دوشنبه سی ام خرداد 1384
پاسخ پيام هاي دريافتي - دست شما را مي بوسم ، به راهنمايي هايتان نيازمندم
در كمتر از يك ماهي كه خانه قبلي ام را بستند ( پروكسي كردند) و به اين خانه كوچ كرده ام ، دوستان بسياري با مراجعه به وبلاگ بنده و اظهار لطف و ابراز نظر برروي نوشته هايم بنده را رهين محبت ها و لطف خويش ساختند كه از همگي آنها ممنونم و دربرابر بزرگي و بزرگ منشي يكايك آنها و همه آنهايي كه بر من منت گذاشتن و به وبلاگم سر زدند ولي نظري ننوشتند ، سر تعظيم فرود مي آورم و دست پر مهر و راهنما و راهگشاي همه آنها را مي بوسم .
دوست عزيز و گراميم جناب آقاي خداداد اولين دوستي بودند كه برروي اولين مطلب من دراين وبلاگ نظري توام با لطف بسيار نوشتند و بنده را شرمنده محبت خويش ساختند و پيشنهاد مبادله لينك دادند.
با نهايت احترام و افتخار و سپاس از الطاف جناب خداداد ، با پيشنهاد ايشان موافقم . پيامي را براي جنابشان در اين خصوص به آدرس ذيل پيامشان ايمل كردم .
دوست عزيز و گراميم جناب عليرضا از شيراز - از اظهار لطف و محبت جنابعالي نسبت به خودم ممنونم . اگر مطلبي آنگونه كه نوشته ايد براي شما نا مفهوم بود ، ممنون خواهم شد منت بگذاريد و سووالات خود را بپرسيد تا با پاسخ گويي به آنها از ابهام احتمالي بكاهم . از اينكه به وبلاگ من سر زديد بي نهايت ممنون و به آن مفتخرم .
در باره زندگي و سوابق كاريم اطلاعات بيشتري خواسته ايد - عرض مي كنم : بنده متولد ۱۶ابان ۱۳۳۵در قزوين هستم . تحصيلات ابتدايي و دبيرستان خود را دراين شهر به پايان برده ام . از دانشگاه دولتي مينه سوتا در آمريكا دكتراي علوم گرفته ام که در ایران تایید نشد . در دانشكده روزنامه نگاري امريكن اسكول ( نيويورك ) به صورت غير حضوري روزنامه نگاري خوانده ام . دوره مديريت دولتي را در تهران گذرانده ام و در حال حاضر نيز به تحصيل در ترم آخر علوم استراتژيك مشغولم - اگر عمري بود باز به تحصيل ادامه خواهم داد . همه عمر بايد خواند و دانست كه تنها با ندانستن دانستن ، خواهي دانست .
در دوره كاريم براي روزنامه اطلاعات و نشريات وابسته به اين موسسه مانند جوانان - اطلاعات هفتگي و... كار كرده ام - سردبير و با عضو شوراي سردبيري نشريات " شاهد " ارگان بنياد شهيد - "بنياد" ارگان بيناد مستضعفان بوده ام - سالها براي روزنامه ها " آزاد" ، " صداي عدالت " ، " اعتماد " ، " شرق " و... نوشته و مي نويسم - اولين مدير صدا و سيماي مركز قزوين بودم . سالهاست كه در خبرگزاري جمهوري اسلامي در پست هاي مختلف از خبرنگاري و دبيري و حالا سردبيري كار مي كنم .
دوست عزيز و گراميم جناب آقاي عليرضا جباري از تهران - از اظهار لطف شما ممنوم - من فكر مي كنم عدة افرادي كه قادرند با زبان و ادبياتي دور از ذهن و سخت و دشوار براي مردم بنويسند و يا سخن بگويند بسيارند و در مقابل عده افرادي كه توانايي انجام همين كار را با زبان ساده دارند ، بسيار اندك . مهم برقراري ارتباط با همه افراد از همه طبقه هاي اجتماع است و من اگر توفيق داشته باشم خواهم كوشيد در همه نوشته هايم از " زبان ساده " براي بيان ديدگاهها يم استفاده كنم . از اينكه لينكي نيز به وبلاگ بنده داده ايد سپاسگزارم و از ديگر دوستان نيز تقاضا مي كنم در صورتيكه قابل دانستند اجازه دهند آدرس بنده در وبلاگ آنها پيوند شود.
دوست عزيز و گراميم "دومان سولدوزي " از اظهار لطف شما نسبت به خودم و نوشته هايم ممنونم . براي شما سلامت و موفقيت و سربلندي مسالت دارم . اگر باز هم به وبلاگ من سربزنيد بنده را بيشتر رهين محبت هاي خود خواهيد ساخت.
دوست عزيز و گراميم " اشاره گر " با شما در خصوص رفتار سياسي برخي نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و نيز نحوه راي دادن شماري از راي دهندگان هم نظرم و درعين حال بر اين نظرم كه وظيفه افرادي چون من و جنابعالي همين روشنگري ها است . يقين بدانيد اين روشنگري ها در حد و جا و زمان خودش موثر خواهد بود. در برابر همه محبت هايتان سر تعظيم فرود مي آورم .
دوست عزيز و گراميم " گمنام " - از ابراز محبت شما ممنونم . بر من منت گذاشته ايد كه به وبلاگم سر زديد . باز هم اين افتخار را به بنده بدهيد. پرسيده ايد كه براي خبرنگار شدن چكار بايد كرد ؟ واقعيت اين است كه كار خبرنگاري آميخته اي است از تجربه و دانش ، اگر علاقه مند به وارد شدن به اين حرفه به صورت حرفه اي ( شغل ) هستيد توصيه مي كنم ابتدا به يكي از مراكز آموزش عالي كه رشته روزنامه نگاري دارند وارد شويد و سپس و يا همزمان با تحصيل، در يكي از رسانه ها به كار و كسب تجربه بپردازيد. در تهران دانشگاههاي تهران - دانشگاه آزاد اسلامي - دانشكده خبر - دانشكده صدا و سيما -مركز آموزش رسانةها وابسته به وزارت ارشاد - دانشگاه علامه طباطبايي و ... و انجمن صنفي روزنامه نگاران دوره هاي بلند مدت و كوتاه مدت روزنامه نگاري و خبرنگاري دارند كه مي توانيد اطلاعات لازم را در خصوص نحوه و زمان ثبت نام و ديگر شرايط از آنها دريافت كنيد . اگر اطلاعات بيشتري نيز خواسته باشيد بنده در خدمت شما خواهم بود.
* مجددا از همه دوستان عزيزي كه به وبلاگ بنده سر زده و مي زنند سپاسگزارم و دست پر مهر همه آنها را به گرمي مي فشارم و منت پذير محبتهاي آنها خواهم بود كه با بيان و طرح ديدگاهايشان راهنماي من باشند.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 11:21 |
متن كامل
|
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384
آقای رییس جمهوری ! خطاب من شما هستید (2)
رييس جمهوري آينده و اقتدار
درفرهنگ علوم سياسي بالاترين حد قدرت كه توانايي ايجاد نظم را به دولت مي دهد ، اقتدار گفته مي شودو "اقتدار " را وجه اجرايي قدرت " نيز دانسته اند . درسالهاي اخير و تحت تاثير بازيگران متعددي در صحنه سياست داخلي ، نيروهاي تاثير گذاري رييس جمهوري را در مواقعي از پرداختن به وظايف اصلي اش در مقام رياست قوة مجريه بازداشتند . اين نيروها براي رييس جمهوري آينده حتما و بايد شناخته شده باشند. رييس جمهوري آينده كشور نمي تواند و نبايد در آينده به اين بهانه كه " نيروهاي تاثير گذار " نگذاشتن ، خود را از پاسخگويي به راي دهندگان معاف و به آنها آدرس ديگري بدهد. رييس جمهوري آينده لازم است نحوه تعامل خود را با اين نيروهاي تاثير گذار روشن و به راي دهندگان اعلام كند .
رييس جمهوري آينده و بحران توزيع
عمده بحرانهاي اجتماعي كه مي تواند اساس يك جامعه را بر هم بزند و يا متزلزل سازد عبارتند از : هويت – مشروعيت – نفوذ – اقتدار و توزيع
فرض بر اين است كه يك دولت مقتدر با استفاده از قدرت نفوذ خود مي تواند ارزشها را به خوبي توزيع كند و توان آنرا دارد كه با چرخش نخبگان امور را به خوبي اداره نمايد . به رغم شعار شايسته سالاري امروز نخبگان بسياري در كشور ما تنها و تنها به اين دليل كه هم فكر و هم گروه فلان وزير و يا رييس نبوده اند، به حاشيه رانده شده اند و خسارت اين تنگ نظريها را راي دهندگان مي پردازند كه شاهدند نخبگان آنها چگونه جلاي وطن مي كنند و مديران مدعي مديريت ارثي ، همچنان با آزمون و خطا به مملكت داري مي پردازند . رييس جمهوري آينده بايد تعهد كند كه از منظر قانون اساسي به همه آحا د ملت از هر طبقه ، جنس ، مذهب و... خواهد نگريست و در نگاه او افراد به خودي و غير خودي درجه يك و دوم و... تقسيم نخواهند شد.
رييس جمهوري آينده و حقوق اساسي ملت
اين موضوع يك اصل مورد اجماع جهاني است كه دولتي با پذيرش يك توافق بين المللي آنرا در راس قوانين داخلي قرار دهد. در سالهاي اخير به موازات تغييرات و تحولاتي كه در صحنه هاي گوناگون جهاني پديد آمده است ، در ادبيات سياسي به مفاهيمي چون حقوق بشر بيش از پيش پرداخته شده است . در اعلاميه جهاني حقوق بشر كه ايران نيز آنرا پذيرفته است، اين حق به آحاد مردم داده شده است كه " بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه آزادي هايي كه در اعلاميه ذكر شده بهره مند گردد " انتظار راي دهندگان اين است كه رييس جمهوري تعهد كند به اين اصول كه بر طبق توضيح ابتدايي مقدم بر قوانين داخلي است ، وفادار خواهد بود.
رييس جمهوري آينده و نهادهاي مدني
نهادهاي مدني ( نهادهاي مدني به چهار دسته عمده تقسيم مي شوند – نهادهاي مذهبي ، رسانه ها ، اتحاديه ها و سنديكاها و احزاب ، گروهها و گروهاي فشار و منافع ) در هر جامعه دو وظيفه عمده را بر عهده دارند كه برآيند آن تسهيل رابطه مردم و دولت و بر عكس است . اين دو وظيفه عمده تجميع خواسته هاي مردم و انتقال آنها به دولت ( به معناي عام آن ) و توجيه و تسهيل اجراي تصميمات دولت براي مردم است . رييس جمهوري آينده بايد روشن سازد كه تا چه حد حاضر است به پيدايش ، تقويت و ارتقاي سطح فعاليت هاي نهادهاي مدني كه خلاء آن ( به لحاظ ماهيتي و كاركردي ) در همين دوره از انتخابات رياست جمهوري كاملا خود را نشان داد ، كمك كند و در دوران رياست خود از ديدگاهها و نظرات آنها در طراحي سياست ها و اجرا بهره ببرد.
رييس جمهوري آينده و زنان
همانطور كه قانون اساسي تاكيد مي كند بايد متعهد شود كه تمامي تلاش خود را مبذول آن خواهد داشت تا حقوق زنان در همه عرصه ها استيفا شود تا ضمن بازيافتن وظيفه خطير و پر ارج مادري ، در پرورش انسانهاي مكتبي ، پيش آهنگ و خود هم رزم مردان در ميدان هاي فعال حيات باشند و در نتيجه پذيراي مسووليتي خطيرتر و در ديدگاه اسلامي برخوردار از ارزش و كرامتي والاتر خواهند بود. رييس جمهوري آينده بايد اعلام كند كه بدون نگاه تعصبي ( اعم از مثبت و منفي ) و شعاري به زنان و قابليت ها و توانايي هاي آنها خواهد نگريست و در دولت او زنان نيز بر اساس شايسته سالاري نقش و مسووليت خواهند داشت.
رييس جمهوري آينده و عدالت اجتماعي
عدالت اجتماعي يك مفهوم كلي و عام است كه بدون شناخت شاخصه هاي آن نمي توان آنرا تبيين و يا بررسي كرد . عدالت اجتماعي در واقع آن بخش از مطالبات مردم را در بر مي گيرد كه بايد توسط نظام حاكم در سطح آن جامعه توزيع و مستقر شود . به عبارت ساده تر ، نمي توان براي عدالت اجتماعي يك تعريف واحد بيان كرد بلكه تنها مي توان با معرفت شناسي به نوعي به بيان شاخصه هاي ملموس آن اشاره و آنها را مورد بررسي قرار داد.
شناخت صحيح شاخصه ها مربوط به عدالت اجتماعي مي تواند كمك شاياني به شناخت اصل موضوع كند.
آزادي و ميزان آن ، ميزان مشاركت مردم در حوزه هاي مختلف ، جذب و توزيع امكانات ، پركردن شكاف هاي اجتماعي ، ارتقاي طبقات قاعده اجتماع به بالاتر ، توجه به رفاه مردم ، اعمال و تسري برابر قانون به همه آحاد جامعه و.... مفاهيمي اساسي در بحث عدالت اجتماعي است كه مي تواند رابطه بين اقتدار دولت و تك تك افراد جامعه را تنظيم و تعريف كند. عدالت اجتماعي زماني برقرار خواهد شد كه اين شاخصه ها در آن نهادينه شده باشد و رييس جمهوري آينده اين مهم را بايد در دستور كار دولت خود قرار دهد.
والسلام
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 13:24 |
متن كامل
|
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384
آقاي رييس جمهوري ! خطاب من شما هستيد (1)
با كشيده شدن انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري به دور دوم ، ماراتون سخت و فشرده اي بين دو نامزدي كه به اين دور از انتخابات راه يافته اند و طرفدارانشان قاعدتا بايد جريان پيدا كند و بر اين اساس ائتلاف ها و همراهي هاي تازه شكل مي گيرد.. تبليغات و رقابت انتخاباتي به محض روشن شدن نتيحه اوليه انتخابات و پيش بيني ها از سرانحام مرحله اول ، شروع شده و صف آرايي ها تازه را از همين حالا مي توان ديد .
رييس جمهوري آينده هر يك از دو نامزدي باشند كه به اين دور از انتخابات راه يافته اند ، پيش روي خود مسايل عديده اي را در عرصه هاي داخلي و بين المللي خواهد داشت كه لازم است موضع خود را در قبال آنها به صورتي بسيار شفاف و دقيق براي راي راي دهندگان روشن سازد تا راي دهندگان بتوانند با آگاهي و دقت در برنامه ها ، آن كس را كه بيشتر به علايق و سلايق و خواسته ها ي خود نزديك مي دانند ، برگزينند.
رييس جمهوري آينده و حاكميت "دانش سياسي "
انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران ، اولين انتخابات در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي است كه در آن انتخاب رييس جمهوري به دور دوم كشيده مي شود و عمده دليل آن نيز حضور وسيع همه افراد برخوردار از حق راي ، تعدد نامزدها و تنوع ديدگاههاي آنها بود .
هر يك از دو نامزد كه در مرحله دوم انتخابات در روز جمعه سوم تير به رياست جمهوري نايل شود ، فارغ از وابستگي ها و تعلقات فكري و حزبي و سياسي ، بايد و حتما خود را رييس جمهوري همه ملت ايران چه آنهايي كه به او راي داده و يا كساني كه راي خود را به رقيب او داده اند ، بداند و تلاش خود را نه تنها معطوف به تحقق خواسته ها و انتظارات طرفدارانش كه همه مردم ايران سازد. توزيع آرا ميان هفت نامزد دور اول نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، سلايق و علايق و الويت هاي راي دهندگان را نشان مي دهد. رييس جمهوري آينده كشور هر كه باشد با هر ديدگاه ، بايد كه برنامه ها و طرح هاي خود را در اين مقام براساس برآيند آراي همه راي دهندگان تنظيم كند و در انتخاب كادر اجرايي همكار نيز اين مهم را در نظر بگيرد. .كشور ما امروز بيش از هر چيز براي اداره امور به " دانش سياسي " نياز دارد . اينكه كسي با من نيست ، حتما در مقابل من است ،يا اينكه اگر چيزي " سفيد " نيست ، پس حتما " سياه " است ، در ادبيات " هيجان سياسي " مي گنجد كه در مقابل دانش سياسي است . هيجان سياسي حتي قادر به تامين اقل منافع فردي نيست و در اداره يك كشور آنچه ملاك است "منافع ملي " مي باشد كه تنها با دانش سياسي به دست خواهد آمد و رييس جمهوري آينده يقينا بايد اين امر را در سرلوحه كار خود قرار دهد.
سيد محمد خاتمي در سمت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رييس جمهوري اگر يك كار هم كه كرده باشد ، آنرا در نزد روزنامه نگاران براي هميشه محبوب ساخته است . آن كار سيد محمد خاتمي اعتقاد نظري و عملي به عدم معصوميت مقامات و مسوولين و قابل نقد بودن آنهاست . سيد محمد خاتمي در طول هشت سال رياست جمهوري خود با
رييس جمهوري آينده و آزاديهاي بنيادي
رها حتي آنزمان كه برخي از همكاران او به بهانه تعرض به حريم شخصي و حقوقي رياست جمهوري به طرح دعوا در محاكم پرداختند ، با گذشت و چشم پوشي و حتي انتفاد از عمل دوستان و همكاران خود و پس گرفتن شكايت ، نشان داد كه در ديدگاه خود پايدار است و اين باور را در ميان اعضاي كابينه اش نيز توسعه داد .
