اگر از من به عنوان يك روزنامه نگار بپرسند كه كدام دولت ( به مفهوم عام آن ) را بيشتر از همه داراي رودربايستي با ملت خود مي دانم ، بدون ترديد و بسيار سريع و صريح خواهم گفت:"ايران "
. در مقام يك روزنامه نگار فرصت هاي زيادي براي من بوده است تا از جوامع مختلف ديدن كنم و با نظام هاي آنها و نوع تعامل كارگزاران امور با مردم، و مردم با مردم آشنا شوم ، از اين رو و فارغ از مطالعات و تجربيات شخصي ، مي توانم بر اين ادعا باشم كه به آنچه گفتم شخصا رسيده ام . رودربايستي هاي حاكم بر تعامل دولت و مردم در جامعه ما و نيز نوع تعاملات خود ما با هم ، گاه تا به آنجا پيش رفته است كه مساله يي ساده را به يك تهديد جدي در حوزه امنيت ملي تبديل كرده است . موارد بسياري وجود دارد كه مي توا نم سند اين حرف خودم قرار دهم ، اما چه چيز مستند تر و دقيق تر از " زمان" وجود دارد كه بارها به ما آموخته است ، اما ما يا فراموش كرده ايم و يا رودربايستي هايي كه با هم و در تعامل با هم داريم ، اجازه نداده كه از آن پند بگيريم .
امروزه بحث بيماري " وبا" و همه گير شدن آن در كشور مطرح است و كارشناسان بهداشتي از آن به عنوان " يك تهديد عمومي " نام مي برند كه مي تواند به سرعت به يك مقوله جدي در حوزه امنيت ملي نيز تبديل شود. رودربايستي اينجا نيز براي ما مشكل شد . به نحوه اطلاع رساني در باره اين بيماري در رسانه ها نگاه كنيد . ابتدا نهادهاي مسوول همه چيز را تكذيب كردند ، اما بعد وقتي عده بيماران آنقدر زياد شد كه نگراني ها جدي تر ابراز گرديد ، كم كم و آن هم بخش هايي از وضعيت براي اطلاع افكار عمومي گزارش گرديد كه حاصل آن ، ابتلاي عده بيشتري به اين بيماري و مرگ چند نفر بود ، عين برخوردي كه در ابتداي دهه 60هجري شمسي و آن زماني كه بنده در گزارشي با اتكا به مطالعات آزمايشگاهي يك شركت داروسازي قديمي ولي معتبر تهران ، از آلوده بودن سبزيجات و صيفي جات جنوب تهران به انواع آلودگي ها از جمله انگل و مواد شييمايي خطرناك مانند سرب نوشتم ، كه در روزنامه هاي همان وقت چاپ شد و "زيتون " ماهنامه تخصصي وزارت كشاورزي نيز چند ماهي بعد در گزارشي مستقل اين امر را تاييد كرد. گمان مي كنيد آن زمان چه برخوردي با من شد ؟ بنده متهم شدم كه تشويش اذهان كرده ام و توبيخ شدم ، و كاري كه مسوولين وقت كردند اين بود كه بلافاصله در راديو و تلويزيون حضور يافتند و ضمن تكذيب گزارش ، از نظارت خود بر امور و به سلامت بودن همه چيز خبر دادند . حاصل آن تكذيب سالها بعد در گزارشي دانشگاهي از مطالعه روي دانش آموزان يك مدرسه در جنوب تهران خود را نشان داد . در پايان آن پژوهش دانشگاهي اعلان شد كه اغلب دانش آموزان مدرسه مورد تحقيق به بيماريهاي انگلي آلوده هستند كه علت آن نيز مصرف سبزيجات آبياري شده با فاضلاب هاي تهران در جنوب اين شهر بوده است .
مشابه اين برخورد ، بعد از زلزله دهشتناك روديار در سال 1369نيز با من روزنامه نگار شد و دوباره همان رفتار از سوي مسوولين نيز تكرار گرديد آن زمان كه در گزارشي گفتم و نوشتم كه " همه جاي ايران و از جمله تهران لرزه خيز است و پايتخت كشور هر لحظه بوسيله زلزله تهديد مي شود " . در آن گزارش تحقيقي نفطه نظرات دوستان دانشگاهي كه هر يك از ستون هاي علمي كشور هستند را نيز نقل كردم كه " هشدار جدي " مي دادند " زلزله هر آن امكان دارد شهري از شهرهاي كشور را ويران كند و تهران نيز از اين قاعده طبيعي خارج نيست ." بدنبال انتشار آن گزارش باز من به تشويش اذهان متهم شدم و برگ توبيخي دريافت كردم و نظرات آن دانشمندان بزرگ در تلويزيون و برخي روزنامه ها ا ز سوي اين و آن و با اما و اگر مورد ترديد قرار گرفت و رد شد ، تا آنكه در استان كرمان ( بم و... ) ، خراسان ، فارس ، تهران ، مازندران ، اردبيل ، قزوين و... زمين لرزه ها رخ داد و هزاران ! هزار نفر جان خود را از دست دادند و ميليادرها تومان از دارايي ها ي مردم از دست رفت و ميلياردها تومان ديگر از بودجه عمومي صرف بازسازي شد ، هزينه هايي كه اگر " رودربايستي " ها را كنار مي گذاشتند نه از جنبه معنوي و نه از جنبه مادي هرگز به مردم تحميل نمي شد. چه كسي امروز در تهران زندگي مي كند و يا حتي ساعتي در آن بسر برده و موشهاي بزرگي را كه به ريش همه ي گربه ها مي خندند ! در جويهاي شهر نديده است ! مسوولين شهرداري مي گويند تاكنون ميليون ها تومان صرف وارد كردن سم از خارج كشور براي اتلاف موشها كردةاند ، با اين همه موشهاي تهران با خيال آسوده به جولان در سطح شهر ادامه مي دهند و به زاد و و لد مي پردازند و انگار فراموش شده كه موش عامل انتقال بسياري از بيماريهاست كه " طاعون " يكي از آنهاست و همين بيماري در اروپاي قرون وسطي چه بر سر كشورهاي اين قاره آورد.
مواضعي كه دكتر " علي لاريجاني " دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي در اولين ظهار نظر رسمي اش پس از رسيدن به اين سمت ، ابراز داشته است ، نشان مي دهد كه بر خلاف برخي تحليل ها ، اين انتصاب تغييري در مواضع اصولي و محوري ايران در برنامه هاي هسته يي اش و نيز ادامه گفت و گو با اروپا در ادامه سياست اعتماد سازي نسبت به اين برنامه ها نيست ، اگر چه رهبري سياسي برنامه هاي هسته يي ايران صراحتا ابراز مي كند كه از طولاني شدن مذاكره با اروپا ناخرسند است و خواهان آن مي باشد تا اروپا سريعا سقف پيشنهادهاي خود را به ايران ارايه كند كه به رسميت شناختن حق قانوني ايران در دستيابي به فناوري صلح آميز هسته يي اولين آنهاست و ايران نمي تواند همچنان " به اروپاييان مرواريد غلتان بدهد و در مقابل شكلات دريافت كند."
آنچه ايران در گفت و گو با اروپا و نيز همكاري با آژانس بين المللي انرژي هسته يي بدنبال آن مي باشد ، يك حق قانوني و طبيعي براي اين كشور است كه سند آنرا همه ي كشورهاي عضو آژانس از جمله ايالات متحده آمريكا مخالف برنامه هاي هسته يي ايران ، امضا كرده اند و قاعدتا بايد خود را به آن متعهد بدانند. ايران داوطلبانه برنامه هاي غني سازي خود را براي يك دوره طولاني كه زماني بسيار حياتي در برنامه هاي آن نيز بود را متوقف كرد تا تعهد خويش را به توافقي داوطلبانه نشان دهد اما در مقابل، اين توافق ها سطح "توقع" طرف اروپايی را تا آن حد بالا برد كه در پيشنهادهاي اخيرش نه تنها هيچ اشاره اي به حق قانوني ايران در دستيابي به فناوري مسالمت آميز هسته يي نكرد، بلكه برخي از رهبران اروپايي اين موضع را اتخاذ كردند كه ايران بايد براي هميشه ! دست از غني سازي اورانيوم بر دارد كه اين واكنش را از مقامات ايراني بدنبال داشت : " ما در اعمال حق استفاده از فعاليت صلح آميز هسته ای، تعليق فعاليت هايمان را داوطلبانه پذيرفتيم و الان حداقلی را که می توانيم بپذيريم اين است که مذاکرات بر سر مسائلی چون کاستن از تعليق فعاليت های هسته ای ايران ادامه يابد."
