگري كه در روزهاي اخير سبب تشديد فشارهاي هرچه بيشتر واشنگتن به تهران شده است ، تحولاتي مي باشد كه در تركيب شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي رخ داده و در آن سيزده عضو كه اغلب طرفداران آمريكا و يا نزديك به مواضع اين كشور بودند ، جاي خود را به كشورهايي داده اند كه يا به ايران نزديكند و يا نزديكي آنها به آمريكا آنقدر نيست كه كاملا تحت تاثير شانتاژهاي واشنگتن قرار گيرند و به علاوه لابي هاي ديپلماتيك ايران با برخي اعضاي دائم و با نفوذ شورا ،هدف آمريكا را در ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل چالش خواهد كشيد.
گرچه تازمان تنظيم اين يادداشت از سوي روسها موضعي رسمي در برابر خواست توام با قيد" بايد" معاون وزارت امورخارجه آمريكا داير بر توقف همكاريهاي هسته يي با ايران انتشار نيافته ، ولي انتظار مي رود كه مسكو نظر قبلي خود را در اين باره تكرار كند كه قطع همكاري هسته يي با ايران را نمي پذيريد كه خود دلايلي چند دارد . روسيه بدنبال احياي نقش سياسي خود در تعاملات جهاني در حداقل آن همانند دوران اتحاد جماهير شوروي است . مسكو براي كسب و بازيابي اين موقعيت خود توسعه و تعميق مناسبات با كشورها و بازيگران عمده جهاني و منطقه يي را در صدر سياستهاي خارجي اش قرار داده است و اين نكته مهم در مواضع روسيه در سالهاي اخير و به طور مشخص در دوران رياست جمهوري ولاديمير پوتين هويدا است . يك قطبي شدن جهان بعد از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 و در دوره يي چندين ساله روسيه را در صحنه هاي سياسي و اقتصادي جهان به انزوا كشاند و در مقابل آمريكا اين فرصت را يافت كه با تمام وجود قدرت سياسي ، نظامي و اقتصادي خود را نه تنها در پايگاههاي سنتي كه پشت مرزهاي روسيه متمركز كند و همانطور كه نيكسون سالها پيش در كتاب خود " 1999، پيروزي بدون جنگ " گفته بود ، تمامي جاي پاهاي روسيه را پاك كند و در راستاي يك پروسه سياسي ، نظامي و اقتصادي كه رد آنرا مي توان در تحولات سالهاي اخير در خاورميانه ، آسياي مركزي ، قفقاز ، حوزه بالتيك و شرق اروپا ديد ، منافع حياتي مسكو را يكي پس از ديگري به خطر اندازد. روسها به لحاظ اقتصادي نيز با برون رفت از دوره انزوا كه به آنها امكان تحمل در برابر فشارهاي اقتصادي برون مرزي را داده است، دريافته اند با در نظر گرفتن تحولات جهاني نه تنها نياز به بازارهاي سنتي خود در دوران اتحاد شوروي دارند كه بازارهاي جديدي را بايد در زمينه هاي مختلف از جمله فناوري هسته يي براي رونق اقتصادي خود بيابند كه به آنها كمك كند تا توسعه اقتصادي سالهاي اخير خود را نهادينه كنند . به اين ترتيب پيش بيني مي شود كه روسها در برابر فشارهاي آمريكا براي توقف همكاري هسته يي با ايران منطق علمي و عقلي به خرج دهند و بر مواضع قبلي خود كه الكساندر روميانتسف رييس آژانس اتمي روسيه كه ماه گذشته دوباره آنرا بيان كرد پاي بند بمانند كه :" روسيه توضيحات ايران در مورد علل نياز به فناوري هسته يي را مي پذيرد و هيچ دليلي وجود ندارد كه ايران به تخطي از تعهدات بين المللي اش متهم شود و لذا روسيه به همكاري هسته يي با ايران ادامه خواهد داد."[1]
خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) بعد از چندين سال پراز فراز و نشيب در ساختار مديريتي آن كه به تعبير يك روزنامه نگار قديمي و با سابقه به غروب فعاليتهاي حرفه يي در اين نهاد خبري سرآمد و كارآمد دهه هاي 60 و 70هجري شمسي انجاميد و تحولات اساسي و بنيادي در كار رسانه يي در سطح بين الملل هرچه بيشتر اين وضعيت را تشديد كرد ، دوره جديدي از فعاليتهاي حرفه يي خود را در دولت جديد با ماموريتهايي به مراتب مهم ، سنگين ، پرمسووليت و دشوار آغاز كرده است. ايرنايي ها از تحولات جديد دراين سازمان خرسندند و اميد دارند مدير عاملي كه از سنخ خود آنهاست بتواند با درك ، نگاه و عمل حرفه يي دوباره ايرنا را به جايگاه اصلي خود به عنوان رسانه خبري مادر كشور باز گردند. اين مهم يقينا در دو بخش نرم افزاري و سخت افزاري الزاماتي را مي خواهد و طلب مي كند كه همه ي آنها اينك در اختيار اين نهاد خبري نيست . بزرگترين پشتوانه ايرنا در اين مقطع كه " احياي سازمان و ارتقاء سطح فعاليت هاي آن درجهت اطلاع رساني صحيح ، صادقانه و بموقع در حوزه رويدادها و انعكاس مواضع ، فعاليت ها و خدمات نظام جمهوري اسلامي ايران " ماموريت هاي اساسي آن تعريف شده است ، بدنه حرفه يي آن است كه در سالهاي اخير و بواسطه مديريت حزبي بر اين سازمان خبري ، بدون آسيب نمانده و شمار زيادي از آنها ايرنا را ترك و در سنگرهاي ديگري در حوزه رسانه يي و يا نهادهاي دانشگاهي به فعاليت مشغول هستند. مدير عامل جديد ايرنا يقينا توجه دارد كه احياي اين سازمان بدون نگاه به گذشته پرافتخارش ، بدون توجه به حال و بدون نگاه به آينده ممكن نيست و در اين ميان نيروي انساني متعهد، مومن و كارآمد نقش اساسي دارد . مدير عامل جديد ايرنا در اولين قدم براي تقويت بدنه حرفه يي اين سازمان مي بايست به دانشكده خبر كه آن نيز از قهر مدير حزبي ايرنا بي نصيب نماند و تا آستانه انحلال پيش رفت ، توجهي خاص مبذول دارد . اين دانشكده علاوه بر تامين نيروهاي متخصص و كارورزيده براي ايرنا ، يك پشتوانه عالي علمي و آكادميك براي ديگر نهادهاي رسانه يي كشور است كه از بركات آن بسياري از رسانه ها اعم ازدولتي و خصوصي اينك بهره مند هستند.
تحولات شگرفي كه در سالهاي اخير در عرصه كار رسانه يي رخ داده ، ايرنا را ناگزيز مي سازد تا براي تحقق ماموريت هاي خود علاوه بر ابزارهاي سنتي مانند نشريات ، تمامي فناوريهاي نو چون اينترنت ، كانال هاي راديويي و تلويزيوني ماهواره يي را به خدمت بگيرد. ايرنا با اين شعار كه براي طرح و بسط ديدگاهها و نظرات خود نياز به تريبونهاي حرفه يي دارد در دهه 70موسسه مطبوعاتي " ايران " را بنيان گذاشت كه اولين محصول آن روزنامه "ايران " در ابتداي آن دهه منتشر شد و بدنبالش چندين روزنامه در عرصه ورزشي و نيز اطلاع رساني به زبانهاي انگليسي و عربي و هفته نامه ها و ماهنامه هاي تخصصي و سالنامه مخاطب هاي بسياري را در داخل و خارج از ايران زير پوشش قرار دادند . اتفاقاتي در سالهاي پاياني دهه 70موجب آن شد تا موسسه ايران عملا از نظارت حرفه يي ايرنا خارج شود و مسيري را بپيمايد كه مورد انتقاد حرفه يي ها بود و ايرنا در دوره جديد فعاليتهاي خود به همه ي ابزارهاي ارتباطي اين موسسه براي بسط ارتباطاتش با توده هاي مردم در داخل و خارج از كشور نياز دارد. ايرنا در استفاده از فناوريهاي نو مانند اينترنت در ميان رسانه هاي كشور پيشتاز بوده است . اين سازمان اينك به 9 زبان فرآورده هاي خبري خود را روي شبكه جهاني اينترنت توزيع مي كند و سايت آن با بيش از دو ميليون برداشت ، پر رجوع ترين سايت هاي ايراني است اما اين همه كفايت نمي كند و ايرنا لازم است بخصوص از نقطه نظر حرفه يي سايت خود را تقويت كند. بزرگترين ايرادي كه در سالهاي اخير به ايرنا كه اغلب نيروهاي حرفه يي اش بواسطه برخوردهاي حزبي به كنار گذاشته شدند و يا آنرا ترك گفتند ، گرفته مي شد " انفعال خبري " در برابر جريانهاي خبري داخلي و خارجي بود .