با اين همه ، نوع و جنس نگاه مقامات و مسوولين در كشور به رسانه ها بويژه مطبوعات در سالهاي اخير ، همواره يك نگاه امنيتي بوده است . نگاهي كه مي توان آنرا بزرگترين و اساسي ترين مانع در توسعه كيفي رسانه ها دانست . در طول هشت سال گذشته دهها روزنامه به واسطه همين نوع نگاه و البته استناد به قانوني كه براي برخورد با اشرار و اوباش در دهها سال پيش وضع شده بود به محاق توقيف و تعطيلي كشيده شدند و روزنامه نگاران بسياري به پاي ميز محاكمه آورده شدند كه سرانجام اغلب آنها زندان ، زندانهاي تعليقي و وثيقه هاي كلان بود كه در مورد كمتر مجرمي حتي مجرمان اقتصادي با جرائم فوق العاده سنگين اعمال شده بود. دو نامزد حاضر در اين دوره از رقابتهاي انتخاباتي به جز چند اشاره ، ديدگاههاي روشني از خود در خصوص نوع نگاه شان به رسانه ها و فعاليت آنها ابراز نداشته اند . علاوه بر رسانه ها براي مردم نيز بسيار با اهميت است بدانند رييس جمهوري آتي كشور چه نوع نگاهي به رسانه ها به عنوان يكي از نمادهاي اصلي و شاخص آزاديهاي بنيادي دارد و در مقام رييس قوه مجريه تا چد حد و تا كجا به اصول حاكم بر فعاليت هاي رسانه اي در ميثاق ملي(قانون اساسي ) پاي بند است و خود و اعضاي هيات دولتش به سنت سيد محمد خاتمي وفادار خواهند ماند كه آزادي گوارترين دستاور انقلاب اسلامي است و براي حفظ و حراست و ارتقاي آن بايد هزينه كرد و ميدان تمرين عمومي را نبست تا نهادينه و بنيادي شود. رييس جمهور آينده كشور همچنين بايد متعهد شود كه با تمام توان و بكار گيري همه اختيارات خويش خواهد كوشيد تا " آزادي " از جمله آزادي رسانه ها ، به عنوان يك زير ساخت مهم و لازم در همه ساختارهاي كشور نهادينه شود.
رييس جمهوري آينده و سياست خارجي
سياست خارجي يك كشور معمولا سواي از تعاريف كلي و مضموني كه نوعا در قوانين اساسي مي آيد در چهارچوبي شكل مي گيرد كه كه به آن " منافع ملي " گفته مي شود . سياست خارجي يك كشور با حضور و بازي بازيگران متعددي شگل مي گيرد كه " واقعي " و نه " آرماني " هستند و در چهارچوبي صورت مي گيرد كه هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد . اصلي ترين نكته دراين خصوص ، شناخت اين واقعيت ها و ميزان تاثير گذاري آنها و شناخت حدود منافع دو طرف است . آنچه در ساخت و طراحي سياست خارجي نقش اصلي را بازي مي كند ، دانش سياسي و نه هيجان سياسي است و كشورهايي قادرند از هيجانات سياسي دور بمانند و روابط خود را تحت تاثير آن قرار ندهند كه به دانش سياسي مجهز باشند و سياست خود را براساس آن بسازند . سياست خارجي در صحنه بازي در روابط بين الملل بر اين مبنا شكل مي گيرد كه حدود بازي تا كجاست ، منافع ملي يكطرف تا كجا امكان پيشروي دارد و در آن سوي بازي ، طرف مقابل تا چه حد و تا كدام نقطه مي تواند مطمئن باشد كه مي تواند به بازي ادامه دهد بدون اينكه منافع اش تضييع شود. واقعيتهاي عرصه بين الملل حكم مي كند كه اين مولفه ها را هم در خودمان و هم در نزد بازيگر و يا بازيگران ديگر بشناسيم و با يافتن نقطه اشتراك ، سعي در تطبيق آنها با يكديگر معطوف به كسب بيشترين منفعت نماييم . منافع ملي محدوده خاصي ندارد و به همين دليل نمي توان بازيگر و يا بازيگراني را در صحنه روابط بين الملل ناديده گرفت . موفق ترين بازيگران بين المللي آنهايي هستند كه اين روابط را مي شناسند و براي بازي خود در عرصه بين الملل به عنوان محلي براي تعامل بين المللي چهارچوب تعريف كرده اند و قادرند تهديد ها را براي تامين منافع ملي به فرصت تبديل كنند و كار مهمتر آنها نهادينه كردن اين چهارچوبهاست كه اصل عمده و اساسي آن ، شناور بودن منطبق بر بازي ديگر بازيگران است .
ادامه دارد
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 13:22 |
متن كامل
|
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
"مسوولیت " هنوز تمام نشده است
حضور پرشكوه و آگاهانه همه آحاد مردم ايران در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، بار ديگر تحليل ها و محاسبات در خصوص نحوه و ميزان مشاركت مردم در انتخابات را حتي از ناحيه تحليلگران داخل كشور كه يقينا بايد بيشتر روي شرايط داخلي مطالعه و دقت داشته باشند ، به هم ريخت . اين انتخابات ، ويژگي هاي آن و نتيجه حاصل نشان داد كه مردم ايران هر وقت كه احساس كنند حضور و ايفاي نقش و مسووليت آنها براي كشور و انقلاب آنها حياتي است و علاوه بر آن مي توانند با جهت دادن به سمت و سوي حركت سياسي خواسته ها و آمال خود را تعقيب كنند ، در صحنه حضور خواهند داشت و آموخته اند كه انتخابات نماد مردم سالاري است و اين امر جز با مشاركت در امور و ايفاي مسووليت شهروندي ممكن نيست .
مردم فهيم ايران در اين انتخابات نشان دادند كه از سطح بسيار بالاي دانش سياسي برخوردارند و اين دانش آنها را ياري خواهد كرد تا هم ضرورت ها و نيازها ي درون مرزي و برون مرزي را بشناسند و هم راي خود را آگاهانه به نامزدي بدهند كه برنامه ها و طرح هاي او را در مقام رياست جمهوري بيشتر معقول و مقبول دانسته اند.
انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران ، اولين انتخابات در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي است كه در آن انتخاب رييس جمهوري به دور دوم كشيده مي شود و عمده دليل آن نيز حضور وسيع همه افراد برخوردار از حق راي ، تعدد نامزدها و تنوع ديدگاههاي آنها بود. با كشيده شدن انتخابات به دور دوم ، چه نامزد مورد علاقه ما به اين دور از انتخابات راه يافته باشد و يا نيافته نباشد ، و ظيفه شهروندي و اصل مسووليت در نظام مردم سالار حكم مي كند با احترام به اصل حاكميت راي و اينكه بيشترين عده مردم به دو نامزد برخوردار از بالاترين تعداد آرا ، راي داده اند ، در دور دوم انتخابات نيز فعالانه و گسترده شركت كنيم و از ميان دو نامزد به كسي كه انديشه ها ، باورها ، طرح ها و برنامه هاي او را نزديك تر به خواسته ها و انتظارات خود مي بينيم ، راي دهيم هر يك از دو نامزد كه در مرحله دوم انتخابات در روز جمعه سوم تير به رياست جمهوري نايل شود ، فارغ از وابستگي ها و تعلقات فكري و حزبي و سياسي ، بايد و حتما خود را رييس جمهوري همه ملت ايران چه آنهايي كه به او راي داده و يا كساني كه راي خود را به رقيب او داده اند ، خو اهد دانست و تلاش خود را نه تنها معطوف به تحقق خواسته ها و انتظارات طرفدارانش كه همه مردم ايران خواهد ساخت . توزيع آرا ميان هفت نامزد دور اول نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، سلايق و علايق و الويت هاي راي دهندگان را نشان مي دهد. رييس جمهوري آينده كشور هر كه باشد با هر ديدگاه ، بايد كه برنامه ها و طرح هاي خود را در اين مقام براساس برآيند آراي همه راي دهندگان تنظيم كند و در انتخاب كادر اجرايي همكار نيز اين مهم را در نظر بگيرد. .كشور ما امروز بيش از هر چيز براي اداره امور به " دانش سياسي " نياز دارد . اينكه كسي با من نيست ، حتما در مقابل من است ،يا اينكه اگر چيزي " سفيد " نيست ، پس حتما " سياه " است ، در ادبيات " هيجان سياسي " مي گنجد كه در مقابل دانش سياسي است . هيجان سياسي حتي قادر به تامين اقل منافع فردي نيست و در اداره يك كشور آنچه ملاك است "منافع ملي " مي باشد كه تنها با دانش سياسي به دست خواهد آمد و رييس جمهوري آينده يقينا اين امر را در سرلوحه كار خود قرار خواهد داد .
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 13:8 |
متن كامل
|
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
ماهيت بيرحمانه خشونت در ازبكستان
این مطلب در شماره روز ۱۹خرداد "اعتماد " نیز انتشار یافته است .
|
|
|
|
ماهيت بيرحمانه خشونت در ازبكستان |
|
رئوف پيشدار گروه ديدبان حقوق بشر روز سهشنبه اين هفته در گزارشي از يك هيات حقيقت ياب خود گفت كه »دامنه و ماهيت بيرحمانه خشونت ماه گذشته در شهر انديجان ازبكستان را تنها ميتوان قتل عام خواند.« اين گروه ميگويد: »نيروهاي دولتي ازبكستان با اخطار اندك يا هيچ اخطاري اسلحه خود را به روي جمعيتي عمدتا غير مسلح گرفتند و صدها نفر را بدون توجيه كشتند.« ديدبان حقوق بشر از جامعه بينالملل ميخواهد تا به ازبكستان براي تحقيقي كامل و مستقل فشار بياورد و از امريكا متحد اساسي دولت تاشكند نيز ميخواهد تا وقتي ازبكستان اجازه اين تحقيق را نداده است، با اين حكومت قطع رابطه كند. ارزيابي ديدبان حقوق بشر بر اساس مصاحبه با 50 شاهد عيني تهيه شده است. مقامات ازبكستان مي گويند كه در اين خشونت 173 نفر كشته شدند و يك گروه اسلامگرا كه كمر به سرنگوني دولت بسته اين خشونت را به راه انداخته است. ديدبان حقوق بشر اين اتهام را رد ميكند و ميگويد: »مصاحبه با شاهدان فاش ميسازد كه معترضان درباره شرايط اقتصادي انديجان، رفتار سركوب آميز دولت و محاكمههاي نامنصفانه اعتراض داشتند و هيچ شعاري براي تشكيل حكومت اسلامي داده نشده است.« اسلام كريماف از پيش از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 حكومت را در تاشكند در اختيار دارد. صاحبنظران سياسي و كارشناسان منطقهيي از جمله »هلموت برو« از نمايندگان پارلمان اروپا، حكومت او را »يك حكومت ديكتاتوري سنتي با ساخت كمونيستي و مافيايي و ؤروت اندوز« توصيف ميكنند كه »قادر نيست در دراز مدت ؤبات را (از راههاي دموكراتيك)در ازبكستان برقرار كند و »امريكا پشتيبان اصلي حكومت تاشكند بايد انديشه تغيير رژيم را بپذيرد.« (1) كريم اف در سالهاي حكومت خود كوشيده است كه روابط اين كشور با بازيگران اصلي در منطقه همچون روسيه و چين را در نزديكي با امريكا و انگليس بويژه امريكا و رابطه با ايران را در روابط نزديك با امريكا و اسراييل تنظيم كند و به اين ترتيب تا آن حد به واشنگتن نزديك شود كه دولت بوش به رغم همه آگاهيها، چشمخود را به روي نقض فاحش حقوق بشر در ازبكستان ببندد و دولت انگليس سال گذشته سفير خود را از تاشكند به اين جهت فرا بخواند كه در اظهاراتي صريح نقض گسترده حقوق بشر در ازبكستان يك متحد سياسي دولت لندن را محكوم كرده بود و آن سفير را ديگر به محل ماموريتش بازنگرداند. كريم اف در جنگ 2001 امريكا در افغانستان براي توسعه روابطش با واشنگتن نقش محوري را در پشتيباني از عمليات جنگي برعهده گرفت و به رغم اعتراضات شديد روسيه، يك پايگاه هوايي باقي مانده از دوران اتحاد شوروي را در اختيار امريكا قرار داد كه از آن در عمليات جنگي در افغانستان و استقرار در آسياي مركزي (بغل گوش چين، روسيه و ايران) استفاده كند. در جغرافياي سياسي، اقتصادي و انساني آسياي مركزي، ازبكستان جايگاه خاصي دارد. اين كشور با نزديك به 25 ميليون نفر جمعيت، پرجمعيتترين كشور آسياي مركزي است. منابع نفت و گاز آن محدود ولي در مقابل ذخاير غني معدني چون اورانيوم و فلزات رنگين دارد. ازبكستان راه به دريا ندارد و كشوري كاملا محصور در خشكي است و در ملاحظات ژئوپلتيك زماني مورد توجه بازيگران منطقهيي و فرامنطقهيي قرار ميگيرد كه در مركز رقابتها قرار گيرد. اسلام كريم اف در طول همه سالهاي حكومت خود نتوانسته و يا نخواسته است از هيچ يكي از اين مولفههاي اساسي و مهم به نفع مردم كشورش استفاده كند و فقر زشتترين چهره خود را در بخشهاي وسيعي از اين كشور از جمله انديجان و سرتاسر وادي فرغانه (منطقهيي وسيع و پرجمعيتترين كانون انساني در آسياي مركزي وادي فرغانه به بخشهايي از ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان اطلاق ميشود) به نمايش گذاشته است كه در آن مردم با درآمدي در حدود 3 دلار در روز (2) صبح را به شب ميرسانند. در دوران حكومت شوراها به دلايلي چند و از جمله دينداري قوي مردم منطقه و مقاومت در برابر روسيسازي، جغرافياي طبيعيسياسي و انساني منطقه و دلايل ديگر كه طرح و بررسي آن در حد يك يادداشت نيست.وادي فرغانه منطقهيي فراموش شده بود. در دوران حكومت شوراها ازبكستان و پايتخت آن تاشكند يكي از دو حوزه عمده ديني مسلمانان آسياي مركزي و قفقاز بود و مردم منطقه به دينداري شهرت داشتند و دارند. از ديگر سو،فقر شديد و تحولات سياسي و نظامي سالهاي پس از فروپاشي شوروي در افغانستان و تاجيكستان همسايههاي ازبكستان،به برخي جريانهاي افراطي تحت پوشش دين و دينمداري اين فرصت را داد تا در منطقه حضور يافته و به تبليغ و نشر عقايد خود بپردازند. تمايزات مذهبي مردم منطقه آسياي مركزي با جريانهاي افراطي مدعي جانبداري از دين كه تحت تاؤير برونمرز قرار دارند،به اين جريانها فرصت زيادي براي حضور و كار در منطقه نداد و تحركات محدودي از سوي آنها به سركوب شديد دولت تاشكند بويژه در سالهاي 19991997 روبرو شد و دولت تاشكند با بهانه قراردادن همين موضوع تا آنجا پيش رفت كه مساجد منطقه حتي براي نصب بلندگو در داخل مسجد بايد از نهادهاي امنيتي اجازه ميگر فتند.(3) سازمان ملل در گزارش توسعه انساني خود در سال 1998 از فقر شديد در منطقه وادي فرغانه و از جمله انديجان ابراز نگراني كرد. در آن گزارش صراحتا گفته شده بود كه فقر شديد تا به آن حد در منطقه ريشه دوانده است كه باندهاي بسياري از قاچاقچيان انسان فعاليتهاي خود را در اين منطقه متمركز كردهاند و قاچاق انسان بخصوص زنان و كودكان براي هدفهاي غيراخلاقي در وسيعترين شكل و حد آن از اين منطقه بويژه به سوي امارات عربي (دوبي) صورت ميگيرد. گرچه عسگر آقايف، رييس جمهوري مخلوع قرقيزستان اولين رييس دولت از يك كشور آسياي مركزي بود كه بعد از فروپاشي اتحاد شوروي به اسراييل رفت، ولي رابطه هيچ يك از پنج كشور منطقه با رژيم تلآويو به عمق رابطه تاشكند با آن نبوده و نيست. ازبكستان بيشترين جمعيت يهوديان شوروي سابق(بيش از 200 هزار نفر) را در خود داشته كه بسياري از آنها بعد از فروپاشي با سياستهاي تشويقي و تسهيلات فراهم آمده به اراضي اشغالي فلسطينيها كوچ كردند. عفو بينالملل سالها است كه در گزارشهاي خود از نقض گسترده حقوق بشر در ازبكستان ابراز نگراني ميكند و هر بار نيز رويههاي پيشگرفته شده توسط اسلام كريم اف در سركوب مخالفان خود را مورد نكوهش قرار ميدهد،اما اين سازمان نيز به واسطه ايستادگي متحدان دولت تاشكند بخصوص دولتهاي واشنگتن و لندن نتوانسته است تاكنون دولت تاشكند را به تغيير رويه و در پيشگرفتن راههايي كه زمينههاي اصلي نارضايي از خود را در ميان مردم كشور از بين ببرد، وادارد. در ازبكستان تمامي رسانه هاي فعال به دولت تعلق دارند و نهادهاي مدني با محدوديتهاي وضع شده عملا هيچ مجال و امكاني براي ظهور و كار ندارند،در چنين فضايي دولت تاشكند با برچسبهاي مختلف كه اين روزها فضاي رسانههاي بخصوص غربي را پر كرده است به سركوب معترضان به سياستهاي خود به آن شكل و تا آن حد خشن ادامه ميدهد كه هلموت برو آن را »مايه شرمساري امريكا« توصيف ميكند.(4) * نماينده پيشين ايرنا در آسياي مركزي 1) راديو بيبيسي 27\2\84\ 2) بالا \ 3) ازبكستان تنظيم روابط با امريكا براي دوري از روسيهايرنا 1378 \ 4) منبع اول
| |
| |
| | |
|
|
|
|
|
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 10:2 |
متن كامل
|
چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384
انتخابات – صميمانه با مردد ها
افرادي را كه روزجمعه مي توانند در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شركت كنند ، از حيث استقاده از حقوق سياسي خود در اين انتخابات مي توان به سه دسته تقسيم كرد : اول ، آن دسته از افرادي كه تصميم خود را هم براي شركت در انتخابات و هم راي دادن به نامزد مورد نظر گرفته اند. دوم ، آن دسته كه تصميم گرفته اند تا در انتخابات به هر دليل و علت ، شركت نكنند و دسته سوم ، كساني كه هم براي شركت در انتخابات و هم راي دادن به يكي از نامزدها، هنوز مردد هستند كه روي سخن اين يادداشت مي باشند.
