اگر از من به عنوان يك روزنامه نگار بپرسند كه كدام دولت ( به مفهوم عام آن ) را بيشتر از همه داراي رودربايستي با ملت خود مي دانم ، بدون ترديد و بسيار سريع و صريح خواهم گفت:"ايران "
. در مقام يك روزنامه نگار فرصت هاي زيادي براي من بوده است تا از جوامع مختلف ديدن كنم و با نظام هاي آنها و نوع تعامل كارگزاران امور با مردم، و مردم با مردم آشنا شوم ، از اين رو و فارغ از مطالعات و تجربيات شخصي ، مي توانم بر اين ادعا باشم كه به آنچه گفتم شخصا رسيده ام . رودربايستي هاي حاكم بر تعامل دولت و مردم در جامعه ما و نيز نوع تعاملات خود ما با هم ، گاه تا به آنجا پيش رفته است كه مساله يي ساده را به يك تهديد جدي در حوزه امنيت ملي تبديل كرده است . موارد بسياري وجود دارد كه مي توا نم سند اين حرف خودم قرار دهم ، اما چه چيز مستند تر و دقيق تر از " زمان" وجود دارد كه بارها به ما آموخته است ، اما ما يا فراموش كرده ايم و يا رودربايستي هايي كه با هم و در تعامل با هم داريم ، اجازه نداده كه از آن پند بگيريم .
امروزه بحث بيماري " وبا" و همه گير شدن آن در كشور مطرح است و كارشناسان بهداشتي از آن به عنوان " يك تهديد عمومي " نام مي برند كه مي تواند به سرعت به يك مقوله جدي در حوزه امنيت ملي نيز تبديل شود. رودربايستي اينجا نيز براي ما مشكل شد . به نحوه اطلاع رساني در باره اين بيماري در رسانه ها نگاه كنيد . ابتدا نهادهاي مسوول همه چيز را تكذيب كردند ، اما بعد وقتي عده بيماران آنقدر زياد شد كه نگراني ها جدي تر ابراز گرديد ، كم كم و آن هم بخش هايي از وضعيت براي اطلاع افكار عمومي گزارش گرديد كه حاصل آن ، ابتلاي عده بيشتري به اين بيماري و مرگ چند نفر بود ، عين برخوردي كه در ابتداي دهه 60هجري شمسي و آن زماني كه بنده در گزارشي با اتكا به مطالعات آزمايشگاهي يك شركت داروسازي قديمي ولي معتبر تهران ، از آلوده بودن سبزيجات و صيفي جات جنوب تهران به انواع آلودگي ها از جمله انگل و مواد شييمايي خطرناك مانند سرب نوشتم ، كه در روزنامه هاي همان وقت چاپ شد و "زيتون " ماهنامه تخصصي وزارت كشاورزي نيز چند ماهي بعد در گزارشي مستقل اين امر را تاييد كرد. گمان مي كنيد آن زمان چه برخوردي با من شد ؟ بنده متهم شدم كه تشويش اذهان كرده ام و توبيخ شدم ، و كاري كه مسوولين وقت كردند اين بود كه بلافاصله در راديو و تلويزيون حضور يافتند و ضمن تكذيب گزارش ، از نظارت خود بر امور و به سلامت بودن همه چيز خبر دادند . حاصل آن تكذيب سالها بعد در گزارشي دانشگاهي از مطالعه روي دانش آموزان يك مدرسه در جنوب تهران خود را نشان داد . در پايان آن پژوهش دانشگاهي اعلان شد كه اغلب دانش آموزان مدرسه مورد تحقيق به بيماريهاي انگلي آلوده هستند كه علت آن نيز مصرف سبزيجات آبياري شده با فاضلاب هاي تهران در جنوب اين شهر بوده است .
مشابه اين برخورد ، بعد از زلزله دهشتناك روديار در سال 1369نيز با من روزنامه نگار شد و دوباره همان رفتار از سوي مسوولين نيز تكرار گرديد آن زمان كه در گزارشي گفتم و نوشتم كه " همه جاي ايران و از جمله تهران لرزه خيز است و پايتخت كشور هر لحظه بوسيله زلزله تهديد مي شود " . در آن گزارش تحقيقي نفطه نظرات دوستان دانشگاهي كه هر يك از ستون هاي علمي كشور هستند را نيز نقل كردم كه " هشدار جدي " مي دادند " زلزله هر آن امكان دارد شهري از شهرهاي كشور را ويران كند و تهران نيز از اين قاعده طبيعي خارج نيست ." بدنبال انتشار آن گزارش باز من به تشويش اذهان متهم شدم و برگ توبيخي دريافت كردم و نظرات آن دانشمندان بزرگ در تلويزيون و برخي روزنامه ها ا ز سوي اين و آن و با اما و اگر مورد ترديد قرار گرفت و رد شد ، تا آنكه در استان كرمان ( بم و... ) ، خراسان ، فارس ، تهران ، مازندران ، اردبيل ، قزوين و... زمين لرزه ها رخ داد و هزاران ! هزار نفر جان خود را از دست دادند و ميليادرها تومان از دارايي ها ي مردم از دست رفت و ميلياردها تومان ديگر از بودجه عمومي صرف بازسازي شد ، هزينه هايي كه اگر " رودربايستي " ها را كنار مي گذاشتند نه از جنبه معنوي و نه از جنبه مادي هرگز به مردم تحميل نمي شد. چه كسي امروز در تهران زندگي مي كند و يا حتي ساعتي در آن بسر برده و موشهاي بزرگي را كه به ريش همه ي گربه ها مي خندند ! در جويهاي شهر نديده است ! مسوولين شهرداري مي گويند تاكنون ميليون ها تومان صرف وارد كردن سم از خارج كشور براي اتلاف موشها كردةاند ، با اين همه موشهاي تهران با خيال آسوده به جولان در سطح شهر ادامه مي دهند و به زاد و و لد مي پردازند و انگار فراموش شده كه موش عامل انتقال بسياري از بيماريهاست كه " طاعون " يكي از آنهاست و همين بيماري در اروپاي قرون وسطي چه بر سر كشورهاي اين قاره آورد.
مواضعي كه دكتر " علي لاريجاني " دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي در اولين ظهار نظر رسمي اش پس از رسيدن به اين سمت ، ابراز داشته است ، نشان مي دهد كه بر خلاف برخي تحليل ها ، اين انتصاب تغييري در مواضع اصولي و محوري ايران در برنامه هاي هسته يي اش و نيز ادامه گفت و گو با اروپا در ادامه سياست اعتماد سازي نسبت به اين برنامه ها نيست ، اگر چه رهبري سياسي برنامه هاي هسته يي ايران صراحتا ابراز مي كند كه از طولاني شدن مذاكره با اروپا ناخرسند است و خواهان آن مي باشد تا اروپا سريعا سقف پيشنهادهاي خود را به ايران ارايه كند كه به رسميت شناختن حق قانوني ايران در دستيابي به فناوري صلح آميز هسته يي اولين آنهاست و ايران نمي تواند همچنان " به اروپاييان مرواريد غلتان بدهد و در مقابل شكلات دريافت كند."
آنچه ايران در گفت و گو با اروپا و نيز همكاري با آژانس بين المللي انرژي هسته يي بدنبال آن مي باشد ، يك حق قانوني و طبيعي براي اين كشور است كه سند آنرا همه ي كشورهاي عضو آژانس از جمله ايالات متحده آمريكا مخالف برنامه هاي هسته يي ايران ، امضا كرده اند و قاعدتا بايد خود را به آن متعهد بدانند. ايران داوطلبانه برنامه هاي غني سازي خود را براي يك دوره طولاني كه زماني بسيار حياتي در برنامه هاي آن نيز بود را متوقف كرد تا تعهد خويش را به توافقي داوطلبانه نشان دهد اما در مقابل، اين توافق ها سطح "توقع" طرف اروپايی را تا آن حد بالا برد كه در پيشنهادهاي اخيرش نه تنها هيچ اشاره اي به حق قانوني ايران در دستيابي به فناوري مسالمت آميز هسته يي نكرد، بلكه برخي از رهبران اروپايي اين موضع را اتخاذ كردند كه ايران بايد براي هميشه ! دست از غني سازي اورانيوم بر دارد كه اين واكنش را از مقامات ايراني بدنبال داشت : " ما در اعمال حق استفاده از فعاليت صلح آميز هسته ای، تعليق فعاليت هايمان را داوطلبانه پذيرفتيم و الان حداقلی را که می توانيم بپذيريم اين است که مذاکرات بر سر مسائلی چون کاستن از تعليق فعاليت های هسته ای ايران ادامه يابد."
همانطور كه دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي ايران گفته است ، تهران ادامه مذاکرات با اروپايی ها و رسيدن به وضعيتی که هر دو طرف در آن برنده هستند را يک اصل می داند ودر عين حال "اروپايی ها بايد بفهمند که دولت ايران مصمم است چرخه توليد سوخت هسته ای را حفظ کند." والسلام

" اعتماد " روز شنبه اين هفته از تدوين " منشور تعامل رسانه ملي و دولت " خبر داد و نوشت كه براساس اين منشور كه در 10ماده تنظيم شده است بالاترين مقام اجرايي كشور، اعضاي كابينه و نمايندگان عالي دولت در استانها از طريق رسانه ملي و شبكههاي استاني با مردم گفت وگو خواهند كرد و گزارش خدمات خود را به آنها ارايه مي كنند . بنا بر يكي از مواد اين منشور قرار است رييس جمهوري هر 45 روز يك بار در يكي از برنامههاي تلويزيون براي ارايه گزارش عملكرد دولت به مردم حضور يابد و وزرا نيز هر ماه يك بار و استانداران و فرمانداران هر 15 روز يك بار از طريق كانالهاي در نظر گرفته شده راديويي و تلويزيوني به ارايه گزارش عملكرد خود خواهند پرداخت .
نفس كاري كه قرار است صورت گيرد ، بسيار پسنديده و مقبول مي باشد ، اما اين كار مقدمات و ملزوماتي را نياز دارد تا اثرات لازم و موثر كه از هدفهاي اساسي اين گونه ارتباطات است را بر جاي بگذارد. اساس يك ارتباط موفق در ارتباطات انساني ، دو طرفه بودن آن و پذيرش اين امر مي باشد كه مخاطب " فعال " و قادر به تجزيه و تحليل پيام است. براين اساس ، روح حاكم بر گزارش دهي و نفس كار بايد بر " پاسخگويي " متمركز باشد كه مقدمه آن " سوال " و " حق سوال كردن " است كه از حقوق اساسي و بنيادي انسان دانسته مي شود . در جوامع مردم سالار ماموريت جمع آوري ، تنظيم ، دسته بندي و يافتن اولويت هاي مورد نظر افكار عمومي و شكل دهي به آن و انتقال آنها به حاكميت و از حاكميت به مردم را نهادهاي مدني بويژه رسانه هاي ارتباطي انجام مي دهند . رسانه ها در هر جامعه اي افكار عمومي را نمايندگي مي كنند و آزادي عمل آنها از شاخص هاي سنجش ميزان برقراري مردم سالاري در جامعه است.
اقاي احمدي نژاد در هفته هايي كه از انتخاب او به رياست جمهوري مي گذرد و نيز قبل از آن در دوره مسووليت شهرداري تهران و استانداري اردبيل نشان داده است كه به نقش و اهميت كار رسانه ها در تنوير افكار عمومي وبرقراري ارتباطات جمعي و عمل به مثابه پلي ميان توده هاي مردم و مسوولين و مسوولين و مردم واقف است و همانطور كه خود در اولين مصاحبه مطبوعاتي اش پس از انتخاب به رياست جمهوري گفت نگاه او به رسانه ها ، نگاه به " يك ناظر صادق و منتقد سالم و صالح دولت " است . آقاي رييس جمهور با اين نگاه مترقي به كار رسانه ها ، حتما بر اين نظر نيز مي باشد كه خواسته و انتظار او از رسانه ها، زماني محقق خواهد شد كه نوع نگاه ها به رسانه ها در تمامي مراتب قدرت در كشور و ميان همه كارگزاران تغيير كند . رييس جمهوري درسوگند خود عهده كرده است كه از جمله پاسدار قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي باشد. قانون اساسي ، آزادي عمل رسانه ها را در چهارچوب قانون تضمين و مورد حمايت قرار داده است و اين انتظار به جاست كه ازآقاي احمدي نژاد خواسته شود تا در مقام بالاترين مقام
خخ
فارغ از اينكه هند در برنامه دفاعي خود به عنوان يك قدرت هسته اي چه استراتژي را در نظر گرفته است و ياري هاي آمريكا و انگليس تا چه حد مي تواند روي مسايل منطقه و حتي جهان تاثير بگذارد ، رفتار دولتهاي واشنگتن و لندن يك نمونه بارز از تعارضي است كه تعاملات بين المللي امروز گرفتار آن است . در كنار هند ، ايران كشوري است كه از اعضاي قديمي عضو پيمان منع توليد و گسترش سلاحهاي هسته اي است و بر اساس اين پيمان خود را به عدم توليد و توسعه و انباشت سلاحهاي هسته اي و حتي دوري از آن در برنامه ها ي هسته اي اش مقيد مي داند . ايران براساس پيمان ان پي تي و با استدلالهاي محكم به عنوان يك كشور در حال توسعه ، خود را نيازمند به آن مي داند كه در برابر منابع سريعا پايان پذير و درعين حال محدود و گران فسيلي ، براي توسعه خود از انرژي هسته اي استفاده كند . پيمان ان پي تي نه تنها اين حق را صراحتا به ايران و ديگر اعضاي غير برخوردار مي دهد تا امكانات و دستگاهها ي لازم را براي اين منظور تهيه و آنها را بكار گيرند ، بلكه اعضاي برخودار پيمان از جمله آمريكا ، انگليس و... را متهد مي سازد كه اين كشور ها را در تكميل و بكارگيري امكانات هسته اي خود ياري كنند. ايران در راستاي تعهدي كه در برابر آژانس انرژي هسته اي نهاد ناظر سازمان ملل بر فعاليت هاي هسته اي در سطح جهان دارد ، در مراكز هسته اي خود را دائما و پيوسته و بدون محدوديت به روي بازرسان آژانس باز گشته است تا به صورتي كاملا عيني به جهانيان ثابت كند كه برنامه هاي آن هرگز در مسيري غير از آنچه گفته و به آن متعهد است ، قرار ندارد.
در مقابل ، قدرتهاي بزرگ از جمله آمريكا و انگليس كه يك نمونه از رفتارهاي دوگانه آنها در گشايش مطلب مرور شد و نمونه ديگر و در عين حال ننگ آور اين نوع سياستهاي دو گانه انبوه تسليحات هسته اي اسراييل است ، پيوسته با تحريك افكار عمومي جهانيان ، اين چنين القا مي كنند كه هدف برنامه هاي هسته اي ايران نظامي است ، و ايران بدنبال ساخت بمب اتمي است و براي اين منظور از هيچ تلاشي خودداري نكرده و نمي كنند كه يك نمونه آن قطعنامه " بسيار ظالمانه " و درعين حال "خلاف قانوني " است كه در آژانس بين المللي انرژي هسته اي در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران تصويب شد و آنچنان در وهله اول صهيونسيت ها را خوشحال و خرسند كرد كه روزنامه صهيونيستي " هاآرتص " روز جمعه نوشت " راهي جز حمله ي ارتش اسراييل به تاسيسات اتمي ايران وجود ندارد " امري كه هر ايراني وطن دوست آرزوي ! آنرا دارد تا در دفاع از كشور خود درسي به صهيونيست ها و متحدانشان داده شود كه هرگز حتي تصور اين حركت احمقانه را به ذهن كوتاه بين خود راه ندهند.
رهبران جمهوري اسلامي ايران از آنچه پنجشنبه هفته گذشته در آژانس بين المللي انرژي هسته اي رخ داد ، درس هاي تازه اي گرفته اند . همانگونه كه آقاي هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خطبه هاي نماز جمعه هفته گذشته تهران گفت ، رفتار شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي در برابر ايران " بسيار تعجب آور و حيرت آور " بود . برخي كشورها ابتدا از ايران طرفداري كردند و حتي به ظاهر دو روز نشست را معطل كردند ، اما سپس با اجماع آن چيزي را كه سه كشور اروپايي و آمريكا مي خواستند ، تصويب كردند و هيج كس نيز مخالفت نكرد. استدلال ايران در روي آوري به انرژي هسته اي بسيار روشن و در عين حال ساده و همه فهم است . " ما در حال گذراندن مقدمات غني سازي ماده- اي كه در خاك كشورمان وجود دارد ، هستيم تا از آن در انرژي هسته اي ، پزشكي ، كشاورزي و ساير شاخه هاي علمي استفاده كنيم . ما درعين حال " همه مقررات نظارتي را پذيرفته ايم و حتي پيش از تصويب پروتكل الحاقي در مجلس شوراي اسلامي ، آن را اجرايي كرده ايم . " با اين همه جهان بايد بداند" ايران كشوري نيست كه بتوان با آن بازي كرد . ايران جايي نيست كه بتوانند با آن مانند عراق و ليبي برخورد كنند و اين اشتباه مسلم است كه گمان شود مي توانند ايران را در مسير توسعه دانايي محور ، معطل كنند " . ايران تصميم خود را براي برخوداري از امتيازات بي پايان انرژي هسته اي گرفته است و همانگونه كه آقاي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه گفت " تصميم ايران غير قابل برگشت است " و به اين ترتيب اين غرب است كه خود را بايد با واقعيت هاي موجود ، ايراني قدرتمند و برخوردار از توان هسته اي مسالمت آميز و در عين حال متعهد و مقيد به تعهدات جهاني تطبيق دهد .