خروج از اين وضعيت يك جسارت بزرگ و حرفه يي را مي خواهد كه جز با سياست گذاري درست و برنامه ريزي بر مبناي منافع ملي كه از درون يك تيم حرفه يي بر آمده باشد و بكارگيري همه ي عوامل و ابزارهاي نرم افزاري و سخت افزاري و بها دادن به تمامي ظرفيت هاي حرفه يي ايرنا ممكن نيست . عدالت ، مهرورزي و تعالي و پيشرفت سه شعار اصلي دولت آقاي دكتر احمدي نژاد است كه در تعاملات داخلي با محوريت نيروي انساني بايد در هر دو بعد مادي و معنوي مورد توجه و ملاحظه دقيق و ظريف مدير عامل جديد ايرنا قرار گيرد .
ايرنايي ها اگر چه از تحولات اخير دراين سازمان خرسند هستند اما نگرانيهايي نيز دارند . آنها بر اين باورند كه براي بازگرداندن اعتبار گذشته به ايرنا و رساندن آن به جايگاهي كه شايسته امروز اين نهاد خبري باشد، بايد" صداقت خبري " با دوري جستن از كا رحزبي يا به تعبير عامه سياسي كاري در صدر برنامه هاي آن قرار گيرد . در نظام رسانه يي امروز جهان رسانه يي موفق است كه ارتباط دو طرفه با مردم داشته باشد و ايرنا بايد با طرح توقعات مردم از دولت ، اعتماد آنان را به خود بازگرداند .رييس جمهوري خود بارهاگفته است كه انتظار دارد رسانه ها منتقد دولت باشند و طبيعتا او اين خواست را از ايرنا نيز بايد داشته باشد كه در مقام خبرگزاري مادر كشور به نقد سازنده دولت و عملكردهاي آن بپردازد و در عمل نشان دهد كه ايرنا ارگان هيچ حزب و گروهي نيست و نهادي است خبري كه به مردم و به نظام برخاسته از راي و نظر مردم تعلق دارد.
* این مطلب در شماره امروز( دوشنبه -۱۱مهر) روزنامه اعتماد نیز به چاپ رسیده است.
http://http://www.etemaad.com/aspClinets/start.asp
قطعنامه اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته يي و آنچه بايد حول آن انجام داد در هفته هاي آينده و تا اجلاس بعدي شوراي حكام در ماه نوامبر ، يقينا بيشترين فرصت و توان دستگاه ديپلماسي كشور را مصروف خود خواهد ساخت . جمهوري اسلامي ايران رسما اعلام كرده است كه قطعنامه را به جهت بار سياسي و الزامات طرح شده در آن كه خارج از وظايف و حيطه ذاتي آژانس است، نمي پذيرد ، به علاوه بر اين باور است كه ايران تخلفي از پيمان ان پي تي و پادمانهاي آن نداشته است. ايران بر اين نظر است كه براساس مفاد صريح و مكرر معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته يي (از جمله بند چهار م آن كه در قطعنامه اخير نيز به آن اذعان شده است ) يكايك اعضاي آژانس كه ايران از اعضاي اوليه و قديمي آن است ، حق دارند از فناوري و چرخه سوخت هسته يي برخوردار باشند و لذا اقدامات ايران در زمينه دستيابي به انرژي هسته يي به هيچ روي ناقض تعهدات بين المللي آن نيست. گرچه در داخل روي موضع برخي كشورها در راي به قطعنامه سخن بسيار گفته شده است ، اما نكته مهم در اين ميان تاثير تلاش هاي وسيع دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران و مواضع اعلام شده از سوي رياست جمهوري در اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل بود كه شورا را به اين سوي كشاند تا در مقابل فشارهاي سياسي برخي قدرتها براي اولين بار سنت اجماع را كنار گذاشته و به راي گيري بپردازد . عدم اجماع اعضاي شوراي حكام در آژانس بين المللي انرژي هسته يي روي قطعنامه چند كشور اروپايي و اينكه 13كشور به رغم اعمال بيشترين فشار و حتي تهديد برخي از كشورها به لغو قرار دادها از سوي آمريكا ، به آن راي نداند ، يك رويداد مهم دانسته مي شود كه در سايه كار سنگين ديپلماسي به دست آمده است و در ادامه بايد با تدبير ، حوصله و استقامت به آن ادامه داد.