علت ترديد اين دسته از واجدين شرايط راي دادن براي شركت در انتخابات هر چيزي از جمله دلايل افرادي مي تواند باشد كه تصميم گرفته اند تا درانتخابات شركت نكنند ، با اين تفاوت كه وجود عنصر ترديد در آنها گواه بر آن است كه دلايل خود و يا ديگران را در اين بخش كافي نمي دانند. حق شركت در انتخابات و انتخاب شدن از جمله حقوق سياسي هر فرد واجد شرايط ( برحسب قانون ) است . در قالب اين " حق " صحيح است كه گفته شود " راي دادن يا راي ندادن حقي است كه به تبع اصل شهروندي همه مردم بطور يكسان از آن برخوردارند و مي توانند از اين حق براي پيشبرد روند حاكم بر زندگي فردي و جمعي خود سود ببرند " اما در دل اين نكته ، اصل" مسووليت " براساس حق شهروندي ، بايد كه افراد مردد را نيز به شركت در انتخابات متقاعد كند و بپذيرند كه انتخابات مظهر مردم سالاري است و مي توانند با استفاده از " حق " خود حتي با يك راي (ها) بر نتيجه انتخابات به سود باورها ، انديشه ، خواسته و تمنيات خويش تاثير بگذارند. در اين خصوص بويژه در روزهاي اخير بسيار گفته و شنيده شده است و قاعدتا اگر موثر بوده باشد ، بايد به آن بخش از ترديدها كه ضرورت و اهميت شركت در انتخابات را مورد تشكيك و ترديد قرار مي دهد ، پايان دهد و مي ماند بخش دوم آن كه به چه كسي بايد راي داد ؟
بدون وجود و حضور نهادهاي مدني قدرت مند كه آمال و خواسته هاي راي دهندگان را تجميع ، دسته بندي و تبديل به طرح و برنامه كنند و در دوره مبارزه انتخاباتي آنها را تشريح و ابعاد آنرا با همه آثار و پيامدها بيان نمايند و ضامن اجراي آن برنامه ها در صورت كسب آراي مردم توسط نامزد حمايت شده باشند ، مسووليت هر دو طرف راي گيرنده و راي دهنده بسيار سنگين است و آنها خود بايد وظايفي را كه در جوامع مردم سالار بطور معمول نهادهاي مدني انجام مي دهند بر عهده بگيرند و چنين وضعيتي خالي از مخاطرات خاص خود نيست . فرض بر اين است كه نامزدها با عبور از سد نظارت استصوابي شوراي نگهبان داراي شرايط عمومي يكساني هستند ، اما آنچه اصولا بايد موجب تميز هشت نامزد اين دوره از هم و هر يك با ديگري شود، برنامه ها و طرح هاي نامزدها با تعاريف روشن و دقيق در ابعاد و زمينه هاي گوناگون در صورت نيل به هدف است .دقت در برنامه ي نامزدها و تكفيك كردن شعارها و برنامه ها از يكديگر و بررسي سوابق نامزدها كه ميزان تعهد آنها را به برنامه هايشان روشن سازد ، اگر چه كافي نيست ، اما تا حد زيادي به راي دهنده كمك خواهد كرد تا كسي را برگزيند كه طرح ها و برنامه هايش در صورت نيل به رياست جمهوري خواسته ها و انتظارات شمار هر چه بيشتري از آحاد مردم را پاسخ خواهد گفت. ميزان تعهد و پايبندي نامزدها به برنامه ها و وعده هاي انتخاباتي پس از انتخابات و دريافت راي مردم و نحوه پيگيري آنها ، حتما سوالي خواهد بود كه هر راي دهنده اي از خود خواهد داشت . همانطور كه گفته شد ، در غياب نهادهاي مدني فعال (از نقطه نظر ماهيتي و كاركردي ) اين مسووليت را نيز بايد راي دهنده بردوش بگيرد كه راهكارهاي آن در قوانين كشور آمده است ، اما بهتر است قبل از آن به كسي راي بدهيم كه به وفاي به عهده ، شجاعت ، مردم داري ، ايمان ، تعهد ، كار با برنامه ، سلامت نفس خود و اطرافيانش و دور انديشي شهرت داشته و "منافع ملي " كه منعفت تك تك مردم در آن باشد را به منفعت خود و يا جناحي خاص نبخشد.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 12:30 |
متن كامل
|
سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384
مطبوعات و رييس جمهوري آينده
سيد محمد خاتمي در سمت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رييس جمهوري اگر يك كار هم كه كرده باشد ، آنرا در نزد روزنامه نگاران براي هميشه محبوب ساخته است . آن كار سيد محمد خاتمي اعتقاد نظري و عملي به عدم معصوميت مقامات و مسوولين و قابل نقد بودن آنهاست . سيد محمد خاتمي در طول هشت سال رياست جمهوري خود بارها حتي آنزمان كه برخي از همكاران او به بهانه تعرض به حريم شخصي و حقوقي رياست جمهوري به طرح دعوا در محاكم پرداختند ، با گذشت و چشم پوشي و حتي انتفاد از عمل دوستان و همكاران خود و پس گرفتن شكايت ، نشان داد كه در ديدگاه خود پايدار است و اين باور را در ميان اعضاي كابينه اش نيز توسعه داد .
با اين همه ، نوع و جنس نگاه مقامات و مسوولين در كشور به رسانه ها بويژه مطبوعات در سالهاي اخير ، همواره يك نگاه امنيتي بوده است . نگاهي كه مي توان آنرا بزرگترين و اساسي ترين مانع در توسعه كيفي رسانه ها دانست . در طول هشت سال گذشته دهها روزنامه به واسطه همين نوع نگاه و البته استناد به قانوني كه براي برخورد با اشرار و اوباش در دهها سال پيش وضع شده بود به محاق توقيف و تعطيلي كشيده شدند و روزنامه نگاران بسياري به پاي ميز محاكمه آورده شدند كه سرانجام اغلب آنها زندان ، زندانهاي تعليقي و وثيقه هاي كلان بود كه در مورد كمتر مجرمي حتي مجرمان اقتصادي با جرائم فوق العاده سنگين اعمال شده بود.
آنگونه كه " وحيد پور استاد " محقق در مقدمه جلد اول " آراء جرايم مطبوعاتي " مي نويسد : در يكصد سال گذشته نسبت و مناسبات روزنامه نگاران و دست اندركاران مطبوعات با حقوق و قوانين موضوعه و جاري در كشور و روابط شان با دستگاههاي قضايي و مجريان قانون از يك سو محل طرح و بحث هاي پيش برنده حقوق اجتماعي بوده و از ديگر سو مخل فعاليت پايدار و متداوم روزنامه نگاران پيش رو ، مستقل و دگرگونه خواه بوده است ." عمده ميثاق ميان رسانه ها و دولت به معناي عام آن ، قانون اساسي مي باشد كه در آن بر آزادي رسانه ها در حدود مقرر ومعين تاكيد شده و اصل بر اين است كه قانون مطبوعات كه ناظر و تنظيم كننده بخش اجرايي اين اصل از قانون اساسي است ، همسو با آن قرار دارد . سخنان ، بخشنامه ها و دستور العمل هاي اخير رياست قوه قضاييه در خصوص نحوه رفتار محاكم با رسانه ها و دست اندركاران آن كه در مواردي نيز همراه با انتقاد از نحوه تعامل دستگاه قضايي با رسانه ها بوده است – از جمله انتقاد ايشان به صدور احكام بازداشت و توقيف مطبوعات – كه قطعا مستدل و مستند به قوانين عمومي و موضوعه مي باشد، تاكيدي بر اين مهم است كه در دنياي امروز با ويژگي هاي خاص خود كه هر روز را متفاوت از روز قبل از آن مي كند ، رسانه ها نه تنها تهديد نيستند ، بلكه اگر نظام سياسي بخواهند مشروط بر آنكه نوع و جنس نگاهش تغيير كند ، يك فرصت است .
رييس جمهوري آينده كشور روز جمعه اين هفته انتخاب خواهد شد . هشت نامزد حاضر در رقابتهاي انتخاباتي به جز چند اشاره ، ديدگاههاي روشني از خود در خصوص نوع نگاه شان به رسانه ها و فعاليت آنها ابراز نداشته اند . علاوه بر رسانه ها براي مردم نيز بسيار با اهميت است بدانند رييس جمهوري آتي كشور چه نوع نگاهي به رسانه ها دارد و در مقام رييس قوه مجريه تا چد حد و تا كجا به اصول حاكم بر فعاليت هاي رسانه اي در ميثاق ملي پاي بند است و خود و اعضاي هيات دولتش به سنت سيد محمد خاتمي وفادار خواهند ماند كه آزادي گوارترين دستاور انقلاب اسلامي است و براي حفظ و حراست و ارتقاي آن بايد هزينه كرد و ميدان تمرين عمومي را نبست تا نهادينه و بنيادي شود. رييس جمهور آينده كشور همچنين بايد متعهد شود كه با تمام توان و بكار گيري همه اختيارات خويش خواهد كوشيد تا " آزادي " از جمله آزادي رسانه ها ، به عنوان يك زير ساخت مهم و لازم در همه ساختارهاي كشور نهادينه شود.
والسلام
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 12:18 |
متن كامل
|
دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384
تروريست ها و حاميانشان ملت ايران را نشناخته اند
تروريست هاي تحت حمايت بيگانه و حاميان آنها كه ساليان بسياري است از هيچ فرصت براي ضربه زدن به مردمي كه مي خواهند مستقل باشند و مستقل زندگي كنند ، نگذشته اند ، روز يكشنبه در اقدامي تروريستي چند بمب در اهواز و تهران منفجر كردند ، تا خودي بنمايند. از نگاه سياسي و استراتژيك اين حوادث تروريستي به جهت ويژگي هاي آن مانند نحوه اقدام ، زمان آن ، نوع هدف و آثار ، يك " حادثه تروريستي كور " دانسته مي شود كه به هيچ روي و با هيچ هدفي قابل بهره برداري نيست و علاوه بر آن نه يك چالش با نهادهاي امنيتي محسوب مي شود و نه اينكه نشانه كاهش ضريب امنيتي در جامعه ايران است .
اولين واكنش هاي مردمي به اين اقدامات كور تروريستي را درميان مردم غيور اهواز شاهد بودم كه تنفر خود را از اين اقدام تروريستي و مرتكبين آن ابراز داشتند و در گوشه و كنار ايران نيزبمب گذاري ها در سطحي وسيع توسط مردم محكوم شد. انتخاب زمان و مكان اين عمليات تروريستي هدف آنرا روشن مي سازد . تروريست ها با اين باور در اهواز بمب گذاري كردند كه بتوانند با اتصال آن به حوادث بهار امسال در اين شهر ، آنرا نوعي واكنش داخلي نشان دهند كه در آن صورت در آستانه انتخابات رياست جمهوري معني خاص خود را پيدا مي كرد كه هشياري مردم فهيم اهواز در ابراز انزجار از ترويست ها و اقدام كور آنها ، هدف تروريست ها را به سرعت خنثي كرد . اولين يافته هاي نهادهاي امنيتي مسوول در كشور آنگونه كه " علي آقا محمدي " مسوول كميته سياست گذاري تبليغاتي در شوراي عالي امنيت ملي گفته است ، نشان مي دهد كه تروريست هاي بمب گذار كه درعراق زير چتر حمايت آمريكايي ها آموزش ديده اند ،از منطقه بصره در جنوب اين كشور به داخل ايران رخنه كرده اند. بصره در اشغال نيروهاي انگليسي است و اين سوء ظن وجود دارد كه تروريست ها با نيروهاي انگليسي مستقر در امتداد مرز "احتمالا" ارتباط داشته اند كه نيروهاي امنيتي مشغول بررسي آن هستند ودر صورت يقين بر طبق كنوانسيون ژنو اين حق ايران است كه از آمريكا و انگليس به عنوان نيروهاي اشغالگر عراق بخواهد تا تروريست ها را تحويل دهند.
حاميان تروريست ها كه آنها را زير چتر حمايتي خود قرار داده اند و در ماهها و هفته هاي اخير بسيار كوشيدند تا از هر راهي براي منصرف كردن مردم ايران از رفتن به پاي صندوق هاي اخذ راي براي انتخابات رياست جمهوري در روز جمعه اين هفته جلوگيري كنند، اينك كه درخواست ها و حتي تهديدها آنها براي تحريم انتخابات با شكست مواجه شده است ، با فعال كردن تروريست ها و همزمان تشديد تبليغات خود ، اين بار سعي دارند تا روند مناسب برگزاري انتخابات را هدف قرار دهند كه حضور پرشور و آگاهانه مردم در انتخابات روز جمعه، پاسخ مناسب ديگري به آن خواهد بود.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 12:54 |
متن كامل
|
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384
سياست خارجي و رييس جمهوري آينده
نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در خصوص سياست خارجي ، در گفته ها و بيانيه هاي تبليغاتي خود ، گاه مسايلي را مطرح و به راي دهندگان وعده مي دهند كه مي تواند در حداقل نشان از عدم اشراف آنها به مسايل مختلفي باشد كه در اين عرصه وجود دارد و بر آن حاكم است . سياست خارجي يك كشور معمولا سواي از تعاريف كلي و مضموني كه نوعا در قوانين اساسي مي آيد در چهارچوبي شكل مي گيرد كه كه به آن " منافع ملي " گفته مي شود . سياست خارجي يك كشور با حضور و بازي بازيگران متعددي شگل مي گيرد كه " واقعي " و نه " آرماني " هستند و در چهارچوبي صورت مي گيرد كه هر بازيگر عرصه بين الملل براي آن تعريف دارد . اصلي ترين نكته دراين خصوص ، شناخت اين واقعيت ها و ميزان تاثير گذاري آنها و شناخت حدود منافع دو طرف است . آنچه در ساخت و طراحي سياست خارجي نقش اصلي را بازي مي كند ، دانش سياسي و نه هيجان سياسي است و كشورهايي قادرند از هيجانات سياسي دور بمانند و روابط خود را تحت تاثير آن قرار ندهند كه به دانش سياسي مجهز باشند و سياست خود را براساس آن بسازند . سياست خارجي در صحنه بازي در روابط بين الملل بر اين مبنا شكل مي گيرد كه حدود بازي تا كجاست ، منافع ملي يكطرف تا كجا امكان پيشروي دارد و در آن سوي بازي ، طرف مقابل تا چه حد و تا كدام نقطه مي تواند مطمئن باشد كه مي تواند به بازي ادامه دهد بدون اينكه منافع اش تضييع شود.
منافع ملي مجموعه اي از مولفه هاي متعلق به يك دولت به معناي خاص آن اطلاق مي شود كه در تعامل با ديگر بازيگران در عرصه بين الملل عينت پيدا مي كند . واقعيتهاي عرصه بين الملل حكم مي كند كه اين مولفه ها را هم در خودمان و هم در نزد بازيگر و يا بازيگران ديگر بشناسيم و با يافتن نقطه اشتراك ، سعي در تطبيق آنها با يكديگر معطوف به كسب بيشترين منفعت نماييم . منافع ملي محدوده خاصي ندارد و به همين دليل نمي توان بازيگر و يا بازيگراني را در صحنه روابط بين الملل ناديده گرفت . موفق ترين بازيگران بين المللي آنهايي هستند كه اين روابط را مي شناسند و براي بازي خود در عرصه بين الملل به عنوان محلي براي تعامل بين المللي چهارچوب تعريف كرده اند و قادرند تهديد ها را براي تامين منافع ملي به فرصت تبديل كنند و كار مهمتر آنها نهادينه كردن اين چهارچوبهاست كه اصل عمده و اساسي آن ، شناور بودن منطبق بر بازي ديگر بازيگران است .
يكي از مصداقهاي اين بحث ، مساله رابطه ايران با ايالات متحده آمريكاست كه برخي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري نيز به آن در حد يك اشاره پرداخته اند . صرف رابطه با آمريكا نه براي ما و نه يقينا براي دولت واشنگتن يك امتياز نيست . آنچه در اين خصوص مهم و با ارزش است ، داشتن يك ارتباط منطقي است كه در آن منافع ملي مورد غفلت قرار نگيرد . براي ما زماني ارتباط با آمريكا معني خواهد داشت و مي تواند امتياز تلقي شود كه بتوانيم به عنوان يك بازيگر مستقل وارد بازي شويم ، منافع ملي خود را در داخل آمريكا و در تعامل با دولت آن در صحنه هاي ديگر روابط بين الملل بدست بياوريم و يا ارتقاء دهيم و در سوي ديگر اين رابطه ، بپذيريم كه بازيگر مقابل نيز انتظار دارد كه حق او در اين ارتباط تضييع نشود و اصول او زير سووال نرود كه اين دو از اصول روابط بين الملل است .