والسلام

در گرما گرم مذاكراتي كه در آژانس بين المللي انرژي هسته اي در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران در جريان است ، روز سه شنبه خبرگزاريها گزارش كردند كه وزارت امور خارجه روسيه از ايران خواسته است تا " فعاليت هاي غني سازي اورانيوم را بلافاصله متوقف كند و به ادامه همكاري تنگاتنگ با آژانس بين المللي انرژي هسته اي بپردازد ." اين موضع گيري به دلايلي مي تواند مورد ترديد قرار گيرد ، اول اينكه درخواست منتسب را تنها برخي خبرگزاري ها غربي منتشر كرده اند كه كشورهايشان از مدعيان برنامه هاي هسته اي ايران هستند و دوم و مهمتر اينكه رهبران روسيه بواسطه همكاري نزديك باايران در برنامه هاي هسته اي آن، بهتر از هر كسي با برنامه ها وتجهيزات هسته اي اين كشور و قابليت ها و امكانات آن آشنا هستند. رهبران مسكو مي دانند كه برنامه هاي هسته اي ايران در بخش غني سازي اورانيوم حداقل تاكنون اهداف نظامي نداشته و تجهيزات موجود نيز اين قابليت را به آن نمي دهد كه بتواند اورانيوم را به آن حد غني كند كه برنامه هاي آن در مسيري غير از آنچه تاكنون گفته شده ، قرار گيرد.
ايران برخلاف بسياري از مدعيان برنامه هاي هسته اي آن ، از اعضاي قديمي آژانس بين المللي انرژي هسته اي و امضا كننده و متعهد به پيمانهاي بين المللي در خصوص منع توليد و بكار گيري سلاح هاي كشتار جمعي از جمله پيمان موسوم به ان پي تي است . در مراكز هسته اي ايران همواره به روي بازرسان آژانس باز بوده و آنها در گزارشهاي متعدد خود به مسالمت آميز بودن برنامه هاي هسته اي ايران و قرار داشتن آنها در چهارچوب پيمان اذعان كرده اند واز اين رو مي توان گفت كه ايران عضوي متعهد و وفادار به تعهدات جهاني خود بوده است و هيچ تضميني حتي از نوع عيني آن ، بالاتر و معتبر تر از بازديدهاي پيوسته و بدون محدوديت بازرسان از مراكز هسته اي ايران و تحت نظارت دائم و كامل قرار دادن آن نيست .
آنچه ايران فعاليت در آن بخش را در برنامه هاي هسته اي خود از روز سه شنبه آغاز كرده ، يك كار تبديلي است و به لحاظ علمي نمي توان آنرا غني سازي خواند و گذشته از آن ، توقف فعاليت در اين بخش نه هرگز با اروپايي ها مورد توافق قرا رگرفته بود و نه آنگونه كه " آقا محمدي " از مسوولين شوراي عالي امنيت ملي ايران گفته است ، هرگز توسط آژانس بين المللي انرژي هسته اي پلمپ نشده بود، لذا ايران هنوز اقدامي جدي براي نقض توافق و نه تعهد ! خود با سه كشور اروپايي مذاكره كننده، نكرده است و همانگونه كه رهبران ايران مكررا در روزهاي اخير بر آن تاكيد كرده اند باب مذاكره هنوز باز است و اروپايي ها بايد در راستاي تعهدات خود با سقف پيشنهادهايشان كه به رسميت شناخته شدن حق جمهوري اسلامي ايران در غني سازي اورانيوم براساس پيمان ان پي تي از جمله آنها بايد باشد ، پا پيش بگذارند.
آنهايي كه با بازار فناوريهاي هسته اي آشنا هستند مي دانند كه اين بازار به نسبت بسيار زياد در انحصار آمريكا قرار دارد و ورود روسيه به اين بازار در حداقل به معناي كاهش سهم آمريكا در بازار است. امكانات و تجهيزات هسته اي ايران از جمله تجهيزات نيروگاه اتمي بوشهر از نوعي است كه آمريكا تاكنون در چندين كشور جهان آنرا داير كرده و در مذاكره با كره شمالي نيز وعده تحويل آنرا به اين كشور داده است. يكي از اصلي ترين هدف هاي آمريكا از فشار آوردن به روسيه براي توقف همكاري هسته اي با ايران ، بيرون راندن روسيه از بازار هسته اي آنهم در شرايطي است كه اين كشور با اقتصاد نه چندان با رونق خود ، در صدد جذب منابع مالي براي تزريق به اين بازار و تصحيح چهره روسيه در نزد شركاي آن به عنوان شريكي كه نبايد زياد روي آن حساب كرد ، مي باشد.
همكاريهاي هسته اي ايران و روسيه تاكنون ميلياردها دلار به اقتصاد روسيه كمك كرده است و سطح روابط اقتصادي دو كشور به چنان سطحي رسيده كه بعيد بنظر مي رسد مسكو مايل باشد حتي با قبول كاهش درصدي از آن ، از رونق اقتصادي روسيه در سالهاي اخير كه به باور عموم كارشناسان از سياستهاي نسبتا مستقل ولاديمير پوتين رييس جمهوري اين كشور در تعاملات بين المللي بويژه با آمريكا ناشي مي شود ، بكاهد . دولت مردان مسكو سالهاي پاياني دهه 1990ميلادي را به ياد دارند كه چگونه اقتصاد روسيه در پي تحولات ناشي از فروپاشي اتحاد شوروي كاملا زانو زد و مي دانند كه برون رفت نسبي از آن وضعيت نيز ريشه در رويكردهاي جديد سياسي و اقتصادي اين كشور دارد كه بخشي از آن تحت تاثير تحولات جهاني و ضرورتهاي داخلي و خارجي براي ورود و حضور در تعاملات جهاني به عنوان يك بازيگر اصلي است. در شرايطي كه توصيف آن رفت انتظار و عكس العمل معقول روسيه به آن اين بود و هست كه چون يك شريك قابل اعتماد در روند مذاكرات جاري در آژانس وارد مي شد و با لحاظ كردن منافع شريك خود ، ضمن كمك به رفع تنش ، به تسريع روند مذاكرات كمك مي كرد. موضع گيري منتسب به وزارت امورخارجه روسيه در خصوص برنامه هاي هسته اي ايران اگر درست نقل و گزارش شده باشد كه مسكو بايد در باره آن رسما اظهار نظر كند ، مي تواند نشانه اي از يك چرخش هر چند كوچك در همكاريهاي روسيه با تهران باشد كه لازم است در دستگاه ديپلماسي ايران مورد مطالعه دقيق تر قرار گيرد.
بحرين که مجمع الجزيره ای متشکل از ۳۰ جزيره است زمانی از سوی سومريهای عهد باستان به بهشتی تشبيه شده بود که در آن به دلاوران و خردمندان حيات ابدی پاداش داده می شد.
اما آب و هوای ناخوشايند حاکم بر منطقه خليج فارس بخش اعظم اين کشور را به صحرايی خشک تبديل کرده است. با اين همه بحرين همچنان نقشی سنتی به عنوان يک مرکز تجاری مهم ايفا می کند.
بحرين، يا دو دريا، از نخستين کشورهای خليج فارس بود که موفق به اکتشاف نفت در خاک خود شد و اقدام به ساخت پالايشگاهی در آن کرد. در نتيجه قبل از اکثر همسايگان خود از تجربه ثروت نوظهور نفت بهره مند شد. با اينحال اين کشور هرگز موفق به توليد نفت در سطح کويت و عربستان سعودی نشد و به اين علت ناچار به ايجاد تنوع در اقتصاد خود شده است.
اين کشور از سال ۱۷۸۳ ميلادی تحت حکومت خاندان الخليفه بوده است. اين خاندان از اعراب اهل سنت قوم بنی عتبه هستند که موفق به اخراج ايرانی ها شده بودند.
از زمان امضاء يک قرارداد با بريتانيا در سال ۱۸۶۱ تا کسب استقلال در سال ۱۹۷۱ ، بحرين کم و بيش تحت الحمايه بريتانيا بوده است.
پادشاه حاکم مطلق کشور است و تمام سمتهای مهم سياسی و نظامی به خانواده سلطنتی تعلق دارند. از زمان انحلال مجمع ملی در سال ۱۹۷۵، بحرين شاهد وقوع يک سری آشوبهای داخلی از سوی اکثريت شيعه کشور بوده است.
در سال ۲۰۰۱ بحرينی ها از طرح های پيشنهادی امير آن وقت، يا پادشاه کنونی، در ارتباط با تغيير نظام سياسی کشور به يک نظام سلطنتی - مجهز به قانون اساسی، مجلس نمايندگان منتخب ملت و قوه قضايی مستقل - مشتاقانه استقبال کردند.
در نتيجه در سال ۲۰۰۲، پس از گذشت حدود ۳۰ سال، اولين انتخابات کشور برای تعيين مجلس نمايندگان برگزار شد و ۴۰ نماينده، شامل ۱۲ تن شيعه، از سوی مردم برگزيده شدند.
بحرينی ها از آزادی کلام روزافزونی بهره مند هستند. به گزارش ناظران بين المللی وضعيت حقوق بشر در اين کشور رو به بهبود است. در چند سال گذشته، فضای باز بحرين توريستهای فراوانی را از منطقه به سوی اين جزيره جذب کرده است.
اين کشور همچنين پايگاه ناوگان پنجم ايالات متحده امريکا است.
جمعيت: ۷39 هزارنفر (سازمان ملل متحد - ۲۰۰4)
پايتخت: منامه
مساحت: 717 کيلومتر مربع
زبان اکثريت مردم: عربی
دين اکثريت مردم: اسلام
اميد به زندگی: مردان: ۷۲ سال - زنان: ۷۶ سال ( سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ دينار بحرينی =۱۰۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت و مواد نفتی، آلومينيم
ميانگين درآمد سالانه: 11.260 دلار (بانک جهانی)
کد تلفن بين المللی: 973+
نشانه حوزه اينترنت: bh.
پادشاه کشور: شيخ حمد بن عيسی الخليفه
شيخ حمد که در ۲۸ ژانويه ۱۹۵۰ متولد شد، تحصيلات متوسطه خود را در شهر کمبريج انگلستان به پايان رساند. او سپس در دانشکده افسری مانز در شهر الدرشات انگلستان و دانشکده فورت لونوورث واقع در کانزاس آمريکا، تحصيلات خود را ادامه داد.
شيخ حمد در سال ۱۹۶۸ نيروی دفاع بحرين را بنيان گذاشت و رياست کل قوای آن را بر عهده گرفت. شيخ حمد که از سال ۱۹۶۴ وليعهد بحرين بود بعد از فوت شيخ عيسی، پدرش، در مارس ۱۹۹۹، امير و فرمانده کل نيروی دفاع کشور شد.
به دنبال تغيير رسمی نظام سياسی کشور از امارات به سلطنتی در فوريه سال ۲۰۰2، عنوان وی از امير به پادشاه تبديل يافت.
وليعهد و جانشين فرمانده کل نيروی دفاع کشور: شيخ سلمان بن حمد الخليفه
نخست وزير: شيخ خليفه بن سلمان الخليفه
وزير دفاع: شيخ خليفه بن احمد الخليفه
وزير خارجه: شيخ محمد بن مبارک الخليفه.
شبکه های راديو تلويزيونی داخلی بحرين تحت کنترل دولت قرار دارند. بعضی منازل به شبکه های تلويزيونی ماهواره ای دسترسی دارند.
بحرين تلاش دارد نام خود را به عنوان يک مرکز رسانه ای در منطقه ترويج دهد. ماهواره عرب زبان ام.بی.سی. واقع در لندن، بحرين را به عنوان پايگاه کانال تلويزيونی خود ام.بی.سی. ۲ انتخاب کرده است.
بر اساس قانون مطبوعات خبرنگاران اجازه دارند که بطور مستقل به فعاليت و انتشار خبر بپردازند. ولی جرايمی ار قبيل اهانت به پادشاه مجارات زندان در پی دارد. بنابراين خودسانسوری ميان نويسندگان و خبرنگاران امری متداول است.
مطبوعات
تلويزيون
راديو
برنامه های عمومی به زبان عربی
برنامه های فرهنگی و ملی
برنامه های قرآنی
برنامه های ورزشی
برنامه های به زبان انگليسی
خبرگزاری ها
پس از ماهها گفت و گو و رفت و آمد هيات ها ، سه كشور اروپايي مذاكره كننده در خصوص برنامه هاي مسالمت آميز هسته اي ايران ، اين هفته آخرين پيشنهاد خود را كه به تعبير سخنگوي وزارت امورخارجه كف درخواست هاي ايران نيز در آن لحاظ نشده است ، به تهران ارايه كردند و خواستار آن شدند تا ايران در برابر دريافت اين امتيازها كه تمامي آنها از حقوق مسلم اين كشور به عنوان يك واحد سياسي مستقل است و هرگز نمي توان آنرا امتياز تلقي كرد ، از برنامه غني -سازي خود براي هميشه دست بردارد. از ابتداي مذاكرات روشن بود طرف اروپايي كه شديدا تحت تاثير سياست هاي آمريكا در برابر ايران قرار دارد ، نه تنها حق مسلم ايران براساس پيمان ان پي تي در خصوص غني سازي اورانيوم را نخواهد پذيرفت ، بلكه به اقل تعهدات خود براساس همين پيمان در برابر ايران به عنوان يكي از اعضاي آن كه بايد براي دستيبابي به صنعت هسته اي مسالمت آميز مورد حمايت كشورهاي برخوردار قرار گيرد ، تن نخواهد داد. موضع اروپايي ها از ابتدا در برابر هيات ايراني مذاكره كننده روشن بود . آنها با اين موضع با ايران گفت و گو كردند كه كشورمان را به طور كلي از برنامه غني سازي منصرف كنند و اين انتقاد به هيات ايراني مذاكره كننده وارد است كه به رغم روشن بودن هدف اروپايي ها در اين مدت طولاني به مذاكره ادامه داد و داوطلبانه حق مسلم كشور را به حالت تعليق در آورد و زمان را به سود طرف مقابل از دست داد و در نهايت امر چيزي را دريافت كرد كه از ابتدا نيز روشن بود : " اروپا بر اين نظر است كه ايران حق غني سازي اورانيوم را ندارد – ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه "
در نگاهي به پيشنهادهاي اروپا به ايران براي متوقف كردن برنامه مسالمت آميز هسته اي خود در بخش غني سازي اورانيوم ، سياست اروپا در گفت و گو با ايران كه بر پايه وقت كشي معطوف گرديده ، كاملا آشكار است . در طرح ارايه شده عمدتا مشتي امتيازهاي اقتصادي و يا دسترسي ها ديده شده كه تمامي آنها براي ايران به عنوان يك واحد سياسي مستقل ، حق طبيعي و بديهي است و هرگز نمي توان آنرا امتياز تلقي كرد . آنچه اروپا بايد به آن تن مي داد به رسميت شناخته شدن حق ايران در برخورداری از فناوری غنی سازی اورانيوم و توليد سوخت اتمی براساس پيمان ان پي تي و پروتكل الحاقي آن است .در واكنش به طرح اروپايي ها ايران اعلام كرده است كه كار تبديل اكسيد آلومينيوم را در مجتمع اصفهان از سر مي گيرد . آنچه درمجتمع اصفهان قرار است تحت نظر همچنان آژانس بين المللي انرژي هسته اي صورت گيرد ، يك فعاليت تبديلي است و به هيچ روي غني سازي تلقي نمي شود .غني سازي اورانيوم در مجتمع نطنز صورت مي گيرد كه در راستاي تعليق داوطلبانه غني سازي توسط ايران همچنان فعاليت هاي آن متوقف است. ايران با اين اقدام خود خواسته است به اروپا بگويد كه راه مذاكره به شرطي كه اروپا خواسته قانوني و مشروع ايران را كه همانا به رسميت شناخته شدن حق غني سازي اورانيوم باشد ، بپذيرد ، بسته نيست . در مقابل اين حسن نيت ايران ، برخي رهبران اروپايي مانند ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه كه با موقعيت متزلزل خود در انتخابات پيش روي رياست جمهوري اين كشور ، نياز به جلب حمايت خارجي دارند هم زبان با رهبران آمريكا و در راستاي سياست هاي آنها گفته اند كه از ارسال پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل حمايت خواهند كرد و آژانس بين المللي انرژي هسته اي نيز گفته است كه در اين خصوص جلسه اي را روز سه شنبه ( ديروز ) برگزار مي كند كه تا زمان نوشتن اين يادداشت گزارشي از برگزاري جلسه و تصميم احتمالي شوراي حكام آن دريافت نشده است . ايران در طول سالهاي اخير با باز گذاشتن در مراكز هسته اي خود به روي بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي و همكاري نزديك و دائمي با اين آژانس، پايبندي كامل و جامع خود را در گفتار و عمل به پيمانها و كنوانسيون هاي بين المللي را نشان داده است ، اما در مقابل هر بار كه ايران بر حق مسلم و قانوني خود براساس همين پيمانها اصرار كرده، تهديد شده است كه پرونده آن به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده خواهد شد و به اين ترتيب يك جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا و متحدان اروپايي آن به پيش برده مي شو د.
سه دولت اروپايی در طرح خود به ايران پيشنهاد کرده اند که در ازای دريافت برخی امتيازات اقتصادی و همچنين کمک به تکميل طرحهای هسته ای خود، تلاش خود برای دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم را همچنان در حال تعليق نگاه دارد و تا پيش از پايان سال جاری ميلادی امضای خود بر پای پروتکل الحاقی به پيمان ان پي تي را که امکان بازرسی گسترده تر و سختگيرانه تر از تأسيسات هسته ای را به آژانس بين المللی انرژی اتمی می دهد به تصويب مجلس شورای اسلامی برساند و ساخت رآکتور هسته ای آب سنگين را در اراک متوقف کند . اين موضع گيري اروپا كه آمريكا نيز از آن حمايت كرده است ، بدون ترديد دخالت در امور داخلي ايران به عنوان يك واحد سياسي مستقل در سطح جهان تلقي مي شود و يقينا رهبران كشور تحت هيچ شرايطي به آن تن نخواهند داد . از اظهارات مقامات ايراني در روزهاي اخير چنين بر مي آيد كه ايران علاقه مند به ادامه گفت و گو با اروپا ست مشروط بر اينكه اروپا بدون پيش شرط و با به رسميت شناختن حق ايران براي غني سازي و در عين حال تعهد خود به اين كشور براي ياري آن در دستيابي به سامانه توليد سوخت هسته اي بر اساس پيمان ان پي تي قدم پيش بگذارد در غير اين صورت ذهنيت موجود كه مبتني بر واقعيت ها نيز هست ، بيشتر تقويت خواهد شد كه اروپا قصد بازي دادن ايران را دارد و به اين بازي تحت هيچ شرايطي نبايد ادامه داد
کويت کشوری کوچک و نفت خيز است که در راس خليج فارس قرار دارد. همسايگان بزرگ و مقتدر اين کشور عبارتند از عربستان سعودی در جنوب، عراق در شمال و ايران در شرق.