همانطور كه دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي ايران گفته است ، تهران ادامه مذاکرات با اروپايی ها و رسيدن به وضعيتی که هر دو طرف در آن برنده هستند را يک اصل می داند ودر عين حال "اروپايی ها بايد بفهمند که دولت ايران مصمم است چرخه توليد سوخت هسته ای را حفظ کند." والسلام

" اعتماد " روز شنبه اين هفته از تدوين " منشور تعامل رسانه ملي و دولت " خبر داد و نوشت كه براساس اين منشور كه در 10ماده تنظيم شده است بالاترين مقام اجرايي كشور، اعضاي كابينه و نمايندگان عالي دولت در استانها از طريق رسانه ملي و شبكههاي استاني با مردم گفت وگو خواهند كرد و گزارش خدمات خود را به آنها ارايه مي كنند . بنا بر يكي از مواد اين منشور قرار است رييس جمهوري هر 45 روز يك بار در يكي از برنامههاي تلويزيون براي ارايه گزارش عملكرد دولت به مردم حضور يابد و وزرا نيز هر ماه يك بار و استانداران و فرمانداران هر 15 روز يك بار از طريق كانالهاي در نظر گرفته شده راديويي و تلويزيوني به ارايه گزارش عملكرد خود خواهند پرداخت .
نفس كاري كه قرار است صورت گيرد ، بسيار پسنديده و مقبول مي باشد ، اما اين كار مقدمات و ملزوماتي را نياز دارد تا اثرات لازم و موثر كه از هدفهاي اساسي اين گونه ارتباطات است را بر جاي بگذارد. اساس يك ارتباط موفق در ارتباطات انساني ، دو طرفه بودن آن و پذيرش اين امر مي باشد كه مخاطب " فعال " و قادر به تجزيه و تحليل پيام است. براين اساس ، روح حاكم بر گزارش دهي و نفس كار بايد بر " پاسخگويي " متمركز باشد كه مقدمه آن " سوال " و " حق سوال كردن " است كه از حقوق اساسي و بنيادي انسان دانسته مي شود . در جوامع مردم سالار ماموريت جمع آوري ، تنظيم ، دسته بندي و يافتن اولويت هاي مورد نظر افكار عمومي و شكل دهي به آن و انتقال آنها به حاكميت و از حاكميت به مردم را نهادهاي مدني بويژه رسانه هاي ارتباطي انجام مي دهند . رسانه ها در هر جامعه اي افكار عمومي را نمايندگي مي كنند و آزادي عمل آنها از شاخص هاي سنجش ميزان برقراري مردم سالاري در جامعه است.
اقاي احمدي نژاد در هفته هايي كه از انتخاب او به رياست جمهوري مي گذرد و نيز قبل از آن در دوره مسووليت شهرداري تهران و استانداري اردبيل نشان داده است كه به نقش و اهميت كار رسانه ها در تنوير افكار عمومي وبرقراري ارتباطات جمعي و عمل به مثابه پلي ميان توده هاي مردم و مسوولين و مسوولين و مردم واقف است و همانطور كه خود در اولين مصاحبه مطبوعاتي اش پس از انتخاب به رياست جمهوري گفت نگاه او به رسانه ها ، نگاه به " يك ناظر صادق و منتقد سالم و صالح دولت " است . آقاي رييس جمهور با اين نگاه مترقي به كار رسانه ها ، حتما بر اين نظر نيز مي باشد كه خواسته و انتظار او از رسانه ها، زماني محقق خواهد شد كه نوع نگاه ها به رسانه ها در تمامي مراتب قدرت در كشور و ميان همه كارگزاران تغيير كند . رييس جمهوري درسوگند خود عهده كرده است كه از جمله پاسدار قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي باشد. قانون اساسي ، آزادي عمل رسانه ها را در چهارچوب قانون تضمين و مورد حمايت قرار داده است و اين انتظار به جاست كه ازآقاي احمدي نژاد خواسته شود تا در مقام بالاترين مقام
خخ
فارغ از اينكه هند در برنامه دفاعي خود به عنوان يك قدرت هسته اي چه استراتژي را در نظر گرفته است و ياري هاي آمريكا و انگليس تا چه حد مي تواند روي مسايل منطقه و حتي جهان تاثير بگذارد ، رفتار دولتهاي واشنگتن و لندن يك نمونه بارز از تعارضي است كه تعاملات بين المللي امروز گرفتار آن است . در كنار هند ، ايران كشوري است كه از اعضاي قديمي عضو پيمان منع توليد و گسترش سلاحهاي هسته اي است و بر اساس اين پيمان خود را به عدم توليد و توسعه و انباشت سلاحهاي هسته اي و حتي دوري از آن در برنامه ها ي هسته اي اش مقيد مي داند . ايران براساس پيمان ان پي تي و با استدلالهاي محكم به عنوان يك كشور در حال توسعه ، خود را نيازمند به آن مي داند كه در برابر منابع سريعا پايان پذير و درعين حال محدود و گران فسيلي ، براي توسعه خود از انرژي هسته اي استفاده كند . پيمان ان پي تي نه تنها اين حق را صراحتا به ايران و ديگر اعضاي غير برخوردار مي دهد تا امكانات و دستگاهها ي لازم را براي اين منظور تهيه و آنها را بكار گيرند ، بلكه اعضاي برخودار پيمان از جمله آمريكا ، انگليس و... را متهد مي سازد كه اين كشور ها را در تكميل و بكارگيري امكانات هسته اي خود ياري كنند. ايران در راستاي تعهدي كه در برابر آژانس انرژي هسته اي نهاد ناظر سازمان ملل بر فعاليت هاي هسته اي در سطح جهان دارد ، در مراكز هسته اي خود را دائما و پيوسته و بدون محدوديت به روي بازرسان آژانس باز گشته است تا به صورتي كاملا عيني به جهانيان ثابت كند كه برنامه هاي آن هرگز در مسيري غير از آنچه گفته و به آن متعهد است ، قرار ندارد.
در مقابل ، قدرتهاي بزرگ از جمله آمريكا و انگليس كه يك نمونه از رفتارهاي دوگانه آنها در گشايش مطلب مرور شد و نمونه ديگر و در عين حال ننگ آور اين نوع سياستهاي دو گانه انبوه تسليحات هسته اي اسراييل است ، پيوسته با تحريك افكار عمومي جهانيان ، اين چنين القا مي كنند كه هدف برنامه هاي هسته اي ايران نظامي است ، و ايران بدنبال ساخت بمب اتمي است و براي اين منظور از هيچ تلاشي خودداري نكرده و نمي كنند كه يك نمونه آن قطعنامه " بسيار ظالمانه " و درعين حال "خلاف قانوني " است كه در آژانس بين المللي انرژي هسته اي در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران تصويب شد و آنچنان در وهله اول صهيونسيت ها را خوشحال و خرسند كرد كه روزنامه صهيونيستي " هاآرتص " روز جمعه نوشت " راهي جز حمله ي ارتش اسراييل به تاسيسات اتمي ايران وجود ندارد " امري كه هر ايراني وطن دوست آرزوي ! آنرا دارد تا در دفاع از كشور خود درسي به صهيونيست ها و متحدانشان داده شود كه هرگز حتي تصور اين حركت احمقانه را به ذهن كوتاه بين خود راه ندهند.