تعريف اينكه منافع ملي چيست و كجاست ، وظيفه دستگاه سياست گذار خارجي است و در كشور ما اين ماموريت را چندين نهاد انجام مي دهند و اما وظيفه دستگاه ديپلماسي تعريف اجرايي و عملياتي كردن اين سياست گذاري هاست . دستگاه ديپلماسي در اغلب كشورها و از جمله كشور ما به عنوان بخشي از دستگاه سياست گذار خارجي شناخته شده است كه در حدود وظايف مقرر تصميم سازي ، تصميم گيري و اجر مي كند . در قوانين بين الملل و سنت هاي حاكم بر آن ، دستگاه ديپلماسي ( وزارتخانه هاي امور خارجه ) مجري سياست يك كشور و نه سياست گذار آن شناخته مي شوند و رييس جمهوري يك بخش از سياست خارجي و نه تمام آن تلقي مي شود و اين نكته مهمي است كه برخي نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از آن غافل شده اند .
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 11:35 |
متن كامل
|
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384
ايران - امارات ، سوء تفاهمي كه رفع آن در گروي گفت و گو است
وزیران امورخارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان نود و پنجمین نشست خود که شنبه شب در ریاض پایتخت عربستان برگزار شد ، با صدور بيانيه اي حاكميت جمهوري اسلامي ايران بر جزاير تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي را "اشغال " خوانده و از ادعاي امارات بر جزاير سه گانه ايراني حمايت كردند.
اين اولين بار نيست كه شوراي وزيران امورخارجه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از ادعاي امارات عربي در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني حمايت مي كند و به جرات مي توان گفت كه اين شورا و ديگر نهادهاي شوراي همكاري خليج فارس در هر نشست و به بهانه اي اين ادعاي امارات را استماع و نوعا از آن حمايت كرده است .
امارات عربي از بدو حيات سياسي اش در ابتداي دهه 70 قرن گذشته ميلادي ، روابط سياسي اش با جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير يك ادعاي بي اساس قرار داده و همين ادعا موجب آن شده است تابه رغم همه اشتراكات و نزديكي ها ، روابط ابوظبي با تهران ، در كمتر مقطعي آنچنان گرم باشد كه شايسته دو همسايه است .
امارات عربي كه هدايت امور سياسي آن برعهده شيخ نشين ابوظبي است در " سوء تفاهمي " كه گرفتار آن شده بر اين مدعاست كه سه جزيره ايراني تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي به اين شيح نشين تعلق دارد . ابوظبي با اين باور سالها كوشيده است تا از مجاري مختلف از كانالها و مجاري شناخته شده بين المللي تا تبليغات فراوان با دلارهاي نفتي ، اين ادعا را پيش ببرد .ابوظبي ماه گذشته نيز در يك اقدام سياسي از سفير امارات نزد سازمان ملل خواسته بود از دبير كل اين سازمان بخواهد تا به ادعاي آن در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني رسيدگي كند و اين ادعا را براي طرح در شوراي امنيت بفرستد . در آن نامه سفير ابوظبي به كوفي عنان ادعا شده بود :" از آنحا كه راههاي مسالمت آميز ، مذاكره مستقيم و ارجاع به ديوان بين المللي لاهه به نتيجه اي براي حل اختلاف منجر نشده ، خواهان آن هستيم كه شوراي امنيت به اين موضوع رسيدگي كند." بي ..بي.سي 18-02-84 درآن نامه و نيز موضع گيري اخير وزراي امورخارجه شوراي همكاري خليج فارس چند نكته وجود دارد كه مروري بر پرونده ادعاي امارات و نحوه رفتار ايران با آن نشان مي دهد ، امارات حتي در طرح موضوع نزد دبير كل سازمان ملل و نيز در نشست هاي سياسي به قلب حقايق روي آورده است . پرونده ديپلماسي دو طرف روي موضوع نشان مي دهد اين جمهوري اسلامي ايران بوده است كه از ابتدا ابوظبي را به نشستن پشت ميز مذاكره و رفع سوء تفاهم دعوت كرده و بارها وزيران امور خارجه اش را براي گفت و گو به ابوظبي فرستاده است ، حال آنكه امارات نه تنها از اين دعوتها استقبال نكرده ، بلكه برخلاف سنت و نزاكت ديپلماتيك وزيران خارجه اش را براي پاسخگويي به سفرهاي صورت گرفته به تهران نفرستاده است و ديوان داوري و راي و نظر آن زماني وجاهت دارد كه صلاحيت آن مورد تاييد و پذيرش طرفين دعوا باشد.امير نشين ابوظبي بخوبي مي داند كه حتي در صورت ارجاع پرونده مورد ادعا به شوراي امنيت و حمايت حاميانش بخصوص ايالات متحده آمريكا و انگليس با چه دشواريهايي روبرو خواهد بود. تحت تاثير شرايط بين المللي و حمايت حاميان ممكن است سفير ابوظبي بتواند نزد شوراي امنيت اقامه دعوت كند، اما پيش بردن آن به اين سادگي كه وزارت امورخارجه ابوظبي گمان آنرا كرده است ، نيست . امارات براي اثبات ادعايش بايد مدارك و اسناد و شواهد زيادي ارايه كند كه از جمله آنها حتما اسناد و نقشه هاي موسسه جغرافيايي سلطنتي انگليس است كه نشان مي دهد ، نه تنها جزاير سه گانه بلكه بسياري از واحدهاي سياسي كنوني منطقه زماني جز خاك ايران و يا تحت حا كميت و اعمال قدر ت آن بوده اند .
براساس منشور ملل متحد ، اعضاي اين سازمان حق دارند دعواهاي حقوقي را در شوراي امنيت مطرح كنند، ولي براي آنكه دعوا را طرح كنند و شورا بپذيرد كه به آن رسيدگي كند، بايد مدارك كافي و مداركي كه حداقل آن گروهي كه مي خواهند آنرا در سازمان ملل مطرح كنند ، قانع سازد كه ادعا حداقل در چهارچوبي كه قابل قبول باشد ، مطرح شود . امارات اين شيوه را در سال 1971 آزموده است ." شوراي امنيت آن سال "" اصلا "" حاضر نشد ادعاي امارات را از آن رو كه فاقد سند و مدرك قابل پذيرش بود بپذيرد و آنرا مورد رسيدگي قرار دهد ." بي.بي.سي 18-02-84 .امارات امروز با اين گمان كه شرايط بين المللي به نفع آن است راه رفته را مي خواهد دوباره بيازمايد .روشن است كه امارات از سال 1971 تاكنون به دنبال جمع آوري شواهد و مداركي بوده است كه بتواند ادعايش را ثابت كند و در مقابل ايران نيز كه از ابتدا دست خالي نبوده ، مدارك انبوهي در اختيار داشته و دارد كه نشان دهد ادعاي امارات يك "توهم " بيشتر نيست . روشن است دولت ابوظبي تحت تاثير كدام جريانات سياسي در جهان و منطقه قرار دارد . ابوظبي از اين رو مقطع كنوني را براي طرح ادعايش در شوراي امنيت و شوراي همكاري خليج فارس و ديگر نهادهاي منطقه اي و بين المللي مناسب ديده است كه ايران در صحنه داخلي انتخابات رياست جمهوري را در پيش روي دارد و در صحنه جهاني روابط تهران با غرب تحت تاثير پرونده برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز ايران قرار گرفته است . موفقيت مردم و دولت ايران در برگزاري انتخاباتي پرشور براي برگزيدن رييس جمهوري جديد كشور در آينده اي نزديك و هم نظري هم قوا و مردم در كشور در خصوص ادامه دادن به برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز هسته اي همزمان با جلب اعتماد عمومي جهانيان ديگر بار نشان خواهد كه نه تنها ابوظبي بلكه محركان برون منطقه اي آن نيز دچار چه خطايي در " تشخيص ديپلماتيك " شده اند.
ابوظبي هنوز مزه بحران مالي دهه 90 قرن گذشته ميلادي را زير زبان خود دارد ، بحراني كه تنها در طول چند روز بزرگترين بانك اين امير نشين را به ورشكستگي كشاند و سهام عمده امير و نفوذ سياسي و اقتصادي او نيز نتوانست جلوي اين ورشكستگي را بگيرد. مبادلات تجاري رسمي بين ايران و امارات به بيش از 6 ميليارد دلار بالغ مي شود و اگر ارزش تجارتهاي چمداني را به آن بيفزاييم اين حجم حتما رقم قابل ملاحظه اي تكان خواهد خورد . خود همين رقم و انبوه سرمايه هاي ايراني و نيروهاي متخصص و كار ورزيده آن كه در امارات بكار گرفته شده و يا بكار مشغولند ، حيات اقتصادي اين امير نشين را تا به آنجا به رابطه با ايران پيوند زده است كه عموم كارشناسان اقتصادي معتقدند اگر ايران گوشه چشمي به سرمايه گذاران خود نشان دهد و يا وزارت بازرگاني و گمركاتش را با بخشنامه اي هدايت كند ، كاملا به خطر خواهد انداخت و فلسفه وجودي بسياري از زير ساختهاي اقتصادي در امارات از بين خواهد رفت .انتظاري كه وجود دارد همانگونه كه حميد رضا آصقي سخنگوي وزارت امورخارجه ايران اخيرا و براي چندمين بار آنرا بيان كرد ، اين است كه دولت امارات براي تقويت همكاريها و همگرايي منطقه اي براي خدمت به منافع كشورها و مردم آن و تحكيم ثبات و امنيت اين منطقه حياتي حركت كند و از دامن زدن به مسائل تنش زا در شرايطي كه منطقه نياز به آرامش و صلح براي توسعه و شكوفايي دارد ، اجتناب ورزد و بداند كه تنها راه حل سوء تفاهم جزيي پيرامون جزيره ابوموسي گفتگوهاي دو جانبه در فضايي دوستانه و بدور از جنجال است . ايرنا- 18-02-84
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 10:19 |
متن كامل
|
چهارشنبه هجدهم خرداد 1384
رای من " حق " من است ، با برنامه نه با شعار
ماراتون نامزدهای مورد وثوق و تایید شورای نگهبان برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری با قطعی شدن مشارکت هشت نامزد در مبارزات انتخاباتی نهمین دورده انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده است. فرض مسلم این است که نامزدها با عبور از سد نظارت استصوابی شورای نگهبان دارای شرایط عمومی یکسانی هستند ، اما آنچه كه بايد قاعدتا موجب تميز اين هشت تن با هم و هر يك با ديگري شود ، برنامه ها و طرحهاي نامزدها و نيز تيم هاي اجرايي و عملياتي آنها با تعاريف روشن و دقيق در ابعاد و زمينه هاي گوناگون در صورت نيل به هدف است.
بدون وجود و حضور نهادهاي مدني قدرت مند كه آمال و خواسته هاي راي دهندگان را تجميع ، دسته بندي و تبديل به طرح و برنامه كنند و در دوره مبارزه انتخاباتي آنها را تشريح و ابعاد آنرا با همه آثار و پيامدها بيان نمايند و ضامن اجراي آن برنامه ها در صورت كسب آراي مردم توسط نامزد حمايت شده باشند ، اين انتظار كه يكايك نامزدها با برنامه وارد مبارزه انتخاباتي شوند و به آن وفادار و پاسخگو باشند ، نه انتظاري مقبول و نه ممكن است با شرايط و ويژگيهايي كه ذكر گرديد ، عملياتي شود.
نهادهاي موجود كه نامزدي را پيش بري مي كنند از نقطه نظر ماهيتي و كاركردي ويژگيهاي تمام و كمال يك نهاد مدني را ندارند . آنها در حداكثر ، خواسته ها و ديدگاهها ي دسته و يا نهايت گروهي را نمايندگي مي كنند كه محدوده كوچكي از سلايق را در بر مي گيرد و تعهد آنها عمومي نيست . در چنين شرايطي مسووليت هر دو طرف راي گيرنده و راي دهنده بسيار سنگين است و آنها خود بايد وظايفي را كه در جوامع مردم سالار بطور معمول نهادهاي مدني انجام مي دهند بر عهده بگيرند و چنين وضعيتي خالي از مخاطرات خاص خود نيست .
۲۶سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي و برگزاري تفريبا يك انتخابات در طول هر سال در اين مدت ، همراه با توسعه نظام هاي ارتباطي ، افزايش سطح آگاهي هاي عمومي ، جوان شدن جمعيت كشور و ويژگيها و خصوصيات ديگر جامعه ، آحاد مردم را به رغم عدم توسعه سياسي در بعد نهادهاي مدني كه خود معلول علتهايي است ، امروز به آن سطح از آگاهي سياسي رسانده است كه در انتخابات مجلس هفتم و پيش از آن در انتخابات شوراهاي اسلام يشاهد بوديم كه چگونه از " حق " خود استفاده كرد و اين پيام را به سياسيون و سياست بازان داد كه از وضعيت موجود راضي نيست و خواهان اصلاحاتي عميق است و اين كار جز با برنامه ، برنامه اي با همه ويژگيهاي علمي آن از تدوين تا اجرا و تعهد به آن و وجود مكانيزمهايي براي متعهد نگه داشتن سياسيون به آن ، ممكن نيست.
مردم اينك با حقوق خود در فصل ، فصل قانون اساسي بويژه در فصول حقوق متقابل دولت و ملت به عنوان " ميثاق ملي " آشنا هستند و مي دانند كه " راي " هر فرد " حق " او ست و هيچ فردي را نمي توان موكلف به عملي كه حق او را سلب و يا مخدوش مي كند ، كرد . مردم به اين باور رسيده اند كه نامزدها " وظيفه " دارند برنامه و طرح بدهند و مردم " حق " دارند كه به هر يك از نامزدها و يا نامزد خاصي كه سلايق آنها را تامين مي كند ، راي بدهند و يا ندهند.
مردم باورند دارند " در برابر اعمالي كه حقوق اساسي و يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه را دارد .(ند) " ۱ و " اساس و منشا قدرت حكومت ، اراده مردم است ، اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تامين نمايد " ۲ و " هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهاي خود فقط تابع محدوديت هايي است كه به وسيله قانون منحصرا به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي رعايت مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه دموكراتيك وضع گرديده است ." ۳
* ۱-۲-۳ به ترتيب ماده هشتم - بند سه ماده بيست و يكم و بند دوم ماده بيست و نهم اعلاميه جهاني حقوق بشر
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 16:39 |
متن كامل
|
سه شنبه هفدهم خرداد 1384
باکو - جیهان ، تحمیل سیاست بر اقتصاد
گرانترین و در عین حال سیاسی ترین خط لوله نفتی جهان میان باکو در جمهروی آذربایجان و جیهان یک بندر نفتی ترکیه در ساحل مدیترانه راه اندازی شده است تا در این مرحله نفت برداشت شده از حوزّه های نفتی منطقه قفقاز و غرب خزر را به بازارهای جهانی برساند. ساخت خط لوله ده سال زمان برد و نزدیک به ۴میلیارد دلار هزینه آنرا کنسرسیومی از ۱۲شرکت نفتی دنیا تامین کردند.
خط لوله باکو- جیهان در حال حاضر می تواند روزانه یک میلیون بشکه نفت منطقه را به بازارهای جهانی عرضه کند و یک بار باور توام با تشکیک این است که منطقه می تواند تا پایان دهه جاری دست کم ۳ میلیون بشکه نفت در روز تولید کند که اتکای اصلی برای صدور خط لوله باکو - جیهان خواهد بود . با توجه به کمبود عرضه نسبت به تقاضا و روند رو به افزایش بهای نفت در ماههای اخیر ، خط تازه احداث فعلا جذابيت خاصي دارد ،اما اين وضعيت تا زماني خواهد بود كه بنا بر محاسبه كنسرسيوم سرمايه گذار طرح ، بهاي نفت از بشكه اي ۴۰دلار تنزل نكند ، زيرا در آن صورت هزينه هاي سنگين استخراح و انتقال نفت از اين حوزه آنرا غير اقتصادي خواهد ساخت. گفت و گو ها براي احداث خط لوله باكو - جيهان در اوايل دهه ۱۹۹۰ميلادي آغاز شد. گرچه شركتهاي بزرگ مطالعاتي منابع نفتي و سرمايه گذار و نيز دولت ايران اصرار داشتند كه اقتصادي ترين و در عين حال امن ترين راه براي صادرات نفت منطقه خزر ، عبور خط لوله از خاك ايران است و مطالعات تكميلي نيز بر آن صحه گذاشت ، اما مسير پيشنهادي ايران با مخالفت جدي ايالات متحده كنار گذاشته شد و آمريكا كه شركتهايش بيشترين سهم را در كنسرسيوم دارند از ابتدا بر بر اين نكته تاكيد كرد كه " هدف واشنگتن تنوع بخشيدن به راههاي صدور نفت منطقه خزر با كمترين سهم براي ايران و روسيه است ."
در نگاه اول به نظر مي رسد كه قابليت اين خط لوله زياد است . خوشبينانه ترين تخمين ها حاكي از اين است كه تا سال ۲۰۱۰ خط لوله باكو - جيهان خواهد توانست روزانه ۶ميليون بشكه برابر با ۸درصد نياز جهاني ، نفت صادر كند و آنهايي كه محتاط تر و تا حدودي واقع بين ترند امكان صدور نفت منطقه از طريق خط لوله داير شده را ۳ميليون بشكه بيشتر نمي دانند كه بر خلاف باور آمريكا نمي تواند رقيب جديدي براي اوپك و كشورهاي قدرتمند نفتي آن مانند ايران ، عربستان سعودي و عراق با ذخاير فراوان نفت و گاز باشد.