همانگونه كه رييس جمهوري در جلسه اخير هيات دولت گفت ، دولت ايران طي دوسال اخير باهدف اعتماد سازي و رفع شبه بيشترين امكان بازرسي ، وارسي و كسب اطلاعات را در اختيار آژانس قرار داده است، با اين همه برخورد برخي قدرتهاي حاضر در شوراي حكام و مشخصا آمريكا و اخير انگليس ' آلمان و فرانسه با پرونده برنامه هاي هسته يي ايران همچنان وصرفا سياسي و فاقد وجاهت فني و حقوقي است و اين وظيفه دستگاه ديپلماسي ايران است كه با خرد ديپلماتيك مبتني بر واقعيات در تعاملات بين المللي و بكار گيري همه ي اهرم ها وبا درك اين واقعيت مهم كه نهادهاي جهاني في النفسه فاقد عمق و تاثير هستند و تاثيرگذاري آنها زماني خواهد بود كه منافع قدرتهاي تاثيرگذار مطرح باشد ، حقوق و منافع قانوني جمهوري اسلامي ايران را تحصيل ، حفظ و ارتقاي سطح دهد . پيشتر ودر يادداشتي در خصوص نحوه شكل گيري سياست خارجي در واحدهاي سياسي و چارچوبهاي حاكم و نحوه تعامل در آن نوشتم و دوباره تكرار مي كنم كه سياست خارجي يك كشور در چارچوبي شكل مي گيرد كه به آن " منافع ملي " گفته مي شود . سياست خارجي يك كشور با حضور و بازي بازيگران متعددي شگل مي گيرد كه " واقعي " و نه " آرماني " هستند و در چارچوبي صورت مي گيرد كه هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد . اصلي ترين نكته دراين خصوص ، شناخت اين واقعيت ها و ميزان تاثير گذاري آنها و شناخت حدود منافع دو طرف است . سياست خارجي در صحنه بازي در روابط بين الملل بر اين مبنا شكل مي گيرد كه حدود بازي تا كجاست ، منافع ملي يكطرف تا كجا امكان پيشروي دارد و در آن سوي بازي ، طرف مقابل تا چه حد و تا كدام نقطه مي تواند مطمئن باشد كه مي تواند به بازي ادامه دهد بدون اينكه منافع اش تضييع شود. واقعيتهاي عرصه بين الملل حكم مي كند كه اين مولفه ها را هم در خودمان و هم در نزد بازيگر و يا بازيگران ديگر بشناسيم و با يافتن نقطه اشتراك ، سعي در تطبيق آنها با يكديگر، معطوف به كسب بيشترين منفعت نماييم . منافع ملي محدوده خاصي ندارد و به همين دليل نمي توان بازيگر و يا بازيگراني را در صحنه روابط بين الملل ناديده گرفت . موفق ترين بازيگران بين المللي آنهايي هستند كه قاعده بازي را بشناسند و رعايت كنند.. به اين ترتيب بايد گفت كه مصلحت ايجاب مي كند در يك تلاش وسيع ديپلماتيك ، جمهوري اسلامي ايران ابتكار عمل را با كاهش دادن سطح بحران تا حد اختلاف نظرهاي فني و حقوقي با آژانس ، در داخل آژانس بين المللي انرژي هسته يي به پيش ببرد و در سطح جهاني با شفاف سازي بيشتر نزد قدرتهاي بزرگ و تاثير گذار ، اعتماد آنها را به صلح آميز بودن برنامه هاي هسته يي كشور جلب كند. قطعنامه اخير شوراي حكام اگر چه راه را براي ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت باز مي كند ولي به معناي ارجاع فوري آن نيست و شوراي حكام براي چنين كاري نياز به راي گيري مجدد دارد كه تا آبانماه نشت نخواهد داشت و اين فرصت خوبي براي دستگاه ديپلماسي ايران بمنظور فعاليت در عرصه بين المللي است .