رهبران جمهوري اسلامي ايران از آنچه پنجشنبه هفته گذشته در آژانس بين المللي انرژي هسته اي رخ داد ، درس هاي تازه اي گرفته اند . همانگونه كه آقاي هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خطبه هاي نماز جمعه هفته گذشته تهران گفت ، رفتار شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي در برابر ايران " بسيار تعجب آور و حيرت آور " بود . برخي كشورها ابتدا از ايران طرفداري كردند و حتي به ظاهر دو روز نشست را معطل كردند ، اما سپس با اجماع آن چيزي را كه سه كشور اروپايي و آمريكا مي خواستند ، تصويب كردند و هيج كس نيز مخالفت نكرد. استدلال ايران در روي آوري به انرژي هسته اي بسيار روشن و در عين حال ساده و همه فهم است . " ما در حال گذراندن مقدمات غني سازي ماده- اي كه در خاك كشورمان وجود دارد ، هستيم تا از آن در انرژي هسته اي ، پزشكي ، كشاورزي و ساير شاخه هاي علمي استفاده كنيم . ما درعين حال " همه مقررات نظارتي را پذيرفته ايم و حتي پيش از تصويب پروتكل الحاقي در مجلس شوراي اسلامي ، آن را اجرايي كرده ايم . " با اين همه جهان بايد بداند" ايران كشوري نيست كه بتوان با آن بازي كرد . ايران جايي نيست كه بتوانند با آن مانند عراق و ليبي برخورد كنند و اين اشتباه مسلم است كه گمان شود مي توانند ايران را در مسير توسعه دانايي محور ، معطل كنند " . ايران تصميم خود را براي برخوداري از امتيازات بي پايان انرژي هسته اي گرفته است و همانگونه كه آقاي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه گفت " تصميم ايران غير قابل برگشت است " و به اين ترتيب اين غرب است كه خود را بايد با واقعيت هاي موجود ، ايراني قدرتمند و برخوردار از توان هسته اي مسالمت آميز و در عين حال متعهد و مقيد به تعهدات جهاني تطبيق دهد .
والسلام

در گرما گرم مذاكراتي كه در آژانس بين المللي انرژي هسته اي در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران در جريان است ، روز سه شنبه خبرگزاريها گزارش كردند كه وزارت امور خارجه روسيه از ايران خواسته است تا " فعاليت هاي غني سازي اورانيوم را بلافاصله متوقف كند و به ادامه همكاري تنگاتنگ با آژانس بين المللي انرژي هسته اي بپردازد ." اين موضع گيري به دلايلي مي تواند مورد ترديد قرار گيرد ، اول اينكه درخواست منتسب را تنها برخي خبرگزاري ها غربي منتشر كرده اند كه كشورهايشان از مدعيان برنامه هاي هسته اي ايران هستند و دوم و مهمتر اينكه رهبران روسيه بواسطه همكاري نزديك باايران در برنامه هاي هسته اي آن، بهتر از هر كسي با برنامه ها وتجهيزات هسته اي اين كشور و قابليت ها و امكانات آن آشنا هستند. رهبران مسكو مي دانند كه برنامه هاي هسته اي ايران در بخش غني سازي اورانيوم حداقل تاكنون اهداف نظامي نداشته و تجهيزات موجود نيز اين قابليت را به آن نمي دهد كه بتواند اورانيوم را به آن حد غني كند كه برنامه هاي آن در مسيري غير از آنچه تاكنون گفته شده ، قرار گيرد.
ايران برخلاف بسياري از مدعيان برنامه هاي هسته اي آن ، از اعضاي قديمي آژانس بين المللي انرژي هسته اي و امضا كننده و متعهد به پيمانهاي بين المللي در خصوص منع توليد و بكار گيري سلاح هاي كشتار جمعي از جمله پيمان موسوم به ان پي تي است . در مراكز هسته اي ايران همواره به روي بازرسان آژانس باز بوده و آنها در گزارشهاي متعدد خود به مسالمت آميز بودن برنامه هاي هسته اي ايران و قرار داشتن آنها در چهارچوب پيمان اذعان كرده اند واز اين رو مي توان گفت كه ايران عضوي متعهد و وفادار به تعهدات جهاني خود بوده است و هيچ تضميني حتي از نوع عيني آن ، بالاتر و معتبر تر از بازديدهاي پيوسته و بدون محدوديت بازرسان از مراكز هسته اي ايران و تحت نظارت دائم و كامل قرار دادن آن نيست .
آنچه ايران فعاليت در آن بخش را در برنامه هاي هسته اي خود از روز سه شنبه آغاز كرده ، يك كار تبديلي است و به لحاظ علمي نمي توان آنرا غني سازي خواند و گذشته از آن ، توقف فعاليت در اين بخش نه هرگز با اروپايي ها مورد توافق قرا رگرفته بود و نه آنگونه كه " آقا محمدي " از مسوولين شوراي عالي امنيت ملي ايران گفته است ، هرگز توسط آژانس بين المللي انرژي هسته اي پلمپ نشده بود، لذا ايران هنوز اقدامي جدي براي نقض توافق و نه تعهد ! خود با سه كشور اروپايي مذاكره كننده، نكرده است و همانگونه كه رهبران ايران مكررا در روزهاي اخير بر آن تاكيد كرده اند باب مذاكره هنوز باز است و اروپايي ها بايد در راستاي تعهدات خود با سقف پيشنهادهايشان كه به رسميت شناخته شدن حق جمهوري اسلامي ايران در غني سازي اورانيوم براساس پيمان ان پي تي از جمله آنها بايد باشد ، پا پيش بگذارند.
آنهايي كه با بازار فناوريهاي هسته اي آشنا هستند مي دانند كه اين بازار به نسبت بسيار زياد در انحصار آمريكا قرار دارد و ورود روسيه به اين بازار در حداقل به معناي كاهش سهم آمريكا در بازار است. امكانات و تجهيزات هسته اي ايران از جمله تجهيزات نيروگاه اتمي بوشهر از نوعي است كه آمريكا تاكنون در چندين كشور جهان آنرا داير كرده و در مذاكره با كره شمالي نيز وعده تحويل آنرا به اين كشور داده است. يكي از اصلي ترين هدف هاي آمريكا از فشار آوردن به روسيه براي توقف همكاري هسته اي با ايران ، بيرون راندن روسيه از بازار هسته اي آنهم در شرايطي است كه اين كشور با اقتصاد نه چندان با رونق خود ، در صدد جذب منابع مالي براي تزريق به اين بازار و تصحيح چهره روسيه در نزد شركاي آن به عنوان شريكي كه نبايد زياد روي آن حساب كرد ، مي باشد.
همكاريهاي هسته اي ايران و روسيه تاكنون ميلياردها دلار به اقتصاد روسيه كمك كرده است و سطح روابط اقتصادي دو كشور به چنان سطحي رسيده كه بعيد بنظر مي رسد مسكو مايل باشد حتي با قبول كاهش درصدي از آن ، از رونق اقتصادي روسيه در سالهاي اخير كه به باور عموم كارشناسان از سياستهاي نسبتا مستقل ولاديمير پوتين رييس جمهوري اين كشور در تعاملات بين المللي بويژه با آمريكا ناشي مي شود ، بكاهد . دولت مردان مسكو سالهاي پاياني دهه 1990ميلادي را به ياد دارند كه چگونه اقتصاد روسيه در پي تحولات ناشي از فروپاشي اتحاد شوروي كاملا زانو زد و مي دانند كه برون رفت نسبي از آن وضعيت نيز ريشه در رويكردهاي جديد سياسي و اقتصادي اين كشور دارد كه بخشي از آن تحت تاثير تحولات جهاني و ضرورتهاي داخلي و خارجي براي ورود و حضور در تعاملات جهاني به عنوان يك بازيگر اصلي است. در شرايطي كه توصيف آن رفت انتظار و عكس العمل معقول روسيه به آن اين بود و هست كه چون يك شريك قابل اعتماد در روند مذاكرات جاري در آژانس وارد مي شد و با لحاظ كردن منافع شريك خود ، ضمن كمك به رفع تنش ، به تسريع روند مذاكرات كمك مي كرد. موضع گيري منتسب به وزارت امورخارجه روسيه در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران اگر درست نقل و گزارش شده باشد كه مسكو بايد در باره آن رسما اظهار نظر كند ، مي تواند نشانه اي از يك چرخش هر چند كوچك در همكاريهاي روسيه با تهران باشد كه لازم است در دستگاه ديپلماسي ايران مورد مطالعه دقيق تر قرار گيرد.
بحرين که مجمع الجزيره ای متشکل از ۳۰ جزيره است زمانی از سوی سومريهای عهد باستان به بهشتی تشبيه شده بود که در آن به دلاوران و خردمندان حيات ابدی پاداش داده می شد.
اما آب و هوای ناخوشايند حاکم بر منطقه خليج فارس بخش اعظم اين کشور را به صحرايی خشک تبديل کرده است. با اين همه بحرين همچنان نقشی سنتی به عنوان يک مرکز تجاری مهم ايفا می کند.