ايران از چند سال پيش تاكنون اجراي يك خط لوله نفتي ميان نكا در شمال كشور و پالايشگاه ري را در دست احداث دارد . كارشناسان نفتي و سياسي منطقه بر اين باورند كه اگر ايران بر سرعت ساخت اين خط لوله افزوده بود ، احداث خط لوله باكو - جيهان كمترين توجيهي نداشت و حال اگر ايران به طرح در دست اجرا سرعت بيشتر ببخشد با امكان صدور اوليه ۳۰۰هزار بشكه نفت در روز و بعدها با توسعه آن ، مي تواند از اهميت خط لوله نفت باكو - جيهان شديدا بكاهد .
خط لوله باكو - جيهان و آينده آن در گروي چند ماسله اساسي ديگر نيز هست . اولين مساله پيش روي خط لوله كه توجيهات اقتصادي آنرا زير سوال برده است ، ذخاير نفت خزر و قفقاز و برآوردها از آن است كه كمتر از آن چيزي نشان مي دهد كه از ابتدا تصور شده بود . مساله مهم ديگر امنيت خط لوله است كه از مناطق نا آرام قفقاز و تركيه مي گذرد به علاوه آنكه اجرا و بهره برداري از آن محيط زيست مسير خط لوله را كه از با ارزش ترين اراضي كشاورزي منطقه مي گذرد ، با خطر جدي مواجه كرده است .
شركت مطالعات نفتي " پتروليوم فابننس كمپاني " آمريكا ، در پي اجراي يك طرح مطالعاتي كه نتيجه آنرا در دوم خرداد سال ۱۳۷۷انتشار داد ، گفت : " بدترين راه براي انتقال نفت آسياي مركزي و قفقاز به بازارهاي جهاني راه جيهان است و به جز آمريكا و تركيه هيچ كشوري از اين راه سود نخواهد برد ، زيرا چنين كاري با هزينه فوق العاده بالا و ناامني مسير ، هرگز كاري درست نيست ." براساس برآورد كارشناسان روسي " ميزان ذخاير نفت و گاز درياي خزر خيلي كمتر از آن است كه شركتهاي غربي اعلام كرده اند . ميزان ذخاير نفت و گاز درياي خزر زياد نيست و در اين خصوص بيش از اندازه اغراق شده است ." - والري گاريپ معاون وزير نفت و انرژي روسيه - ۱۳خرداد - ۱۳۷۷- خبرگزاري توران جمهوري آذربايجان
اقتصادي نبودن راه جيهان كه به كلاه گذاري بر سر كشورهاي منطقه تشبيه شده ، نه تنها مورد اذعان شركتهاي بزرگ نفتي ، حتي سياسيون آمريكا قرا ردارد. با اين همه و صرفا در اقدامي سياسي ، آمريكا با اصرار بر اجراي خط لوله و اعمال سياستهايي چون بالا نگه داشتن بهاي نفت همانطوري كه در دهه ۱۹۷۰ ميلادي با نفت درياي شمال كرد ، ساختمان آنرا ممكن ساخت .
مساله ديگر هزينه تمام شده بهاي نفت و كشش بازار است . روزنامه "۱۶۸ساعت " چاپ باكو در شماره روز ۳۰مرداد سال ۱۳۷۷ خود به نقل از كارشناسان نفتي نوشته بود :" براساس برآوردهاي موجود احداث اين خط لوله ( باكو - جيهان ) زماني مي تواند اقتصادي و مقرون به صرفه باشد كه بشود از طريق آن ساليانه ۱۰۰ تا ۱۲۰ ميليون تن نفت انتقال داد ." هزينه بالاي استخراج و صدور نفت از حوزه خزر بارها نيز مورد تاكيد كارشناسان آمريكايي قرار گرفت با اين همه واشنگتن بر اجراي آن اصرار ورزيد طرحي كه پيش از آنكه منافع كشورهيا منطقه را تامين كند ، اهداف آمريكا را محقق مي سازد . ريچارد مورنينگ استار مشاور رييس جمهوري وقت آمريكا در ۱۰مهر ۱۳۷۷ به "پانوراما" چاپ باكو گفته بود :" اين مسير در مقايسه با ساير مسيرهايي كه براي انتقال نفت مطرح هستند ( راه ايران بيشتر از همه مورد توجه بود ) ، به مراتب گرانتر تمام خواهد شد و از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه نخواهد بود. "
واقعيت ديگر اين است كه با توجه به بازارهاي متعدد نفتي در اروپا ، امكان فروش نفت درياي خزر در اروپاي عربي كم است . نفت درياي خزر به خاطر هزينه بالاي راه اندازي چاه هاي نفتي ، مخارج كلان استخراج و حمل و نقل و پالايش ، به سختي قادر خواهد بود با ديگر منابع نفت براي اروپاي غربي ، مانند كشورهاي حوزه خليح فارس رقابت كند و بازار فروش را بايد در جنوب شرقي آسيا و پيش از همه در چين و هند جستجو كرد كه در اين مناطق مقدار مصرف و تقاضا رو به افزايش است .
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 14:39 |
متن كامل
|
دوشنبه شانزدهم خرداد 1384
سازمان شانگهاي ، يك بلوك اقتصادي با رويكردي سياسي
وزيران امور خارجه چين ، روسيه و چهار كشور قزاقستان ، قرقيزستان ، ازبكستان و تاجيكستان كه سازمان همكاريهاي شانگهاي را تاسيس كرده اند ، اين هفته در نشست خود در "آستانه " پايتخت قزاقستان با پيوستن ايران ، پاكستان و هند به عنوان كشورهاي ناظر دراين سازمان موافقت كردند و قرار شد اسناد آن در اجلاس سران كشورهاي عضو كه روزهاي ۵و ۶ جولاي سال جاري ميلادي (۱۴و ۱۵تيرماه ۱۳۸۴) در آستانه برگزار خواهد شد ، امضا شود.
سازمان همكاريهاي شانگهاي سال ۱۹۹۷ در شانگهاي چين توسط پنج كشور چين ، روسيه ، قزاقستان ، قرقيزستان و تاجيكستان تشكيل شد و در ۱۵ژوئن ۲۰۰۱ميلادي ( ۲۶خرداد ۱۳۸۰) ، ازبكستان نيز به اين سازمان پيوست .
سازمان شانگهاي در بدو تاسيس ، توسعه مناسبات اقتصادي ميان اعضا را هدف خود قرار داده بود ، اما همانطور كه انتظار مي رفت و بواسطه مسايل و مشكلات عديده سياسي و نظامي ميان اعضاي بنيانگذار به تدريج ساختي سياسي پيدا كرد اگر چه كوشيد روابط اقتصادي را نيز مورد توجه قرار دهد.
سازمان شانگهاي از ايده هاي " دنگ شيائوپينگ " رهبر فقيد چين و معمار اصلاحات اقتصادي اين كشور است و ابتكار عمل تشكيل سازمان را نيز او در سال ۱۹۹۷ميلادي در بندر شانگهاي چين بر عهده داشت.
چين از دهه ۱۹۸۰ با اولويت دادن به همكاريهاي اقتصادي خود با جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي ، فراز جديدي را در روابط خود با اين كشورها گشود و توانست حجم مبادلات بازرگاني اش را با پنج كشور اسياي مركزي در مدت دو سال از ۱۹۹۰تا ۱۹۹۲ ده برابر افزايش دهد و به ۴۶۵ ميليون دلار برساند كه اين رقم اينك تنها در معامله با سه كشور قزاقستان ، قرقيزستان و ازبكستان نزديك به ۳ميليارد دلار است.
رابطه با جمهوريهاي مستقل شده از سابق شوروي به ويژه در آسياي مركزي به عنوان سرزميني وسيع بين آسيا و اروپا و شرق و عرب آسيا ، همواره براي چين حائز اهميت بوده است . منطقه آسياي مركزي در دوران حيات شوروي براي تبديل بيش از ۶۰درصد مواد اوليه خود به روسيه وابسته بود و در حدود ۶۰درصد كالاهاي صنعتي شوروي در جمهوري روسيه و فقط ۵/۰تا ۵/۱در صد آن در اسياي مركزي ساخته مي شد و قسمت اعظم بازرگاني اين منطقه با روسيه و در صد ناچيزي از آن در داخل منطقه صورت مي گرفت .
علاوه بر بازرگاني ، همكاري در زمينه اقتصادي و فني بين چين و آسياي مركزي نيز در سالهاي اخير و به ويژه پس از سال ۱۹۹۵ كه " زمين " رييس جمهوري وقت چين در اولين سفر خود به كشورهاي آسياي مركزي پس از فروپاشي شوروي از سه كشور ازبكستان ، قرقيزستان و قزاقستان ديدن كرد ، رو به توسعه و گسترش بوده است. چين خوب مي داند كه منابع معدني سرشار و متنوع جمهوري هاي آسياي مركزي در قرن آينده تنظيم كننده روابط اقتصادي آنها با ديگر كشورها خواهد بود و از اين روست كه با نهايت سرعت سعي دارد تا جاي پاي خود را در منطقه بيابد و فرصتهاي از دست رفته را كه به ويژه در سالهاي اول فروپاشي اتحاد شوروي در منطقه به دست آمريكا افتاد ، محكم سازد.
واقعيت اين است كه كشورهاي آسياي مركزي در نتيجه نظام اقتصادي كه دوران سلطه اتحاد شوروي بر آنها تحميل كرد ، به واردات وابسته اند و در اين ميان و در شرايط فعلي ، راههاي چين و اقتصادي تر از آن ايران ؤ مناسب ترين راه براي صدور توليدات آنها و واردات نيازهايشان است.
با اين همه ، آنچه كه پكن را از زمان استقلال كشورهاي اسياي مركزي نگران كرده است و اين نگراني در ميان كشورهاي ديگر عضو سازمان شانگهاي كه از سابق شوروي مستقل شده اند نيز ديده مي شود ، مساله اقوام مختلف كشورهاي منطقه در خاك كشور و يا كشورهاي مقابل است و دراين ميان چين بيشتر از همه نگران حضور و فعاليتهاي " ايغور"هاي استقلال طلب است كه شمار بسياري از آنها در آسياي مركزي و به خصوص در خاك قزاقستان كه با چين و ايالات عمدتا ايغور نشين آن " سين كيانگ " با به قول ايغورها " تركستان شرقي " همساية است ، ساكن هستند.
پكن از هر گونه بي ثباتي در كشورهاي همسايه خود در آسياي مركزي نگران و به خوبي واقف است كه در صورت ناامن شدن مرزهاي اين كشورها با چين و تحريك اقوام ( قزاق ، تاجيك ، ازبك ، قرقيز ، ايغور و... ) كه در دو سوي مرز در خاك چين و كشورهاي آسياي مركزي ريشه دارند ، امنيت آن به خطر خواهد افتاد . كارشناسان سياسي از همين ديد به سفر اخير اسلام كريم اف رييس جمهوري ازبكستان به پكن مي نگرند كه بعد از حوادث خونبار "انديجان " و كشته شدن صدها ناراضي ازبك صورت گرفت ، ولي پكن ترجيح داد چشم به روي اين حوادث ببندد و از اسلام كرين اف در بالاترين سطح استقبال كند.
مبارزه با تروريسم ، جدايي طلبي و افراط گرايي و ايجاد جو اعتماد و كاهش نيروهاي مسلح مرزي ( بويژه بين چين و كشورهاي مستقل شده از سابق شوروي ) و حفاظت از امنيت كشورهاي عضو همراه با توسعه مناسبات اقتصادي ، فصل مشترك انتظارات و خواسته هاي همه كشورهاي عضو شازمان شانگهاي است و دراين ميان ايران ، هند و پاكستان ، به نظر مي رسد به توسعه مناسبات اقتصادي خود با يكديگر و ديگر اعضا در قالب اين سازمان اهميت بدهند. ايران يكي از شركاي بزرگ چين و روسيه است و سطح روابط اقتصادي كشورهاي عضو سازمان شانگهاي هم در قالب اين سازمان و هم در چارچوب سازمانهاي ديگر جهاني و منطقه اي مانند اكو - آ سه آن - سازمان همكاريهاي خزر و ... قابل ملاحظه است .
عضويت در سازمان شانگهاي براي سه كشور ايران ، پاكستان و هند اين فرصت را در عين حال فراهم خواهد كرد تا با كمك اقتصادي به خصوص روسيه و چين ، دو كشور توانمند اقتصادي و صنعتي ، و بهره گيري از منابع ديگر كشورهاي عضو بتوانند خط لوله گازي را كه سالهاست صحبت از اجراي آن بين سه كشور مي رود ، اجرايي كنند . براي ايران ، پاكستان و هند عضويت در سازمان شانگهاي اين امتياز را همچنين خواهد داشت كه بتوانند به تعاملات سياسي و اقتصادي جهاني و منطقه اي خود و ديگر كشورها ابعاد تازه اي ببخشند و بر تعداد بازيگران اصلي بويژه در صحنه هاي منطقه اي بيفزايند.
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 14:44 |
متن كامل
|
دوشنبه شانزدهم خرداد 1384
چهارشنبه شب ، يك جشن ملي براي ملتي شاد و سربلند
چهارشنبه شب اين هفته تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران در تهران مقابل تيم بحرين قرار مي گيرد . يك برد و يا حتي يك مساوي مجوز ورود مستقيم تيم ايران به جرگه بزرگان فوتبال جهان در جام جهاني ۲۰۰۶آلمان خواهد بود امري كه تحقق آن آرزوي هر ايراني و احتمال آن نيز هيج بعيد نيست . شادي و ابراز خرسندي از اين موفقيت توام با حفظ نظم عمومي حق هر ايراني است و آنچه وظيفه مسوولين و مديران كشور است ، فراهم آوردن همه زمينه ها براي اين شادي ملي و بهره گيري يكايك ما از آن براي تقويت وحدت ملي است.
در تقويم كشور ما مناسبت هاي غم و شادي بسياري ثبت شده است،اما همگان تاييد مي كنند كه بيشتر فرصت هاي تقويمي ما مناسبت هاي غمبار و سوگواري است كه توسط رسانةها و متوليان امور فرهنگي و اجتماعي با انبوه برنامه ها تقويت مي شود.
جايگاه فوتبال در زندگي مردم جهان از جمله ايران از يك پديده عادي گذشته و به يك آرمان تبديل شده است . برد و باخت در فوتبال با مرگ و زندگي برخي از مردم گره خورده است . ايست قلبي و سكته برخي از طرفداران تيم هاي ورزشي بر اين ادعا صحه مي گذارد. ايران داراي ساختار جمعيتي جوان است كه نياز به هيجان و شادي را در آنها دو چندان مي كند و نمودهاي اين هيجان را مي توان در هنگام مسابقات ورزشي بخصوص فوتبال مشاهده كرد.
روانشاسان و جامعه شناسان اذعان دارند كه فراهم آوردن فرصت بروز هيجانات و احساسات نيروي جوان از بجران يك جامعه افسرده و پرخاشگر در آينده جلوگيري خواهد كرد. عمر شادي هاي دسته جمعي به مناسبت پيروزي هاي ملي در ايران چندان طولاني نيست .اولين بار پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران در مقابل استراليا و صعود كشورمان به جام جهاني ۹۸فرانسه مردم با حضور در خيابانها شادماني خود را از اين پيروزي نشان دادند . حركتهاي مشابه اي كه از آن پس در پي موفقيتهاي تيم هاي ورزشي انجام شد ، اگر چه در ميان طرفداران ورزش به شكل يك برنامه عادي در مي آمد ، اما مديريتي براي اين شادي ها ايجاد نشد و از اين رو بود كه كارناوالهاي شادي كه پس از پيروزي ورزشي سال ۷۶به راه مي افتاد ، از نگاه عده اي رنگ و بوي سياسي داشت كه علت اصلي آن نيز به باور عموم تحليلگران اجتماعي تعريف نشدن شادي و سرور بود. اينگونه شادي هاي خود جوش ، ناشي از عشق عميق مردم به وطن دانستة مي شود و تجمعات سرور آميز مردمي نمود اجتماعي يك " واقعه ملي " و بيانگر نزديكي و همدلي مردم و احساس مشترك و توجه آنها به وقايع كشورشان است .اگر چه رسانه خارجي و محافل بيگانه همواره سعي داشته اند از تجمعات شاد مردمي سوء استفاده كنند و آن را حركتهاي ضد نظام معرفي كنند، اما جوانان آگاه راه خود را از آنان جدا كرده و مي كنند . آنها در اين راه نيازمند همدلي نيروهاي دولتي و مسوولان هستند تا باهدايت و همراهي و " مديريت شادي " ، امكان سياسي كردن اين گونه تجمعات را به صفر برسانند . شادي و نشاط اجتماعي نبايد رنگ و بوي سياسي به خود بگيرد و دستمايه جدال ميان گروهها شود. شرايط كنوني فرصت مناسبي است تا فرهنگ نشاط و شادي در جامعه ايجاد شود. هشت سال حنگ تحميلي و تبعات آن و حوادث و تنش هاي متعدد داخلي و منطقه اي در سالهاي اخير ، فرصت شادي و آموختن روش درست آن را از مردم گرفته است . شرايط كنوني كه انتخابات رياست جمهوري در پيش است و بيش از هر زمان ديگري به نمايش " همبستگي ملي " نياز داريم ، فرصت بسيار مناسبي است تا به اين نياز جمعي پاسخ داده شود و براي هدايت شادي هاي به جاي مردم ، برنامه ريزي شود.
بايد باور كنيم كه حركتهاي مردم به خاطر افتخارات جوانان در عرصه هاي ورزشي امري طبيعي است. مردمي كه شادي مي كنند ، غريبه نيستند . آنها همان مردمي هستند كه انقلاب را به پيروزي رساندند و حماسه هشت سال دفاع مقدس را خلق كردند. بايد باور كنيم به رسميت نشناختن حركت هاي شادي طلب جوانان پر انرژي ، فرصتي را فراهم مي كند كه فرصت طلبان با نفوذ به محافل جشن آنان ، جوانان را متهم به بي نظمي و اخلال گري كنند اين در در حالي است كه مسوولان امنيتي و انتظامي كشور خود بارها سياسي بودن حركتهاي شاد جوانان را رد كرده و تصريح كرده اند :" ما اعتقادي به سياسي بودن آن نداريم ."