ميدانهای نفتی اين کشور برای اولين بار در دهه ۱۹۳۰ مورد بهره برداری قرار گرفتند. از زمان توسعه صنعت نفت پس از جنگ جهانی دوم و استقلال کشور در سال ۱۹۶۱، نفت بر اقتصاد حکمفرما بوده است و ۹۰ درصد درآمد صادراتی کويت را تشکيل می دهد.
در سال ۱۹۹۱ کويت صحنه نبردی عظيم بين نيروهای يک ائتلاف نظامی بين المللی به رهبری آمريکا و لشکرهای عراقی بود که کويت را تحت اشغال خود قرار داده بودند. در عمليات "توفان صحرا" نيروهای عراقی از کويت بيرون رانده شدند، اما اين جنگ به تخريب زيربنای اقتصادی کشور و بازسازی مجدد آن منجر شد. جنگ همچنين مورد قطع صادرات نفت در اين ايام شد.
دوازده سال بعد، يعنی در سال ۲۰۰۳، کويت بار ديگر ميزبان حضور يک ائتلاف نظامی عظيم به رهبری آمريکا در مرز کشورش با عراق با هدف خلع سلاح و برکنار کردن صدام حسين، رهبر وقت عراق، شد.
اخيرا در کويت تلاشهايی در راستای اصلاح ساختار سياسی مرد سالار اين کشور به عمل آمده است. اين تلاشها شامل شکايتی عليه دولت به منظور دادن حق رای به زنان و شرکت آنها در انتخابات بود.
شيخ جابر الاحمد جابر الصباح، رهبر کشور، در سال ۱۹۹۹ طرحی به مجمع ملی ارائه داد که بر اساس آن زنان بتوانند از حقوق کامل سياسی برخوردار شوند. ليکن اين طرح با ۳۲ رای منفی در برابر ۳۰ رای مثبت رد شد.
جمعيت: ۲.۵ ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: کويت
مساحت: 17.818 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۷۵ سال (مردان) ۷۹ سال (زنان)
واحد پول: ۱ دينار = ۱۰۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت، ميانگين
درآمد سالانه: 16,34۰ دلار، (بانک جهانی ۲۰۰2)
نشانه حوزه اينتزنت: kw.
کد بين المللی تلفن: 965+
امير کشور: شيخ جابر الاحمد جابر الصباح
در دسامبر ۱۹۷۷، شيخ جابر الاحمد جابر الصباح، که از سال ۱۹۶۶ وليعهد کشور بود و بين سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۸ مقام نخست وزيری را بر عهده داشت به جانشينی پسرعموی خود، شيخ صباح السليم الصباح، منصوب شد.
شيخ جابر که رهبری قاطع است در سال ۱۹۸۱ اجازه داد که مجمع عمومی، اصلاحاتی در رابطه با عملکرد خود به اجرا در آورد. اما در سال ۱۹۸۶ بروز اختلافاتی بر سر صلاحيت اين مجمع برای استيضاح وزرا باعث شد تا شيخ جابر آن را منحل کند.
شيخ جابر در سال ۱۹۸۵ از يک توطئه سوء قصد ترور جان سالم بدر برد و بعد از حمله عراق به کشورش در اوت ۱۹۹۰ به عربستان سعودی گريخت و در آنجا دولتی در تبعيد تشکيل داد. او پس از عقب نشينی نيروهای عراقی در مارس ۱۹۹۱ به کويت بازگشت.
در طی دوران تبعيد، رهبران احزاب مخالف در کويت با او به توافق رسيدند که در صورت بازگشايی مجمع ملی از او حمايت نمايند. او در سال ۱۹۹۲ به اين امر تن داد.
نايب امير - وليعهد: شيخ سعد العبدالله السليم الصباح
نخست وزير و وزير امور خارجه: شيخ صباح الاحمد الجابر الصباح
معاون نخست وزير و وزير دفاع: شيخ جابر مبارک الحامد الصباح
مطبوعات کويت از آزاد ترين و شفافترين جرايد در جهان عرب هستند و غالبا مقالات تندی در ارتباط با اوضاع سياسی و عملکرد دولت منتشر می کنند.
خبرنگاران کويتی نسبت به همتايان خود در منطقه از آزادی بيشتری برخوردارند. اما در مورد مطالب مربوط به شيخ کويت و مقامات بلندپايه سلطنتی از خود خويشتن داری نشان می دهند.
بر اساس قانون مطبوعات توهين به خدا و يا پيامبر اسلام مجازات زندان در پی دارد.
مالکيت راديو و تلويزيون کويت در دست حکومت است. با وجود فقدان شبکه های راديو و تلويزيونی مستقل کويتی ها می توانند برنامه های محبوب شبکه های عربی را از طريق ماهواره دريافت کنند.
ناشران جرايد ملزم به دريافت مجوز از وزارت اطلاع رسانی هستند. اين وزارتخانه مسئول سانسور کتاب، فيلم، مجلات و نشريات وارداتی است که حاوی مطالبی هستند که حکومت آنها را از لحاظ اخلاقی موهن تلقی کند.
راديوی بی بی سی از طريق موج اف ام در پايتخت قابل شنيدن است.
مطبوعات
تلويزيون
تلويزيون دولتی کويت، شامل ۳ شبکه و يک کانال تلويزيونی ماهواره ای
راديو
راديو دولتی کويت، به زبانهای عربی و انگليسی
خبرگزاری
خبرگزاری کويت (کانا)، به زبانهای عربی و انگليسی
ت
قسيم فلسطين پس از پايان دوران قيموميت بريتانيا بر آن و ايجاد اسرائيل در سالهای پس از
جنگ جهانی دوم ريشه درگيريهای نيم قرن اخير در خاورميانه بوده است.
ايجاد اسرائيل نقطه اوج جنبش صهيونيسم است که هدف آن بوجود آوردن ميهنی برای يهوديانی بود که در سرتاسر جهان پراکنده بودند. قتل عام يهوديان توسط نازيها در آلمان باعث افزايش فشار بر جامعه بين الملل در جهت ايجاد کشوری برای آنان شد. بدين ترتيب اسرائيل در سال ۱۹۴۸ تاسيس شد.
از آن زمان بخش عظيمی از تاريخ منطقه را نبرد ميان اسرائيل، از يک سو و فلسطينيها به نمايندگی سازمان آزاديبخش فلسطين، از سوی ديگر، تشکيل می دهد. در اين ميان صدها هزار فلسطينی بی خانمان شدند و چندين جنگ با شرکت مصر، اردن، سوريه و لبنان به وقوع پيوسته است.
در سال ۱۹۷۹، مصر و اسرائيل قرارداد صلحی امضاء کردند. ولی فقط در اوايل دهه ۱۹۹۰ و پس از انتفاضه فلسطينيها بود که روند صلح آغاز شد. به رغم استرداد بخشهائی از کرانه باختری و نوار غزه به فلسطينيان هنوز قراردادی در مورد وضعيت نهائی به امضاء نرسيده است.
موانع اصلی شامل وضعيت بيت المقدس، سرنوشت پناهندگان فلسطينی و شهرکهای يهودی نشين هستند.
اطلاعات کلی درباره اسرائيل
جمعيت: ۶.6 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
مرکز دولت: بيت المقدس، هر چند اکثر سفارتخانه های خارجی در تل آويو قرار دارند.
زبان اکثريت: عبری و عربی
اديان عمده: يهوديت و اسلام
اميد به زندگی: مردان 77 سال - زنان ۸۱ سال (منبع :سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ شکل اسرائيل = ۱۰۰ آگورت جديد
صادرات عمده: نرم افزار کامپيوتر، تجهيزات نظامی، مواد شيميايی و فراورده های کشاورزی
ميانگين درآمد سالانه: ۱۶,۷۵۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰2)
نشانه حوزه اينترنت: IL
کد بين المللی تلفن: 972+
اطلاعات کلی درباره سرزمينهای فلسطينی
جمعيت: ۳.7 ميليون (سازمان ملل متحد 2004)
پايتخت پيش بينی شده: بيت المقدس شرقی
زبان اکثريت:عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: مردان 71 سال و زنان 74 سال (منبع: سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ دينار اردن = ۱۰۰فلس
صادرات عمده: مرکبات
ميانگين درآمد سالانه: ۱,11۰ دلار (بانک جهانی ۲۰۰3)
نشانه حوزه اينترنت:ps
کد بين المللی تلفن: 970+
رئيس جمهور اسرائيل: موشه کتساو
نخست وزير اسرائيل: آريل شارون
در بحبوحه انتفاضه دوم، شارون به نخست وزيری انتخاب شد و تعهد کرد که در اسرائيل امنيت کامل ايجاد کند. يکی از عوامل موثر در وقوع اين انتفاضه بازديد جنجال انگيز شارون از معبد سليمان (تمپل مانت) واقع در بخش قديمی بيت المقدس بود، که مسلمانان آن را حرم الشريف می خوانند و سومين زيارتگاه مقدس خود می دانند.
اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ به شارون نسبت داده شده است زيرا اعزام نيروهای اسرائيلی به بيروت، که مقر سازمان آزاديبخش فلسطين بود، تخت فرمان وی که در آن زمان سمت وزير دفاع را بر عهده داشت صورت گرفت.
اما در پی حکم يک دادگاه اسرائيلی مبنی بر اينکه شارون بطور غيرمستقيم عامل قتل عام صدها پناهنده فلسطينی بدست شبه نظاميان دست راستی لبنانی هم پيمان اسرائيل بوده است او بناچار از سمت خود کناره گيری کرد.
شارون که دامدار ثروتمندی است، صاحب يک خانه در بخش مسلمان نشين بيت المقدس است. او در مقام وزير مسکن در دهه ۱۹۹۰ مسئول مستقيم ساخت عظيم ترين پروژه شهرک سازی اسرائيل بعد از جنگ ۱۹۶۷ بود.
رئيس حکومت خودگردان فلسطين: محمود عباس
روحی فتوح رئيس شورای قانونگذاری فلسطين نيز تا زمان برگزاری انتخابات سراسری نهم ژانويه به عنوان رئيس دولت خودگردان انجام وظيفه می کرد.
در رای گيری که روز يکشنبه، 9 ژانويه، در کرانه باختری رود اردن، باريکه غزه و بخش شرقی بيت المقدس صورت گرفت، محمود عباس که به ابومازن معروف است با کسب اکثريت آراء به عنوان رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی انتخاب شد.
او در پی مرگ ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطينيان در روز 11 نوامبر 2004، به عنوان رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين برگزيده شده بود.
محمود عباس که 69 سال دارد از سوی جنبش فتح که اصلی ترين جناح سياسی فلسطينی است در انتخابات نامزد شده بود.
او در ماه می 2003 به عنوان نخست وزير تشکيلات فلسطينی برگزيده شد اما چهار ماه بعد استعفا داد.
ياسر عرفات
عرفات در سال ۱۹۶۴ کويت را به قصد اردن ترک کرد و جنبش فتح حملات چريکی بداخل اسرائيل را آغاز کرد. در سال ۱۹۶۸ عرفات به عنوان رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) انتخاب شد و در واقع جنبش فتح را به هسته اصلی ساف تبديل کرد.
او در پی اخراجش از اردن در سال ۱۹۷۰ نيروهای خود را بار ديگر در لبنان مستقر کرد. اما تحت فشار نيروهای اسرائيلی مجبور شد که در سال ۱۹۸۲ لبنان را به مقصد تونس ترک کند. در پی تاسيس مرکز فرماندهی ساف در تونس، عرفات از يک حمله هوايی در صحرای ليبی جان سالم بدر برد.
عرفات در اول ژوئيه ۱۹۹۴، پس از گذراندن ۲۷ سال در تبعيد، به نوار غزه بازگشت. وی در اکتبر ۱۹۹۳ از طرف سازمان مرکزی ساف به عنوان رئيس اقتدار ملی فلسطين انتخاب شد و در سال ۱۹۹۶ پس از يک همه پرسی در اين مقام تائيد شد.
اما در آوريل ۲۰۰۲، عرفات با يکی از چالشهای بزرگ زندگيش مواجه شد. شارون او را مهره ای بی ربط توصيف کرد و نيروهای اسرائيلی که ستادش را برای مدت چهار ماه محاصره کرده بودند بيشتر محوطه آن را اشغال و تخريب کردند. اما او به کمک فشارهای بين المللی بر شارون توانست آن وضعيت خطير را با! موفقيت پشت سر گذارد.
برای بسياری عرفات نماد تلاشهای فلسطينيها دربرای حق تعيين سرنوشتشان است.
اما منتقدان فلسطينی او بر اين عقيده بودند که تشکيلات عرفات جنبه بسيار شخصی پيدا کرده و فساد زده بود. آنان همچنان بر اين باور بودند که وی به سبب اعطای امتيازات بيش از حد به اسرائيل و اعتماد نابجا به آمريکا در جهت اعمال فشار لازمه بر اسرائيل برای ترک زمينهای فلسطينيان با شکست مواجه شد.
نخست وزير فلسطين: احمد قريع
قريع که پيستر رياست شورای قانونگذاری فلسطين را بر عهده داشت در اکتبر ۲۰۰۳ از طرف عرفات به مقام نخست وزيری منصوب شد. سلف او، محمود عباس، در پی مبارزه قدرت با عرفات در سپتامبر همان سال از آن سمت استعفا کرده بود.
قريع که به ابوعلاء معروف است در سال ۱۹۳۷ متولد شد و يکی از معماران قراردادهای صلحی است که در سال ۱۹۹۳ با اسرائيل در اسلو به امضاء رسيد.
سمت نخست وزير در پی درخواست ايالات متحده آمريکا، که آن را شرطی برای آغاز کار تدوين يک نقشه صلح مورد حمايت بين المللی برای منطقه قرار داده بود، ايجاد شد و در مارس ۲۰۰۳ از سوی پارلمان فلسطين به تصويب رسيد.
رسانه های اسرائيلی
مطبوعات و رسانه های اسرائيلی متعدد و متنوع هستند و زبانها، عقايد سياسی و نظريات دينی مختلفی را منعکس می کنند.
سازمان راديو و تلويزيون اسرائيل همانند بی بی سی، سرويسهای راديو و تلويزيون عمومی را اداره می کند. بخش اعظم بودجه آنها از طريق حق اشتراک دستگاههای گيرنده تلويزيونی تامين می شود.
کانالهای ۲ و ۱۰ شبکه های اصلی تلويزيونی تجاری هستند. اکثر خانوارها مشترک تلويزيون کابلی و يا ماهواره ای هستند.
راديوهای تجاری در سال ۱۹۹۵ آغاز به کار کردند. اما افزايش روزافزون راديوهای بدون مجوز رسمی و رقابت با آنان کار را برايشان مشکل کرده است. تعداد راديوهای بدون مجوز در سال ۲۰۰۳ حدود ۱۵۰ ايستگاه تخمين زده شد. تعدادی از اين راديوهای بدون مجوز برنامه های يهوديان افراطی را پخش می کنند.
تمامی جرايد اسرائيلی مستقل و تعداد زيادی از آنها دارای سايت اينترنتی هستند.
بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۰4 از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز، که يک سازمان بين المللی دفاع از مطبوعات است، با وجود اينکه دولت اسرائيل آزادی بيان رسانه های داخلی را محترم می شمارد، آزادی مطيوعات در طی عمليات ارتش در کرانه باختری و نوار غزه محدود شد.
در سال ۲۰۰3 موسسه بين المللی مطبوعات در وين گزارش داد که حداقل 82.9 درصد موارد نقض آزادی مطبوعات در کرانه باختری و نوار غزه از آغاز انتفاضه دوم از سوی اسرائيليها بوده است. در اين گزارش افزوده م یشود که اکثر خبرنگاران هدف قرار گرفته شده فلسطينی بودند.
مطبوعات
تلويزيون
راديو
تلويزيون عمومی، اداره کننده راديوهای عمومی، شامل:
راديو راشت الف - ويژه سخنرانيها
راديو راشت بت - ويژه اخبار
راديو راشت گيمل - ويژه موسيقی
راديو گلگلتز : تحت مديريت نيروی دفاعی اسرائيل، ويژه موسيقی و ترافيک
اينترنت
اسرائيل يکی از آشناترين ملتهای جهان به فناوری کامپيوتر است که يکی از صنايع بزرگ آن است. حدود دو ميليون نفر تا سال۲۰۰2 به اينترنت دسترسی داشتند.
رسانه های فلسطينی
تلويزيون رسانه اصلی برای پخش اطلاعات و اخبار در مناطق فلسطينی نشين است. داشتن ماهواره امری معمولی است و رسانه های پان عرب، بخصوص شبکه تلويزيونی الجزيره که از قطر پخش می شود، از محبوبيت فراوانی برخوردارند.
شبکه های رسمی راديو و تلويزيون اقتدار ملی فلسطين در کنار دهها شبکه مستقل مشغول به فعاليت اند. تلويزيون اردن در کرانه غربی بينندگان زيادی دارد.
مقامات فلسطينی آزادی بيان را محدود کرده اند و سرويسهای امنيتی بارها منابع خبری، نشريات و رسانه ها را توقيف و خبرنگاران را مورد اذيت و آزار قرار داده و يا بازداشت کرده اند. اين اذيت و آزار و بازداشتها شامل خبرنگاران خارجی نيز که انتفاضه دوم را تحت پوشش خبری قرار داده اند ميشوند. خودسانسوری امری رايج ميان خبرنگاران فلسطينی است.
بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۰۲ از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شد، از آغاز انتفاضه رسانه های خصوصی و رسمی هر دو در خدمت تبليغاتی اقتدار ملی فلسطين بوده اند.
در پی انتفاضه دوم رسانه های فلسطينی بر اثر عمليات نظاميان اسرائيلی بشدت صدمه ديدند و شبکه های راديو و تلويزيونی آن تخريب شدند. از جمله شبکه راديو تلويزيونی اقتدار ملی فلسطين در رام الله که در ژانويه ۲۰۰۲ تخريب شد. اسرائيل دائما راديو و تلويزيون فلسطين را متهم به تهييج خشونت کرده است.
مطبوعات
راديو
راديو صدای فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين
تلويزيون
تلويزيون فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين
تلويزيون ماهواره ای فلسطين - واقع در غزه و تحت مديريت اقتدار ملی فلسطين
تلويزيونهای مستقل: القدس - ويژه آموزش و پرورش، المهد، المجد، النورس، الشرق، امواج، بيت اللحم، شپردز، الوطن
خبرگزاری
خبرگزاری فلسطين (وفا)، به زبانهای عربی، انگليسی، فرانسه و عبری
اينترنت
تا سال 2003 حدود 145هزار نفر دسترسی به اينترنت داشته اند
سوريه کشوری که زمانی مرکز امپراتوری اسلام بود، منطقه ای را تحت پوشش قرار می دهد که در گذشته شاهد تهاجمات و تجاوزهای تقريبا همه قدرتهای بزرگ بوده است . از روميها و مغولها و ترکها گرفته تا سربازان جنگهای صليبی بوده است.
در سوريه که کشوری با جلگه های حاصلخيز، صحرا و کوهستان است گروههای نژادی و مذهبی گوناگونی از قبيل کردها، ارمنی ها، آسوريها، شيعيان علوی و اهل فرقه دروزيه زندگی می کنند. اما اعراب سنی بخش اعظم جمعيت را تشکيل می دهند.
سوريه کنونی در سال ۱۹۴۶ استقلال خود را از فرانسه بدست آورد. با اين همه اين کشور، به ويژه به دليل منافع متناقض گروههای مختلف در جامعه، شاهد دورانی از بی ثباتی سياسی بوده است.
سوريه و مصر برای مدت کوتاهی (۶۱-۱۹۵۸) در دوران رياست جمهوری جمال عبدالناصر اتحاديه ای را تشکيل دادند. ولی کودتايی نظامی استقلال را به کور بازگرداند.
در سال ۱۹۶۳ حزب پان عرب بعث که تحت کنترل علويها بود قدرت را به دست گرفت و تا به امروز در راس قدرت باقی مانده است.
حکومت بعثی، به ويژه در دوران حافظ اسد، در عرصه داخلی با حکمرانی اقتدارگرايانه و در عرصه بين المللی با سياستی شديدا ضد اسرائيلی توصيف شده است. در سال ۱۹۶۷ سوريه بلندی های جولان را در جنگ با اسرائيل از دست داد. اما به دليل جنگ داخلی در لبنان، کشور همسايه اش، موفق شد که نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد.
در داخل کشور دولت بعث هرگونه مخالفتی را به شدت سرکوب می کند. گمان می رود که در سال ۱۹۸۲ هزاران نفر در سرکوبی قيام اخوان مسلمين در شهر حما، جان خود را از دست داده باشند.
پس از مرگ حافظ اسد فضای سياسی در سوريه اندکی بازتر شد و در نتيجه دهها زندانی سياسی آزاد شدند.
جمعيت: 18.2 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: دمشق
مساحت: 185.180 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۷۰ سال (مردان)، ۷۳ سال (زنان) ( سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ ليره سوری = ۱۰۰ پياستر
صادرات عمده: نفت و گاز
ميانگين درآمد سالانه: 1.130 دلار (بانک جهانی 2002)
نشان حوزه اينترنت: .sy
کد بين المللی تلفن: 963+
رئيس جمهور: بشار اسد
بشار اسد اندکی پس از فوت پدرش، ژنرال حافظ اسد در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ جانشين او شد.
بشار متولد 1965 سومين فرزند حافظ اسد است. او در رشته چشم پزشکی در دمشق و لندن تحصيل کرده است.
پشار اسد پس از فوت برادر ارشدش (در يک سانحه رانندگی در سال ۱۹۹۴) که بنا بود پس از پدرش رياست جمهوری را بر عهده گيرد - به ارتش پيوست و در سال ۱۹۹۹ به درجه سرهنگی رسيد.
مبارزه بشار اسد با فساد در داخل کشور به چهره او به عنوان رئيس جمهور طرفدار نوسازی اعتبار بيشتری بخشيد. بشار اسد همچنين رهبر حزب بعث و رييس کل قوای ارتش است.
نخست وزير: محمد ناجی اوتاری
وزير امور خارجه: فاروق الشرع
اکثر رسانه ها و مطبوعات سوريه تحت کنترل دولت و حزب بعث قرار دارد. هيچ کس حق انتقاد از رئيس جمهور و خانواده او را ندارد. همچنين، مقالات مطبوعات داخلی يا خارجی که از سوی دولت تهديدکننده و يا انتقادی محسوب شوند تحت سانسور قرار می گيرند.
در اوايل رياست جمهوری بشار اسد مطبوعات برای مدت کوتاهی از يک آزادی نسبی برخوردار شدند. در اين ايام اولين نشريات مستقل شامل سه روزنامه حزبی، دو روزنامه خصوصی و يک مجله فکاهی پس از حدود ۴۰ سال موفق به کسب مجوز شدند.
اما پس از تصويب لايحه قانون مطبوعات ديگری، محدوديتهايی برقرار شد. از جمله تمامی نشريات ملزم به کسب مجوز از شخص نخست وزير شدند. اين نشريات در صورت تخلف از مفاد اين قانون تعطيل می شوند.
علاوه بر سه شبکه تلويزيونی دولتی مردم امکان تماشای برنامه های تلويزيونهای خارجی را هم دارند. آنها همچنين از اجازه نصب بشقاب ماهواره برخوردارند.
در سال ۲۰۰۲ دولت شروطی را برای اعطای مجوز به راديوهای بازرگانی اف ام و مستقل تعيين کرد، ولی متعاقبا در پی صدور حکمی اين راديوها از پخش اخبار و يا برنامه های سياسی منع شدند.
مطبوعات
تلويزيون
تلويزيون دولتی سوريه - پخش برنامه در داخل کشور و از طريق ماهواره به زبانهای عربی، انگليسی و فرانسه
راديو
راديو دولتی جمهوری عربی سوريه - پخش از دمشق، شامل بخش خارجی راديوی دولتی به چندين زبان از جمله انگليسی
خبرگزاری
تلويزيون دولتی عربستان سعودی دقایقی پیش از درگذشت ملک فهد بن عبدالعزيز، پادشاه اين کشور خبر داده است.
ملک فهد هنگام مرگ 84 سال سن داشت. وی در پی يک بيماری قلبی شديد در سال 1995 زمام اداره کشور را عملا در اختيار اميرعبدالله، وليعهد، قرار داد و از دو ماه پيش نيز در بيمارستانی در رياض، پايتخت، بستری بود و تلويزيون دولتی علت مرگ وی را ابتلای به ذات الريه اعلام کرده است.
در بيانيه ای که از شبکه های خبری عربستان سعودی پخش شد آمده است که امير عبدالله، وليعهد، به جای وی زمام امور را در دست می گيرد.
ملک فهد پس از درگذشت برادرش، ملک خالد بن عبدالعزيز در سال 1982 پادشاه عربستان سعودی شد.
پادشاهان سعودی همزمان به عنوان نخست وزير، رياست دولت را نيز برعهده دارند اما معمولا وليعهد به عنوان معاون اول نخست وزير مسئول امور اجرايی است.
ملک عبدالله، پادشاه جديد، مانند برادرش ملک فهد از فرزندان ملک عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود - موسوم به ملک سعود - است که در سال 1932 پادشاهی سعودی را پايه نهاد و در سال 1953 درگذشت. تمام پادشاهان عربستان سعودی از سال 1953 تا کنون فرزندان ملک سعود بوده اند.
فهد بن عبدالعزيز
فهد بن عبدالعزيز در سال 1923 در رياض، پايتخت کنونی عربستان سعودی، به دنيا آمد و يکی از هفت پسر يکی از همسران عبدالعزيز بود.
تحصيلات ابتدايی فهد در مدرسه خصوصی شاهزادگان سعودی خاتمه يافت و وی سپس برای مطالعه علوم اسلامی رهسپار مکه شد.
امير فهد در سن و بيست و چند سالگی کار دولتی خود را به عنوان دستيار برادرش، که بعدها با عنوان ملک فيصل به پادشاهی سعودی رسيد و در آن زمان مقام وزارت خارجه را برعهده داشت، آغاز کرد.
عبدالله بن عبدالعزيز (چپ) جانشين برادرش ملک فهد شده است |
فيصل و فهد به عنوان اعضای هيات نمايندگی سعودی در مراسم امضای منشور سازمان ملل متحد در سال 1945 حضور داشتند.
فهد در سن 30 سالگی به مقام وزارت آموزش و پرورش سعودی رسيد و تا سال 1962، که به وزارت کشور منصوب شد، در اين سمت باقی ماند.
با آغاز سلطنت ملک خالد در سال 1975، فهد عنوان وليعهد و نايب اول نخست وزير را به دست آورد و پس از درگذشت ملک خالد پادشاه عربستان سعودی شد.
دوره سلطنت فهد با فعاليت گسترده تر عربستان سعودی در مسايل بين المللی همراه بود که از آن جمله می توان به برگزاری اجلاس جامعه عرب در شهر طائف اشاره کرد که توانست به جنگ داخلی پانزده ساله لبنان خاتمه دهد.
وی در جريان اشغال نظامی خاک کويت توسط رژيم سابق عراق آشکارا از حمله نيروهای ائتلاف بين المللی برای آزاد سازی کويت حمايت کرد و به واحدهای آمريکايی اجازه داد در خاک عربستان مستقر شوند.
ملک فهد در سال 1986 عنوان خادم حرم الشريفين - مکه و مدينه - را برای خود انتخاب کرد
استاد دكتر وزارت دفاع آمريكا ( پنتاگون ) اين هفته اعلام كرد ، يادداشتي رسمي از دولت ازبكستان دريافت كرده است كه مي خواهد حداكثر تا شش ماه ديگر نظاميان آمريكايي و تسليحات آنها از اين كشور بيرون برده شود . آمريكا دو پايگاه عمده نظامي در آسياي مركزي دارد كه يكي از آنها" مناس" در نزديكي بيشكك پايتخت قرقيزستان و ديگري" خان آباد " در جنوب ازبكستان و در نزديكي با مرز افغانستان است . آمريكا مدعي است كه از هر دو پايگاه فقط براي پشتيباني نيروهاي خود در افغانستان و آنچه آنرا مبارزه با تروريسم مي خواند ، استفاده مي كند ، اما كشورهاي منطقه بويژه روسيه و چين اين حضور را يك تهديد امنيتي در فضاي كشورهايي مي دانند كه در معرض انقلاب هاي رنگين قرار دارند و تحولات بنيادي در آنها مغاير با منافع اين كشورها درمنطقه است . كارشناسان بر اين باورند كه ازبكستان نيز با درك اين تهديد بخصوص با موضع گيري اخير آمريكا بدنبال حوادث خونين " انديجان – جنوب شرقي ازبكستان " در پي بيرون كردن نيروهاي آمريكايي است.
بهار امسال و در خونين ترين حادثه در تاريخ آسياي مركزي ، نظاميان ازبك بدون ترحم به روي صدها معترض به سياستهاي دولت تاشكند در انديجان آتش گشودند كه دهها و بنا بر برخي گزارشهاي خبري صدها نفر طي آن كشته شدند. دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، در سفرهفته گذشته خود به آسياي مركزي كه در آن به ازبكستان نرفت ، در بيشكك به خبرنگاران گفت كه آن پايگاهها ( مناس و خان آباد ) بر مبنای توافقات دوطرفه ايجاد شده اند و تا زمانی که دولت های اين کشور ها موجوديت پايگاهها را به سود امنيت ملی خود می دانند، آنها باقی خواهند ماند.در حالی که برخی از مقامات پنتاگون بر اهميت پايگاه خان آباد برای نيرو های آمريکايی و سرنوشت عمليات آمريکا در افغانستان تاکيد می کنند، به نقل از دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا گفته مي شود که ترک پايگاه خان آباد به عمليات آمريکا لطمه جدی وارد نخواهد کرد، زيرا گزينه های ديگری در منطقه وجود دارد .
كارشناسان امور استراتژيك در منطقه آسياي مركزي ادعاي وزير دفاع آمريكا را فاقد پشتيبانه كارشناسي مي دانند و بر اين باورند كه آمريكا در صورت خروج از " خان آباد " هركز ممكن نيست كه بتواند جانشيني براي آن پيدا كند. خان آباد توسط اتحاد شوروی ساخته شد و پايگاهي كاملا مجهز است و " مناس " بيشتر تجهيزات آنرا ندارد. خان آباد در نزديكترين فاصله به افغانستان قرار دارد و استقرار جنگنده ها و نظاميان آمريكايي در آن خطري بالقوه براي همه كشورهاي حوزه آسياي مركزي ، روسيه و چين محسوب مي شود و مسكو و پكن صراحتا گفته اند ازبكستان بايد به اين حضور پايان دهد زيرا كه آنرا مغاير با منافع و امنيت ملي و عمومي خود مي دانند .
ازبكستان از سال 1991 كه اتحاد سابق شوروي فروپاشيد در تنظيم روابط خارجي خود ، نزديكي به آمريكا و اسراييل و دوري از روسيه ، چين و ايران سه قدرت اساسي منطقه را محور قرار داد و در اين نزديكي ، دو طرف تا به آنجا پيش رفتند كه آمريكا به اساسي ترين متحد دولت تاشكند در منطقه تبديل شد و تاشكند گرم ترين رابطه را در مقايسه با دولتهاي منطقه با رژيم تل آويو داشت . گرمي روابط تاشكند و واشنگتن تا بهار امسال كه دولت آمريكا تحت فشار شديد جامعه جهاني و از جمله سازمان ملل و دبير كل آن ناچار شد قتل عام انديجان را محكوم كند و برخي از مقامات كاخ سفيد از ضرورت حفظ منافع خود با كنار گذاشتن دولت كنوني ازبكستان به رياست اسلام كريم اف سخن گفتند ، ادامه داشت و پس از اين موضع گيري بود كه كريم اف فهميد انقلاب رنگين بر فضاي كشور او نيز سايه افكنده است .در جغرافياي سياسي، اقتصادي و انساني آسياي مركزي، ازبكستان جايگاه خاصي دارد. اين كشور با نزديك به 25 ميليون نفر جمعيت، پرجمعيت ترين كشور آسياي مركزي است. منابع نفت و گاز آن محدود ولي در مقابل ذخاير غني معدني چون اورانيوم و فلزات رنگين دارد. ازبكستان راه به دريا ندارد و كشوري كاملا محصور در خشكي است و در ملاحظات ژئوپلتيك زماني مورد توجه بازيگران منطقهيي و فرامنطقهيي قرار ميگيرد كه در مركز رقابتها قرار گيرد. حضور آمريكا در آسياي مركزي با نگراني جدي مقامات كشورهاي اين منطقه تعقيب مي شود . اعضاي سازمان همكاريهاي شانگهاي که کشورهای روسيه، چين و جمهوری های سابق شوروی ( ايران نيز عضو ناظر آن است ) در آسيای مركزي را در بر می گيرد ، در نشست اخير خود در " آستانه" پايتخت قزاقستان ابراز داشتند كه نسبت به اهداف آمريكا در منطقه حساس و در عين حال بد بين هستند . آنها گفتند كه بر اين باورند ، آمريكا تغيير حكومتها در منطقه آسياي مركزي ، تحريك اقوام بخصوص ايغورها در غرب چين و نيز گروههاي تجزيه طلب در روسيه را تعقيب مي كند و به دنبال حضور دايمی در منطقه است ، منطقه اي که روسيه آنرا حياط خلوت و چين در منظر استراتژيك خود می بينند.
رفتار دولتمردان ازبك در مقابل آمريكا در ماههاي اخير و بخصوص بعد از وقايع خونين انديجان و موضع گيري واشنگتن ، مويد اين موضوع است كه آنها از كاخ سفيد عصباني هستند . به نظر کارشناسان آسياي مركزي كشتار دهشتناك انديجان به علاوه موفقيت انقلاب های رنگين در فضای حکومت شوروی سابق که از طرفداری کشورهای غربی برخوردار است ، باعث شروع يک فصل تازه درروابط سياسی دولت ازبکستان با آمريکا ، روسيه و چين و به نسبت نفوذ با ايران خواهد شد . براساس تحولات اخير چنين به نظر می رسد که کريم اف برای حفظ بقای سياسی خويش ، همکاری خود را با روسيه ، چين و ايران افزايش دهد و از نفوذ آمريکا و غرب در اين کشور جلوگيری کند. امري كه اسلام كريم در پايان بهار امسال و چند روزي بعد از حوادث خونين انديجان با سفر به پكن به آن دست زد و رهبران چين با استقبال شاهانه از او نشان دادند كه در صورت چرخشش حاضرند خونين ترين حادثه دهه هاي اخير در آسياي مركزي را نيز به ياد نياورند .
درسياست خارجي يك اصل حاكم است . بنا بر آن اصل " سياست خارجي يك كشور با حضور و بازي بازيگران متعددي شگل مي گيرد كه "" واقعي" " و نه "" آرماني "" هستند و در چهارچوبي صورت مي گيرد كه هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد ." اصلي ترين نكته دراين خصوص ، شناخت اين واقعيت ها و ميزان تاثير گذاري آنها و شناخت حدود منافع دو طرف است . خاتمي با شناخت دقيق اين مهم و با پيوند زدن ميان واقعيت ها و آرمانها ، فصلي نويي را در اصول ديپلماسي بنيان گذاشت و نشان داد كه مي توان در عين نگاه به واقعيت ها در صحنه سياست جهاني ، آرمانها و اصول خود را نيز حفظ كرد و چهارچوبي نو ساخت كه در درون آن اصول بازي كاملا رعايت شده باشد.