بحرين، يا دو دريا، از نخستين کشورهای خليج فارس بود که موفق به اکتشاف نفت در خاک خود شد و اقدام به ساخت پالايشگاهی در آن کرد. در نتيجه قبل از اکثر همسايگان خود از تجربه ثروت نوظهور نفت بهره مند شد. با اينحال اين کشور هرگز موفق به توليد نفت در سطح کويت و عربستان سعودی نشد و به اين علت ناچار به ايجاد تنوع در اقتصاد خود شده است.
اين کشور از سال ۱۷۸۳ ميلادی تحت حکومت خاندان الخليفه بوده است. اين خاندان از اعراب اهل سنت قوم بنی عتبه هستند که موفق به اخراج ايرانی ها شده بودند.
از زمان امضاء يک قرارداد با بريتانيا در سال ۱۸۶۱ تا کسب استقلال در سال ۱۹۷۱ ، بحرين کم و بيش تحت الحمايه بريتانيا بوده است.
پادشاه حاکم مطلق کشور است و تمام سمتهای مهم سياسی و نظامی به خانواده سلطنتی تعلق دارند. از زمان انحلال مجمع ملی در سال ۱۹۷۵، بحرين شاهد وقوع يک سری آشوبهای داخلی از سوی اکثريت شيعه کشور بوده است.
در سال ۲۰۰۱ بحرينی ها از طرح های پيشنهادی امير آن وقت، يا پادشاه کنونی، در ارتباط با تغيير نظام سياسی کشور به يک نظام سلطنتی - مجهز به قانون اساسی، مجلس نمايندگان منتخب ملت و قوه قضايی مستقل - مشتاقانه استقبال کردند.
در نتيجه در سال ۲۰۰۲، پس از گذشت حدود ۳۰ سال، اولين انتخابات کشور برای تعيين مجلس نمايندگان برگزار شد و ۴۰ نماينده، شامل ۱۲ تن شيعه، از سوی مردم برگزيده شدند.
بحرينی ها از آزادی کلام روزافزونی بهره مند هستند. به گزارش ناظران بين المللی وضعيت حقوق بشر در اين کشور رو به بهبود است. در چند سال گذشته، فضای باز بحرين توريستهای فراوانی را از منطقه به سوی اين جزيره جذب کرده است.
اين کشور همچنين پايگاه ناوگان پنجم ايالات متحده امريکا است.
جمعيت: ۷39 هزارنفر (سازمان ملل متحد - ۲۰۰4)
پايتخت: منامه
مساحت: 717 کيلومتر مربع
زبان اکثريت مردم: عربی
دين اکثريت مردم: اسلام
اميد به زندگی: مردان: ۷۲ سال - زنان: ۷۶ سال ( سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ دينار بحرينی =۱۰۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت و مواد نفتی، آلومينيم
ميانگين درآمد سالانه: 11.260 دلار (بانک جهانی)
کد تلفن بين المللی: 973+
نشانه حوزه اينترنت: bh.
پادشاه کشور: شيخ حمد بن عيسی الخليفه
شيخ حمد که در ۲۸ ژانويه ۱۹۵۰ متولد شد، تحصيلات متوسطه خود را در شهر کمبريج انگلستان به پايان رساند. او سپس در دانشکده افسری مانز در شهر الدرشات انگلستان و دانشکده فورت لونوورث واقع در کانزاس آمريکا، تحصيلات خود را ادامه داد.
شيخ حمد در سال ۱۹۶۸ نيروی دفاع بحرين را بنيان گذاشت و رياست کل قوای آن را بر عهده گرفت. شيخ حمد که از سال ۱۹۶۴ وليعهد بحرين بود بعد از فوت شيخ عيسی، پدرش، در مارس ۱۹۹۹، امير و فرمانده کل نيروی دفاع کشور شد.
به دنبال تغيير رسمی نظام سياسی کشور از امارات به سلطنتی در فوريه سال ۲۰۰2، عنوان وی از امير به پادشاه تبديل يافت.
وليعهد و جانشين فرمانده کل نيروی دفاع کشور: شيخ سلمان بن حمد الخليفه
نخست وزير: شيخ خليفه بن سلمان الخليفه
وزير دفاع: شيخ خليفه بن احمد الخليفه
وزير خارجه: شيخ محمد بن مبارک الخليفه.
شبکه های راديو تلويزيونی داخلی بحرين تحت کنترل دولت قرار دارند. بعضی منازل به شبکه های تلويزيونی ماهواره ای دسترسی دارند.
بحرين تلاش دارد نام خود را به عنوان يک مرکز رسانه ای در منطقه ترويج دهد. ماهواره عرب زبان ام.بی.سی. واقع در لندن، بحرين را به عنوان پايگاه کانال تلويزيونی خود ام.بی.سی. ۲ انتخاب کرده است.
بر اساس قانون مطبوعات خبرنگاران اجازه دارند که بطور مستقل به فعاليت و انتشار خبر بپردازند. ولی جرايمی ار قبيل اهانت به پادشاه مجارات زندان در پی دارد. بنابراين خودسانسوری ميان نويسندگان و خبرنگاران امری متداول است.
مطبوعات
تلويزيون
راديو
برنامه های عمومی به زبان عربی
برنامه های فرهنگی و ملی
برنامه های قرآنی
برنامه های ورزشی
برنامه های به زبان انگليسی
خبرگزاری ها
پس از ماهها گفت و گو و رفت و آمد هيات ها ، سه كشور اروپايي مذاكره كننده در خصوص برنامه هاي مسالمت آميز هسته اي ايران ، اين هفته آخرين پيشنهاد خود را كه به تعبير سخنگوي وزارت امورخارجه كف درخواست هاي ايران نيز در آن لحاظ نشده است ، به تهران ارايه كردند و خواستار آن شدند تا ايران در برابر دريافت اين امتيازها كه تمامي آنها از حقوق مسلم اين كشور به عنوان يك واحد سياسي مستقل است و هرگز نمي توان آنرا امتياز تلقي كرد ، از برنامه غني -سازي خود براي هميشه دست بردارد. از ابتداي مذاكرات روشن بود طرف اروپايي كه شديدا تحت تاثير سياست هاي آمريكا در برابر ايران قرار دارد ، نه تنها حق مسلم ايران براساس پيمان ان پي تي در خصوص غني سازي اورانيوم را نخواهد پذيرفت ، بلكه به اقل تعهدات خود براساس همين پيمان در برابر ايران به عنوان يكي از اعضاي آن كه بايد براي دستيبابي به صنعت هسته اي مسالمت آميز مورد حمايت كشورهاي برخوردار قرار گيرد ، تن نخواهد داد. موضع اروپايي ها از ابتدا در برابر هيات ايراني مذاكره كننده روشن بود . آنها با اين موضع با ايران گفت و گو كردند كه كشورمان را به طور كلي از برنامه غني سازي منصرف كنند و اين انتقاد به هيات ايراني مذاكره كننده وارد است كه به رغم روشن بودن هدف اروپايي ها در اين مدت طولاني به مذاكره ادامه داد و داوطلبانه حق مسلم كشور را به حالت تعليق در آورد و زمان را به سود طرف مقابل از دست داد و در نهايت امر چيزي را دريافت كرد كه از ابتدا نيز روشن بود : " اروپا بر اين نظر است كه ايران حق غني سازي اورانيوم را ندارد – ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه "
در نگاهي به پيشنهادهاي اروپا به ايران براي متوقف كردن برنامه مسالمت آميز هسته اي خود در بخش غني سازي اورانيوم ، سياست اروپا در گفت و گو با ايران كه بر پايه وقت كشي معطوف گرديده ، كاملا آشكار است . در طرح ارايه شده عمدتا مشتي امتيازهاي اقتصادي و يا دسترسي ها ديده شده كه تمامي آنها براي ايران به عنوان يك واحد سياسي مستقل ، حق طبيعي و بديهي است و هرگز نمي توان آنرا امتياز تلقي كرد . آنچه اروپا بايد به آن تن مي داد به رسميت شناخته شدن حق ايران در برخورداری از فناوری غنی سازی اورانيوم و توليد سوخت اتمی براساس پيمان ان پي تي و پروتكل الحاقي آن است .در واكنش به طرح اروپايي ها ايران اعلام كرده است كه كار تبديل اكسيد آلومينيوم را در مجتمع اصفهان از سر مي گيرد . آنچه درمجتمع اصفهان قرار است تحت نظر همچنان آژانس بين المللي انرژي هسته اي صورت گيرد ، يك فعاليت تبديلي است و به هيچ روي غني سازي تلقي نمي شود .غني سازي اورانيوم در مجتمع نطنز صورت مي گيرد كه در راستاي تعليق داوطلبانه غني سازي توسط ايران همچنان فعاليت هاي آن متوقف است. ايران با اين اقدام خود خواسته است به اروپا بگويد كه راه مذاكره به شرطي كه اروپا خواسته قانوني و مشروع ايران را كه همانا به رسميت شناخته شدن حق غني سازي اورانيوم باشد ، بپذيرد ، بسته نيست . در مقابل اين حسن نيت ايران ، برخي رهبران اروپايي مانند ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه كه با موقعيت متزلزل خود در انتخابات پيش روي رياست جمهوري اين كشور ، نياز به جلب حمايت خارجي دارند هم زبان با رهبران آمريكا و در راستاي سياست هاي آنها گفته اند كه از ارسال پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل حمايت خواهند كرد و آژانس بين المللي انرژي هسته اي نيز گفته است كه در اين خصوص جلسه اي را روز سه شنبه ( ديروز ) برگزار مي كند كه تا زمان نوشتن اين يادداشت گزارشي از برگزاري جلسه و تصميم احتمالي شوراي حكام آن دريافت نشده است . ايران در طول سالهاي اخير با باز گذاشتن در مراكز هسته اي خود به روي بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي و همكاري نزديك و دائمي با اين آژانس، پايبندي كامل و جامع خود را در گفتار و عمل به پيمانها و كنوانسيون هاي بين المللي را نشان داده است ، اما در مقابل هر بار كه ايران بر حق مسلم و قانوني خود براساس همين پيمانها اصرار كرده، تهديد شده است كه پرونده آن به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده خواهد شد و به اين ترتيب يك جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا و متحدان اروپايي آن به پيش برده مي شو د.