نيروي انتظامي كه در سالهاي اخير نقش حساس و در عين حال تحسين برانگيزي در برقراري نظم و امنيت داشته ، حتما اين بار هم با شادي هاي مردمي همراهي خواهد كرد و از حوادثي كه ممكن است باعث سوء استفاده شود جلوگيري مي كند . در هر حال چهارشنبه شب اين فرصت براي مقامات و مسوولين كشور با همت جوانان دلاور فوتباليست ايراني فراهم خواهد شد تا با برگزاري جشني ملي " نشاط مشاركتي " را بنا نهيم و فرصت يادگيري راه و رسمي شادي را هم براي خود و هم براي ديگران فراهم كنيم .
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 10:4 |
متن كامل
|
شنبه چهاردهم خرداد 1384
تعدادی از مطالب من به نقل از وبلاگ پروکسی شده ام
خطر انحلال ! حيات تنها نهاد آموزش حرفه اي رسانه اي كشور را تهديد مي كند
------------------------------
شورايعالي اداري روز شنبه هفته آينده تشكيل جلسه مي دهد تا در آخرين روزهاي كار دولت سيد محمد خاتمي كه توسعه نهادهاي علمي و دانشگاهي را از افتخارات خود مي داند ، درباره انحلال و يا بقاي " دانشكده خبر " تنها نهاد علمي كاربردي كشور در عرصه رسانه اي تصميم بگيرد.ر
بهانه ي تعطيلي دانشكده خبر با بخشنامه مورخ ششم تيرماه سال 83 رييس جمهوري كه در آن تمركز آموزش عالي كشور در وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري و سوق دادن دستگاه هاي اجرايي به سمت وظايف اصلي و تخصصي خود مورد تاكيد قرار گرفته بود ، به دست شورايعالي اداري داده شد تا طرح انحلال دانشكده خبر را مورد بررسي قرار دهد ، چون اين دانشكده به خبرگزاري جمهوري اسلامي وابسته است و از نهادهاي اداري و نه نهاد علمي و دانشگاهي محسوب مي شود! از همان ابتداي شروع بحث انحلال و با همان استدلالهايي كه بزرگان سياست و دانش در سال 1376 تشكيل دانشكده را يك ضرروت غير قابل ترديد براي كشور در دنياي بسيار پيچيده ارتباطات كنوني در سطح جهان خوانده بودند ، اساتيد ، صاحب نظران ، پيشكسوتان و دست اندركاران رسانةاي كشور با هر سمت و سوي فكري و سياسي و دانشجويان حوزه ارتباطات و اطلاع رساني با طرح دلايلي عديده نه تنها دانشكده خبر را مستثني از قاعده ترسيم شده در بخشنامه دانستند ، بلكه در نوشته ها ، بيانيه ها و اظهار نظرهايي خواهان آن شدند تا دانشكده خبر كه ثمره وجودي آن با تربيت دهها كارآزموده متخصص به اثبات رسيده ، مورد حمايت و پشتيباني همه جانبه قرا رگيرد ، تا اساسي ترين نياز حوزه ارتباطات كشور كه همانا نيروي انساني متخصص ، كارآزموده و تحصيل كرده باشد ، تامين گردد.ر
در دلايل بزرگان و پيشكسوتان براي پرهيز دادن شورايعالي اداري از رفتن به سمت تصميم گيري جهت انحلال دانشكده خبر ، نكات عديده اي توجه داده شده است از جمله گفته مي شود كه اين دانشكده براساس مجوز دفتر گسترش آموزش عالي تاسيس شده و اساسنامه آن در وزرات علوم ، تحقيقات و فناوري به عنوان زير مجموعه دانشگاه جامع علمي كاربردي تصويب شده است و لذا كليه فعاليتهاي علمي - آموزشي آن از گزينش دانشجو تا محتوي و روش تدريس و فارغ التحصيلي ، طبق ضوابط وزارت علوم و با نظارت دانشگاه جامع انجام مي گيرد.ر
نكته ديگر : رشته هاي مصوب مورد اجرا در اين دانشكده بر اساس نياز روز روزنامه نگاران طراحي شده و در كميته هاي مختلف و بالاخره در شورايعالي برنامه ريزي وزارت علوم مورد تصويب قرا رگرفته است . اين دانشكده و رشته هاي آن ، تكرار هيچ دانشكده و رشته اي در بين مجموعه دانشكده ها و مراكز آموزش عالي كشور نيست و در حال حاضر نيز اين رشته ها در هيچ يك از مراكز آموزش عالي دولتي و غير دولتي وجود ندارد.ر
از ديگر استدلالها در ضرورت حيات دانشكده خبر ، استفاده دانشكده از نظام آموزشي نوين و تقاضا محور علمي كاربردي به منظور ارتقاء سطح كمي و كيفي نظام رسانه اي كشور و با استفاده از دانش روز رسانه اي جهان مي باشد.ر
دانشكده خبر در طول فعاليت خود ، اقدام به جذب داوطلبان آزاد و نيز شاغلان در رسانه ها نمود و دهها تربيت شده اين دانشكده هم اكنون در رسانه هاي مختلف مشغول به كار مي باشند ، ضمن آن كه همچنان تقاضا براي به كار گرفتن دانش آموختگان اين دانشكده بسيار بالاست .ر
هم اينك دانشكده خبر مركز تعليم و تعلم شمار زيادي از اصحاب قلم و رسانه ها در سراسر كشور است كه اين امكان در ساير مراكز آموزشي براي اصحاب رسانة ها فراهم نمي باشد ، علاوه بر اينها:ر
رشته هاي تحصيلي دانشكده خبر براساس تجزيه و تحليل مشاغل صورت گرفته و هر درس بر اساس كار و پاره كارهاي مربوط به يك شغل تعريف شده است و پاسخگوي يك مهارت خاص در حرفه خبرنگاري مي باشد ، لذا محدود كردن آن به يك دوره دو ساله تنها تلف كردن هزينه و وقت خواهد بود ، لذا اين رشته ها به تبعيت از كليه رشته هاي مشابه در ايران و ساير كشورها بصورت يك دوره چهار ساله با هدف تربيت خبرنگاران متخصص طراحي شده است و دقيقا در اجراي اين دوره تمامي قوانين و مقررات علمي كاربردي اجرا مي شود.ر
پيشنهاد تشكيل اين دانشكده توسط ايرنا و حمايت نسبي از فعاليت آن ، تنها به دليل وجود ضرورت و نياز وسيع موجود در كشور به ايجاد يك مركز آموزش عالي رسانةاي بوده است . اكنون اين برعهده شورايعالي اداري است كه در اين زمينه اخد تصميم نمايد اما اصل ضرورت وجودي اين دانشكده مساله اي است كه اظهار نظر درباره آن تنها در صلاحيت وزارت علوم و شخص وزير علوم ، تحقيقات و فناوري است ر
با اين توضيحات حداقل انتظار اصحاب رسانةها و علاقه مندان به كار در حوزه رسانه اي اين است كه با توجه به وضعيت كنوني نظام خبر رساني و اطلاع رساني در كشور و نقش موثر و فعال نيروهاي شاغل در حوزه خبر رساني در برنامه هاي توسعه سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور ، موجوديت دانشكده خبر تحت نظارت دانشگاه جامع علمي كاربردي و وزارت علوم تثبيت شود تا آنچه ساخته شده ويران نگردد و نگرانيهاي وسيع موجود در سطح رسانه ها براي به خطر افتادن موجوديت تنها نهاد آموزش حرفه اي رسانه اي در كشور بر طرف شود.ر
انشاالله
سوء تفاهمي جزئي و اقدام نسنجيده امارات
-----------------------------------
امارات عربي از بدو حيات سياسي اش در ابتداي دهه 70 قرن گذشته ميلادي ، روابط سياسي اش با جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير يك ادعاي بي اساس قرار داده و همين ادعا موجب آن شده است تابه رغم همه اشتراكات و نزديكي ها ، روابط ابوظبي با تهران ، در كمتر مقطعي آنچنان گرم باشد كه شايسته دو همسايه است .ر
امارات عربي كه هدايت امور سياسي آن برعهده شيخ نشين ابوظبي است در " سوء تفاهمي " كه گرفتار آن شده بر اين مدعاست كه سه جزيره ايراني تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي به اين شيح نشين تعلق دارد . ابوظبي با اين باور سالها كوشيده است تا از مجاري مختلف از كانالها و مجاري شناخته شده بين المللي تا تبليغات فراوان با دلارهاي نفتي ، اين ادعا را پيش ببرد .ر
ابوظبي در تازه ترين اقدام سياسي خود از سفير امارات نزد سازمان ملل خواسته است تا از دبير كل اين سازمان بخواهد تا به ادعاي آن در خصوص مالكيت سه جزيره ايراني رسيدگي كند و اين ادعا را براي طرح در شوراي امنيت بفرستد . در نامه سفير ابوظبي به كوفي عنان ادعا مي شود:" از آنحا كه راههاي مسالمت آميز ، مذاكره مستقيم و ارجاع به ديوان بين المللي لاهه به نتيجه اي براي حل اختلاف منجر نشده ، خواهان آن هستيم كه شوراي امنيت به اين موضوع رسيدگي كند." بي ..بي.سي 18-02-84
در اين نامه چند نكته وجود دارد كه مروري بر پرونده ادعاي امارات و نحوه رفتار ايران با آن نشان مي دهد ، امارات حتي در طرح موضوع نزد دبير كل سازمان ملل به قلب حقايق روي آورده است . پرونده ديپلماسي دو طرف روي موضوع نشان مي دهد اين جمهوري اسلامي ايران بوده است كه از ابتدا ابوظبي را به نشستن پشت ميز مذاكره و رفع سوء تفاهم دعوت كرده و بارها وزيران امور خارجه اش را براي گفتگو به ابوظبي فرستاده است ، حال آنكه امارات نه تنها از اين دعوتها استقبال نكرده ، بلكه برخلاف سنت و ادب ديپلماتيك وزيران خارجه اش را براي پاسخگويي به سفرهاي صورت گرفته به تهران نفرستاده است و ديوان داوري و راي و نظر آن زماني وجاهت دارد كه صلاحيت آن مورد تاييد و پذيرش دعوا باشد.ر
امير نشين ابوظبي بخوبي مي داند كه حتي در صورت ارجاع پرونده مورد ادعا به شوراي امنيت و حمايت حاميانش بخصوص ايالات متحده آمريكا و انگليس با چه دشواريهايي روبرو خواهد بود. تحت تاثير شرايط بين المللي و حمايت حاميان ممكن است سفير ابوظبي بتواند نزد شوراي امنيت اقامه دعوت كند اما پيش بردن آن به اين سادگي كه وزارت امورخارجه ابوظبي گمان آنرا كرده است ، نيست . امارات براي اثبات ادعايش بايد مدارك و اسناد و شواهد زيادي ارايه كند كه از جمله آنها حتما اسناد و نقشه هاي موسسه جغرافيايي سلطنتي انگليس است كه نشان مي دهد ، نه تنها جزاير سه گانه بلكه بسياري از واحدهاي سياسي كنوني منطقه از جمله امارات زماني جز خاك ايران و يا تحت حاكميت و اعمال قدرت آن بوده است.ر
براساس منشور ملل متحد ، اعضاي اين سازمان حق دارند دعواهاي حقوقي را در شوراي امنيت مطرح كنند ولي براي آنكه دعوا را مطرح كنند و شورا بپذيرد كه به آن رسيدگي كند بايد مدارك كافي و مداركي كه حداقل آن گروهي كه مي خواهند آنرا در سازمان ملل مطرح كنند ، قانع سازد كه ادعا حداقل در چهارچوبي كه قابل قبول باشد ، مطرح شود . امارات اين شيوه را در سال 1971 آزموده است ." شوراي امنيت آن سال "" اصلا "" حاضر نشد ادعاي امارات را از آن رو كه فاقد سند و مدرك قابل پذيرش بود بپذيرذد و آنرا مورد رسيدگي قرار دهد ." بي.بي.سي 18-02-84 .امارات امروز با اين گمان كه شرايط بين المللي به نفع آن است راه رفته را مي خواهد دوباره بيازمايد .روشن است كه امارات از سال 1971 تاكنون به دنبال جمع آوري شواهد و مداركي بوده است كه بتواند ادعايش را ثابت كند و در مقابل ايران نيز كه از ابتدا دست خالي نبوده ، مدارك انبوهي در اختيار داشته و دارد كه نشان دهد ادعاي امارات يك توهم " بيشتر نيست .ر
روشن است دولت ابوظبي تحت تاثير كدام جريانات سياسي در جهان و منطقه قرار دارد . ابوظبي از اين رو مقطع كنوني را براي طرح ادعايش در شوراي امنيت مناسب ديده است كه ايران در صحنه داخلي انتخابات رياست جمهوري را در پيش روي دارد و در صحنه جهاني روابط تهران با غرب تحت تاثير پرونده برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز ايران قرار گرفته است . موفقيت مردم و دولت ايران در برگزاري انتخاباتي پرشور براي برگزيدن رييس جمهوري جديد كشور در آينده اي نزديك و هم نظري هم قوا و مردم در كشور در خصوص ادامه دادن به برنامه هاي هسته اي مسالمت آميز هسته اي همزمان با جلب اعتماد عمومي ديگر بار نشان خواهد كه نه تنها ابوظبي بلكه محركان برون منطقه اي آن نيز دچار چه خطايي در " تشخيص ديپلماتيك " شده اند.ر
اگر ابوظبي بر اين باور است كه " لابي ايران با قدرتهاي بزرگ در 1971 موجب آن شد شوراي امنيت سازمان ملل ادعاي آنرا نپذيرد " بي.بي.سي.18-02-84 و اگر امارات بر اين گمان است كه " شرايط بين المللي بويژه با اختلافاتي كه بين ايران و آمريكا وجود دارد امروز به نفع آن است " بي.بي.سي 18-02-84 حتما اين را هم مي داند كه عوامل متعددي در تصميمات نهادهاي جهاني تاثير گذار هستند كه يكي از آنها بازيگران است ، حتي اگر آن بازيگران آمريكا و انگليس باشند .ر
ابوظبي هنوز مزه بحران مالي دهه 90 قرن گذشته ميلادي را زير زبان خود دارد ، بحراني كه تنها در طول چند روز بزرگترين بانك اين امير نشين را به ورشكستگي كشاند و سهام عمده امير و نفوذ سياسي و اقتصادي او نيز نتوانست جلوي اين ورشكستگي را بگيرد. مبادلات تجاري رسمي بين ايران و امارات به بيش از 6 ميليارد دلار بالغ مي شود و اگر ارزش تجارتهاي چمداني را به آن بيفزاييم اين حجم حتما رقم قابل ملاحظه اي تكان خواهد خورد . خود همين رقم و انبوه سرمايه هاي ايراني و نيروهاي متخصص و كار ورزيده آن كه در امارات بكار گرفته شده و يا بكار مشغولند ، حيات اقتصادي اين امير نشين را تا به آنجا به رابطه با ايران پيوند زده است كه عموم كارشناسان اقتصادي معتقدند اگر ايران گوشه چشمي به سرمايه گذاران خود نشان دهد و يا وزارت بازرگاني و گمركاتش را با بخشنامه اي هدايت كند ، كاملا به خطر خواهد انداخت و فلسفه وجودي بسياري از زير ساختهاي اقتصادي در امارات از بين خواهد رفت .ر
انتظاري كه وجود دارد همانگونه كه حميد رضا آصقي سخنگوي وزارت امورخارجه ايران روز يكشنبه اين هفته بيان كرد ، اين است كه دولت امارات براي تقويت همكاريها و همگرايي منطقه اي براي خدمت به منافع كشورها و مردم آن و تحكيم ثبات و امنيت اين منطقه حياتي حركت كند و از دامن زدن به مسائل تنش زا در شرايطي كه منطقه نياز به آرامش و صلح براي توسعه و شكوفايي دارد ، اجتناب ورزد و بداند كه تنها راه حل سوء تفاهم جزيي پيرامون جزيره ابوموسي گفتگوهاي دو جانبه در فضايي دوستانه و بدور از جنجال است . ايرنا- 18-02-84
سوء تفاهم جزيي كه ايران دولت امارات را به گفتگو براي حل آن دعوت كرده ، احوال شخصي آندسته از ساكنان جزيره ابوموسي است كه اوراق هويتي آنان به شيح نشين شارجه يكي از امير نشين هاي امارات عربي تعلق دارد .ر
انتقادهاي آيت الله شاهرودي و انتظار از وي
-----------------------------------
آيت الله هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه روز چهارشنبه اين هفته در سخناني در جمع عده اي از مقامات قضايي " از بدرفتاري و بي قانوني جاري " در دادسراها و ساير بخشهاي قوه قضاييه به تندي انتقاد نمود و متعاقب آن در بخشنامه اي به دادگستريهاي سراسر كشور ، توقف رويه اي را كه در سخنراني خود به آن اعتراض كرده بود ، الزامي ساخت .ر
آيت الله شاهرودي در دستورالعمل خود تاكيد مي كند كه دادستان شخصا بايد بازجويي را برعهده بگيرد و بدون نظارت و حضور او هيچ تحقيقي توسط ضابطان قضايي مجاز نيست و قرار تامين بايد مناسب و متناسب با نوع جرم صادر شود و اين امر نبايد به ضابطين محول شود و تحت هيچ شرايطي آزادي متهم منوط به سپردن تامين به ضابطين دادگستري نيست.ر
