" نيويوركر " يك هفته نامه آمريكايي در شماره اين هفته خود از رسوايي سياسي تازه اي خبر مي دهد كه كاخ سفيد آمريكا و شخص جرج بوش رييس جمهوري اين كشور مرتكب آن شده است . هفته نامه آمريكايي كه پيشتر از شكنجه هاي غير انساني زندانيان عراقي به دست سربازان آمريكايي در زندان ابوغريب عراق گزارش هاي پيگيرانه و افشاگرانه متعددي چاپ كرده است، اين هفته فاش مي كند كه جرج بوش برخلاف قوانين ايالات متحده ، قانون انتخابات عراق و منشور حقوق بشر ( فصل مربوط به نحوه برگزاري انتخابات و حقوق مردم در انتخاب زمامداران خود ) و در چهارچوب يك برنامه پنهاني با تزريق مبالغ هنگفتي پول و در اختيار گذاشتن امكانات فوق العاده گسترده تبليغاتي در اختيار يك جناج حامي و مدافع منافع آمريكا در عراق ، سعي كرده است تا تمايل مردم اين كشور را در انتخابات اخير مجمع ملي عراق به سوي نامزدهاي مورد نظر منحرف سازد .
" سيمور هرش " گزارشگر هفته نامه آمريكايي كه در تاييد نوشته خود شهادت چند مقام آمريكايي را نيز آورده است ، مي نويسد كه :" واشنگتن نسبت به احتمال تلاش خارجي ها از جمله ايران براي اعمال نفوذ در انتخابات ( مجمع ملي عراق - 11بهمن 1383)عراق نگراني داشت كه موجب شد امكان فعال شدن در انتخابات مورد بررسي قرا ر گيرد ... اياد علاوي كه چند ماه پيش از (انتخابات ) از سوي آمريكا به نخست وزيري موقت عراق منصوب شده بود از جمله افرادي است كه از انواع پشتيباني هاي پنهان دولت بوش سود برد ... برخي از مقام هاي امنيتي سابق آمريكا اظهار داشته اند كه هدف از برنامه بوش، پيروز كردن علاوي و حزب او در عراق نبود ، زيرا در آن صورت غير واقعي بودن انتخابات معلوم مي شد و در آن زمان دولت بوش تلاش داشت فقط از شكست سنگين علاوي جلوگيري و موقعيت او را در برابر احزاب ديگر حفظ كند."
در هر حال نتيجه انتخابات پارلماني عراق آن چيزي نشد كه آمريكا مي خواست و براي آن هزينه هاي كلان كرده بود. مردم عراق در اين انتخابات نشان دادند كه بسيار فهيم هستند و قادرند از موقعيت به دست آمده براي ساختن عراقي تازه كه در آن مردم سالاري واقعي حاكم باشد ، استفاده كنند. نتيجه انتخابات عراق همچنين نشان داد كه تئوريهاي سياسي مانند " ترساندن مردم و نگران كردن آنها " هميشه و همه جا كار برد ندارد. از تكنيك هاي پروپاگاند( تبليغات سياسي ) يكي " ترس " است و آمريكا با ادعاهاي موهوم سعي در ايجاد اين حالت در ميان مردم عراق داشته و دارد . ترس از ايران و نفوذي كه آمريكا ادعا مي كند ايران در تلاش آن به خصوص در ميان جامعه اكثريت شيعه عراق دارد ، در اين راستا قابل ملاحظه و تامل و تعمق است.