زمزمه هايي كه بدنبال تصويب قطعنامه اخير شنيده شد و پيامهايي كه در روزهاي اخير در سطوح كشوري مبادله شده، نشان مي دهد كه در صورت راي گيري براي ارجاع واقعي پرونده به شوراي امنيت ، تعداد قابل ملاحظه يي از اعضاي شوراي حكام از جمله شماري از كشورهايي كه به قطعنامه اول راي ممتنع دادند ، از راي دادن موافق به ارجاع پرونده خودداري خواهند كرد و لذا تداوم ديپلماسي فعال با اين دسته از كشورها ضرورت دارد . تحول ديگري كه در نشست آتي شوراي حكام مي تواند به نفع ايران باشد، تغيير برخي اعضا و دادن صندلي آنها به كشورهايي است كه ايران با آنها روابط حسنه و نزديكي دارد و از اين ميان مي توان به دو كشور كوبا و بلاروس اشاره كرد كه كرسي متحدان آمريكا و اروپا را در شوراي حكام خواهند گرفت . اگر برفرض همه ي تلاشهاي ديپلماتيك از هر سوي به شكست بينجامد ، شوراي امنيت مي تواند دو اهرم تحريم ديپلماتيك و سپس اقتصادي را بكار بگيرد كه به اعتراف روز سه شنبه " نيويورك تايمز" ،" آمريكا وضع تحريم اقتصادي را با آنها (اروپا) در ميان گذاشته ولي هيچ كشوري آماده گفت و گو در اين زمينه نيست و اين رو استقبال اروپا از تحريم اقتصادي ايران امري بعيد است ، زيرا ايران كشوري بسيار ثروتمند است و به علاوه نفت كالايي نيست كه به سادگي بتوان از بازار دور نگاه داشت ." والسلام
* اين يادداشت در شماره روز شنبه (۹مهر) روزنامه اعتماد نيز به چاپ رسيده است.
شورای حکام آژانس بين المللی انرژی هسته يي با پشت كردن به سنت چهل ساله اين ازمان در تصميم گيري در قالب اجماع روي مسايل مورد بررسي ، روز شنبه قطعنامه يي را عليه ايران تصويب كرد كه راه را براي ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل باز مي كند ولي به معني ارجاع فوري آن نيست و ايران تا نشست بعدي شورا در ماه نوامبر( دهه دوم آبان ) عملا فرصت خواهد داشت تا آنطور كه در قطعنامه گفته شده و مكانيزمهايي نيز براي آن تعيين گرديده است ، به جبران "كسر اعتماد " بپردازد. شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان نهاد موظف به تامين صلح و ثبات جهان در صورت ارجاع پرونده برنامه هاي هسته يي ايران به آن ، بايد اين پرسش را كه " آيا ايران به دنبال دستيابي به سلاح هسته يي است يا نه ؟" بررسي ، روشن سازي و اتخاذ تصميم كند كه خود داراي مكانيزم پيچيده اي هم به لحاظ حقوقي و هم ديپلماسي است و لذا نمي توان حتي با ارجاع آن انتظار داشت كه شورا بتواند بسرعت دست به اقدامات سخت گيرانه و يا حتي تنبيهي عليه ايران بزند . در صورت ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت و احساس وجود اجماع روي آن در شورا ، ايران در عين حال اين امكان را دارد تا براساس پيمان ان پي تي ناظر بر فعاليتهاي هسته يي ، خروج خود را از آن در مهلتي يكماه كه در پيمان نيز ديده شده است ، اعلام كند و اين نظر اخيرا در ميان برخي مقامات ايراني مانند علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي تقويت شده است . مقامات ديپلماتيك ايران كه در ماهها و هفته هاي اخير براي جلوگيري از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل تلاشهاي بسياري كردند ، در همين حد نيز مي توانند نتيجه اقدامات خود را مثبت بدانند كه توانسته اند جلوي ارجاع سريع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل را بگيرند ،آنها درعين حال بايد با توجه به رفتاري كه روسيه ، هند و چين در آخرين لحظات روي راي دادن به قطعنامه از خود نشان دادند درك كرده باشند كه در سياست هيچ طرفي تا به آخر متحد باقي نماند و تنها منافع ملي است كه سمت و سوي بازي را در تعاملات بين المللي روشن مي سازد.