اولين حركت خاتمي در مقام رياست جمهوري و در راستاي سياست تنش زدايي ، بهبود مناسبات و ارتقاي سطح آن با همسايه ها بود. خاتمي در اين مسير و در دوران رياست جمهوري خود به همه كشورهاي همسايه سفر كرد و دراين حالي بود كه تنش ها ادامه داشت و علاوه بر آن در سطح جهاني مقاومت هايي براي نزديكي و همكاري با ايران ديده مي شد. خاتمي در گامهاي نخست خود توانست روابط ايران با يكايك همسايگانش را بهبود ببخشد و با اعتماد سازي زمينه را براي همكاريهاي گسترده دو و چند جانبه منطقه اي و فرا منطقه اي فراهم آورد.
اوج تحرك ديپلماسي خاتمي را بايد در سال 1999 و در سفر تاريخي او به ايتاليا ديد كه در مقام اولين رياست جمهوري اسلامي ايران در سفري اروپايي در رم پايتخت اين كشور، با شكوه تمام مورد استقبال قرار گرفت و علاوه بر ديدار با مقامات ايتاليا با پاپ ژان پل دوم رهبر فقيد كاتوليك هاي جهان در واتيكان به ديدار و گفت و گو پرداخت و با او از ايده خود براي گفت و گوي تمدنها سخن گفت كه مورد پسند بسيار پاپ قرار گرفت و پاپ براي موفقيت او دعا كرد . اين سفر خاتمي كه نخستين سفر اروپايي رييس جمهوري اسلامي ايران نيز بود ، ديوار انزواي ايران در اتحاديه اروپا را شكست و فرانسه نيز براي ديداري رسمي از آقاي خاتمي دعوت كرد. خاتمي در سفر فرانسه نيز در بالاترين سطح مورد استقبال قرار گرفت و در مقر يونسكو از اهميت كثرت گرايي فرهنگي سخن گفت .
سفرهاي اروپايي خاتمي ديوار بي اعتمادي ميان دو طرف را از بين برد و او بدنبال ايتاليا و فرانسه در سفرهاي متعددي به اروپا به توسعه روابط ايران با يكايك كشورهاي اين قاره و نيز در قالب اتحاديه اروپا پرداخت . خاتمي در سياست خارجي خود تغيير نگاه به يك سو را كنار گذاشت و در سفرهاي متعدد به كشورهاي بزرگ و مهم آسيايي و آفريقايي به سياست خارجي ايران نگاهي چند بعدي داد.
سفر سال 2000ميلادي خاتمي به نيويورك و نطق مهم او در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل كه در آن از ضرورت حياتي گفت و گوي تمدنها در مقابل ايده نظريه پردازان آمريكايي داير بر گريز ناپذير بودن جنگ تمدنها سخن گفت ، جهان ر ا بيشتر با ايده ها قالب در نظام جمهوري اسلامي ايران آشنا كرد و اعتباري براي كشور شد تا سازمان ملل در استقبال از پيشنهاد آقاي خاتمي سال 2001 ميلادي را به نام سال گفت و گوي تمدنها نامگذاري كند .
خاتمي در راستاي سياست تنش زدايي در روابط خارجي ايران حتي موفق شد چهره ايران را در نزد مردم آمريكا كه سالها تحت تاثير تبليغات منفي عليه كشور قرار داشتند ، اصلاح كند . خاتمي پيش از سفر مهم تاريخي خود به نيويورك در گفت و گويي با شبكه سي ان ان ، ضمن اشاره به موانعي كه در روابط دو كشور وجود دارد و
باعث بوجود آمدن ديوار بي اعتمادي ميان آنها شده است ، ملت آمريكا را به عنوان ملتي متمدن و با فرهنگ خطاب قرار داد و از گفت و گوي ميان دو ملت ايران و آمريكا استقبال كرد. تدابير خاتمي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در سال 2000ميلادي يكي ديگر از دستاوردهاي مهم و اساسي خود را نشان داد . در جريان سفر آقاي خاتمي به نيويورك و سخنراني او در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل ،بيل كلينتون رييس جمهوري وقت آمريكا و مادلين آلبرايت وزير خارجه دولت او ، براي استماع سخنان آقاي خاتمي در نشست حضور يافتند و آلبرايت در سخناني به دخالت هاي آمريكا در امور داخلي ايران و از جمله ساقط كردن دولت محمد مصدق و حمايت گسترده از محمد رضا پهلوي و سياست هاي سركوب او اعتراف و از اين بابت رسما عذرخواهي كرد، گر چه حوادث بعدي نشان داد كه ديوار بي اعتمادي هنوز ميان دو دولت بلند است و براي از بين بردن آن بايد گامهاي اساسي ديگري بر داشته شود كه در دو سوي رابطه ، آمادگي لازم وجود ندارد.
امروز و درحاليكه خاتمي صندلي رياست جمهوري را ترك مي كند ، در بررسي كارنامه سياست خارجي ايران ، روابط اين كشور با مردم پنچ قاره جهان را مي توان در بالاترين سطح در تاريخ جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد و در بخش روابط با دولتها به جز ايالات متحده آمريكا ، ايران مساله مهم و اساسي با هيچ يك از كشورهاي جهان ندارند و براي اصلاح رابطه با آمريكا نيز ضمن برداشتن قدمهايي اصولي و سازنده ، منتظر حركت واشنگتن در مسير اصلاح رابطه با تهران است.
در خاتمه اين نكته را نيز بايد گفت كه اگر چه حركت خاتمي در سياست خارجي كشور ، حركتي مبتني بر منطق ديپلماسي و درعين حال توام با شتاب لازم بود ، اما اين دو خصيصه در دستگاه سنتي و متكي بر جريان هاي يكنواخت ديپلماسي كشور كم رنگ و قادر به همراهي كامل با رييس دولت نبود و از اين رو در بسياري مواقع از او و اقداماتش عقب ماند.
يمن که به سرزمين ملکه سبا شهرت دارد هزاران سال است که به لطف موقعيت جغرافيايی برجسته اش واقع بر مسيرهای باستانی بازار ادويه، در تقاطع آفريقا، خاورميانه و آسيا قرار دارد.
روميان اين سرزمين حاصلخيز و غنی را در مقايسه با صحرای خشک و بی ثمر عربستان در شمال به عنوان عربستان خوش يمن می شناختند. اين کشور تا به امروز ويژگی خود را حفظ کرده است.
جمهوری جديد يمن در پی ادغام يمن شمالی و يمن جنوبی مارکسيستی و خاتمه سالها درگيری و جنگهای مرزی ميان طرفين، در سال ۱۹۹۰ ميلادی ايجاد شد. در سال ۱۹۹۴ صلح ميان دو يمن درهم شکست، ولی يمن شمالی پس ار جنگی کوتاه بر جدايی طلبهای يمن جنوبی پيروز شد و اتحاد دو يمن محفوظ ماند.
با اينکه از زمان وحدت، يمن گامهايی به سوی نوسازی و بازکردن درهای خود به دنيای خارج برداشته است، اين کشور تا به امروز بسياری از ويژگيهای قبيله ايی و رسوم قديمی خود را خفظ کرده است.
مردم يمن هنوز لباسهای سنتی خود را می پوشند و رسم جويدن گياه مخدری به نام قاط هنوز در ميان آنها متداول است. اين کشور هر سال توريستهای بسياری را به سوی خود جلب می کند. ولی تاکنون چندين توريست خارجی از سوی گروههای مختلف ربوده شده اند. هدف اين گروهها اين بوده است که از طريق آدم ربايی، دولت را ناچار به پذيرش مطالبات گوناگون شان بکنند.
اين کشور که صحنه حملات به يک ناو جنگی آمريکايی و يک نفتکش متعلق به فرانسه بوده است به عنوان پناهگاهی برای اسلامگرايان جنگ طلب شهرت پيدا کرده است. مقامات کشور چندين فرد مظنون به عضويت در شبکه القاعده را دستگير کرده اند. در عين حال آمريکا ماموران امنيتی يمن را برای مبارزه با تروريستها آموزش داده و تجهيزات نظامی در اختيار آنها گذارده است.
جمعيت: ۲۰.7 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: صنعا
مساحت: 536.869 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۵۹ سال (مردان)، ۶۱ سال (زنان)
واحد پول: ۱ ريال يمنی= ۱۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت خام، پنبه، قهوه، ماهی
ميانگين درآمد سرانه:52۰ دلار (بانک جهانی 2003)
نشانه حوزه اينترنتی: ye.
کد بين المللی تلفن: 967+
رئيس جمهور: علی عبدالله صالح
صالح در اولين انتخابات آزاد کشور در سال ۱۹۹۹ با کسب ۹۶ درصد از آرا مجددا به رياست جمهوری انتخاب شد. مخالفان اين انتخابات را مخدوش توصيف کردند.
بر اساس نتايج يک همه پرسی در سال ۲۰۰۱، دوره رياست جمهوری از پنج به هفت سال تمديد شد.
به دنبال ادغام دو يمن در سال ۱۹۹۰، صالح رياست جمهوری جديد را بر عهده گرفت. او از سال ۱۹۷۸ رئيس جمهور جمهوری يمن (شمالی) بود.
دولت آقای صالح در "جنگ عليه تروريسم" همکاری کاملی با ايالات متحده آمريکا دارد. در زمان رياست جمهوری او پس از مجادلات فراوان با عربستان سعودی و عمان مرزهای فعلی يمن مشخص شد.
معاون رئيس جمهور: عبد الربوح منصور هادی
نخست وزير: عبدالقادر عبدالرحمان باجمال
وزير دارايی: علوی صالح السلامی
وزير خارجه: ابوبکر عبدالله الغربی
وزارت اطلاع رسانی، رسانه ها را از طريق شبکه راديو و تلويريون کشور کنترل می کند. اين وزارتخانه همچنين اکثر چاپخانه ها را کنترل و هزينه چندين روزنامه را تامين می کند. مطبوعات تحت کنترل شديد قرار دارند و چندين روزنامه به خاطر محتوای مقالات سياسی شان مجازات شده اند.
به علت ميزان بالای بيسوادی در کشور وجود تلويزيون و راديو امری حياتی تلقی می شود. شبکه های تلويريونی عمان و عربستان سعودی نير در يمن قابل دريافت هستند.
مطبوعات
تلويزيون
شبکه تلويزيون دولتی يمن، متشکل از دو شبکه
راديو
شبکه راديوی دولتی جمهوری يمن، متشکل از دو شبکه
خبرگزاری
خبرگزاری سبا - دولتی
عربستان سعودی که يکی از مذهبی ترين و بسته ترين کشورهای خاورميانه است، زمانی صرفا يک پادشاهی توسعه نيافته صحرايی بود. اما اکنون به لطف منابع نفتی سرشارش به يکی از غنی ترين ملل منطقه تبديل شده است.
عربستان سعودی که نام خود را از خاندان آل سعود که در قرن ۱۸ به قدرت رسيد، گرفته است، شامل منطقه حجاز - محل تولد محمد، پيامبر اسلام، و مهد اسلام است. اين امر، در کنار حمايت آل سعود از يک تفسير انعطاف ناپذير از اسلام اهل سنت، معروف به وهابيگری، باعث شده است که عربستان يک هويت شخصی مذهبی نيرومند کسب کند.
ملک عبدالعزيز، که به شير نجد شهرت دارد، عربستان سعودی را در سال ۱۹۳۲ بنيان نهاد. او حجاز را از خاندان هاشمی تصاحب کرد و کشوری متحد تحت سلطه خاندانش تاسيس کرد. در پی وفات او در سال ۱۹۵۳ پسرهايش يکی پس از ديگری جانشين او شدند.
سلطه خاندان آل سعود بر قدرت بدين معنی بود که شاهان يکی پس از ديگری توانستند در قرن بيستم بر نوسازی کشور و توسعه نقش آن به عنوان يک قدرت منطقه ای تمرکز کنند.
منافع خاندان سلطنتی ايجاب می کند که ثبات در منطقه حفظ و عناصر افراطی سرکوب شوند. از اين رو عربستان از استقرار نيروهای امريکايی در کشور در پی حمله عراق به کويت در ۱۹۹۰ استقبال کرد.
ليکن گفته می شود که عدم تحمل هرگونه مخالفت از سوی قدرت حاکم احتمالا سبب ترويج گروههای ناراضی از جمله سازمان القاعده تحت رهبری اسامه بن لادن شده است. اين گروه ها از تنفر مردم نسبت به نقش آمريکا در منطقه استفاده می کنند.
در پی وقوع حملات تروريستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در نيويورک و واشنگتن - که اکثرا از سوی اتباع عربستان سعودی صورت گرفت - مقامات سعودی بر سر اين دو راهی قرار گرفتند که آيا غريزه طبيعی خود را که تقويت امنيت داخلی است دنبال کنند يا اينکه به فشارهای موجود تن دهند و دموکراسی بيشتری در اختيار مردم قرار دهند.
در مه ۲۰۰۳ انفجارهای انتحاری در رياض به کشته شدن ۳۵ تن، از جمله اتباع کشورهای ديگر منجر شد. بعضی از سعوديها اين انفجارها را - که به عناصر القاعده نسبت داده شده - معادل حوادث ۱۱ سپتامبر در امريکا توصيف کرده اند.
از آن تاريخ مطالبات برای اصلاحات سياسی افزايش يافته است در حالی که هراس از بمب گذاری های انتحاری موجب گسترش سرکوبها عليه افراطيون مظنون شده است.
جمعيت: ۲۴.9 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: رياض
مساحت: 2.24 ميليون متر مربع
زبان اکثريت: عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۷۱ سال (مردان)، ۷۴ سال (زنان)
واحد پول: ۱ ريال سعودی = ۱۰۰ هلاله
صادرات عمده: نفت و گاز، حبوبات
ميانگين درآمد سالانه: 8,530 دلار (بانک جهانی ۲۰۰2)
نشانه حوزه اينترنت: sa
کد بين المللی تلفن: 966+
رئيس کشور: ملک فهد بن عبدالعزيز آل سعود
از سال ۱۹۳۲ عربستان سعودی تحت حاکميت خاندان آل سعود قرار دارد.
ملک فهد که فرزند بنيانگذار پادشاهی سعودی است، رئيس کشور است. وی پس از فوت برادرش، ملک خالد، در ژوئن ۱۹۸۲ به پادشاهی منصوب شد. در سال ۱۹۸۶ وی عنوان متولی حرمين شريفين را به عناوين خود اضافه کرد تا بدين ترتيب تعهد خود را به اسلام به اثبات برساند.
ملک فهد در سال 1923 به دنيا آمد و پيش از آنکه در سال 1975 به عنوان وليعهد کشور معرفی شود وزارت آموزش و وزارت کشور را به عهده داشت.
وليعهد: شاهزاده عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود
در پی سکته مغزی ملک فهد در ۱۹۹۵ حکومت عملا در اختيار شاهزاده عبدالله، برادر ناتنی او و وليعهد کشور، بوده است. شاهزاده عبدالله که حدود هشتاد سال دارد از سال 1982 وليعهد عربستان سعودی است و پيشتر شهردار مکه نيز بوده است.
گفته می شود که شاهزاده عبدالله که تمايل کمتری نسبت به رابطه با غرب نشان می دهد از محبوبيت فراوانی در داخل کشور برخوردار است. در حالی که حاميان او معتقدند که وی مسلمانی مومن و وطن پرست است که بر ضد فساد مبارزه می کند، منتقدانش ادعا می کنند که وی انتظارات مردم را برآورده نکرده است..
معاون دوم نخست وزير: شاهزاده سلطان بن عبدالعزيز آل سعود
وزير خارجه: شاهزاده سعود الفيصل بن عبدالعزيز السعود
وزير کشور: شاهزاده نايف بن عبدالعزيز آل سعود
با اينکه عربستان سعودی از پيشتازان شبکه های ماهواره ای تلويزيونی پان - عرب است، فضای رسانه ای اين کشور شديدا کنترل می شود. حکومت انتقاد از اصول مذهبی، دولت و خاندان سلطنتی را تحمل نمی کند.
اما در سال ۲۰۰۳ علائم شفافيت در رسانه ها نمايان شد و برخی مطالب که سابقا تابو محسوب می شدند تحت پوشش خبری قرار گرفتند. علت بروز اين شهامت و شفافيت به وقايع ۱۱ سپتامبر و تروريسم داخلی نسبت داده شده است.
مسئوليت کل برنامه هايی که در اين کشور پخش می شوند به عهده سرويس پخش خبر دولتی است. اين سرويس چهار شبکه تلويزيونی، از جمله شبکه خبر الخبريه، را اداره می کند. رياست شورای نظارت بر فعاليتهای راديو و تلويزيون بر عهده وزير فرهنگ و اطلاعات است.
ايستگاههای مستقل راديو و تلويزيونی اجازه فعاليت در خاک عربستان سعودی را ندارند. ولی اين کشور يکی از بازارهای عمده شبکه های ماهواره ای پان عرب است که در صورت پرداخت وجه اشتراک قابل دسترسی هستند. تعدادی از اين شبکه ها متعلق به سرمايه داران سعودی اند، از جمله شبکه ام بی سی واقع در دوبی - که متعلق به شوهر خواهر پادشاه عربستان است - و شبکه اوربيت واقع در رم.
ساکنان شرق عربستان سعودی می توانند شبکه های تلويزيونی آزادتر همسايگان خود در خليج فارس را تماشا کنند.
انتشار هيچ رسانه ای بدون دريافت حکم سلطنتی ميسر نيست. در عربستان سعودی تعداد ۱۰ روزنامه و دهها مجله منتشر می شود. همچنين روزنامه های عربی که از مرحله سانسور عبور کرده اند نيز قابل دسترس اند. در رابطه با چاپ اخبار حساس روزنامه ها عموما از خبرگزاری دولتی پيروی می کنند.