ايران در موقعيت هاي مختلف نشان داده است كه هرگز به دنبال كسب جايگاه خاص و يا حتي نفوذ ويژه در ميان مردم و دولت مردان اينك عموما شيعه عراق نبوده و نيست . ايران همواره تاكيد كرده است كه " ادعاي دخالت در امور داخلي عراق توهين به مردم فهيم اين كشور و رهبران و فرهيختگان آن است " و نه به خود و نه به ديگران اجازه اين توهين را نخواهد داد. يكي از اهداف اساسي آمريكا از حضور در عراق كه در آينده مفصلا به آن خواهم پرداخت ، برتري همه جانبه اسراييل در منطقه خاوميانه است . اين هدف آمريكا زماني تامين خواهد شد كه دو قدرت منطقه يعني عراق و ايران از معادلات سياسي جاري به دور نگه داشته شوند . به اين ترتيب هر تلاشي براي نزديكي دو كشور كه تاريخ ، ريشه ها و علقه هاي مشترك بسياري دارند ، در نزد مقامات كاخ سفيد در تضاد با منافع آمريكا ارزيابي مي شود و سفر ابراهيم جعفري نخست وزير عراق به تهران و واكنشي كه مقامات آمريكايي نسبت به آن نشان دادند و در سخنان روز چهارشنبه " زلمي خليل زاد " سفير آمريكا در عراق كه بار ديگر ادعاهاي بي پايه واساس دخالت ايران در امور داخلي عراق را مطرح كرد نيز پيدا بود ، مصداق اين گفته است.
با وجود رهايی از حکومت صدام حسين، عراق و رهبران جديد آن با مشکلاتی اساسی مواجهند. بزرگترين اين چالشها اعاده نظم و آرامش، ايجاد يک نظام سياسی جديد و بازسازی کشور هستند.
نيروهای ائتلاف نظامی به رهبری آمريکا با حملات گروههای شبه نظامی و شورشهای مسلحانه مواجهند و آژانسهای بين المللی و کارکنان غيرنظامی ائتلاف هدف حمله قرارگرفته اند.
رژيم صدام حسين سه هفته پس از شروع حملات نظامی نيروهای ائتلاف در آوريل ۲۰۰۳ متلاشی شد. توجيه اصلی اين اقدام ادعای وجود تسليحات کشتار جمعی در عراق بود.
با هدف قرار گرفتن بغداد توسط موشکهای آمريکايی در اوايل بامداد ۲۰ مارس ۲۰۰۳ جنگ به منظور سرنگونی رهبر عراقی آغاز شد.
با وجود مقاومت حکومت در بغداد نيروهای زمينی آمريکا و بريتانيا از جنوب داخل عراق شدند و در ۹ آوريل نيروهای آمريکايی موفق به تسخير مرکز بغداد و در نتيجه سقوط رژيم صدام گرديدند.
عراق تحت حکومت صدام دو بار جنگ را تجربه کرده بود. بار اول در دهه ۱۹۸۰ برابر ايران، کشور همسايه، و بار دوم در سال ۱۹۹۱ مقابل نيروهای يک ائتلاف نظامی به رهبری آمريکا که برای آزاد ساختن کويت پس از اشغال آن از سوی عراق نيروهای خود را به منطقه اعزام کرده بود.
عراق کنونی که مابين رودخانه های دجله و فرات واقع شده است کم و بيش محيطی را در بر می گيرد که در گذشته بين النهرين و مهد تمدنها نام داشت.
در قرون وسطی عراق مرکز امپراطوری اسلامی بود و بغداد پايتخت سياسی و فرهنگی اين منطقه که از مراکش تا شبه قاره هند را در بر گرفته بود.
تهاجم مغولها در قرن سيزدهم نفوذ عراق را کاهش داد و از آن پس تا کسب استقلال از بريتانيا در سال ۱۹۳۲ اين کشور نقشی جزيی در منطقه ايفا می کرد.
در پی بر انداختن حکومت سلطنتی در سال ۱۹۵۸ و کودتايی در سال ۱۹۶۸ عراق به يکی از مراکز ناسيوناليسم عربی تحت کنترل حزب بعث تبديل شد. نفت کشور را چنان غنی کرد که در بدو رياست جمهوری صدام حسين در ۱۹۷۹ حدود ۹۵ در صد از درآمد ارزی کشور از نفت حاصل می شد.