رييس قوه قضاييه كه در بدو پذيرش اين مسووليت ، نهاد قضايي كشور را " ويرانة" اي توصيف نموده بود ، پيش از اين نيز در سخنان و بخشنامه هايي رفتار برخي مسوولين در اين نهاد با متهمين را مورد انتقاد قرار داده بود و از آنها خواسته بود تا عملكرد خود را در چارچوب قانون قرار دهند .ر
اينكه رياست قوه قضاييه پس از سالها رياست بر اين نهاد و بارها تذكر ، براي چندمين بار ناچار مي شود همان تذكراتي را تكرار كند كه بارها بر آن تاكيد كرده است ، جز وجود يك جريان مقاوم در برابر دستور بالاترين مسوول نهاد قضايي كشور در اين نهاد ، نشانه امر ديگري نمي تواند باشد .ر
مواردي مانند پرونده سازي خارج از دادسرا ، ارجاع بي حساب پرونده ها به نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي و ديگر موضوعاتي كه رييس قوه قضاييه از آنها بشدت انتقاد كرده است ، بارها در رسانه ها نقل شده بود كه باانكار برخي مسوولين در همين قوه مواجه گرديده و رد شده بود و اين بار انتظار مي رود ، انتقادها و دستورالعمل متعاقب آن جناب آيت الله هاشمي شاهرودي به تغييراتي اساسي و محسوس در روند امور قضايي كشور منجر شود.ر
كم نيستند افرادي كه به شيوه هاي انتقاد شده توسط رياست قوه قضاييه پرونده هايي عليه آنها در محاكم قضايي طرح و بعضا به صدور راي نيز انجاميده است و يا ادعاي آنرا دارند ، در اولين قدم در اجراي دستورالعمل رياست قوه قضاييه ، اين انتظار وجود دارد كه ايشان با تعيين هياتي دستور دهند پروندهايي كه گمان آن مي رود و يا مدعياني دارد كه اصرار بر كسب اقارير و تهيه مستندات از طريق غير قانوني و مورد انتقاد آيت الله شاهرودي دارند ، مورد بازنگري قرار گيرد .ر
ايران پيروز مبارزه ژئوپولتيك با آمريكا
---------------
راه آهن بافق - مشهد روز سه شنبه گشايش يافت . يا بهره برداري از اين خط آهن شبكه ريلي ايران عملا تكميل مي شود و اقتصاد ملي ايران كه بواسطه كامل نبودن خطوط آهن در شرق كشور ، با اقتصاد ملي پيوند محكمي نداشت ، استحكام مي يابد. ر
راه آهن بافق - مشهد با طول 800 كيلومتر در ادامه خط آهن ابريشم احداث شده است كه ارتباطات شرق وغرب جهان را از راه ايران تسهيل مي كند.ر
اجراي و بهره برداري از اين خط آهن با ويژگيهايي متعدد بار ديگر تاييدي بر اين مدعا است كه منطقه و جهان نمي تواند نقش و موقعيت ايران را در روابط منطقه اي و جهاني ناديده بگيرد .ايران در منطقه اي از جهان قرار گرفته است كه به تعبير سيد محمد خاتمي رييس جمهوري " بحراني ترين نقطه جهان " ا ست ، با اين وجود آنقدر به ثبات خود اطمينان دارد كه دست به اجراي طرحهاي بزرگي چون اجراي راه آهن بافق - مشهد مي زند و براي اجراي آن سرمايه گذاريهاي هنگفتي به عمل مي آورد.ر
در معادلات سياسي و استراتژيك امروز دنيا ، سهم گيري در معادلات حمل و نقلي بخصوص حمل و نقل ريلي به جهت ويژگيهاي آن جاي خاصي دارد . موقعيت بي بديل ايران در جغرافياي منطقه و جهان اين فرصت را به ايران داده است كه با ارايه كوتاه ترين فاصله و در عين حال امن ترين راهها ، ارتباطات حمل و نقلي بخش بزرگي از جهان را كه رشد بسيار بالايي نيز در اقتصاد خود دارد ، فراهم آورد و اجراي خط آهن بافق - مشهد اين موقعيت را دو چندان مي كند . ر
راه آهن بافق - مشهد كه در ادامه پروژه بزرگ و بين المللي مشهد - سرخس - تجن ( در سال 1375مورد بهره برداري قرار گرفت )به اذعان عموم صاحبنظران و آگاهان به مسايل سياسي و استراتژيك ، با اهميت ترين طرح اقتصادي در سطح منطقه و حتي فرا تر از آن در سطح جهاندرسالهاي آغازين قرن 21است . با بهره برداري از شبكه راه آهن مشهد - تجن عملا شرق و غرب جهان ، از مرزهاي چين در كناره اقيانوس آرام تا آخرين نقطه در غرب اروپا به هم متصل شد و اينك با گشايش راه آهن بافق - مشهد خليج فارس نيز به اين شبكة بزرگ متصل مي شود و مبادلات اقتصادي جهاني تسهيل مي گردد كه تاثيري بسيار عميق در توسعه مناسبات دولتها و ملتهاي منطقه خواهد داشت . ر
اجراي راه آهن بافق - مشهد نشانه ديگري از پيشتازي ايران در عرصه هاي اقتصادي و سياسي منطقه است كه ايران را در برابر آمريكا كه سا لهاست مي كوشد تا اين كشور را از معادلات اقتصادي سودمند منطقه مانند صدور نفت دور نگه دارد ، پيروز مبارزه ژدوپولتيكي مي سازد .ر
نورسلطان نظربايف رييس جمهوري قزاقستان در كتاب خود تحت عنوان " در آستانه قرن 21" در توصيف موقعيت ايران پس از مروري بر سوابق مخالفت آمريكا با صدور نفت كشورش ازراه ايران كه فارغ از تعارفات ديپلماتيك مرسوم صورت گرفته است ، درباره موقعيت ايران در منطقه و نقش آن در روند اقتصادي و سياسي منطقه مي نويسد :" موقعيت حساس و استراتژيك جغرافيايي ايران از جمله ديگر زمينه هاي اهميت روابط ما ( قزاقستان ) با اين كشور (ايران ) است . ايران پنچره اي رو به جهان براي ما است . ايران از بانفوذترين و مهمترين كشورهاي شركت كننده در روند اقتصادي و سياسي در منطقه و جهان اسلام بوده و هست ."ر
!! در اين باره دوست ندارم بنويسم
-------------------------
روزنامه شرق در شماره روز يكشنبه 11ارديبهشت امسال (1384) خود در صقحه اخبار انتخابات رياست جمهوري به نقل از دكتر علي اكبر ولايتي وزير پيشين امورخارجه ، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و... كسي كه در دوران وزارت او واقعه مورد بحث در نقل قول رخ داد ، نوشت : ماجراي ميكونس (رستواني در آلمان كه در يك عمليات مسلحانه در آن عده اي از سران كرد مخالف كشته شدند) و قتل بختيار ( آخرين نخست وزير رژيم پهلوي ) به مصلحت نظام نبود .ر
روزنامه شرق در خبري ديگر در روز دوشنبه 12ا رديبهشت امسال (1384) از آقاي محسن رضايي فرمانده پيشين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و دبير كنوني مجمع تشخيص مصلحت نظام و داوطلب نامزدي انتخابات رياست جمهوري اين مطلب را تيتر كرد كه : دولتي ها در مواد مخدر نقش دارند .ر
روزنامه در ادامه خبر خود كه منبع آنرا خبرگزاري فارس ( نزديك به جناح فكري آقاي محسن رضايي ) ذكر كرده نوشته است كه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسم اختتاميه نشست كميته دانشجويي ستاد انتخاباتي خود در مجتمع فرهنگي ثارالله ( تا آنجايي كه بنده اطلاع دارم اين مجتمع متعلق به سپاه و محل آن در انتهاي خيابان پيروزي است ) گفته است :" متاسفانه فساد در درون حكومت زياد شده است به طور مثال فكر مي كنيد چرا مسئله مواد مخدر با اين همه امكانات و پيگيري حل نمي شود ، براي اينكه خود دولتي ها در آن دست دارند ، چرا كه امكان ندارد بدون ارتباط عوامل دولت چنين معضلي باقي بماند و بايد از دولتي كه نماينده دلالان و رانت خواران باشد ترسيد و واي به حا ل دولتي كه نماينده اين عده باشد . ر
در مطلبي ديگر شرق در روز دوشنبه نوشت كه علي لاريجاني رييس پيشين سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و عضو شورايعالي امنيت ملي و... و يكي ديگر از داوطلبان نامزدي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سفري تبليغاتي به بندر انزلي و پس از برشمردن بخشي از كارنامه خود در مقام رياست سازمان صدا و سيما و بيان ديدگاه خودش كه " سرمايه بايد در دست عموم مردم باشد نه در دست افراد خاص " و انتقاد از شكل كنوني خصوصي سازي گفته است :" زماني كه ما در تلويزيون دادگاه برخي از افراد را كه در تضييع بيت المال دست داشتند ، پخش مي كرديم ، آن قدر داد و بيداد راه مي انداختند كه " آبروي جمهوري اسلامي رفت " و " به جمهوري اسلامي لطمه خورد و....ر
نتيجه : دردم نهفته به ، زين طبيبان مدعي
توصيه : باشد كه از خزانه غيبم ، دوا كنند
نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته ۳
در دو بخش قبلي اين مقاله ار علل توجه و روي آوري كشورهاي در حال توسعه به نظامي گري و علاقه وافر نيروهاي مسلح در اين كشورها براي ورود به سياست سخن گفتم. دراين بخش به بررسي اين نكته مي پردازم كه چرا و چطور د رجوامع پيشرفته اين ميل و علاقه كنترل و سپس عملا از بين برده شده است ؟
در جوامع دموكراتيك (توسعه يافته ) به لحاظ قانوني براي حضور نظاميان در عرصه سياست منع قانوني و اخلاقي بوجود مي آورند.اما روشن است كه بصورت شكلي هيچ حكومتي نمي تواند و نتوانسته است مانع حضور نظاميان در سياست و تاثيرگذاري آنها شود. مانند اغلب كشورهاي اروپايي كه بر طبق قانون وزير دفاع آنها نمي تواند نظامي باشد.ر
عمده عاملي كه دركشورهاي توسعه يافته مانع نظامي گري و قدرت يابي خارج از حيطه قانون نظاميان مي شود، وجود نهادهاي مدني است كه قدرت مردم را در خود تجميع مي كنند ن حال آنكه اين عامل در كشورهاي در حال توسعه يا وجود ندارد و يا بسيار ضعيف است .ر
در كشورهاي توسعه يافته ، نهادهاي مدني از چنان قدرتي برخوردارند كه نه تنها نظاميان بلكه كل دولت (قدرت ) را مي توانند به پاسخگويي و سرفرود آوردن در برابر اراده عمومي وا دارند. نكته مهمتر تجمع قدرت و اقتدار در نظامهاي سياسي كشورهاي توسعه يافته است كه آنها را ناچارا در برابر قدرت مردم ناچار به تسليم مي كند.ر
افكار عمومي و خاستگاههاي دولتها در كشورهاي توسعه يافته يك عامل ديگر براي جلوگيري از نظامي گري دراين كشورهاست . دولتها در كشورهاي توسعه يافته به جهت نياز به راي مردم ناچار بايد خواسته هاي آنها را تامين و برآورده سازند و از اين رو در خود الزام به قبول و اعمال نظرات مردم را مي بينند.ر
وجود نهادهاي مدني ، به قدرت در كشورهاي توسعه يافته استحكام لازم را داده است و از اين رو اين كشورها دچار فروپاشي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و... و آشوب كه مي تواند زمينه را براي روي كار آمدن نظاميان آماده كند ، يا نمي شوند و يا اگر هم شوند بسيار محدود خواهد بود و نهادهاي مدني و نهادهاي دولتي قادر به كنترل و جمع آوري آن هستند.ر
كشورهاي توسعه يافته عموما از نهادهاي قدرتمند رسانه اي برخوردارند و جود اين نهاد يكي ديگر از عوامل موثر در جلوگيري از نظامي گري در اين كشورهاست . دو ويژگي نفد و اطلاع رساني كه از خواص كاركري رسانه هاست ، دركشورهاي توسعه يافته به نظاميان امكان رفتن به سوي تحميل اراده خود را نمي دهد .ر
در كشورهاي توسعه يافته براساس تعريف قانوني و در اجرا ، ارتش از عوامل قدرت ملي است ، اما براي اعمال قدرت نظام تلاش نمي كند در اين نظامها ارتش مجري و نه تصميم گير است.ر
در كشورهاي توسعه يافته ن رشد متوازن وجود دارد. در چنين جامعه اي ارتش برخلاف كشورهاي در حال توسعه از منزلت بالاتري نسبت به ديگر اقشار جامعه برخودار نيست و عضويت در ارتش ظاهرا نفع اقتصادي و اجتماعي خاص و فوق العاده اي را در بر ندارند .ر
در كشورهاي در حال توسعه ارتش عموما ايدئولوژيك است و خود را حامي ايدئولوژي حاكم و يا ديدگاهي كه "قدرت " براي اعمال آن تلاش مي كند ، مي داند اما در كشورهاي توسعه يافته كه عموما نيز فاقد ايدئولوژي حكومتي هستند ، ارتش در اساس ايدئولوژيك نيست و يا از ورود به آن منع شده است .ر
در جوامع توسعه يافته در مجموع يك " باور عمومي " بوجود آمده است كه " دموكراسي بهترين شيوه و يا كم ضررترين شيوه حكومتي است ."ر
در اين جوامع باور عمومي همچنين به اين نتيجه رسيده است كه " براساس فايده و سود ، دموكراسي بهترين است ." وجود اين باور يكي از قوي ترين عوامل براي جلوگيري از نظامي گري در كشورهاي توسعه يافته است.ر
علاوه بر مطالب گفته شده ن تحولات فراوان د رعرصه سياست جهاني در سالهاي اخير بسياري از زمينه ها را براي روي كار آمدن نظاميان گرفته است.ر
براساس يك اجماع جهاني كه البته موارد نقض آن نيز بسيار ديده شده است ، كشورهاي جهان حداقل اخلاقا خود را موظف به اعمال مجازاتهاي سياسي براي نظامي هاي كودتاچي و آنهايي كه براي خريد تسليحات پيشرفته وله نشان مي دهند و رفتار سياسي آنها نشان داده است كه رژيم هاي سازگازري در عرصه جهاني نيستند ن اعمال مي كنند.ر
اجازه بدهيد اين بحث را در آينده باز هم ادامه دهم . ممنون خواهم شد با نقطه نظرات ارزشمندتان به بحث غني ببخشيد.ر
.نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته -4-آخرين قسمت
براي جلوگيري از نظامي گري در سطح جهان ، اجماع حاكم بر آن است كه رژيم هاي كودتايي بايد مورد تحريم سياسي ، اقتصادي و ديپلماتيك قرار گيرند.ر
قشار افكار عمومي جهاني ، بسياري از كشورهايي را كه در آنها زمينه براي روي كار آمدن نظاميان وجود داشته ، به اتخاذ اين تدابير واداشته است كه از راهكارهاي قانوني ، سد راه دخالتهاي نظاميان در امور سياسي شوند. نيجريه و تركيه مصداقهاي اين گفته هستند كه در سالهاي اخير با اصلاحاتي در قانون اساسي و قوانين موضوعه خود ن راه ورود نظاميان به عرصه سياست را سخت كرده اند. و اين گفته "اوزال " نخست وزير فقيد تركيه است كه بارها گفته بود :" نظاميان بايد بدانند كه راه سياست از نظامي گري جداست و آنها نمي توانند رييس دولت شوند."ر
اعمال مجازاتهاي حقوقي بين المللي مانند دادگاه جنايات جنگي در مورد نظامياني كه در رفتار خود بي مبالاتي نشان مي دهند و نيز در مورد رژيم هايي كه خريد و فروش تسليحات پيشرفته دارند و پاسخگو كردن آنها از ديگر اهرمهايي بوده كه در سالهاي اخير راه ورود نظاميان به عرصه سياست را در جهان سخت كرده است .ر
بر طرف كردن نگرانيهاي مربوط به تهديدات خارجي از طريق اقدامات منطقه اي و بين المللي كه دولتهاي نظامي از آن به عنوان يك بهانه براي سركوب مردم استفاده مي كردند ، و اعمال فشار مراكز مالي و تجاري جهاني به دولتهاي نظامي و آنهايي كه نظامي هستند، به تجربه نشان داده است كه در جلوگيري از ورود نظاميان به عرصه سياست موثر بوده است .ر
دولتهاي جهان امروز پيشنهاد مي كنند كه در مورد كشورهايي كه هم دولت نظامي دارند و هم براي تامين و انباشت تسليحات كشتار جمعي وله نشان مي دهند ، بايد دست به اقدام جمعي زد . در مواردي مانند بالكان كه اين رويه اعمال شده ، موفق بوده است . اين تز را آمريكايي ها در جهان طرح كرده اند كه "دولت خطرناك - سلاح خطرناك " تهديدي بزرگ براي جهان است .ر
از ديگر روشهاي توصيه شده در راهكارهاي جلوگيري از نظامي گري در سطح جهان ، تركيب روشهاي تجاري و كنترل تسليحات است . به اين معني كه توسعه روابط سياسي را بايد مشروط به دو نكته كرد:ر
الف : كاهش تسلط نظاميان
ب : توقف حركت به سمت سلاح هاي خطرناك