بيشترين تاكيد قطعنامه اخير شوراي حكام روي برنامه هاي هسته يي ايران كه ضرورت جبران " كسر اعتماد " را مورد تاكيد قرار مي دهد به ايراداتي فني و حقوقي در سالهاي شروع برنامه هاي هسته يي ايران باز مي گردد كه بخشي از آن آنگونه كه مقامات تهران بارها گفته اند به ابهامات موجود در پيمان باز مي گردد كه براي پاسخگويي به آنها ايران ضمن اصرار بر ضرورت بازنگري پيمان كه در اجلاس بهار امسال آژانس در وين نيز مورد تاكيد قرار گرفت ، همكاريهاي فني و حقوقي خود را با آژانس و بازرسان آن توسعه داد و با همين هدف با سه كشور اروپايي براي بيش از دو سال به گفت و گو پرداخت و بخشي از فعاليتهاي هسته يي خود را داوطلبانه معلق ساخت. شوراي حكام در قطعنامه خود فراتر از اختياراتش كه مي توان آنرا دخالت در امور داخلي يك واحد سياسي مستقل دانست ، درخواستهايي را از ايران به عمل آورده است كه مغاير با اهداف ذاتي آن است و قطعنامه را هرچه بيشتر سياسي جلوه مي دهد كه از آن جمله مي توان به بندهاي (I) و ( iv) آن اشاره كرد كه تصويب فوري و اجراي كامل پروتكل الحاقي را مي خواهد و اين امر در صلاحيت قوه مقننه جمهوري اسلامي ايران است كه بايد مراحل خود را طي كند و ايران اعلام كرده كه در تعهد اخلاقي به آن حتي قبل از تصويب در پارلمان و جنبه قانوني پيدا كردن ، مفاد آنرا به اجرا گذاشته است. نكته مهم در قطعنامه ، اذعان شوراي حكام به " حقوق بدون تبعيض كشورها در استفاده از انرژي هسته يي براي توسعه علمي ، توليد و استفاده براي مقاصد صلح آميز " است كه در بند چهارم پيمان ان پي تي مورد توجه وتاكيد قرار گرفته است . اين بند ناظر بر يك پروسه فني گسترده است كه غني سازي بخشي از آن است و بدون آن آنگونه كه احمدي نژاد رييس جمهوري در اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل نيز گفت امري بي معني است . به اين ترتيب مفادي از قطعنامه كه در آن از ايران خواسته شده است تا در ساخت يك راكتور آب سنگين در اراك تجديد نظر كند و تمامي فعاليت هاي مربوط به غني سازي و فعاليت بازفرآوري را به حالت " تعليق دائم و كامل " در آورد، بدون آنكه به اقدامات داوطلبانه ايران كه ( هنوز نيز ادامه دارد – ادامه توقف غني سازي در مجتمع نطنز ) براي جبران " كسر اعتماد" شده ، اشاره شود و براي درخواست به عمل آمده دوره زماني معيني ديده شود ، به قطعنامه بيشتر جنبه سياسي تا حقوقي و فني مي دهد. در نگاه رسمي ايران كه رييس جمهوري نيز در طرح خود در مجمع عمومي سازمان ملل به آنها اشاره كرد سه محور همكاري با آژانس براساس تعهدات پادماني – اعتمادسازي و اطمينان بخشي به عدم انحراف برنامه هاي هسته يي ايران به سوي س