ولی جنگ با ايران از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ و جنگ خليج فارس در پی اشغال خاک کويت از سوی عراق در ۱۹۹۱، همراه با تحريمهای بين المللی متعاقب، آثار مخربی بر اقتصاد و جامعه عراق وارد آورد. در سال ۱۹۹۱ سازمان ملل متحد گزارش داد که عراق به مرحله ماقبل صنعتی شدنش بازگشته است. گزارشهای بعدی وضع معيشت کشور را پايين ترين سطح ضروری برای زندگی توصيف کرد.
اقليت کرد عراق خود را از حکومت جدا ساخته و منطقه ای نيمه خودمختار در شمال کشور ايجاد کرده است.
جمعيت: ۲۵.8 ميليون (سازمان ملل متحد ۲۰۰4)
پايتخت: بغداد
مساحت: ۴۳۸,۳۱۷ کيلومتر مربع
زبان اکثريت: عربی، کردی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: مردان: ۵۹ سال - زنان ۶۱ سال
واحد پول: ۱ دينار عراقی= ۱۰۰۰ فلس
صادرات عمده: نفت خام
در آمد سرانه: مشخص نيست
نشانه حوزه اينترنت: iq
کد بين المللی تلفن: 964+
رئيس جمهوری دولت انتقالی: جلال طالبانی
نمايندگان مجمع ملی – پارلمان انتقالی عراق در آوريل ۲۰۰۵جلال طالبانی از رهبران کردهای عراق را به مقام رياست جمهوری دولت انتقالی که سمتی عمدتأ تشريفاتی است برگزيدند.
با انتخاب جلال طالبانی به بن بست سياسی که از زمان برگزاری انتخابات مجمع ملی عراق بر سر انتخاب رئيس جمهور ی به وجود آمده بود پايان داده شد.
جلال طالبانی رهبر اتحاديه ميهنی کردستان عراق، يکی از دو حزب اصلی کردهای شمال عراق است.
او نخستين فرد غير عرب است که به رياست جمهوری يک کشور عرب انتخاب می شود. او قول داده است که برای بازسازی عراق با تمام گروهای قومی و جناحهای مذهبی همکاری کند.
در ترکيب سه نفره رياست جمهوری عادل عبد المهدی يک شيعه مذهب و غازی الياور رييس جمهور ی پيشين دولت انتقالی غازی الياور که تاجری مسلمان اهل سنت و رهبر يک طايفه عراقی است، به عنوان معاونان رييس جمهور ی تعيين شده اند.
نخست وزير موقت (تازه تعيين شده) : ابراهيم جعفری
اندکی پس از سوگند ياد کردن جلال طالبانی در ۷ آوريل ۲۰۰۵ ابراهيم جعفری به عنوان نخست وزير از طرف رييس جمهور و معاونان او به سمت نخست وزير انتخاب شد.
آقای جعفری از رهبران حزب الدعوه اسلامی يک ماه برای تعيين کابينه دولت انتقالی خود فرصت دارد. وظيفه اصلی اين کابينه تدوين قانون اساسی دائمی برای عراق خواهد بود تا راه را برای انتخابات آتی عراق در ماه دسامبر هموار سازد.
آقای جعفری که نامزد ائتلاف شيعيان بود در انتخابات ماه ژانويه بيشترين کرسی های پارلمان را از آن خود کرد. او که يک پزشک است به دنبال سرکوبی قيام شيعيان عراق عليه صدام حسين به تبعيد رفت و بيشترين دوران خود در تبعيد را در بريتانيا و ايران گذراند

" ابراهيم جعفري " نخست وزير عراق كه در راس هياتي از وزراي كابينه خود به ايران آمده است ، قرار دادهايي را براي توسعه همكاري هاي اقتصادي امضا كرده كه به فعل در آمدن آنها مي تواند سطح روابط دو كشور را توسعه و تعميق بيشتري ببخشد. عراق براي ايران بازاري بزرگ است و طرح بازسازي اين كشور كه از آن به عنوان بزرگترين طرح اقتصادي مطرح در پنجاه سال اخير نام برده مي شود ، اين امكان را به ايران مي دهد كه بتواند با توجه به قابليت هاي بالاي خود از اين بازار سهمي در خور بدست آورد. بنا بر برآوردها ، هزينه بازسازي عراق در يك دوره بيست ساله 300 ميليارد دلار خواهد بود كه بناست صرف احياي زير ساخت هاي مخابراتي ، كشاورزي ، صنعتي ، آب و برق ، بهداشت ، آموزش و سيستم هاي ارتباطي شود و سازمانها ، نهادها و شركتهاي دولتي و خصوصي ايراني با توجه به تجربه و توانايي هاي بالاي فني و اجرايي قادرند چنانچه برنامه ريزي مناسب و حمايت لازم از آنها صورت گيرد ، سهمي شايسته از اين بازار به دست آورند.