سه دولت اروپايی در طرح خود به ايران پيشنهاد کرده اند که در ازای دريافت برخی امتيازات اقتصادی و همچنين کمک به تکميل طرحهای هسته ای خود، تلاش خود برای دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم را همچنان در حال تعليق نگاه دارد و تا پيش از پايان سال جاری ميلادی امضای خود بر پای پروتکل الحاقی به پيمان ان پي تي را که امکان بازرسی گسترده تر و سختگيرانه تر از تأسيسات هسته ای را به آژانس بين المللی انرژی اتمی می دهد به تصويب مجلس شورای اسلامی برساند و ساخت رآکتور هسته ای آب سنگين را در اراک متوقف کند . اين موضع گيري اروپا كه آمريكا نيز از آن حمايت كرده است ، بدون ترديد دخالت در امور داخلي ايران به عنوان يك واحد سياسي مستقل در سطح جهان تلقي مي شود و يقينا رهبران كشور تحت هيچ شرايطي به آن تن نخواهند داد . از اظهارات مقامات ايراني در روزهاي اخير چنين بر مي آيد كه ايران علاقه مند به ادامه گفت و گو با اروپا ست مشروط بر اينكه اروپا بدون پيش شرط و با به رسميت شناختن حق ايران براي غني سازي و در عين حال تعهد خود به اين كشور براي ياري آن در دستيابي به سامانه توليد سوخت هسته اي بر اساس پيمان ان پي تي قدم پيش بگذارد در غير اين صورت ذهنيت موجود كه مبتني بر واقعيت ها نيز هست ، بيشتر تقويت خواهد شد كه اروپا قصد بازي دادن ايران را دارد و به اين بازي تحت هيچ شرايطي نبايد ادامه داد
کويت کشوری کوچک و نفت خيز است که در راس خليج فارس قرار دارد. همسايگان بزرگ و مقتدر اين کشور عبارتند از عربستان سعودی در جنوب، عراق در شمال و ايران در شرق.
ميدانهای نفتی اين کشور برای اولين بار در دهه ۱۹۳۰ مورد بهره برداری قرار گرفتند. از زمان توسعه صنعت نفت پس از جنگ جهانی دوم و استقلال کشور در سال ۱۹۶۱، نفت بر اقتصاد حکمفرما بوده است و ۹۰ درصد درآمد صادراتی کويت را تشکيل می دهد.
در سال ۱۹۹۱ کويت صحنه نبردی عظيم بين نيروهای يک ائتلاف نظامی بين المللی به رهبری آمريکا و لشکرهای عراقی بود که کويت را تحت اشغال خود قرار داده بودند. در عمليات "توفان صحرا" نيروهای عراقی از کويت بيرون رانده شدند، اما اين جنگ به تخريب زيربنای اقتصادی کشور و بازسازی مجدد آن منجر شد. جنگ همچنين مورد قطع صادرات نفت در اين ايام شد.
دوازده سال بعد، يعنی در سال ۲۰۰۳، کويت بار ديگر ميزبان حضور يک ائتلاف نظامی عظيم به رهبری آمريکا در مرز کشورش با عراق با هدف خلع سلاح و برکنار کردن صدام حسين، رهبر وقت عراق، شد.
اخيرا در کويت تلاشهايی در راستای اصلاح ساختار سياسی مرد سالار اين کشور به عمل آمده است. اين تلاشها شامل شکايتی عليه دولت به منظور دادن حق رای به زنان و شرکت آنها در انتخابات بود.
شيخ جابر الاحمد جابر الصباح، رهبر کشور، در سال ۱۹۹۹ طرحی به مجمع ملی ارائه داد که بر اساس آن زنان بتوانند از حقوق کامل سياسی برخوردار شوند. ليکن اين طرح با ۳۲ رای منفی در برابر ۳۰ رای مثبت رد شد.
جمعيت: ۲.۵ ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: کويت
مساحت: 17.818 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۷۵ سال (مردان) ۷۹ سال (زنان)
واحد پول: ۱ دينار = ۱۰۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت، ميانگين
درآمد سالانه: 16,34۰ دلار، (بانک جهانی ۲۰۰2)
نشانه حوزه اينتزنت: kw.
کد بين المللی تلفن: 965+
امير کشور: شيخ جابر الاحمد جابر الصباح
در دسامبر ۱۹۷۷، شيخ جابر الاحمد جابر الصباح، که از سال ۱۹۶۶ وليعهد کشور بود و بين سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۸ مقام نخست وزيری را بر عهده داشت به جانشينی پسرعموی خود، شيخ صباح السليم الصباح، منصوب شد.
شيخ جابر که رهبری قاطع است در سال ۱۹۸۱ اجازه داد که مجمع عمومی، اصلاحاتی در رابطه با عملکرد خود به اجرا در آورد. اما در سال ۱۹۸۶ بروز اختلافاتی بر سر صلاحيت اين مجمع برای استيضاح وزرا باعث شد تا شيخ جابر آن را منحل کند.
شيخ جابر در سال ۱۹۸۵ از يک توطئه سوء قصد ترور جان سالم بدر برد و بعد از حمله عراق به کشورش در اوت ۱۹۹۰ به عربستان سعودی گريخت و در آنجا دولتی در تبعيد تشکيل داد. او پس از عقب نشينی نيروهای عراقی در مارس ۱۹۹۱ به کويت بازگشت.
در طی دوران تبعيد، رهبران احزاب مخالف در کويت با او به توافق رسيدند که در صورت بازگشايی مجمع ملی از او حمايت نمايند. او در سال ۱۹۹۲ به اين امر تن داد.
نايب امير - وليعهد: شيخ سعد العبدالله السليم الصباح
نخست وزير و وزير امور خارجه: شيخ صباح الاحمد الجابر الصباح
معاون نخست وزير و وزير دفاع: شيخ جابر مبارک الحامد الصباح
مطبوعات کويت از آزاد ترين و شفافترين جرايد در جهان عرب هستند و غالبا مقالات تندی در ارتباط با اوضاع سياسی و عملکرد دولت منتشر می کنند.