مطبوعات
تلويزيون
راديو
خبرگزاری
اينترنت
دولت به قصد جلوگيری از دسترسی به سايتهای اينترنتی که ناخوشايند تلقی می کند - از قبيل مطالبی در ارتباط با مذهب يا موارد ديگری از جمله جلوگيری از پخش برهنگی - سرمايه گذاری سنگينی در سيستمهای امنيتی نموده است. در فوريه ۲۰۰۲ مقامات دولتی بيش از ۴۰۰ سايت اينترنتی را بدون هيچ توجيهی مسدود کردند.
دسترسی بدون مجوز به اينترنت از طريق بحرين و امارات عربی متحده امکان پذير است. گفته می شود که دوسوم کاربران اينترنت زنان هستند - که احتمالا دليل آن محدوديتهايی است که در زمينه تردد با آنها روبرو هستند.
در مارس 2001، کاربران اینترنت حدود570 هزار نفر بودند.
کشور پاکستان که اکثر شهروندان آن مسلمان هستند، منطقه ای را تحت پوشش قرار می دهد که زمانی محل سکونت اقوام بدوی و مرکز دو مذهب عمده جهان هندو و بوديسم بوده است.
کشوری که اکنون به نام پاکستان شناخته می شود، در سال ۱۹۴۷ پس از جدايی از شبه قاره هند موجوديت يافت و با چالشهای سياسی و مناقشات منطقه ای زيادی روبرو بوده است.
پاکستان در پی خواسته مسلمانان هند برای داشتن کشوری مستقل بوجود آمد و در اصل از دو بخش تشکيل می شد. در بخش شرقی آن کشور کنونی بنگلادش واقع درخليج بنگال در نوار مرزی هند و برمه قرار داشت و بخش غربی آن را پاکستان کنونی تشکيل می داد که منطقه وسيعی از کوههای هيماليا تا ساحل دريای عربی را دربر می گيرد.
مدت کوتاهی پس از کسب استقلال جنگ ميان پاکستان و هند بر سر منطقه کشمير آغار شد.
در سال ۱۹۶۵نيز بار ديگر بر سر اين منطقه ميان دو کشور برخوردهايی بروز کرد.
درسال ۱۹۷۱ اکثريت بنگالی زبان بخش شرقی به کمک هند کشور جداگانه ای برای خود تشکيل دادند که بنگلادش امروزی است.
ظرف چند دهه گذشته سياستهای غير نظامی غيرنظامی پاکستان در نتيجه فساد، بی کفايتی و خصوميت ميان نهادهای مختلف متحمل صدمات زيادی شده است.
با روی کار آمدن حکومتهای نظامی دردوره های متناوب نيز لطمه بيشتری بر ثبات اين کشور وارد کرده است.
در دهه ۱۹۸۰ برای مبارزه با نيروهای اتحاد جماهير شوروی سابق در افغانستان، پاکستان کمکهای خارجی زيادی دريافت کرد. اما با پايان دوران جنگ سرد از ميزان اين کمکها کاسته شد. پاکستان در حال حاضر از بسياری پناهندگان افغان درخاک خود نگهداری می کند.
در اکتبر سال ۱۹۹۹پس از آن که حکومت غير نظامی محبوبيت خود را درميان مردم به شدت ازدست داد در پی يک کودتا بار ديگر نظاميان قدرت را بدست گرفتند.
ژنرال پرويز مشرف که رهبری کودتا را به عهده داشت قول داد که رونق اقتصادی کشورش را احياء کند اما با چالش های اقتصادی و برقراری نظم و قانون روبرو بوده است؛ ازجمله در استان جنوبی سند که دستخوش آشوبهای قومی و فرقه ای است.
کشمير نيز ازمسائلی است که ميان پاکستان و هند تنش بوجود آورده است و همچنين باعث بروز نگرانی در جامعه بين الملی از بابت رقابت تسليحاتی در منطقه شده است، زيرا هر دو کشور پاکستان و هند دارای توانايی هسته ای هستند.
جمعيت: ۱۵۷ ميليون نفر(بر اساس آمار ۲۰۰۴ سازمان ملل)
پايتخت: اسلام آباد
مساحت: 769.095 کيلومترمربع
زبان: اردو( زبان رسمی )، پنجابی، سندی، پشتو، بلوچی، انگليسی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: مردان ۶۱ سال - زنان ۶۱ سال (آمارسازمان ملل)
واحد پول: روپيه =۱۰۰پيسه
صادرات عمده: منسوجات، برنج، کتان، کالاهای چرمی
ميانگين در آمد سالانه:۴۷۰دلار( بانک جهانی ۲۰۰۳)
نشان حوزه اينترنتی: pk.
کد بين الملی تلفن:۹۲+
رييس جمهور: ژنرال پرويز مشرف
ژنرال پرويز مشرف در سال ۱۹۹۹در پی يک کودتای نظامی بدون خونريزی قدرت را بدست گرفت.
اين کودتا از طرف جامعه بين الملی محکوم شد و عضويت پاکستان در اتحاديه کشورهای مشترک المنافع تا سال ۲۰۰۴به حال تعليق در آمد. به دنبال حملات ۱۱سپتامبر ۲۰۰۳به آمريکا ژنرال مشرف با حمايت از سياست مبارزه با تروريسم آمريکا توانست از يک شخصيت مطرود به صورت يک رهبر سياسی مورد قبول جامعه بين المللی در آيد، اما سياست او در قبال تندروها در ميان بعضی از جناحهای کشورش نارضايتی هايی را بوجود آورده است و چندين بار به جان او سوء قصد شده که هربار از آن جان سالم بدر برده است.
ژنرال مشرف از مردم کشورش خواسته است تا از افراط گرايی مذهبی پرهيز کنند اما تاکنون موجب تحريک خشم رهبران مذهبی با قدرت در پاکستان نشده است.
در ماه آوريل ۲۰۰۲ ژنرال پرويز مشرف خود را برای پنج سال ديگر به عنوان رييس جمهور پاکستان با حق انحلال پارلمان برگزيد. تفويض حکومت به غيرنظاميان در پی انتخابات نوامبر ۲۰۰۲ انجام گرفت و يک نخست وزير غيرنظامی بر روی کار آمد.
بر خلاف قولی که پرويز مشرف در مورد دست برداشتن ازمقام فرماندهی ارتش داده بود، در اواخر سال ۲۰۰۴ اعلام کرد که سمت نظامی خود را کماکان حفظ خواهد کرد.
ژنرال مشرف برخلاف ديگر رهبران نظامی ارشد پاکستان اصل و نسبی هندی دارد.
او در سال ۱۹۴۳ در دهلی به دنيا آمد. خانواده او پس از جدايی پاکستان از شبه قاره هند به کشور تازه مهاجرت کرد.
آموزش نظامی پرويز مشرف در سال ۱۹۶۴ آغاز شد و او چندين دوره در بريتانيا آموزش نظامی ديد. در زمان نخست وزيری بی نظير بوتو او رياست کل عمليات نظامی را به عهده داشت و به دنبال کناره گيری ژنرال کرامت از مقام فرماندهی ارتش در سال ۱۹۹۸به جانشينی او برگزيده شد.
در دوران مناقشات هند و پاکستان بر سر منطقه کشمير درسال ۱۹۹۹ او در کنفرانس های خبری برای دادن اطلاعات به خبرنگاران حضور می يافت و در برنامه های تلويزيونی مرتبا شرکت می کرد.
درپی دستور او به عقب نشاندن شبه نظاميان تحت الحمايه پاکستان از کشمير بين او و نواز شريف نخست وزير وقت اختلاف نظر به وجود آمد.
نخست وزير: شوکت عزيز
شوکت عزيز از متحدان نزديک پرويز مشرف و يک بانکدار بود که در ماه اوت ۲۰۰۴ به دنبال رأی گيری در پارلمان که احزاب مخالف از دادن رأی خودداری کردند به سمت نخست وزيری برگزيده شد. او قبلأ در سمت وزير دارايی باعث بهبود وضع اقتصادی پاکستان شده بود.
وزيرخارجه: خورشيد محمود قصوری
وزير دفاع: رائو اسکندر اقبال
وزيردارايی و اقتصاد: شوکت عزيز
حکومت پرويز مشرف آزادی چشمگيری برای جرايد و شبکه های راديو و تلويزيون به ارمغان آورد.
گسترش شبکه های خصوصی راديو و تلويزيون به پنج دهه انحصار دولت بر رسانه ها خاتمه داد.
حدود ۲۰ شبکه تلويزيون ماهواره ای اجازه فعاليت گرفتند که رقابت با شبکه دولتی را افزايش داده است. تا سال ۲۰۰۴ برای بيش از ۵۰ ايستگاه راديوی اف ام جواز صادرشده بود.
به اعتقاد سازمان نظارت بر رسانه های پاکستان، اين کشور اکنون قادر به داشتن ۸۰۰ ايستگاه راديويی خصوصی است. اين ايستگاه ها فقط اجازه پخش موسيقی و برنامه های سرگرم کننده را دارند.
بسياری ازمردم پاکستان می توانند که با بشقاب ماهواره ای و از طريق کابل که اغلب برای آنها اجازه صادر نشده است، موفق به ديدن برنامه های جهانی شوند
پاکستان و هند اغلب از طريق رسانه های خود به جنگ لفظی می پردازند و برنامه های راديو و تلويزيونی يکديگر را منع می کنند.
بر خلاف بسياری از رهبران نظامی ارشد پاکستان ژنرال مشرف آزادی جرايد را محدود نکرده است. گرچه از قانون کفرگويی عليه روزنامه نگاران استفاده شده است، اما جرايد پاکستان در زمره آزادترين جرايد در جنوب آسيا به شمار می آيند.
نشريات
روزنامه جنگ- در کراچی به زبان اردو
روزنامه دان – در کراچی به زبان انگليسی
روزنامه نيشن- در لاهور به زبان انگليسی
روزنامه فرانتير پست- در پيشاور به زبان انگليسی
نيوز - روزنامه انگليسی زبان
اوصاف - در اسلام آباد به زبان اردو
هفته نامه بازرگانی- اکونوميست گالف و پاکستان
فرايدی تايمز - هفته نامه در لاهور به زبان انگليسی
تلويزيون
سازمان راديو و تلويريون پاکستان: تلويزيون دولتی- پی تی وی ۱، پی تی وی ۲، شبکه ۳، پی تی وی جهانی
تلويزيون جی ای او – شبکه ماهواره ای
تلويزيون ايندوس - شبکه ماهواره ای
ای آر وای ديجيتال - شبکه ماهواره ای
شبکه تلويزيونی شاليمر- شبکه دولتی با مديريت خصوصی
راديو
راديوی دولتی پاکستان با بيش از ۲۰ ايستگاه و شبکه ملی و جهانی
راديوی کشمير آزاد- دولتی
اف ام ۱۰۰- شبکه تجاری با برنامه های موسيقی و سرگرم کننده
خبر گزاری ها
شبکه خبری بين المللی
سرويس خبری پاکستان
آسوشيتد پرس پاکستان ( ای پی پی)
ازبکستان پس از بيش از يک قرن تحت سلطه روسها - در ابتدا بخشی از امپراطوری روسيه، و سپس به عنوان يکی از جمهوری های اتحاد جماهير شوروی سابق - در سال ۱۹۹۱ ميلادی به کشوری مستقل تبديل شد.
ازبکستان، که در کنار جاده تاريخی ابريشم ميان اروپا و آسيا قرار دارد، شامل شهرهای باستانی سمرقند و بخاراست، که به خاطر معماری های باشکوهشان شهرت دارند و زمانی از جمله مراکز غنی بازرگانی و فرهنگی جهان بودند.
ازبکستان پرجمعيت ترين کشور آسيای مرکزی، و همچنين مقتدرترين قدرت نظامی در اين منطقه است. ناظران سياسی بر اين باورند که ازبکستان می کوشد نقشی مسلط در منطقه بدست آورد. هيچ اپوزيسيون متشکل داخلی در کشور وجود ندارد و رسانه ها هم شديدا بوسيله دولت کنترل می شوند.
ظهور گروههای افراطی اسلامگرا در آسيای مرکزی، ازبکستان را از لحاظ امنيتی به هراس انداخته است. حکومت مرگ دهها نفر را در انفجارهايی که در سال ۱۹۹۹ در تاشکند، پايتخت کشور، به وقوع پيوست به اين گروههای افراطی اسلامگرا نسبت داده و آنها را متهم می کند به اينکه قصد دارند اسلام کريم اف، رئيس جمهور، را به قتل برسانند و کشور را بی ثبات کنند.
سرکوب اين گروهها از سوی حکومت منجر به انتشار گزارشهای متعددی پيرامون نقض حقوق بشر در ازبکستان شده است. در يک گزارش سازمان ملل اعمال شکنجه در اين کشور "نظام يافته" توصيف شده است.
در اين ميان شدت کنترل سياسی در اقتصاد متمرکز کشور انعکاس يافته است و از اين رو اصلاحات اقتصادی روند بسيار کندی را طی می کنند. بر اساس گزارشی که از سوی بانک جهانی در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، رشد اقتصادی در ازبکستان پايين ترين حد در ميان جمهوری های اتحاد جماهير سابق است.
سياستهای انعطاف ناپذير اسلام کريم اف موجب پيدايش شکاف ميان ازبکستان و ديگر کشورهای آسياس مرکزی شده است. ازبکستان با هرگونه حرکتی به سوی ايجاد همگرايی سياسی نزديک ميان جمهوريهای اتحاد جماهير سابق مخالفت نموده است. در اين راستا اين کشور از عضويت کشورهای مستقل مشترک المنافع خارج شده است.
جمعيت: 26.9 ميليون
پايتخت: تاشکند
مساحت: 447،400 کيلومتر مربع
زبان اکثريت: ازبکی، تاجيکی، روسی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: ۶۶ سال (مردان)، ۷۲ سال (زنان)
واحد پول: ۱ سوم ازبک = ۱۰۰ تين
صادرات عمده: پنبه، طلا، گاز طبيعی، کود معدنی، فلزات، منسوجات و ماشين آلات
ميانگين درآمد سالانه: 420 دلار (بانک جهانی)
نشانه اينترنتی : uz.
کد تلفن بين المللی: +998
رييس جمهور: اسلام کريم اف
اسلام کريم اف از سال ۱۹۸۹ که به سمت رياست حزب کمونيست ازبکستان شوروی سابق - و يکسال بعد به مقام رياست جمهوری - منصوب شد، همواره در صدر رهبری قرار داشته است.
در يک همه پرسی که در سال ۱۹۹۵ برگزار شد، دوره رياست جمهوری وی به مدت پنج سال تمديد شد. او در سال ۲۰۰۰ بدون هيچ مخالفتی بار ديگر در انتخابات به پيروزی رسيد.
او مجددا در سال ۲۰۰۲ در يک همه پرسی ديگر موفق شد که دوران رياست جمهوری را از پنج به هفت سال تمديد نمايد. اين تمديد بعد از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۵ قابل اجراست.
در سال ۲۰۰۳ پارلمان اين کشور قانونی را به تصويب رساند که بر اساس آن کريم اف از پيگرد قانونی در ارتباط با فعاليتهای خود در طول رياست جمهوری اش مصون خواهد بود. با اين وجود برخی صاحبنظران براين باورند که او پس از اتمام دوره رياست جمهوری اش، همچنين در اين مقام باقی خواهد ماند. هرچند کریم اف شخصا چنين احتمالی را انکار کرده است.
وی در کنار اعمال کنترلهای شديد در داخل کشور و سرکوبی مخالفان سياسی و مذهبی تلاش کرده است که موقعيتش را در منطقه تقويت کند.
در اين ميان شماری از اين تحليلگران معتقدند که خطر مبارزه جويی از سوی اسلامگرايان واقعيتی ملموس است در حالی که شماری ديگر کريم اف را به بزرگنمايی درباره خطر اسلامگرايان متهم کرده اند و می گويند که او می خواهد از اين طريق حکومت اقتدادگرانه خود را توجيه کند. آنان بر اين باورند که اين امر نتيجه معکوس در پی خواهد داشت.
وقايع ۱۱ سپتامبر در ايالات متحده امريکا به کريم اف ياری کرد که با در اختيار گذاشتن کشورش به عنوان پايگاهی برای نظاميان آمريکايی برای دسترسی به افغانستان روابط نزديکی با واشنگتن برقرار کند.
اين امر موجب افزايش کمکهای مالی امريکا به ازبکستان شده است. ازاينرو ناظران حقوق بشر با ابراز نگرانی شديد از اوضاع هشدار دادند که اين حمايتها تمرکز بين المللی بر روی بسياری از موارد گزارش شده از شکنجه و حقوق بشر در ازبکستان را دشوار نموده است.
کريم اف در سال ۱۹۳۸ در شهر سمرقند متولد شد. او تحصيلاتش در رشته اقتصاد است و مناصب مهمی در ازبکستان شوروی سابق بعهده داشته است، از جمله وزارت دارايی و رياست کميته مرکزی حزب کمونيست ازبکستان.
نخست وزير: شوکت ميرزايف
با وجود اينکه قانون اساسی سانسور خبری را ممنوع و آزادی مطبوعات را تضمين کرده است، حکومت رسانه ها را تحت کنترل شديد قرار می دهد.
براساس گزارشی که در سال ۲۰۰۳ از سوی گزارشگران بدون مرز، که يک سازمان بين المللی دفاع از آزادی مطبوعات است، منتشر شد رسانه ها اجاره ذکر مطالبی در رابطه با مسائلی از قبيل اپوزيسيون سياسی، رواج فساد يا سلب آزاديهای مدنی نيستند.
در اين گزارش اضافه می شود که حکومت خبرنگارانی را که اين قوانين را زيرپا می گذارند مورد اذيت و آزار قرار می دهد و يا به زندان می اندازد.
با وجود اينکه در سال ۲۰۰۲ سانسور مطبوعات قبل از چاپ آنها لغو شد خودسانسوری امری متداول است.