به لحاظ بين المللي نيز با توجه به ابراز علاقه بازيگران خارجي حاضر در صحنه عراق براي ورود ايران به بازاراين كشور به ويژه براي كمك به بازسازي آن و تمايل دولت بغداد به اين همكاري ، مي توان گفت كه موانع سياسي حضور در بازار عراق براي طرف هاي ايراني به سطحي كاهش يافته است كه مي توان با كمترين نگراني وارد آن شد. حجم يك ميليارد دلاري مبادلات تجاري ميان ايران و عراق در سال گذشته آنگونه كه كاردار جمهوري اسلامي ايران در بغداد از آن خبر داده است ، اين نكته را به نهادهاي مسوول و متولي امور اقتصادي كشور گوشزد مي كند كه بايد با اعمال تدابير لازم فعاليت و حضور در اين بازار و قاعده حاكم بر آن را نهادينه كنند تا تجربه هاي بدست آمده در همكاري هاي اقتصادي با برخي كشورها در سالهاي اخير تكرار نشود.
ايران و عراق توانايي ها و قابليت هاي فراواني براي همكاري دو جانبه درعرصه اقتصادي دارند كه بسياري از اين زمينه ها يا فعال نشده است و يا در سطحي بسيار پايين جريان دارد. در اولين قدم دو كشور بنظر مي رسد كه مي بايستي با ايجاد پست " وابسته بازرگاني " در هيات سياسي خود در كشور مقابل ، به امكان سنجي بپردازند . برگزاري نمايشگاه و بازار دائمي از كالاهاي توليدي هر يك از دو كشور و امكانات و توانايي هاي قابل صدور در كشور مقابل يكي از راههايي است كه مي تواند به اين امكان سنجي و شناخت طرفين از يكديگر كمك اساسي كند. مقامات ايراني با توجه به روابط گذشته با عراق شايد حق داشته باشند كه از سطح مبادلات خود با اين كشور در يك سال گذشته ابزار رضايت كنند ،اما يقينا به اين نكته توجه دارند كه سطح مبادلات با عراق به رغم توانايي هاي بالاي كشور و نيازهاي بازار مقابل ، هنوز بسيار پايين تر از سطح مبادلات ديگر همسايگان عراق مانند تركيه و اردن با اين كشور است كه بازارهاي آنها قابليت ، گستردگي و تنوع بازار ايران را ندارند.
برخلاف كشورهاي آسياي مركزي و افغانستان ، عراق داراي زير ساخت هاي مالي و بانكي با سابقه است كه كار اقتصادي در اين كشور راآسان و ريسك آ ن را كاهش مي دهد ، با اين وصف هر خطري را كه متوجه سرمايه هاي بكار گرفته شده باشد ، مي توان از طريق صندوق هاي ضمانت و نظام هاي بيمه اي از بين برد. سهم قابل ملاحظه اي از مبادلات تجاري كنوني بين ايران و عراق از طريق بازارچه هاي مرزي صورت مي گيردكه اگر چه در رونق اقتصادي مناطق مرزي دو كشور و مرز نشينان موثر بوده است ، اما لازم است دو طرف فراتر از آن نگرسته و دامنه همكاريهاي خود را به عمق اقتصادي يكديگر ببرند. قرار دادهايي كه در فاصله دو روز گذشته ميان ايران وعراق براي همكاري هاي اقتصادي امضا شده است ،از جمله قرار داد انتقال نفت بصره به پالايشگاه آبادان و يا ابراز تمايلي كه وزراي
اقتصادي دولت بغداد براي همكاري در ديدار از مركز اقتصادي بزرگ ايران مانند صنايع
خودرو سازي و يا شييمايي ابراز داشته اند،نشان مي دهد كه نوع ،شكل و سطح همكاري هاي اقتصادي دو طرف مي تواند بسيار فراتر از آنچه تاكنون عمل گرديده و شناخته شده است ، باشد.