خبرنگاران کويتی نسبت به همتايان خود در منطقه از آزادی بيشتری برخوردارند. اما در مورد مطالب مربوط به شيخ کويت و مقامات بلندپايه سلطنتی از خود خويشتن داری نشان می دهند.
بر اساس قانون مطبوعات توهين به خدا و يا پيامبر اسلام مجازات زندان در پی دارد.
مالکيت راديو و تلويزيون کويت در دست حکومت است. با وجود فقدان شبکه های راديو و تلويزيونی مستقل کويتی ها می توانند برنامه های محبوب شبکه های عربی را از طريق ماهواره دريافت کنند.
ناشران جرايد ملزم به دريافت مجوز از وزارت اطلاع رسانی هستند. اين وزارتخانه مسئول سانسور کتاب، فيلم، مجلات و نشريات وارداتی است که حاوی مطالبی هستند که حکومت آنها را از لحاظ اخلاقی موهن تلقی کند.
راديوی بی بی سی از طريق موج اف ام در پايتخت قابل شنيدن است.
مطبوعات
تلويزيون
تلويزيون دولتی کويت، شامل ۳ شبکه و يک کانال تلويزيونی ماهواره ای
راديو
راديو دولتی کويت، به زبانهای عربی و انگليسی
خبرگزاری
خبرگزاری کويت (کانا)، به زبانهای عربی و انگليسی
ت
قسيم فلسطين پس از پايان دوران قيموميت بريتانيا بر آن و ايجاد اسرائيل در سالهای پس از
جنگ جهانی دوم ريشه درگيريهای نيم قرن اخير در خاورميانه بوده است.
ايجاد اسرائيل نقطه اوج جنبش صهيونيسم است که هدف آن بوجود آوردن ميهنی برای يهوديانی بود که در سرتاسر جهان پراکنده بودند. قتل عام يهوديان توسط نازيها در آلمان باعث افزايش فشار بر جامعه بين الملل در جهت ايجاد کشوری برای آنان شد. بدين ترتيب اسرائيل در سال ۱۹۴۸ تاسيس شد.
از آن زمان بخش عظيمی از تاريخ منطقه را نبرد ميان اسرائيل، از يک سو و فلسطينيها به نمايندگی سازمان آزاديبخش فلسطين، از سوی ديگر، تشکيل می دهد. در اين ميان صدها هزار فلسطينی بی خانمان شدند و چندين جنگ با شرکت مصر، اردن، سوريه و لبنان به وقوع پيوسته است.
در سال ۱۹۷۹، مصر و اسرائيل قرارداد صلحی امضاء کردند. ولی فقط در اوايل دهه ۱۹۹۰ و پس از انتفاضه فلسطينيها بود که روند صلح آغاز شد. به رغم استرداد بخشهائی از کرانه باختری و نوار غزه به فلسطينيان هنوز قراردادی در مورد وضعيت نهائی به امضاء نرسيده است.
موانع اصلی شامل وضعيت بيت المقدس، سرنوشت پناهندگان فلسطينی و شهرکهای يهودی نشين هستند.
اطلاعات کلی درباره اسرائيل
جمعيت: ۶.6 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
مرکز دولت: بيت المقدس، هر چند اکثر سفارتخانه های خارجی در تل آويو قرار دارند.
زبان اکثريت: عبری و عربی
اديان عمده: يهوديت و اسلام
اميد به زندگی: مردان 77 سال - زنان ۸۱ سال (منبع :سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ شکل اسرائيل = ۱۰۰ آگورت جديد
صادرات عمده: نرم افزار کامپيوتر، تجهيزات نظامی، مواد شيميايی و فراورده های کشاورزی
ميانگين درآمد سالانه: ۱۶,۷۵۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰2)
نشانه حوزه اينترنت: IL
کد بين المللی تلفن: 972+
اطلاعات کلی درباره سرزمينهای فلسطينی
جمعيت: ۳.7 ميليون (سازمان ملل متحد 2004)
پايتخت پيش بينی شده: بيت المقدس شرقی
زبان اکثريت:عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: مردان 71 سال و زنان 74 سال (منبع: سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ دينار اردن = ۱۰۰فلس
صادرات عمده: مرکبات
ميانگين درآمد سالانه: ۱,11۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰3)
نشانه حوزه اينترنت:ps
کد بين المللی تلفن: 970+
رئيس جمهور اسرائيل: موشه کتساو
نخست وزير اسرائيل: آريل شارون
در بحبوحه انتفاضه دوم، شارون به نخست وزيری انتخاب شد و تعهد کرد که در اسرائيل امنيت کامل ايجاد کند. يکی از عوامل موثر در وقوع اين انتفاضه بازديد جنجال انگيز شارون از معبد سليمان (تمپل مانت) واقع در بخش قديمی بيت المقدس بود، که مسلمانان آن را حرم الشريف می خوانند و سومين زيارتگاه مقدس خود می دانند.
اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ به شارون نسبت داده شده است زيرا اعزام نيروهای اسرائيلی به بيروت، که مقر سازمان آزاديبخش فلسطين بود، تخت فرمان وی که در آن زمان سمت وزير دفاع را بر عهده داشت صورت گرفت.
اما در پی حکم يک دادگاه اسرائيلی مبنی بر اينکه شارون بطور غيرمستقيم عامل قتل عام صدها پناهنده فلسطينی بدست شبه نظاميان دست راستی لبنانی هم پيمان اسرائيل بوده است او بناچار از سمت خود کناره گيری کرد.
شارون که دامدار ثروتمندی است، صاحب يک خانه در بخش مسلمان نشين بيت المقدس است. او در مقام وزير مسکن در دهه ۱۹۹۰ مسئول مستقيم ساخت عظيم ترين پروژه شهرک سازی اسرائيل بعد از جنگ ۱۹۶۷ بود.
رئيس حکومت خودگردان فلسطين: محمود عباس
روحی فتوح رئيس شورای قانونگذاری فلسطين نيز تا زمان برگزاری انتخابات سراسری نهم ژانويه به عنوان رئيس دولت خودگردان انجام وظيفه می کرد.
در رای گيری که روز يکشنبه، 9 ژانويه، در کرانه باختری رود اردن، باريکه غزه و بخش شرقی بيت المقدس صورت گرفت، محمود عباس که به ابومازن معروف است با کسب اکثريت آراء به عنوان رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی انتخاب شد.
او در پی مرگ ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطينيان در روز 11 نوامبر 2004، به عنوان رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين برگزيده شده بود.
محمود عباس که 69 سال دارد از سوی جنبش فتح که اصلی ترين جناح سياسی فلسطينی است در انتخابات نامزد شده بود.
او در ماه می 2003 به عنوان نخست وزير تشکيلات فلسطينی برگزيده شد اما چهار ماه بعد استعفا داد.
ياسر عرفات
عرفات در سال ۱۹۶۴ کويت را به قصد اردن ترک کرد و جنبش فتح حملات چريکی بداخل اسرائيل را آغاز کرد. در سال ۱۹۶۸ عرفات به عنوان رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) انتخاب شد و در واقع جنبش فتح را به هسته اصلی ساف تبديل کرد.
او در پی اخراجش از اردن در سال ۱۹۷۰ نيروهای خود را بار ديگر در لبنان مستقر کرد. اما تحت فشار نيروهای اسرائيلی مجبور شد که در سال ۱۹۸۲ لبنان را به مقصد تونس ترک کند. در پی تاسيس مرکز فرماندهی ساف در تونس، عرفات از يک حمله هوايی در صحرای ليبی جان سالم بدر برد.
عرفات در اول ژوئيه ۱۹۹۴، پس از گذراندن ۲۷ سال در تبعيد، به نوار غزه بازگشت. وی در اکتبر ۱۹۹۳ از طرف سازمان مرکزی ساف به عنوان رئيس اقتدار ملی فلسطين انتخاب شد و در سال ۱۹۹۶ پس از يک همه پرسی در اين مقام تائيد شد.
اما در آوريل ۲۰۰۲، عرفات با يکی از چالشهای بزرگ زندگيش مواجه شد. شارون او را مهره ای بی ربط توصيف کرد و نيروهای اسرائيلی که ستادش را برای مدت چهار ماه محاصره کرده بودند بيشتر محوطه آن را اشغال و تخريب کردند. اما او به کمک فشارهای بين المللی بر شارون توانست آن وضعيت خطير را با! موفقيت پشت سر گذارد.