يكي از شيوه هاي رايج در دنيا در سالهاي اخير براي ترغيب حكومكتها به رفتار دموكراتيك ، ترغيب كارتل ها به محدود كردن ارسال اسلحه به كشورهاي داراي حكومتهاي غير دموكراتيك و گذشتن از منافع كوتاه مدات به نفع ثبات و امنيت نظام بين الملل است .اما مساله اي كه در اين ميان مانند ديگر موارد وجود دارد ، برخورد گزينشي و بازار پرسود قاچاق اسلحه و سود آوري بالاي آن است كه به دولتهاي نظامي كمك مي كند تا دولتهاي نظامي شركاي تسليحاتي خود را متنوع كنند ، علاوه بر آنكه قوانين برخي كشورها در مورد محدود كردن فروش سلاح نيز براي سركوب ، امكان تحريم را نمي دهد.ر
اعمال سياست تحديد تقاضا براي خريد تسليحات كه در سركوب و افزايش بودجه نظامي كاربرد دارد ، از طريق تشويق دولتها به دموكراسي و بالا بردن امنيت منطقه اي همانگونه كه اشاره شد از راهكارهاي اصلي براي جلوگيري از نظامي گري است.ر
با اين همه ، چالشها و منافعي بر سر راههاي گفته شده وجود دارد كه راهها را بطور كامل به روي نظامي گري نمي بندد.ر
از عمده ترين اين چالشها مي توان به منافع اقتصادي دولتها و شركتهاي كشورهاي توسعه يافته در زمينه فروش تسليحات ،' منافع راهبردي دولتهاي بزرگ با برخي دولتهاي نظامي يا برخي نظامي ها و دولتهاي نظامي ( مشاركت دولت وقت انگليس با مسووليت پسر خانم تاچر در كودتاي گينه و تامين اسلحه براي كودتاچيان ) فشارهاي ملي و درون كشوري بر نظاميان ، فشارهايي كه ناشي از اختلافات ارضي و ايدئولوژيك دولتهاست و باعث بالا رفتن بودجه و رفتن نظامي ها به سمت نظامي گري مي شود ، انگيزه هاي جاه طلبانه فردي در اين كشورها كه ارتش را هدايت مي كند و مهمتر از همه برخورد گزينشي دولتهاي پيشرفته و توسعه يافته در اعمال اين روشها ، اشاره كرد. از حسن محبت شما ممنونم و اميد دارم با راهنمايي خود به اين نوع بحث هاي بنيادي غني ببخشيد.ر
والسلام
تخم لق قحطي رجال
------------------
مشهور است كه اول بار ناصرالدين شاه قاجار ، اين عبارت را كه "كشور دچار قحطي رجال است " بر زبان آورد ، ولي آنچه در حافظه تاريخ ثبت و ضبط است اين نكته مي باشد كه در ساليان دراز اين واژه بر زبان رهبران و شبه رهبران بسياري در كشور آمده است و همين گفته بوده كه بهانه آن واقع شده است تا بسياري از نخبگان كشور در همه عرصه هاي تاريخ از قدرت كنار گذاشته شده و راهي به آن نيابند.ز
تاريخ اين كشور به ياد دارد كه چگونه محمد رضا پهلوي ونخست وزير او امير عباس هويدا يكي از تكيه كلامهايشان در برابر انتقادها از آنها براي بستن راه ورود نخبنگان به قدرت و حتي حاشيه آن كه زمينه را براي اداره خانوادگي كشور فراهم آورد ،واژه توهين آميز و تحقير كننده يك ملت ،"قطحي رجال در كشور "بود.ر
تاريخ اين كشور همچنان به ياد دارد كه در همين كشور رهبران انقلابي در سالهاي مبارزه آن هنگام كه بر اسب قدرت سوارنبودند با چه زبانهاي تندي همين باور قحطي رجال را به باد انتقاد مي گرفتند كه چنين و چنان كرده است كه كمترين آنها فراري دادن جوانان و نخبنگان از كشور است .ر
اين روزها كه به انتخابات رياست جمهوري نزديك مي شويم ،دوباره همان گفته ها را مي شود از زبان برخي كه خود حتي سالها در راس قدرت بوده اند ، شنيد .ر
در تازه ترين اظهارات كه سعي شده به واسطه شرايط خاص روزهاي پيش از انتخابات به آن هيجاني كه لازمه اين روزهاست داده شود، مصطقي كواكبيان دبير كل حز ب مردم سالاري از اينكه كشور به دست آقاها و آقازاده ها افتاده و عده اي معدود بر همه امور كشور حاكميت مي كنند انتقاد كرده و گفته است كه اين شيوه اداره امور موجب فرار نخبگان از كشور و بي ميلي آنها به مشاركت در اداره امور شده است .ر
: جناب كواكبيان در سخنراني تبليغاتي خود در جمع برخي بازاريان و اصناف تهران در روز شنبه 11ارديبهشت ماه امسال مي گويد درطول 26سال گذشته يك عده در اين كشور صندلي ها را بين خودشان چرخانده اند .آدم ها عوض نشدند .يك بار در كسوت وزير ، يك بار در كسوت وكيل و يك بار در لباس سفير و استاندار در عرصه قدرت ظاهر شده اند.ر
وضيت حاكم بقدري به دهان جناب كواكبيان شور آمده است كه فرياد برآورده 2هزار و 700 نفر در طول 26سال ،8 نهاد عمده كشور را چرخانده اند كه متوسط سواد آنها ليسانس بوده است ، حال آنكه در كشور هم اكنون 45هزار عضو هيات علمي دانشگاهها داريم .ر
صاحبنظران علم سياست بحرانهايي را كه يك جامعه و يا كشور با آن مي تواند مواجه شود ، تحت 5عنوان تقسيم كرده اند كه يكي ازآنها " بحران توزيع " است .براساس نظريه هاي متخصصان امر وقتي يك كشور و يا جامعه تنها در درون مجموعه اي از حاكمان قدرت را جابجا مي كند ، به بحران توزيع مبتلا است . اولين اثر بحران توزيع ، دوري و قهر مردم از سياست مي باشد ، شبيه آنچه كشور ما اكنون گرفتار آن است و نهايت آن عدم تمايل مردم به مشاركت در امور و سرپيچي ها ي مدني است كه قدرت حاكم را قلج خواهد كرد.ر
رهبران يك جامعه زماني مي توانند ادعاي آن را داشته باشند كه جامعه خود را بصورت دموكراتيك اداره مي كنند كه از راههاي دموكراتيك به قدرت رسيده باشند و دموكراتيك حفظ قدرت كنند و وقت انتقال نيز آنرا بصورت دموكراتيك به منتخبان مردم واگذار نمايند . براي تحقق چنين امري قدرت بايد همه آحاد جامعه را در اداره امور مشاركت دهد و اين كار در جوامع پيشرفته و مترقي كه نظام هاي حاكم مشروعيت خود را در گروي راي و اقبال توده ها مي دانند ، توسط نهادهاي مدني و فارغ از اعمال نفوذ قدرت حاكم صورت مي گيرد . اولين و ذاتي ترين وظيفه يك نهاد مدني تربيت نيروهاي در سايه براي اداره امور جامعه است . در چنين نهادهايي اداره كنندگان امور كشور در آينده تربيت و آماده مي شوند تا در صورت اقبال مردم به خود ، اداره امور را در دست بگيرند. كارگزاران درجمهوري اسلامي ايران براي برون رفت از قهري كه مردم با سياست و سياستمداران كرده اند و نمود آن در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و انتخابات شوراهاي اسلامي تجلي يافت و اگر توجه نشود در انتخابات پيش روي رياست جمهوري نيز بار ديگر خود را نشان خواهد داد ، چاره اي جز باور ديدگاهها و خواسته ها و نظرات مردم ندارند و اين امر تنها با قبول اهميت و لزوم مشاركت عمومي و فراهم آوردن زمينه هاي آن ازجمله بها دادن به آرا و انديشه هاي همه مردم در قالب نهادهاي مدني و رفع بحران توزيع ممكن است.ر
ر
(2) نظامي گري در كشورهاي درحال توسعه و پيشرفته
ادامه- در چنين ساختهايي ، تشكيلات نظامي وسيع تر مي شود. نظامي ها بهانه پيدا مي كنند كه براي عرض اندام در برابر سياسيون به يك تهديد خارجي اشاره كنند و خود در پشت يك خط قرمز تعريف شده بايستند و از آن براي افزايش سطح نفوذ خويش استفاده كنند.ر
نگراني از امنيت و ثبات داخلي از ديگر دلايل تقويت نظامي گري در كشورهاي در حال توسعه است .برخي رژيم ها تسليحات مي خرند به خاطر اينكه در تامين امنيت داخلي (رژيم ) از آن استفاده كنند . از طرف ديگر معمولا نظامي هايي كه در يك كشور جايگاهي در سياست دارند و يا مي خواهند داشته باشند، از وضعيت پشتيباني كرده تا خود را هر چه بيشتر ارتقاء دهند . درچنين ساختهايي ، رهبران ،تيم هاي نظامي و امنيتي را حاكم مي كنند تا بدنه اصلي حمومت را در دست بگيرند .سوريه اين وضعيت را دارد.ر
دركشورهاي درحال توسعه ،قدرتهاي حاكم به دلايل بسيار و با استفاده از ابزار مختلف از رسانه ها گرفته تا اقتصاد سعي مي كنند تا ارتش و نظامي بودن را به "نمادي عيني از غرور ملي " معرفي كنند. در اين نوع كشورها نوعا براي تقويت غرور ملي به تاريخ خود نقب مي زنند و به سمبل سازي و برجسته كردن سمبل هاي ملي خيالي و يا واقعي مي پردازند .ازبكستان تحت حكومت اسلام كريم اف و جمهوري آذربايجان تحت حاكميت رييس جمهوري سابق آن حيدر علي اف و در بخشهايي از تاريخ عراق تحت حاكميت صدام حسين و... از جمله اين رژيم ها بوده و هستند. ر
در كشورهاي درحال توسعه ،نظاميان ارشد نوعا در تلاش براي پيشبرد منافع حاكمان كه با منابع مالي خارجي و بعضي قدرتها پيوند دارند ، هستند ر
پاكستان و ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي مصداقهاي اين وضعيت هستند.در ايران `پيش از پيروي انقلاب اسلامي ،ارتشبد توفانيان مسوول خريد تسليحات ارتش تا به آنجا روابط نزديك با فروشندگان اصلي اسلحه د رجهان و مشخصا آمريكا و انگليس برقرار كرد كه محمد رضا پهلوي از بيم به خطر افتادن حكومت خود ، او را از اين كار كنار گذاشت .توفانيان در خاطرات خود كه در آمريكا منتشر و در ايران نيز به فارسي منتشر شده است ، اين نكته را بازگو مي كند.ر
دلايل متعدد ديگري نيز براي اينكه نشان داده شود كه چرا در كشورهاي در حال توسعه ، ميل به نظامي گري وجود دارد، قابل بحث است كه در فرصتي ديگر به آنها پرداخته خواهد شد.ر
اما در كشورهاي توسعه يافته ، در اين كشورها اصولا و با اعمال راهكارهاي متعدد نه تنها ميل به نظامي گري كنترل ، بلكه در سالهاي اخير و بيشتر تحت تاثير شرابط بين المللي مهار و در حال از بين برده شدن است گرچه حوادثي چون 11سپتامبر 2001و مسايلي كه آمريكا بدنبال پروژه اساسي خود براي اعمال برتري بر جهان پس از آن اعمال داشته ، اين بيم را در بين جهانيان بوجود آورده است كه ممكن است كشورهاي در حال توسعه در عين اينكه در داخل محدوده جغرافيايي خود نظامي گري را كنترل مي كنند،اما اين ميل را در ميان كشورهاي ديگر و بخصوص حكومتهاي نامشروع به لحاظ خاستگاههاي حكومتي بوجود آورند.ر
فرصتي ديگر در اين باره بيشتر بحث خواهيم كرد.ر
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 17:44 |
متن كامل
|
شنبه چهاردهم خرداد 1384
پیام اجتماع روزنامه نگاران مقابل مجلس ، قدرت نیز قابل نقد است
|
|
|
|
|
تجمع روز يكشنبه شماري از روزنامهنگاران در مقابل مجلس شوراي اسلامي فراتر از يك و يا چند نماينده پيامي آشكار و صريح به «قدرت» داشت. آن پيام فراتر از دعوت و فراخوان، از «قدرت»ميخواهد تا رفتار خود با رسانهها در مقام نمايندگان افكار و وجدان عمومي را مورد بازانديشي و بازبيني قرار دهد. آنچه نمايندگان روزنامهنگاران در تجمع مقابل مجلس خواهان آن شدند، از بين رفتن زمينههاي فكري و اجرايي نقض قانون اساسي در فصل آزاديهاي مصرح در ميثاق ملي بين «قدرت» و «مردم» است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران پذيرش و رعايت آزاديهاي اساسي ملت از سوي قدرت را تضمين ميكند. از جمله آزاديهايي كه منتخبان ملت در نوشتن ميثاق ملي بر آن تاكيد كردهاند و به آن صراحت تمام دادهاند، آزادي بيان در چارچوبهاي ديده شده و مورد تعهد ملت و تمكين قدرت است. انقلاب اسلامي ايران در بطن و اساس خود آزادي را براي ملت ايران به ارمغان آورد و در شعارهاي اساسي خود، يكي از سه ركن اساسي آن را «آزادي» قرار داد. «آزادي بيان» مادر همه اشكال آزاديها و نمود عيني برقراري مردمسالاري است. نمود و تجلي آزاديبيان در هر جامعه را با رسانههاي آن ميسنجند كه افكار عمومي را نمايندگي ميكنند و بيراه نيست كه گفته شود، رسانهها مادر نهادهاي مدني هستند. در تعاريف جديد از نظامهاي سياسي و الزامات آن، رسانهها جاي ويژهيي دارند و در تحليل وضعيت سياسي يك جامعه و اينكه آيا آن نظام، نظامي دموكراتيك هست يا نه، نحوه تعامل قدرت با رسانهها مورد بررسي و دقت قرار ميگيرد. ناديده گرفتن ميثاق ملي و قوانين موضوعه ديگر )كه از ميثاق منتج شده( در برخورد با رسانهها از سوي قدرت در كشور ما متاسفانه امروز دستاوردهاي ارزشمندي را كه نظام در عرصههاي مختلف و حتي رسانهها به دست آورده، مخدوش ساخته است. بر هيچ منصفي پوشيده نيست كه در سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به لحاظ «كمي» رسانههاي كشور توسعه فراواني يافتند،اما هر منصفي اين را نيز خواهد گفت كه از نظر «كيفي» رشد رسانهيي به واسطه سايه سنگين قدرت، محدود بوده است. ترس از تعطيلي محل كار، بازداشت، زندان، محروم شدن از حقوق اجتماعي و... و اين اواخر اخراج از «خانه ملت» و هتك حرمت شدن توسط «نماينده ملت» آن سايههاي سنگيني هستند كه نفس روزنامهنگاران را به هنگام قلم زدن حبس و قلمهايشان را براي «نقد قدرت» كند ميكند. قدرت با نقد خود تقويت ميشود و مسير را مييابد. نقد قدرت موجب سلامت و استمرار حيات سالم آن خواهد شد و بيم از نقد، قدرت را به سوي ديكتاتوري ميراند كه اقبال تودهها را از آن سلب خواهد كرد. ويژگيهاي ارتباطي دوراني كه در آن بسر ميبريم و پيچيدگي افكار عمومي حكم ميكند كه قدرت ضريب تحمل خود را بالا ببرد و به هر امر و اتفاقي نه از منظر تهديد كه از منظر فرصت بنگرد. به مانند هر نهاد مدني، رسانهها با تجميع آمال، خواستهها و نقطه نظرات عمومي و دستهبندي آنها و انتقال به قدرت و متقابلا تكرار همين روند از حاكميت به مردم، اين كاركرد را دارند كه در هر دو سوي مسير به «نقد» بپردازند و آنها را سامان بدهند. ضمانت عمل درست اين چرخه، گردن نهادن به الزامات آن است كه اصليترين آن به جهت در اختيار داشتن قدرت و ابزار اعمال آن، قبول اين واقعيت حياتي از سوي «قدرت» است كه «قدرت نيز قابل نقد است و در يك نظام مردمسالار هيچ كس و هيچ چيز از حاشيه امن برخوردار نيست».
|
|
|
|
|
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 11:26 |
متن كامل
|
شنبه چهاردهم خرداد 1384
خانه جدید من
سالها برروی دومین بلاگ اسپات و زیر نام خودم (رئوف پیشدار ) ديدگاهايم را در خصوص مسايل سياسي ايران و جهان(آنچه بيشتر در حوزه مطالعاتي خودم - آسياي مركزي قرار مي گرفت ) مي نوشتم . مطالب من بيشتر ديدگاههاي تئوريك در حوزه سياسي و استراتژيك را در بر می گرفت و خواهد گرفت و انتظارم اين بوده و هست كه مورد توجه دوستان دانشجويم قرار بگيرد.
اخيرا و بعد از آنكه برخي خدمات دهندگان اينترنتي ، دومين بلاگ اسپات را پروكسي كردند و دسترسي به وبلاگم براي شماري از دوستان غير ممكن شد ، تصميم گرفتم تا اين وبلاگ را علاوه بر وبلاگ قبلي داير كنم تا دوستاني كه دسترسي آنها محدود شده است ، از اين طريق اين امكان را به من بدهند تا از ديدگاهايشان همانند گذشته بهره ببرم .
آدرس قبلي من همچنان فعال است و دوستاني كه محدوديتي ندارند مي توانند به آن آدرس نيز رجوع نمايند.
از همه دوستاني كه اين وبلاگ را مطالعه و من را مورد لطف خود قرار مي دهند ، سپاسگزارم .
رئوف پيشدار
نوشته شده توسط رئوف پیشدار در ساعت 9:7 |
متن كامل
|