ايران كشوري است با رشد اقتصادي مناسب و اين رشد ايجاب مي كند كه در فكربازارهاي تازه براي توليدات كشور باشيم . عراق با جمعيت قابل ملاحظه و زائران و گردشگران بسيار و قرار گرفتن در مسيري كه مي تواند بازارهاي ديگر را به روي توليدات ايراني باز كند ، شايسته است در سياست هاي اقتصادي كشور جايي مناسب پيدا كند ، به علاوه ايران مي تواند بهترين فرصت و امكان را به عراق براي صدور توليدات خود هم به داخل ايران و هم به كشورهاي ديگر منطقه به خصوص كشورهاي آسياي مركزي و حوزه خليج فارس و غرب شبه جزيره هند بدهد و همچنين بنادر خود را به روي عراق براي واردات و صادرات باز كند و اين همه مي تواند علاوه بر اقتصاد ، در زمينه سياسي نيز زمينه را براي ارتقاي هر چه بيشتر سطح روابط ميان دو كشور ايران وعراق هموار كند.
والسلام
همراه آقاي جعفري نخست وزير عراق شمار زيادي از وزراي كابينه او نيز به تهران آمده اند و قرار است در اين سفر چند توافقنامه تازه براي توسعه همكاريهاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي امضا شود كه سطح روابط دو كشور را بالاتر خواهد برد. ايران و عراق ظرفيت هاي بسياري در زمينه هاي مختلف بويژه اقتصادي ، صنعتي ، فني ، بازرگاني و گردشگري دارند كه اشتراكات آنها را تقويت مي كند ولي متاسفانه در طول دهه ها حكومت بعثي ها بر عراق از آن استفاده نشد و فعال نگرديد و حال دو طرف انتظار دارند كه فضاي جديد گشوده شده در مناسبات دو كشور ، اين امكان را سريعا فراهم آورد تا تهديد ها را به فرصت و ضعف ها را به قدرت براي توسعه ، بهبود و ارتقاي سطح روابط تبديل سازند. آنگونه كه كاردار ايران در عراق گفته است ، سطح روابط تجاري بين عراق و ايران طي يك سال نزديك به يك ميليارد دلار بوده است و ايران قابليت تامين بيشتر بازار عراق را در زمينه تامين نيازهاي معيشتي و نيز صدور خدمات فني و مهندسي دارد.
از جمله قرار دادهايي كه در جريان سفر نخست وزير عراق به تهران امضا خواهد شد ، قرار داد احداث خط لوله اي خواهد بود كه نفت حوزه هاي جنوبي عراق و از جمله بصره را براي پالايش به پالايشگاه آبادان منتقل خواهد كرد و به اين ترتيب عراق خواهد توانست بر يكي از مشكلات خود كه صدور نفت و دريافت فرآورده هاي پالايش شده است ، قائق آيد . پروتكل همكاري هاي دو جانبه در يخش ارتباطات جاده اي و حمل و نقل و انتقال كالا از آسياي مركزي به عراق از ديگر قرار دادهايي است كه مقامات ايران و عراق در اين سفر به پاي آن امضا خواهند گذاشت .