کميته حمايت و دفاع از آزادی رسانه ها، واقع در امريکا، گزارش کرده است که شماری از مطبوعات ماموران سانسور سابق را استخدام کرده اند تا از خطر چاپ مقالات ناخوشايند بکاهند.
اکثر چاپخانه ها و مراکز پخش تحت تصدی دولت قرار دارند.
علاوه بر شبکه های دولتی، ازبکستان دارای ۳۵ ايستگاه تلويزيونی و چندين کانال راديويی خصوصی - از جمله ۱۵ کانال در تاشکند - است. با وجود اينکه دسترسی به برخی کانالهای خارجی از طريق ماهواره ميسر است، معذالک بسياری از مردم از توان مالی برای دسترسی به اين کانالها بی بهره اند.
بر اساس آمار رسمی کشور در ژانويه 2005 حدود 675 هزار نفر در سال ۲۰۰۲ کاربر اينترنت بودند.
مطبوعات
خلق سوزی - روزنامه دولتی
نرئدنويا اسلووا - روزنامه دولتی به زبان روسی
پراودا وستوکا - روزنامه دولتی به زبان روسی
ازبکستان ازوی - نشريه حزب حاکم دولت
حريت - نشريه خبرگزاری دولتی
فداکار - نشريه حزب حاکم دولت
محيت - نشريه هفتگی
تلويزيون
سازمان راديو تلويزيون ازبکستان - شبکه دولتی
تلويزيون يوشلار - شبکه دولتی
تلويزيون ام.تی.آر.کی. - شبکه خصوصی جوانان، منطقه انديجان
تلويزيون بغداد - شبکه تلويزيونی مستقل منطقه فرقانه
تلويزيون ملاقات - شبکه تلويزيونی مستقل منطقه فرقانه
تلويزيون بکاباد - شبکه تلويزيونی مستقل منطقه تاشکند
تلويزيون علاقه - شبکه تلويزيونی مستقل منطقه سيردريا
تلويزيون سمرقند - شبکه تلويزيونی مستقل
تلويزيون اربيتا - شبکه تلويزيونی مستقل
راديو
سازمان راديو تلويزيون ازبکستان - شبکه دولتی
راديو يوشلار - شبکه دولتی، ويژه جوانان
راديو بين المللی تاشکند - بخش برون مرزی شبکه دولتی بر روی موج کوتاه
راديو اکودولينی اف.ام. - شبکه راديويی مستقل مناطق فرقانه، تاشکند و سيردريا
راديو اوريت اف.ام.- شبکه راديويی مستقل
راديو سزام اف.ام. - شبکه راديويی مستقل مناطق تاشکند و سيردريا
راديو ازبگيم تروناسی - شبکه راديويی مستقل منطقه تاشکند
راديو گراند - اولين شبکه راديويی مستقل تاشکند بر روی موج اف.ام.
خبرگزاری ها
خبرگزاری دولتی ازبکستان
خبرگزاری جهان - متعلق به وزارت خارجه
خبرگزاری ترکستان پرس
دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا در يك سفر دوره اي به آسياي مركزي كه ازبكستان اساسي ترين متحد واشنگتن درمنطقه را در بر نمي گيرد ، به منطقه رفته است. اساسي ترين هدف اين سفر ، جلب مواففت كشورهاي منطقه آسياي مركزي به خصوص قرقيزستان به حضور دراز مدت نيروهاي آمريكايي در اين كشور است. آمريكا به بهانه پشتيباني از نيروهاي خود در افغانستان يك پايگاه هوايي عمده در " ماناس " از پايگاههاي هوايي باقي مانده از ارتش سرخ در قرقيزستان و در مجاورت پايتخت آن بيشكك را در اختيار دارد.
سفر رامسفلد به آسياي مركزي دومين سفر او به اين منطقه در چهار ماه اخیر و پس از بركناري عسگر آقايف رييس جمهوري سابق قرقيزستان و تحولاتي است كه در اين كشور " انقلاب لاله ایی " خوانده مي شود و متعاقب آن دولت جديدي در اين كشور به رياست " باقی یف" ريیس جمهوری منتخب بر سر كار آمد كه تمايلات روشن و روابط نزديكي با روسيه دارد و مسكو از روي كار آمدن او استقبال كرده است . آمريكا علاوه بر پايگاه "مناس " در قرقيزستان ، پايگاه ديگري در " خان آباد " در ازبكستان دارد . دولت تاشكند بعد از آنكه آمريكا تحت فشار شديد افكار عمومي جهاني ، دبير كل سازمان ملل و كشورهاي جهان كشتار بي رحمانه معترضان به حكومت استبدادي اسلام كريم اف توسط نظاميان او در بهار امسال در " انديجان " را محكوم كرد و سياستمداران كاخ سفيد از ضرورت تغيير حكومت در ازبكستان سخن گفتند ، براي ادامه حضور واحدهاي هوايي ارتش آمريكا در ازبكستان بهانه تراشي كرد و متعاقب آن در نيمه دوم تيرماه امسال رهبران سازمان همکاریهای شانگهای در" آستانه" پایتخت قزاقستان از دولت آمریکا خواستند زمانی مشخص را برای خروج نیروهای خود از منطقه ( و مشخصا قرقيزستان ) تعيين کند و حال رامسفلد با اين نگراني كه جاي پاي آمريكا در منطقه دارد پاك مي شود ، به آسياي مركزي رفته است اگر چه پيش از آن مقامات دفاعي آمريكا با توهين به كشورهاي آسياي مركزي و " دولتهاي كوچك و رهبران تازه به قدرت رسيده " خواندن اين كشورها و رهبران آنها ، اين پيام را به منطقه و فرا تر از آن به روسيه و چين دو قدرت بزرگ هسته اي و نظامي عضو سازمان همكاريهاي شانگهاي داده اند كه بنا ندارند به زودي از آسياي مركزي خارج شوند.
اعضاي سازمان همكاريهاي شانگهاي که کشورهای روسيه، چين و جمهوری های سابق شوروی ( ايران نيز عضو ناظر آن است ) در آسيای مركزي را در بر می گيرد ، نسبت به اهداف آمريكا در منطقه حساس و در عين حال بد بين هستند . آنها بر اين باورند كه آمريكا تغيير حكومتها در منطقه آسياي مركزي ، تحريك اقوام بخصوص ايغورها در غرب چين و نيز گروههاي تجزيه طلب در روسيه را تعقيب مي كند و به دنبال حضور دايمی در منطقه ای است که روسيه آنرا حياط خلوت و چين در منظر استراتژيك خود می بينند.
خبرگزاريها از بيشكك گزارش كردند كه دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا در ديدار با مقامات دولت جديد قرقيزستان بر ضرورت حضور نیروهای آمریکا در اين كشور براي حمایت از دولت جدید بيشكك در برابر آنچه آنرا تاثیرات روسیه، چین ،ازبکستان و ايران در شرایط کنونی منطقه خوانده اند ، تاكيد كرده است و در مقابل مقامات قرقيز ضمن استقبال از ادامه همكاريها با واشنگتن خواست قبلي خود را تكرار كرده اند كه نظاميان آمريكايي بهتر است هر چه سريعتر قرقيزستان را ترك كنند و براي اين كار لازم است پنتاگون وزارت دفاع آمريكا ، يك جدول زماني ارايه كند . د رمقابل و بنا بر خبرها ، آمريكا وعده كرده است كه اگر دولت بيشكك با باقي ماندن نيروهاي آمريكايي در "مناس " موافقت كند و امكان حضور دراز مدت آنها درمنطقه فراهم ايد آماده است كه یک اعتبار 200 میلیون دلاری به دولت قرقیزستان ارايه كند و آمریکا در
همانطور كه گفته شد ، رامسفلد در سفر دوره اي خود به آسياي مركزي به ازبكستان كه دولت آن كشور تا بهار امسال اساسي ترين متحد آن در منطقه برشمرده مي شد ، نخواهد رفت. در گزارشها به دليل اين امر اشاره نمي شود اما رفتار دولتمردان ازبك در ماههاي اخير مويد اين موضوع بوده است كه آنها از واشنگتن براي انتقادهايي كه تحت فشار بين المللي ازدولت تاشكند براي نقض گسترده و فاحش حقوق انساني در پي قتل عام انديجان (جنوب شرق ازبكستان ) به عمل آورد و از ضرورت تغيير دولت در اين كشور سخن راند ، عصباني هستند . دولت تاشكند از سال 1991 و پس از فروپاشي اتحاد شوروي تا بهار امسال و واقعه انديجان و برانگيخته شدن افكار عمومي جهان عليه آن ، كوشيد تا سياست خارجي خود را براساس نزديكي به آمريكا و اسراييل و دوري از روسيه ، چين و ايران سه قدرت برتر منطقه تنظيم كند .به نظر کارشناسان آسياي مركزي كشتار دهشتناك انديجان به علاوه موفقيت انقلاب های "رنگين" در فضای حکومت شوروی سابق که از طرفداری کشورهای غربی برخوردار است ، باعث شروع يک فصل تازه در رابطه سياسی دولت ازبکستان با آمريکا و روسيه خواهد بود. براساس تحولات اخير چنين به نظر می رسد که آقای کريم اف برای حفظ بقای سياسی خويش ، همکاری خود را با روسيه افزايش دهد و از نفوذ آمريکا و غرب در اين کشور جلوگيری کند.امري كه اسلام كريم در پايان بهار امسال و چند روزي بعد از حوادث خونين انديجان با سفر به پكن به آن دست زد و رهبران چين با استقبال شاهانه از او نشان دادند كه در صورت چرخشش حاضرند خونين ترين حادثه دهه هاي اخير در آسياي مركزي را نيز به ياد نياورند .
سازمان همکاری و امنيت دراروپا گفته است که درجريان تيراندازی نيروهای ازبکستان به سوی تظاهرکنندگان درشهر انديجان بين ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر کشته شدند. دولت ازبکستان رقم کشته شدگان را ۱۷۳ نفر اعلام کرده است. اسلام كريماف از پيش از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 حكومت را در تاشكند در اختيار دارد. صاحبنظران سياسي و كارشناسان منطقهيي از جمله "هلموت برو" از نمايندگان پارلمان اروپا، حكومت او را " يك حكومت ديكتاتوري سنتي با ساخت كمونيستي و مافيايي و ثروت ااندوز" توصيف ميكنند كه "قادر نيست در دراز مدت ثبات را (از راههاي دموكراتيك)در ازبكستان برقرار كند ." كريم اف در جنگ 2001 آمريكا در افغانستان براي توسعه روابطش با واشنگتن نقش محوري را در پشتيباني از عمليات جنگي برعهده گرفت و به رغم اعتراضات شديد روسيه، يك پايگاه هوايي باقي مانده از دوران اتحاد شوروي ( خان آباد ) را در اختيار امريكا قرار داد كه از آن در عمليات جنگي در افغانستان و استقرار در آسياي مركزي (بغل گوش چين، روسيه و ايران) استفاده كند. در جغرافياي سياسي، اقتصادي و انساني آسياي مركزي، ازبكستان جايگاه خاصي دارد. اين كشور با نزديك به 25 ميليون نفر جمعيت، پرجمعيتترين كشور آسياي مركزي است. منابع نفت و گاز آن محدود ولي در مقابل ذخاير غني معدني چون اورانيوم و فلزات رنگين دارد. ازبكستان راه به دريا ندارد و كشوري كاملا محصور در خشكي است و در ملاحظات ژئوپلتيك زماني مورد توجه بازيگران منطقهيي و فرامنطقهيي قرار ميگيرد كه در مركز رقابتها قرار گيرد.
اسلام كريم اف در طول همه سالهاي حكومت خود نتوانسته و يا نخواسته است از هيچ يك از اين مولفههاي اساسي و مهم به نفع مردم كشورش استفاده كند و فقر زشت ترين چهره خود را در بخشهاي وسيعي از اين كشور از جمله انديجان و سرتاسر وادي فرغانه ( منطقهيي وسيع و پرجمعيت ترين كانون انساني در آسياي مركزي- وادي فرغانه به بخشهايي از ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان اطلاق ميشود) به نمايش گذاشته است. در دوران حكومت شوراها ازبكستان و پايتخت آن تاشكند يكي از دو حوزه عمده ديني مسلمانان آسياي مركزي و قفقاز بود و مردم منطقه به دينداري شهرت داشتند و دارند. از ديگر سو،فقر شديد و تحولات سياسي و نظامي سالهاي پس از فروپاشي شوروي در افغانستان و تاجيكستان همسايههاي ازبكستان،به برخي جريانهاي افراطي تحت پوشش دين و دينمداري اين فرصت را داد تا در منطقه حضور يافته و به تبليغ و نشر عقايد خود بپردازند. تمايزات مذهبي مردم منطقه آسياي مركزي با جريانهاي افراطي مدعي جانبداري از دين كه تحت تاؤير برونمرز قرار دارند،به اين جريانها فرصت زيادي براي حضور و كار در منطقه نداد و تحركات محدودي از سوي آنها با سركوب شديد دولت تاشكند
روز گذشته و به مناسبت انتشار گزارش تكان دهنده حجت الاسلام عباسعلي عليزاده رييس كل دادگستري استان تهران و رييس هيات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی در ايران از عملکرد اين هيات به رئيس قوه قضائيه مبني بر نقض حقوق شهروندی در دستگاه قضائی و نهادهای نظامی، انتظامی و امنيتی، ضمن اشاره به بخش هايي از آن گزارش نوشتم كه اين موارد و موارد ديگري كه در گزارش آمده و يا به هر دليل از جمله عدم امكان بازديد هيات از برخي بازداشتگاهها كه در گزارش به آن اشاره شده، نيامده است ، نقض آشكار حقوق مصرح شهروندي در قانون اساسي، قوانين موضوعه و نيز اعلاميه جهاني حقوق بشر است كه ايران در سال 1354 با امضاي آن ،آنرا پذيرفته و خود را مقيد و متعهد به رعايت آن كرده است . بر طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و مقدم بر آن منشور حقوق بشر كه با پذيرش آن براساس" اصل مسووليت دولتها " بر قوانين داخلي ارجعيت دارد ( مقدمات علم حقوق – دكتر ناصر كاتوزيان ) و هم دولت مسوول اجراي آن در سطح ملي و فراملي شناخته مي شود ، هر نوع بازداشت و زندان بدون دليل و مدرك و حكم مرجع قضايي آنهم بعد از طي مراحل دادرسي و محاكمه و محكوميت متهم خلاف قانون است و هيچ كس را نمي توان براي دريافت اقاريري تحت فشار و يا شكنجه روحي و جسمي قرار داد.
اصل سي و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي گويد:" هيچكس را نمي توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند . در صورت بازداشت ، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه ، در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود." واين امر در ماده نهم اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز مورد تاكيد است .
بنا بر اصل سي و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ماده يازدهم اعلاميه جهاني حقوق بشر ، اصل بر برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود ، مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد . به تعريف ديگر " هر كس كه به بزه كاري متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتيكه در جريان يك دعواي عمومي كه در آن كليه تضمين هاي لازم براي دفاع او تامين شده باشد ، تقصير او قانونا محرز گردد ." - اعلاميه جهاني حقوق بشر – بند يكم از ماه يازدهم و نيز بر طبق اصول سي و هشتم و سي و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و نيز قوانين موضوعه و مواد پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم اعلاميه جهاني حقوق بشر" هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است و اجبار شخص به شهادت ، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است " و به علاوه ، " احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد " و " هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود " و " همه دربرابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار باشند و..." و " در برابر اعمالي كه حقوق اساسي هر فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، حق رجوع به محاكم ملي صالحه را دارد ."
گزارش رييس كل دادگستري استان تهران به رياست قوه قضاييه كه گزارش خبري آن در شماره روز يكشنبه روزنامه جداگانه چاپ شده است ، به موارد و مصداق هاي بسياري اشاره دارد كه نقض قانون واز جمله قانون اساسي شناخته مي شود . براساس اصول يكصد و سيزدهم ، يكصد و بيست و يكم و يكصد و بيست و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، " مسووليت اجراي قانون اساسي " بر دوش رييس جمهوري قرار دارد و علاوه بر آن وي به موجب اصل يكصد و بيست و يكم سوگند ياد كرده است كه علاوه بر مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي ، " پاسدار قانون اساسي " باشد . اصل يكصد و بيست و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي كه از آن بايد به عنوان " اصل مسووليت " ياد كرد " در حدود اختيارات و وظايف به موجب قانون اساسي و يا قوانين عادي " ، رييس جمهوري را " در برابر ملت و رهبر و مجلس شوراي اسلامي " مسوول مي داند و از اين رو اين خواست متكي بر قانون است كه رييس جمهوري بر اساس " مسووليت "ي كه به موجب قانون از جمله در برابر ملت دارد ، هياتي را براي رسيدگي به گزارش ، مصداق ها و برخورد قانوني با متخلفان تشكيل دهد و گزارش آنرا سريعا به پيشگاه ملت ارايه نمايد.
من با خوشبيني توام با احتياط به نتيجه گزارش رييس كل دادگستري استان تهران و دستور جناب آ يت الله شاهرودي براي رسيدگي سريع به آن نگاه مي كنم ، اما تجربه گذشته و بخشنامه هاي قبلي ايشان كه همگي عملا بي اثر بوده و تاييد آن ، گزارش مورد اشاره است ، حكم مي كند كه براي جاري و ساري ساختن قانون در كشور از موضع و قدرتي فراتر از حد چند بخشنامه و يا حتي بازداشت و معلق ساختن چند متخلف از خدمت رضايت داد تا اين طور تصور نشود كه مقصود از گزارش ، ارايه و انتشار آن دراين مقطع كه قدرت در روزهاي آينده به دولتي جديد منتقل خواهد شد و پرونده رعايت حقوق بشر ايران در نهادهاي جهاني مطرح مي باشد ، ساده سازي و كوچك كردن موضوع بوده است .