برای بسياری عرفات نماد تلاشهای فلسطينيها دربرای حق تعيين سرنوشتشان است.
اما منتقدان فلسطينی او بر اين عقيده بودند که تشکيلات عرفات جنبه بسيار شخصی پيدا کرده و فساد زده بود. آنان همچنان بر اين باور بودند که وی به سبب اعطای امتيازات بيش از حد به اسرائيل و اعتماد نابجا به آمريکا در جهت اعمال فشار لازمه بر اسرائيل برای ترک زمينهای فلسطينيان با شکست مواجه شد.
نخست وزير فلسطين: احمد قريع
قريع که پيستر رياست شورای قانونگذاری فلسطين را بر عهده داشت در اکتبر ۲۰۰۳ از طرف عرفات به مقام نخست وزيری منصوب شد. سلف او، محمود عباس، در پی مبارزه قدرت با عرفات در سپتامبر همان سال از آن سمت استعفا کرده بود.
قريع که به ابوعلاء معروف است در سال ۱۹۳۷ متولد شد و يکی از معماران قراردادهای صلحی است که در سال ۱۹۹۳ با اسرائيل در اسلو به امضاء رسيد.
سمت نخست وزير در پی درخواست ايالات متحده آمريکا، که آن را شرطی برای آغاز کار تدوين يک نقشه صلح مورد حمايت بين المللی برای منطقه قرار داده بود، ايجاد شد و در مارس ۲۰۰۳ از سوی پارلمان فلسطين به تصويب رسيد.
رسانه های اسرائيلی
مطبوعات و رسانه های اسرائيلی متعدد و متنوع هستند و زبانها، عقايد سياسی و نظريات دينی مختلفی را منعکس می کنند.
سازمان راديو و تلويزيون اسرائيل همانند بی بی سی، سرويسهای راديو و تلويزيون عمومی را اداره می کند. بخش اعظم بودجه آنها از طريق حق اشتراک دستگاههای گيرنده تلويزيونی تامين می شود.
کانالهای ۲ و ۱۰ شبکه های اصلی تلويزيونی تجاری هستند. اکثر خانوارها مشترک تلويزيون کابلی و يا ماهواره ای هستند.
راديوهای تجاری در سال ۱۹۹۵ آغاز به کار کردند. اما افزايش روزافزون راديوهای بدون مجوز رسمی و رقابت با آنان کار را برايشان مشکل کرده است. تعداد راديوهای بدون مجوز در سال ۲۰۰۳ حدود ۱۵۰ ايستگاه تخمين زده شد. تعدادی از اين راديوهای بدون مجوز برنامه های يهوديان افراطی را پخش می کنند.
تمامی جرايد اسرائيلی مستقل و تعداد زيادی از آنها دارای سايت اينترنتی هستند.
بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۰4 از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز، که يک سازمان بين المللی دفاع از مطبوعات است، با وجود اينکه دولت اسرائيل آزادی بيان رسانه های داخلی را محترم می شمارد، آزادی مطيوعات در طی عمليات ارتش در کرانه باختری و نوار غزه محدود شد.
در سال ۲۰۰3 موسسه بين المللی مطبوعات در وين گزارش داد که حداقل 82.9 درصد موارد نقض آزادی مطبوعات در کرانه باختری و نوار غزه از آغاز انتفاضه دوم از سوی اسرائيليها بوده است. در اين گزارش افزوده م یشود که اکثر خبرنگاران هدف قرار گرفته شده فلسطينی بودند.
مطبوعات
تلويزيون
راديو
تلويزيون عمومی، اداره کننده راديوهای عمومی، شامل:
راديو راشت الف - ويژه سخنرانيها
راديو راشت بت - ويژه اخبار
راديو راشت گيمل - ويژه موسيقی
راديو گلگلتز : تحت مديريت نيروی دفاعی اسرائيل، ويژه موسيقی و ترافيک
اينترنت
اسرائيل يکی از آشناترين ملتهای جهان به فناوری کامپيوتر است که يکی از صنايع بزرگ آن است. حدود دو ميليون نفر تا سال۲۰۰2 به اينترنت دسترسی داشتند.
رسانه های فلسطينی
تلويزيون رسانه اصلی برای پخش اطلاعات و اخبار در مناطق فلسطينی نشين است. داشتن ماهواره امری معمولی است و رسانه های پان عرب، بخصوص شبکه تلويزيونی الجزيره که از قطر پخش می شود، از محبوبيت فراوانی برخوردارند.
شبکه های رسمی راديو و تلويزيون اقتدار ملی فلسطين در کنار دهها شبکه مستقل مشغول به فعاليت اند. تلويزيون اردن در کرانه غربی بينندگان زيادی دارد.
مقامات فلسطينی آزادی بيان را محدود کرده اند و سرويسهای امنيتی بارها منابع خبری، نشريات و رسانه ها را توقيف و خبرنگاران را مورد اذيت و آزار قرار داده و يا بازداشت کرده اند. اين اذيت و آزار و بازداشتها شامل خبرنگاران خارجی نيز که انتفاضه دوم را تحت پوشش خبری قرار داده اند ميشوند. خودسانسوری امری رايج ميان خبرنگاران فلسطينی است.
بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۰۲ از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شد، از آغاز انتفاضه رسانه های خصوصی و رسمی هر دو در خدمت تبليغاتی اقتدار ملی فلسطين بوده اند.
در پی انتفاضه دوم رسانه های فلسطينی بر اثر عمليات نظاميان اسرائيلی بشدت صدمه ديدند و شبکه های راديو و تلويزيونی آن تخريب شدند. از جمله شبکه راديو تلويزيونی اقتدار ملی فلسطين در رام الله که در ژانويه ۲۰۰۲ تخريب شد. اسرائيل دائما راديو و تلويزيون فلسطين را متهم به تهييج خشونت کرده است.
مطبوعات
راديو
راديو صدای فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين
تلويزيون
تلويزيون فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين
تلويزيون ماهواره ای فلسطين - واقع در غزه و تحت مديريت اقتدار ملی فلسطين
تلويزيونهای مستقل: القدس - ويژه آموزش و پرورش، المهد، المجد، النورس، الشرق، امواج، بيت اللحم، شپردز، الوطن
خبرگزاری
خبرگزاری فلسطين (وفا)، به زبانهای عربی، انگليسی، فرانسه و عبری
اينترنت
تا سال 2003 حدود 145هزار نفر دسترسی به اينترنت داشته اند
سوريه کشوری که زمانی مرکز امپراتوری اسلام بود، منطقه ای را تحت پوشش قرار می دهد که در گذشته شاهد تهاجمات و تجاوزهای تقريبا همه قدرتهای بزرگ بوده است . از روميها و مغولها و ترکها گرفته تا سربازان جنگهای صليبی بوده است.
در سوريه که کشوری با جلگه های حاصلخيز، صحرا و کوهستان است گروههای نژادی و مذهبی گوناگونی از قبيل کردها، ارمنی ها، آسوريها، شيعيان علوی و اهل فرقه دروزيه زندگی می کنند. اما اعراب سنی بخش اعظم جمعيت را تشکيل می دهند.
سوريه کنونی در سال ۱۹۴۶ استقلال خود را از فرانسه بدست آورد. با اين همه اين کشور، به ويژه به دليل منافع متناقض گروههای مختلف در جامعه، شاهد دورانی از بی ثباتی سياسی بوده است.
سوريه و مصر برای مدت کوتاهی (۶۱-۱۹۵۸) در دوران رياست جمهوری جمال عبدالناصر اتحاديه ای را تشکيل دادند. ولی کودتايی نظامی استقلال را به کور بازگرداند.
در سال ۱۹۶۳ حزب پان عرب بعث که تحت کنترل علويها بود قدرت را به دست گرفت و تا به امروز در راس قدرت باقی مانده است.
حکومت بعثی، به ويژه در دوران حافظ اسد، در عرصه داخلی با حکمرانی اقتدارگرايانه و در عرصه بين المللی با سياستی شديدا ضد اسرائيلی توصيف شده است. در سال ۱۹۶۷ سوريه بلندی های جولان را در جنگ با اسرائيل از دست داد. اما به دليل جنگ داخلی در لبنان، کشور همسايه اش، موفق شد که نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد.