امروزه صدام حسين مهمترين مانع بر سر راه بهبود و توسعه روابط دو كشور از صحنه سياسي عراق حذف شده است و در راس دولت اين كشور افرادي قرار گرفته اند كه براي سالهاي طولاني و به جهت نزديكي هايي كه وجود داشت ، قادرند پيام هاي دوستي و همكاري تهران را درك كنند و دست آنرا بفشارند. ايران دلايل بسياري دارد كه نگران ادامه نا آرامي در عراق باشد . هرگونه درگيري درعراق و ناآرامي در اين كشور برروي امنيت ملي ايران تاثير منفي خواهد گذاشت و علاوه بر آن منافع و موقعيت اكثريت جمعيت عراق را كه از شيعيان هستند ، به خطر مي اندازد و مهمتر از همه هنوز مسايلي بين دو كشور بخصوص بعد از جنگ تحميلي هشت ساله رژيم بعثي عراق و 17سال پس از برقراري آتش بس بين دو كشور وجود دارد كه با وجود و حضور يك دولت قدرت مند مركزي در عراق ، قابل حل است.
. به نظر مي رسد كه با توجه به مواضع صريح دكتر جعفري نخست وزير عراق در خصوص اهميت روابط كشورش با ايران كه نشان از اراده اي در بالاترين سطح در ميان مقامات عراقي براي بهبود مناسبات با تهران دارد و همزمان موضع گيري اخير " ذلمي خليل زاد " سفير آمريكا در بغداد كه از بهبود روابط تهران و بغداد استقبال كرده است ، با احتياط بايد خوشبين بود كه موانع اصلي بر سر راه توسعه مناسبات دو كشور كم رنگ شده اگر چه بعيد به نظر مي رسد كه آمريكا نخواهد با توجه به ادامه خصوميت در روابط تهران و واشنگتن از موقعيت خود در عراق براي تنظيم روابط با ايران استفاده نكند.
اظهارات پنجشنبه شب هفته گذشته سيد محمد خاتمي رييس جمهوري اسلامي ايران در گفت و گو با شبكه تلويزيوني " العربيه " ديدگاههاي ايران را براي همكاري با عراق بسيار شفاف ترسيم كرد . همانگونه كه سيد محمد خاتمي گفت ، با وجود آن كه شيعيان اكثريت مردم عراق را تشكيل مي دهند و ايران مناسبات حسنه اي با آنها دارد ، اما تهران همواره مدافع برقراري دموكراسي درعراق بوده است تا همه گروه ها و قوميت ها در اين كشور بتوانند در سايه دموكراسي نقش خود را ايفا كنند و ايران هرگز به دنبال آن نبوده است كه مدل حكومتي خود را به كشوري ديگر و از جمله عراق تحميل كند.
سازمان ملل گرچه رژيم بعثي عراق را آغاز گر جنگي ويرانگر با ايران دانسته است كه هشت سال طول كشيد ، ولي تهران بعد از سقوط صدام نشان داده است كه مايل نيست روابط تازه با بغداد را تحت تاثير آن دوران تلخ و خاطرات تلخ تر آن قرار دهد. با اين همه مقامات تهران حتما به هيات عراقي خواهند گفت كه خواهان آن هستند تا براي تعميق روابط و از بين بردن هر عاملي كه مانع آن باشد و يا سايه خود را بر آن بيندازد ، مسايلي كه بين دو كشور وجود دارد هر چه زودتر حل و فصل شود . 17سال بعد از پايان جنگ تحميلي ، همچنان بين دو كشور حالت " ترك مخاصمه " برقرار است كه لازم است هر چه زودتر جاي خود را به " قرار داد صلح " بدهد . قرار داد الجزاير براي رفع اختلافات مرزي ميان عراق با ايران يك سند معتبر بين المللي و مورد تاييد نهادهاي جهاني مانند سازمان ملل و دو كشور مي باشد كه بهتر است دولت منتخب عراق تعهد خود را به آن اعلان كند .