حجت الاسلام عباسعلي عليزاده رييس كل دادگستري تهران و رييس هيات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی در ايران ، در گزارشی از عملکرد اين هيات به رئيس قوه قضائيه كه روز شنبه منتشر شد ، ازموارد متعدد نقض حقوق شهروندی در دستگاه قضائی و نهادهای نظامی، انتظامی و امنيتی خبر داده است. در گزارش كه "ايسنا" خبرگزاري دانشجويان ايران آنرا منتشر كرده است از جمله نمونه هايی که در آن به عنوان بارزترين موارد نقض حقوق شهروندی مورد اشاره قرار گرفته مي توان به " استفاده از چشم بند، ضرب و شتم متهمان، تعيين تکليف نشدن متهمان و طولانی شدن مدت تحقيقات، زندانی کردن نوجوان سيزده ساله ای به مدت شش روز در بدترين بازداشتگاه ورامين به اتهام دزديدن تنها يک مرغ ، نگهداری پيرزن 63 ساله ای به مدت چهار ماه در زندان رجايی شهر کرج تنها به اين دليل که منزلش را به سه نفر افغان رهن داده بوده و چون نتوانسته بوده است مبلغ رهن را به آنها برگرداند به زندان افتاده بوده، دستگيری زنی به جای شوهرش که متهم به جرائم موادمخدر و متواری است و بلاتکليف بودن ۱۴۰۰ زندانی زندان رجايی شهر کرج و..." اشاره كرد.
رئيس كل دادگستری تهران در گزارش خود اذعان کرده که اعضای هيات در بازرسي های خود با مقاومتهايی نيز مواجه شده است و در مواردي به هيات كه اعضاي آن از شخصيت هاي برجسته قضايي كشور هستند، اجازه بازديد از برخي بازداشتگاهها داده نشده و حتي به هيات گفته شده است كه " اگر مقام بالاتر از شما هم بيايد او را ( به بازداشتگاه ) راه نمي دهيم ." در گزارش رئيس دادگستری تهران آمده که هيات تحت نظارت او تاکنون ۱۴۳ مورد شکايت دريافت کرده که يکی از آنها مربوط به شخصی است که از دی ماه سال ۱۳۶۷ در زندان به سر می برد اما در پرونده بازداشتی او هيچگونه سابقه ای از مراجع قضايی يا حکم محکوميت وجود ندارد. و در پرونده اي ديگر گروهبانی در ترمينال فرودگاه چهار نفر را بدون مجوز دستگير کرده و از روی عملکرد خانوادگی و آلبوم عكس هايشان براي آنها پرونده درست كرده است و...
پيش تر گزارشهاي متعددي از موارد نقض حقوق شهروندي كه در عين حال نقض آشكار و فاحش قانون اساسي و حقوق بشر نيز محسوب مي شود ، از سوي نهادهاي مدافع حقوق انساني ، نهادهاي مدني و از جمله رسانه هاي كشور منتشر شده بود اما اين نخستين بار است که يکی از مسئولان بلند پايه قضائی جمهوری اسلامی ارتکاب ضرب و شتم و شکنجه در بازداشتگاهها را تأييد می کند. در گذشته هر بار كه رسانه ها و يا نهادهاي مدني به افشاي بدرفتاري در محاكم و زندان ها با افراد بازداشت شده پرداختند ، نه تنها مسوولين قوه قضاييه واز جمله جناب آقاي عليزاده به سرعت آنرا تكذيب و كذب خواندند ، بلكه در مواردي با مستمسك قرار دادن قوانيني مانند برخورد با جانيان و چاقو كش ها ، و طرح اتهاماتي مانند تشويش اذهان عمومي معترضين به وضعيت محاكم و بازداشتگاهها را راهي زندان كردند .
.بر طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و مقدم بر آن منشور حقوق بشر كه با پذيرش آن از سوي جمهوري اسلامي ايران در سال 1354و براساس اصل مسووليت دولتها هم بر قوانين داخلي ارجعيت دارد و هم دولت مسوول اجراي آن در سطح ملي و فراملي شناخته مي شود ، هر نوع بازداشت و زندان بدون دليل و مدرك و حكم مرجع قضايي آنهم بعد از طي مراحل دادرسي و محاكمه و محكوميت متهم خلاف قانون است و هيچ كس را نمي توان براي دريافت اقاريري تحت فشار و يا شكنجه روحي و جسمي قرار داد. بند بند
گزارش آقاي عليزاده كه تنها بخش هايي از آن در اين يادداشت مورد استناد قرار گرفت ، نشان نقض فاحش
حقوق بشر و قانون اساسي در كشور است . براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قوه قضاييه مانند ساير قوا ، قوه اي مستقل است و هيچ نهاد و ارگاني جز نيروهايي كه طبق قانون ضابط قوه قضاييه شناخته مي شوند ، حق دخالت در وظايف آنرا ندارد. اينكه يك نهاد خودسرانه اقدام به ايجاد بازداشتگاه كند و افراد مورد نظر را تحت تعقيب و بازداشت قرار دهد و عليه آنها پرونده سازي و به دادگاه بفرستد ، چيزي جز تخلف آشكار و عبور از قانون نيست و بايد بدون ملاحظه با عاملان و بانيان آن در بالاترين سطح برخورد شود. در گزارش مسووليت يك سوي نقض فاحش حقوق انساني در محاكم و مراكز نظامي و انتظامي و امنيتي پررنك تر از مسووليت سوي ديگر آن يعني قوه قضاييه ديده شده است .كه به اندازه سوي ديگر از اين جهت كه متهمان معرفي شده براساس پرونده هاي غير قانوني اقامه شده در مواردي مورد محاكمه و در نهايت صدور راي زندان قرار گرفته اند ، مسوول است و رياست قوه قضاييه به عنوان بالاترين مسوول اين نهاد كه در قانون صراحتا بر آن تاكيد شده است، بايد پاسخگوي آن و افكار عمومي باشد. آيت الله شاهرودي كه در بدو تصدي رياست قوه قضاييه آنرا " ويرانه " اي توصيف كرده بود ، در دستورات و نامةهاي متعدد خود به مسوولين قضايي براي رعايت حقوق شهروندي متهمان و در آخرين مورد در خرداد ماه امسال به" بد رفتاري و بي قانوني جاري " در دادسراها و ساير بخشهاي قوه قضاييه اذعان كرده بود . اين نامه و نامه ها ي پيشين و بخشنامه هاي قبلي رياست قوه قضاييه خود نشان و گواه اطلاع ايشان از وضعيتي است كه در برخي محاكم و مراكز نظامي ، انتظامي و امنيتي جريان دارد و جنابشان بر اساس اصل مسووليت بايد پاسخگوي آن باشند . اينكه رياست قوه قضاييه پس از سالها رياست بر اين نهاد و بارها تذكر ، براي چندمين بارو اين بار گزارشي تا اين حد تكان دهند ه ناچار مي شود همان تذكراتي را تكرار كند كه بارها بر آن تاكيد كرده است ، جز وجود يك جريان مقاوم در برابر دستور بالاترين مسوول نهاد قضايي كشور در اين نهاد و نهادهاي موازي ، نشانه امر ديگري نمي تواند باشد وجناب آيت الله شاهرودي در اولين قدم بايد اين ريشه ها را با معرفي متخلفان به افكار عمومي و محاكمه و مجازات و بركناري آنها از نظام قضايي بخشكاند و در آن صورت است كه هيچ فرد حقيقي و حقوقي به خود اجازه بي اعتنايي به قانون را نمي دهد و در دل دولت ،دولت خود را تشكيل نمي دهد و باور پيدا مي كند دوره حكومت هاي ملوك الطوايفي قرنهاست كه پايان يافته است .
سيد محمد خاتمي چند روز ديگر كرسي رياست جمهوري را به محمود احمدي نژاد رييس جمهوري منتخب خواهد سپرد و همانطور كه خود گفته است به بنيانگذاري نهادي مطالعاتي در حوزه فرهنگ و انديشه خواهد پرداخت و در ابتداي كار يك دو هفته نامه نيز در اين حوزه منتشر خواهد كرد و از آن پس بايد " خاتمي رييس جمهوري " را در صندلي "مدير رسانه " ديد كه نشان جايگاه و مرتبه بالاي كار ارتباطي و فكري در افكار آقاي خاتمي است .
سيد محمد خاتمي در سمت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رييس جمهوري اگر يك كار هم كرده بود ، آنرا در نزد روزنامه نگاران براي هميشه محبوب ساخته است . آن كار سيد محمد خاتمي اعتقاد نظري و عملي به عدم معصوميت مقامات و مسوولين و قابل نقد بودن آنهاست . سيد محمد خاتمي در طول هشت سال رياست جمهوري خود بارها حتي آنزمان كه برخي از همكاران او به بهانه تعرض به حريم شخصي و حقوقي رياست جمهوري به طرح دعوا در محاكم عليه رسانه اي و يا روزنامه نگاري پرداختند ، با گذشت و چشم پوشي و حتي انتفاد از عمل دوستان و همكاران خود و پس گرفتن شكايت ، نشان داد كه در ديدگاه خود پايدار است و اين باور را در ميان اعضاي كابينه اش نيز توسعه داد . با اين همه ، نوع و جنس نگاه مقامات و مسوولين در كشور به رسانه ها بويژه مطبوعات در سالهاي اخير ، همواره يك نگاه امنيتي بوده است . نگاهي كه مي توان آنرا بزرگترين و اساسي ترين مانع در توسعه كيفي رسانه ها دانست . در طول هشت سال گذشته دهها روزنامه به واسطه همين نوع نگاه و البته استناد به قانوني كه براي برخورد با اشرار و اوباش در دهها سال پيش وضع شده بود ،به محاق توقيف و تعطيلي كشيده شدند و روزنامه نگاران بسياري پاي ميز محاكمه آورده شدند كه سرانجام اغلب آنها زندان ، زندانهاي تعليقي و وثيقه هاي كلان بود كه در مورد كمتر مجرمي حتي مجرمان اقتصادي با جرائم فوق العاده سنگين اعمال شده بود.
آنگونه كه " وحيد پور استاد " محقق در مقدمه جلد اول " آراء جرايم مطبوعاتي " مي نويسد : " در يكصد سال گذشته نسبت و مناسبات روزنامه نگاران و دست اندركاران مطبوعات با حقوق و قوانين موضوعه و جاري در كشور و روابط شان با دستگاههاي قضايي و مجريان قانون از يك سو محل طرح و بحث هاي پيش برنده حقوق اجتماعي بوده و از ديگر سو مخل فعاليت پايدار و متداوم روزنامه نگاران پيش رو،مستقل و دگرگونه خواه بوده است ."
عمده ميثاق ميان رسانه ها و دولت به معناي عام آن ، قانون اساسي مي باشد كه در آن بر آزادي رسانه ها در حدود مقرر ومعين تاكيد شده و اصل بر اين است كه قانون مطبوعات كه ناظر و تنظيم كننده بخش اجرايي اين اصل از قانون اساسي است ، همسو با آن قرار دارد . سخنان ، بخشنامه ها و دستور العمل هاي اخير رياست قوه قضاييه در خصوص نحوه رفتار محاكم با رسانه ها و دست اندركاران آن كه در مواردي نيز همراه با انتقاد از نحوه تعامل دستگاه قضايي با رسانه ها بوده است – از جمله انتقاد ايشان به صدور احكام بازداشت و
قبل از آن مي كند ، رسانه ها نه تنها تهديد نيستند ، بلكه اگر نظام سياسي بخواهند مشروط بر آنكه نوع و جنس نگاهش تغيير كند ، يك فرصت است .
رييس جمهوري منتخب در دوره مسووليت شهرداري تهران و پيش از آن در سمت استاندار اردبيل نشان داده است كه به نقش و اهميت كار رسانه ها در تنوير افكار عمومي و
برقراري ارتباطات جمعي و عمل به مثابه پلي ميان توده هاي مردم و مسوولين و مسوولين و مردم واقف است و همانطور كه خود در اولين مصاحبه مطبوعاتي اش پس از انتخاب به رياست جمهوري گفت از رسانه ها خواهد خواست تا ناظر و منتقد كار دولت باشند. اين خواسته كه وظيفه ذاتي رسانه ها در مقام نمايندگان افكار عمومي را متذكر مي شود ، زماني محقق خواهد شد كه نوع نگاه ها به رسانه ها در تمامي مراتب قدرت در كشور و ميان همه كارگزاران تغيير كند . رييس جمهوري منتخب در سوگند خود عهده خواهد كرد كه از جمله پاسدار قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي باشد . قانون اساسي ، آزادي عمل رسانه ها را در چهارچوب قانون تضمين و مورد حمايت قرار داده است و اين انتظار به جاست كه از او خواسته شود تا در مقام بالاترين مقام اجرايي كشور و دومين فرد نظام ، قانون اساسي را مبناي تعاملات دولت خود با رسانه ها قرار دهد و ايمان داشته باشد كه تحقق شعارهاي اصلي دولتش در همكاري نزديك با رسانه ها و همانطور كه خود او گفته با نظارت آنها ممكن است.
سال 1376 درقزاقستان مامور به خدمت بودم . انتخابات رياست جمهوري دردوم خرداد آن سال و اينكه چه كسي رييس جمهوري خواهد شد، مثل همه خانواده هاي ايراني ، آنجا نيز محور اصلي صحبت ايراني ها بود كه عده شان گرچه كم ولي در مسايل سياسي مربوط به كشور بسيار فعال و پر انرژي ظاهر مي شدند. در آن سال همه چيز براي پيروزي رقيب آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري درميان ايراني هاي مقيم آماده شده بود . تبليغات گسترده و ورود غير رسمي برخي ارگانها به بحث انتخابات و حمايت آنها و بالاترين مقام ايراني در آنجا از نامزد رقيب ، به نظر مي رسيد كه كار را آنچنان پيش برده باشد كه آقاي خاتمي نخواهد توانست راي ايراني هاي مقيم قزاقستان را به دست بياورد .
تبليغات گسترده و لابي هاي سياسي تا آنجا پيش رفت كه رقيب آقاي خاتمي در آن انتخابات در سفري تبليغاتي به آلماتي ( پايتخت وقت قزاقستان ) آمد و علاوه بر ديدارهايي با ايراني هاي مقيم به ملاقات بالاترين مقامات قزاقستان رفت. شاهد بودم در آن سفر و در جريان ديدار با نور سلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان ، او كه نامزد رقيب آقاي خاتمي را پيروز انتخابات گمان مي كرد و بر اين باور بود كه او قطعا رييس جمهوري بعدي ايران خواهد بود ، تا پايين پله هاي كاخ رياست جمهوري به استقبال ميهمان خود آمد و در مقابل دوربين عكاسان و فيلم برداران و خبرنگاران بسيار با ميهمان خود دست داد و از او به گرمي استقبال نمود و روساي دو نهاد قانون گذاري قزاقستان نيز در استقبال از ميهمان ايراني سنگ تمام گذاشتند.
اخباري كه از داخل كشور و از ميان خانواده هاي ايراني مي رسيد اما چيزديگري را حكايت مي كرد . خبرها مي گفت كه شانس آقاي خاتمي بسيار بالا است و او بالاترين راي ايراني ها را به دست خواهد آورد . با اين وجود آخرين نظرسازيهاي ! برخي رسانه ها و نهادها نشان مي داد كه رقيب او پيروز انتخابات خواهد بود .
روز اول خرداد 1376 يك تيم ورزشي از جوانان دونده براي شركت در مسابقاتي آسيايي وارد آلماتي شد و به اين ترتيب جمع ايراني هاي مقيم كه واجد شرايط راي دادن بودند ، نزديك به شصت نفر شد . صبح روز دوم خرداد صندوق راي در محل سفارت آماده دريافت آراي ايراني ها بود . كار راي گيري با استقبالي كه ايراني ها نشان دادند در همان يكي دو ساعت شروع راي گيري پايان يافت و عملا همه راي دهندگان ، آراي خود را به صندوق انداختند ولي صندوق بر طبق قانون تا آخرين دقايق مقرر در قانون براي راي دهندة احتمالي كه شايد از راه برسد ، برقرار بود. آراي به صندوق ريخته شده همان شب شمارش و به وزارت امورخارجه براي انعكاس به ستاد انتخابات كل كشور گزارش شد. آقاي خاتمي تنها با چند راي بيشتر ، در قزاقستان نيز راي اكثر ايراني ها را به دست آورد چند نفري تقصير را به گردن ميهمانان ورزشكار انداختند كه پيش بيني ها را به هم زدند .
صبح روز سوم خرداد ورزشكاران ايراني در استاديوم مركزي شهر آلماتي به رقابت پرداختند . دريكي دو مسابقه اول، جوانان ايراني سرشناس ترين دونده هاي آسيا را پشت سر گذاشتند و مدالهاي طلا را به گردن آويختند . در تماسي با تهران متوجه شدم كه نظر سنجي هاي غير رسمي كاملا درست بوده و آقاي خاتمي با اكثريت مطلق توانسته است به رياست جمهوري برگزيده شود . در همان لحظات يكي از دونده ها كه با او آشنا شده بودم و مي دانست من خبرنگارم به سراغم آمد و با شور و هيجاني خاص پرسيد كه از تهران و از نتيجه
كه مدال طلاي خود را به سينه داشت به يكباره به بالا جست و با خوشحالي تمام فرياد زد: " آخ جون – خاتمي رييس جمهوري شد."
ابراز احساسات دونده طلايي با كف زدن و هورا كشيدن جند نفري از ايراني هاي ورزش دوست كه در استاديوم حاضر بودند، همراه شد و هزاران تماشاچي قزاق و غيرقزاق كه گمان كرده بودند دونده طلايي ايراني در آن گوشه استاديوم مورد تشويق حضار قرار گرفته است ، شروع به كف زدن كردند .
آن روز شايد تماشاچي هاي غير ايراني ندانستند كه ابراز خوشحالي و خرسندي چند نفر ايراني در آن سوي استاديوم براي موفقيت آقاي خاتمي است ، ولي امروز مي دانند كه يك " ملت " يا كف زدن و تقدير رييس جمهوري خود را در پايان هشت سال خدمتش بدرقه مي كند.