در داخل کشور دولت بعث هرگونه مخالفتی را به شدت سرکوب می کند. گمان می رود که در سال ۱۹۸۲ هزاران نفر در سرکوبی قيام اخوان مسلمين در شهر حما، جان خود را از دست داده باشند.
پس از مرگ حافظ اسد فضای سياسی در سوريه اندکی بازتر شد و در نتيجه دهها زندانی سياسی آزاد شدند.
جمعيت: 18.2 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: دمشق
مساحت: 185.180 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۷۰ سال (مردان)، ۷۳ سال (زنان) ( سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ ليره سوری = ۱۰۰ پياستر
صادرات عمده: نفت و گاز
ميانگين درآمد سالانه: 1.130 دلار (بانک جهانی 2002)
نشان حوزه اينترنت: .sy
کد بين المللی تلفن: 963+
رئيس جمهور: بشار اسد
بشار اسد اندکی پس از فوت پدرش، ژنرال حافظ اسد در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ جانشين او شد.
بشار متولد 1965 سومين فرزند حافظ اسد است. او در رشته چشم پزشکی در دمشق و لندن تحصيل کرده است.
پشار اسد پس از فوت برادر ارشدش (در يک سانحه رانندگی در سال ۱۹۹۴) که بنا بود پس از پدرش رياست جمهوری را بر عهده گيرد - به ارتش پيوست و در سال ۱۹۹۹ به درجه سرهنگی رسيد.
مبارزه بشار اسد با فساد در داخل کشور به چهره او به عنوان رئيس جمهور طرفدار نوسازی اعتبار بيشتری بخشيد. بشار اسد همچنين رهبر حزب بعث و رييس کل قوای ارتش است.
نخست وزير: محمد ناجی اوتاری
وزير امور خارجه: فاروق الشرع
اکثر رسانه ها و مطبوعات سوريه تحت کنترل دولت و حزب بعث قرار دارد. هيچ کس حق انتقاد از رئيس جمهور و خانواده او را ندارد. همچنين، مقالات مطبوعات داخلی يا خارجی که از سوی دولت تهديدکننده و يا انتقادی محسوب شوند تحت سانسور قرار می گيرند.
در اوايل رياست جمهوری بشار اسد مطبوعات برای مدت کوتاهی از يک آزادی نسبی برخوردار شدند. در اين ايام اولين نشريات مستقل شامل سه روزنامه حزبی، دو روزنامه خصوصی و يک مجله فکاهی پس از حدود ۴۰ سال موفق به کسب مجوز شدند.
اما پس از تصويب لايحه قانون مطبوعات ديگری، محدوديتهايی برقرار شد. از جمله تمامی نشريات ملزم به کسب مجوز از شخص نخست وزير شدند. اين نشريات در صورت تخلف از مفاد اين قانون تعطيل می شوند.
علاوه بر سه شبکه تلويزيونی دولتی مردم امکان تماشای برنامه های تلويزيونهای خارجی را هم دارند. آنها همچنين از اجازه نصب بشقاب ماهواره برخوردارند.
در سال ۲۰۰۲ دولت شروطی را برای اعطای مجوز به راديوهای بازرگانی اف ام و مستقل تعيين کرد، ولی متعاقبا در پی صدور حکمی اين راديوها از پخش اخبار و يا برنامه های سياسی منع شدند.
مطبوعات
تلويزيون
تلويزيون دولتی سوريه - پخش برنامه در داخل کشور و از طريق ماهواره به زبانهای عربی، انگليسی و فرانسه
راديو
راديو دولتی جمهوری عربی سوريه - پخش از دمشق، شامل بخش خارجی راديوی دولتی به چندين زبان از جمله انگليسی
خبرگزاری
تلويزيون دولتی عربستان سعودی دقایقی پیش از درگذشت ملک فهد بن عبدالعزيز، پادشاه اين کشور خبر داده است.
ملک فهد هنگام مرگ 84 سال سن داشت. وی در پی يک بيماری قلبی شديد در سال 1995 زمام اداره کشور را عملا در اختيار اميرعبدالله، وليعهد، قرار داد و از دو ماه پيش نيز در بيمارستانی در رياض، پايتخت، بستری بود و تلويزيون دولتی علت مرگ وی را ابتلای به ذات الريه اعلام کرده است.
در بيانيه ای که از شبکه های خبری عربستان سعودی پخش شد آمده است که امير عبدالله، وليعهد، به جای وی زمام امور را در دست می گيرد.
ملک فهد پس از درگذشت برادرش، ملک خالد بن عبدالعزيز در سال 1982 پادشاه عربستان سعودی شد.
پادشاهان سعودی همزمان به عنوان نخست وزير، رياست دولت را نيز برعهده دارند اما معمولا وليعهد به عنوان معاون اول نخست وزير مسئول امور اجرايی است.
ملک عبدالله، پادشاه جديد، مانند برادرش ملک فهد از فرزندان ملک عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود - موسوم به ملک سعود - است که در سال 1932 پادشاهی سعودی را پايه نهاد و در سال 1953 درگذشت. تمام پادشاهان عربستان سعودی از سال 1953 تا کنون فرزندان ملک سعود بوده اند.
فهد بن عبدالعزيز
فهد بن عبدالعزيز در سال 1923 در رياض، پايتخت کنونی عربستان سعودی، به دنيا آمد و يکی از هفت پسر يکی از همسران عبدالعزيز بود.
تحصيلات ابتدايی فهد در مدرسه خصوصی شاهزادگان سعودی خاتمه يافت و وی سپس برای مطالعه علوم اسلامی رهسپار مکه شد.
امير فهد در سن و بيست و چند سالگی کار دولتی خود را به عنوان دستيار برادرش، که بعدها با عنوان ملک فيصل به پادشاهی سعودی رسيد و در آن زمان مقام وزارت خارجه را برعهده داشت، آغاز کرد.
عبدالله بن عبدالعزيز (چپ) جانشين برادرش ملک فهد شده است |
فيصل و فهد به عنوان اعضای هيات نمايندگی سعودی در مراسم امضای منشور سازمان ملل متحد در سال 1945 حضور داشتند.
فهد در سن 30 سالگی به مقام وزارت آموزش و پرورش سعودی رسيد و تا سال 1962، که به وزارت کشور منصوب شد، در اين سمت باقی ماند.
با آغاز سلطنت ملک خالد در سال 1975، فهد عنوان وليعهد و نايب اول نخست وزير را به دست آورد و پس از درگذشت ملک خالد پادشاه عربستان سعودی شد.
دوره سلطنت فهد با فعاليت گسترده تر عربستان سعودی در مسايل بين المللی همراه بود که از آن جمله می توان به برگزاری اجلاس جامعه عرب در شهر طائف اشاره کرد که توانست به جنگ داخلی پانزده ساله لبنان خاتمه دهد.
وی در جريان اشغال نظامی خاک کويت توسط رژيم سابق عراق آشکارا از حمله نيروهای ائتلاف بين المللی برای آزاد سازی کويت حمايت کرد و به واحدهای آمريکايی اجازه داد در خاک عربستان مستقر شوند.
ملک فهد در سال 1986 عنوان خادم حرم الشريفين - مکه و مدينه - را برای خود انتخاب کرد
استاد دكتر وزارت دفاع آمريكا ( پنتاگون ) اين هفته اعلام كرد ، يادداشتي رسمي از دولت ازبكستان دريافت كرده است كه مي خواهد حداكثر تا شش ماه ديگر نظاميان آمريكايي و تسليحات آنها از اين كشور بيرون برده شود . آمريكا دو پايگاه عمده نظامي در آسياي مركزي دارد كه يكي از آنها" مناس" در نزديكي بيشكك پايتخت قرقيزستان و ديگري" خان آباد " در جنوب ازبكستان و در نزديكي با مرز افغانستان است . آمريكا مدعي است كه از هر دو پايگاه فقط براي پشتيباني نيروهاي خود در افغانستان و آنچه آنرا مبارزه با تروريسم مي خواند ، استفاده مي كند ، اما كشورهاي منطقه بويژه روسيه و چين اين حضور را يك تهديد امنيتي در فضاي كشورهايي مي دانند كه در معرض انقلاب هاي رنگين قرار دارند و تحولات بنيادي در آنها مغاير با منافع اين كشورها درمنطقه است . كارشناس