مساله ديگر در روابط ايران و عراق كه مي تواند روابط خوب و رو به گرمي دو كشور را متاثر سازد ، ادامه حضور شماري از تروريست هاي گروهك منافقين تحت حمايت آمريكا در خاك عراق است . نهادهاي امنيتي ايران ، گروهك تروريستي منافقين را كه از درون متلاشي شده است ، تهديد امنيتي براي كشور نمي دانند ، ولي افكار عمومي ايران وجود و حضور تروريست ها را در خاك كشوري كه مي خواهد گذشته ها را جيران كند ، نمي پذيرد. والسلام
اطلاعاتي كه پليس لندن روز سه شنبه انتشار داد، نشان مي دهد ، چهار نفري كه به گفته پليس عامل بمب گذاري هاي پنجشنبه هفته گذشته در پايتخت انگلستان شناخته شده اند ،" انگليسي و متولد اين كشور هستند" . اين عده اهل شهر " يورکشر غربی " در شمال انگليس معرفي شده اند كه جغرافياي انساني بريتانيا مي گويد در آن مسلماناني زندگي مي كنند ولي شمار آنها چندان زياد نيست . پليس لندن كه اطلاعات خود را به صورت قطره چكاني منتشر مي كند در اولين قدم يقينا رد مواد منفجره بكار رفته در انفجارهاي اين شهر را به دست آورده است و مي داند كه اين مواد از كجا و چگونه به دست بمب گذارها رسيده است . در مواد منفجره ، مواد اضافه خاصي بكار برده مي شود كه حالت انحصاري دارد و در صورت انفجار مي توان با رد گيري آن بسرعت براي تحقيقات تعيين مسير كرد. آنچه در پي حوادث لندن در سطح جهاني و با گسترده ترين پوشش خبري و تبليغي امپرياليسم رسانة اي صورت گرفت ، تهاجمي فوق العاده سنگين به اسلام و مسلمانان بود كه به صورتي كاملا سازمان يافته آنها را آنگونه هدف تبليغي قرار داد كه گمان برده شود بدون هيچ ترديدي بمب گذاريهاي لندن كار مسلمانان و يا گروهي ساخته و پرداخته امپريالسيم سياسي و نظامي جهان بوده است كه براي تامين هد ف نهايي پديد آورندگان خود ، نامي از اسلام را نيز يدك مي كشد.
برائت يك اصل پذيرفته شده در تمام رژيم هاي سياسي و حقوقي است و اخلاق به معناي عام آن و اخلاق سياسي به طور خاص ، حكم مي كند تنها زماني انگشت اتهام به سوي فرد و يا گروهي نشانه رود كه مدارك و اسناد متقن براي انتساب اتهام وجود داشته باشد، و علاوه بر آن ادعاي مطرح شده در دادگاه صالحه به اثبات رسيده برسد ، امري كه در حادثه لندن نيز به هيچ انگاشته شد . متعاقب بمب -گذاريهاي لندن نه تنها رسانه هاي وابسته به بلوكهاي قدرت در جهان ، كه شماري از سران كشورها از جمله رييس جمهوري آمريكا و نخست وزير بريتانيا بدون اينكه ابتدايي ترين اصول اخلاقي مورد اشاره را رعايت كنند ، فارغ از "اصل مسووليت " در برابر اظهارات خود ، مسلمانان را مورد اتهام قرار دادند و بوش تا آن حد جلو رفت كه حادثه لندن را " ستيز" به گفته او" عليه جهان متمدن " دانست كه "مخالفان نمادهاي آزادي درغرب " به آن دست زده اند. از بوش كه خرد سياسي خود را در پي حوادث تروريستي 11 سپتامبر 2001 و حمله تروريست ها به ساختمان دو قلوي تجارت جهاني با برافراشتن پرچم جنگ هاي صليبي جديد نشان داد ، شايد انتظاري جز اين نمي بايد داشت ، اما " بلر" كه كشورش سابقه حضوري استعماري در كشورهاي اسلامي دارد و به علاوه تاريخ حضور و زندگي مسلمانان در انگلستان را مي داند ، بايد و يقينا اين مهم را به ياد بياورد و در ياد داشته باشد كه بسياري از آنچه كه غرب امروز از آن به عنوان " مظاهر تمدن " ياد مي كند را مديون اسلام و مسلمانان است . اطلاعات منتشر شده توسط پليس لندن تا همين جا نشان مي دهد كه بمب گذاري پنجشنبه هفته گذشته در لندن به مانند مورد مشابه آن در اوكلاهماي آمريكا در سال 1996 كه فردي به نام " تيموتي مك وي " مسبب آن دانسته و بعد از محاكمه اي جنجالي تحت سانسور شديد رسانه اي اعدام شد ،" شورش حاشيه " عليه " متن " بوده است ، كه ريشه هاي آنرا بايد در درون خود انگليس ديد و يافت . ريشه -هايي كه چهار شهروند متولد اين كشور و بزرگ شده با فرهنگ انگليسي را به آنجا مي رساند كه دست به چنين اعمالي بزنند.
حادثه اوكلاهما و سيري كه تا روشن شدن نحوه انجام و دستگيري عامل آن طي كرد ، از بسياري جهات شبيه به بمب گذاريهاي لندن بود . در پي حادثه اوكلاهما نيز دولت مردان آمريكا و رسانه هاي اين كشور بلافاصله مسلمانان را به دست داشتن در آن متهم كردند و ماهها يك جريان تبليغاتي گسترده را عليه اسلام و مسلمين در داخل و خارج اين كشوربه پيش بردند و زماني كه روشن شد عامل آن حادثه نه يك مسلمان كه جواني مسيحي ( از فرقه داويديان )نه يك خاورميانه اي كه يك آمريكايي ! بوده وا قدام او در بمب گذاري در ساختمانهاي دولتي نيز نه از باورهاي ديني كه از انديشه سياسي او ناشي شده است ، همان گونه سكوت كردند كه بي بي سي بنگاه سخن پراكني بريتانيا بعد از روزها تبليغات سياسي گسترده بدنبال حادثه لندن ، سه شنبه شب به عمل آورد و ترجيح داد حال كه روشن شده بمب گذاران انگليسي بوده اند ، سكوت ( از تكنيك هاي پروپاكاند- تبليغات سياسي ) در برابر ادعاهاي قبلي ( كه مسلمانان عامل اين حادثه بوده اند ) فعلا بهترين شيوه است.
ريشه هاي اين امر كه چگونه و چرا و به چه دليل چهار شهروند بريتانيايي دست به اين اعمال تروريستي مي زنند را بايد در جامعه انگليس جستجو كرد . به رغم ادعاي دولت لندن كه مدعي عدم تبعيض و احترام به حقوق شهروندي در انگلستان است ، مستندات زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد در جامعه اين كشور تبعيض هاي گسترده اي در همه زمينه هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ميان شهروندان آن كشور وجود دارد و اعمال مي شود كه عامل موثري در بروز حوادثي چون بمب گذاريهاي پنجشنبه گذشته لندن مي تواند باشد .
تبعيضات گسترده و عميق همراه با مشاركت انگليس در جنگ افغانستان و عراق ، ژست ايمن نشان دادن لندن توسط بلر كه خود را هم اكنون بويژه بعد از بر عهده گرفتن رياست دوره اي اتحاديه اروپا و گروه هشت كشور صنعتي رهبر اروپاي مدرن معرفي مي كند و با شيراك رييس جمهوري فرانسه نيز سر همين موضوع اختلاف عميق دارد ، از دور خارج كردن رقباي سنتي خود مانند محافظه كاران با پاپوش ساختن ، از جمله انگيزه هايي مي تواند باشد كه هر" تروريست انگليسي " را وادار به واكنش نشان دادن عليه دولت لندن كند. اين موارد و بسياري ناگفته هاي ديگركه جا و فرصت بحث آن نيست ، نشان مي دهد كه انگيزه هاي بسيار قوي در داخل خود انگليس براي انجام چنين عمليات تروريستي وجود داشته است و دليلي بر متهم كردن ديگران بويژه جامعه مسلمانان وجود ندارد . اينك ضرورت دارد كه دولت انگليس و شخص توني بلر به عنوان رهبر سياسي آن جامعه ، نسبت به اتهاماتي كه به مسلمانان وارد كرده بود ، رسما عذر خواهي كند .
والسلام
